چرا بعد از خیــ
ــانت،
ذهنم مدام سؤال میسازه؟
میخوام به یک تجربهی رایج،بعد از آسیــ
️ــب دیدن اعتماد اشاره کنم.
گاهی فرد از شریک عاطفیاش سؤال میپرسه، جواب میگیره و برای مدتی آروم میشه؛ اما کمی بعد، ذهنش دوباره درگیر ســ
ــؤالهای تازه میشه:
«گفت رابطهای نبوده؛
پس چرا پیامها رو پاک کرده؟»
«گفت فقط سه بار همدیگه رو دیدیم؛
پس توی اون دیدارها چی گذشته؟»
وقتی اعتماد آسیب میبینه، ذهن تلاش میکنه اتفاقها رو کنار هم بذاره تا بفهمه واقعاً چه چیزی رخ داده؟!
این تلاش برای فهمیدن، قابل درکه؛
اما گاهی جستوجوی پاسخ به چــ
ــرخهای تبدیل میشه که در اون، هر جواب فقط برای مدت کوتاهی آرامش میده.
ذهنم مدام سؤال میسازه؟
میخوام به یک تجربهی رایج،بعد از آسیــ
گاهی فرد از شریک عاطفیاش سؤال میپرسه، جواب میگیره و برای مدتی آروم میشه؛ اما کمی بعد، ذهنش دوباره درگیر ســ
پس چرا پیامها رو پاک کرده؟»
پس توی اون دیدارها چی گذشته؟»
وقتی اعتماد آسیب میبینه، ذهن تلاش میکنه اتفاقها رو کنار هم بذاره تا بفهمه واقعاً چه چیزی رخ داده؟!
این تلاش برای فهمیدن، قابل درکه؛
اما گاهی جستوجوی پاسخ به چــ
۱۹
۱۹:۰۹