«پارادوکس «ظن» و انسداد میدان بیناذهنی: تبیین روان‌کاوانه بیت جاودان مولانا»
بیت زیر از نی‌نامه مولانا، مبنای تبیین تخصصی این متن قرار گرفته است:
«هر کسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من»
این نوشتار با نگاهی بین‌رشته‌ای، به واکاوی این بیت در مرز میان ادبیات کلاسیک و روان‌کاوی مدرن می‌پردازد. لازم به ذکر است که این تحلیل، یک «برداشت استعاری» (Metaphorical Interpretation) از کلام مولانا برای تبیین مفاهیم پیچیده بالینی است؛ چرا که مولانا در بافتار عرفانی به محدودیت‌های ادراک حسی و عقلی اشاره دارد، اما در بازخوانی روان‌شناختی، می‌توان این «ظن» را معادل ساختارهای دفاعی و شناختی دانست که مانع از درک اصیل «دیگری» می‌شوند.
در فرایند روان‌درمانی، مواجهه با مراجع همواره در یک میدان بیناذهنی (Intersubjective Field) رخ می‌دهد. زمانی که فهمِ درمانگر تحت سیطره‌ی «ظن» یا همان پیش‌فرض‌های ذهنی (Prior Beliefs) قرار می‌گیرد، فرایند همدلی (Empathy) از مسیر اصلی خود منحرف می‌شود. از منظر تحلیلی، این انحراف به‌واسطه‌ی فعال‌شدن سازوکارهای دفاعی (Defense Mechanisms)، به‌ویژه فرافکنی (Projection) و همانندسازی فرافکنانه (Projective Identification) رخ می‌دهد. در این حالت، سوژه به‌طور نظام‌مند حالات ذهنی (Mental States) و هیجان‌ها (Affects)ی خویش را به ابژه‌ی مقابل نسبت می‌دهد.
این نسبت‌دهیِ خودمحورانه (Egocentric Attribution)، منجر به تضعیف مرزبندی خود/دیگری (Self–Other Distinction) و افت کارکرد ذهنی‌سازی (Mentalization) می‌گردد. وقتی درمانگر یا هر مشاهده‌گری در وضعیت «یقین کاذب» (False Certainty) گرفتار می‌شود، در واقع دچار حالتی است که پیتر فوناگی آن را «تطابق معادل‌سازی روانی» (Psychic Equivalence Mode) می‌نامد؛ وضعیتی که در آن دنیای درون و بیرون ادغام شده و فرد تصور می‌کند آنچه در ذهن او می‌گذرد، عیناً واقعیت درونیِ دیگری (اسرار من) است.
پیامد این جابه‌جایی، تنزل ارتباط از سطح تنظیم متقابل (Mutual Regulation) و هم‌آهنگی عاطفی (Affective Attunement) به سطح بازتاب‌گری نارسیستیک (Narcissistic Mirroring) است. در این شرایط، «اسرارِ» مراجع نه به‌مثابه داده‌ای قابل‌کاوش، بلکه همچون تصویری برساخته از دستگاه معنابخشِ درمانگر بازنمایی می‌شود.
برای دستیابی به لایه‌های عمیق‌تر روان مراجع، درمانگر نیازمند نوعی «تعلیق» (Epoché) یا پرانتزگذاریِ قضاوت‌هاست. تنها با گذار از «ظن» شخصی و فراهم کردن یک فضای بیناذهنی اصیل (Authentic Intersubjective Space) است که می‌توان به قلمرو «اسرار» یا همان ناخودآگاهِ دیگری (The Other's Unconscious) نقب زد. در واقع، درمانگر باید بتواند میان بازنمایی‌های خود و واقعیت روانی مراجع تمایز قائل شود تا از بازتولید الگوهای رابطه‌ای (Relational Patterns) تکراری جلوگیری کند. نسخه کامل‌تر

۴۸

۱۲:۲۵