دوستان گرامی سلام. اعضای خوب باشگاه نویسندگی قاف، فردا آثار ارسالی شما و نقدهاتون، مورد بررسی قرار می گیره. ساعت ۳ منتظر شما هستم.
۱۴:۴۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
سلام دوستان عزیزم امیدوارم که سلامت باشید.
۶:۲۶
عزیزان لطفاً توجه کنید لطفاً توجه کنید جلسه امروز ساعت ۴ شروع میشه. آغاز جلسه ساعت ۴ لطفاً ساعت ۴ آنلاین باشید تا با هم در خصوص آثار شما گفتگو کنیم.
۶:۲۷
بازارسال شده از dehlavi
آدرس لینک ورودی



۱۰:۵۴
بازارسال شده از مجتبی حاذق
۲۲:۱۳
سلام دوستان عزیز انشاالله که سلامت باشید. عزیزان امروز جلسهای نداریم و تعطیل رسمی هست. انشاالله هفته آینده چهارشنبه با شما همراه خواهیم بود. مراقب خودتون باشید و خوب درس بخونید خیلی خوب. من نماینده ناظم و مدیرتون هستم.


🦲🪴🪴🪴
۹:۰۲
سلام دوستان امروز ساعت ۱۵ کارگاه داستاننویسی برگزار خواهد شد. موضوع: اسطوره یگانه
Live.kpf.ir/ch/adabi-honari
Live.kpf.ir/ch/adabi-honari
۱۱:۱۲
سلام بر همگی
فشرده مطالب نخستین جلسه ما با موضوع «سفر یگانه»
جوزف کمپبل، اسطورهشناس مشهور، پس از سالها پژوهش بر روی کهنالگوهای اسطورهای، به الگویی واحد و جهانی دست یافت که آن را «تکاسطوره»، «سفر یگانه» یا «سفر قهرمان» میتامند.به باور او، تمام داستانها، از اسطورههای کهن تا فیلمهای امروزی، از یک ساختار سهبخشی پیروی میکنند: عزیمتتشرف بازگشت
در مرحله نخست، یعنی عزیمت، قهرمان جهان آشنا و روزمره خود را پش سر میگذارد و پا به قلمرو ناشناختهها میگذارد. این بخش خود شامل پنج مرحله کلیدی است:
۱. دعوتهمه چیز با یک «ندا» یا «پیک» آغاز میشود. میتواند یک اشتباه ساده، یک پیام غیرمنتظره، رویایی عجیب یا حتی مشاهده یک رنج و بیعدالتی در جهان آشنا باشد. کمپبل معتقد است ندا یا پیک پرده از رازی برمیدارد و قهرمان را از مرکز همیشگی زندگی عادی خود به سوی سرزمینی ناشناخته فرامیخواند .
۲. رد دعوت قهرمان معمولا بیدرنگ پاسخ مثبت نمیدهد. ترس از ناشناختهها، دلبستگی به داشتهها و احساس ناامنی، باعث میشود که دعوت را نادیده بگیرد.اینجاست که که فرد به دام روزمرگی و ترسها میافتد .
۳. امدادهای غیبی پس از پذیرش دعوت، یاوری فراطبیعی (پیری فرزانه، موجودی جادویی یا حتی نیرویی درونی) ظاهر میشود. این راهنما با بخشیدن دانش و حمایتهای ویژه با بخشیدن وسیلههای خاص، قهرمان را برای سفر آماده میکند.
۴. عبور از نخستین آستانهقهرمان به مرز میان جهان آشنا و قلمرو ناشناخته میرسد. اینجا «نگهبانان آستانه» روبه رویش میایستند..قهرمان برای ورود به سرزمین تاریک و ناشناخته ماجراجویی، باید از این موانع (نگهبانان آستانه) بگذرد.
۵. شکم نهنگ آخرین مرحله عزیمت، نمادی بسیار کهن از «مرگ و تولد دوباره» است. قهرمان برای دگرگونی کامل، باید خودِ پیشین را رها کند. مانند حضرت یونس که در شکم ماهی بلعیده شد، قهرمان نیز در اینجا فرو میرود تا درونیترین لایههای وجودش را کشف کند و برای تولدی تازه آماده شود. به تعبیر کمپبل، عبور از این آستانه، ورود به جهانی برای «زاده شدن دوباره» است .
در ادامه این سفر، قهرمان پا به مرحله پرماجرای «تشرف» خواهد گذاشت و با آزمونها و دشمنانی سختتر روبرو میشود.
فشرده مطالب نخستین جلسه ما با موضوع «سفر یگانه»
جوزف کمپبل، اسطورهشناس مشهور، پس از سالها پژوهش بر روی کهنالگوهای اسطورهای، به الگویی واحد و جهانی دست یافت که آن را «تکاسطوره»، «سفر یگانه» یا «سفر قهرمان» میتامند.به باور او، تمام داستانها، از اسطورههای کهن تا فیلمهای امروزی، از یک ساختار سهبخشی پیروی میکنند: عزیمتتشرف بازگشت
در مرحله نخست، یعنی عزیمت، قهرمان جهان آشنا و روزمره خود را پش سر میگذارد و پا به قلمرو ناشناختهها میگذارد. این بخش خود شامل پنج مرحله کلیدی است:
۱. دعوتهمه چیز با یک «ندا» یا «پیک» آغاز میشود. میتواند یک اشتباه ساده، یک پیام غیرمنتظره، رویایی عجیب یا حتی مشاهده یک رنج و بیعدالتی در جهان آشنا باشد. کمپبل معتقد است ندا یا پیک پرده از رازی برمیدارد و قهرمان را از مرکز همیشگی زندگی عادی خود به سوی سرزمینی ناشناخته فرامیخواند .
۲. رد دعوت قهرمان معمولا بیدرنگ پاسخ مثبت نمیدهد. ترس از ناشناختهها، دلبستگی به داشتهها و احساس ناامنی، باعث میشود که دعوت را نادیده بگیرد.اینجاست که که فرد به دام روزمرگی و ترسها میافتد .
۳. امدادهای غیبی پس از پذیرش دعوت، یاوری فراطبیعی (پیری فرزانه، موجودی جادویی یا حتی نیرویی درونی) ظاهر میشود. این راهنما با بخشیدن دانش و حمایتهای ویژه با بخشیدن وسیلههای خاص، قهرمان را برای سفر آماده میکند.
۴. عبور از نخستین آستانهقهرمان به مرز میان جهان آشنا و قلمرو ناشناخته میرسد. اینجا «نگهبانان آستانه» روبه رویش میایستند..قهرمان برای ورود به سرزمین تاریک و ناشناخته ماجراجویی، باید از این موانع (نگهبانان آستانه) بگذرد.
۵. شکم نهنگ آخرین مرحله عزیمت، نمادی بسیار کهن از «مرگ و تولد دوباره» است. قهرمان برای دگرگونی کامل، باید خودِ پیشین را رها کند. مانند حضرت یونس که در شکم ماهی بلعیده شد، قهرمان نیز در اینجا فرو میرود تا درونیترین لایههای وجودش را کشف کند و برای تولدی تازه آماده شود. به تعبیر کمپبل، عبور از این آستانه، ورود به جهانی برای «زاده شدن دوباره» است .
در ادامه این سفر، قهرمان پا به مرحله پرماجرای «تشرف» خواهد گذاشت و با آزمونها و دشمنانی سختتر روبرو میشود.
۵:۲۰
۵:۲۱
۵:۲۴
۵:۲۵
سلام دوستان امروز ساعت ۱۵ کارگاه داستاننویسی برگزار خواهد شد. موضوع: تشرف؛ مرحله دوم اسطوره یگانه
لینک دسترسی:Live.kpf.ir/ch/mf
لینک دسترسی:Live.kpf.ir/ch/mf
۱۰:۵۴
۱۰:۵۵
سلام دوستان نویسنده
فشرده مباحث جلسه دوم با موضوع سفر یگانهدر ادامه مسیر، پس از عبور از آستانه و تجربه نمادین «مرگ و تولد دوباره»، قهرمان وارد مرحله دوم میشود: تشرف.
در این بخش، قهرمان دیگر مسافر جهان آشنا نیست؛ او اکنون در دل قلمرو ناشناخته ها است و باید با نیروهایی روبهرو شود که هم بیرونیاند و هم درونی. اگر عزیمت، گسستن و رفتن بود، تشرف، ساختهشدن است.
این مرحله در الگوی جوزف کمپل چند گام اساسی دارد؛---
1. جاده آزمونها
قهرمان با سلسلهای از چالشها، موانع و دشمنان روبهرو میشود. این آزمونها تصادفی نیستند؛ هر کدام بخشی از ضعف، ترس یا ناپختگی او را هدف میگیرند.در این مسیر، او همپیمانانی مییابد و دشمنانی را میشناسد. این مرحله عرصه «یادگیری از طریق پیروزی و شکست های موقت» است؛ جایی که شخصیت قهرمان در عمل شکل میگیرد.
2. دیدار با الهه
در بسیاری از روایتها، قهرمان با چهرهای مواجه میشود که نماد کمال، عشق، خرد یا تمامیت است. این «الهه» الزاماً یک زن نیست، بلکه تمثیلی از نیرویی است که وحدت، آرامش یا بصیرت میبخشد. (قدرت های درونی)
۳. وسوسهگر ها
در حین تجربه کمال یا پس از آن. گاهی قهرمان با نیروهایی مواجه میشود که او را به بازگشت به سطحیگری یا سقوط اخلاقی فرامیخوانند.این مرحله نماد کشمکش با میل، قدرتطلبی، خودخواهی یا هر آن چیزی است که میتواند مسیر رشد را منحرف کند.وسوسه ها ، آزمون پایداری است.
۴. آشتی با پدر
قهرمان باید با منبع اقتدار، قانون یا قدرت برتر روبهرو شود. «پدر» در اینجا نماد ساختار، نظم، قدرت یا حتی تصویر درونی از اقتدار است.این مواجهه میتواند به شکل مبارزه، آشتی یا ادراک تازهای از قدرت رخ دهد.در این مرحله، ترس بنیادین فرو میریزد و قهرمان به نوعی بلوغ درونی دست مییابد و در قدرت سهیم می شود. خودش نیز مقتدر و قدرتمند می شود. (قدرت بیرونی)
5. برکت نهاییپس از عبور از بحرانها، قهرمان به مرتبهای از آگاهی میرسد که پیش از آن برایش ممکن نبود.این دستاورد میتواند شهودی، معنوی یا فیزیکی باشد؛ قهرمان دیگر همان انسان آغاز سفر نیست.انگار در پایان تشرف، قهرمان «اکسیر»، «گنج»، «دانش» یا «قدرتی» را به دست میآورد که هدف اصلی سفر بوده است.این موهبت، هم بیرونی است و هم درونی. او اکنون دانشی یا گنجی دارد که جهان را دگرگون میکند.
اگر عزیمت، عبور از آستانه بود، تشرف عبور از خویشتن است.اینجاست که قهرمان ساخته میشود؛ نه با پیروزیهای آسان، بلکه با مواجهه با تاریکیها.
در جلسه بعد، این پرسش پیش روست:آیا قهرمان پس از دستیابی به موهبت، به جهان نخستین بازمیگردد؟ و اگر بازگردد، چه نسبتی میان «دانش تازه» و «جهان قدیم» برقرار میشود؟
در این بخش، قهرمان دیگر مسافر جهان آشنا نیست؛ او اکنون در دل قلمرو ناشناخته ها است و باید با نیروهایی روبهرو شود که هم بیرونیاند و هم درونی. اگر عزیمت، گسستن و رفتن بود، تشرف، ساختهشدن است.
این مرحله در الگوی جوزف کمپل چند گام اساسی دارد؛---
1. جاده آزمونها
قهرمان با سلسلهای از چالشها، موانع و دشمنان روبهرو میشود. این آزمونها تصادفی نیستند؛ هر کدام بخشی از ضعف، ترس یا ناپختگی او را هدف میگیرند.در این مسیر، او همپیمانانی مییابد و دشمنانی را میشناسد. این مرحله عرصه «یادگیری از طریق پیروزی و شکست های موقت» است؛ جایی که شخصیت قهرمان در عمل شکل میگیرد.
2. دیدار با الهه
در بسیاری از روایتها، قهرمان با چهرهای مواجه میشود که نماد کمال، عشق، خرد یا تمامیت است. این «الهه» الزاماً یک زن نیست، بلکه تمثیلی از نیرویی است که وحدت، آرامش یا بصیرت میبخشد. (قدرت های درونی)
۳. وسوسهگر ها
در حین تجربه کمال یا پس از آن. گاهی قهرمان با نیروهایی مواجه میشود که او را به بازگشت به سطحیگری یا سقوط اخلاقی فرامیخوانند.این مرحله نماد کشمکش با میل، قدرتطلبی، خودخواهی یا هر آن چیزی است که میتواند مسیر رشد را منحرف کند.وسوسه ها ، آزمون پایداری است.
۴. آشتی با پدر
قهرمان باید با منبع اقتدار، قانون یا قدرت برتر روبهرو شود. «پدر» در اینجا نماد ساختار، نظم، قدرت یا حتی تصویر درونی از اقتدار است.این مواجهه میتواند به شکل مبارزه، آشتی یا ادراک تازهای از قدرت رخ دهد.در این مرحله، ترس بنیادین فرو میریزد و قهرمان به نوعی بلوغ درونی دست مییابد و در قدرت سهیم می شود. خودش نیز مقتدر و قدرتمند می شود. (قدرت بیرونی)
5. برکت نهاییپس از عبور از بحرانها، قهرمان به مرتبهای از آگاهی میرسد که پیش از آن برایش ممکن نبود.این دستاورد میتواند شهودی، معنوی یا فیزیکی باشد؛ قهرمان دیگر همان انسان آغاز سفر نیست.انگار در پایان تشرف، قهرمان «اکسیر»، «گنج»، «دانش» یا «قدرتی» را به دست میآورد که هدف اصلی سفر بوده است.این موهبت، هم بیرونی است و هم درونی. او اکنون دانشی یا گنجی دارد که جهان را دگرگون میکند.
اگر عزیمت، عبور از آستانه بود، تشرف عبور از خویشتن است.اینجاست که قهرمان ساخته میشود؛ نه با پیروزیهای آسان، بلکه با مواجهه با تاریکیها.
در جلسه بعد، این پرسش پیش روست:آیا قهرمان پس از دستیابی به موهبت، به جهان نخستین بازمیگردد؟ و اگر بازگردد، چه نسبتی میان «دانش تازه» و «جهان قدیم» برقرار میشود؟
۵:۰۱
مراحل «عزیمت» و «تشرف» را به انتخاب خودتان در یکی از این دو اثر پیدا کنید و بهصورت فشرده بنویسید
ارباب حلقه ها
Inside Out 2 (بیرون درون 2)
عزیمت:دعوت، رد دعوت، امدادهای غیبی، عبور از آستانه، شکم نهنگ
تشرف:جاده آزمونها، دیدار با الهه، وسوسه، آشتی با پدر، دستیابی به برکت نهایی
لطفا هر مرحله را کوتاه نشان بدهید و تمرکز بر ساختار روایت باشد، نه خلاصه داستان.
۵:۱۱
۵:۱۲
بازارسال شده از مجتبی حاذق
این بار، با دختران مدرسه میناب در بهشت
۵:۳۵
دوستان خوبم سلام با آرزوی سلامتی، آرامش و شکیبایی برای همه ما، دوره سوم کارگاه داستان این هفته برگزار نخواهد شد. 
۹:۴۰