#روایت
وقت بازخوانی حاکمیت جزایر اشغالی آریانا و زرکوه
بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم و پیش از ناگزیری از خروج از منطقه تلاش کرد مانع بازپسگیری جزایر ایرانی شود که برخی از آنها را اشغال کرده بود. پیشینه تاریخی و اسناد، حاکمیت قطعی ایران بر جزایر را نشان میداد، اما نماینده وزارت خارجه انگلیس توانست در مذاکرات به نحوی رفتار کند که برخی جزایر مسکوت بماند.
از آن جمله جزایر آریانا و زرکوه با وجود نامهای کاملاً فارسی و پیشینه تاریخی، اشغال آن دو از سوی امارات نه از طریق یک توافق دوجانبه با ایران، که در ادامه روند اشغالگری بریتانیا و در جریان خروج این کشور از منطقه با سکوت پهلوی محقق شد. مهمتر اینکه نام این دو جزیره برجسته شده، در اسناد نام جزایر دیگری هم موجود است. برای دیدن یک نمونه از اسناد اینجا را ببینید.
جدای از آنکه زرکوه به عنوان قلب تپنده صنعت نفت ابوظبی، نقش کلیدی در صادرات نفت امارات ایفا میکند؛ فاصله این دو جزیره با ساحل امارات و عمق کم باقیمانده به نحوی است که اهمیت راهبردی آنها از جهاتی از بحرین هم بیشتر است. چون در صورت احیای حق حاکمیت کشورمان، ساحل ایران به نحوی توسعه مییابد که کشتیها برای رسیدن به سواحل غربی امارات، قطر و پس از آن ناگزیر به عبور از آبهای سرزمینی ایران خواهند بود. مشروح این متن را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
۹:۳۲
#روایت
دخالتهای آمریکا در ایران چگونه آغاز شد؟
جنگ جهانی دوم، اگرچه صحنه اصلی نبردهای آن در اروپا و اقیانوس آرام بود، اما دامنه آن به سرعت به ایران نیز کشیده شد. ایالات متحده که تا پیش از حمله پرل هاربور در دسامبر همانسال رسماً وارد جنگ نشده بود، به تدریج و به ویژه پس از ورود تمامعیار به جنگ، نقش فزایندهای در تحولات ایران یافت. اما پیش از حمله پرل هاربور، رضاشاه در تلگرافی به روزولت، رئیسجمهور وقت آمریکا عملاً اولین ارتباط سیاسی بین دو کشور را در روز اشغال نظامی ایران آغاز کرد.
روزولت به رضاشاه اطمینان داد که جای هیچگونه نگرانی از بابت روسها و انگلیسیها وجود ندارد و آنها نظری به استقلال و تمامیت ارضی ایران ندارند و پس از رفع خطری که منافع آنها را از جانب آلمانیها تهدید میکند ایران را ترک خواهند کرد. این ساده اندیشی رضاشاه، موجب کمک به او نشد، اما آغاز روابطی بود که به سلطه کامل آمریکا انجامید.
آمریکا در مرحله اول اشغال، حضور مستقیم نداشت، اما با ورود به جنگ در آذر ۱۳۰۰، به تدریج به یکی از سه قدرت اصلی حاضر در ایران تبدیل شد. این حضور از چشمانداز کمک به جبهه شوروی و تقویت کریدور تدارکاتی این کشور توجیه میشد. نخستین گروه از نیروهای آمریکایی، یکسال بعد در آذر ۱۳۲۱ وارد ایران شدند. این نیروها مأموریت یافتند تا خطوط تدارکاتی به شوروی را مدیریت و راهآهن سراسری ایران را کنترل کنند.
حضور موقت جنگی آمریکا در ایران، بهتدریج به حضور بلندمدت سیاسی و اقتصادی با قوانین تبعیضآمیز حمایتی (کاپیتولاسیون) تبدیل شد. تجربهای که آمریکاییها در مدیریت کریدور فارس و تعامل سلطهجویانه با ساختارهای حکومت شاهنشاهی به دست آوردند، زمینهساز نقشآفرینی گستردهتر آنان در دهههای بعد، به ویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شد.
برای خواندن ادامه حضور آمریکاییها در ایران اینجا را بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای خواندن ادامه حضور آمریکاییها در ایران اینجا را بخوانید.
۱۸:۵۸
#روایت
سفرایی که امام شهید به اروپا اعزام کرد.
در دوران تحصیل در اروپا، دبیر سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا بودم که حدود ۶۵ انجمن را مدیریت میکرد. در یک دیدار خصوصی که با اعضای شورای مرکزی خدمت ایشان رسیدیم، توصیههای ایشان برای ما چراغ راه بود. ایشان میفرمودند اولویت اول شما «کسب علم» است و در کنار آن، باید به عنوان «سفرای جمهوری اسلامی»، ندای انقلاب را با زبانی متناسب با فرهنگ آن کشورها به گوش جهانیان برسانید.
اما خاطرهای که هرگز فراموش نمیکنم و حسرتش بر دلم ماند، مربوط به همان دیدار است. شب به ما اطلاع دادند که فردا با آقا دیدار داریم. من حقیقتاً خیلی دلم میخواست با یک آمادگی و پاکی معنوی خاص، مثلاً با سه روز روزه گرفتن، به ملاقات ایشان بروم تا شأنیت حضور در محضر نائب امام زمان (عج) را پیدا کنم. اما وقت تنگ بود و من خجلتزده به آن جلسه رفتم.
اقامه نماز پشت سر ایشان رویایی بود. در پایان جلسه، آقا با محبت بین ما آمدند؛ ایشان چند بار با مهربانی به من نگاه کردند، اما من از شدت حیا و اینکه خودم را لایق نمیدیدم، نمیتوانستم رو در روی ایشان صحبت کنم. ایشان چفیهای به بنده هدیه دادند و من در ذهنم گفتم انشاءالله در دیدار بعدی با روحیهای بهتر با ایشان همکلام میشوم... اما آن فرصت دیگر تکرار نشد.
برای خواندن بخشهای بیشتری از خاطره دکتر علی آرش روناسی اینجا را بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای خواندن بخشهای بیشتری از خاطره دکتر علی آرش روناسی اینجا را بخوانید.
۱۸:۲۷
#روایت
پیامهایی برای جنگ، مقاومت و امید
این روزها، ملت به یاد پیامهای آغاز سال رهبر شهید به سر میبرد. اما این سنت، در دوره ریاست جمهوری ایشان نیز رایج بود، پیامهایی که از نخستین سال ریاستجمهوری آغاز شد و تا نوروز سال ۱۳۶۸، یعنی آخرین سال ریاست جمهوری ایشان ادامه یافت و امروز چونان سندی تاریخی از حال و هوای آن سالها، روایتی صمیمی از دغدغهها، امیدها و باورهای مردمی است که انقلاب را تازه پشت سر گذاشته بودند و در برابر جنگی تمامعیار ایستادگی میکردند.
ایشان در پیام سال ۱۴۰۴ میفرمایند: «در مبارزهی حق و باطل، پیروزی با حق است امّا جبههی حق هزینه میدهد. در جنگ هشتساله در دفاع مقدّس، یک طرف ما بودیم، طرف مقابل یک ائتلاف جهانی بود پشت سر صدّام! هشت سال جنگ طول کشید، بعد از هشت سال همهی دنیا قبول کردند که ایران ــ ایران تنها و تهیدست ــ بر طرف مقابل پیروز شد؛ امّا خب ما در این پیروزی همّتها از دست دادیم، باکریها از دست دادیم، خرازیها از دست دادیم، چمرانها از دست دادیم؛ اینها خسارت است، اینها هزینه دادن است، لکن در راه پیروزی نهایی است.»
همچنین در پیام نوروزی شهید آیتالله خامنهای در سال ۱۳۶۶، مواردی موجود است که به سال شهادت ایشان بسیار شباهت دارد. «ملت با قهرمانی خاص خود، با ایمان درخشان خود توانست بر همۀ مشکلات فائق آید.» ایشان سال گذشته را سال پیروزی و سرافرازی دانستند و با اشاره به مقاومت مردم در جنگ شهرها که وسعت یافته بود، خاطرنشان کردند که «مردم بیش از گذشته آموختند که باید مقاومت کنند.» سالی که سال امتحان الهی و سختیهای گوناگونی بود اما «ملت ما همه این سختیها را با بردباری و مقاومت، صبر و هوشیاری و آگاهی پشت سر گذاشت.»
برای خواندن گزیدهای از پیامهای ایشان در دوران ریاستجمهوری اینجا را بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای خواندن گزیدهای از پیامهای ایشان در دوران ریاستجمهوری اینجا را بخوانید.
۱۹:۲۵
#روایت
آن یک هفته مفقودی آیتالله سید مجتبی خامنهای
پس از فتح فاو، صدام با استراتژی دفاع متحرک، خرداد ۱۳۶۵ مهران را اشغال کرد. گردان حبیببنمظاهر لشکر ۲۷ برای ایجاد خط پدافندی به منطقه اعزام شد. پیش از این، آیتالله سید مجتبی خامنهای به دلیل بیماری ناگزیر به مرخصی رفته بود. او پس از مدتی به جبهه بازگشت و در آستانه عملیات کربلای یک، با لباس بسیجی مشغول جابهجایی مهمات دیده شد.
در آن ایام، محسن رفیقدوست با خبر گم شدن یکهفتهای چند تن از نیروها از جمله آیتالله مجتبی خامنهای، موضوع را با رئیسجمهور وقت در میان گذاشت. ایشان در پاسخ فرمودند: انشاءالله اسیر نشوند و دعا کنیم اگر اتفاقی افتاده، شهید شوند. بعداً مشخص شد نیروها در خط مقدم گرفتار شده بودند و پس از پیشروی نیروهای خودی از محاصره خارج شدند.
آیتالله سید مجتبی خامنهای میگوید: در همان عملیات و در مرحله اول، در میان شلوغیهایی که آن زمان در شب اول عملیات و... بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را بهعنوان مفقودی ثبت کرده بود. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنهای شهید شده است ...
شرح کامل این ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
شرح کامل این ماجرا را اینجا بخوانید.
۱۸:۱۰
#روایت
پشت پرده همهپرسی ساختگی برای جداسازی بحرین
جدایی بحرین از ایران نه یک روند عادی، که نتیجهی یک نقشه بلندمدت بود که ریشه در طراحی بریتانیا و سپس همراهی آمریکا داشت. ماجرا از زمانی آغاز شد که کمپانی هند شرقی به دنبال مسیرهای امن آبی و خاکی بود و ایران درگیر کشمکشهای داخلی که قبیلهٔ آلخلیفه بحرین را اشغال کرد.
بحرین با جمعیتی ۸۵ درصد شیعهٔ دوازدهامامی، یکی از مراکز تاریخی تشیع در جهان عرب بود. اما استعمار برای تضعیف این پیوند هویتی، از همان ابتدا به تغییر بافت جمعیتی و قطع ارتباط فرهنگی آن با ایران روی آورد. با این حال، حتی گزارشهای اندیشکدههای غربی چون واشنگتن اینستیتو نیز تأکید دارند که اکثریت قاطع شیعیان بحرین کماکان تمایل شدیدی به ایران دارند.
پس از جنگ جهانی دوم، بریتانیا که دیگر توانایی حضور نظامی در شرق سوئز را نداشت، تصمیم گرفت برای حفظ منافعش، بحرین را به عنوان یک «دولت مستقل» از ایران جدا کند. رژیم پهلوی که بقای خود را در سایهٔ قدرتهای بزرگ تعریف میکرد، ناگزیر از همراهی شد و برغم اعلام قبلی که بحرین، استانی از ایران است، محمدرضا پهلوی در دیماه ۱۳۴۷ در دهلی نو اعلام کرد: «گرفتن و حفظ کردن سرزمینی که مردم آن با شما ضدیت داشته باشند چه فایدهای دارد؟»
نقش کلیدی در این جدایی را امیرعباس هویدا ایفا کرد. اردشیر زاهدی بعدها تأکید کرد این اقدام نتیجه توافق پنهانی هویدا با آمریکا، انگلستان و اسرائیل بود. شبکهٔ فراماسونری که در آن دوره با هدایت هویدا و شریفامامی بسیار فعال شده بود، زیرساخت فرهنگی و شبکهای لازم برای پذیرش این جدایی را فراهم ساخت و در ازای آن، لژ بزرگ ایران زمینی به مساحت ۱۵ هزار متر مربع در نزدیکی میدان شهیاد از شاه هدیه گرفت.
نکتهٔ مهم آنکه برغم ادعاها، هیچگاه «همهپرسی» واقعی برگزار نشد. ویتوریو گیچاردی، نمایندهٔ دبیرکل سازمان ملل، تنها با ۴۵۰ نفر از رؤسای قبایل دستنشانده، بازرگانان و روشنفکران منتخب دیدار کرد و نظر آنان را به جای نظر کل مردم بحرین به عنوان نتیجهٔ همهپرسی اعلام نمود. حتی پیش از آن، در تنظیم متن درخواست از سازمان ملل، انگلیسیها عبارتهای نامه رسمی ایران را ادیت کردند تا کوچکترین خطری برای این طرح نداشته باشد.
اسدالله علم در یادداشتهای خود با ناراحتی از این روند نوشت: «گویندهٔ خبر رادیوی ایران چنان با افتخار و غرور آن خبر را خواند که گویی هم اکنون بحرین را فتح کردهایم.» وی همچنین اشاره کرد که رژیم از واکنش عمومی چنان نگران بود که «شاه شانس آورد که کسی از این فرصت استفاده نکرد تا در مورد بحرین تظاهرات کند.» با این حال، برخی فعالان سیاسی مخالف با صدور اعلامیه و شبنامه، اعتراض خود را اعلام کردند و برخی فعالان به سه سال زندان محکوم شدند.
این پیوند هویتی حتی پس از جدایی نیز تداوم یافت. گزارشی از سفارت آمریکا در آستانهٔ انقلاب اسلامی هشدار میداد که «شیعیان ساکنین اصلی بحرین را تشکیل میدهند» و «موفقیتهای اخیر شیعیان در ایران الهامبخش نوعی احساس غرور در آنان بوده است.» همین حس همبستگی تا امروز نیز باقی است؛ بهگونهای که در جریان حملات وعدهٔ صادق ۴ به پایگاههای آمریکایی در بحرین، مردم این کشور در خیابانها حضور یافته و دلبستگی خود به ایران را فریاد زدند.
مشروح متن این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح متن این روایت را در اینجا بخوانید.
۲۰:۲۰
#روایت
پاسخ رفتار دوگانۀ رئیسجمهور آمریکا با افشای نامۀ محرمانه
پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران، واشنگتن ایران را در شورای امنیت به نقض قواعد بینالمللی متهم کرد و خواستار محکومیت و اعمال محدودیت اقتصادی شد. شورای امنیت در ۴ خرداد ۱۳۵۹ پیشنویس قطعنامهای علیه ایران تهیه کرد که در آن آزادی فوری گروگانهای آمریکایی مطالبه میشد. اما این قطعنامه بهدلیل مخالفت شوروی وتو شد و به نتیجه اجرایی نرسید. همزمان، آمریکا پروندهای هم در دیوان بینالمللی دادگستری علیه ایران گشود.
در ۲۴ آذر ۱۳۵۸ دیوان بینالمللی دادگستری رأی نهایی خود را صادر کرد و ایران را محکوم به آزادی گروگانها دانست. سپس جیمی کارتر در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ با صدور دستور رسمی، روابط سیاسی و بازرگانی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران را قطع کرد. او دولت ایران را مسئول بحران معرفی کرد و از مصادره داراییهای ایران در آمریکا، توقف صدور ویزا برای ایرانیان و ابطال ویزاهای پیشین خبر داد.
آمریکا در ادامه کوشید از راههای پنهان به سازش برسد و با برخی چهرههای داخلی ایران نیز ارتباط برقرار کرده بود. در ۶ فروردین ۱۳۵۹، کارتر نامهای محرمانه به امام خمینی نوشت و در آن از «پذیرش حقایق جدید» و حتی «عکسالعمل موجه جوانان ایرانی» سخن گفت. امام خمینی دستور داد این نامه منتشر شود تا به ابزاری برای مذاکره محرمانه تبدیل نشود. انتشار نامه، دیپلماسی پنهان واشنگتن را آشکار و ناکام کرد.
همزمان با این تلاشهای دیپلماتیک، دولت کارتر مسیر نظامی را هم دنبال میکرد. به پیشنهاد برژینسکی، عملیات نجات گروگانها با نام «پنجه عقاب» طراحی و در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ در طبس آغاز شد. اما طوفان شن باعث شکست عملیات شد و هشت نظامی آمریکایی کشته شدند. این رویداد نشان داد که آمریکا بهطور همزمان هم به مذاکره پنهان و هم به فشار و مداخله نظامی متوسل شده بود؛ اما هر دو مسیر به شکست انجامید.
شرح کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
شرح کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۱۸:۴۲
#روایت
«جمهوری اسلامی» از زبان شهید بهشتی
مصاحبه تلویزیونی آیتالله شهید بهشتی در اسفندماه ۱۳۵۷، یکی از اصلیترین مواضع تبیینی برای جامعه تازه از استبداد رها شده ایران بود تا بداند مفاهیمی که سیاستمداران به کار میبرند، چه چشماندازی را ایجاد میکند. او با توضیح اینکه «دولت ما دو هفته دیگر میخواهد در یک مراجعه به آراء عمومی در یک همهپرسی و به اصطلاح فرنگیش رفراندوم نظر خودش را درباره جمهوری اسلامی اعلام بکند.» با زبانی دقیق و مردمی، پایههای جمهوری اسلامی را از دل مفاهیم اصیل اسلامی و تجربیات بشری استخراج میکرد.
دکتر بهشتی در این گفتار با اشاره به شعار «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» که در دل راهپیماییها طنینانداز بود، تأکید میکنند: «از موقعی که حکومت اسلامی به عنوان بحث اصلی در شعار انقلابیون ایران مطرح شد مکرر این سؤال پیش آمد که حکومت اسلامی به چه شکلی است؟ و برای پاسخ به این سؤالِ عمقی بود که رهبری اعلام کرد در نخستین مرحله پیروزی انقلاب شکل حکومت شما جمهوری اسلامی خواهد بود.»
او در تبیین مفهوم «جمهوری» میگوید: «حکومت جمهوری یعنی حکومتی که زمامداریش از طریق اکثریت مردم بر سر کار میآید. ... جمهوریت عبارتست از جامعه و دولتی که رییس آن دولت برای مدت زمان معینی انتخاب میشود به انتخاب جمهورِ امت، نه از روی توارث.»
شهید بهشتی در تبیین مبانی اسلامی این نوع حکومت، سلطنت و هرگونه تحمیل را مردود دانسته و با استناد به آیه ۸۳ سوره قصص خاطرنشان میکنند: «هیچکس حق ندارد در مبانی اسلام که ولایت و زمامداری خودش را بر مردم تحمیل کند و برخلاف رضایت آنها و خلاف پذیرش و تمایل آنها و برخلاف انتخاب آنها. ... آن سرای آخرت، آن فرجام ارزنده، ما این فرجام ارزنده را برای کسانی مقرر کردهایم که در روی زمین در پی بزرگیطلبی و تفوقطلبی نیستند.»
او در پایان با تأکید بر دو رکن اساسی جمهوری اسلامی یادآور میشود: «یک پایه از جمهوری اسلامی این است: جمهوری اسلامی نوع حکومتی است که با پذیرش و انتخاب آزادانه اکثریت ملت به قدرت میرسد. ... شرط دومی نیز دارد و آن اینست وقتی مردم یک کشور، اکثریت مردم کشور مسلمانند، این مسلمانان اگر فردی را با رأی آزاد برای زمامداری انتخاب کردند خودبخود از این زمامدار میخواهند که این زمامدار، این حکومت، این نظام، خودش را در اداره مملکت نسبت به مقررات و تعالیم اسلامی ملتزم و متعهد بداند.»
برای مطالعه متن کامل این مصاحبه تاریخی اینجا را بخوانید و تصاویر همهپرسی را اینجا ببیند.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای مطالعه متن کامل این مصاحبه تاریخی اینجا را بخوانید و تصاویر همهپرسی را اینجا ببیند.
۱۰:۱۱
#روایت
تأثیر تحریم نفتی بر کشورهای صنعتی و اسرائیل
پس از جنگ اکتبر ۱۹۷۳ (یوم کیپور)، کشورهای عربی عضو اوپک برای نخستین بار از نفت به عنوان سلاح استفاده کردند. در نشست کویت، وزرای نفت عربی بر سه محور توافق کردند: آزادی سرزمینهای اشغالی ۱۹۶۷ و احقاق حقوق فلسطین، کاهش ماهانه ۵ درصدی تولید تا زمان عقبنشینی اسرائیل، و قطع کامل فروش نفت به آمریکا. عربستان سعودی تولید خود را ۲۵ درصد کاهش داد و صدور نفت به آمریکا را قطع کرد.عراق تأسیسات نفتی آمریکایی را ملی اعلام کرد. کویت و امارات نیز کاهش فوری تولید و قطع محمولههای نفتی به مقصد اروپا، آمریکا و ژاپن را اعلام کردند.
آمریکا ۱۰٪، اروپا ۷۵٪ و ژاپن ۸۰٪ نفت مورد نیاز خود را از اعراب تأمین میکردند. آمریکا با صفهای طولانی بنزین و جیرهبندی سوخت از ژانویه ۱۹۷۴ مواجه شد. اروپا نیز به جیرهبندی سوخت و تغییر سیاست خارجی در قبال اسرائیل ناچار شد. ژاپن صنعت خود را در معرض تعطیلی دید. آمریکا برای کاهش آسیبپذیری، آژانس بینالمللی انرژی را تأسیس کرد و ذخیره استراتژیک نفت ایجاد نمود. این تحریم ثبات پول جهانی را تهدید کرد و اختلافات میان آمریکا و متحدان اروپاییاش تشدید یافت.
تحریم نفتی ۱۹۷۳ نشان داد نفت سلاحی راهبردی با توان تغییر معادلات جهانی است. اسرائیل پس از جنگ دچار رکود اقتصادی شد و رشد اقتصادیاش به صفر رسید. اگرچه تحریم نتوانست شکست نظامی اعراب را جبران کند، اما ترس غرب از ادامه بحران نفتی، آمریکا را وادار کرد برای پایان جنگ فشار بیاورد و اسرائیل را به عقبنشینی و مذاکره تشویق نماید. این رویداد ثابت کرد چند کشور عربی تولیدکننده میتوانند با تکیه بر اهرم نفت، اقتصاد و سیاست قدرتمندترین کشورهای جهان را به چالش بکشند.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۱۳:۱۱
#عکس
سقوط جنگنده آمریکایی در خلیج خوکها
تصویری از یک هواپیمای آمریکایی که در خلال جنگ خلیج خوکها در روزهای پایانی فروردین سال ۱۳۴۰ توسط آتشبارهای ضدهوایی کوبا در پلایا گیرون سرنگون شد؛ ماجرایی که از کودتای ۲۸ مرداد تا تسخیر لانه جاسوسی، از حادثه طبس تا جنگ فعلی نام آن بارها به حوادث ایران گره خورد.
تفصیل آن ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
تصویری از یک هواپیمای آمریکایی که در خلال جنگ خلیج خوکها در روزهای پایانی فروردین سال ۱۳۴۰ توسط آتشبارهای ضدهوایی کوبا در پلایا گیرون سرنگون شد؛ ماجرایی که از کودتای ۲۸ مرداد تا تسخیر لانه جاسوسی، از حادثه طبس تا جنگ فعلی نام آن بارها به حوادث ایران گره خورد.
تفصیل آن ماجرا را اینجا بخوانید.
۱۳:۵۴
#روایت
از درگیری اورسوراواز تا افشاگری علیه رجوی
۷ فروردین ۱۳۶۵، روزنامه لوموند از زد و خورد میان طرفداران چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق در اورسوراواز خبر داد. ۲۹ فروردین، سی عضو چریکهای فدایی به عفو بینالملل مراجعه و اعلام کردند به دنبال افشاگریهای مجاهدین، جانشان در خطر است. فردای آن روز، مغازههای اورسوراواز دو ساعت تعطیل شد و مردم مقابل شهرداری تجمع کردند تا خواهان تغییر محل اقامت مسعود رجوی شوند، این تنشآفرینیها یکی از دلایل اخراج آنها از فرانسه شد.
این سه رویداد نشانه یک چیز است: ناتوانی اپوزیسیون از همزیستی با رقیب، حتی پیش از نزدیک شدن به قدرت. این الگو ریشه در دهه ۵۰ دارد؛ جایی که هر دو گروه به جای اصلاح تاکتیک، علت ضربات ساواک را «عدم رهبری صلاحیتدار» طرف مقابل میدانستند.
از قتلهای خونین قبل از انقلاب تا اورسوراواز ۱۳۶۵ و ادامه آن در هامبورگ و تورنتو ۲۰۲۳، این الگو تکرار شده است. در بریتانیا، هواداران رضا پهلوی با توسل به زور، سایر ایرانیان را وادار به شعاردادن میکنند. در هامبورگ، مالک رستوران سپیده به دلیل ممانعت از نصب پرچم شیر و خورشید به قتل رسید. در کانادا، دو مخالف سلطنتطلبان به قتل رساندهاند.
شرح عکس: مقر «اوورسوراواز»، مراسم ازدواج جنجالی مسعود رجوی با مریم قجرعضدانلو، همسر وقت ابریشمچی در خرداد ۱۳۶۴ که موجب بریدن تعدادی از اعضای ارشد شد. برخی از این منتقدان به زندان سازمان افتادند.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۲۱:۰۲
#روایت
مسابقه فوتبالی که نماد اعتراض به اسرائیل شد
۲۱ فروردین ۱۳۴۹، استادیوم امجدیه تهران میزبان فینال جام ملتهای آسیا بود؛ در یک سو تیم ملی ایران و در سوی دیگر، تیم رژیم صهیونیستی. در سالهایی که رژیم پهلوی مدعی بود هیچ رابطهای با اسرائیل ندارد، دفتر هواپیمایی العال آشکارا در خیابان ویلا فعالیت میکرد. این شرکت نه تنها نمایندگی رسمی اسرائیل را داشت، بلکه با استفاده از فرودگاه تهران، تحریم هوایی اعراب را دور میزد.
پایان بازی با پیروزی ایران همراه بود، اما پایان مسابقه آغازی برای یک حرکت اعتراضی شد. تجمعات مردمی شکل گرفت و دفتر العال در خیابان ویلا هدف حمله قرار گرفت. پشت این عملیات، یک برنامه سهگانه طراحی شده بود: تظاهرات و اخطار به یهودیان طرفدار اسرائیل، انفجار جلوی شرکت العال، و اهدای جایزه به فوتبالیستها توسط صنفهای مختلف.
جمعبندی انقلابیون این بود که به جای منفجر کردن دفتر نمایندگی هواپیمایی اسرائیل، برای در امان ماندن خانواده ارمنی مجاور آن از شیشههای آتشزا استفاده شود. حکم شرعی این عملیات از نماینده امام شهید آیتالله مطهری گرفته شد.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۱۷:۲۸
#روایت
معجزه سوم در چهلم امام امت
چهل روز پس از فقدان بزرگ امام خمینی، جمعهای بود که آیتالله سید علی خامنهای برای نخستین بار در کسوت امامت امت به ایراد خطبه جمعه پرداخت. در آن روز، بخشی از سوگواران در حرم امام بودند و نماز در دانشگاه تهران برگزار شد. آیتالله پس از نماز با هلیکوپتر خود را به مرقد امام رساند: «وقتی از آن بالا به پایین نگاه کردم، دیدم بیابان پر از جمعیت شده و افراد به نقطهای میروند که تا چهل روز قبل در آنجا چیزی نبود - زمین صاف و بایری بود - اما حالا این گونه کعبه دلها شده است.»
این جمعیت میلیونی تنها از سراسر ایران نبودند؛ از امام جمعه پکن تا علمای حزب الله و جنبش امل، از مردم شیعه و سنی پاکستان و هند تا اساتیدی از انگلیس و گینه، کنیا و فرانسه حاضر بودند. پنجاه کانکس و بیش از هزار نیروی درمانی خدمات رسانی میکردند و بلندگوها سخنان امام خمینی درباره وحدت را پخش مینمودند.
امام سیدعلی خامنهای در چهلم امام خمینی، جدای از خطبه پرشور، پیامی تفصیلی نیز منتشر کرد که بمثابه میثاقنامهای ۱۰ مادهای برای تداوم راه امام بود. در بند دهم بر ضرورت بازسازی کشور تأکید شد: «اهمیت بازسازی در امروز، کمتر از اهمیت جنگ نیست؛ و همانطور که همت و اراده و مشارکت مردم در جنگ نقشی بزرگ داشت، امروز نیز همکاری و حضور مردم میتواند نقش مهمی را در بازسازی ایفا کند.»
آیتالله مشکینی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، در اجلاسیه ۱۵ مرداد ۱۳۶۸ از سه معجزه الهی در آن ایام سخن گفت: نخست، بدرقه عظیم امام از سوی مردم؛ دوم، انتخاب خبرگان برای جانشینی امام؛ و سوم، شرکت گسترده مردم در مراسم چهلم که در حقیقت نوعی تجدید میثاق با رهبر جدید نیز بود. شاید اگر آن روحانی مهذب امروز هم بود، سخن از تکرار آن سه معجزه میکرد.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید و تصاویری از آن مراسم را اینجا ببینید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید و تصاویری از آن مراسم را اینجا ببینید.
۱۴:۴۰
#روایت
چرا انقلابها از چریکها فاصله گرفتند؟
تصاویر نقاشان گذشته از انقلابهای بزرگ، مملو از سلاح و قشون نظامی است: از میلیشیاهای مسلح واشنگتن در انقلاب آمریکا تا یورش به باستیل در فرانسه، از گارد سرخ بلشویکها در روسیه تا ارتش آزادیبخش خلق مائو در چین. اما تصاویر انقلابهای اخیر، تشکیل شده از حجم زیادی تابلو و پارچهنوشته در دست گروهی مدنی است که به اعتراض برخاستهاند. چه شد که الگوی مبارزه از اسلحه به آگاهی تغییر کرد؟
نقطه عطف این تحول، انقلاب اسلامی ایران است. الگوی «مردممحور» به جای «چریکپایه» و اصالت دادن به قدرت آگاهسازی عمومی به جای مبارزه مسلحانه، انقلاب ایران را به نقطه عطفی تبدیل کرد که بر خلاف روند جاری تا آن روز بود. امام خمینی با مخالفت با گروههای چریکی و تأکید بر بسیج تودههای مردم، مسیری را پیمود که در نهایت به سرنگونی رژیم شاه بدون اتکا به جنگ چریکی انجامید. این الگو بعدها توسط قدرتهای غربی نیز مهندسی معکوس شد؛ انقلابهای رنگی در اروپای شرقی و آسیای مرکزی، اقتباسی از همان تاکتیک اما با اهدافی متفاوت بودند.
اما در مرور بیست انقلاب معاصر، ردپای سیاه واشنگتن به وضوح دیده میشود. آمریکا گاه مقابل انقلابهای مردمی با ضدحقوقبشریترین رفتارها ایستاده است: کودتای تحت حمایت سیا در گواتمالا (۱۹۵۴) به انقلاب اکتبر پایان داد، تحریم و حمله به خلیج خوکها در کوبا، تأمین مالی گروههای تروریستی «کنترا» در نیکاراگوئه، میلیاردها دلار کمک نظامی به دولت السالوادور برای سرکوب چریکهای چپ، و در نهایت ربودن نیکلاس مادورو توسط نیروهای ویژه آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶.
از سوی دیگر، آمریکا گاه با ذائقهسازی و تصویرسازی مردم را به سوی انقلاب سوق داده است. سیا با جاسوسی الکترونیک در رومانی، اطلاعات ضعفهای رژیم چائوشسکو را به مخالفان میداد و رادیوی اروپای آزاد اخبار اعتراضات را در سراسر کشور پخش میکرد. در بنگلادش USAID برای تصاحب جزیره استراتژیک سنت مارتین از سال ۲۰۱۸ برنامه ریزی کرده بود.
انقلاب اسلامی ایران اما استثنایی بزرگ در این میان است. آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا دیماه ۱۳۵۷ و پس از آن، همواره در مقابل خواست مردم ایران ایستاد. پروژههای مختلف از کودتا، تحریم، انقلاب رنگی و حمله نظامی برای خنثی کردن این انقلاب طراحی شده، اما هیچکدام نتوانسته الگوی مردممحور و آگاهسازی عمومی را که امام خمینی بنیان نهاد، از مسیر خود منحرف کند.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۱۴:۲۲
#روایت
نمایش پارلمانی رضاشاه پس از اعزام دو ناو جنگی
۲۲ فروردین ۱۳۱۲، رضاشاه در مجلس شورای ملی پیشنهاد تمدید ۶۰ ساله قرارداد دارسی را رد کرد و گفت آیندگان نباید به او لعنت بفرستند. روزنامههای دولتی آن روز، این موضعگیری را نشانه «عزم راسخ شاه در برابر استعمار» معرفی کردند. اما ۴۵ روز بعد، در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۲، نمایندگان دولت او قراردادی امضا کردند که عملاً امتیاز نفت جنوب را تا سال ۱۹۹۳ تمدید مینمود.
بر اساس اسناد، رضاشاه یک روز پیش از سخنرانی خود، از طریق علی منصور (دبیر مخصوصش) به سفارت بریتانیا پیام داده بود که «سخنان فردا در مجلس نمایشی برای افکار عمومی است و نباید جدی گرفته شود». او هرگز قصد قطع رابطه با شرکت نفت ایران و انگلیس را نداشت؛ بلکه میخواست با فضاسازی ملیگرایانه، امتیازات بهتری بگیرد. سخنرانی در مجلس، سناریویی از پیش طراحی شده بود تا هم افکار عمومی راضی بماند و هم اهرم فشاری در مذاکرات پشت پرده باشد.
چرا رضاشاه عقبنشینی کرد؟ یکی از نخستین دلایل، فشار نظامی بریتانیا با اعزام دو ناو جنگی بود که در بندرعباس لنگر انداختند و اعلام شد در صورت عدم امضا، حمایت مالی و تسلیحاتی قطع خواهد شد. هرکس روحیات او را بررسی کند به نیکی در مییابد که برای او بقای سلطنت اصل بود و شعارهای ملیگرایانه تا وقتی مورد توجه بود که در راستای حفظ سلطنتش باشد.
مفاد قرارداد ۱۳۱۲ منافع بریتانیا را بیش از قرارداد قبلی تأمین میکرد. در ازای خارج کردن مناطق غیرنفتخیز از شمول قرارداد، مدت آن برای ۶۰ سال (تا ۱۹۹۳) تمدید شد و کنترل کامل تأسیسات، فروش و قیمتگذاری همچنان در اختیار شرکت انگلیسی باقی ماند.
مشروح این متن را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح این متن را اینجا بخوانید.
۱۱:۴۰
# روایت
بازگشت فوری پالایشگاه تخریب شده به مدار
نخستین ساعات جنگ تحمیلی، پالایشگاه آبادان (بزرگترین تأسیسات نفتی ایران) هدف حملات هوایی رژیم بعث قرار گرفت. اسرای عراقی بعداً گفتند که دستور داشتهاند آتش پالایشگاه را خاموش نگذارند و برای بمباران آن سهمیه مهمات روزانه داشتهاند. برخی منابع این حملات را حاصل طرحهای مشاوران نظامی آمریکایی دانستهاند که هدف آن خارج کردن بزرگترین غول نفتی منطقه از مدار تولید بود.
پالایشگاه با ظرفیت ۶۲۰ هزار بشکه در روز از کار افتاد، حدود ۸۵۰ مخزن تخریب شد و صادرات ۲۰ میلیون لیتری فرآورده متوقف گردید. اما مهندسان ایرانی در همان سالهای جنگ، با ترکیب دستی مواد، بنزین مورد نیاز جبهه را تأمین کردند.
پس از آتشبس، کارشناسان غربی بازسازی پالایشگاه را بدون تکنولوژی آمریکا و با هزینهای چند میلیارد دلاری غیرممکن میدانستند. اما مسئولان ایرانی بر توان تکنسینهای داخلی تکیه داشتند. رئیس وقت مجلس اعلام کرد که نیروهای ایرانی قادرند در مدت کوتاهی خرابیها را جبران کنند.
آغاز کار با چالشهای جدی همراه بود: منطقهای نظامی با زمینهای آلوده به بمباران شیمیایی و پر از گلولههای عملنکرده. اما ۶۰۰۰ متخصص با پاکسازی محوطه و راهاندازی زیرساختها از ابتدا، توانستند در زمانی کوتاه کاری را انجام دهند که معمولاً دهها سال زمان میبرد. اما در کمتر از یکسال بهرهبرداری آغاز شد.
آیتالله شهید سیدعلی خامنهای (رئیسجمهور وقت) ۱۲ فروردین ۱۳۶۸ هنگام افتتاح فاز اول بازسازی تأکید کرد: «به خود اعتماد کنید. دشمنان جنگ را برای به حقارت کشاندن ملت تحمیل کردند. شما ثابت کردید ملت ایران میتواند با اتکا به خود، به قدرتی شگفتانگیز تبدیل شود.»
تجربه آبادان نشان داد که تکیه بر توان داخلی و هماهنگی جمعی میتواند ظرفیتهای پنهان نیروی انسانی را شکوفا کند. راهی که افق بازسازیهای کشور در این روزها را پرامید نشان میدهد.
مشروح این متن را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح این متن را اینجا بخوانید.
۱۲:۲۶
# روایت
ضربه صنعتی به نامعادلات جنگ روایتی از مقاومت صنعتگران ذوبآهن اصفهان
با شروع جنگ تحمیلی، تحریمهای تسلیحاتی و صنعتی واردات کالاهای صنعتی و مواد اولیه را با محدودیت مواجه کرد. ارز کشور صرف کالاهای اساسی، دارو و تجهیزات نظامی میشد و سهم کمی برای موادی مانند فولاد باقی ماند. از سوی دیگر، رژیم بعث تلاش میکرد بازرگانی ایران را قطع کند؛ از آن جمله میتوان به این موارد اشاره کرد: توقف بازرگانی بنادر در تیر ۱۳۶۲، حمله به کشتیهای بیطرف، بمباران جزیره خارک و حمله به اسکله بندر ماهشهر در ۱۸ مرداد همان سال که به غرق شدن یک کشتی انجامید.
در این شرایط ذوبآهن اصفهان دومین کوره بلند خود را راهاندازی کرد تا در جنگ اقتصادی، شناختی و نظامی برگ برنده را از آن کشور کند.
پیش از تأسیس ذوبآهن، ایران فولاد خود را از اروپا و شوروی وارد میکرد. در معادلات جنگ سرد، ذوبآهن اصفهان در سال ۱۳۴۴ با قراردادی برای «دهانبندی» شوروی تأسیس شد اما در دوران شاه به بهرهبرداری کامل نرسید و جهش اصلی تولید آن در میانه جنگ رقم خورد.
۲۳ آذرماه ۱۳۶۲، شهید آیتالله سید علی خامنهای، رئیسجمهور وقت، برای افتتاح کوره به این مجتمع رفت و خطاب به کارگران گفت: «شما عزیزانی که هر کدام به نحوی در افتتاح کورۀ بلند شمارۀ ۲ نقش داشتید باید بدانید که استکبار آمریکا به هر قیمت در صدد است که این مسئلۀ مقدسی را که ممکن است اندوختههای چندین سالۀ آنها را بسوزاند خاموش کند.»
مهندس سیروس موتمن، از کارکنان وقت ذوبآهن، گفت: «شنیدیم صدام گفته بود ایرانیها نمیتوانند کارخانه فولاد خود را توسعه دهند. همین انگیزه ما را بیشتر کرد. کوره راهاندازی شد و موجی از امید در صنعت کشور ایجاد کرد.» مدیرعامل وقت ذوبآهن، بر این باور بود که باید بدون اتکا به کارشناسان شوروی، کارخانه اداره شود و بار آن را روی دوش متخصصان داخلی گذاشت.
موتمن در ادامه میگوید: «روسها ۱۵ خرداد ۱۳۶۴ شبهنگام ایران را ترک کردند و دو روز بعد، حملات هوایی به ذوبآهن آغاز شد. شماری از کارکنان شهید شدند.» ولی غیرت ایرانی نتیجه متفاوتی رقم زد؛ کورهها با توقف کوتاهی تعمیر و دوباره راهاندازی شدند. امروزه تولید سالانه فولاد ایران ۳۶ میلیون تن است.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
۱۳:۰۱
# روایت
محاصرۀ دریایی و معمای «آبگوشت مونتاژی»
۱۳ آبان ۱۳۵۸ که دانشجویان پیرو خط امام برای جلوگیری از کودتای آمریکا علیه انقلاب اسلامی به تسخیر لانۀ جاسوسی زدند، آمریکا از موضع قدرت سعی به بازسازی چهرۀ خود کرد و یک ناوگان عظیم جنگی را به منطقه اعزام کرد. ابتدا و در فاصلۀ کوتاهی ناو یواساس میدوی (CV-41)، سپس در روزهای پایانی آبان ناو یواساس کیتی هاوک (CV-63) اعزام شد، اما تأثیری در رفتار دانشجویان نداشت. سومین ناو یواساس نیمیتز (CVN-68) بود که در حقیقت برای عملیات پنجۀ عقاب اعزام شد.
۲۷ فروردین سال ۱۳۵۹، شهید آیتالله دکتر بهشتی در سخنانی که انگار به شرایط امروز ما نظر دارد تا فراموش نکنیم بلوفهایی همچون محاصرۀ دریایی امکان تحقق ندارد، گفت: «ما به برکت نعمت خدا در سرزمینی زندگی میکنیم که اگر در مرزهایش دیوار آهنی تا آسمان بکشند و بگویند تا صدها سال باید همینجا زندگی کنید، زندگی میکنیم، همه چیز داریم.»
فارغ از غیرممکن بودن محاصرۀ ایرانی با مرزهای خاکی و آبی گسترده، او درمان را متفاوت معرفی کرد و با شمردن مواهب طبیعی همین سرزمین پهناور ایران، با اشاره به وابستگی ایران در آن روزگار تأکید میکند: «پس چرا هنوز گوشت از بیرون میآید و پنیر و کره هم از بیرون میآید؟ فقط و فقط یک کاری بکنید که دوباره دچار آبگوشت مونتاژ نشوید.» این تعبیر خلاصهای از یک بیماری مزمن بود: فروش مواد خام به خارج و خرید کالاهای تمامشده با چند برابر قیمت، همان که از فردای پیروزی انقلاب رهبران انقلاب به دنبال درمانش بودند.
شهید دکتر بهشتی راهکار را نه در قطع رابطه با جهان، بلکه در تغییر مدل اقتصادی میدانست. همان الگوی اقتصاد مقاومتیای که جهان را به حیرت دربارۀ نتیجه ندادن بیش از چهاردهۀ تحریم ایران وا داشته است. یک هفته بعد از این موضعگیری شهید بهشتی، شکست آمریکا در صحرای طبس رقم خورد.
مشروح سخنان آیتالله بهشتی را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح سخنان آیتالله بهشتی را اینجا بخوانید.
۱۰:۴۵
# روایت
تسلیم ناوهای جنگی بریتانیا در برابر «نه» ملت ایران
پس از آنکه در واپسین روزهای اسفند ۱۳۲۹، مجلس شورای ملی قانون ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد، بریتانیا برای جلوگیری از کوتاه شدن دستش از نفت ایران تهدید نظامی را به کار گرفت. اواخر فروردین ۱۳۳۰ بود که سه ناوشکن و دو ناوچه بریتانیایی در نقطهای لنگر انداختند که از پالایشگاه آبادان قابل مشاهده بود. نیویورک تایمز گزارش داد این حجم از نیروی دریایی انگلستان در آبهای ایران از پایان جنگ جهانی دوم سابقه نداشته است. همزمان، دستههای چترباز خود را نیز به قبرس منتقل و پایگاه هوایی خود را در آنجا تقویت کرد.
پیش از این تهدید، حادثه تنشزای دیگری رخ داده بود. شرکت نفت ایران و انگلستان از پرداخت ۳۰ درصد فوقالعاده دستمزد کارگران خودداری کرد؛ اقدامی که اعتصاب کارگران و اعلام حکومت نظامی در خوزستان را در پی داشت. ۹ فروردین ۱۳۳۰، نیروهای نظامی بریتانیا مردم آبادان را به گلوله بستند و سه نفر کشته شدند. این در حالی بود که سفیر انگلستان در تهران در مصاحبهای گفت: «ایرانیان باید قدردان خدمات انگلستان در نیمقرن اخیر باشند.»
سید حسین فاطمی، وزیر امور خارجه وقت و از چهرههای شاخص ملی شدن صنعت نفت در پاسخ گفت: «ملت ایران به خوبی از زیان قراردادها که در شرایط خفقان امضا شدند آگاه است. با ایران شش هزار ساله نمیشود همان معاملهای را کرد که در آفریقای انگلیس میشود.» او تهدید نظامی بریتانیا را نیز به سخره گرفت.
اسناد منتشرشده در سال ۱۹۸۲ فاش کرد که اگرچه انگلستان با تظاهر به قصد اشغال نظامی آبادان عملیات با رمز «دزد دریایی» طراحی کرده بود، اما قصد اقدام نداشت زیرا تجاوز به ایران میتوانست به شوروی بهانه پیاده کردن نیرو در شمال ایران را دهد. در چنین شرایطی، اعزام ناو جنگی و کشتار مردم آبادان برای ارعاب بود تا در حوزه دیپلماسی نتیجه را برداشت کند.
اما انگلیس به جای ترس، با بسیج گسترده دولت و مردم و عدم عقبنشینی مواجه شد و هرچند نمیتوانست از درآمد هنگفت و غاصبانه نفت ایران صرف نظر کند اما به جای ایران، آنها را موقتاً ناگزیر به عقبنشینی کرد. اقدامی که چندان طولانی نشد و با طراحی کودتا در ایران، وارد فاز جایگزین شدند.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
شرح عکس: حضور ناو جنگی بریتانیا در نزدیکی آبادان پس از خروج کارکنان و مستشاران نفتی انگلیسی از ایران
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
۴:۳۷
# روایت
نفت ایران بر سفره صهیونیستها؛ روابط پنهان پهلوی با اسرائیل
۳۱ فروردین ۱۳۵۹، روزنامه اسرائیلی «داوار» در سوگ از دست دادن یک متحد قوی اعتراف کرد: «هرچند شاه ایران روابط دیپلماتیک علنی با اسرائیل نداشت، ولی ۶۰ درصد نفت مورد نیاز اسرائیل را تأمین میکرد.» اسرائیل که در محاصره تحریم نفتی اعراب بود، ایران را تأمینکننده مطمئنی یافته بود. شاه نیز با فروش ارزان نفت خود، امید به ایجاد یک متحد راهبردی داشت.
یکی از مهمترین پروژههای مشترک، احداث خط لوله «ایلات-اشکلون» بود. مخارج این خط لوله را دولت ایران پرداخت کرد و سهچهارم نفتی که در آن جریان دارد از ایران میآید. حتی در بحبوحه جنگ ۱۹۷۳ و تحریم نفتی اعراب، شاه به سیاست خود ادامه داد و بیشتر نیازهای نفتی اسرائیل را تأمین کرد.
همکاری اقتصادی تنها به نفت محدود نمیشد. واردات ایران از اسرائیل از ۲۱۶۰ میلیون ریال در سال ۱۳۴۰ به ۱۴۷۰۰ میلیون ریال در سال ۱۳۵۲ افزایش یافت. این رقم یک و نیم برابر واردات ایران از ترکیه و پاکستان و بیشتر از مجموع واردات از تمام کشورهای مسلمان جهان بود.
نفوذ اسرائیل در بازار ایران چنان عمیق بود که پرتقال اسرائیلی برای تغذیه رایگان دانشآموزان ایرانی خریداری میشد. روزنامه «داوار» در فروردین ۱۳۵۴ نوشت: «اسرائیل در فصل کنونی ششصد هزار صندوق پرتقال به ایران فروخته است.» واردات برخی اقلام همچون پرتقال از اسرائیل، ضرورتی نداشت و تنها برای تقویت اقتصاد اشغالگران بود.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
شرح عکس: بر خلاف تبلیغات پرتقال اسرائیلی مزیت خاصی نداشت.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
۱۶:۱۲