۲۱:۵۶
در نکوهش خودمان
سال ۸۸ بود؛ روزگار فتنه. دوره، دوره وبلاگنویسی بود و وبلاگنویسها در فجازی سلبریتی بودند. یکی بود که قلم بسیار زیبا و خوبی داشت. ضد فتنه و فتنهگران مینوشت. فرزند شهید هم بود و خب این مزیت رسانهایش را بیشتر میکرد. اما یک ایراد بزرگ داشت؛ در مواجهه با مخالفان تقریباً خط قرمزی نداشت. مثلاً سبزها که پای پستهای وبلاگش کامنت میگذاشتند به طرز عجیبی بیادبی پیشه میکرد. چون وبلاگش بر بستر شخصی فعال بود (و نه سرویسهای رایگان وبلاگ) این امکان را داشت که اسم نویسندگان کامنت را حذف کند و به جایش تعابیری شامل نام حیوانات و امثال اینها بگذارد! بعضاً توهینها و فحشهای زشتی را هم نثار آنها میکرد. ما مدعیان انقلاب هم که دلمان از فتنهگران پر بود و کینه داشتیم (هر چند به حق) خوشخوشانمان میشد و چشم روی بیادبیهایش میبستیم.بعدها هم بارها دیدم که نسبت به افرادی که به هر حال از جبهه انقلاب محسوب میشدند، به دلیل اختلاف سلیقه و نظر سیاسی، تندی و بیادبی و جسارت میکند.و حالا گاله را باز کرده و نسبت به یکی از شخصیتهای بینظیر فکری و معنوی انقلاب جسارت کرده است.
جفنگیات این بابا چیزی از شأن و جایگاه مرحوم علامه مصباح کم نمیکند. به خود این پسرک خام هم چیزی اضافه نمیشود. اما ما باید یاد بگیریم که اگر کسی در برخورد با مخالفان خلاف عدالت و اصول عمل کرد، بیادبی کرد، هتاکی کرد، حتی اگر ظاهراً خودی بود، بزنیم توی دهانش؛ بادش نکنیم.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۰:۱۴
فرومایگان به پیش!
احتمال بسیار زیاد این قطعه از سخنان آقای ارجایی شهردار مشهد را دیدهاید.این صحبتها مربوط به همان روزهای انتخاب شهردار مشهد است که در سطحی محدود منتشر شده بود و حالا مجدداً در صفحه اینستاگرام آقای زائری منتشر شده است. درباره سخنان ایشان نیازی به شرح اضافه نیست؛ سطح فهم و عمق اندیشه حضرت والا از همین سخنان گهربار پیداست.وای به مشهد که جماعت اصولسوارِ سیاهبازِ مدعی انقلاب چنین شخصیت کممایهای را بر مقدّرات شهر حاکم کردند. گرچه عملا حضرت والا پیش از انتخابات فهرست شورا را جوری چید که نام خودش از آن به عنوان شهردار در بیاید.به این بهانه چند نکتهای عرض میکنم.
رسول خدا میفرماید: «امربهمعروف و نهیازمنکر کنید، وگرنه خدا بَدان شما را بر نیکانتان چیره میکند، و چون چنین شود، هر چه نیکان دعا کنند خدا مستجاب نخواهد کرد».وقتی امربهمعروف و نهیازمنکر را ـعلیرغم نظر رهبریـ محدود به مسائلی همچون پوشش زنان و برخی مسائل شخصی میکنیم و حوزه بسیار مهم امربهمعروف و نهیازمنکر حاکمان و مسئولان را نهتنها نادیده میگیریم بلکه گاهی جرمانگاری میکنیم؛ و زمانیکه بعضی اشخاص کممایه بهصِرف ادعا و رزومهسازی، بدون آنکه احساس نیازی به پاسخگویی داشته باشند، رشدهای آسانسوری میکنند، طبیعی است که افراد خوشنام، متعهد و کاربلد که از وعدههای بیجا و ادعاهای واهی پرهیز دارند به حاشیه رانده میشوند.و از یاد نبریم که مولا علی در حدیث معروف «ادبار الدول»، دو عامل از چهار عامل مهم سقوط دولتها را «تقدیم الأراذل و تأخیر الأفاضل» برمیشمرد!پینوشت: طُرفه آنکه جنابشان در گذشتهای نهچندان دور، دبیر ستاد موسوم به امربهمعروف و نهیازمنکر در خراسان رضوی بودهاند!
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۱۹:۲۱
مقتدر مظلوم
دوازدهم بهمن این عکسنوشت را بهصورت استوری منتشر کردم. گرچه مشابه این مضمون را درباره امام خمینی زیاد دیدم و شنیدم و بهنظرم نکته خیلی تازهای نبود، اما بازخورد زیادی داشت.امام خمینی گرچه قدرش هنوز برای ما ناشناخته است، اما بههرحال به دلایل مختلف مورد ستایش و تمجید مردم و نخبگان واقع شده است؛ در دوره رهبری ده ساله در جمهوری اسلامی هم خیلی از مخالفان چه آنها که از اساس مخالفت داشتند و چه آنها که با بعضی تصمیمات ایشان مخالف بودند، بهدلیل محبوبیت بالای ایشان و مسائلی از این قبیل (که مسامحتاً به عنوان چهره کاریزماتیک از آن یاد میشود)، جرئت ابراز نداشتند.حالا میخواهم نکته دیگری بگویم.
اما آیتالله خامنهای در دوره رهبریش (بهویژه در سالهای آغازین) مسیری بسیار سخت را پیشِ رو داشته است. خیلی از سیاسیون خودشان را همردیف ایشان میدیدند؛ چه بسا در ذهنشان این بود که «آقای خامنهای یکی، من هم یکی». طبیعتاً حرفشنوی و اطاعتپذیری اشخاص، نهادها و ساختارها از رهنمودهای رهبری نسبت به دوره امام بسیار کمتر شد.مسائل جدیدی پیش روی انقلاب و نظام واقع شد که گاهی بهجهت پیچیدگی از جنگ تحمیلی هم شرایط سختتری را ایجاد کرد.گرچه میدانم ممکن است برخی این سخن را نپسندند، اما شخصاً نظرم این است که در چنین شرایط و بستری و در مواجهه با موانع داخلی (بسیار بیشتر از آن چیزی که در برابر امام خمینی بود)، برایند مدیریتی دوره آیتالله خامنهای امتیاز بالاتری نسبت به دوره زعامت حضرت امام خمینی میگیرد.البته اینکه ما سربازان قابلی نیستیم و از فرمانده، خیلی عقبتریم و در نتیجه خیلی از دغدغهها و رهنمودهای او روی زمین مانده است، خودش یکی از شواهد مظلومیت این مرد بزرگ است.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۰:۲۱
جدایی امارات از آمریکا
#امارات_متحده_عربی به پیشنویس قطعنامه علیه #روسیه درباره حمله به #اوکراین رأی ممتنع داد.شاید امارات تاکنون بعد از #عربستان_سعودی مهمترین متحد #آمریکا در منطقه بوده است!
فارغ از خوبوبد تهاجم نظامی روسیه و نتایج کوتاهمدت آن، تحولات و آثار ناشی از این بحران در آینده مناسبات سیاسی جهان بسیار مهم و تعیینکننده است.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۵:۲۰
این گیجِ گنگ کیست!؟ *چند نکته درباره حواشی طرح موسوم به صیانت
یک ـ ساختار حاکمیتی کشور اغلب اوقات شخصیتی الکن، گنگ و سرگشته از خود نشان میدهد! گویی هیچ راه و مسیری برای گفتگو و مفاهمه با مردم نمیشناسد یا در دسترس ندارد. (بماند که برخی مؤثران همچون آقای عنابستانی تصویری به مراتب زشتتر و شخصیتی پرخاشگر و دیکتاتور از نظام میسازند.)فرض میکنیم طرح موسوم به صیانت، طرحی عالی، بیعیب و چنانکه طرفدارانش ادعا میکنند فاقد مؤلفههای محدودکننده است. وقتی امثال منِ دلبسته انقلاب و نظام اسلامی، سرشار از ابهام و سؤال و نگرانی هستیم از طیف اصطلاحاً خاکستری چه توقعی میرود؟ چرا آقایان مدعی نتوانستهاند با مردم مکالمه و آنان را نسبت به این طرح اندکی اقناع کنند؟کی قرار است عقلای قوم برای این لکنت و گنگی و بلاتکلیفی چارهای بیندیشند؟ سرمایه اجتماعی و اعتماد اقشار مختلف نسبت به حاکمیت و نظام روزبهروز آب میرود و در نهایت تحیّر گویا کسی دلنگران نیست!
دو ـ از دیگرسو نظام حاکمیتی، شخصیتی خنگ، گیج و ناآموزشپذیر از خود نشان میدهد. تا چه زمانی قرار است تجربههای قبلی بالکل نادیده گرفته شوند؟ تجربه ممنوعیت ویدئو و ماهواره، تجربه آبان۹۸ و شورشهای بنزینی و تفاوت معنادار آن با آغاز طرح هدفمندی یارانهها، تجربه برجام و غشوضعف رفتن برای آن و تصویب بیستدقیقهایش، تجربه برخورد حذفی با برخی معارضان بیخطر و حتی منتقدان به ساختارها و عملکردها و نتایج عکس این برخوردها، تجربه شکستخورده گشت ارشاد، تجربه بارها آزمودهشده سرکوب میدانی قیمتها و دهها تجربه ناموفق و حتی تلخ دیگر کِی قرار است به کار ساختارهای کشور بیاید؟ چه زمانی قرار است این تجربههای انباشته تحلیل و تبدیل به دانش شود و از تکرار مکرّرات و آزمونوخطا دست بکشیم؟
سه ـ عملکرد مجلس داعیهدار انقلاب در ماجرای طرح صیانت برای بار چندم به همه ما گوشزد میکند که وقتی ائتلافها و فهرستها و رأیها، نه از سر وحدت گفتمانی و صلاحیتها که بر اساس بدهبستانهای پشت صحنه و گاوبندی جریانات سیاسی است، فرقی نمیکند مجلس در اختیار اصلاحطلبان باشد یا اعتدالیون یا اصولگرایان؛ نتیجه یکی است، نادیده گرفتن مردم و دعوا سر لحاف. مگر نه اینکه با تشر برخی منبریها قرار بود مجلس شورای اسلامی آدم شود و به فرماندهی سردار دکتر خلبان (همان بولدوزر جهادی رینگاسپورت) شفافیت به عنوان یکی از مهمترین مطالبات مردم اجرایی شود؟ حالا در همین مجلس به جای شفافیت به مبهمترین شکل طرحی پختوپز میشود که شائبه محدودیت شدید در مهمترین ابزار مطالبه و شفافیت مردمی در آن جدی است.احیاناً تئوریپردازان جریان اصولگرا و لیستبندها نظری ندارند؟
* این یادداشت زمانی نوشته شد که تصویب کلیات طرح موسوم به صیانت در کمیسیون ویژه از سوی معاونت قوانین مجلس ابطال شد. گمانم این بود که قضیه از سوی عقلا فیصله داده شده است؛ اما افسوس که همچنان عدهای عزم جدی برای پیگیری این طرح دارند.
@qiam_khatami
* این یادداشت زمانی نوشته شد که تصویب کلیات طرح موسوم به صیانت در کمیسیون ویژه از سوی معاونت قوانین مجلس ابطال شد. گمانم این بود که قضیه از سوی عقلا فیصله داده شده است؛ اما افسوس که همچنان عدهای عزم جدی برای پیگیری این طرح دارند.
۱۲:۲۱
مرحوم آقای ریشهری برای من همواره یادآور تلاش خالصانهاش در ماجرای آقای منتظری و پرونده سیدمهدی هاشمی است. او زمانی به فرمان امام خمینی پرونده مهدی هاشمی را با جدّیّت و بدون اغماض پیگیری میکرد که آقای منتظری همچنان قائممقام رهبری بود و با توجه به شرایط سلامتی امام هر لحظه احتمال داشت بیت قائممقام به بیت رهبری تغییر نام پیدا کند. این را یکی از شخصیتها هم به او یادآوری و توصیه به مصلحتاندیشی برای آینده خود کرده بود (گویا مرحوم مغروق).نقش آقای ریشهری در به نتیجه رسیدن این پرونده پیچیده و مهم، بسیار بزرگ بود. در نتیجه تأثیر جدی او و اقداماتش در فرایند عزل آقای منتظری از قائممقامی رهبری و پیشگیری از فاجعه به قدرت رسیدن آقای منتظری و بیت او نیز غیرقابل انکار است.رحمت و رضوان خدا بر او باد.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۷:۵۲
خیانت به گفتمان زیارت
به نظر من ماجرای کلاف سردرگم حضور زائران امام رضا در مشهد در نوروز ۱۴۰۱، تشت رسوایی طرح طاش و طاشاندیشان را از بام توهمات و ادعاهای پیچیده شده در زرورق توجیهات بهظاهر اقتصادی فروانداخت.حجم بالای زائرانی که به امید اقامت در اماکن ارزانقیمت، چادر و حتی خودرو به مشهد آمده بودند و حالا به دلیل برودت ناگهانی هوا، متحیّر و سردرگم ماندند نشان داد سیاست سودمحور و پولپرستانه در تجاریسازی زیارت و ساخت اماکن اقامتی گرانقیمت برای ازمابهتران، توانایی پاسخگویی به نیاز زیارتی مشهد را ندارد.این الگوی ساختوساز نهتنها نتوانسته نیاز واقعی زائر و مشهد را تأمین کند، بلکه خالی ماندن دهها مجتمع تجاری در اطراف حرم مطهر و سطح شهر، میانگین ضریب اشغال پایین اماکن اقامتی در طول سال و در نتیجه عدم صرفه اقتصادی، معضلات پیچیدهای در حوزههای اقتصادی، مدیریت شهری و فرهنگی داشته است که از بدیهیترین آثار این سیاست غلط است، اما هنوز برخی لجوجانه بر ادامه آن اصرار دارند.بافت حریم حرم از ساکنان واقعی و مساجد و حسینیههای فعال که به وقتش میزبان زائران بودند خالی شده است و حالا در شرایط تراکم زائر همه انگشتبهدهان ماندهاند که چه کنند.آفتاب پشت ابر نمیماند و دیر یا زود ابعاد فضاحت به بار آمده عیانتر خواهد شد.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
به نظر من ماجرای کلاف سردرگم حضور زائران امام رضا در مشهد در نوروز ۱۴۰۱، تشت رسوایی طرح طاش و طاشاندیشان را از بام توهمات و ادعاهای پیچیده شده در زرورق توجیهات بهظاهر اقتصادی فروانداخت.حجم بالای زائرانی که به امید اقامت در اماکن ارزانقیمت، چادر و حتی خودرو به مشهد آمده بودند و حالا به دلیل برودت ناگهانی هوا، متحیّر و سردرگم ماندند نشان داد سیاست سودمحور و پولپرستانه در تجاریسازی زیارت و ساخت اماکن اقامتی گرانقیمت برای ازمابهتران، توانایی پاسخگویی به نیاز زیارتی مشهد را ندارد.این الگوی ساختوساز نهتنها نتوانسته نیاز واقعی زائر و مشهد را تأمین کند، بلکه خالی ماندن دهها مجتمع تجاری در اطراف حرم مطهر و سطح شهر، میانگین ضریب اشغال پایین اماکن اقامتی در طول سال و در نتیجه عدم صرفه اقتصادی، معضلات پیچیدهای در حوزههای اقتصادی، مدیریت شهری و فرهنگی داشته است که از بدیهیترین آثار این سیاست غلط است، اما هنوز برخی لجوجانه بر ادامه آن اصرار دارند.بافت حریم حرم از ساکنان واقعی و مساجد و حسینیههای فعال که به وقتش میزبان زائران بودند خالی شده است و حالا در شرایط تراکم زائر همه انگشتبهدهان ماندهاند که چه کنند.آفتاب پشت ابر نمیماند و دیر یا زود ابعاد فضاحت به بار آمده عیانتر خواهد شد.
۱۹:۳۴
هفت قلم خاص از سیسمونی جنجالی
۱. یک هفتهای از افشای سفر خانواده آقای قالیباف به ترکیه میگذرد. سعیام این است که تا از صحت خبری و ابعاد آن مطمئن نباشم، آن را بازنشر نکنم یا به آن نپردازم. الآن هم که این چند خط را مینویسم بیشتر از آنکه اصل ماجرا را هدف داشته باشم، برخی حواشی آن مدنظر است.۲. هنوز و تا همین الآن، منطقیترین واکنش از جانب نزدیکان آقای قالیباف متعلق به فرزندش الیاس قالیباف است که ضمن عذرخواهی از این اتفاق، اعلام کرد که شخص رئیس مجلس مخالف این سفر بوده و البته سفر برای خرید سیسمونی نبوده است.۳. گویا آقای سیدمحمود رضوی جزء اولین کسانی است که افشای این سفر را طرح محافل امنیتی برای حذف یکی از رقبای سیاسی قلمداد کرد. از جمله در یادداشت ایشان آمده بود که کسی از بارداری دختر قالیباف مطلع نبوده است پس کار محافل امنیتی است. این یعنی تلویحاً تأیید ماجرای سیسمونی. (حالا اینکه سفر به قصد خرید سیسمونی بوده یا آنجا موقعیتش پیش آمده بحث دیگری است).۴. واقعیتش اگر نزدیکان آقای قالیباف صرفاً موضوع را تکذیب یا به نحوی توجیه میکردند شخصاً میتوانستم کمکم ماجرا را نادیده بگیرم، اما این حجم از توهین و تهمت به منتقدان و همچنین امنیتی کردن فضا و تلاش برای یارگیری (از دیگرانی که احتمالاً آنان هم باغچهشان کرم دارد!) هشداری جدی است برای آنکه بدانیم بر خلاف تلاشی که برای کوچک جلوه دادن قضیه میشود، با موضوع مهمی مواجهیم.۵. بعضی دوگانهای تصویر کردهاند میان شفافیت و افشاگری و اولی را خوب دانستهاند و دومی را بد و زشت. نخست آنکه فعلاً مجلسی که با شعار شفافیت رأی آورد بعد از دو سال همان وعده را هم عملی نکرده است. دوم اینکه اساساً این دوگانه غلط است. افشاگری نه تنها با شفافیت تعارضی ندارد بلکه مکمل و یاور آن است.۶. فرض بگیریم در دولت و مجلس قبل مشابه چنین اتفاقی برای یکی از سران اعتدال یا اصلاحات از قبیل روحانی، لاریجانی، جهانگیری و... پیش میآمد (چنانکه موارد مشابهی بود)؛ انصافاً واکنش رسانههای مدعی انقلاب و اصولگرایی و چهرههای رسانهای منتسب به آنان و تریبونداران این جریان چه بود؟ (چنانکه شاهد بودهایم). جز آنکه تا مدتی تقبیح و مطالبه پاسخگویی و استعفا و محاکمه ادامه داشت؟ (اینکه این حملات و مطالبات نتیجهای داشت یا نداشت موضوع دیگری است، چنانکه اکنون هم نتیجه خاصی نداشته است). نمیشود که آن زمان افشای فساد یا اشرافیگری مسئولان رده بالای کشور مصداق بصیرت و جهاد تبیین از سوی افسران جنگ نرم و نیروهای انقلابی باشد و حالا توطئه محافل امنیتی و حمله به اصل نظام از سوی «سگهای هار بیقلاده» و مشتی عدالتخوار تلقی شود!۷. متأسفانه وقتی به همه چیز از منظر سیاسی و روابط گروهی و رفاقتی نگاه میکنیم، نتیجه میشود مصداق مثل «یک بام و دو هوا». این یکی از بدترین آفاتی است که جریان انقلابی را تهدید میکند، کور خود و بینای دیگران بودن. تصاویر این پست مصداقی از این استاندارد دوگانه است.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۱. یک هفتهای از افشای سفر خانواده آقای قالیباف به ترکیه میگذرد. سعیام این است که تا از صحت خبری و ابعاد آن مطمئن نباشم، آن را بازنشر نکنم یا به آن نپردازم. الآن هم که این چند خط را مینویسم بیشتر از آنکه اصل ماجرا را هدف داشته باشم، برخی حواشی آن مدنظر است.۲. هنوز و تا همین الآن، منطقیترین واکنش از جانب نزدیکان آقای قالیباف متعلق به فرزندش الیاس قالیباف است که ضمن عذرخواهی از این اتفاق، اعلام کرد که شخص رئیس مجلس مخالف این سفر بوده و البته سفر برای خرید سیسمونی نبوده است.۳. گویا آقای سیدمحمود رضوی جزء اولین کسانی است که افشای این سفر را طرح محافل امنیتی برای حذف یکی از رقبای سیاسی قلمداد کرد. از جمله در یادداشت ایشان آمده بود که کسی از بارداری دختر قالیباف مطلع نبوده است پس کار محافل امنیتی است. این یعنی تلویحاً تأیید ماجرای سیسمونی. (حالا اینکه سفر به قصد خرید سیسمونی بوده یا آنجا موقعیتش پیش آمده بحث دیگری است).۴. واقعیتش اگر نزدیکان آقای قالیباف صرفاً موضوع را تکذیب یا به نحوی توجیه میکردند شخصاً میتوانستم کمکم ماجرا را نادیده بگیرم، اما این حجم از توهین و تهمت به منتقدان و همچنین امنیتی کردن فضا و تلاش برای یارگیری (از دیگرانی که احتمالاً آنان هم باغچهشان کرم دارد!) هشداری جدی است برای آنکه بدانیم بر خلاف تلاشی که برای کوچک جلوه دادن قضیه میشود، با موضوع مهمی مواجهیم.۵. بعضی دوگانهای تصویر کردهاند میان شفافیت و افشاگری و اولی را خوب دانستهاند و دومی را بد و زشت. نخست آنکه فعلاً مجلسی که با شعار شفافیت رأی آورد بعد از دو سال همان وعده را هم عملی نکرده است. دوم اینکه اساساً این دوگانه غلط است. افشاگری نه تنها با شفافیت تعارضی ندارد بلکه مکمل و یاور آن است.۶. فرض بگیریم در دولت و مجلس قبل مشابه چنین اتفاقی برای یکی از سران اعتدال یا اصلاحات از قبیل روحانی، لاریجانی، جهانگیری و... پیش میآمد (چنانکه موارد مشابهی بود)؛ انصافاً واکنش رسانههای مدعی انقلاب و اصولگرایی و چهرههای رسانهای منتسب به آنان و تریبونداران این جریان چه بود؟ (چنانکه شاهد بودهایم). جز آنکه تا مدتی تقبیح و مطالبه پاسخگویی و استعفا و محاکمه ادامه داشت؟ (اینکه این حملات و مطالبات نتیجهای داشت یا نداشت موضوع دیگری است، چنانکه اکنون هم نتیجه خاصی نداشته است). نمیشود که آن زمان افشای فساد یا اشرافیگری مسئولان رده بالای کشور مصداق بصیرت و جهاد تبیین از سوی افسران جنگ نرم و نیروهای انقلابی باشد و حالا توطئه محافل امنیتی و حمله به اصل نظام از سوی «سگهای هار بیقلاده» و مشتی عدالتخوار تلقی شود!۷. متأسفانه وقتی به همه چیز از منظر سیاسی و روابط گروهی و رفاقتی نگاه میکنیم، نتیجه میشود مصداق مثل «یک بام و دو هوا». این یکی از بدترین آفاتی است که جریان انقلابی را تهدید میکند، کور خود و بینای دیگران بودن. تصاویر این پست مصداقی از این استاندارد دوگانه است.
۱۶:۵۰
به نام پدر
جناب آقای علمالهدی در خطبههای جمعه هفتم مرداد، مروری داشته است بر دیدار ائمه جمعه با رهبر انقلاب و سخنان ایشان. آقای علمالهدی حدود دو دقیقه درباره آن بخش از سخنان رهبری که به شاخصههای امام جمعه و الزامات این جایگاه مربوط میشود صحبت کرده است؛ آن هم صرفاً اشاره به یک نکته از این سخنان درباره لزوم رفتار پدرانه امامان جمعه. خلاصه اینکه آقای علمالهدی پس از توضیح وظیفه پدری امام جمعه، نکته دیگری از این مطالبه رهبری استخراج میکند که واقعاً عجیب است. مضمون کلام ایشان این است که مردم وظیفه دارند که از توهین و فحاشی و افترا به امام جمعه به عنوان پدر پرهیز کنند!
اینکه ایشان از میان آن همه نکات و شاخصهها چرا فقط به یکی، تنها اشاهای گذرا داشته است بماند. ماندهام ایشان چگونه میتواند مطالبه رهبری از خودش را به مردم برگرداند و از آن ابزاری برای طلبکاری از مردم بسازد؟کسی موافق توهین و فحاشی و افترا نیست، اما اینکه شما چنین مطالبهای را به نفع خود مصادره کنید هم از عجایب است.راستی انتقاد و تذکر به امام جمعه، در حکم توهین، افترا، فحاشی و در نتیجه ممنوع است؟
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۴:۳۱
زخم کهنه.pdf
۴۷۳.۴۲ کیلوبایت
علاج کنید این زخم کهنه را
یادداشتی هشدارآمیز نوشتهام درباره آنچه این مدت گذشته، با نگاهی به آینده. این یادداشت دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ در روزنامه قدس منتشر شده است.به دلیل حجم مطلب، امکان انتشار متن آن در یک پست بله نیست. در صورت تمایل در فایل پیدیاف پیوست مطالعه کنید.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
یادداشتی هشدارآمیز نوشتهام درباره آنچه این مدت گذشته، با نگاهی به آینده. این یادداشت دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ در روزنامه قدس منتشر شده است.به دلیل حجم مطلب، امکان انتشار متن آن در یک پست بله نیست. در صورت تمایل در فایل پیدیاف پیوست مطالعه کنید.
۱۲:۰۱
تصویر من از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم
میرحسین پزشکیانهر چه بیشتر میگذرد، شباهت بیشتری بین پزشکیان با میرحسین موسوی احساس میکنم. سابقه خوشنامی نسبی در افکار عمومی و شهرت به سادهزیستی و حمایت از اقشار مستضعف، نداشتن تسلط کافی بر مسائل کشور، استدلالهای ضعیف و سطحی در مباحث، ربط دادن مسائل مختلف بیربط به هم، مواضع متعارض و دوگانه در یک موضوع خاص، اطرافیانی متناقض با سابقه ذهنی و ادعاها و از همه مهمتر تأثیرپذیری شدید از هیجانات و احساسات مولفههای مشترک این دو همشهری است.
بنفش یواشپورمحمدی یکی به نعل میزند یکی به میخ. هم صریح از آرمان فلسطین و عملکرد نظام در دهه ۶۰ در مقابل منافقان دفاع میکند و هم با ادعاهایی سعی در جذب آرای خاکستری دارد. کمی بهداشتیتر و معتدلتر روش شیخ بنفش در ۹۲. اما مشکل اینجاست که از یک سو از دید مخاطب کار در نیامده و از سوی دیگر این حرفها چندان برای مخاطب جذابیت ندارد؛ پورمحمدی یازده سالی دیر از راه رسیده است. البته که عملکرد پورمحمدی بیشباهت به عملکرد ولایتی در ۹۲ هم نبود. گرچه سعی داشت خود را مستقل از پزشکیان و حامیانش نشان دهد.
گنگ خوابدیدهصداقت جلیلی مورد تصدیق دوست و دشمن است. تلاش او برای شناخت شبکه مسائل کشور و راهحلیابی برای آنها هم ثابت شده است. اما جلیلی مشکلی بزرگ دارند. هم خودش زیادی نخبگانی است و هم اطرافش را جمع زیادی از نخبگان گرفتهاند. خیلی از سخنان او را نه تنها مردم عادی که حتی سیاسیون رده بالا هم فهم نمیکنند؛ البته که بعضی نفعشان در نفهمیدن اوست. جلیلی گاهی فراتر از زمان مطالبی را مطرح میکند که گذر زمان درستی آنها را کاملاً اثبات میکند. مشکل جلیلی این است که نمیتواند بسیاری از یافتههای خود را با زبان ساده به عامه مردم منتقل کند.
تانکانیزاکانی که رزمنده و جانباز دفاع مقدس است کارنامه قابل توجهی در مبارزه با فساد دارد. یکی از مشهورترینهایش ماجرای تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد است. روندی که در بلندمدت منتهی به شکستن هیمنه هاشمی رفسنجانی و گماشتهاش جاسبی در دانشگاه آزاد شد. البته که مبارزه زاکانی با فسادهای بزرگ محدود به این یک مورد نیست. این سابقه در کنار صراحت لهجهاش، هم در انتخابات قبل و هم در این انتخابات او را تبدیل به یکی از چهرههای مؤثر در مناظرات کرد.با این همه گاهی برخی اقدامات او یا مشی سیاسیش چهره فسادستیز او را مکدر میکند؛ از جمله ماجرای انتصاب دامادش در شهرداری تهران.
نامفهومرشد قاضیزاده در سپهر سیاست چندان منطقی نبوده است. با رانت فهرست ساندویچی هوالمطلوب به مجلس رفت و بعد از چند دوره توانست به نایبرئیسی مجلس برسد. ما مشهدیها هیچ وقت معلوممان نشد که تأثیر این بزرگوار در مجلس چقدر و چیست. حرکات زیگزاگی را هم اضافه کنید به آنچه آمد. گرچه این دوره کمی بهتر ظاهر شد و در دفاع از شهید رئیسی و نقد جریان غربگرا نکات خوبی گفت. ولی در کل فهمیدنش آسان نیست.
باگ نسخه غیراوریجینالقالیباف تا حالا چند بار در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کرده است. سابقه ذهنی من این را میگوید که او در هر انتخابات ابتدا اوج میگیرد و به ناگاه به شکلی غریب دچار ریزش آرا و رویگردانی اقبال میشود. واقعاً چرا؟به گمانم دلیل آن وسطبازی گفتمانی است. قالیباف از یک سو خاستگاه خود را جریان انقلاب و جهاد میداند و از سوی دیگر با حرفها و مواضع دوپهلو سعی در جذب آرا از گفتمانهای بعضاً متعارض دارد. مثلاً طبیعی است که وقتی قالیباف سعی دارد خود را طرفدار حل مسائل با غرب نشان دهد، مخاطب حتی در صورت باور این ادعا، نسخه اصلی چنین گفتمانی یعنی روحانی را به او ترجیح میدهد. این باعث میشود که او نه تنها در جذب آرای جریان مقابل ناموفق باشد بلکه بخشی از آرای گفتمانی خاستگاه اصلی او نیز ریزش کند.
سیدمصطفی خاتمی
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۰:۲۶
از هفت جهت
یکـ همین ابتدا باید بگویم که شخصاً تا اطلاع ثانوی اعتمادی به نظرسنجیها نخواهم داشت. انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ اعتبار و آبرویی برای نظرسنجیها باقی نگذاشت. شائبه جدی نظرسازی در مرحله اول به نفع بعضی کاندیداها یا دستکم دقت بسیار پایین تخمینها به ویژه درخصوص میزان مشارکت باعث میشود کنشگران نتوانند برای برنامهریزی به این نظرسنجیها اعتنا کنند.دوـ شاید برای بسیاری عجیب باشد که چگونه بخشی از جامعه به پزشکیان رأی میدهد؛ پیرمردی که همچون بازنشستگان پارکنشین، زمین و زمان را بیربط به هم میبافد، ناله و زنجموره میکند، امیدی در کلامش نیست و معلوم نیست راهکار واقعیاش برای مسائل چیست. برای فهم یکی از دلایل رأی به پزشکیان، کافی است در جمع خانوادگی یا بقالی و آرایشگاه محل یا هر جمع دیگری سر صحبت را باز کنید و در میانه گفتگو از آینده و امید به حل مشکلات بگویید؛ اغلب، مخاطبان با نگاهی عاقلاندرسفیه سخن شما را انکار میکنند. حالا اگر به جای آن، شروع کنید به آهوناله و سیاهگویی و بدگویی به زمین و زمان، مورد استقبال و تأیید خواهید بود و مخاطب کاملاً با شما همراهی خواهد کرد. خب حالا چنین شخصیتی کاندیدا شده و همان جامعه خوشش آمده و رأی داده است. حال اینکه چرا چنین تمایلی به سیاهگویی و نالهسرایی وجود دارد خودش بحث مفصلی است. اجمالاً یک سرش میرسد به جنگ ترکیبی روانی رسانهای که طرح صحیحی برای مواجهه با آن نداریم.سهـ شورای نگهبان همواره از سوی جریان موسوم به اصلاحات متهم به مهندسی انتخابات شده است. واقعیتش اگر به فرض، مهندسی هم باشد، به نظر میرسد اغلب به نفع جریان اصلاحات است. گذشته از این موضوع، شخصاً این سؤال را دارم که آقایان شورای نگهبان با چه متر و معیاری یکی از شروط قانون اساسی یعنی مدیریت و تدبیر آقای پزشکیان را تشخیص دادهاند؟ ایشان چه برتری بر بسیاری گزینههای رد شده دیگر داشته است؟ کسی که در ایام انتخابات از اداره اطرافیان و ستاد خود عاجز است چگونه مدیر و مدبر تلقی شده است؟ به نظر میرسد برای کاهش اعمال سلیقه و اجتهاد شخصی باید قوانین عادی برای این خلاءها چارهجویی کند.چهارـ و اما عقلکلها؛ آنان که برای همه چیز تحلیل قطعی دارند و همیشه زبان به شماتت باز میکنند که ما فلانوقت پیشبینی کرده بودیم و اگر سناریو پیشنهادی ما اجرا میشد نتیجه جز این بود؛ اگر فلانی بهمان کار را کرده بود یک طور دیگری میشد و عجیب اینکه هیچگاه تحلیلهای غلط خود را به یاد نمیآورند. ابداً نمیخواهم اهمیت تحلیل و پیشبینی شرایط را نفی کنم؛ اما به تجربه آموختهام که تحلیل قطعی در عالم سیاست کمتر ممکن است. بسیاری مؤلفهها خارج از اختیار و گاهی اطلاع ماست. حتی اگر بخشی از تحلیل من درست از کار درآمده باشد ضرورتاً به معنی صحت تحلیل و پیشبینیام درباره مسیرهای نرفته نیست. چه بسا آن مسیرها در صورت تحقق خطاهای بیشتری میداشت.پنجـ به یاد داشته باشیم انتخابات طبعش با تنوع سلایق و شور انتخاباتی همراه است. این آفت ذهنی که جمع زیادی متوقع اجماع و کنارهگیری یکی به نفع دیگری هستند اساساً نقض غرض است و مانعی مهم در مسیر تحقق مطالبه همیشگی رهبر انقلاب برای مشارکت بالاست.ششـ بپذیریم که جامعه ما مقهور رسانههایی است که به تجربه عدم صداقت و بعضاً بدخواهیشان اثبات شده است. وگرنه چگونه میشود جامعهای که منطقاً باید آبان ۹۸ را همچنان به یاد داشته باشد به جریانی رأی دهد که مسببان آن وقایع بودند و در همین انتخابات نیز اقدامات مشابه را زمزمه کردند؟ ضعف حافظه تاریخی و تغییر اولویتها در اثر جنگ روانی و رسانهای باعث انتخابهایی عجیب و متناقض با واقعیات میشود. که البته کاش انتخابکنندگان نتایج انتخاب خود را پذیرا باشند و بعداً در میانه بحرانهای ناشی از آن از رهبری طلبکار نباشند.هفتـ برای جلب نظر مردم به یک فرد خاص از همه ظرفیتهای اعتقادی و سیاسی و اجتماعی استفاده کردیم، نظامیها را جلوی دوربین آوردیم؛ رهبری و حاجقاسم و سیدحسن را هزینه کردیم و نهایتاً موفق نشدیم. با این کار اشتباه هم آن بزرگوار لطمه جدی دید و هم اینکه سرمایه اعتقادی و سیاسی و اجتماعی خود را مخدوش کردیم. اشتباه ۷۶ تکرار شد. کاش عقلی بود که این سرمایهها و ذخایر بیجایگزین را اینگونه مصرف نکنیم.
سیدمصطفی خاتمی
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
یکـ همین ابتدا باید بگویم که شخصاً تا اطلاع ثانوی اعتمادی به نظرسنجیها نخواهم داشت. انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ اعتبار و آبرویی برای نظرسنجیها باقی نگذاشت. شائبه جدی نظرسازی در مرحله اول به نفع بعضی کاندیداها یا دستکم دقت بسیار پایین تخمینها به ویژه درخصوص میزان مشارکت باعث میشود کنشگران نتوانند برای برنامهریزی به این نظرسنجیها اعتنا کنند.دوـ شاید برای بسیاری عجیب باشد که چگونه بخشی از جامعه به پزشکیان رأی میدهد؛ پیرمردی که همچون بازنشستگان پارکنشین، زمین و زمان را بیربط به هم میبافد، ناله و زنجموره میکند، امیدی در کلامش نیست و معلوم نیست راهکار واقعیاش برای مسائل چیست. برای فهم یکی از دلایل رأی به پزشکیان، کافی است در جمع خانوادگی یا بقالی و آرایشگاه محل یا هر جمع دیگری سر صحبت را باز کنید و در میانه گفتگو از آینده و امید به حل مشکلات بگویید؛ اغلب، مخاطبان با نگاهی عاقلاندرسفیه سخن شما را انکار میکنند. حالا اگر به جای آن، شروع کنید به آهوناله و سیاهگویی و بدگویی به زمین و زمان، مورد استقبال و تأیید خواهید بود و مخاطب کاملاً با شما همراهی خواهد کرد. خب حالا چنین شخصیتی کاندیدا شده و همان جامعه خوشش آمده و رأی داده است. حال اینکه چرا چنین تمایلی به سیاهگویی و نالهسرایی وجود دارد خودش بحث مفصلی است. اجمالاً یک سرش میرسد به جنگ ترکیبی روانی رسانهای که طرح صحیحی برای مواجهه با آن نداریم.سهـ شورای نگهبان همواره از سوی جریان موسوم به اصلاحات متهم به مهندسی انتخابات شده است. واقعیتش اگر به فرض، مهندسی هم باشد، به نظر میرسد اغلب به نفع جریان اصلاحات است. گذشته از این موضوع، شخصاً این سؤال را دارم که آقایان شورای نگهبان با چه متر و معیاری یکی از شروط قانون اساسی یعنی مدیریت و تدبیر آقای پزشکیان را تشخیص دادهاند؟ ایشان چه برتری بر بسیاری گزینههای رد شده دیگر داشته است؟ کسی که در ایام انتخابات از اداره اطرافیان و ستاد خود عاجز است چگونه مدیر و مدبر تلقی شده است؟ به نظر میرسد برای کاهش اعمال سلیقه و اجتهاد شخصی باید قوانین عادی برای این خلاءها چارهجویی کند.چهارـ و اما عقلکلها؛ آنان که برای همه چیز تحلیل قطعی دارند و همیشه زبان به شماتت باز میکنند که ما فلانوقت پیشبینی کرده بودیم و اگر سناریو پیشنهادی ما اجرا میشد نتیجه جز این بود؛ اگر فلانی بهمان کار را کرده بود یک طور دیگری میشد و عجیب اینکه هیچگاه تحلیلهای غلط خود را به یاد نمیآورند. ابداً نمیخواهم اهمیت تحلیل و پیشبینی شرایط را نفی کنم؛ اما به تجربه آموختهام که تحلیل قطعی در عالم سیاست کمتر ممکن است. بسیاری مؤلفهها خارج از اختیار و گاهی اطلاع ماست. حتی اگر بخشی از تحلیل من درست از کار درآمده باشد ضرورتاً به معنی صحت تحلیل و پیشبینیام درباره مسیرهای نرفته نیست. چه بسا آن مسیرها در صورت تحقق خطاهای بیشتری میداشت.پنجـ به یاد داشته باشیم انتخابات طبعش با تنوع سلایق و شور انتخاباتی همراه است. این آفت ذهنی که جمع زیادی متوقع اجماع و کنارهگیری یکی به نفع دیگری هستند اساساً نقض غرض است و مانعی مهم در مسیر تحقق مطالبه همیشگی رهبر انقلاب برای مشارکت بالاست.ششـ بپذیریم که جامعه ما مقهور رسانههایی است که به تجربه عدم صداقت و بعضاً بدخواهیشان اثبات شده است. وگرنه چگونه میشود جامعهای که منطقاً باید آبان ۹۸ را همچنان به یاد داشته باشد به جریانی رأی دهد که مسببان آن وقایع بودند و در همین انتخابات نیز اقدامات مشابه را زمزمه کردند؟ ضعف حافظه تاریخی و تغییر اولویتها در اثر جنگ روانی و رسانهای باعث انتخابهایی عجیب و متناقض با واقعیات میشود. که البته کاش انتخابکنندگان نتایج انتخاب خود را پذیرا باشند و بعداً در میانه بحرانهای ناشی از آن از رهبری طلبکار نباشند.هفتـ برای جلب نظر مردم به یک فرد خاص از همه ظرفیتهای اعتقادی و سیاسی و اجتماعی استفاده کردیم، نظامیها را جلوی دوربین آوردیم؛ رهبری و حاجقاسم و سیدحسن را هزینه کردیم و نهایتاً موفق نشدیم. با این کار اشتباه هم آن بزرگوار لطمه جدی دید و هم اینکه سرمایه اعتقادی و سیاسی و اجتماعی خود را مخدوش کردیم. اشتباه ۷۶ تکرار شد. کاش عقلی بود که این سرمایهها و ذخایر بیجایگزین را اینگونه مصرف نکنیم.
۱۸:۳۲
رئیسجمهور پوششی!
بیشک پوششیترین کاندیدای ادوار انتخابات ریاستجمهوری ایران، دکتر مسعود پزشکیان است. اگر پیش از این کاندیداهایی متهم به پوشش کاندیدایی دیگر بودند، این بار پزشکیان پوششی شخصی شده که اساساً کاندیدا نبوده است؛ محمدجواد ظریف!بدتر اینکه حالا پزشکیان دیگر کاندیدای پوششی نیست، او رئیسجمهور پوششی است.
و حالا یک سؤال مهمتر؛ با همه نقدهایی که به علی لاریجانی و خاندان او وارد است آقایان شورای نگهبان باید با خود بیندیشند و پاسخ دهند که «آیا خطر لاریجانی برای انقلاب اسلامی و کشور بیش از پزشکیان بوده است؟»آیا صلاحیت پزشکیان از مثل لاریجانی بالاتر است؟کاش آقایان به جای اعمال سلیقههای شخصی بر اساس وظیفه تصمیم میگرفتند. لاریجانی دستکم استقلال رأی داشت و حتی اگر انتخاب میشد احتمالاً بیشتر حرمت این جایگاه را حفظ میکرد.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۲:۰۵
هم چوب را خوردهایم و هم پیاز را
جماعت اصلاحاتی بارها از نظارت استصوابی و شورای نگهبان شکایت و نظام را به مهندسی انتخابات متهم کردهاند. و عجیب اینکه از دل همین فرایند سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی و مسعود پزشکیان و مجالسی با همراهی حداکثری با این دولتها بیرون آمده است. به گمانم یکی از اشتباهات جریان انقلاب این است که با وجود داشتن انتقادات جدی به عملکرد شورای نگهبان، کمتر به خود جرأت داده تا این نهاد را صریح و علنی نقد کند.
وقتی در فرایند انتخابات یک دلقک بینمک و عروسک خیمهشببازی تأیید صلاحیت میشود، بیش و پیش از آنکه مردم را به دلیل رأی به او شماتت کنیم باید از شورای نگهبان بابت این خروجی پاسخ بخواهیم و انتقاد کنیم؛ اینکه شورا چگونه کسی را که خودش مکرراً اعتراف میکند که نه دیپلماسی و سیاست بلد است و نه حرف زدن و... و اساساً هیچ طرح و برنامهای برای ریاستجمهوری نداشته است، واجد شرایط مندرج در قانون اساسی برای رئیسجمهور تشخیص داده است؟
سخنان و رفتار نسنجیده رئیسجمهور کارنابلد و مواضع بعضاً مشکوک منتسبان به او هزینههای هنگفت و جبرانناپذیری همچون انفعال در برابر تعرضات و تهدیدات، تخریب چهره بینالمللی و نقض مکرر اقتدار کشور و بالاتر از آن، جری شدن دشمنان در تجاوز به منافع جمهوری اسلامی ایران و ترور شخصیتهای ایرانی و شرکای استراتژیک ایران در محور مقاومت داشته است. در چنین شرایطی آیا نباید شورای نگهبان را به دلیل تأیید چنین اعجوبهای بازخواست کرد!؟ آقایان اعضای شورا باید در درگاه خداوند پاسخگوی نتایج خسارتبار به قدرت رسیدن افراد بیاعتقاد به مبانی انقلاب، غربگرا، ترسو و نابلد در دولت فعلی باشند.
متأسفانه نظام و جریان انقلابی در ماجرای نظارت استصوابی هم چوب را میخورد و هم پیاز را.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۰:۵۹
هماکنون، نه دیرتر!
حمله برقآسای دهم مهر ایران به سرزمینهای اشغالی سطح بازدارندگی ایران را تا حد قابل قبولی ارتقا داد. اما با توجه به جنون روزافزون رژیم وحشی صهیونیستی این بازدارندگی شکننده و تثبیت آن در بلندمدت مستلزم گامهای تکمیلی است.سگ هار آمریکا در شرایط دستوپا زدن بین مرگ و زندگی ممکن است دست به اقدامات جنونآمیزی بزند که تبعات بسیار سهمگینی داشته باشد. از جمله حمله به تأسیسات اتمی ایران و....
به گمان من اکنون بهترین زمان برای برداشتن گام حیاتی بعدی است. ایران باید بدون فوت وقت و تا اذهان عمومی داخلی آمادگی دارد اولین بمب اتم را آزمایش کند. در برابر دشمنی که هیچ خط قرمزی برای جنایت ندارد و زرادخانه هستهایش دور از دسترس هر ناظر بیرونی است، تنها چیزی که میتواند حد قابل قبولی از بازدارندگی ایجاد کند، در اختیار داشتن بمب اتم است. شاید آیندگان ما را برای نساختن بمب اتم سرزنش کنند.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۱۵:۳۸
چند نکته پراکندهیا بلند فکر کردن درباره جنگ
۱. هر چقدر مخالفت افکار عمومی و جامعه جهانی مانع حمله بوش به عراق شد، همان قدر هم مانع مشارکت آمریکا در جنگ با ایران خواهد شد. اگر اعتراضات حدود دو سال اخیر در سراسر دنیا و خشم افکار عمومی حتی مانع شلیک یک گلوله به سمت کودکان فلسطینی شده است اکنون هم مانع جنایات صهیونیستها علیه کودک و زن ایرانی خواهد شد. هیچ راهی جز قدرتنمایی در برابر دشمن و کوبیدن مشت پولادین بر سرش نیست.
۲. از همان ابتدای عملیات طوفانالاقصی تحلیلهای زیادی ارائه شد مبنی بر تاب نیاوردن رژیم و دولت سفاک نتانیاهو در برابر ابعاد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جنگ با حماس. اما اکنون یک سال و نه ماه از آغاز جنایت روزانه این شیطان میگذرد و ماشین کشتار او همچنان مشغول است در حالی که هنوز تکلیف تعدادی از اسرای صهیونیستی نامشخص است؛ علاوه بر آنکه در همین مدت با حزبالله نیز وارد جنگ شد و در آن جبهه نیز از هیچ جنایتی فروگذار نکرد. محتمل است جنگ اسرائیل علیه ایران نیز شرایط مشابهی پیدا کند و طولانی شود. بنابراین از یک طرف در افکار عمومی ایجاد توقع پایان زودهنگام جنگ خطاست و باید آمادگی کافی برای همه احتمالات ایجاد کرد. و از طرف دیگر و مهمتر اینکه سیاسیون و تصمیمگیران نیز نباید دچار خوشبینی بیجا و خطای محاسباتی شوند.
۳. رژیم خبیث و قلادهبریده همواره از ابزار مظلومنمایی خود و بزرگنمایی اقدامات حریف، بیشترین استفاده را میکند. اعلام پایان قریبالوقوع ذخایر پدافندی یا از همپاشیدگی سامانههای دفاعی گرچه ممکن است واقعی باشد اما این احتمال هم وجود دارد که از یکسو بهانهای برای جنایات جنگی بزرگتر از قبیل حمله به تأسیسات هستهای باشد و از سوی دیگر تلاشی برای کشاندن هر چه بیشتر آمریکا به این جنگ.
۴. صدور مواضع ضدونقیض از طرف سگ زرد آمریکایی و اطرافیانش بیش از آنکه ناشی از بلاتکلیفی یا بیتصمیمی باشد مؤید جنگ شناختی و تلاش برای به هم زدن محاسبات ما و ایجاد تردید در تصمیم قاطع و پیگیری آن است.
گمان این است که علاج همه آنچه آمد یک چیز بیش نیست. تسریع در پشیمانسازی و مرعوب کردن این سگ هار با ضرباتی سهمگین و پیاپی به نحوی که اساساً قدرت بازیابی و تصمیمگیری از او سلب شود. از طرف دیگر طرفهای ثالث از قبیل آمریکا نیز که احتمال حضور صریحتر در جنگ را دارند نیز باید پیام قطعی درباره پاسخ کوبنده ایران دریافت کنند.زمان به سرعت میگذرد و هرگونه تردید ممکن است عواقب جبرانناپذیری داشته باشد.
بامداد یک تیر ۱۴۰۴
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
بامداد یک تیر ۱۴۰۴
۲۲:۴۵
بسماللهدرخواست کمک
بنا به لطف و اعتماد و پیشنهاد یکی از نمایندگان محترم مشهد در مجلس و تأیید هیئت نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستای خراسان رضوی و هیئت مرکزی نظارت، عضو هیئت نظارت شهرستان مشهد شدهام.چنانچه درباره نامزدهای انتخابات «شورای شهر مشهد» اطلاعاتی دارید که گمان میکنید در بررسی صلاحیت آنها مؤثر است از شما تقاضا میکنم این اطلاعات را بهصورت مستدل و مستند برای بنده ارسال کنید. اطلاعات ارسالی شما با حفظ محرمانگی و بدون ذکر نام مورد بررسی قرار خواهد گرفت. مجدداً تأکید میکنم که اطلاعات ارسالی باید مستند و قابل اثبات باشد و ارسال بعضی شایعات و مشهورات و گمانهها بدون مستند متقن، مفید نخواهد بود.لطفاً اطلاعات خود را فقط و فقط در پیامرسان ایتا یا بله به نام کاربری زیر ارسال فرمایید: @sedkhatamiاز شما خواهش میکنم در انتشار این درخواست و رسیدن آن به همشهریان مشهدی مشارکت کنید.با تقدیم احترام و آرزوی توفیق
نیازمند دعای خیرسیدمصطفی خاتمی
بنا به لطف و اعتماد و پیشنهاد یکی از نمایندگان محترم مشهد در مجلس و تأیید هیئت نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستای خراسان رضوی و هیئت مرکزی نظارت، عضو هیئت نظارت شهرستان مشهد شدهام.چنانچه درباره نامزدهای انتخابات «شورای شهر مشهد» اطلاعاتی دارید که گمان میکنید در بررسی صلاحیت آنها مؤثر است از شما تقاضا میکنم این اطلاعات را بهصورت مستدل و مستند برای بنده ارسال کنید. اطلاعات ارسالی شما با حفظ محرمانگی و بدون ذکر نام مورد بررسی قرار خواهد گرفت. مجدداً تأکید میکنم که اطلاعات ارسالی باید مستند و قابل اثبات باشد و ارسال بعضی شایعات و مشهورات و گمانهها بدون مستند متقن، مفید نخواهد بود.لطفاً اطلاعات خود را فقط و فقط در پیامرسان ایتا یا بله به نام کاربری زیر ارسال فرمایید: @sedkhatamiاز شما خواهش میکنم در انتشار این درخواست و رسیدن آن به همشهریان مشهدی مشارکت کنید.با تقدیم احترام و آرزوی توفیق
نیازمند دعای خیرسیدمصطفی خاتمی
۱۹:۵۰