۲۱ خرداد
۲۰:۲۴
۲۰:۲۴
۲۰:۲۴
۲۰:۲۴
۲۲ خرداد
سلام عرض ادب و احترام مقاله امروز اساتید بزرگوار دوست دارم دودقیقه بخوانید و نظر دهید بینهایت متشکرم کمترین بندگان خداوند مازیارمیر
https://b2n.ir/p20397
https://b2n.ir/p20397
۱۶:۵۱
۲۷ خرداد
IMG_20230618_013711_505.jpg
۵۹.۱۲ کیلوبایت
یک دوره کاملا متفاوت ، متمایز و عملیاتی دکترین مذاکرات حرفه ای و پیشرفته #آموزش_بدون_پاورپوینت
۲۲:۰۵
۶ تیر
InShot_20230627_183206801.mp4
۱۰.۸۴ مگابایت
تمرکز یک عنصر بسیار قدرتمند برای موفقیت است.
وقتی تمرکز دارید، تمام جنبه های تفکر ما از جمله ادراک، حافظه، یادگیری و استدلال بسیار بهبود می یابد.
این به ما امکان می دهد که چیزهایی را بسیار واضح تر ببینید و انتخاب های بسیار بهتری برای کسب و کار و مخصوصا زندگی داشته باشیم.
بدون تمرکز، به راحتی می توان غرق شد و یا تصمیمات ضعیفی گرفت که می تواند منجر به نتایج اسف باری شود. لطفاً تمرکزتا ن را بالاببرید
۱۵:۰۷
۸ مهر
کلینک انتخابات ایران تقدیم می کنند
این شبه مشاوره تلفیقی و آموزش به مفهوم نوعی از مدیریت و رهبری پیشرفته برای کاندیداهای انتخابات است
مشاوره انتخاباتو با آموزش دادن کارکنان ستادهای انتخاباتی نیست و کاملا متمایز و متفاوت است. به این شکل که منتور در نقش مربی مسیر پیموده شده را و یا بعنوان راه بلد جاده پر فراز و نشیب انتخابات ، تجربیات سه دهه گذشته را انتقال می دهد.
شما در این مسیر منتور و یا مشاور را یک جا در اختیار دارید و افزایش آرا را با راهبرد توسعه و بهبود استراتژی های محرمانه و در سایه برند سازی تلفیقی همه را یکجا با شما تجربه خواهیم کردجلسات منتور و مشاور به صورت استاندارد طراحی و تدوین شده و مدت زمان آن ۱۲ دقیقه و در ماه ده جلسه و بمدت یکساله خواهد بود برای ۱۲۰ جلسه که بنا به نیاز قابل افزایش خواهد داشت.زمان برگزاری جلسات مطابق شرایط مطلوب برای کاندیدای و استاد هماهنگ می شود.تعرفه هزینه خدمات مشاور و منتور برای یک دوره یکساله است که بصورت ماهانه و بمبلع 530 میلیون تومان اخذ می گردد.
واریزی فقط به شماره کارت بنام سیدمازیار میر و ارسال فیش واریزی :6037998177836052همیشه سلامت و شاد و پیروز باشید.
0919 871 8767
@maziyare_mir
این شبه مشاوره تلفیقی و آموزش به مفهوم نوعی از مدیریت و رهبری پیشرفته برای کاندیداهای انتخابات است
واریزی فقط به شماره کارت بنام سیدمازیار میر و ارسال فیش واریزی :6037998177836052همیشه سلامت و شاد و پیروز باشید.
@maziyare_mir
۱۵:۰۳
۲۵ مهر
شیوه های مدیریت به سبک هنری فورد
بعنوان یک معلم بازاریابی و فروش همیشه افراد بزرگ و موفق همیشه یک الگوی فوق العاده برای من بوده و امروز می خواهم به سراغ فورد برویم.اما هنری فورد اساسا کیست؟هنری فورد بزرگ Henry Ford متولد ۱۹۴۷ یک کارآفرین، مخترع، نویسنده و نظریه پرداز آمریکایی بود که اولین شرکت خودروسازی را در سال ۱۹۰۳ پایه گذاری نمود.او مخترع خط تولید صنعتی است که نخستین بار با هدف تولید خودروی ارزان قیمت خط تولید را به کار گرفت. او نه تنها انقلابی در صنعت اروپا و آمریکا و حتی جهان ایجاد کرد، بلکه ترکیب تولید انبوه کالا، دستمزد بالا برای کارگران و قیمت پایین پیشنهادی او چنان تأثیری بر اقتصاد و جوامع قرن بیستم ایجاد کرد که آن را به نوعی فوردیسم نام گذاری نموداند.فورد دیدگاهی بین المللی داشت و مصرفگرایی را باعث صلح در جهان میدانست. هنری فورد به یکی از مشهورترین و متمولترین مردان تاریخ صنعت جهان بدل شد. او پس از مرگ، همهٔ ثروتش را به بنیاد فورد بخشید، اما ترتیبی داد که خانوادهاش برای همیشه کنترل آن را در دست داشته باشند. فورد در کنار فعالیتهای صنعتی و اقتصادی، یک نظریهپرداز و نویسنده بسیار ماهری هم بود.اما انچه امروز مرا به نگارش پیرامون هنری فورد واداشت مواجه او بایک مشکل رایج و واکنش کاملا غیرمعمول و غیر منطقی ران زمان بود .در زمان فورد جوامع بشری ناگهان شاهد رشد روز افزون و بهبود وضع مالی و سلامتی و زندگی و .....بودند.در ان زمان بود که فورد هم دوباره به تولید انبوه فکر کرد. آقای فورد قبلا در سال ۱۹۱۳ خط مونتاژ متحرک را در "هایلند پارک" خود واقع در ایالت میشیگان راه اندازی و بکار گرفته بود که خیلی بهتر از آنچه تصور می کرد، هم کار می کرد. فورد یک سال قبل از نصب این خط مونتاژ، با دو برابر کردن تعداد نیروی کار، توانسته بود تولید این خودرو را تقریبا دو برابر کند. اما پس از نصب خط مونتاژ، تقریبا تعداد خودرو تولیدی را با همان تعداد نیروی کار دو برابر کرد. خط مونتاژ آنقدر کارایی کارخانه را بالا برد که به دلیل ماشین محور شدن کار، در واقع میزان دستمزد پرداختی به کارگران افت کرد!مشکل اینجا بود که نرخ جابجایی (استخدام و استعفا) کارگران به طرز هشدارآمیزی افزایش یافت. کار کسل کننده و تکراری روی خط مونتاژ موجب دلسردی کارگران می شد و پاسخ آنها به این کارهای تکراری که نیاز به فکر کردن هم نداشت، استعفا و ترک کار بود. در نتیجه فورد با معاون خود "جِیمز کوزِنس" وارد مشورت شده و تصمیم به انجام یک کار اساسی می گیرد. روز پنجم ژانویه ۱۹۱۴ فورد و کوزنس خبرنگاران را به کارخانه فرا خواندند تا تغییرات سیاست های استخدامی خود را به منظور بهبود اوضاع و حفظ کارکنان، در "هایلند پارک" به اطلاع عموم برسانند. ۱. اول اینکه شرکت ساعات کاری را از ۹ ساعت به ۸ ساعت کاهش می دهد.۲. دوم اینکه به جای دو شیفت کاری، سه شیفت کاری خواهد بود؛ که این به معنی خلق فرصت های شغلی فراوان است.۳. اما خبر بزرگ در بخش سوم اعلام عمومی آمد! به دلیل شرایط خاص، شرکت فورد میزان دستمزد روزانه را به ۵ دلار یعنی بیش از دو برابر افزایش می دهد! این به معنای خرج کردن سالانه ۱۰ میلیون دلار اضافی به منظور نگه داشتن، افزایش بهره وری و بهبود اوضاع زندگی کارگران بود!اری خبر به سرعت در جنوب شرقی میشیگان پیچید تا جایی که تیتر خبری روزنامه ای این بود: "یک کار سخاوتمندانه باشکوه"!ما حدود ۵ دلار در روز تبدیل به یک سرمایه گذاری عالی شد! طی یک سال، میزان جابجایی کارگران از ۳۷۰ درصد به ۱۶ درصد کاهش یافت و همزمان؛ بهره وری از ۴۰ درصد به ۷۰ درصد افزایش یافت! بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۹ هنری فورد توانست قیمت خودرو مدل T را از ۸۰۰ دلار به ۳۵۰ دلار کاهش داده، و با افزایش تولید از ۱۸ هزار خودرو در سال ۱۹۰۹ به ۱ میلیون خودرو در سال ۱۹۲۰؛ موقعیت خود را به عنوان بزرگترین خودروساز جهان تثبیت و خودش را میلیاردر کند!همیشه هنری فورد در مصاحبه با خبرنگاران و در اعلام عمومی می گفت: "ما بجای میلیونر کردن چند کارفرما که از کارگران سخت کار می کشند، به خوشبخت و خشنود کردن بیش از ۲۰ هزار انسان (کارگران و کارکنان) اعتقاد داشته و داریم."به نظر می رسد هنری فورد خوب فهمیده بود که پول باید بچرخد و با توزیع پول میان ۲۰ هزار نفر کارگر و کارمند، علاوه بر بالابردن اشتیاق و وفاداری در آنها؛ به جهت سهیم بودن؛ آنها تبدیل به ۲۰ هزار خریدار خودرو اضافی (علاوه بر فروش روتین) خواهند شد و هر خودرو روی جاده به معنای جذب ده ها مشتری تازه تر برای محصولات کارخانه فورد خواهد بود تبلیغاتی گفت انگیز که همین برای خلق ثروت ۲۰۰ میلیارد دلاری (به ارزش امروز) فورد کاملا تفکری خارق العاده بود.اری فورد بجای تمرکز روی سخت کار کشیدن از کارکنان و کاهش حقوق و تعدیل به منظور انباشتن ثروت برای چند شریک و سهامدار شرکت،
بعنوان یک معلم بازاریابی و فروش همیشه افراد بزرگ و موفق همیشه یک الگوی فوق العاده برای من بوده و امروز می خواهم به سراغ فورد برویم.اما هنری فورد اساسا کیست؟هنری فورد بزرگ Henry Ford متولد ۱۹۴۷ یک کارآفرین، مخترع، نویسنده و نظریه پرداز آمریکایی بود که اولین شرکت خودروسازی را در سال ۱۹۰۳ پایه گذاری نمود.او مخترع خط تولید صنعتی است که نخستین بار با هدف تولید خودروی ارزان قیمت خط تولید را به کار گرفت. او نه تنها انقلابی در صنعت اروپا و آمریکا و حتی جهان ایجاد کرد، بلکه ترکیب تولید انبوه کالا، دستمزد بالا برای کارگران و قیمت پایین پیشنهادی او چنان تأثیری بر اقتصاد و جوامع قرن بیستم ایجاد کرد که آن را به نوعی فوردیسم نام گذاری نموداند.فورد دیدگاهی بین المللی داشت و مصرفگرایی را باعث صلح در جهان میدانست. هنری فورد به یکی از مشهورترین و متمولترین مردان تاریخ صنعت جهان بدل شد. او پس از مرگ، همهٔ ثروتش را به بنیاد فورد بخشید، اما ترتیبی داد که خانوادهاش برای همیشه کنترل آن را در دست داشته باشند. فورد در کنار فعالیتهای صنعتی و اقتصادی، یک نظریهپرداز و نویسنده بسیار ماهری هم بود.اما انچه امروز مرا به نگارش پیرامون هنری فورد واداشت مواجه او بایک مشکل رایج و واکنش کاملا غیرمعمول و غیر منطقی ران زمان بود .در زمان فورد جوامع بشری ناگهان شاهد رشد روز افزون و بهبود وضع مالی و سلامتی و زندگی و .....بودند.در ان زمان بود که فورد هم دوباره به تولید انبوه فکر کرد. آقای فورد قبلا در سال ۱۹۱۳ خط مونتاژ متحرک را در "هایلند پارک" خود واقع در ایالت میشیگان راه اندازی و بکار گرفته بود که خیلی بهتر از آنچه تصور می کرد، هم کار می کرد. فورد یک سال قبل از نصب این خط مونتاژ، با دو برابر کردن تعداد نیروی کار، توانسته بود تولید این خودرو را تقریبا دو برابر کند. اما پس از نصب خط مونتاژ، تقریبا تعداد خودرو تولیدی را با همان تعداد نیروی کار دو برابر کرد. خط مونتاژ آنقدر کارایی کارخانه را بالا برد که به دلیل ماشین محور شدن کار، در واقع میزان دستمزد پرداختی به کارگران افت کرد!مشکل اینجا بود که نرخ جابجایی (استخدام و استعفا) کارگران به طرز هشدارآمیزی افزایش یافت. کار کسل کننده و تکراری روی خط مونتاژ موجب دلسردی کارگران می شد و پاسخ آنها به این کارهای تکراری که نیاز به فکر کردن هم نداشت، استعفا و ترک کار بود. در نتیجه فورد با معاون خود "جِیمز کوزِنس" وارد مشورت شده و تصمیم به انجام یک کار اساسی می گیرد. روز پنجم ژانویه ۱۹۱۴ فورد و کوزنس خبرنگاران را به کارخانه فرا خواندند تا تغییرات سیاست های استخدامی خود را به منظور بهبود اوضاع و حفظ کارکنان، در "هایلند پارک" به اطلاع عموم برسانند. ۱. اول اینکه شرکت ساعات کاری را از ۹ ساعت به ۸ ساعت کاهش می دهد.۲. دوم اینکه به جای دو شیفت کاری، سه شیفت کاری خواهد بود؛ که این به معنی خلق فرصت های شغلی فراوان است.۳. اما خبر بزرگ در بخش سوم اعلام عمومی آمد! به دلیل شرایط خاص، شرکت فورد میزان دستمزد روزانه را به ۵ دلار یعنی بیش از دو برابر افزایش می دهد! این به معنای خرج کردن سالانه ۱۰ میلیون دلار اضافی به منظور نگه داشتن، افزایش بهره وری و بهبود اوضاع زندگی کارگران بود!اری خبر به سرعت در جنوب شرقی میشیگان پیچید تا جایی که تیتر خبری روزنامه ای این بود: "یک کار سخاوتمندانه باشکوه"!ما حدود ۵ دلار در روز تبدیل به یک سرمایه گذاری عالی شد! طی یک سال، میزان جابجایی کارگران از ۳۷۰ درصد به ۱۶ درصد کاهش یافت و همزمان؛ بهره وری از ۴۰ درصد به ۷۰ درصد افزایش یافت! بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۹ هنری فورد توانست قیمت خودرو مدل T را از ۸۰۰ دلار به ۳۵۰ دلار کاهش داده، و با افزایش تولید از ۱۸ هزار خودرو در سال ۱۹۰۹ به ۱ میلیون خودرو در سال ۱۹۲۰؛ موقعیت خود را به عنوان بزرگترین خودروساز جهان تثبیت و خودش را میلیاردر کند!همیشه هنری فورد در مصاحبه با خبرنگاران و در اعلام عمومی می گفت: "ما بجای میلیونر کردن چند کارفرما که از کارگران سخت کار می کشند، به خوشبخت و خشنود کردن بیش از ۲۰ هزار انسان (کارگران و کارکنان) اعتقاد داشته و داریم."به نظر می رسد هنری فورد خوب فهمیده بود که پول باید بچرخد و با توزیع پول میان ۲۰ هزار نفر کارگر و کارمند، علاوه بر بالابردن اشتیاق و وفاداری در آنها؛ به جهت سهیم بودن؛ آنها تبدیل به ۲۰ هزار خریدار خودرو اضافی (علاوه بر فروش روتین) خواهند شد و هر خودرو روی جاده به معنای جذب ده ها مشتری تازه تر برای محصولات کارخانه فورد خواهد بود تبلیغاتی گفت انگیز که همین برای خلق ثروت ۲۰۰ میلیارد دلاری (به ارزش امروز) فورد کاملا تفکری خارق العاده بود.اری فورد بجای تمرکز روی سخت کار کشیدن از کارکنان و کاهش حقوق و تعدیل به منظور انباشتن ثروت برای چند شریک و سهامدار شرکت،
۹:۳۴
می توانیم تمرکز را در "قدم اول" روی توانمندسازی نیروها و کسب ثروت مستقیم از محل بالا رفتن بهره وری و هزینه کردن یا سرمایه گذاری مشتاقانه کارکنان برای محصولاتمان (و یا غیر مستقیم از طریق رونق اقتصادی حاصل از افزایش مصرف)، و سپس روی ترغیب مشتریان عمومی بازار قرار دهیم
۹:۴۳
۳۰ مهر
۷:۱۱
۲۱ آبان
بازاریابی کودک محور استراتژی موفقیت استارتاپها
متاسفانه این روزها شاهد نقل و قول و ترجمه های ابکی و غلط از مجلات معتبر توسط افراد مدعی در سوشیال مدیاها و کانالهای تلگرامی و اینستاگرام و ..... هستم . لطفاقبل از ادامه این مقاله مقاله ای باعنوان تقدم تاخر درکسب و کار را مطالعه فرمایید.
اوج بدبختی ما همین بس که نقل داستانها به بازه زمانی بدون در نظر گرفتن تقدم و تاخر و زجرها و بدبختی های فرد یا شرکت و ....می پردازند از جمله این داستاندر سال ۱۹۳۶ "روث هندلر" و شوهرش "الیوت"، ۲۰۰ دلار بدهی بالا اوردند زن و شوهری جوان که تازه ازدواج کرده اند و کارهای مختلفیرا هم تربه کرده و در همه انها تقریبا شکست خورده بودند. آری این بدهی جدید که بهیچ وجه از پس پرداخت ان بر نمی اوردند اجارهخانه ای بود که یا باید می دادن و یا دو دلداده از همجدا می شدند.الیوت نجاری خجالتی بود که دوستان همسرش اورابسیار هنرمند و خوش فکر می دانستند. همسر نجار وقتی وضعیت وخیم و خطر از هم پاشیده شدنزندگیشان را دید وقتی که فقط ۲۰ سال سن داشت در زمانهای فراغت با نمونههایی از صندلیهای فانتزی الیوت شروع به بازاریابی نمود.روت که با مخالفت شدیدفروشندها مواجه شد بود بارها وبارها استراتژی خود را عوض کرد استراتژی بسیار موثر و هوشمندانه که می تواند هر باختی را شایدبه برد تبدیل نماید.پافشاری بلاخره نتیجه داد و او توانست یک قرار داد ببندد انم حدود بیش از دوبرابر بدهیشان...
چند سال بعد الیوت و روت بهمراه مشاوران برتر کسب و کار و استخدام تیم تخصصی توانستند قرار دادی به ارزش بیش از ۲ میلیون دلار لوازم خانه عروسک از طریق خردهفروشیها در سراسر آمریکا منعقد کنند .نکته سیستم و مشاوران این شرکت نقش کلیدی در موفقیت این مجموعه ایفا نمودند ایوت نجار سالها تجربه کارهای مختلف و نجاری داشته است عشق این زوج جوان عامل قوی موفقیت آنان قلمداد شده است.فکر می کنم روث در عمل مدیریت و رهبری واحدفروش و بازاریابی شرکت و واحد تولید و طراحی را همسرش بعهده داشت و دوست همسرش هردو در مورد عملکرد هرکدام اظهار نظر می کردند. در ان روزها جامعه آمریکا هنوز آماده نبود که یک زن هدایت شرکت بزرگی را برعهده داشته باشد.بنابراین،آنها تصمیم گرفتند این استارتآپ را با ترکیب نام شوهر و دوست شوهر یا آقای (متسون) که سرمایه قابل توجهی به شرکت تزریق نموده بود و همچنین به انها کمکهای شایان توجهی میکرد، ماتل (Mattel) نام گذاری نمایند.کمتر از دو سال بعد از افتتاح شرکت، آقای متسون استعفا داد و سهامش را به روث واگذار نمود.در نهایت خانم روث که مدیر فروش شرکت بود به سمت مدیرعاملی نائل آمد.ماتل در دهه ۴۰ میلادی به تدریج و مستمر با رهبری این خانم و تیم حرفه ای و مشاورانش رشد شایان توجهی کرد.در سال ۱۹۵۲، بانکها قبول نکردند به روث ک یک زن بود وام اعطا نمایند.روث می خواست سرمایهگذاری در تولید یک جعبه موسیقی پیانو را استارت بزند.او فکر میکرد محصول بسیار پرسروصدایی خواهد بود،عدم پرداخت وام باعث شد او بیکار بشیند او تا جایی که میتوانست از دوستان و خانواده اش پول قرض گرفت و در نهایت توانست ۲۰ میلیون پیانو بفروشد. این رقم بسیار بسیار شگفت انگیز بود. اری در سال ۱۹۵۵، کار خالص شرکت بیش از ۵۰۰ هزار دلار بود و روث تصمیم گرفت با تبلیغ تلویزیونی مخصوص شرکت دیزنی ریسک بزرگی بنماید. در آن دوران اسباب بازیها در تلویزیون برای بزرگسالان تبلیغ میشد، چون این تفکر وجود داشت که بزرگسالان برای خرید آنها تصمیمگیرنده هستند. اما روث دیدگاه دیگری اتخاذ کرد و حق پخش ۱۵ دقیقه از هر اپیزود را به قیمت ۵۰۰ هزار دلار خرید. او که رویکرد ملایمتر و فراگیرتر والدین نسبت به فرزندان را در بعد از جنگ جهانی دوم حس کرده بود، در آگهیهای بازرگانی متحولکننده شرکت ماتل، مستقیما کودکان را هدف قرار داد.اولین اسباب بازی که روث در شوی دیزنی تبلیغ کرد، تفنگ تامی برپ (Tommy Burp) بود که مدتی پیش روانه بازار شده بود و قبلا فروش آن تعریف چندانی نداشت. اما کمتر از ۱۰ سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، اسباب بازیهای اسلحهای پرطرفدار شده بودند. مهمترین ویژگی تفنگهای تامی صدای مسلسلواری بود که هنگام شلیک میداد. تبلیغات تلویزیونی روی کیفیت صدای تفنگها تاکید میکرد و فروش آن یک شبه سه برابر شد. اگرچه نوآوری بازاریابی روث که کودکان را بهطور مستقیم هدف قرار داده بود بیاشکال نبود، اما هنوز هم سالانه میلیاردها دلار صرف خرید آن میشود.در سال ۱۹۵۷، وقتی روث با دخترش باربارا به اروپا سفر کرده بود، به فروشگاهها سر میزد تا برای عروسک او لباس اضافی بخرد. کارمندان فروشگاه به او میگفتند که اگر لباسهای بیشتری برای عروسک میخواهد، باید خود عروسک را هم بخرد، چون لباس جداگانه عروسک فروخته نمیشود. روث این اتفاق را یک فرصت دید و عروسکی مش
متاسفانه این روزها شاهد نقل و قول و ترجمه های ابکی و غلط از مجلات معتبر توسط افراد مدعی در سوشیال مدیاها و کانالهای تلگرامی و اینستاگرام و ..... هستم . لطفاقبل از ادامه این مقاله مقاله ای باعنوان تقدم تاخر درکسب و کار را مطالعه فرمایید.
اوج بدبختی ما همین بس که نقل داستانها به بازه زمانی بدون در نظر گرفتن تقدم و تاخر و زجرها و بدبختی های فرد یا شرکت و ....می پردازند از جمله این داستاندر سال ۱۹۳۶ "روث هندلر" و شوهرش "الیوت"، ۲۰۰ دلار بدهی بالا اوردند زن و شوهری جوان که تازه ازدواج کرده اند و کارهای مختلفیرا هم تربه کرده و در همه انها تقریبا شکست خورده بودند. آری این بدهی جدید که بهیچ وجه از پس پرداخت ان بر نمی اوردند اجارهخانه ای بود که یا باید می دادن و یا دو دلداده از همجدا می شدند.الیوت نجاری خجالتی بود که دوستان همسرش اورابسیار هنرمند و خوش فکر می دانستند. همسر نجار وقتی وضعیت وخیم و خطر از هم پاشیده شدنزندگیشان را دید وقتی که فقط ۲۰ سال سن داشت در زمانهای فراغت با نمونههایی از صندلیهای فانتزی الیوت شروع به بازاریابی نمود.روت که با مخالفت شدیدفروشندها مواجه شد بود بارها وبارها استراتژی خود را عوض کرد استراتژی بسیار موثر و هوشمندانه که می تواند هر باختی را شایدبه برد تبدیل نماید.پافشاری بلاخره نتیجه داد و او توانست یک قرار داد ببندد انم حدود بیش از دوبرابر بدهیشان...
چند سال بعد الیوت و روت بهمراه مشاوران برتر کسب و کار و استخدام تیم تخصصی توانستند قرار دادی به ارزش بیش از ۲ میلیون دلار لوازم خانه عروسک از طریق خردهفروشیها در سراسر آمریکا منعقد کنند .نکته سیستم و مشاوران این شرکت نقش کلیدی در موفقیت این مجموعه ایفا نمودند ایوت نجار سالها تجربه کارهای مختلف و نجاری داشته است عشق این زوج جوان عامل قوی موفقیت آنان قلمداد شده است.فکر می کنم روث در عمل مدیریت و رهبری واحدفروش و بازاریابی شرکت و واحد تولید و طراحی را همسرش بعهده داشت و دوست همسرش هردو در مورد عملکرد هرکدام اظهار نظر می کردند. در ان روزها جامعه آمریکا هنوز آماده نبود که یک زن هدایت شرکت بزرگی را برعهده داشته باشد.بنابراین،آنها تصمیم گرفتند این استارتآپ را با ترکیب نام شوهر و دوست شوهر یا آقای (متسون) که سرمایه قابل توجهی به شرکت تزریق نموده بود و همچنین به انها کمکهای شایان توجهی میکرد، ماتل (Mattel) نام گذاری نمایند.کمتر از دو سال بعد از افتتاح شرکت، آقای متسون استعفا داد و سهامش را به روث واگذار نمود.در نهایت خانم روث که مدیر فروش شرکت بود به سمت مدیرعاملی نائل آمد.ماتل در دهه ۴۰ میلادی به تدریج و مستمر با رهبری این خانم و تیم حرفه ای و مشاورانش رشد شایان توجهی کرد.در سال ۱۹۵۲، بانکها قبول نکردند به روث ک یک زن بود وام اعطا نمایند.روث می خواست سرمایهگذاری در تولید یک جعبه موسیقی پیانو را استارت بزند.او فکر میکرد محصول بسیار پرسروصدایی خواهد بود،عدم پرداخت وام باعث شد او بیکار بشیند او تا جایی که میتوانست از دوستان و خانواده اش پول قرض گرفت و در نهایت توانست ۲۰ میلیون پیانو بفروشد. این رقم بسیار بسیار شگفت انگیز بود. اری در سال ۱۹۵۵، کار خالص شرکت بیش از ۵۰۰ هزار دلار بود و روث تصمیم گرفت با تبلیغ تلویزیونی مخصوص شرکت دیزنی ریسک بزرگی بنماید. در آن دوران اسباب بازیها در تلویزیون برای بزرگسالان تبلیغ میشد، چون این تفکر وجود داشت که بزرگسالان برای خرید آنها تصمیمگیرنده هستند. اما روث دیدگاه دیگری اتخاذ کرد و حق پخش ۱۵ دقیقه از هر اپیزود را به قیمت ۵۰۰ هزار دلار خرید. او که رویکرد ملایمتر و فراگیرتر والدین نسبت به فرزندان را در بعد از جنگ جهانی دوم حس کرده بود، در آگهیهای بازرگانی متحولکننده شرکت ماتل، مستقیما کودکان را هدف قرار داد.اولین اسباب بازی که روث در شوی دیزنی تبلیغ کرد، تفنگ تامی برپ (Tommy Burp) بود که مدتی پیش روانه بازار شده بود و قبلا فروش آن تعریف چندانی نداشت. اما کمتر از ۱۰ سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، اسباب بازیهای اسلحهای پرطرفدار شده بودند. مهمترین ویژگی تفنگهای تامی صدای مسلسلواری بود که هنگام شلیک میداد. تبلیغات تلویزیونی روی کیفیت صدای تفنگها تاکید میکرد و فروش آن یک شبه سه برابر شد. اگرچه نوآوری بازاریابی روث که کودکان را بهطور مستقیم هدف قرار داده بود بیاشکال نبود، اما هنوز هم سالانه میلیاردها دلار صرف خرید آن میشود.در سال ۱۹۵۷، وقتی روث با دخترش باربارا به اروپا سفر کرده بود، به فروشگاهها سر میزد تا برای عروسک او لباس اضافی بخرد. کارمندان فروشگاه به او میگفتند که اگر لباسهای بیشتری برای عروسک میخواهد، باید خود عروسک را هم بخرد، چون لباس جداگانه عروسک فروخته نمیشود. روث این اتفاق را یک فرصت دید و عروسکی مش
۹:۰۸
ابه را طراحی کرد و لباسها و لوازم جانبی متعددی برای آن در نظر گرفت و با این کار محصولش را متمایز کرد. در مدتی کوتاه، شرکت ماتل توانست سه میلیون عروسک باربی بفروشد که بهدلیل فروش لباسها و وسایل اضافی عروسک بعد از خرید اولیه، هر کدام درآمد اضافی برای شرکت به دنبال داشتند.
این مدل کسبوکار جدید به ماتل امکان داد عروسک را ارزانتر بفروشد و به این ترتیب تعداد فروش خود را افزایش دهد. این باربیهای نسبتا ارزانقیمت، چندین دهه یک هدیه تولد خوب برای کودکان بین ۵ تا ۱۲ سال محسوب میشدند و نسلهای جدید کودکان میتوانستند خانه عروسک، ماشین، لباس و حتی دوستانی برای عروسکهای خود داشته باشند.نوآوری دیگر روث این بود که دنیای سنتی عروسکبازی را برای کودکان تغییر داد. تا پیش از آن، دختربچهها عروسکهایی را با ظاهر کلیشهای دوست داشتند تا پاسخگوی غرایز آنها باشد. اما روث عروسکهایی را طراحی کرد که شغلهای حرفهای مثل باربیهای پزشک، زیستشناس، منجم و رئیسجمهور را دربرمیگرفت. به نظر می دسد که روث موفقیتش را بخاطر راهجدیدی که ابداع کرد کسب نمود او در سال ۲۰۰۲ درگذشت، اما امپراتوری بزرگش همچنان با قدرت به کار خود ادامه میدهد. فروش شرکت ماتل در سال ۲۰۱۷ به بیش از ۶/ ۱ میلیارد دلار رسید که بیشتر آن بهدلیل ادامه سه نوآوری بزرگ روث استاول بازاریابی مستقیم برای کودکان دوم عروسکهای باربی در نقش بزرگسالسوم خلق راه جدید متمایز و متفاوت و متهورانه و در راه خود هم پیشتاز ی کردنددکتر مازیارمیر
__
کلینیک تخصصی کسب و کار دکتر میر__
email:mazyarmir.com
کانال تلگرامhttps://t.me/Iranian_leadership_school
وبسایتhttp://mazyarmir.com
اینستاگرامwww.instagram.com/mazyare_mir
بلهhttps://ble.ir/podkast
این مدل کسبوکار جدید به ماتل امکان داد عروسک را ارزانتر بفروشد و به این ترتیب تعداد فروش خود را افزایش دهد. این باربیهای نسبتا ارزانقیمت، چندین دهه یک هدیه تولد خوب برای کودکان بین ۵ تا ۱۲ سال محسوب میشدند و نسلهای جدید کودکان میتوانستند خانه عروسک، ماشین، لباس و حتی دوستانی برای عروسکهای خود داشته باشند.نوآوری دیگر روث این بود که دنیای سنتی عروسکبازی را برای کودکان تغییر داد. تا پیش از آن، دختربچهها عروسکهایی را با ظاهر کلیشهای دوست داشتند تا پاسخگوی غرایز آنها باشد. اما روث عروسکهایی را طراحی کرد که شغلهای حرفهای مثل باربیهای پزشک، زیستشناس، منجم و رئیسجمهور را دربرمیگرفت. به نظر می دسد که روث موفقیتش را بخاطر راهجدیدی که ابداع کرد کسب نمود او در سال ۲۰۰۲ درگذشت، اما امپراتوری بزرگش همچنان با قدرت به کار خود ادامه میدهد. فروش شرکت ماتل در سال ۲۰۱۷ به بیش از ۶/ ۱ میلیارد دلار رسید که بیشتر آن بهدلیل ادامه سه نوآوری بزرگ روث استاول بازاریابی مستقیم برای کودکان دوم عروسکهای باربی در نقش بزرگسالسوم خلق راه جدید متمایز و متفاوت و متهورانه و در راه خود هم پیشتاز ی کردنددکتر مازیارمیر
__
۹:۰۸
۱ آذر
۳:۰۹
۱۶ آذر
مدیریت زمان به روش پومودورو
به عنوان یک مشاور مدیریت و رهبری پیوسته در دنیای پردغدغه امروزی، مسئلهای که مدام با آن دستبهگریبان هستم، time یا زمان است. قطعاً بدون داشتن برنامه دقیق زمانبندی و مشخص، رسیدگی به تمام کارهایمان، امکان پذیر نبوده و نیست.
شاید بد نباشد بدانید فرانچسکو سیریلیو، خالق تکنیک پومودورو، در مقالهی که در سال ۲۰۰۶ میلادی منتشر نمود درباره ماهیت و اهمیت بسیار بالای این تکنیک و روانشناسی آن توضیحات مبسوطی ارائه نمود. به نظر می رسد که بهکارگیری این سیستم مدیریت زمان بسیار ساده اما اثرات فوق العاده استثنایی دارد و میتواند زندگی من و شما را به شدت متحول کند.
اما تکنیک پومودورو اساسا چیست؟ و چه کاربردی دارد ؟تکنیک پومودورو بخشبندی زمان که در ازای هر ۲۵ دقیقه تمرکز و فعالیت، ۵ دقیقه استراحت کوتاه داشته باشید. بعد از اینکه ۴ مرتبه دورهی (۵-۲۵) را تکرار کردید، استراحت طولانیمدت (۱۰ تا ۱۵ دقیقه) به خود بدهیدپومودرو را میتوان به ۴ اصل زیر تقسیم کرد:اول حرکت اصولی در جهت زمان و نه برخلاف آن.دوم خیلی از ما طوری زندگی میکنیم که گویی زمان دشمن ما است و برای انجام پروژهها و تحویل آن در موعد مقرر با زمان مسابقه میدهیم. تکنیک پومودورو به ما میگوید بهجای دستوپنجه نرم کردن با زمان، همگام با آن پیش برویم.
به نظر می رسد که مقابله با فرسودگی ناشی از کار استراحت کوتاه و برنامه ریزی شده هنگام کار، احساس دویدن روی شعلهها را که ناشی از وارد کردن فشار زیاد به خود است، از بین میبرد. با بهکارگیری این سیستم مدیریت زمان، فشار زیاد و خستگی بیشازحد تقریباً محال است.نکته مهم مدیریت عوامل حواس پرتی.پیامها، تماسهای تلفنی، شبکههای اجتماعی و مسائلی از این قبیل باعث درگیر شدن ذهن میشوند. گاهی میتوان عوامل حواس پرتی را از بین برد. تکنیک پومودورو به شما کمک میکند این مشغولیتهای ذهنی را ثبت و برای بعد از ساعت کاری اولویتبندی کنید.ایجاد توازن بین کار و زندگی.خیلی از افراد با احساس گناه ناشی از تعویق کارها، آشنایی دارند. اگر روز پرباری نداشته باشیم، نمیتوانیم از وقت استراحتمان نهایت استفاده را ببریم. اگر تکنیک پومودورو را به کار بگیرید، قادر خواهید بود جدول زمانی کارآمدی ایجاد کنید و با اولویتبندی درست، کارهای مهمتان را به انجام برسانید و از وقت آزاد خود نهایت استفاده را ببرید.اما سیستم مدیریت زمان پومودورو چگونه اجرا میشود؟ اولتنها یک فعالیت را انتخاب کنید.دومیک زمان سنج را برای ۲۵ دقیقه تنظیم کنید. سومروی فعالیتتان تمرکز کنید تا وقتی که زمانسنج به صدا در بیاید و سپس هر جای کارتان که هستید یک علامت آنجا بگذارید.چهارم۵ دقیقه به خودتان استراحت دهید (اولین پومودورو انجام شد).پنجممرحله ۱ تا ۴ را سه بار دیگر تکرار کنید و بعد از آن به مدت ۱۵ دقیقه استراحت کنید.شاید پیش خود بگویید «تنها ۲۵ دقیقه کار؟ این که خیلی آسان است!» تکنیکی که توضیح داده شد، ۲۵ دقیقه کار متمرکز روی یک فعالیت است. بدون اینکه همزمان کار دیگری انجام دهید، بدون هیچ ایمیل، تماس تلفنی یا گشت زدن در فضای مجازی. پس بدون هیچ حواسپرتی، تمام تمرکز خود را به مدت ۲۵ دقیقه روی انجام فعالیت بگذارید.با داشتن چند ابزار کارآمد شروع کنید:اولیک زمانسنج آشپزخانه یا اپلیکیشن زمانسنج.دومحالت پرواز یا Airplane mode (بهترین قابلیت برای گوشیهای همراه)سومجایی آرام برای کار و داشتن یک هدفون یا گوشگیر خوبچهارمکاغذ و خودکار برای علامتگذاری بعد از هر پومودوروپنجم۵ دقیقه زمان در هر روز صبح برای انجام برنامهریزی روزانهششم۳۰ دقیقه زمان در پایان هر هفته برای بازبینی هفتهی گذشته و برنامهریزی برای هفتهی آینده.شما چه تجربه و یا پیشنهادی در زمینه مدیریت زمان دارید؟www.mazyarmir.com دکترمازیارمیر
به عنوان یک مشاور مدیریت و رهبری پیوسته در دنیای پردغدغه امروزی، مسئلهای که مدام با آن دستبهگریبان هستم، time یا زمان است. قطعاً بدون داشتن برنامه دقیق زمانبندی و مشخص، رسیدگی به تمام کارهایمان، امکان پذیر نبوده و نیست.
شاید بد نباشد بدانید فرانچسکو سیریلیو، خالق تکنیک پومودورو، در مقالهی که در سال ۲۰۰۶ میلادی منتشر نمود درباره ماهیت و اهمیت بسیار بالای این تکنیک و روانشناسی آن توضیحات مبسوطی ارائه نمود. به نظر می رسد که بهکارگیری این سیستم مدیریت زمان بسیار ساده اما اثرات فوق العاده استثنایی دارد و میتواند زندگی من و شما را به شدت متحول کند.
اما تکنیک پومودورو اساسا چیست؟ و چه کاربردی دارد ؟تکنیک پومودورو بخشبندی زمان که در ازای هر ۲۵ دقیقه تمرکز و فعالیت، ۵ دقیقه استراحت کوتاه داشته باشید. بعد از اینکه ۴ مرتبه دورهی (۵-۲۵) را تکرار کردید، استراحت طولانیمدت (۱۰ تا ۱۵ دقیقه) به خود بدهیدپومودرو را میتوان به ۴ اصل زیر تقسیم کرد:اول حرکت اصولی در جهت زمان و نه برخلاف آن.دوم خیلی از ما طوری زندگی میکنیم که گویی زمان دشمن ما است و برای انجام پروژهها و تحویل آن در موعد مقرر با زمان مسابقه میدهیم. تکنیک پومودورو به ما میگوید بهجای دستوپنجه نرم کردن با زمان، همگام با آن پیش برویم.
به نظر می رسد که مقابله با فرسودگی ناشی از کار استراحت کوتاه و برنامه ریزی شده هنگام کار، احساس دویدن روی شعلهها را که ناشی از وارد کردن فشار زیاد به خود است، از بین میبرد. با بهکارگیری این سیستم مدیریت زمان، فشار زیاد و خستگی بیشازحد تقریباً محال است.نکته مهم مدیریت عوامل حواس پرتی.پیامها، تماسهای تلفنی، شبکههای اجتماعی و مسائلی از این قبیل باعث درگیر شدن ذهن میشوند. گاهی میتوان عوامل حواس پرتی را از بین برد. تکنیک پومودورو به شما کمک میکند این مشغولیتهای ذهنی را ثبت و برای بعد از ساعت کاری اولویتبندی کنید.ایجاد توازن بین کار و زندگی.خیلی از افراد با احساس گناه ناشی از تعویق کارها، آشنایی دارند. اگر روز پرباری نداشته باشیم، نمیتوانیم از وقت استراحتمان نهایت استفاده را ببریم. اگر تکنیک پومودورو را به کار بگیرید، قادر خواهید بود جدول زمانی کارآمدی ایجاد کنید و با اولویتبندی درست، کارهای مهمتان را به انجام برسانید و از وقت آزاد خود نهایت استفاده را ببرید.اما سیستم مدیریت زمان پومودورو چگونه اجرا میشود؟ اولتنها یک فعالیت را انتخاب کنید.دومیک زمان سنج را برای ۲۵ دقیقه تنظیم کنید. سومروی فعالیتتان تمرکز کنید تا وقتی که زمانسنج به صدا در بیاید و سپس هر جای کارتان که هستید یک علامت آنجا بگذارید.چهارم۵ دقیقه به خودتان استراحت دهید (اولین پومودورو انجام شد).پنجممرحله ۱ تا ۴ را سه بار دیگر تکرار کنید و بعد از آن به مدت ۱۵ دقیقه استراحت کنید.شاید پیش خود بگویید «تنها ۲۵ دقیقه کار؟ این که خیلی آسان است!» تکنیکی که توضیح داده شد، ۲۵ دقیقه کار متمرکز روی یک فعالیت است. بدون اینکه همزمان کار دیگری انجام دهید، بدون هیچ ایمیل، تماس تلفنی یا گشت زدن در فضای مجازی. پس بدون هیچ حواسپرتی، تمام تمرکز خود را به مدت ۲۵ دقیقه روی انجام فعالیت بگذارید.با داشتن چند ابزار کارآمد شروع کنید:اولیک زمانسنج آشپزخانه یا اپلیکیشن زمانسنج.دومحالت پرواز یا Airplane mode (بهترین قابلیت برای گوشیهای همراه)سومجایی آرام برای کار و داشتن یک هدفون یا گوشگیر خوبچهارمکاغذ و خودکار برای علامتگذاری بعد از هر پومودوروپنجم۵ دقیقه زمان در هر روز صبح برای انجام برنامهریزی روزانهششم۳۰ دقیقه زمان در پایان هر هفته برای بازبینی هفتهی گذشته و برنامهریزی برای هفتهی آینده.شما چه تجربه و یا پیشنهادی در زمینه مدیریت زمان دارید؟www.mazyarmir.com دکترمازیارمیر
۶:۱۵
Asrare-Kar_ my_podkast .mp3
۱۹:۲۵-۱۷.۸ مگابایت
۷:۵۵
my_podkast - 121.mp3
۱۵:۴۷-۲۱.۶۸ مگابایت
۷:۵۵
Think&grow-rich. بیاندیشیم تا ثروتمند شویم.mp3
۲۰:۵۱-۱۶.۷۴ مگابایت
۸:۳۵
بازارسال شده از ستوده
01- بهتر زندگی کنید- مازیار میر- مهمترین نکته در کسب و کار انجام کار هست.mp3
۱.۵۲ مگابایت
۸:۳۵
بازارسال شده از ستوده
02- بهتر زندگی کنید- مازیار میر- در مورد فرهنگ کسب و کار.mp3
۱.۴۵ مگابایت
۸:۳۵