۱۰:۲۶
«۷۵ ورودی مصمم، یک مدرس متخصص، یک دوره بینظیر»
تصاویر منتخب از دوره تخصصی نوشدارو قبل از مرگ سهراب، ویژه دانشجویان ورودی جدید، با حضور پرشور حدود ۷۵ نفر از شما عزیزان و تدریس آقای حکمی
افتخار میکنیم که به عنوان تیم علمی پیشران، توانستیم اولین گام قوی برای ورود شما به دنیای محاسبات پیشرفته رو برداریم.
ممنون از انرژی و تلاش شما؛ مسیر یادگیری ادامه داره
پیشران
افتخار میکنیم که به عنوان تیم علمی پیشران، توانستیم اولین گام قوی برای ورود شما به دنیای محاسبات پیشرفته رو برداریم.
ممنون از انرژی و تلاش شما؛ مسیر یادگیری ادامه داره
۱۰:۲۷
۱۰:۲۷
۱۰:۲۷
۱۰:۲۷
۱۰:۲۷
۲۷ آذر، روز وحدت حوزه و دانشگاه، فرصتی است برای تأمل دوباره بر یکی از اساسیترین آرمانهای انقلاب اسلامی؛ آرمانی که قرار بود نسبت علم و دین را از تقابل و بیاعتمادی، به همافزایی و همکاری سوق دهد. این روز به نام شهید آیتالله دکتر محمد مفتح نامگذاری شده است؛ عالمی که خود نماد پیوند حوزه و دانشگاه بود و شهادتش هشداری تاریخی داد که جدایی این دو نهاد، جامعه را از مسیر هدایت و پیشرفت منحرف میکند. با این حال، پس از گذشت دههها از انقلاب اسلامی، ناگزیر باید با نگاهی صادقانه و انتقادی پرسید: این وحدت تا کجا محقق شده است؟ آیا حوزه و دانشگاه واقعاً در یک مسیر مشترک حرکت میکنند یا همچنان هر یک در مدار جداگانهای میچرخند؟
ریشه این آرمان به اندیشه امام خمینی (ره) بازمیگردد؛ آنجا که دانشگاه را «مبدأ همه تحولات» میدانستند و نسبت به خطر دانشگاهی که فاقد جهتگیری اسلامی باشد، هشدار میدادند. از نگاه ایشان، علمِ جداشده از دین میتواند به ابزاری برای وابستگی، استحاله فرهنگی و حتی استعمار تبدیل شود. پس از ایشان نیز مقام معظم رهبری بارها تأکید کردهاند که وحدت حوزه و دانشگاه به معنای وحدت صوری یا تشکیلاتی نیست، بلکه وحدت در هدف، جهت و حرکت هماهنگ عقلانیت علمی و عقلانیت دینی است. با این وجود، فاصلهای که امروز میان این دو نهاد دیده میشود، نشان میدهد که این هشدارها و تأکیدها، آنگونه که باید، در سیاستگذاری و عمل جدی گرفته نشده است.
در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب، تلاشهایی برای تحقق این پیوند صورت گرفت. انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹، که با تعطیلی دانشگاهها و فرایند پاکسازی آغاز شد، قرار بود نقطه عطفی در بازسازی دانشگاه و تعمیق پیوند حوزه و دانشگاه باشد. نیت، اصلاح بنیانهای فکری دانشگاه و زدودن میراث وابستگی و سکولاریسم بود؛ نیتی که در اصل، قابل دفاع و حتی ضروری به نظر میرسید. اما در عمل، بسیاری از اقدامات، از تصفیه اساتید و دانشجویان تا آنچه «اسلامیسازی» نامیده شد، در سطح باقی ماند. تحول معرفتی عمیق، بازسازی برنامههای درسی بر اساس نگاه اسلامیِ منسجم، و شکلدهی به همکاری واقعی علمی و پژوهشی میان حوزه و دانشگاه، یا اساساً تحقق نیافت یا به حاشیه رانده شد.
بهتدریج، با تغییر اولویتها به سمت توسعه کمی دانشگاهها، افزایش آمار پذیرش دانشجو، و تأکید افراطی بر تولید مقالههای بینالمللی و شاخصهای جهانی، بُعد اخلاقی، هویتی و ایدئولوژیک علم کمرنگ شد. دانشگاهها بیش از آنکه به تربیت «انسانِ عالمِ متعهد» بیندیشند، به کارخانه تولید مدرک و مقاله تبدیل شدند. در سوی دیگر، حوزه علمیه نیز در بسیاری موارد، درگیر مسائل دروننهادی و سنتی خود باقی ماند و کمتر بهصورت نظاممند وارد مواجهه با مسائل نوپدید علم، فناوری و صنعت شد. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نسلی از متخصصان است که توان فنی دارند، اما نسبت روشنی با مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفهای و نگاه اسلامی به علم در آنان دیده نمیشود.
این جدایی، صرفاً یک مسئله نظری یا انتزاعی نیست؛ بلکه هزینههای واقعی و سنگینی برای جامعه دارد. در جهانی که فناوری با سرعتی بیسابقه در حال پیشرفت است، گسست میان علم و دین، ما را در برابر چالشهای عمیق اخلاقی و انسانی آسیبپذیر میکند؛ از هوش مصنوعی و مهندسی ژنتیک گرفته تا بحرانهای انرژی، محیط زیست و عدالت اجتماعی. در چنین شرایطی، علمِ بیمهار از ارزشها، میتواند به تهدیدی علیه انسان و جامعه تبدیل شود. از سوی دیگر، جریانهای معاند نیز با بهرهگیری از همین شکاف، در قالب جنگ شناختی و فرهنگی، تلاش میکنند نسل جوان را به سمت قرائتی سکولار، فردگرا و بیتعهد از علم سوق دهند.
در چارچوب گام دوم انقلاب اسلامی، که دستیابی به مرجعیت علمی و تمدنسازی نوین اسلامی بهعنوان افق آینده ترسیم شده است، تداوم این وضعیت نگرانکننده است. نمیتوان از تمدن اسلامی سخن گفت، اما نسبت علم با دین را حلنشده و مبهم رها کرد. وحدت حوزه و دانشگاه، نه یک شعار مناسبتی و نه آرزویی دستنیافتنی، بلکه یک الزام راهبردی برای آینده کشور است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازنگری جدی در سیاستگذاری آموزشی و علمی هستیم؛ بازنگریای که وحدت حوزه و دانشگاه را از حاشیه مناسبتها به متن تصمیمسازیها بازگرداند. اگر این آرمان همچنان نادیده گرفته شود، هزینه آن تنها متوجه نسل حاضر نخواهد بود، بلکه آینده علمی، فرهنگی و هویتی کشور را نیز با چالشهای عمیقتری مواجه خواهد کرد.
پیشران
ریشه این آرمان به اندیشه امام خمینی (ره) بازمیگردد؛ آنجا که دانشگاه را «مبدأ همه تحولات» میدانستند و نسبت به خطر دانشگاهی که فاقد جهتگیری اسلامی باشد، هشدار میدادند. از نگاه ایشان، علمِ جداشده از دین میتواند به ابزاری برای وابستگی، استحاله فرهنگی و حتی استعمار تبدیل شود. پس از ایشان نیز مقام معظم رهبری بارها تأکید کردهاند که وحدت حوزه و دانشگاه به معنای وحدت صوری یا تشکیلاتی نیست، بلکه وحدت در هدف، جهت و حرکت هماهنگ عقلانیت علمی و عقلانیت دینی است. با این وجود، فاصلهای که امروز میان این دو نهاد دیده میشود، نشان میدهد که این هشدارها و تأکیدها، آنگونه که باید، در سیاستگذاری و عمل جدی گرفته نشده است.
در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب، تلاشهایی برای تحقق این پیوند صورت گرفت. انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹، که با تعطیلی دانشگاهها و فرایند پاکسازی آغاز شد، قرار بود نقطه عطفی در بازسازی دانشگاه و تعمیق پیوند حوزه و دانشگاه باشد. نیت، اصلاح بنیانهای فکری دانشگاه و زدودن میراث وابستگی و سکولاریسم بود؛ نیتی که در اصل، قابل دفاع و حتی ضروری به نظر میرسید. اما در عمل، بسیاری از اقدامات، از تصفیه اساتید و دانشجویان تا آنچه «اسلامیسازی» نامیده شد، در سطح باقی ماند. تحول معرفتی عمیق، بازسازی برنامههای درسی بر اساس نگاه اسلامیِ منسجم، و شکلدهی به همکاری واقعی علمی و پژوهشی میان حوزه و دانشگاه، یا اساساً تحقق نیافت یا به حاشیه رانده شد.
بهتدریج، با تغییر اولویتها به سمت توسعه کمی دانشگاهها، افزایش آمار پذیرش دانشجو، و تأکید افراطی بر تولید مقالههای بینالمللی و شاخصهای جهانی، بُعد اخلاقی، هویتی و ایدئولوژیک علم کمرنگ شد. دانشگاهها بیش از آنکه به تربیت «انسانِ عالمِ متعهد» بیندیشند، به کارخانه تولید مدرک و مقاله تبدیل شدند. در سوی دیگر، حوزه علمیه نیز در بسیاری موارد، درگیر مسائل دروننهادی و سنتی خود باقی ماند و کمتر بهصورت نظاممند وارد مواجهه با مسائل نوپدید علم، فناوری و صنعت شد. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نسلی از متخصصان است که توان فنی دارند، اما نسبت روشنی با مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفهای و نگاه اسلامی به علم در آنان دیده نمیشود.
این جدایی، صرفاً یک مسئله نظری یا انتزاعی نیست؛ بلکه هزینههای واقعی و سنگینی برای جامعه دارد. در جهانی که فناوری با سرعتی بیسابقه در حال پیشرفت است، گسست میان علم و دین، ما را در برابر چالشهای عمیق اخلاقی و انسانی آسیبپذیر میکند؛ از هوش مصنوعی و مهندسی ژنتیک گرفته تا بحرانهای انرژی، محیط زیست و عدالت اجتماعی. در چنین شرایطی، علمِ بیمهار از ارزشها، میتواند به تهدیدی علیه انسان و جامعه تبدیل شود. از سوی دیگر، جریانهای معاند نیز با بهرهگیری از همین شکاف، در قالب جنگ شناختی و فرهنگی، تلاش میکنند نسل جوان را به سمت قرائتی سکولار، فردگرا و بیتعهد از علم سوق دهند.
در چارچوب گام دوم انقلاب اسلامی، که دستیابی به مرجعیت علمی و تمدنسازی نوین اسلامی بهعنوان افق آینده ترسیم شده است، تداوم این وضعیت نگرانکننده است. نمیتوان از تمدن اسلامی سخن گفت، اما نسبت علم با دین را حلنشده و مبهم رها کرد. وحدت حوزه و دانشگاه، نه یک شعار مناسبتی و نه آرزویی دستنیافتنی، بلکه یک الزام راهبردی برای آینده کشور است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازنگری جدی در سیاستگذاری آموزشی و علمی هستیم؛ بازنگریای که وحدت حوزه و دانشگاه را از حاشیه مناسبتها به متن تصمیمسازیها بازگرداند. اگر این آرمان همچنان نادیده گرفته شود، هزینه آن تنها متوجه نسل حاضر نخواهد بود، بلکه آینده علمی، فرهنگی و هویتی کشور را نیز با چالشهای عمیقتری مواجه خواهد کرد.
۱۰:۲۹
🪑 معادله مسیرمعادله مسیر از جایی شروع میشود که هیجان روزهای اول دانشگاه کمکم جای خود را به سؤالهای جدیتر میدهد؛ سؤالهایی که معمولاً کسی برایشان وقت نمیگذارد. دانشجو وارد رشتهای میشود که اسمش بزرگ است، درسهایش سنگین است و آیندهاش در نگاه اول مبهم. ترمها میگذرند، واحدها پاس میشوند، اما یک پرسش آرام و مداوم در ذهن شکل میگیرد: آخرِ این مسیر کجاست؟ صنعت چه میخواهد؟ کشور چه مسئلهای دارد؟ من در این میان دقیقاً کجا ایستادهام؟
«معادله مسیر» تلاشی است برای نزدیک شدن به پاسخ این پرسشها، نه با شعار و نسخههای آماده، بلکه با روایت تجربههای واقعی. اینجا پای حرف استادانی مینشینیم که سالها در دانشگاه، صنعت و پروژههای واقعی نفس کشیدهاند؛ کسانی که هم کلاس درس را میشناسند و هم کف کارگاه، هم پژوهش را دیدهاند و هم بازار کار را. روایتها از پشت تریبون گفته نمیشوند، بلکه از دل تجربه بیرون میآیند؛ از شکستها، تصمیمهای سخت، فرصتهایی که دیده شدند یا از دست رفتند، و مسیری که هیچوقت خطی و ساده نبوده است.
در معادله مسیر قرار نیست آینده رؤیایی ترسیم شود و نه قرار است واقعیتهای تلخ و ناامیدکننده نمایش داده شود. هدف، دیدن واقعیت همانطور که هست است؛ صنعتی که با چالش دستوپنجه نرم میکند، کشوری که به تخصص و مهارت واقعی نیاز دارد، و دانشجویی که اگر زودتر بفهمد کجای معادله ایستاده، میتواند مسیرش را آگاهانهتر بسازد. این روایتها برای آن است که دانشجوی تازهوارد بداند هنوز دیر نشده، و دانشجوی سالبالا بفهمد هنوز راه باز است، اگر تصمیم درست گرفته شود.
معادله مسیر یادآوری میکند که آینده حرفهای نه حاصل شانس است و نه صرفاً نتیجه نمره و مدرک؛ بلکه برآیند شناخت، انتخاب و حرکت است. هر روایت، یک متغیر از این معادله را روشن میکند، اما حل نهایی همیشه بر عهده خود دانشجوست. چون در نهایت، معادله مسیر را کسی برایت حل نمیکند؛ باید خودت آن را بفهمی، بسازی و جلو بروی.
به زودی
روایت پیشران
«معادله مسیر» تلاشی است برای نزدیک شدن به پاسخ این پرسشها، نه با شعار و نسخههای آماده، بلکه با روایت تجربههای واقعی. اینجا پای حرف استادانی مینشینیم که سالها در دانشگاه، صنعت و پروژههای واقعی نفس کشیدهاند؛ کسانی که هم کلاس درس را میشناسند و هم کف کارگاه، هم پژوهش را دیدهاند و هم بازار کار را. روایتها از پشت تریبون گفته نمیشوند، بلکه از دل تجربه بیرون میآیند؛ از شکستها، تصمیمهای سخت، فرصتهایی که دیده شدند یا از دست رفتند، و مسیری که هیچوقت خطی و ساده نبوده است.
در معادله مسیر قرار نیست آینده رؤیایی ترسیم شود و نه قرار است واقعیتهای تلخ و ناامیدکننده نمایش داده شود. هدف، دیدن واقعیت همانطور که هست است؛ صنعتی که با چالش دستوپنجه نرم میکند، کشوری که به تخصص و مهارت واقعی نیاز دارد، و دانشجویی که اگر زودتر بفهمد کجای معادله ایستاده، میتواند مسیرش را آگاهانهتر بسازد. این روایتها برای آن است که دانشجوی تازهوارد بداند هنوز دیر نشده، و دانشجوی سالبالا بفهمد هنوز راه باز است، اگر تصمیم درست گرفته شود.
معادله مسیر یادآوری میکند که آینده حرفهای نه حاصل شانس است و نه صرفاً نتیجه نمره و مدرک؛ بلکه برآیند شناخت، انتخاب و حرکت است. هر روایت، یک متغیر از این معادله را روشن میکند، اما حل نهایی همیشه بر عهده خود دانشجوست. چون در نهایت، معادله مسیر را کسی برایت حل نمیکند؛ باید خودت آن را بفهمی، بسازی و جلو بروی.
۱۰:۳۵
لحظه پرتاب تاریخی همزمان سه ماهواره کوثر، پایا و ظفر در ساعت ۱۶:۴۸ روز یکشنبه ۷ دی ماه به صورت زنده پخش خواهد شد.ماهواره کوثر، سومین ماهواره خصوصی ایران و سومین تلاش مشترک شرکت های دانش بنیان «امید فضا» و «دیده پرداز صبا» می باشد. همچنین ماهواره پایا توسط شرکت صنایع الکترونیک ایران و ماهواره ظفر توسط دانشگاه علم و صنعت ایران طراحی و ساخته شدهاند.
برای دیدن این برنامه میتوانید از لینکهای زیر استفاده نمایید:
۱۰:۳۵
با حضور اساتید دانشکده مهندسی مکانیک و انرژی، دکتر عباس نعیمی و دکتر مصطفی دزفولی
۱۰:۳۷
وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِو برای شما نوری قرار میدهد که با آن راه برویدسوره حدید، آیه ۲۸
هجدهمین اردوی راهیان نور شهید عباسپور
یادواره شهدای هستهای دانشگاه شهید بهشتی
با عطر شهید از بهشتی آییم تا قدس بدون وقفه میرزماییم
برادران: ۲۰ الی ۲۵ بهمن ماه
خواهران: ۲۲ الی ۲۷ بهمن ماه
مهلت ثبتنام تا ۱۰ بهمن ماه
ویژه دانشجویان دانشگاه شهید بهشتیبا اولویت دانشجویان دانشکدگان فنی و مهندسی (شهید عباسپور)
🪧 جهت ثبتنام روی پیوند بزنید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر و باخبر شدن از اطلاعیه ها به کانال روشنای راه مراجعه کنید.
در صورت داشتن سوال، به دایرکت کانال تلگرام روشنای راه پیام دهید.
پیشران |
روشنای راه
با عطر شهید از بهشتی آییم تا قدس بدون وقفه میرزماییم
🪧 جهت ثبتنام روی پیوند بزنید.
۱۰:۵۰
پیشران برگزار میکند:
شکار واحد!یه شکار درسی در روزهای سرد زمستونی...
- انتخاب واحد که کاری نداره، خودم بلدم!- آره… همه دقیقاً همینو میگفتن
- بعدش چی شد؟- ۷:۳۰ صبح، استاد بدقلق، تداخل، پیشنیازِ خورده نشده، ترمِ سوخته 
اگه ورودی جدیدی و نمیخوای ترم دومت تبدیل بشه به تجربهی تلخِ آموزشی، یا اگه نمیدونی کدوم درسها مهمترن، کدوم استادا رو بهتره بشناسی، معنی و قوانین پیشنیاز و همنیاز و کهاد و ارشد مستقیم و خلاصه هر چی اصطلاح دانشگاهی رو بدونی، انتخاب واحد رو چطور هوشمندانه ببندی، نه شانسی ما یه کلاس جمعوجور و کاربردی ترتیب دادیم به اسم «شکار واحد» که منطق انتخاب واحد دانشگاه رو بفهمی، اشتباهات رایج ورودیها رو دور بزنی و ترم دومت رو تمیز و بدون دردسر ببندی
قبل از اینکه سیستم بهستان تو رو شکار کنه، تو شکارچی شو!
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام هم روی پیوند بزنید.
@pishran_mech
- انتخاب واحد که کاری نداره، خودم بلدم!- آره… همه دقیقاً همینو میگفتن
اگه ورودی جدیدی و نمیخوای ترم دومت تبدیل بشه به تجربهی تلخِ آموزشی، یا اگه نمیدونی کدوم درسها مهمترن، کدوم استادا رو بهتره بشناسی، معنی و قوانین پیشنیاز و همنیاز و کهاد و ارشد مستقیم و خلاصه هر چی اصطلاح دانشگاهی رو بدونی، انتخاب واحد رو چطور هوشمندانه ببندی، نه شانسی ما یه کلاس جمعوجور و کاربردی ترتیب دادیم به اسم «شکار واحد» که منطق انتخاب واحد دانشگاه رو بفهمی، اشتباهات رایج ورودیها رو دور بزنی و ترم دومت رو تمیز و بدون دردسر ببندی
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام هم روی پیوند بزنید.
۱۰:۵۳
پیشران
پیشران برگزار میکند:
شکار واحد! یه شکار درسی در روزهای سرد زمستونی... - انتخاب واحد که کاری نداره، خودم بلدم! - آره… همه دقیقاً همینو میگفتن
- بعدش چی شد؟ - ۷:۳۰ صبح، استاد بدقلق، تداخل، پیشنیازِ خورده نشده، ترمِ سوخته
اگه ورودی جدیدی و نمیخوای ترم دومت تبدیل بشه به تجربهی تلخِ آموزشی، یا اگه نمیدونی کدوم درسها مهمترن، کدوم استادا رو بهتره بشناسی، معنی و قوانین پیشنیاز و همنیاز و کهاد و ارشد مستقیم و خلاصه هر چی اصطلاح دانشگاهی رو بدونی، انتخاب واحد رو چطور هوشمندانه ببندی، نه شانسی ما یه کلاس جمعوجور و کاربردی ترتیب دادیم به اسم «شکار واحد» که منطق انتخاب واحد دانشگاه رو بفهمی، اشتباهات رایج ورودیها رو دور بزنی و ترم دومت رو تمیز و بدون دردسر ببندی
قبل از اینکه سیستم بهستان تو رو شکار کنه، تو شکارچی شو! برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام هم روی پیوند بزنید.
@pishran_mech
و ازجوانان، دختران و پسران، میخواهم که استقلال و آزادی و ارزشهای انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرتها و بی بند و باریها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بیوطن به شما عرضه میشود نکنند؛ که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمیکنند؛ و میخواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان «نیمه وحشی» نگه دارند.
وبدانید که نژاد آریا از نژاد اروپا و امریکا کم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور کند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد. و آنچه انسانهای شبیه به اینان به آن رسیدهاند شما هم خواهید رسید به شرط اتکال به خداوند تعالی و اتکا به نفس، و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختیها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب.وصیت بنیانگذار انقلاب
فرا رسیدن چهل و هفتمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بر مردم شریف ایران و مستضعفان عالم مبارکباد.
پیشران
وبدانید که نژاد آریا از نژاد اروپا و امریکا کم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور کند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد. و آنچه انسانهای شبیه به اینان به آن رسیدهاند شما هم خواهید رسید به شرط اتکال به خداوند تعالی و اتکا به نفس، و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختیها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب.وصیت بنیانگذار انقلاب
۱۰:۵۵
«یادگار شهید رستمی»
دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه شهید بهشتی با خانواده شهیدان رستمی و کیالها از شهدای جنگ رمضان
جمعه ۱۸ اردیبهشت، ساعت ۱۶
قزوین، منزل مادری شهید رستمی
جهت حضور حتما به شناسه @armr_1385 اطلاع دهید.
پیشران |
روشنای راه
۲۰:۳۹
هر کدام از روحانیها که میخواستند در دانشکده الهیات تدریس کنند، باید در امتحان استادی شرکت میکردند. البته قبل از امتحان هم باید از دو روحانی سرشناس تأییدیه میآوردند که در حوزه درس خواندهاند. سال ۳۲ استاد مطهری با اصرار دوستانش در این امتحان شرکت کرد.بعد از امتحانهای کتبی فراوان، نوبت به امتحان شفاهی رسید. شیخ مرتضی پشت میز نشست تا پاسخگوی استادهای بزرگی مثل استاد شهابی، استاد فروزانفر و استاد راشد باشد. استادها یکی یکی سؤال میپرسیدند و او به خوبی جواب میداد. هر چه جلوتر میرفتند تعجب استادها بیشتر و بیشتر میشد. تا به حال ندیده بودند کسی این گونه بینقص جوابشان را بدهد. امتحان تمام شد و او به همه سؤالها، بدون استثنا، درست و کامل پاسخ داد.شیخ جوان که از اتاق امتحان خارج شد، پشت سرش آقای راشد هم بیرون آمد. کاملاً ذوق زده بود. برگههای او را به این و آن نشان میداد و میگفت: «آقایی از قم در امتحان استادی شرکت کرده که خودش از همه استادهای امتحان گیرنده باسوادتر است. اگر نمرهای بالاتر از بیست میتوانستیم به او بدهیم باز هم کم بود.»
آقا معلم
«سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم را با نهایت احترام گرامی میداریم.»
پیشران
«سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم را با نهایت احترام گرامی میداریم.»
۷:۵۹