الکی این لباس سبزها رو نپوشیدید...اول خودتان را آماده کنید یک شهید همت باشید، یک شهید خرازی باشید ....
ببینیدبخشی از صحبتهای شهید احمدکاظمی در جمع پاسداران انقلاب اسلامی@qurankhan1
۱۳:۴۹
@qurankhan1
۶:۱۵
به این تصاویر خوب دقت کنید
این سنگها، سنگ های پرتاپ شده توسط آشوبگران به طرف نیروهای حافظ امنیت در شب ۱۸دیماه بود.
خود شخص بنده این سنگ ها را از کف خیابان بعد پایان نبرد شهری ساعت ۱ نیمه شب جمع کرده ام.
به سنگ ها دقت کنید؛
دور سنگ ها چند لایه چسب نواری پیچیده شده؛
خوب که دقت میکنی، در زیر چسب ها کاغذی دیده میشود که روی آن نوشته هایی وجود دارد.
بنده چسب سنگها را باز کردم و کاغذ را هرچند به زحمت میشد دید؛، بررسی کردم؛
روی سنگها طلسم هزیمت (شکست) نوشته شده بود.
بعد هم روی سنگها و دستهای خودم سرکه ریختم و از منزل خارج کردم.
طلسم (پیام)؛ بوسیله امواج، با شبکه اِستارلینک (پیوند دهنده ستاره (داوود، پنج پر، پنتا) با زمین!)، پرتاب می شود به میدان جنگ (مغز)، برای تسخیر انسان!
همین ...!
@qurankhan1
۶:۱۷
تحلیل عالی و شنیدنی و بسیار مهم آقای یونس محمدی مجری برنامه مکث : ما در کدام جبهه هستیم؟!
@qurankhan1
@qurankhan1
۶:۴۵
سلام خداقوت
مسجد خسته، قهوهخانه بیدار
چند وقتی است برام خیلی سوال بود که چرا یهو اینقدر تعداد قهوه خانه ها و کافه ها زیاد شده؟؟!!
متوجه شدم:داستان، داستان انسان است. داستان، داستان نیاز جامعه است. داستان، داستان نیاز به گفتگوست. اگر به نیاز جامعه پاسخ ندهی جامعه راه خودش را پیدا می کند.
شهری که قهوهخانههایش تا سپیدهدم روشناند، اما مسجدهایش زودتر از غروب خاموش میشوند، روحش را آرام آرام به خواب میبرد. طالبزاده وقتی از ساعت کار مسجد گفت، از ساعت خوابِ ایمان سخن گفت؛ از جامعهای که ریتمِ حیات معنویاش مختل شده، جایی که چراغِ تفریح شبانهروزی است و چراغِ حق چندساعتی در روز میسوزد.
قهوهخانهها زندهاند چون مردم هنوز عطش گفتوگو دارند ؛ آنها به جمع نیاز دارند، حتی اگر در قالبِ دود و فنجان اما مسجد، که باید پناهِ دلهای ناآرام باشد، بدل شده به مکانِ ساکتِ مأموریتهای محدودهدار. ایمان، به جای زیستِ شبانهروز، در برنامهٔ «چهار ساعت حضور» خلاصه شده است. این همان است که طالبزاده آن را دردِ تمدنِ وارونه میدانست: جایی که شورِ ایمان در خود فرورفته و شوقِ سرگرمی بیدار مانده.
هیئتامنای خسته ، درها را زود میبندند شاید از تکرارِ سکوت ، شاید از ترسِ بیحوصلگیِ نسل جدید. امّا نسل جوان در خیابان و کافه به دنبال معناست ، نه فقط هیجان. اگر پناه نبیند، پناهِ نادرست میجوید. مسجد باید از چنبرهٔ تکلیف بیرون بیاید و به دعوت تبدیل شود جایی که گفتوگو، فرهنگ ، چای ساده و لبخند صادقانه جای نفسِ تازه را بدهد. ایمان اگر نتواند با مردم بنشیند، مردم از کنارش برمیخیزند.
مسجدِ امروز باید بیدار باشد ، نه فقط برای وضو ، بلکه برای حضور.باید تا نیمهشب نفس بکشد ، کتاب بخواند، بحث کند، دستِ جوان را بگیرد، و فضای خود را از قُدسِ ایستا به قدسِ جاری بدل سازد. در این نبردِ نرم، جبههٔ سرگرمی با همهٔ توان در میدان است و جبههٔ ایمان هنوز پشتِ درهای بسته مانده.
پیروزی از آن کسی است که بیشتر بیدار است، نه آنکه پرشعارتر
جامعهای زنده است اگر مسجدش شب را بشناسد ، اگر چراغِ ایمان تا سپیدهدم روشن باشد ، قهوهخانهها منفعل خواهند شد؛ اما تا وقتی دلهای مؤمن در چرخهٔ خستگیِ روزانه حرکت کنند، سرگرمیها جای سلوک را خواهند گرفت. طالبزاده با آن جملهٔ دردناک، آینهای پیشِ رویمان گذاشت: ایمان ، اگر در ساعتهای کوتاه خلاصه شود ، در روزهای بلند دیگران فرو میرود. مسجد باید بیدار شود، نه برای شمارشِ نمازها ، بلکه برای دوباره برافروختنِ حقیقت در دلِ مردمِ شبزنده.
چگونه هیئتامنای مسجد محلهمون رو جهادتبیین کنیم؟
https://ble.ir/qurankhan1
چند وقتی است برام خیلی سوال بود که چرا یهو اینقدر تعداد قهوه خانه ها و کافه ها زیاد شده؟؟!!
متوجه شدم:داستان، داستان انسان است. داستان، داستان نیاز جامعه است. داستان، داستان نیاز به گفتگوست. اگر به نیاز جامعه پاسخ ندهی جامعه راه خودش را پیدا می کند.
شهری که قهوهخانههایش تا سپیدهدم روشناند، اما مسجدهایش زودتر از غروب خاموش میشوند، روحش را آرام آرام به خواب میبرد. طالبزاده وقتی از ساعت کار مسجد گفت، از ساعت خوابِ ایمان سخن گفت؛ از جامعهای که ریتمِ حیات معنویاش مختل شده، جایی که چراغِ تفریح شبانهروزی است و چراغِ حق چندساعتی در روز میسوزد.
قهوهخانهها زندهاند چون مردم هنوز عطش گفتوگو دارند ؛ آنها به جمع نیاز دارند، حتی اگر در قالبِ دود و فنجان اما مسجد، که باید پناهِ دلهای ناآرام باشد، بدل شده به مکانِ ساکتِ مأموریتهای محدودهدار. ایمان، به جای زیستِ شبانهروز، در برنامهٔ «چهار ساعت حضور» خلاصه شده است. این همان است که طالبزاده آن را دردِ تمدنِ وارونه میدانست: جایی که شورِ ایمان در خود فرورفته و شوقِ سرگرمی بیدار مانده.
هیئتامنای خسته ، درها را زود میبندند شاید از تکرارِ سکوت ، شاید از ترسِ بیحوصلگیِ نسل جدید. امّا نسل جوان در خیابان و کافه به دنبال معناست ، نه فقط هیجان. اگر پناه نبیند، پناهِ نادرست میجوید. مسجد باید از چنبرهٔ تکلیف بیرون بیاید و به دعوت تبدیل شود جایی که گفتوگو، فرهنگ ، چای ساده و لبخند صادقانه جای نفسِ تازه را بدهد. ایمان اگر نتواند با مردم بنشیند، مردم از کنارش برمیخیزند.
مسجدِ امروز باید بیدار باشد ، نه فقط برای وضو ، بلکه برای حضور.باید تا نیمهشب نفس بکشد ، کتاب بخواند، بحث کند، دستِ جوان را بگیرد، و فضای خود را از قُدسِ ایستا به قدسِ جاری بدل سازد. در این نبردِ نرم، جبههٔ سرگرمی با همهٔ توان در میدان است و جبههٔ ایمان هنوز پشتِ درهای بسته مانده.
پیروزی از آن کسی است که بیشتر بیدار است، نه آنکه پرشعارتر
جامعهای زنده است اگر مسجدش شب را بشناسد ، اگر چراغِ ایمان تا سپیدهدم روشن باشد ، قهوهخانهها منفعل خواهند شد؛ اما تا وقتی دلهای مؤمن در چرخهٔ خستگیِ روزانه حرکت کنند، سرگرمیها جای سلوک را خواهند گرفت. طالبزاده با آن جملهٔ دردناک، آینهای پیشِ رویمان گذاشت: ایمان ، اگر در ساعتهای کوتاه خلاصه شود ، در روزهای بلند دیگران فرو میرود. مسجد باید بیدار شود، نه برای شمارشِ نمازها ، بلکه برای دوباره برافروختنِ حقیقت در دلِ مردمِ شبزنده.
چگونه هیئتامنای مسجد محلهمون رو جهادتبیین کنیم؟
https://ble.ir/qurankhan1
۱۷:۰۴
آمریکا با چه چیزی به ایران حمله میکند؟
مقامات آمریکا در روزهای اخیر بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کردهاند اما یک سوال این است که حمله آمریکا اگر قطعی باشد با چه چیزی بنا است انجام شود؟
آمریکا سالهاست تلاش میکند ایران را با «تصویر جنگ» بترساند؛ با ناو، تهدید نظامی، بحث تجزیه، ترور مقامات و انواع سناریوهای امنیتی. بهصورت مستمر فضای رسانهای را با اخبار تحرکات نظامیاش اشباع میکند تا ذهن جامعه ایران را آشفته و ناآرام نگه دارد.
در این میان، شبکههایی مثل اینترنشنال بدون وقفه و نفسگیر، مدام از «حمله قریبالوقوع» میگویند:ناو آمد، ناو ایستاد، ناو سوختگیری کرد، ناو آماده عملیات شد؛ هواپیما نشست، تجهیزات منتقل شد، تصاویر پرواز منتشر شد و حتی پا را فراتر گذاشته و از «لیست اهداف نهایی» صحبت میکنند.
اما بیایید یک لحظه فرض کنیم که واقعاً جنگی رخ دهد. همین چند ماه قبل، ایران در یک درگیری واقعی، اسرائیل را ـ با همه ادعاهایش ـ به عقبنشینی وادار کرد. حالا ناو آمریکایی در بهترین حالت چیست؟ نهایتاً معادل یک پادگان شناورِ مجهز. آیا واقعاً میخواهند کشوری مثل ایران را با یکی دو پادگان نظامی تهدید کنند؟
اسرائیل، با آن همه تجهیزات پیشرفته و با وجود داشتن سرزمین اشغالی در منطقه که امکان مانور زمینی محدود هم به آن میداد، نتوانست حتی دو هفته در برابر ضربات ایران دوام بیاورد. حالا یک ناو آمریکایی قرار است چه کار متفاوتی انجام دهد؟
چه تجهیزی روی این ناوها نصب شده که اسرائیل از آن برخوردار نبود؟
واقعیت این است که کافیست اولین موشک ایرانی، نشانی از خود روی بدنه یکی از این ناوها بگذارد؛ همان یک تصویر، آمریکاییها را دههها به عقب برمیگرداند. آمریکایی که سلطهاش بر جهان بیش از آنکه با جنگ واقعی باشد، با «تصویرسازی از قدرت» شکل گرفته، در صورت خدشهدار شدن این تصویر، ضربهای حیثیتی و جبرانناپذیر خواهد خورد.
یمن را به خاطر بیاورید. کاری که یمنیها با آمریکا کردند فراموش شده؟ ناو هواپیمابر «هری ترومن» چنان از منطقه عقبنشینی کرد که حتی یک تصویر شفاف برای اثبات سالم بودنش هم منتشر نشد.
بله، در هر جنگی ضربات متقابل اجتنابناپذیر است، اما باید واقعبین بود: جنگ با ایران برای آمریکا پرریسک، پرهزینه و با احتمال پایینِ دستیابی به نتیجه مطلوب است.
با این حال، تحرکات نظامی آمریکا و برخی ادعاهای ترامپ باعث شده تصور «شروع جنگ» در ذهن بخشی از جامعه شکل بگیرد. اینکه جنگ میشود یا نه، محل بحث است؛ اما آنچه روشن است این است که دلایل جدی و محکمی وجود دارد که آمریکا را از آغاز جنگ علیه ایران بازمیدارد.
نکته مهمتر اینجاست که نباید از پروژه اصلی آمریکا غافل شویم: پروژه «فرسودهسازی با ترس و خشم».
هدف اصلی، فروپاشی ذهنی است. آمریکا میخواهد ذهن ایرانی خسته شود؛ نگران، مضطرب، فرسوده و ناامید. هم نسبت به امنیت کشور دچار ترس شود و هم نسبت به آینده اقتصادی خود احساس بنبست کند. این وضعیت، گاهی حتی از خود جنگ خطرناکتر است.جنگ سخت برای آمریکا هزینه بالایی دارد، اما «استهلاک ذهنی» سریعتر، کمهزینهتر و بهمراتب پرسودتر است. حتی اگر احتمال جنگ را هم بدهیم، باید بدانیم پروژه فرسایش روانی، قطعی و در حال اجراست و دقیقاً همین پروژه است که باید خنثی شود.
راهکار اصلی، روایت واقعی میدان است؛ روایتی که نشان دهد آمریکا و اسرائیل پس از بیش از ۲۰ سال آمادهسازی برای تقابل با ایران، در یک نبرد ۱۲روزه شکست خوردند و خودشان درخواست آتشبس دادند.بعد از جنگ هم با فشار مضاعف بر معیشت مردم تلاش کردند شکاف میان مردم و نظام ایجاد کنند، اما باز هم مردم ـ با وجود مشکلات اقتصادی و ضعفهای داخلی ـ با درک شرایط و برای جلوگیری از تداوم ضربات دشمن، وارد میدان شدند و نتیجه چه شد؟ باز هم عقبنشینی آمریکا.
این واقعیتها باید گفته شود؛ شفاف، مستند و مداوم. چون نبرد امروز، پیش از آنکه نظامی باشد، نبرد روایتها و ذهنهاست.
https://ble.ir/qurankhan1
https://ble.ir/qurankhan1
۱۲:۵۳
[پسر چوپانی، عاشق دختر پادشاه بود.اما هیچ راهی برایرسیدن به او وجود نداشت.هر روز عاشق تر از قبل میشدتا اینکه بیمار شد. مادر جوان، در خانهی وزیر شاه کار میکرد و قضیه را به وزیر گفت. وزیر فکری کرد و گفت:به پسرت بگو به دروغ، مدتی بروددر فلان غار در کوه عبادت کند،تا من شاه را به حضورش بیاورم!وزیر رفت و در شهر پخش کرد که عابدی مستجابالدعوه،به فلان غار آمده است. خبر به گوش شاه رسید. اتفاقاً شاه فرزند پسر نداشت و برای بقای ملکش خواهان داشتن پسری بود.وزیر گفت: چنین شایعه شده که مستجاب الدعوهای وجود داردخب برویم و درخواستی بکنیم. وزیر، شاه را دقیقا به همان غار برد. وقتی به آنجا رسیدند، جوان مشغول عبادت بود. مدتی نشستند، اما او اعتنا نکرد!وزیر سرفهای کرد و علامتی داد که یعنی دیگر بس است. جوان اعتنا نکرد و به عبادت ادامه داد. چند بار اشاره کرد. جوان راه نداد و مجبور شدند برگردند.بعد از آن وزیر به تنهایی به غار برگشت و به جوان گفت: فلان فلان شده، من با بدبختیشاه را آوردم. آن وقت تو اصلاً اعتنا نکردی!جوان گفت: نه تو را میخواهم و نه شاه و نه دخترش را! مدتی به دروغ خدا را عبادت کردم خداوند شاه را به پایم انداخت. اگر با صداقت و راستی عبادتش میکردم چه میشد؟!](https://ble.ir/alaviaat/qurankhan1
۱۵:۲۰
@qurankhan1
۱۶:۱۲
بعضیایی که سر بریدن و آتیش زدن هیچ...
اما اونایی هم که حق داشتن اونا حق بقیه رو هم خراب کردن!!!
@qurankhan1
اما اونایی هم که حق داشتن اونا حق بقیه رو هم خراب کردن!!!
@qurankhan1
۱۷:۱۱
قرار بود تا روز قیامت اون تو بمونه اما گفت : هیچیش تقصیر تو نیست...اقرار کن ، اقرار نجاتت میده
@qurankhan1
@qurankhan1
۱۷:۵۵
بابت تصاویر این کلیپ عذر خواهی میکنم اما
ما داریم در برابر ارتشهایی مقاومت میکنیم که رهبرانشان، به شهادت اسناد درز کرده توسط خودشان، مشتی بچهبازِ متجاوزِ جنایتکارند.
️ آیا هیچگاه در طول تاریخ صحنه از این واضح تر بوده؟
️آیا انتخاب میان خیر و شر انقدر ساده بوده؟
@qurankhan1
ما داریم در برابر ارتشهایی مقاومت میکنیم که رهبرانشان، به شهادت اسناد درز کرده توسط خودشان، مشتی بچهبازِ متجاوزِ جنایتکارند.
@qurankhan1
۱۳:۰۱
[اگر گوشت را، چند روزیدر هوای آزاد قرار بدهند، میگندد؛و بوی بسیار بدی میگیرد؛اما اگر روی آتش برود،و تحمل کباب شدن را داشته باشد،بوی خوب آن، همه جا را پر میکند. _ انسان مانند گوشت است،و عشق مانند آتش!اگر انسان با عشق همنشین شودو "تحمل" آتشِ عشق را داشته باشد،بوی خوب او عالَم را فرا میگیردو اگر از عشق فاصله گرفت،خواهد گندید...
_آیتاللهحائریشیرازی| تمثیلات،ص۹۵
@qurankhan1
_آیتاللهحائریشیرازی| تمثیلات،ص۹۵
@qurankhan1
۱۷:۴۲
یک سوال از آقای شکوریراد و اونایی که میگن کار خودشونه!
آقای شکوریراد گفته کشتههای اغتشاشات اخیر کار خودِ نظام است. ایکاش دستگاه قضایی این ادعا را جدی میگرفت و از او میپرسید: طبق کدام سند؟ اما بگذریم. چون این ادعا زیاد در رسانه ها چرخید، چند استدلال ساده را مرور کنیم.
از اینجا شروع کنیم.
بسیار خب؛ فرض میکنیم ما کشتیم.پس این ۳۰۰ و خردهای شهید امنیت را چه کسی کشته است؟احتمالاً میگویند باز هم خود نظام؛ برای رد گمکنی.آخه کدام حکومت برای رد گمکنی، ستون امنیت خودش را قربانی میکند؛ خودزنی میکند.اما قبول. جلوتر برویم.
نظام کشت؛ اما چرا بعدش سلاخی کرد؟ چرا مثله؟ چرا آتش زد؟چه کسی بالای سر جنازهی سوختهی دادستان اصفهان رقص و شادی کرد؟احتمالاً میگویند اینها هم نمایش خودتان است.اما کسی که این را بگوید نمیفهمد سلاخی یعنی پیام؛ یعنی «بکشید، هزینه ندارد»، «بکشید، ترسی نیست».خب چرا باید نظام چنین پیامی به اغتشاشگران بدهد؟هیچ عقل امنیتی، خشونت را ساده نمی کند تا تکثیر شود. می کند؟ بازهم قبول. جلوتر برویم.
این فیلمها که طرف با اسلحه وسط خیابان تیراندازی میکند چیست؟احتمالاً میگویند نیروهای امنیتیاند؛ برای رد گمکنی.
خب پس چرا دستگیر شدند؟ چرا اعتراف کردند؟ چرا شبکهشان لو رفت؟شاید میگویند اعترافها هم نمایش است.بسیار خب؛ نمایش.
پس آنهایی که در عملیات پلیس کشته شدند چه؟مثلاً همین تروریستی که اخیراً به کلانتری تهرانپارس حمله کرد و در درگیری کشته شد. چرا کشته شد؟ مگر خودی نبود؟احتمالاً باز هم چشم میبندند.یعنی نظام، نیروی خودش را میکشد، به بعضی لباس تروریست میپوشاند، دوباره میکشد؛ واقعاً چطور رویتان میشود؟بگذریم. قبول. این هم نمایش.
این همه سلاح از کجا آمد؟ کجا رفت؟ خرج چه شد؟این هم هیچ؟
راستی اعتراف خودِ غربیها، اسرائیلیها و آمریکاییها چه؟بزرگترینشان ترامپ است که صراحتاً گفت از داخل جمعیت به نیروهای پلیس تیراندازی شده است. این هم بلوف است؟ باشد.
آنهایی که خودشان فیلم گرفتهاند و گفتهاند «کشتیم» چه؟منافقین مهمترینشان.جریان ضدانقلاب و گروههای تروریستی اصلاً نمیگویند کار حکومت بوده؛ میگویند کار خودمان است و حقمان هم بوده و باز هم میکشیم. میگویند نه فقط امروز؛ اگر قدرت بگیریم، تکتکتان را میکشیم.اینها هم کار نظام است؟ منافقین و پژاک هم همان جمهوری اسلامیاند؟
🟡 سؤال آخر:اگر جمهوری اسلامی اینقدر مافیایی و خونریز است، چرا کسی مثل شکوریراد را رها میکند تا بیاید و پروژه را لو بدهد؟آدم باید خیلی خبیث باشد که این همه فیلم، خبر، اعتراف، دستگیری و این میزان قربانی را ببیند و باز هم چشم ببندد و بگوید: کار خودشان است.
@qurankhan1
🟡 سؤال آخر:اگر جمهوری اسلامی اینقدر مافیایی و خونریز است، چرا کسی مثل شکوریراد را رها میکند تا بیاید و پروژه را لو بدهد؟آدم باید خیلی خبیث باشد که این همه فیلم، خبر، اعتراف، دستگیری و این میزان قربانی را ببیند و باز هم چشم ببندد و بگوید: کار خودشان است.
۱۸:۱۶