در این روز عبیدالله بن زیاد نیروهایی را برای مقابله با امام حسین (ع) به کربلا فرستاد و محدودیتهایی برای پیوستن افراد به سپاه امام ایجاد شد.
ذکر و دعاهای مستحب:خواندن ذکر «یا حسین» و دعاهای توسل به اهل بیت (ع) به ویژه در این شب توصیه شده است.
دعای معروف اول ماه محرم که مضمون آن طلب عصمت، قدرت بر نفس و تقرب به خداوند است، در این شب نیز میتواند خوانده شود.
«اللّٰهُمَّ أَنْتَ الْإِلٰهُ الْقَدِیمُ، وَهٰذِهِ سَنَهٌ جَدِیدَهٌ، فَأَسْأَلُکَ فِیهَا الْعِصْمَهَ مِنَ الشَّیْطانِ وَالْقُوَّهَ عَلَیٰ هٰذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَهِ بِالسُّوءِ…»
روضه حضرت عبدالله بن الحسن (علیهالسلام)وقتی ظهر عاشورا رسید، دیگر صدای اصحاب خاموش شده بود… میدان پر بود از پیکرهای بیجان یاران حسین. امام تنها مانده بود. میان خیمهها اضطراب موج میزد… ناگهان صدای زنی از دل خیمه بلند شد: «ای عبدالله! عمو تنهاست…»
عبدالله بن الحسن، آن کودک یازدهساله، دلش طاقت نیاورد. از خیمه بیرون زد، نه بهخاطر جنگ، نه بهخاطر قدرت، فقط برای دفاع از عمویی که جانش را دوست میداشت.
دوان دوان خود را به میدان رساند، هنوز زرهی در کار نبود، حتی شمشیری هم به دست نداشت… فقط دلش میخواست برای عمویش سپر شود. امام حسین (علیهالسلام) تا چشمش به عبدالله افتاد، فریاد زد: «ای خواهر زینب! او را نگه دار، این کودک نباید به میدان بیاید…» اما کار از کار گذشته بود.
لحظهای فرا رسید که یکی از لشکریان یزید، شمشیری به سمت امام کشید. عبدالله با همهی کوچکیاش، جلو پرید و دستهایش را جلوی شمشیر گرفت. شمشیر فرود آمد… آه، دستهای کوچک عبدالله قطع شد…
خون فواره زد… کودک افتاد. امام حسین خود را رساند، کودک را در آغوش گرفت. میگفت: «صبر کن پسرم… عمویت همینجاست… صبر کن که با جدّت دیدار خواهی کرد…» عبدالله در آغوش عمویش جان داد، اما با لبخند؛ چون جانش را فدای حسین کرده بود…
۸:۵۲
شب ششم محرم به حضرت قاسم بن الحسن (علیهالسّلام) منسوب بوده و ذاکران و مداحان در این شب به نقل مصائب وی میپردازند. روضه شب ششم محرم، به ذکر مصائب و شهادت مظلومانه در کربلا، اختصاص یافته است.
1. در این روز عبیداللّه بن زیاد نامهای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من ميفرستند.2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیهالسلام عرض كرد: یابن رسول اللّه! در این نزدیكی طائفهای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.امام علیهالسلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آوردهام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت ميكنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مينمایم... .در این هنگام مردی از بنياسد كه او را "عبداللّه بن بشیر" مينامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت ميكنم و سپس رجزی حماسی خواند:قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوااَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمندهای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشهام."سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر ميرسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیهالسلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیهالسلام نداشتند. هنگامی كه یاران بنياسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیهالسلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیهالسلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ"
منبع: کتاب منتهی الامال اثر حاج شیخ عبّاس قمی
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
1. در این روز عبیداللّه بن زیاد نامهای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من ميفرستند.2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیهالسلام عرض كرد: یابن رسول اللّه! در این نزدیكی طائفهای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.امام علیهالسلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آوردهام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت ميكنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مينمایم... .در این هنگام مردی از بنياسد كه او را "عبداللّه بن بشیر" مينامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت ميكنم و سپس رجزی حماسی خواند:قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوااَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمندهای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشهام."سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر ميرسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیهالسلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیهالسلام نداشتند. هنگامی كه یاران بنياسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیهالسلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیهالسلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ"
منبع: کتاب منتهی الامال اثر حاج شیخ عبّاس قمی
۷:۴۷
روز هفتم محرمدر این روز عبدالله بن زیاد نامهاى به نزد عمربن سعد فرستاد و به او دستور داد تا با سپاهیان خود بین امام حسین و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن حتى قطرهاى آب را به امام ندهد، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن عفان خوددارى شد!!(53)
عمربن سعد نیز فوراً عمر بن حجاج را با پانصد سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسى امام حسین و یارانش به آب شدند، و این رفتار غیر انسانى سه روز قبل از شهادت امام حسین علیهالسلام صورت گرفت. در این هنگام مردى به نام عبدالله بن حصین ازدى كه از قبیله بجیله بود فریاد برداشت كه: اى حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانى نخواهى دید! به خدا سوگند كه قطرهاى از آن را نخواهى آشامید تا از عطش جان دهى!
امام حسین علیهالسلام فرمود: خدایا او را از تشنگى بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار مده!
حمید بن مسلم مىگوید: به خدا سوگند كه پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالى كه بیمار بود، قسم به آن خدایى كه جز او پروردگارى نیست، دیدم كه عبدالله بن حصین آنقدر آب مىآشامید تا شكمش بالا مىآمد، و آن را بالا مىآورد! و باز فریاد مىزد: العطش! باز آب میخورد ولى سیراب نمىشد! و چنین بود تا جان داد.(54)
۱۰:۲۲
چه اتفاقاتی در شب هشتم محرم رخ داد؟در شب هشتم محرم، آرامش شکنندهای در خیمههای حسین بن علی (ع) برقرار بود.
دشمن در حال تدارک نهایی حمله و آمادهسازی میدان جنگ بود. از سوی دیگر، فضای خیمهها مملو از معنویت، دعا، اشک و آمادهشدن برای شهادت بود.
در روایات تاریخی آمده است که در این شب، حضرت قاسم (ع) نزد امام حسین (ع) رفت و از او درباره شهادت خود پرسید. امام ابتدا پاسخ روشنی نداد، اما وقتی قاسم اصرار کرد، امام حسین (ع) فرمود: «ای فرزند برادر! مرگ در نظر تو چگونه است؟» قاسم پاسخ داد: «أحلی من العسل» (شیرینتر از عسل).
۱۱:۰۸
تاسوعا، نهمین روز محرم و یکی از روزهای سوگواری شیعیان و مرتبط با واقعه کربلا در سال ۶۱ قمری است. در نهم محرم ۶۱ق، شمر بن ذی الجوشن با نامهای از طرف عبیدالله بن زیاد، وارد کربلا شد. در آن نامه از عمر بن سعد جدیت بیشتر در برخورد با امام حسین(ع) خواسته شده بود که به هجوم لشکر عمر بن سعد در عصر این روز، منجر شد. امام حسین(ع) با فرستادن برادرش عباس بن علی(ع)، از آنها مهلت گرفت تا شب را با نماز و تلاوت قرآن به صبح برسانند.
نهمین روز محرّم الحرام، تاسوعای حسینیروز یقین و وفاداری، بر شیعیان جهان تسلیت باد
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
نهمین روز محرّم الحرام، تاسوعای حسینیروز یقین و وفاداری، بر شیعیان جهان تسلیت باد
۸:۵۶
السلام علیک یا أباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی أولاد الحسین و علی أصحاب الحسین ایام سوگواری عاشورای حسینی تسلیت باد.
۹:۴۶
اربعین است اربعین کربلاستهر طرف غوغایی از غم ها به پاستگویی از آن خیمه های نیم سوزخود صدای العطش آید هنوزاربعین حسینی تسلیت باد
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
۶:۰۳
شهادت امام رئوف، شمس الشموس، غریب الغربا، معین الضعفا حضرت امام رضا (ع) تسلیت باد
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
۷:۴۸
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری31 مرداد 1404فراز 83 قرآن حکیم: آیات 153 تا 162 سوره نساء (فراز 22)
اهل کتاب از تو میخواهد که از آسمان برایشان کتابی ویژه فرود آوری! همانگونه که از موسی درخواستی بسیار بزرگتر داشتند، آنگاه که گفتند خداوند را بی پرده به ما نشان بده! پس آنگاه، صاعقه آنان را به کیفر آن ستمگری، در ربود. سپس، پس از فرستادن آن همه برهانهای روشن، گوسالهپرستی پیشه کردند! با این همه، از گناهشان گذشتیم و موسی را سیطره درخشان دادیم؛ و کوه طور را در پی پیمانشان، بر سرشان سایه افکن ساختیم و به آنان گفتیم که سجدهکنان از درب به درآیید و گفتیم که در باب شنبه، حرمتشکنی نکنید و از ایشان پیمانی سخت گرفتیم.پس به سبب آن همه نقض پیمانشان و کفر ورزیدنشان به آیات خداوند و کشتن ناروای پیامبران و این سخنشان که قلوب ما در پوشش (در طلسم) است، خداوند به کیفر آن همه کفر ورزیدنشان، قلبشان را مهر کرده است! پس جز عده کمی، ایمان نمیآورند!همچنین به کیفر کفرشان و زبانی که گشودند و بهتان گرانی که به مریم پاکیزه زدند! و این سخنشان که ما پیامبر خداوند، عیسی پسر مریم را کشتیم! در حالی که نه او را کشتند و نه او را به صلیب کشیدند، بلکه امر بر آنان مشتبه شد؛ پس آن کسانی که در این باره اختلاف دارند، دچار تردیدند؛ آنها را دانشی در این باره نیست و در پی گمان خویش میروند و به یقین، "او را نکشتهاند"؛ بلکه خداوند به سوی خویش، بر کشیدش؛ و همانا خداوند عزیز و حکیم است.و کسی (به واقع) از اهل کتاب نیست، مگر اینکه پیش از مرگش به او ایمان میآورد و در روز رستاخیز نیز اوست که بر همگی آنان (اهل کتاب) شهادت میدهد.آن چيزهای پاكيزهای را كه بر آنان حلال بود، حرام کردیم، به كيفر ستمى كه يهوديان روا داشتند و پافشاری بسیارشان (مکررشان) در مسدود كردن راه خدا؛ و (به کیفر) ربا گرفتنشان، در حالی که از آن نهی شده بودند! و (به کیفر) خوردن اموال مردم را به باطل؛ و ما براى كافرانشان عذابى دردآور مهيا كردهايم.ولى دانشمندان (مومنان راسخ در دانش) آنها و آن مؤمنانى که به آنچه بر تو و به آنچه پيش از تو نازل شده، ايمان دارند و بر پای دارندگان نماز و زكاتدهندگان و مؤمنان به خداوند و روز رستاخیز را پاداش بزرگى خواهيم داد.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و سوم، بد عهدی و نقض پیمان و اصرار بر گناه، قلب را مهر و موم میکند و به لجاجت سوق میدهد و از فهم حقیقت بازمیدارد و به قهقرای "نافهمی" و "کژفهمی" و "خود دانا پنداری" فرومیکشاند!یهودیان، با زبان گزنده خویش، حرمت مریم پاکیزه را نگه نداشتند و مدعی قتل عیسی علیهالسلام شدند؛ جنایتی که گویا آرزویش را داشتند؛ پس عیسی علیهالسلام بر آنان شاهد خواهد بود.آنچه مسلم است اینکه از میان این همه مدعیان، فقط و فقط دانشمندان راسخ و درستکردار و مومنان ایثارگر به جان و مال، نجات خواهند یافت.
اهل کتاب از تو میخواهد که از آسمان برایشان کتابی ویژه فرود آوری! همانگونه که از موسی درخواستی بسیار بزرگتر داشتند، آنگاه که گفتند خداوند را بی پرده به ما نشان بده! پس آنگاه، صاعقه آنان را به کیفر آن ستمگری، در ربود. سپس، پس از فرستادن آن همه برهانهای روشن، گوسالهپرستی پیشه کردند! با این همه، از گناهشان گذشتیم و موسی را سیطره درخشان دادیم؛ و کوه طور را در پی پیمانشان، بر سرشان سایه افکن ساختیم و به آنان گفتیم که سجدهکنان از درب به درآیید و گفتیم که در باب شنبه، حرمتشکنی نکنید و از ایشان پیمانی سخت گرفتیم.پس به سبب آن همه نقض پیمانشان و کفر ورزیدنشان به آیات خداوند و کشتن ناروای پیامبران و این سخنشان که قلوب ما در پوشش (در طلسم) است، خداوند به کیفر آن همه کفر ورزیدنشان، قلبشان را مهر کرده است! پس جز عده کمی، ایمان نمیآورند!همچنین به کیفر کفرشان و زبانی که گشودند و بهتان گرانی که به مریم پاکیزه زدند! و این سخنشان که ما پیامبر خداوند، عیسی پسر مریم را کشتیم! در حالی که نه او را کشتند و نه او را به صلیب کشیدند، بلکه امر بر آنان مشتبه شد؛ پس آن کسانی که در این باره اختلاف دارند، دچار تردیدند؛ آنها را دانشی در این باره نیست و در پی گمان خویش میروند و به یقین، "او را نکشتهاند"؛ بلکه خداوند به سوی خویش، بر کشیدش؛ و همانا خداوند عزیز و حکیم است.و کسی (به واقع) از اهل کتاب نیست، مگر اینکه پیش از مرگش به او ایمان میآورد و در روز رستاخیز نیز اوست که بر همگی آنان (اهل کتاب) شهادت میدهد.آن چيزهای پاكيزهای را كه بر آنان حلال بود، حرام کردیم، به كيفر ستمى كه يهوديان روا داشتند و پافشاری بسیارشان (مکررشان) در مسدود كردن راه خدا؛ و (به کیفر) ربا گرفتنشان، در حالی که از آن نهی شده بودند! و (به کیفر) خوردن اموال مردم را به باطل؛ و ما براى كافرانشان عذابى دردآور مهيا كردهايم.ولى دانشمندان (مومنان راسخ در دانش) آنها و آن مؤمنانى که به آنچه بر تو و به آنچه پيش از تو نازل شده، ايمان دارند و بر پای دارندگان نماز و زكاتدهندگان و مؤمنان به خداوند و روز رستاخیز را پاداش بزرگى خواهيم داد.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و سوم، بد عهدی و نقض پیمان و اصرار بر گناه، قلب را مهر و موم میکند و به لجاجت سوق میدهد و از فهم حقیقت بازمیدارد و به قهقرای "نافهمی" و "کژفهمی" و "خود دانا پنداری" فرومیکشاند!یهودیان، با زبان گزنده خویش، حرمت مریم پاکیزه را نگه نداشتند و مدعی قتل عیسی علیهالسلام شدند؛ جنایتی که گویا آرزویش را داشتند؛ پس عیسی علیهالسلام بر آنان شاهد خواهد بود.آنچه مسلم است اینکه از میان این همه مدعیان، فقط و فقط دانشمندان راسخ و درستکردار و مومنان ایثارگر به جان و مال، نجات خواهند یافت.
۱۰:۴۲
۵:۵۳
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری1 شهریور 1404فراز 84 قرآن حکیم: آیات 163 تا 171 سوره نساء (فراز 23)
ما، به تو وحى كرديم همانگونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى كردهايم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبطها و عيسى و أيوب و يونس و هارون و سليمان وحى كردهايم و به داود، زبور را ارزانى داشتيم.و پيامبرانى كه پيش از اين داستانهایشان را براى تو گفتهايم و آنان كه داستانهایشان را براى تو نگفتهايم. و خدا با موسی سخن گفت، چه سخن گفتنى، بىميانجى!پيامبرانى مژدهدهنده و بيمدهنده تا از آن پس، مردم را بر خدا حجتى نباشد؛ و خدا پيروزمند و حكيم است.ولى خدا به آنچه بر تو نازل كرد، شهادت مىدهد كه به علم خود نازل كرده است، و فرشتگان نيز شهادت مىدهند؛ و خدا شهادت را بسنده است.هر آينه آنان كه كافر شدهاند و از راه خدا روى گردانيدهاند (راه خداوند را سد کردند)، پس گمراه شدهاند به گمراهى سختی.همانا كسانى كه كافر شدهاند و ستم كردهاند، خداوند نمىآمرزد و به هيچ راهى هدايت نمىكند؛مگر به راه جهنم كه همواره در آن باشند؛ و اين كار بر خداوند آسان است.اى مردم، پيامبرى زلال حق را از جانب خدا برای شما آورده است؛ پس به او ايمان بياوريد كه خير شما در آن است؛ و اگر هم كافر شويد، هر چه در آسمانها و زمين است، از آن خداست؛ و او دانا و حكيم است.اى اهل كتاب، در دين خويش غلوّ مكنيد (گزافهگویی نکنید) و دربارۀ خدا، جز سخن حق مگوييد. همانا عيسى پسر مريم، پيامبر خدا و كلمۀ او بود كه او را به مريم فرو فرستاد و روحى از او بود؛ پس به خدا و پیامبرانش ايمان بياوريد و مگوييد كه سهگانه است. از اين انديشهها بازايستيد كه خير شما در آن خواهد بود. جز اين نيست كه اللّٰه، خدايى است يكتا؛ منزه است از اينكه صاحب فرزندى باشد؛ از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين است، و خدا كارسازی (وکالت) را كافى است.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و چهارم، خداوند پیامبران زیادی را برانگیخته و حجت خود بر مردمان به کمال رسانده است؛ پس بهانهای برای گزافهگویی در باب توحید باقی نگذارده است؛ او منزه از آن است که فرزند داشته باشد و عیسی علیهالسلام، کلمه اوست؛ عیسی کلمهای شریف، برای هدایت مردمان و الگوپردازی از انسان شایسته است. خداوند، خود شاهد است و خود قاضی است؛ و بینیاز از همگان؛ پس به جای بهانهجویی زلال حقیقت را بگیرید و بر اساس آن عمل کنید. عیسی کلمه خداست، به جای حرافی، از عمل او الگو بگیرید.
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
ما، به تو وحى كرديم همانگونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى كردهايم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبطها و عيسى و أيوب و يونس و هارون و سليمان وحى كردهايم و به داود، زبور را ارزانى داشتيم.و پيامبرانى كه پيش از اين داستانهایشان را براى تو گفتهايم و آنان كه داستانهایشان را براى تو نگفتهايم. و خدا با موسی سخن گفت، چه سخن گفتنى، بىميانجى!پيامبرانى مژدهدهنده و بيمدهنده تا از آن پس، مردم را بر خدا حجتى نباشد؛ و خدا پيروزمند و حكيم است.ولى خدا به آنچه بر تو نازل كرد، شهادت مىدهد كه به علم خود نازل كرده است، و فرشتگان نيز شهادت مىدهند؛ و خدا شهادت را بسنده است.هر آينه آنان كه كافر شدهاند و از راه خدا روى گردانيدهاند (راه خداوند را سد کردند)، پس گمراه شدهاند به گمراهى سختی.همانا كسانى كه كافر شدهاند و ستم كردهاند، خداوند نمىآمرزد و به هيچ راهى هدايت نمىكند؛مگر به راه جهنم كه همواره در آن باشند؛ و اين كار بر خداوند آسان است.اى مردم، پيامبرى زلال حق را از جانب خدا برای شما آورده است؛ پس به او ايمان بياوريد كه خير شما در آن است؛ و اگر هم كافر شويد، هر چه در آسمانها و زمين است، از آن خداست؛ و او دانا و حكيم است.اى اهل كتاب، در دين خويش غلوّ مكنيد (گزافهگویی نکنید) و دربارۀ خدا، جز سخن حق مگوييد. همانا عيسى پسر مريم، پيامبر خدا و كلمۀ او بود كه او را به مريم فرو فرستاد و روحى از او بود؛ پس به خدا و پیامبرانش ايمان بياوريد و مگوييد كه سهگانه است. از اين انديشهها بازايستيد كه خير شما در آن خواهد بود. جز اين نيست كه اللّٰه، خدايى است يكتا؛ منزه است از اينكه صاحب فرزندى باشد؛ از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين است، و خدا كارسازی (وکالت) را كافى است.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و چهارم، خداوند پیامبران زیادی را برانگیخته و حجت خود بر مردمان به کمال رسانده است؛ پس بهانهای برای گزافهگویی در باب توحید باقی نگذارده است؛ او منزه از آن است که فرزند داشته باشد و عیسی علیهالسلام، کلمه اوست؛ عیسی کلمهای شریف، برای هدایت مردمان و الگوپردازی از انسان شایسته است. خداوند، خود شاهد است و خود قاضی است؛ و بینیاز از همگان؛ پس به جای بهانهجویی زلال حقیقت را بگیرید و بر اساس آن عمل کنید. عیسی کلمه خداست، به جای حرافی، از عمل او الگو بگیرید.
۴:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری2 شهریور 1404فراز 85 قرآن حکیم: آیات 172 تا 176 سوره نساء (فراز 24)
مسيح اِبايى نداشت كه يكى از بندگان خدا باشد و ملائكه مقرب نيز اِبايى ندارند. هر كه از پرستش خداوند سرباز زند و سركشى كند، بداند كه خداوند همه را در نزد خود محشور خواهد ساخت.اما آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيك كردهاند، اجرشان را به تمامى خواهد داد و از فضل خويش بر آن خواهد افزود؛ اما كسانى را كه اِبا و سركشى كردهاند به عذابی دردآور معذب خواهد داشت و براى خود، جز خدا هيچ دوست و ياورى نخواهند يافت.اى مردم، از جانب پروردگارتان بر شما حجتى آمد و براى شما نورى آشكار نازل كردهايم.اما آنان را كه به خدا ايمان آوردهاند و به او توسل جستهاند، به آستان فضل و رحمت خويش درآورد و به راهى راست هدايت كند.از تو فتوى مىخواهند، بگوی كه خدا دربارۀ كلاله برايتان فتوى مىدهد: هر گاه مردى كه فرزندى نداشته باشد، بميرد و او را خواهرى باشد، به آن خواهر، نصف ميراث او مىرسد. اگر خواهر را نيز فرزندى نباشد، برادر از او ارث مىبرد. اگر آن خواهران دو تن بودند، دو ثلث دارایی را به ارث مىبرند؛ و اگر چند برادر و خواهر بودند، هر مرد برابر دو زن مىبرد. خدا براى شما بيان مىكند تا گمراه نشويد، و او از هر چیزی آگاه است.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و پنجم، بالاترین سطحی از شرف و انسانیت که آدمی میتواند درک کند، پذیرش بندگی خداست؛ پس هر آنکه از بندگی خداوند سر باز میزند، از بالاترین شرف قابل تصور برای انسان سر باز زده است. مسیح علیه السلام و ملائکه ارزش این بندگی را درک کرده بودند و به صراحتاً بدان اعتراف میکردند. این اعتراف بندگی، باید در ساحات گوناگون زندگی متجلی گردد؛ از جمله در باب ارث و میراث و تاثیر آن بر طراحی زندگی آدمیان در دورههای متوالی؛ به گونهای که فرزندان دچار فقر نشوند و بر شمار افراد ضعیف جامعه افزوده نگردد.(پایان سوره نساء)
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
مسيح اِبايى نداشت كه يكى از بندگان خدا باشد و ملائكه مقرب نيز اِبايى ندارند. هر كه از پرستش خداوند سرباز زند و سركشى كند، بداند كه خداوند همه را در نزد خود محشور خواهد ساخت.اما آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيك كردهاند، اجرشان را به تمامى خواهد داد و از فضل خويش بر آن خواهد افزود؛ اما كسانى را كه اِبا و سركشى كردهاند به عذابی دردآور معذب خواهد داشت و براى خود، جز خدا هيچ دوست و ياورى نخواهند يافت.اى مردم، از جانب پروردگارتان بر شما حجتى آمد و براى شما نورى آشكار نازل كردهايم.اما آنان را كه به خدا ايمان آوردهاند و به او توسل جستهاند، به آستان فضل و رحمت خويش درآورد و به راهى راست هدايت كند.از تو فتوى مىخواهند، بگوی كه خدا دربارۀ كلاله برايتان فتوى مىدهد: هر گاه مردى كه فرزندى نداشته باشد، بميرد و او را خواهرى باشد، به آن خواهر، نصف ميراث او مىرسد. اگر خواهر را نيز فرزندى نباشد، برادر از او ارث مىبرد. اگر آن خواهران دو تن بودند، دو ثلث دارایی را به ارث مىبرند؛ و اگر چند برادر و خواهر بودند، هر مرد برابر دو زن مىبرد. خدا براى شما بيان مىكند تا گمراه نشويد، و او از هر چیزی آگاه است.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و پنجم، بالاترین سطحی از شرف و انسانیت که آدمی میتواند درک کند، پذیرش بندگی خداست؛ پس هر آنکه از بندگی خداوند سر باز میزند، از بالاترین شرف قابل تصور برای انسان سر باز زده است. مسیح علیه السلام و ملائکه ارزش این بندگی را درک کرده بودند و به صراحتاً بدان اعتراف میکردند. این اعتراف بندگی، باید در ساحات گوناگون زندگی متجلی گردد؛ از جمله در باب ارث و میراث و تاثیر آن بر طراحی زندگی آدمیان در دورههای متوالی؛ به گونهای که فرزندان دچار فقر نشوند و بر شمار افراد ضعیف جامعه افزوده نگردد.(پایان سوره نساء)
۹:۳۰
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری3 شهریور 1404فراز 86 قرآن حکیم: آیات 1 تا 5 سوره مائده (فراز 1 )
به نام خداوند بخشاینده مهرباناى كسانى كه ايمان آوردهايد، به هر پيمان در روابط اجتماعی وفا كنيد. حيوانات چهارپا، مگر مواردی كه از اين پس برايتان گفته مىشود، بر شما حلال شدهاند؛ و آنچه را كه در حال احرام صید مىكنيد، حلال ندانید. خداوند به هر چه مىخواهد، حكم مىكند.اى كسانى كه ايمان آوردهايد، شعاير خدا و ماه حرام و قربانى را چه بدون قلاده و چه با قلاده، حرمت مشکنید و آزار کسانی را كه به طلب روزى و خشنودى پروردگارشان، آهنگ بيت الحرام كردهاند، روا مداريد؛ و چون از احرام به در آمديد، (اجازه دارید) صيد كنيد؛ و دشمنی با قومی كه شما را از مسجد الحرام بازداشتند، شما را برانگیخته نکند كه از حد خویش تجاوز كنيد؛ و در نيكوكاری و پرهيز، همكارى كنيد، و در گناه و تجاوز همکاری نکنید؛ و از خداوند پروا نگه دارید كه او به سختى عقوبت مىكند.حرام شده است بر شما، مردار و خون و گوشت خوك و هر حيوانى كه به هنگام كشتنش، نام ديگرى جز اللّه را بر او بگويند؛ و آنچه خفه شده باشد يا به سنگ زده باشند؛ يا از بالا در افتاده باشد، يا به شاخ حيوانی ديگر بميرد، يا درندگان از آن خورده باشند، مگر آنكه ذبحش كنيد؛ و نيز هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسيلۀ تيرهاى قمار قسمت كنيد كه اين كار، خود نافرمانى است. امروز كافران از بازگشت شما از دين خويش، نا اميد شدهاند؛ پس از آنان مترسيد، از من بترسيد. امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود بر شما تمام كردم و راضی شدم که اسلام، دينتان باشد؛ پس هر كه در گرسنگی، بىچاره ماند، بىآنكه قصد گناه داشته باشد، بداند كه خدا آمرزنده و مهربان است (تا حد نجات جان خویش، مجاز میشود).از تو مىپرسند كه چه چيزهايى بر آنها حلال شده است. بگو: چيزهاى پاكيزه بر شما حلال شده؛ و نيز خوردن صيد آن حيوان كه به آن صيد كردن آموختهايد، چون پرندگان شکاری و سگان شكارى، هرگاه آنها را بدان سان كه خدايتان آموخته است، تعليم داده باشيد؛ از آن صيد كه برايتان مىگيرند و نگه مىدارند بخوريد و نام خدا را بر آن بخوانيد و از خدا بترسيد كه او سريعالحساب است.امروز چيزهاى پاكيزه بر شما حلال شده است؛ طعام اهل كتاب، بر شما حلال است و طعام شما نيز بر آنها حلال است؛ و نيز بانوان پارسای مومن و بانوان پارسای اهل كتاب، هرگاه مهرشان را بپردازيد، به طور زناشويى، نه زناكارى و دوستگيرى، بر شما حلالند؛ و هر كس كه ارزش ایمان را ناسپاس باشد، عملش ناچيز شود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و ششم، در باب حلال و حرام بودن خوراک، دو شرط مهم است؛ پاکیزگی سرشت خوراک و پاکیزگی نحوه آمادهسازی آن؛ برای مثال، گوشت خوک، سرشت ناپاک دارد و محصول قمار، نحوه فراهمآوریش ناپاک است.اصل بر آن است که آدمی از توحش فاصله بگیرد و حیوانات را با سنگ و چوب و شکنجه نکشد و از قمار فاصله بگیرد و به محصول زحمت خویش بیندیشید تا جامعهای سالم و رو به رشد، پدیدار گردد و مهیای حکمرانی به عدل و همکاری در عمل نیک باشد.
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
به نام خداوند بخشاینده مهرباناى كسانى كه ايمان آوردهايد، به هر پيمان در روابط اجتماعی وفا كنيد. حيوانات چهارپا، مگر مواردی كه از اين پس برايتان گفته مىشود، بر شما حلال شدهاند؛ و آنچه را كه در حال احرام صید مىكنيد، حلال ندانید. خداوند به هر چه مىخواهد، حكم مىكند.اى كسانى كه ايمان آوردهايد، شعاير خدا و ماه حرام و قربانى را چه بدون قلاده و چه با قلاده، حرمت مشکنید و آزار کسانی را كه به طلب روزى و خشنودى پروردگارشان، آهنگ بيت الحرام كردهاند، روا مداريد؛ و چون از احرام به در آمديد، (اجازه دارید) صيد كنيد؛ و دشمنی با قومی كه شما را از مسجد الحرام بازداشتند، شما را برانگیخته نکند كه از حد خویش تجاوز كنيد؛ و در نيكوكاری و پرهيز، همكارى كنيد، و در گناه و تجاوز همکاری نکنید؛ و از خداوند پروا نگه دارید كه او به سختى عقوبت مىكند.حرام شده است بر شما، مردار و خون و گوشت خوك و هر حيوانى كه به هنگام كشتنش، نام ديگرى جز اللّه را بر او بگويند؛ و آنچه خفه شده باشد يا به سنگ زده باشند؛ يا از بالا در افتاده باشد، يا به شاخ حيوانی ديگر بميرد، يا درندگان از آن خورده باشند، مگر آنكه ذبحش كنيد؛ و نيز هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسيلۀ تيرهاى قمار قسمت كنيد كه اين كار، خود نافرمانى است. امروز كافران از بازگشت شما از دين خويش، نا اميد شدهاند؛ پس از آنان مترسيد، از من بترسيد. امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود بر شما تمام كردم و راضی شدم که اسلام، دينتان باشد؛ پس هر كه در گرسنگی، بىچاره ماند، بىآنكه قصد گناه داشته باشد، بداند كه خدا آمرزنده و مهربان است (تا حد نجات جان خویش، مجاز میشود).از تو مىپرسند كه چه چيزهايى بر آنها حلال شده است. بگو: چيزهاى پاكيزه بر شما حلال شده؛ و نيز خوردن صيد آن حيوان كه به آن صيد كردن آموختهايد، چون پرندگان شکاری و سگان شكارى، هرگاه آنها را بدان سان كه خدايتان آموخته است، تعليم داده باشيد؛ از آن صيد كه برايتان مىگيرند و نگه مىدارند بخوريد و نام خدا را بر آن بخوانيد و از خدا بترسيد كه او سريعالحساب است.امروز چيزهاى پاكيزه بر شما حلال شده است؛ طعام اهل كتاب، بر شما حلال است و طعام شما نيز بر آنها حلال است؛ و نيز بانوان پارسای مومن و بانوان پارسای اهل كتاب، هرگاه مهرشان را بپردازيد، به طور زناشويى، نه زناكارى و دوستگيرى، بر شما حلالند؛ و هر كس كه ارزش ایمان را ناسپاس باشد، عملش ناچيز شود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و ششم، در باب حلال و حرام بودن خوراک، دو شرط مهم است؛ پاکیزگی سرشت خوراک و پاکیزگی نحوه آمادهسازی آن؛ برای مثال، گوشت خوک، سرشت ناپاک دارد و محصول قمار، نحوه فراهمآوریش ناپاک است.اصل بر آن است که آدمی از توحش فاصله بگیرد و حیوانات را با سنگ و چوب و شکنجه نکشد و از قمار فاصله بگیرد و به محصول زحمت خویش بیندیشید تا جامعهای سالم و رو به رشد، پدیدار گردد و مهیای حکمرانی به عدل و همکاری در عمل نیک باشد.
۹:۳۲
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری4 شهریور 1404فراز 87 قرآن حکیم: آیات 6 تا 11 سوره مائده (فراز 2 )
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون به نماز برخاستيد، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهایتان را تا قوزك مسح كنيد؛ و اگر جُنب بوديد، خود را پاك سازيد؛ و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از آبریزگاه آمده بوديد يا با زنان مراوده داشتید و آب نيافتيد، با خاكى پاك، تيمم كنيد؛ پس صورت و دستهايتان را با آن مسح کنید؛ خدا نمىخواهد شما در رنج افتيد، بلكه مىخواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش (پاکیزگی و پیامدهای آن) را بر شما تمام كند، باشد كه سپاسگزار باشید.نعمتى را كه خدا به شما داده است و پيمانی را كه با شما بسته است، بدان هنگام كه گفتيد "شنيديم و فرمانبرداريم"، به ياد آوريد؛ و از خداوند پروا نگهدارید (بترسيد)؛ همانا خدا از آنچه در دلها مىگذرد، آگاه است.اى كسانى كه ايمان آوردهايد، براى خدا، با استواری (به نحو قوامبخش و قابل اتکاء) گواهی به عدل دهيد؛ و دشمنى با گروهى ديگر، وادارتان نكند كه عدالت نورزيد؛ عدالت بورزيد كه به تقوا (پرواداری) نزديكتر است و از خدا پروا دارید كه او به هر كارى كه مىكنيد، آگاه است.خدا به كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيكو كردهاند، وعدۀ آمرزش و پاداشی سترگ داده است.و آنان كه كافر شدهاند و نشانههای ما را تكذيب كردهاند، همنشینان جهنماند.اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از نعمتى كه خدا به شما ارزانی داشته است، ياد كنيد: آن گاه كه گروهى قصد آن كردند تا بر شما دست يازند و خداوند دست آنان را از شما كوتاه كرد؛ و از خدا پرواداری کنید؛ و مؤمناناند که بر خدا توكل مىكنند.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و هفتم، خداوند میخواهد که انسانها پاکیزه باشند؛ بنابراین پس از اینکه (در فراز پیشین) آنها را به خوراک پاکیزه دعوت میکند و از خوراک ناپاک بر حذر میدارد، به پاکیزگی و شستشوی ظاهر و رعایت بهداشت برای حفظ سلامت جسم و روح، برمیانگیزد؛ گویا پس از تامین پاکیزگی خوراک و جسم و روح، انسانها آماده عدالتورزی میشوند؛ پس آنان را به اقامه عدل دعوت میکند و از ظلم بر حذر میدارد و یادآوری میکند که به عدل خویش، آنان را از دست ستمگران نجات داد؛ پس آنان باید عدالتورزی کنند و نسبت به دیگران عادل باشند.
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون به نماز برخاستيد، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهایتان را تا قوزك مسح كنيد؛ و اگر جُنب بوديد، خود را پاك سازيد؛ و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از آبریزگاه آمده بوديد يا با زنان مراوده داشتید و آب نيافتيد، با خاكى پاك، تيمم كنيد؛ پس صورت و دستهايتان را با آن مسح کنید؛ خدا نمىخواهد شما در رنج افتيد، بلكه مىخواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش (پاکیزگی و پیامدهای آن) را بر شما تمام كند، باشد كه سپاسگزار باشید.نعمتى را كه خدا به شما داده است و پيمانی را كه با شما بسته است، بدان هنگام كه گفتيد "شنيديم و فرمانبرداريم"، به ياد آوريد؛ و از خداوند پروا نگهدارید (بترسيد)؛ همانا خدا از آنچه در دلها مىگذرد، آگاه است.اى كسانى كه ايمان آوردهايد، براى خدا، با استواری (به نحو قوامبخش و قابل اتکاء) گواهی به عدل دهيد؛ و دشمنى با گروهى ديگر، وادارتان نكند كه عدالت نورزيد؛ عدالت بورزيد كه به تقوا (پرواداری) نزديكتر است و از خدا پروا دارید كه او به هر كارى كه مىكنيد، آگاه است.خدا به كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيكو كردهاند، وعدۀ آمرزش و پاداشی سترگ داده است.و آنان كه كافر شدهاند و نشانههای ما را تكذيب كردهاند، همنشینان جهنماند.اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از نعمتى كه خدا به شما ارزانی داشته است، ياد كنيد: آن گاه كه گروهى قصد آن كردند تا بر شما دست يازند و خداوند دست آنان را از شما كوتاه كرد؛ و از خدا پرواداری کنید؛ و مؤمناناند که بر خدا توكل مىكنند.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و هفتم، خداوند میخواهد که انسانها پاکیزه باشند؛ بنابراین پس از اینکه (در فراز پیشین) آنها را به خوراک پاکیزه دعوت میکند و از خوراک ناپاک بر حذر میدارد، به پاکیزگی و شستشوی ظاهر و رعایت بهداشت برای حفظ سلامت جسم و روح، برمیانگیزد؛ گویا پس از تامین پاکیزگی خوراک و جسم و روح، انسانها آماده عدالتورزی میشوند؛ پس آنان را به اقامه عدل دعوت میکند و از ظلم بر حذر میدارد و یادآوری میکند که به عدل خویش، آنان را از دست ستمگران نجات داد؛ پس آنان باید عدالتورزی کنند و نسبت به دیگران عادل باشند.
۱۲:۲۱
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری5 شهریور 1404فراز 88 قرآن حکیم: آیات 12 تا 19 سوره مائده (فراز 3 )
خداوند از بنى اسرائيل پيمان گرفت و از ميان آنان دوازده نقيب برانگيختيم.؛ و خدا فرمود: من با شمایم؛ پس اگر نماز بخوانيد و زكات بدهيد و به پيامبران من ايمان بياوريد و ياريشان كنيد و به خدا قرض الحسنه بدهيد، بديهايتان را مىزدايم و شما را به بهشتهايى داخل مىكنم كه در آن نهرها روان باشد؛ و هر كس از شما كه از آن پس كافر شود، به بیراهه میرود.
و چون پيمان خویش شکستند، از رحمت دورشان کردیم (لعنتشان كرديم) و دلهايشان را سخت گردانيديم؛ كلمات را از معنى بایستهاش منحرف مىسازند و از آن پند كه به ايشان داده شده بود، بهرۀ خويش به فراموشی سپردند؛ و همواره از خیانتی تازه در كارهاى آنان آگاه مىشوى؛ جز اندکی از آنان! پس (با این همه) عفوشان كن و از گناهشان درگذر؛ همانا خداوند نيكوكاران را دوست دارد.و از كسانى كه گفتند كه ما یاران خداوندیم (نصرانى هستيم) پيمان گرفتيم؛ پس (آنان نیز) قسمتى از اندرزهايى را كه به آنها داده بوديم، فراموش كردند؛ پس ميان آنها تا روز قيامت، كينه و دشمنى افكنديم؛ به زودى خدا آنان را از كارهايى كه مىكنند، آگاه خواهد ساخت.اى اهل كتاب، پيامبر ما نزد شما آمد، تا بسيارى از كتاب خدا را كه در پنهان کردنش، کوشیدهايد، برايتان بيان كند؛ و از بسيارى درگذرد؛ و از جانب خدا نورى و كتابى صريح و آشكار (که میدرخشد)، بر شما نازل شده است.تا خدا بدان، هر كس را كه در پى خشنودى اوست، به راههاى سلامت هدايت كند؛ و به فرمان خود از تاريكى به روشناييشان ببرد و آنان را به راه راست هدايت كند.آنان كه گفتند كه خداوند، همان مسيح پسر مريم است! كافر شدند؛ بگوى: چه كسى مىتواند عذاب خدا را دفع كند، اگر اراده كند که مسيح پسر مريم و مادرش و همۀ اهل زمين را به هلاكت رساند؟ پس از آنِ خداست فرمانروايى آسمانها و زمين و هر چه ما بين آنهاست؛ آنچه مىخواهد مىآفريند و بر هر چيز تواناست.
يهوديان و مسيحيان گفتند كه ما فرزندان و دوستان خدا هستيم! بگوى: پس چرا شما را به پاداش گناهانتان عذاب مىكند؟ بلكه شما انسانهايى از جملۀ آفريدگان اویید. هر كس را كه بخواهد، مىآمرزد و هر كس را كه بخواهد، عذاب مىكند؛ و از آن خداست، فرمانروایی آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست؛ و بازگشت همه به اوست.
اى اهل كتاب، فرستادۀ ما در دورانى كه پيامبرانى نبودند، مبعوث شد، تا حق را بر شما آشكار كند؛ و نگوييد كه مژدهدهنده و بيمدهندهاى بر ما مبعوث نشده است؛ اينك آن مژدهدهنده و بيمدهنده آمده است؛ و خدا بر هر چيز تواناست.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد وهشتم، خداوند راه هرگونه بهانه جویی را در برابر یهودیان و مسیحیان (و هر مدعی دیگر) بسته است؛ و آنان را با در نظرگرفتن ادعاها و خواستههایی که داشتند و پرسشهایی که مطرح میکردند، به گونهای هدایت کرده است که هیچ بهانهای در برابر پذیرش حق و گذر از باطل نداشته باشند؛ خداوند از آنها خواسته است که بر اساس فطرت پاکیزهای که هر انسانی بدان دسترسی دارد، از جنایت بپرهیزند و به عمل صالح روی آورند و هیچ چیز دیگری از آنان نخواسته است؛ پس هیچ توجیهی برای گمراهی به سوی خداپنداری این و آن و کژ باورهای سخیف خود، ندارند؛ این امر درباره همه مخلوقات خداوند صادق است؛ او با الهام بر فطرت آدمیان و استدلال بر منطق دین، هر استدلالی را برای فرار از عمل صالح، باطل ساخته است و هیچ کس هیچ حجتی برای دفاع از اعمال ناشایست نخواهد داشت.
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
خداوند از بنى اسرائيل پيمان گرفت و از ميان آنان دوازده نقيب برانگيختيم.؛ و خدا فرمود: من با شمایم؛ پس اگر نماز بخوانيد و زكات بدهيد و به پيامبران من ايمان بياوريد و ياريشان كنيد و به خدا قرض الحسنه بدهيد، بديهايتان را مىزدايم و شما را به بهشتهايى داخل مىكنم كه در آن نهرها روان باشد؛ و هر كس از شما كه از آن پس كافر شود، به بیراهه میرود.
و چون پيمان خویش شکستند، از رحمت دورشان کردیم (لعنتشان كرديم) و دلهايشان را سخت گردانيديم؛ كلمات را از معنى بایستهاش منحرف مىسازند و از آن پند كه به ايشان داده شده بود، بهرۀ خويش به فراموشی سپردند؛ و همواره از خیانتی تازه در كارهاى آنان آگاه مىشوى؛ جز اندکی از آنان! پس (با این همه) عفوشان كن و از گناهشان درگذر؛ همانا خداوند نيكوكاران را دوست دارد.و از كسانى كه گفتند كه ما یاران خداوندیم (نصرانى هستيم) پيمان گرفتيم؛ پس (آنان نیز) قسمتى از اندرزهايى را كه به آنها داده بوديم، فراموش كردند؛ پس ميان آنها تا روز قيامت، كينه و دشمنى افكنديم؛ به زودى خدا آنان را از كارهايى كه مىكنند، آگاه خواهد ساخت.اى اهل كتاب، پيامبر ما نزد شما آمد، تا بسيارى از كتاب خدا را كه در پنهان کردنش، کوشیدهايد، برايتان بيان كند؛ و از بسيارى درگذرد؛ و از جانب خدا نورى و كتابى صريح و آشكار (که میدرخشد)، بر شما نازل شده است.تا خدا بدان، هر كس را كه در پى خشنودى اوست، به راههاى سلامت هدايت كند؛ و به فرمان خود از تاريكى به روشناييشان ببرد و آنان را به راه راست هدايت كند.آنان كه گفتند كه خداوند، همان مسيح پسر مريم است! كافر شدند؛ بگوى: چه كسى مىتواند عذاب خدا را دفع كند، اگر اراده كند که مسيح پسر مريم و مادرش و همۀ اهل زمين را به هلاكت رساند؟ پس از آنِ خداست فرمانروايى آسمانها و زمين و هر چه ما بين آنهاست؛ آنچه مىخواهد مىآفريند و بر هر چيز تواناست.
يهوديان و مسيحيان گفتند كه ما فرزندان و دوستان خدا هستيم! بگوى: پس چرا شما را به پاداش گناهانتان عذاب مىكند؟ بلكه شما انسانهايى از جملۀ آفريدگان اویید. هر كس را كه بخواهد، مىآمرزد و هر كس را كه بخواهد، عذاب مىكند؛ و از آن خداست، فرمانروایی آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست؛ و بازگشت همه به اوست.
اى اهل كتاب، فرستادۀ ما در دورانى كه پيامبرانى نبودند، مبعوث شد، تا حق را بر شما آشكار كند؛ و نگوييد كه مژدهدهنده و بيمدهندهاى بر ما مبعوث نشده است؛ اينك آن مژدهدهنده و بيمدهنده آمده است؛ و خدا بر هر چيز تواناست.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد وهشتم، خداوند راه هرگونه بهانه جویی را در برابر یهودیان و مسیحیان (و هر مدعی دیگر) بسته است؛ و آنان را با در نظرگرفتن ادعاها و خواستههایی که داشتند و پرسشهایی که مطرح میکردند، به گونهای هدایت کرده است که هیچ بهانهای در برابر پذیرش حق و گذر از باطل نداشته باشند؛ خداوند از آنها خواسته است که بر اساس فطرت پاکیزهای که هر انسانی بدان دسترسی دارد، از جنایت بپرهیزند و به عمل صالح روی آورند و هیچ چیز دیگری از آنان نخواسته است؛ پس هیچ توجیهی برای گمراهی به سوی خداپنداری این و آن و کژ باورهای سخیف خود، ندارند؛ این امر درباره همه مخلوقات خداوند صادق است؛ او با الهام بر فطرت آدمیان و استدلال بر منطق دین، هر استدلالی را برای فرار از عمل صالح، باطل ساخته است و هیچ کس هیچ حجتی برای دفاع از اعمال ناشایست نخواهد داشت.
۱۲:۲۳
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری7 شهریور 1404فراز 90 قرآن حکیم: آیات 27 تا 34 سوره مائده (فراز 5 )
و داستان راستين دو پسر آدم را برايشان بخوان؛ آنگاه كه قربانیای كردند؛ از یکی از آنها پذيرفته شد و از دیگری پذيرفته نشد. گفت: تو را مىكشم. گفت: همانا خداوند (فقط) از پرهيزگاران مىپذيرد (27). اگر تو بر من دست گشايی و مرا بکشی، من بر تو دست نخواهم گشود كه تو را بكشم؛ (زیرا) من از خداوند، پروردگار جهانيان، مىترسم (28).مىخواهم كه هم گناه مرا به گردن گیری و هم گناه خود را تا از دوزخيان گردى كه اين است پاداش ستمکاران (29). نفسش او را به كشتن برادرش ترغيب كرد؛ و او را كشت؛ و از زيانكاران گرديد (30). خدا کلاغی را برانگیخت تا زمين را بکاود و به او بياموزد كه چگونه جسد برادر خود پنهان سازد؛ گفت: واى بر من، نتوانم همانند اين كلاغ باشم و پيكر برادرم را دفن كنم؛ و در زمرۀ پشيمانان درآمد (31).از اين رو بر بنى اسرائيل مقرر داشتيم كه هر که ديگری را نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين، به کشتن دهد، پس چنان است كه همۀ مردم را كشته باشد؛ و هر كس كه به او حيات بخشد، چون كسى است كه همۀ مردم را حيات بخشيده باشد؛ و بی تردید، پيامبران ما همراه با دلايل روشن بر آنها مبعوث شدند، باز هم بسيارى از آنها، هم چنان بر روى زمين، از اسرافکاراناند (32). همانا جزاى كسانى كه بر علیه خدا و پیامبرش میجنگند و در زمين به فساد مىكوشند، آن است كه كشته شوند، يا بر دار گردند يا دستها و پاهايشان يكى از چپ و يكى از راست بريده شود يا از سرزمين خود تبعيد شوند؛ اينها رسوایی آنها در اين جهان است و در آخرت نيز به عذابى بزرگ گرفتار آيند (33). مگر كسانى كه پيش از آنكه شما بر آنها دست يابيد، توبه كنند؛ پس بدانيد كه خداوند، آمرزنده و مهربان است (34).
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز نودم، اگر کسی نمیتواند به رضایت پروردگار دست یابد، فقط باید خود را سرزنش کند و پرواداری پیشه کند تا رضایت پروردگار را حاصل نماید. مردود شدن در پیشگاه پروردگار، حاصل عمل خود انسان است و حق ندارد دیگری را بدان سبب سرزنش نماید.انسان،موجودی عاجز و ناتوان است و حتی قادر نیست تا آثار سوء عمل خویش را مهار کند.قتل و کشتار در پیشگاه خداوند، عملی بس نکوهیده است؛ تا حدی که فقط کشتن یک نفر، با کشتار همه انسانها برابری میکند؛ پس برای کسی که با ظلم و ستمگری، به کشتار آدمیان میپردازد، هیچ راه نجاتی نیست، مگر آنکه پیش از دستگیری، به راستی توبه کند.جامعه باید دست آدمیان را از یکدیگر کوتاه نماید و امنیتی برقرار کند که مقدمه تعالی جامعه انسانی است.
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
و داستان راستين دو پسر آدم را برايشان بخوان؛ آنگاه كه قربانیای كردند؛ از یکی از آنها پذيرفته شد و از دیگری پذيرفته نشد. گفت: تو را مىكشم. گفت: همانا خداوند (فقط) از پرهيزگاران مىپذيرد (27). اگر تو بر من دست گشايی و مرا بکشی، من بر تو دست نخواهم گشود كه تو را بكشم؛ (زیرا) من از خداوند، پروردگار جهانيان، مىترسم (28).مىخواهم كه هم گناه مرا به گردن گیری و هم گناه خود را تا از دوزخيان گردى كه اين است پاداش ستمکاران (29). نفسش او را به كشتن برادرش ترغيب كرد؛ و او را كشت؛ و از زيانكاران گرديد (30). خدا کلاغی را برانگیخت تا زمين را بکاود و به او بياموزد كه چگونه جسد برادر خود پنهان سازد؛ گفت: واى بر من، نتوانم همانند اين كلاغ باشم و پيكر برادرم را دفن كنم؛ و در زمرۀ پشيمانان درآمد (31).از اين رو بر بنى اسرائيل مقرر داشتيم كه هر که ديگری را نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين، به کشتن دهد، پس چنان است كه همۀ مردم را كشته باشد؛ و هر كس كه به او حيات بخشد، چون كسى است كه همۀ مردم را حيات بخشيده باشد؛ و بی تردید، پيامبران ما همراه با دلايل روشن بر آنها مبعوث شدند، باز هم بسيارى از آنها، هم چنان بر روى زمين، از اسرافکاراناند (32). همانا جزاى كسانى كه بر علیه خدا و پیامبرش میجنگند و در زمين به فساد مىكوشند، آن است كه كشته شوند، يا بر دار گردند يا دستها و پاهايشان يكى از چپ و يكى از راست بريده شود يا از سرزمين خود تبعيد شوند؛ اينها رسوایی آنها در اين جهان است و در آخرت نيز به عذابى بزرگ گرفتار آيند (33). مگر كسانى كه پيش از آنكه شما بر آنها دست يابيد، توبه كنند؛ پس بدانيد كه خداوند، آمرزنده و مهربان است (34).
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز نودم، اگر کسی نمیتواند به رضایت پروردگار دست یابد، فقط باید خود را سرزنش کند و پرواداری پیشه کند تا رضایت پروردگار را حاصل نماید. مردود شدن در پیشگاه پروردگار، حاصل عمل خود انسان است و حق ندارد دیگری را بدان سبب سرزنش نماید.انسان،موجودی عاجز و ناتوان است و حتی قادر نیست تا آثار سوء عمل خویش را مهار کند.قتل و کشتار در پیشگاه خداوند، عملی بس نکوهیده است؛ تا حدی که فقط کشتن یک نفر، با کشتار همه انسانها برابری میکند؛ پس برای کسی که با ظلم و ستمگری، به کشتار آدمیان میپردازد، هیچ راه نجاتی نیست، مگر آنکه پیش از دستگیری، به راستی توبه کند.جامعه باید دست آدمیان را از یکدیگر کوتاه نماید و امنیتی برقرار کند که مقدمه تعالی جامعه انسانی است.
۹:۰۸
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری17 شهریور 1404فراز 89 قرآن حکیم: آیات 20 تا 26 سوره مائده (فراز 4 )
و موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، نعمتى را كه خدا بر شما ارزانى داشته است ياد كنيد؛ هنگامی كه از ميان شما پيامبران پديد آورد و شما را مالک (پادشاه) گردانيد و به شما چيزهايى عنايت كرد كه به هيچ يك از مردم جهان عطا نكرده است.اى قوم من، به زمين مقدسى كه خدا برايتان مقرر كرده است، داخل شويد و به واپس مگرائید كه زيانديده باز مىگرديد.گفتند: اى موسى، در آنجا مردمى جبارند و ما به آن سرزمين درنياييم تا آن گاه كه آن جباران بيرون شوند. اگر آنان از آن سرزمين بيرون روند، بدان داخل میشويم.دو مرد از آنان كه پرهيزگارى پيشه داشتند و خدا نعمتشان عطا كرده بود گفتند: از اين دروازه بر آنان داخل شويد؛ و چون به شهر درآمديد، شما پيروز خواهيد شد؛ و بر خدا توكل كنيد، اگر از مؤمناناید!گفتند: اى موسى، مادامیكه جباران در آنجايند، هرگز بدان شهر داخل نخواهيم شد؛ ما اينجا مىنشينيم، تو و پروردگارت برويد و نبرد كنيد!گفت: اى پروردگار من، من فقط مالك نفس خويش و برادرم هستم؛ميان من و اين مردم گنهپیشه (نافرمان) جدايى بينداز.خداوند فرمود: از این پس، ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال برایشان حرام شد و در آن بيابان سرگردان خواهند ماند؛ پس براى اين گنهپیشگان (نافرمانان) اندوهگين مباش.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و نهم، سنت پروردگار متعال چنان است که هرگاه قومی از جهاد سر باز زند و راحتطلبی و تنآسانی پیشه سازد، دچار سرگردانی و بیخانمانی میشود.راحت طلبان، از طریق نافرمانی، راحتی و آسایش خویش را میجویند و عجیب آنکه همان را از دست میدهند. این سرگردانی حق آنان و نتیجه عمل آنان است و نباید برایشان، غمگین شد!
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
و موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، نعمتى را كه خدا بر شما ارزانى داشته است ياد كنيد؛ هنگامی كه از ميان شما پيامبران پديد آورد و شما را مالک (پادشاه) گردانيد و به شما چيزهايى عنايت كرد كه به هيچ يك از مردم جهان عطا نكرده است.اى قوم من، به زمين مقدسى كه خدا برايتان مقرر كرده است، داخل شويد و به واپس مگرائید كه زيانديده باز مىگرديد.گفتند: اى موسى، در آنجا مردمى جبارند و ما به آن سرزمين درنياييم تا آن گاه كه آن جباران بيرون شوند. اگر آنان از آن سرزمين بيرون روند، بدان داخل میشويم.دو مرد از آنان كه پرهيزگارى پيشه داشتند و خدا نعمتشان عطا كرده بود گفتند: از اين دروازه بر آنان داخل شويد؛ و چون به شهر درآمديد، شما پيروز خواهيد شد؛ و بر خدا توكل كنيد، اگر از مؤمناناید!گفتند: اى موسى، مادامیكه جباران در آنجايند، هرگز بدان شهر داخل نخواهيم شد؛ ما اينجا مىنشينيم، تو و پروردگارت برويد و نبرد كنيد!گفت: اى پروردگار من، من فقط مالك نفس خويش و برادرم هستم؛ميان من و اين مردم گنهپیشه (نافرمان) جدايى بينداز.خداوند فرمود: از این پس، ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال برایشان حرام شد و در آن بيابان سرگردان خواهند ماند؛ پس براى اين گنهپیشگان (نافرمانان) اندوهگين مباش.
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز هشتاد و نهم، سنت پروردگار متعال چنان است که هرگاه قومی از جهاد سر باز زند و راحتطلبی و تنآسانی پیشه سازد، دچار سرگردانی و بیخانمانی میشود.راحت طلبان، از طریق نافرمانی، راحتی و آسایش خویش را میجویند و عجیب آنکه همان را از دست میدهند. این سرگردانی حق آنان و نتیجه عمل آنان است و نباید برایشان، غمگین شد!
۹:۰۹
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری24 شهریور 1404فراز 91 قرآن حکیم: آیات 35 تا 43 سوره مائده (فراز 6 )
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد و وسيلهاى براى تقرّب به خدا انتخاب كنيد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.35همانا كسانى كه كافر شدند، اگر آنچه روى زمين است و مثل آن (دو برابر ثروت زمین) از آن آنها باشد و آنها را براى نجات از مجازات روز قيامت بدهند، از آنان پذيرفته نخواهد شد و مجازات دردناكى خواهند داشت.36آنها پيوسته میخواهند از آتش [دوزخ] خارج شوند، ولى نمىتوانند خارج شوند و براى آنها مجازات پايدارى است.37دست مرد و زن دزد را به كيفر عملى كه انجام دادهاند، بهمنزله يك مجازات الهى، قطع كنيد و خداوند توانا و حكيم است.38اما آن كس كه پس از ستم كردن، توبه و جبران نمايد، پس خداوند توبه او را میپذيرد؛ همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.39آيا ندانستى كه خداوند مالك و حكمران آسمانها و زمين است، هركس را بخواهد [و شايسته ببيند] مجازات مىیكند و هركس را بخواهد [صلاح بداند] میبخشد و خداوند بر هر چيزى تواناست.40الا اى پيامبر! آنها كه با زبان میگويند ايمان آوردهايم و قلب آنها ايمان نياورده و در مسير كفر بر يكديگر پيشی مىگيرند، و کسانی از يهوديان که به سخنان تو گوش میدهند تا دستاويزی براى تكذيب تو بيابند، تو را اندوهگين نكنند؛ آنها جاسوساناند و برای کسانی که نزد تو نيامدهاند، شنود میکنند؛ و سخن خداوند را دگرگون میسازند، و میگويند: اگر شما را اين چنين گفت، بپذيريد وگرنه، از وى دورى گزينيد؛ و هر كس را كه خدا عذاب او بخواهد، تواش از قهر خدا رهايى نخواهى داد؛ اينان كسانىاند كه خدا نخواسته است كه دلهاي ایشان را پاك گرداند؛ آنان را در دنيا خوارى و در آخرت، عذابى بزرگ است. (41)گوشنهادگان بر دروغاند، خورندگان حراماند؛ پس اگر نزد تو آمدند، ميان آنها داوری (حکم) كن يا از ايشان رويگردان شو؛ و اگر رويگردان شوى، به تو هيچ زياني نرسانند؛ و اگر ميانشان حكم كنى، به انصاف حكم كن؛ زیرا خداوند انصافپيشگان را دوست دارد. (42)چگونه تو را داور قرار میدهند، در حالى كه تورات كه حاوى حكم خداست، در نزد آنهاست؟ سپس از حكم تو رويگردان میشوند و اينان، ايمان نياوردهاند. (43)
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز نود و یکم، داوری خداوند بر اساس عدل و داد خواهد بود و در آن هیچ گونه داد و ستد و مبادلهای که عدل و داد را به محاق ببرد، پذیرفتنی نیست؛
پس مومنان نیز باید حتی در میان کفار، به عدالت و انصاف، داوری و حکمرانی کنند. در واقع حکمران با ایمان، همواره باید بر مدار عدل و داد رفتار کند و حق ندارد حتی در برابر کفار و نفاقپیشگان، از حریم عدل و عدالت و انصاف خارج شود.
(با رجوع به ترجمه آیتی و آدینهوند)
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد و وسيلهاى براى تقرّب به خدا انتخاب كنيد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.35همانا كسانى كه كافر شدند، اگر آنچه روى زمين است و مثل آن (دو برابر ثروت زمین) از آن آنها باشد و آنها را براى نجات از مجازات روز قيامت بدهند، از آنان پذيرفته نخواهد شد و مجازات دردناكى خواهند داشت.36آنها پيوسته میخواهند از آتش [دوزخ] خارج شوند، ولى نمىتوانند خارج شوند و براى آنها مجازات پايدارى است.37دست مرد و زن دزد را به كيفر عملى كه انجام دادهاند، بهمنزله يك مجازات الهى، قطع كنيد و خداوند توانا و حكيم است.38اما آن كس كه پس از ستم كردن، توبه و جبران نمايد، پس خداوند توبه او را میپذيرد؛ همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.39آيا ندانستى كه خداوند مالك و حكمران آسمانها و زمين است، هركس را بخواهد [و شايسته ببيند] مجازات مىیكند و هركس را بخواهد [صلاح بداند] میبخشد و خداوند بر هر چيزى تواناست.40الا اى پيامبر! آنها كه با زبان میگويند ايمان آوردهايم و قلب آنها ايمان نياورده و در مسير كفر بر يكديگر پيشی مىگيرند، و کسانی از يهوديان که به سخنان تو گوش میدهند تا دستاويزی براى تكذيب تو بيابند، تو را اندوهگين نكنند؛ آنها جاسوساناند و برای کسانی که نزد تو نيامدهاند، شنود میکنند؛ و سخن خداوند را دگرگون میسازند، و میگويند: اگر شما را اين چنين گفت، بپذيريد وگرنه، از وى دورى گزينيد؛ و هر كس را كه خدا عذاب او بخواهد، تواش از قهر خدا رهايى نخواهى داد؛ اينان كسانىاند كه خدا نخواسته است كه دلهاي ایشان را پاك گرداند؛ آنان را در دنيا خوارى و در آخرت، عذابى بزرگ است. (41)گوشنهادگان بر دروغاند، خورندگان حراماند؛ پس اگر نزد تو آمدند، ميان آنها داوری (حکم) كن يا از ايشان رويگردان شو؛ و اگر رويگردان شوى، به تو هيچ زياني نرسانند؛ و اگر ميانشان حكم كنى، به انصاف حكم كن؛ زیرا خداوند انصافپيشگان را دوست دارد. (42)چگونه تو را داور قرار میدهند، در حالى كه تورات كه حاوى حكم خداست، در نزد آنهاست؟ سپس از حكم تو رويگردان میشوند و اينان، ايمان نياوردهاند. (43)
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز نود و یکم، داوری خداوند بر اساس عدل و داد خواهد بود و در آن هیچ گونه داد و ستد و مبادلهای که عدل و داد را به محاق ببرد، پذیرفتنی نیست؛
پس مومنان نیز باید حتی در میان کفار، به عدالت و انصاف، داوری و حکمرانی کنند. در واقع حکمران با ایمان، همواره باید بر مدار عدل و داد رفتار کند و حق ندارد حتی در برابر کفار و نفاقپیشگان، از حریم عدل و عدالت و انصاف خارج شود.
(با رجوع به ترجمه آیتی و آدینهوند)
۸:۲۳
بسم الله الرحمن الرحیمتدبر در قرآن حکیم شرح میزان با رویکرد تدبری25 شهریور 1404فراز 92 قرآن حکیم: آیات 44 تا 50 سوره مائده (فراز 7)
ما تورات را كه در آن هدايت و روشنايى است، فروفرستادیم تا پيامبرانى كه در برابر امر خدا تسليماند، بر پایه آن، برای يهوديان حكم كنند و نيز خداشناسان و دانشمندان (احبار) كه به حفظ كتاب خدا مأمورند و بر آن گواهى میدهند (بر پایه آن، برای يهوديان حكم كنند)؛ پس از مردم مترسيد، از من بترسيد! و آيات مرا به بهاى اندك مفروشيد؛ و هر كه بر وفق آياتى كه خدا نازل كرده است حكم نكند، همو كافر است. (44)و در تورات بر آنان مقرر داشتيم كه همانا نفس در برابر نفس؛ و چشم در برابر چشم؛ و بينى در برابر بينى؛ و گوش در برابر گوش؛ و دندان در برابر دندان؛ و هر زخمى را قصاصى است؛ و اگر كسى آن را ببخشد (و از قصاص صرفنظر كند) كفاره (گناهان) او محسوب میشود؛ و هر كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند، از ستمكاران است. (45)و از پى آنها عيسى پسر مريم را فرستاديم كه تصديقكننده توراتى بود كه پيش از او فرستاده بوديم؛ و انجيل را كه تصديقكننده تورات پيش از او بود، به او داديم كه در آن هدايت و اندرز براى پرهيزگاران بود. (46)و بايد كه اهل انجيل، بر وفق آنچه خدا در آن كتاب نازل كرده است، داورى كنند؛ زيرا هر كس به آنچه خدا نازل كرده است، داورى نكند، از گنهپیشگان است. (47)و اين كتاب (قرآن حکیم) را به حق بر تو نازل كرديم؛ تصديقكننده و با هیمنهای بر كتابهايى كه پيش از آن بودهاند؛ پس بر وفق آنچه خداوند بر تو نازل كرده است، در ميانشان حكم كن؛ و از پى خواهشهاشان مرو، تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است، واگذارى! براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم؛ و اگر خدا میخواست همه شما را يك امت میساخت؛ ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است، شما را آزمایش کند؛ پس در نیکیها بر يكديگر پيشى گيريد؛ همگى بازگشتتان به سوی خداست؛ تا از آنچه در آن اختلاف میكرديد آگاهتان سازد. (48)و در ميان آنها، بر وفق آنچه خدا نازل كرده است، حکمرانی (داوری) كن و از خواهشهای آنها پيروى مكن؛ و از ايشان بپرهيز كه مبادا فریبت دهند؛ تا از بعضى از چيزهايى كه خدا بر تو نازل كرده است، سرباز زنى؛ و اگر رويگردان شدند، پس آگاه باش كه خداوند میخواهد آنان را در برابر برخى گناهانشان، عقوبت كند؛ و همانا بسيارى از مردم نافرماناند. (49)آيا حكم جاهليت را میجويند؟ براى آن مردمى كه اهل يقيناند، چه حكمى از حكم خدا نیکوتر است؟ (50)
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز نود و دوم، حکمرانی و داوری در میان مردم باید بر اساس عدالت و رحمت و حکم خداوند باشد؛ هیچکس حق ندارد از حریم حکم خداوندی، فراتر رود و بدعتهای جاهلی خود یا بدعتهای جاهلی پیشینیان را مبنای داوری در میان مردم قرار دهد. صاحب حق و مظلوم، باید به حق خویش برسد و ستم ستمگر، باید جبران و عقوبت گردد؛ مگر اینکه صاحب حق و ستم دیده، خود از گناه متجاوزان به حق و ستمگران، بگذرد و آنان را ببخشاید که در این صورت، برای او فضیلت و مایه عزت و بخشش گناهان است.کتابهای خداوند و احکام آنها، به اقتضای شرایط هر قوم، در هر زمان ویژه (اینجا و اکنون یا آنجا و آنگاه)، برای آنان فرستاده شده است؛ پس باید در باره هر قوم ( در آنجاها و آنگاهها)، بر اساس کتاب ویژه ایشان در هر زمان و مکان معین، حکمرانی شود.
(با رجوع به ترجمه آیتی و آدینهوند و معادیخواه)
دانشکده حکمرانی-دانشگاه تهران
@quran_hokmrani
ما تورات را كه در آن هدايت و روشنايى است، فروفرستادیم تا پيامبرانى كه در برابر امر خدا تسليماند، بر پایه آن، برای يهوديان حكم كنند و نيز خداشناسان و دانشمندان (احبار) كه به حفظ كتاب خدا مأمورند و بر آن گواهى میدهند (بر پایه آن، برای يهوديان حكم كنند)؛ پس از مردم مترسيد، از من بترسيد! و آيات مرا به بهاى اندك مفروشيد؛ و هر كه بر وفق آياتى كه خدا نازل كرده است حكم نكند، همو كافر است. (44)و در تورات بر آنان مقرر داشتيم كه همانا نفس در برابر نفس؛ و چشم در برابر چشم؛ و بينى در برابر بينى؛ و گوش در برابر گوش؛ و دندان در برابر دندان؛ و هر زخمى را قصاصى است؛ و اگر كسى آن را ببخشد (و از قصاص صرفنظر كند) كفاره (گناهان) او محسوب میشود؛ و هر كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند، از ستمكاران است. (45)و از پى آنها عيسى پسر مريم را فرستاديم كه تصديقكننده توراتى بود كه پيش از او فرستاده بوديم؛ و انجيل را كه تصديقكننده تورات پيش از او بود، به او داديم كه در آن هدايت و اندرز براى پرهيزگاران بود. (46)و بايد كه اهل انجيل، بر وفق آنچه خدا در آن كتاب نازل كرده است، داورى كنند؛ زيرا هر كس به آنچه خدا نازل كرده است، داورى نكند، از گنهپیشگان است. (47)و اين كتاب (قرآن حکیم) را به حق بر تو نازل كرديم؛ تصديقكننده و با هیمنهای بر كتابهايى كه پيش از آن بودهاند؛ پس بر وفق آنچه خداوند بر تو نازل كرده است، در ميانشان حكم كن؛ و از پى خواهشهاشان مرو، تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است، واگذارى! براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم؛ و اگر خدا میخواست همه شما را يك امت میساخت؛ ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است، شما را آزمایش کند؛ پس در نیکیها بر يكديگر پيشى گيريد؛ همگى بازگشتتان به سوی خداست؛ تا از آنچه در آن اختلاف میكرديد آگاهتان سازد. (48)و در ميان آنها، بر وفق آنچه خدا نازل كرده است، حکمرانی (داوری) كن و از خواهشهای آنها پيروى مكن؛ و از ايشان بپرهيز كه مبادا فریبت دهند؛ تا از بعضى از چيزهايى كه خدا بر تو نازل كرده است، سرباز زنى؛ و اگر رويگردان شدند، پس آگاه باش كه خداوند میخواهد آنان را در برابر برخى گناهانشان، عقوبت كند؛ و همانا بسيارى از مردم نافرماناند. (49)آيا حكم جاهليت را میجويند؟ براى آن مردمى كه اهل يقيناند، چه حكمى از حكم خدا نیکوتر است؟ (50)
بر اساس مفاهیم محوری رکوع یا فراز نود و دوم، حکمرانی و داوری در میان مردم باید بر اساس عدالت و رحمت و حکم خداوند باشد؛ هیچکس حق ندارد از حریم حکم خداوندی، فراتر رود و بدعتهای جاهلی خود یا بدعتهای جاهلی پیشینیان را مبنای داوری در میان مردم قرار دهد. صاحب حق و مظلوم، باید به حق خویش برسد و ستم ستمگر، باید جبران و عقوبت گردد؛ مگر اینکه صاحب حق و ستم دیده، خود از گناه متجاوزان به حق و ستمگران، بگذرد و آنان را ببخشاید که در این صورت، برای او فضیلت و مایه عزت و بخشش گناهان است.کتابهای خداوند و احکام آنها، به اقتضای شرایط هر قوم، در هر زمان ویژه (اینجا و اکنون یا آنجا و آنگاه)، برای آنان فرستاده شده است؛ پس باید در باره هر قوم ( در آنجاها و آنگاهها)، بر اساس کتاب ویژه ایشان در هر زمان و مکان معین، حکمرانی شود.
(با رجوع به ترجمه آیتی و آدینهوند و معادیخواه)
۸:۲۳