#روایت
تانکهایی که با غیرت همدانیها به تهران نرسید
۲۱ بهمن ماه ۱۳۵۷ مردم شهر همدان شاهد ستونی زرهی از نیروهای ارتش شاهنشاهی بودند که از مسیر کرمانشاه عازم تهران بود تا برای سرکوب انقلابیون در پایتخت به کار گرفته شود. ادامه حرکت این ستون، میتوانست پیامدهای غیرقابل پیشبینی و خشونتباری به همراه داشته باشد.
در چنین شرایطی، حضرت امام به آیتالله مدنی پیام میدهند. این را خود آیتالله مدنی میفرمودند که: زنگ زدند از تهران؛ به ما گفتند که اسدالله، این تانکها نباید برسد به تهران. اگر برسد به تهران، دیگر شما مرا نمیبینید! ایشان جلسهای گذاشت و پیشنهاد داد که مردم رزن، آوج و روستاهای اطراف، جادهها را ببندند که همین کار هم شد. فردای آن روز تانکها به نزدیکی همدان رسیدند و با جمعیت درگیر شدند و کشتار شروع شد. در این واقعه، تعدادی از مردم به شهادت رسیدند، اما جلوی تانکها گرفته شد و آنها نتوانستند به تهران برسند و نیت خود را عملی کنند.
نقطه اوج این رویداد، زمانی بود که فرمانده ستون زرهی قصد داشت با قدرت از میان مردم عبور کند. در این ماجرا محمدحسین عاشوری، جوان ۱۹ ساله بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و سخنرانی دلسوزانه، روشنگرانه و متقاعدکننده آیتالله مدنی که ارتش را برادر ملت خواند و بر همراهی قلبهای سربازان با مردم تأکید کرد، کارساز شد. این سخنان موجب انصراف فرمانده و نیروهای تحت امرش از درگیری و ادامه مسیر به سوی تهران گردید.
شرح این ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
شرح این ماجرا را اینجا بخوانید.
۱۵:۵۵
#روایت
کودتایی با فرض ۴میلیون کشته
دهمین روز پس از ورود امام به ایران سقوط کامل پهلوی قطعی شده بود. بختیار بازنده این لحظههای آخر بود و همه تلاشش را میکرد تا جای خالی شاه را پر کند. از ساعت ۴ بعدازظهر ۲۱ بهمن تا نیمروز فردا را حکومت نظامی اعلام کرد تا پروژهای را اجرا کند که به قیمت کشتار اقلاً ۴ میلیون انسان تمام میشد.
قرار بود ساعت دو و نیم تا سه بعد از نیمهشب، قریب به ۴۰۰ نفر از شخصیتهای سیاسی و مذهبی را در تهران ترور کنند تا بازوان اجرایی برای انقلاب باقی نماند و در پایان عملیات، با پرتاب توپ اقامتگاه امام را بمباران میکردند.
این نقشه با فرمان تاریخی و شجاعانه امام نقش بر آب شد، امام گفت: حکومت نظامی نداریم و حکومت نظامی غیرقانونی است و مردم نباید به خانههایشان بروند، مردم باید توی خیابانها بمانند. مردم هم شب تا صبح در خیابانها اللهاکبر گفتند و پادگانهای عامل چنین طرحی را تصرف کردند.
امام در شرح این ماجرا میفرمایند: «در تهران ما بودیم و آنها بنا داشتند کودتا بکنند و جلویش گفتند روز هم باید مردم بیرون نیایند. حکومت نظامی روز قرار دادند. آن حکومت نظامی روز را خدا خواست که شکسته شد. آنها به من بعد گفتند که اینها بنا داشتند که کودتا بکنند و خیابانها را وقتی که مردم نیستند، خیابانها را همه را بگیرند و شبش کودتا بکنند. مردم که ریختند در خیابانها اینها این طرحی که داشتند خنثی شد. و ایشان شهید قرنی] میگفت که آنکه جنگ بین ملت و رژیم واقع شد، سه ساعت و نیم بود.» روایت آیتالله خامنهای از این شب را نیز [اینجا بخوانید.
شرح عکس:مردم یکی از تانکهای کودتاچیان که حامل سرلشگر کاظم ریاحی بود را در میدان فوزیه (میدان امام حسین) از کار انداختند و سپس سرلشگر ریاحی را از تانک بیرون کشیده و به ستاد امام خمینی تحویل دادند. ریاحی به بیمارستان منتقل شد اما بر اثر جراحات آتش سوزی تانک، جان باخت.
شرح بیشتری از ماجرا را اینجا بخوانید و سه روایت امام خمینی از این کودتا نیز در اینجا آمده است.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
شرح بیشتری از ماجرا را اینجا بخوانید و سه روایت امام خمینی از این کودتا نیز در اینجا آمده است.
۱۲:۴۱
#روایت
اولویت واردات از اسرائیل حتی جوجه بیمار
در ۲۵ بهمن ۱۳۵۵، روزنامه اسرائیلی «یدیعوت احرونوت» فاش کرد یک شرکت اسرائیلی بهدلیل صادرات جوجههای آلوده به بیماری نیوکاسل به ایران محکوم به پرداخت خسارت شده است. واردکننده ایرانی مدعی بود بخشی از محموله آلوده بوده و چهار میلیون لیره زیان دیده است. آنچه این ماجرا را فراتر از یک اختلاف تجاری میبرد، پنهانکاری طولانیمدت دو طرف بود؛ زیرا افشای موضوع میتوانست صادرات جوجه و تخممرغ اسرائیلی به ایران را متوقف کند. در این میان، سلامت زیستی کشور مقصد در برابر حفظ منافع اقتصادی در اولویت دوم قرار گرفت.
واردات طیور از اسرائیل در دوره پهلوی دوم به تجارتی گسترده بدل شد؛ سالانه میلیونها دلار تخممرغ و جوجه بارور به ایران میآمد و این کشور را به مشتری مهم محصولات کشاورزی اسرائیل تبدیل میکرد. پروازهای منظم شرکت «العال» روزانه هزاران جوجه یکروزه را منتقل میکردند. با وجود سرمایهگذاری داخلی گسترده در مرغداری، مطبوعات وقت از خروج ارز و تداوم وابستگی انتقاد داشتند. بخش عمده جوجههای وارداتی گوشتی و فاقد قابلیت تکثیر بودند و همین امر، واردات را از راهحلی موقت به نیازی دائمی و مانعی برای خودکفایی بدل میکرد.
بیماری نیوکاسل با ورود جوجههای خارجی گسترش یافت و ضربهای جدی به تولید بومی وارد کرد. هرچند اتحادیه پرورشدهندگان اسرائیل کوشید زمان ورود بیماری را محل تردید نشان دهد، اما در نهایت جبران خسارت را پذیرفت. با این حال، شیوع بیماری به نابودی گلههای محلی، ورشکستگی روستاییان و مهاجرت آنان انجامید. همزمان، نفوذ کشاورزی اسرائیل از مسیر همکاری با چهرههایی چون سپهبد حاجعلی کیا و سرلشکر تیمور بختیار گسترش یافت و رقابت آنان، حضور فنی اسرائیل را تثبیت و سپس به سطح سیاستهای رسمی کشاورزی کشور منتقل کرد.
تداوم این روابط، خروج گسترده ارز و نابودی سرمایه ژنتیکی مرغ بومی را در پی داشت و کشور را در چرخهای وابسته قرار داد. عبارت «تخممرغ اسرائیلی» به نشانهای از این نفوذ بدل شد و حتی در ماههای پایانی رژیم پهلوی نیز صادرات ادامه یافت. پس از انقلاب نیز بحران کمبود مرغ و جوجه خود را نشان داد و مراجعات متعدد برای اخذ مجوز واردات شکل گرفت. در مقابل، جهاد سازندگی با شناسایی منشأ بیماری و توزیع واکسن نیوکاسل، کوشید الگویی متفاوت برای کاهش وابستگی و بازسازی تولید داخلی ارائه دهد.
شرح کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
شرح کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۱۷:۳۱
#روایت
منبر آتشین جواد حافظی در مسجد کرامت
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تسلیت درگذشت حجتالاسلام حافظی نوشتند: «منبرهای روشنگر ایشان در دوران طاغوت و تحمل زندان و محرومیت در شمار مجاهدتهای پیوستهی این روحانی فداکار در سالیان پیدرپی است.»
یکی از تصاویر به خاطر مانده از او، سخنرانی در مجلس ختم آیتالله شاهرودی است که شهریور سال ۱۳۵۳ در مسجد کرامت برگزار شد و با شجاعت دربارۀ امام خمینی نیز سخن گفت.
پس از درگذشت آیتالله شاهرودی، برخی دنبال برجستهکردن دیگر علمایی بودند که نقش محوری در مبارزه نداشتند و از طرفی به علت حساسیت ساواک، کسی جرئت نداشت امام را معرفی کند. آیتالله خامنهای مجلس ختمی برگزار کرد. بالای اطلاعیه آیهای در رسالت عالمان و یک جمله از نهجالبلاغه بود.
مجلس ترحیم، متفاوت بود. آیتالله خامنهای در آستانه در ایستاد. سخنران در ترویج مرجعیت امام مقدمه چینی و مباحثی را مطرح کرد که کمتر از نیم ساعت به طول انجامید. هم زمان امضاهایی که مدرسین حوزه برای مرجعیت امام جمع کرده بودند، در مسجد پخش شد. در انتهای مجلس، دو میز با میکروفون گذاشته بودند و قاریانی آیاتی در خصوص رسالت عالمان میخواندند و همزمان فردی آن را ترجمه میکرد.
حجتالاسلام محمدعلی مهدوی راد میگوید: «دو تا جوان، شیک، منظم، مرتب میآمدند... اینها بلند میشدند میرفتند؛ دو تا دیگر میآمدند، این دو تا آیه را میخواندند، باز هم در همین موضوع یعنی رسالت عالمان و بعد این باز ترجمه میکرد.» جذابیت مراسم موجب شد اغلب حاضران، تا انتهای مجلس باقی بمانند و مسجد پر از جمعیت گردد. بیان شجاعانه حافظی که از سال ۱۳۴۹ همراه با آیتالله خامنهای چندی در زندان بود، بر جذابیت مراسم و البته بر حجم گزارشهای ساواک از آن افزود.
روایت کامل را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
روایت کامل را اینجا بخوانید.
۱۲:۳۳
#سند
تکنیک توهین و کتک زدن مخالفان توسط سلطنتطلبان
مجله خواندنیها در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۳۲ در مقالهای نوشت: «کتکزدن کسانی که به کاندیداهای مقاومت نهضت ملی رأی میدادند، یکی از صحنههای تأسفآور اخذ رأی در انتخابات مجلس] سنا بود. گفته میشد عدهای چوب به دست در پشت در مسجد لولاگر، یکی از رأیدهندگان را که به کاندیداهای مقاومت نهضت رأی داده بود، آنقدر زدند که خون از سرش جاری شد. به علاوه افراد احزاب و دستجات موافق، عدهای از دانشجویان و رأیدهندگان به لیست ۷۴ نفری را دستگیر کرده و مثل دادگاههای عمومی حکم درباره ایشان صادر میکردند و سر عدهای از آنها را به زور میتراشیدند، و در یک یا دو جا بعضی از «بچههای میدان»[!] جیب کسانی را که میخواستند رأی بدهند جستجو میکردند تا مبادا لیست مقاومت نهضت در جیب آنها باشد.»
این آزار و اذیتها فقط محدود به همین نمونه نبود و سندی وجود دارد که در ایام بعد از کودتای ۲۸مرداد، دارودستهی شعبان بیمخ به مخالفان حکومت فحاشی کردند. در این سند آمده است: «روز ۳۲/۷/۱۶ شعبان جعفری معروف به (بیمخ) با چند کامیون افراد غیر نظامی که بیشتر آنها شمشیر و چاقو و چوب به دست داشتند در جلو دانشگاه و بازار به مردم کلمات رکیک ادا مینمودند...»
برای اطلاعات بیشتر از این موضوع، [اینجا را بخوانید و سند این ماجرا اینجا را ببینید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای اطلاعات بیشتر از این موضوع، [اینجا را بخوانید و سند این ماجرا اینجا را ببینید.
۱۳:۴۰
۱۳:۴۰
#روایت
پیروزی بر اسرائیل شرط تکمیل انقلاب اسلامی
بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شهید بهشتی با رهبر وقت مبارزان فلسطینی و گروهی از همراهان دیدار کرد. در این دیدار، ایشان رویکرد انقلاب اسلامی درقبال قضیهی فلسطین را بهروشنی بیان کردند و به همین دلیل، این دیدار بازتاب ویژهای داشت.
آیتالله بهشتی در بخشی از این دیدار گفت: «ما اعلام میکنیم مردم مبارز مسلمان ایران همانطور که از سالها پیش این تصمیم را ابراز کردهاند، از این پس در کنار مردم فلسطین با امکاناتی بیشتر و با آزادی عمل فراوانتر و با انسجامی نیروآفرینتر در مبارزه علیه غاصبین ارض فلسطین ایستادهاند و از خدای متعال برای مجاهدین با ایمان فلسطین نصر و موفقیت آرزو میکنیم.»
پس از او یاسر عرفات هم با اشاره به مواضع شهید بهشتی و دیگر مقامات انقلاب گفت: «پس از پیروزی این انقلاب، عصر جدیدی در این منطقه آغاز شد، برادران ایرانیم اندکی پیش به آن اشاره کردند، راه ما دراز و دشوار است. انقلاب ایران پیروز شد، اما چنانکه بسیاری از رهبران انقلاب ایران گفتهاند، آنان پیروزی خود را ناقص میدانند، زیرا انقلاب ما در فلسطین هنوز پیروز نشده است.»
برای خواندن مشروح این دیدار، اینجا را بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای خواندن مشروح این دیدار، اینجا را بخوانید.
۱۶:۱۱
#روایت
روایتی از نقش جنگ افغانستان در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی
در بهمنماه ۱۳۶۶، «میخائیل گورباچف» رهبر اتحاد جماهیر شوروی، پیامی ویژه را توسط «یولی پتروفسکی» معاون وزارت خارجهاش به حجتالاسلام سیدعلی خامنهای، رئیسجمهور ایران، تسلیم کرد. در این پیام، گورباچف صراحتاً «طرح زمانبندیشده خروج نیروهای شوروی از افغانستان» را به اطلاع مقامات ایرانی رساند.
این پیام دیپلماتیک مهم، هفت سال پس از تهاجم گسترده ارتش سرخ شوروی به افغانستان صادر شد؛ تهاجمی که به جنگی دهساله انجامید و سرانجام با خروج کامل نیروهای شوروی در ۱۵ فوریه ۱۹۸۹ (۲۶ بهمن ۱۳۶۷) به پایان رسید. اعلام رسمی شکست از سوی کرملین به تهران، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نشانهای کلیدی از تحول عمیق در معادلات منطقهای و بینالمللی بود که سرنوشت شوروی را رقم میزد.
این تصمیم وقتی گرفته شد که میخائیل گورباچف، رهبر جدید شوروی به این نتیجه رسید که در یک باتلاق گیر افتاده است. هزینههای جنگ به حدی سنگین بود که آن را یکی از عوامل فروپاشی شوروی میدانند. اگرچه جنگ سرد هزینههای هنگفتی بر شوروی تحمیل کرد و اقتصاد این کشور را فرسود، اما فروپاشی نهایی بدون زخم عمیق افغانستان ممکن نبود. به ویژه آنکه این جنگ ارتش شوروی را بیاعتبار، رهبران را در کارایی نیروی نظامی مردد، اقوام را علیه مرکز متحد و رسانهها را تحریک کرد.
برای خواندن ادامهی این روایت اینجا را بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای خواندن ادامهی این روایت اینجا را بخوانید.
۱۲:۴۶
#روایت
امام چگونه راه خشونت را پس از انقلاب بست
کمیتههای انقلاب اسلامی ریشه در روزهای پرالتهاب پیش از پیروزی انقلاب داشتند؛ هستههایی خودجوش که از دل مساجد و برای نظمدهی به تظاهرات و کمکرسانی شکل گرفتند. با سقوط مراکز نظامی و انتظامی در ۲۲ و ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ و گسترش سلاح در سطح شهرها، خلأ امنیتی جدی پدید آمد. امام خمینی در ۲۳ بهمن با صدور فرمان تشکیل کمیتهها، مأموریت حفظ امنیت شهرها را به مردم سپرد. این نهاد بهعنوان نخستین تشکیلات رسمی انقلاب، مسئول پاسداری از نظم عمومی شد.
با وفور سلاح در دست مردم، خطر هرجومرج و سوءاستفاده جدی بود. امام خمینی برای جلوگیری از خشونت ناخواسته بین مردم و جلوگیری از آسیب دیدن مردم، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ فرمان خلع سلاح عمومی را صادر و مساجد را محور تحویل سلاح قرار دادند. کمیتهها بازوی اجرایی این فرمان شدند؛ هم سلاحها را جمعآوری کردند و هم از مراکز حساس محافظت نمودند. در ادامه، برای جلوگیری از بینظمی، ساختار کمیتهها با مسئولیت آیتالله مهدوی کنی سامان یافت.
کمیتهها در سالهای نخست انقلاب نقشی فراتر از پلیس ایفا کردند؛ از مقابله با گروههای مسلح و کشف خانههای تیمی تا خنثیسازی کودتای نوژه و کنترل بحرانهای سیاسی. در سالهای آغازین دهه ۶۰ نیز در خط مقدم مبارزه با ترور و ناامنی بودند و امنیت انتخابات و شخصیتهای نظام را تأمین کردند. بهتدریج ساختار تشکیلاتی آنها گسترش یافت و دارای معاونتهای تخصصی، یگان حفاظت و مراکز آموزشی شدند و جایگاه قانونیشان نیز تثبیت شد.
برای خواندن روایت کامل این موضوع، اینجا را ببینید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای خواندن روایت کامل این موضوع، اینجا را ببینید.
۱۲:۳۹
#روایت
ماجرای یک «هدیه فاشیستی» به پهلوی
این تصویر یک پرتره امضا شده از آدولف هیتلر است که به رضاشاه اهدا شده بود. در پایین عکس، به زبان آلمانی نوشته شده است: «به پیشگاه والای اعلیحضرت همایونی - رضا شاه پهلوی - شاهنشاه ایران - همراه با بهترین آرزوها - برلین ۱۲ مارس ۱۹۳۶ - آدولف هیتلر»
این هدیه در سفر تاجالملوک همسر رضاشاه به همراه دو دخترش، اشرف و شمس، به آلمان و دیدار با هیتلر دریافت شد. هدیه خانواده شاه، دو تخته فرش نفیس برای هیتلر بود که روی یکی از آنها عکس خود هیتلر و روی دیگری نشان صلیب شکسته (سواستیکا) نقش بسته بود. هیتلر سه عکس امضا شده از خود در مقابل به آنها هدیه داد و عذرخواهی کرد که مانند شاه ایران ثروتمند نیست و نمیتواند هدیه گرانقیمتتری بدهد. با این حال این عکسها برای رضاشاه بسیار ارزشمند بود چون در این زمان، شیفته رویکرد فاشیستی هیتلر شده بود.
وابستگی رضاشاه به انگلیس نه تنها مانع، بلکه بسترساز اولیه ارتباط با آلمان بود؛ زیرا توسعه روابط اقتصادی آلمان با کشورهایی مانند ایران، به معنای بهبود اقتصاد آلمان و دور ماندن آن از کمونیسم تلقی میشد. اما وقتی منافع بریتانیا تغییر کرد با خلع رضاشاه به همین بهانه، با دست بازتری به مداخله در امور داخلی ایران به نفع جنگ با هیتلر پرداختند.
این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
این روایت را اینجا بخوانید.
۱۴:۵۶
#روایت
کودتایی به رهبری یک بیسواد!
پس از قرارداد ۱۹۱۹، سید ضیاءالدین و روزنامه «رعد» سرسختترین مدافعان آن بودند و همین موضع، او را به انگلیسیها نزدیک کرد. با ناکامی قرارداد، شبکهای پنهان به نام «کمیته آهن» و سپس «کمیته زرگنده» شکل گرفت که به کانون سیاستگذاری انگلوفیلها بدل شد. سید ضیاء در رأس این جمع قرار گرفت و به رابط مؤثر سفارت انگلیس با دولتهای وقت تبدیل شد. این کمیته عملاً بستر سیاسی کودتای ۱۲۹۹ را فراهم ساخت و مهرههای اصلی آن، بعدها گردانندگان کودتا شدند.
سیدضیاء با سابقهای جنجالی در روزنامهنگاری و گرایش آشکار به سیاستهای انگلیس، چهرهای شناختهشده در محافل سیاسی بود. در مقابل، رضاخان چهرهای صرفاً نظامی داشت؛ فردی بیسواد، فاقد پایگاه سیاسی-اجتماعی و ناتوان از تحلیل پیچیدگیهای سیاست. انگلیسیها که به دنبال چهرهای مطمئن و سیاسی برای هدایت صحنه بودند، دریافتند که رضاخان بهتنهایی توان پیشبرد کودتا را ندارد و نیازمند پوشش و هدایت سیاسی است؛ خلأیی که سید ضیاء برای آن مناسب تشخیص داده شد.
انگلیسیها با تکیه بر شبکه زرگنده دست به گزینش نهایی زدند. از آنجا که عامل اصلی کودتا، رضاخان، فردی صرفاً نظامی و فاقد سواد و پایگاه سیاسی-اجتماعی بود، سید ضیاءالدین را بهعنوان رهبر سیاسی کودتا با وی همراه کردند. او برای آنان قابل اعتماد، غیرنظامی و ظاهراً انقلابی جلوه میکرد. همزمان ژنرال آیرنساید نیز رضاخان را برای اجرای نظامی برگزید. بدینترتیب، پیوند یک نظامی بیسواد با یک چهره سیاسی وابسته، کودتای ۱۲۹۹ را رقم زد.
شرح تصویر:حضور رضا و محمدرضا پهلوی در مراسم رژه به مناسبت سالروز کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹در میدان جلالیه
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۲۰:۲۲
#روایت
رمز تاکید بریتانیا بر بیسواد بودن کودتاچی
کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ نه یک خیزش خودجوش، بلکه پروژهای طراحیشده از سوی سرویس اطلاعاتی بریتانیا بود؛ پروژهای که بر یک واقعیت تکیه داشت: ضعف آموزشی و «بیسوادی سیاسی» رضاخان. پس از شکست قرارداد ۱۹۱۹، لندن به این جمعبندی رسید که برای حفظ منافع نفتی و مهار بلشویسم، به مهرهای نظامی، فاقد ریشه سیاسی و قابل هدایت نیاز دارد. رضاخان، افسر قزاقی که از لایههای پایین جامعه برخاسته و از دانش کشورداری بیبهره بود، گزینهای ایدهآل محسوب میشد. نقش اردشیر ریپورتر در شناسایی و پیوند دادن او با شبکه اطلاعاتی بریتانیا، حلقه اصلی این مهندسی پنهان بود.
ضعف رضاخان در فهم سیاست مدرن، نگارش متون رسمی و تعامل دیپلماتیک، بریتانیا را ناگزیر کرد «مغز سیاسی» را کنار «بازوی نظامی» بنشاند. سیدضیاءالدین طباطبایی مأمور شد خلأهای آموزشی و فرهنگی رضاخان را جبران کند. بیانیههای اولیه کودتا، از جمله «حکم میکنم»، با ادبیاتی تنظیم شد که با سطح سواد رضاخان همخوانی نداشت. در جلسات سیاسی، این سیدضیاء بود که سخن میگفت و پاسخ میداد و رضاخان بیشتر در جایگاه مجری ظاهر میشد. این وابستگی، نشان میدهد ائتلاف آن دو نه انتخابی شخصی، بلکه ضرورتی ناشی از ناتوانی سیاسی رضاخان بود.
با گذشت حدود صد روز، بریتانیا دریافت که سیدضیاء هزینه سیاسی سنگینی ایجاد کرده است. در همین زمان، رضاخان الفبای قدرت را میآموخت و بهتدریج جایگاه خود را تثبیت میکرد، هرچند همچنان در مسائل پیچیده اقتصادی و بینالمللی نیازمند هدایت بود. حذف سیدضیاء به معنای پایان وابستگی نبود؛ بلکه انتقال نقش هدایتگری به شبکهای دیگر از مشاوران و مأموران صورت گرفت. در این چارچوب، «بیسوادی سیاسی» رضاخان نه یک ضعف اتفاقی، بلکه یکی از دلایل اصلی انتخاب او بود؛ ضعفی که او را به مهرهای قابل جهتدهی در پروژه استقرار یک دیکتاتوری متمرکز بدل میکرد.
این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ نه یک خیزش خودجوش، بلکه پروژهای طراحیشده از سوی سرویس اطلاعاتی بریتانیا بود؛ پروژهای که بر یک واقعیت تکیه داشت: ضعف آموزشی و «بیسوادی سیاسی» رضاخان. پس از شکست قرارداد ۱۹۱۹، لندن به این جمعبندی رسید که برای حفظ منافع نفتی و مهار بلشویسم، به مهرهای نظامی، فاقد ریشه سیاسی و قابل هدایت نیاز دارد. رضاخان، افسر قزاقی که از لایههای پایین جامعه برخاسته و از دانش کشورداری بیبهره بود، گزینهای ایدهآل محسوب میشد. نقش اردشیر ریپورتر در شناسایی و پیوند دادن او با شبکه اطلاعاتی بریتانیا، حلقه اصلی این مهندسی پنهان بود.
ضعف رضاخان در فهم سیاست مدرن، نگارش متون رسمی و تعامل دیپلماتیک، بریتانیا را ناگزیر کرد «مغز سیاسی» را کنار «بازوی نظامی» بنشاند. سیدضیاءالدین طباطبایی مأمور شد خلأهای آموزشی و فرهنگی رضاخان را جبران کند. بیانیههای اولیه کودتا، از جمله «حکم میکنم»، با ادبیاتی تنظیم شد که با سطح سواد رضاخان همخوانی نداشت. در جلسات سیاسی، این سیدضیاء بود که سخن میگفت و پاسخ میداد و رضاخان بیشتر در جایگاه مجری ظاهر میشد. این وابستگی، نشان میدهد ائتلاف آن دو نه انتخابی شخصی، بلکه ضرورتی ناشی از ناتوانی سیاسی رضاخان بود.
با گذشت حدود صد روز، بریتانیا دریافت که سیدضیاء هزینه سیاسی سنگینی ایجاد کرده است. در همین زمان، رضاخان الفبای قدرت را میآموخت و بهتدریج جایگاه خود را تثبیت میکرد، هرچند همچنان در مسائل پیچیده اقتصادی و بینالمللی نیازمند هدایت بود. حذف سیدضیاء به معنای پایان وابستگی نبود؛ بلکه انتقال نقش هدایتگری به شبکهای دیگر از مشاوران و مأموران صورت گرفت. در این چارچوب، «بیسوادی سیاسی» رضاخان نه یک ضعف اتفاقی، بلکه یکی از دلایل اصلی انتخاب او بود؛ ضعفی که او را به مهرهای قابل جهتدهی در پروژه استقرار یک دیکتاتوری متمرکز بدل میکرد.
این روایت را اینجا بخوانید.
۲:۱۵
#روایت
مذاکره به مثابه سلاح دفاع از اسرائیل
پنجم اسفند ۱۳۲۷ در مقر موقت سازمان ملل در لیک ساکس، نخستین دستاورد اسرائیل در جنگ دیپلماتیک تثبیت شد. پس از اعلام موجودیت اسرائیل، دولتهای عربی وارد جنگ شدند، اما بازوی مهمتر این نبرد مذاکرات بود. رالف بانچ، میانجی سازمان ملل و مأمور کردار سرویس اطلاعاتی آمریکا، توانست مصر را به امضای توافق آتشبس وادارد که به معنای پذیرش موجودیت این رژیم برساخته بود.
مهمترین پیامد اشغال ۱۹۴۸ و آتشبس ۱۹۴۹ آوارگی گسترده فلسطینیان بود. بین ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر از خانههای خود رانده شدند و به کشورهای همسایه پناه بردند، بدون آنکه توافقنامهها راهحلی برای بحران ارائه دهند. منطقه به کنترل نظامی اسرائیل واگذار شد و حقوق سیاسی فلسطینیان نادیده گرفته شد. مسئله فلسطین بهتدریج از یک مسئله سیاسی به بحران انسانی تقلیل یافت. توافقهای موقت نیز بعدها در پیمان کمپدیوید ۱۹۷۹ به مرزهای دائمی تبدیل شد. مصر که خود را پیشگام مبارزه میدانست، در نهایت تحت تأثیر تجربه دیپلماسی و فشار حامیان اسرائیل تغییر مسیر داد.
محمدرضا پهلوی با استفاده از سرخوردگی انور سادات از شوروی، در چند مرحله او را به اردوگاه غرب نزدیک کرد. شاه در دیدار با گلدا مایر و اسحاق رابین خواستار نرمش اسرائیل در برابر مصر شد. همزمان با کمک مالی و نظامی، مصر از بلوک شرق جدا شد. این کمکها با درآمد نفت ایران تأمین میشد، اما در عمل در خدمت رقابت آمریکا با شوروی قرار گرفت.
این مسیر سرانجام به قرارداد کمپ دیوید انجامید که ضررهای سرزمینی، اقتصادی و امنیتی فراوان برای مصر داشت و عملا آن را به سپر ایمنی اسرائیل تبدیل کرد.
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
۱۷:۱۹
#روایت
ماجرای راه آهن در ایران
روز چهارم اسفند ۱۳۰۵ لایحه تأسیس راهآهن سراسری ایران در مجلس تصویب شد و بحثهای فراوانی برانگیخت. از همان زمان اختلاف اصلی بر سر مسیر راهآهن بود. بسیاری از صاحبنظران اعتقاد داشتند راهآهنی که به صلاح ایران است باید از شرق به غرب کشیده شود تا مسیر طبیعی تجارت میان هندوستان، ایران و مدیترانه را زنده کند. این مسیر از نظر اقتصادی و بازرگانی سودمند دانسته میشد، در حالی که طرح شمالی ـ جنوبی بیشتر فاقد منافع مستقیم اقتصادی تلقی میشد و مخالفان آن را طرحی نامتناسب با نیازهای کشور میدانستند.
طرفداران راهآهن شرقی ـ غربی معتقد بودند این مسیر از دزداب (زاهدان) به اصفهان و تهران و سپس کرمانشاه میتوانست ایران را به محور اصلی تجارت منطقه تبدیل کند. اما راهآهن شمالی ـ جنوبی بیشتر جنبه نظامی داشت و اگر راهآهن غربی ـ شرقی ساخته میشد نیز سیاست دفاعی هند دچار مشکل میشد.
با وجود آگاهی عمومی از سودمندی راهآهن شرق به غرب، رضاشاه این طرح را نپذیرفت و مسیر شمالی ـ جنوبی انتخاب شد و راهآهن سراسری کارکرد تجاری گستردهای نیافت. عجیبتر آنکه مسیرش بجز تهران از شهرهای مهم دیگری هم عبور نمیکرد. بندر مبدا و مقصد نیز در آن روز بندر اصلی ایران نبود. در حالی که مسیر بندرعباس به انزلی میتوانست شهرهای مهم تجاری را به هم پیوند دهد. لذا روزنامههای غربی آن را راهآهنی توصیف کردند که «از هیچجا به هیچجا میرود».
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
۱۴:۲۱
#روایت
تهدید سناتور آمریکایی برای حمله به پالایشگاه نفت آبادان
هفتم اسفند ۱۳۵۸ خبرگزاری آسوشیتدپرس از منهتن به نقل از سناتور باری گلدواتر نوشت اگر دولت ایران از آزاد کردن گروگانها امتناع کند، ایالات متحده باید تهدید به نابود کردن پالایشگاههای عمده ایران را مطرح سازد. گلدواتر پالایشگاه آبادان را محل تصفیه بنزین، گازوئیل و نفت مصرفی ایران دانست و گفت نابودی آن به غرب لطمهای وارد نخواهد کرد. این سخن یک اظهار نظر عادی نبود؛ خبر حدود هفت ماه پیش از حمله عراق منتشر شد و بعدها رژیم بعث در جنگ با ایران دقیقاً همین هدف را دنبال کرد و پالایشگاه آبادان را آماج حملات قرار داد.
گلدواتر، صهیونیست و از حامیان دیرین رژیم پهلوی بود و روابط نزدیک او با اردشیر زاهدی و برخی رجال پهلوی در خاطرات و روایتها ثبت شده است. او در کنار چند سناتور دیگر از پابرجاترین و مصرترین حامیان شاه در سنای آمریکا به شمار میرفت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در صف اول تقابل بود.
صدام بر پایه همین راهبرد او عمل کرد و پالایشگاه آبادان در سالهای جنگ بارها هدف حمله قرار گرفت و آسیبهای گسترده دید. بمبارانها مدتی تولید را متوقف کرد، اما کارکنان با تخلیه تأسیسات از انفجار مخازن جلوگیری کردند. زیان توقف تولید در طول جنگ بیش از ۷۰۰ میلیون بشکه برآورد شده است، با این حال این فشارها نتوانست مسیر ایران را تغییر دهد. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بازسازی پالایشگاه با تکیه بر توان داخلی آغاز شد و در فروردین ۱۳۶۸ نخستین فاز آن با ظرفیت ۱۳۰ هزار بشکه در روز به بهرهبرداری رسید و پروژه او شکست خورد. اما همچنان پس از چند دهه سیاست تهدیدهای بیفرجام ادامه دارد.
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
۱۵:۱۶
#روایت
امید باطل شاه به موشکهای اسرائیلی
پیش از انقلاب، حکومت پهلوی عملاً فاقد توان موشکی بود و هرچه تلاش کرد موشک بخرد موفق نشد. آمریکا با وجود روابط نزدیک نظامی حاضر نبود موشکهای کوتاهبرد و میانبرد را در اختیار ایران بگذارد. سیاست واشنگتن این بود که ایران به یک قدرت نظامی مستقل تبدیل نشود. حتی پس از وعدههای گسترده فروش سلاح، در عمل از واگذاری سادهترین موشکهای زمینبهزمین هم خودداری شد. نتیجه این سیاست آن بود که ایران با وجود هزینههای سنگین نظامی، عملاً به فناوری موشکی دسترسی نداشت و کاملاً وابسته باقی مانده بود.
با وجود وعدههای رسمی آمریکا مبنی بر فروش هر نوع سلاح غیرهستهای، در عمل موشک به ایران فروخته نشد. حتی موشکهای سادهای مانند «لانس» و راکتهای کوتاهبرد نیز به ایران تحویل داده نشدند. این نشان میداد محدود کردن توان موشکی ایران یک سیاست ثابت بود. آمریکا میخواست ایران خریدار تجهیزات باشد اما به فناوریهای حساس دسترسی نداشته باشد. در نتیجه ارتش شاه با وجود میلیاردها دلار خرید تسلیحاتی، همچنان فاقد یک توان موشکی واقعی بود و برای تأمین نیازهای ابتدایی خود به خارجیها وابسته باقی ماند.
وقتی آمریکا موشک در اختیار ایران نگذاشت، شاه به اسرائیل روی آورد و پروژه مشترکی برای ساخت موشک آغاز شد. ایران صدها میلیون دلار از درآمد نفت را صرف این طرح کرد و تأسیساتی نیز ساخته شد. هدف این بود که ایران بالاخره به توان موشکی برسد. اما این پروژه نیز وابسته به متخصصان خارجی بود و هیچ پایه بومی واقعی ایجاد نکرد. ایران در این همکاری صرفاً پول و امکانات میداد، در حالی که فناوری در اختیار طرف اسرائیلی باقی میماند و ایران همچنان بدون توان موشکی مستقل بود.
پس از انقلاب، مهندسان اسرائیلی ایران را ترک کردند و اسناد پروژه را از بین بردند یا با خود بردند. بعدها مشخص شد پروژه موشکی اسرائیل عملاً فریب بوده و ایران فقط هزینه آن را پرداخت کرده است. طبق افشاگریها، اسرائیل از سرمایه ایران برای توسعه تسلیحات خود استفاده کرد و فناوری واقعی در اختیار ایران قرار نگرفت. حتی موشکهای خریداریشده نیز به دلیل نبود امکانات نگهداری در آمریکا ذخیره میشدند. در نتیجه، ایرانِ پیش از انقلاب نه موشک داشت و نه اجازه دسترسی واقعی به آن داده میشد.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۱۷:۰۷
#روایت
امام خامنهای با اطلاع از خطر ترور، سنگر را ترک نکرد
ترور منتهی به شهادت امام خامنهای اولین اقدام علیه او نبود. ترور او بارها در دستور ایادی آمریکا قرار گرفت، از فرقان تا سازمان منافقین و... اما این اقدامات هیچگاه موجب تزلزل قدم او نشد؛ از آن جمله حادثه انفجار بمب در نمازجمعه تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۶۳ هنگام ایراد خطبههای نمازجمعه.
در این حادثه ۱۴ نفر به شهادت رسیدند و ۸۸ نفر مجروح شدند. نمازگزاران در صفوف نماز باقی ماندند و بلافاصله آیتالله خامنهای به خطبههای خود ادامه داد. مرحوم حاج محمود مرتضاییفر که مجری آن نماز جمعه بود میگوید: «شب جمعه یکی از برادران ستاد نمازجمعه به منزل ما تلفن زد گفت فلانی رادیو بغداد از مردم تهران خواسته فردا در نماز جمعه نروند، چون ما میخواهیم آنجا را بمباران کنیم. ممکن است مردم شنیده باشند و نیایند.
صبح که وارد دانشگاه شدیم دیدم جمعیتی زیادی از مردم نشستهاند. ...] آیتالله خامنهای با اینکه از تهدید مطلع بودند و تشریف آورده بودند. [...] یک مرتبه صدای خیلی قوی آمد و من تصور کردم که بمباران شده است. حرارتی به صورت آقای خامنهای خورد، از ایشان خواستیم کنار بیایند[...]
ایشان بدون هیچ نگرانی دوباره پس از اینکه مردم را ساکت کردیم پای میکروفن تشریف آوردند و به سخنانشان ادامه دادند. [...] میان نماز هم بمباران هوائی شروع شد که صداهای ضدهوائیها در نماز مشخص بود؛ اما نمازجمعه بسیار باعظمت و تاریخی اقامه شد.»
متن کامل این روایت را [اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را [اینجا بخوانید.
۱۶:۵۸
#روایت
شهادتطلبی در اندیشه و عمل آیتالله خامنهای
فرهنگ شهادتطلبی به عنوان یکی از مؤلفههای بنیادین انقلاب اسلامی، جایگاه ویژهای در اندیشه و عمل امام خامنهای داشته است. این فرهنگ نه تنها در دوران مبارزه با رژیم پهلوی، بلکه در طول هشت سال دفاع مقدس نقش تعیینکنندهای در حفظ و تداوم انقلاب داشته است. از نگاه ایشان، شهادتطلبی عامل پیروزیها، راهبردی مؤثر در مقابله با استکبار، عامل وحدتبخش اجتماعی و تضمینکننده استمرار انقلاب است. ایشان بر این باورند که تاریخ خود را مدیون شهادتطلبی میدانیم و باید این فرهنگ را در جامعه نهادینه کنیم.
امام خامنهای شهادت را تحقق بخشیدن به آرمانها و زندگی بخشیدن به ارزشها میدانند. ایشان معتقدند مردن بخاطر آرمانهای والا، در واقع زندگی بخشیدن به خویشتن حقیقی انسان است. ایشان با بیان روایاتی از آغوش باز شدن ملائکه بر شهید، شهادت را نعمتی بالاتر از همه چیز میدانند که شهید با لبخند به استقبال آن میرود. این نگاه، حیات را معناگرا کرده و نشان میدهد که شهادت در اندیشه ایشان یک زیست مبتنی بر آرمانخواهی و تعالی معنوی است، نه یک پایان تلخ.
از دیدگاه آیتالله خامنهای، شهادتطلبی مؤمنانه معادلات قدرتهای جهانی را بر هم میزند و شکست محاسبات دشمن است. ایشان تأکید میکنند که پیروزی در جنگ، اتکا به تسلیحات نبوده بلکه ناشی از قدرت ایمان و شهادتطلبی است که غرب مادیگرا معنای آن را نمیفهمد. این فرهنگ نقش تعیینکنندهای در پیروزیهای نظامی مانند عملیات طریقالقدس داشت و باعث شد دشمن با روحیهای که از مرگ نمیترسد، گیر بیفتد و محاسبات غالب نظامی خود را در برابر ملت ایران باخته باشد.
شهادت طلبی در اندیشه ایشان عامل وحدتبخش اجتماعی و الهامبخش جریانهای مقاومت در منطقه بوده است. ایشان شهادت را عاملی برای ایجاد انسجام ملی و پایان دادن به اختلافات میدانند. همچنین این فرهنگ به جریانهای مقاومت اسلامی، به ویژه در لبنان و فلسطین، الهام بخشیده تا با تکیه بر اسلام و روحیه شهادتطلبی در برابر اسرائیل و آمریکا بایستند.
از تبلور روحیه شهادتطلبی در کارنامه عملی امام شهیدمان که در هشت سال دفاع مقدس به خوبی آشکار بود؛ در مواضع رسمی نیز بارها آرزوی خود را بیان کرده بود: «آرزوی ما این است که ما نیز در همان خط و با همان سرنوشت شیرین خدا را ملاقات کنیم و با این امید که فرجام کار ما نیز شهادت خواهد بود، به کار مشغول هستیم»
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۱۶:۱۱
#روایت
حضور امام خامنهای در جمع مؤسسین نظام اسلامی
امام خامنهای یکی از مؤسسین ساختاری نظام اسلامی بود و پس از آنکه به دستور امام خمینی شورای انقلاب اسلامی در مسیر تشکیل بود، به پیشنهاد استاد شهید مرتضی مطهری، ایشان نیز عضو شورا شد. امام خمینی در ۲۲ دی به مردم اعلام کرد شورای انقلاب اسلامی تشکیل میشود. حضور امام خامنهای در این شورا، او را چهار دهه در تهران ماندگار کرد. این حضور و فعالیت ابعاد بیشتری از فعالیت انقلاب در مشهد داشت.
در بیمارستان امام رضا، ایشان با یکی از رهبران مجاهدین خلق ملاقات کرد. وقتی واژه «انقلاب» از دهان آمد، او با تعجب گفت: «من انقلاب نمیبینم». امام خامنهای پاسخ داد: «چشمانت را باز کن تا معنای واقعی انقلاب را ببینی». این لحظه نشاندهنده درک عمیق او از جوهره انقلاب بود.
در تهران، پایداری و آگاهی مردم، توجه امام خامنهای را جلب کرد. شعارهایی مانند «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و «حزب فقط حزبالله، رهبر فقط روحالله»، نشاندهنده هویت و اعتقاد مردم بود. این شعارها، زبان حال بود و نشانگر چگونگی مواجهه مردم با رخدادها. شعار «حزب فقط حزبالله، رهبر فقط روحالله» زمانی سر داده میشد که برخی از گروهها تلاش میکردند بر امواج انقلاب سوار شوند. مردم با این شعار میگفتند که میان ما و شما فاصلهای هست؛ فاصله اعتقادی؛ چه در راه و چه در راهبر.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۱۶:۳۱
#روایت
دنیای بدون امام
شبِ رحلت امام باید هرچه سریعتر جلسهی مجلس خبرگان تشکیل میشد تا درباره رهبر آینده تصمیم بگیرند. اعلام خبر رحلت امام میتوانست دشمنان داخلی و خارجی را فعال کند تا از خلأ احتمالی در رهبری سوءاستفاده کنند و به نظام ضربه بزنند. در نهایت تصمیم گرفتند چند نفر همان شب مأمور شوند تا اعضای مجلس خبرگان را به تهران دعوت کنند.
در رابطه با تعیین جانشین حضرت امام، چند مسئلهی اساسی پیش روی اعضای خبرگان بود که باید دربارهی آنها تصمیمگیری میشد. نخست اینکه تکلیف آن تصمیم داخلی که خبرگان در آبانماه ۱۳۶۴ پیرامون آیتالله منتظری گرفته و ایشان را بهعنوان رهبر آینده انتخاب کرده بود، باید روشن میشد؛ مسئلهی دوّم این بود که فرایند بازنگری قانون اساسی به اتمام نرسیده بود.
مسئلهی سوّم این بود که اگر بنا بود خبرگان بر اساس قانون اساسی جاری رهبر را تعیین کنند، با ابهام موجود دربارهی شرط مرجعیّت برای رهبری در اصل ۱۰۷ چگونه برخورد میکردند. مسئلهی چهارم هم این بود که رهبری شورایی باشد یا فردی و سازوکار آن چگونه باشد.
در اجلاسیه روز چهاردهم خرداد همه این موارد مورد بررسی قرار گرفت و قرار بر این شد که با استعفای منتظری موافقت شود. در مورد شرط مرجعیت هم با توجه به پاسخ امام به رئیس خبرگان، شرط مرجعیت حذف شد. بعد از مذاکرات بین اعضا و سخنرانی آیتالله جنتی در مورد رهبری شورایی و فردی در نهایت در مورد رهبری فردی رایگیری و گزینه نهایی انتخاب شد.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
۲۰:۳۷