Ease in Quran-1.mp3
۰۵:۲۷-۵.۹ مگابایت
چند سال قبل یکی از دوستان عزیزم از من پرسید:
«کجای قرآن گفته که زندگی انسان باید آسون باشه؟»
نتیجهٔ این سؤال، تولد چند تا پادکست کوتاه شد که قسمت اولش رو به شما تقدیم میکنم.
محور این قسمت، آیه ۱۸۶ سوره بقره هست:
یُریدُ اللهُ بِکُم الیُسرَ وَ لا یُریدُ بِکُم العُسر
خدا همواره برای شما مؤمنان، آسانی میخواهد و هیچگاه برای شما سختی نمیخواهد#باور_توحیدی #آسانی_در_قرآن #کج_فهمی@quranrules
«کجای قرآن گفته که زندگی انسان باید آسون باشه؟»
نتیجهٔ این سؤال، تولد چند تا پادکست کوتاه شد که قسمت اولش رو به شما تقدیم میکنم.
محور این قسمت، آیه ۱۸۶ سوره بقره هست:
یُریدُ اللهُ بِکُم الیُسرَ وَ لا یُریدُ بِکُم العُسر
خدا همواره برای شما مؤمنان، آسانی میخواهد و هیچگاه برای شما سختی نمیخواهد#باور_توحیدی #آسانی_در_قرآن #کج_فهمی@quranrules
۹:۵۳
توی محلهٔ ما، روزی چند نوبت، وانتیها پشت بلندگو با یک صدای خاصی جار میزنند:
لوازم منزل، فرش و موکت، مبل و صندلی خریدارم…
با خودم فکر میکنم اینا دیگه چه خریدارهای پیگیری هستند
هر روز با سماجت، تمام کوچهها و خیابونها رو آروم و آهسته طی میکنن تا به همه یادآوری کنن که اگر چیزی برای فروش دارین، خریدارش اومده
اگر هم مثل من خواسته باشید چیزی رو بهشون بفروشین، حتماً دیدین که طوری قیمت میدن که تا ابد فکر فروختن به وانتی ها رو از سرتون بیرون میکنین.
اما یک خریدار دیگه هم هست که هیچوقت ما رو رها نمیکنه:
إنّ اللهَ اشتَریٰ مِنَ المُؤمنینَ أنفُسَهُم وَ أموالَهُم بِأنَّ لَهُمُ الجَنَّة (توبه ۱۱۱)
خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خرید، به بهای آنكه بهشت برای آنان باشد
انگار خدا هر لحظه داره به ما میگه:
آهای! تو که عمرت داره با نگرانیها میگذره،
آهای! تو که داری زندگیتو به دیگران میفروشی و ذلت میخری
آهای! تو که دیر یا زود، همهٔ اموالت رو برای دیگران میگذاری
بیا و با من معامله کن، سرمایهت رو ارزون نفروش اگه سرمایهت رو به کمتر از بهشت بفروشی، ضرر کردی
نگرانیهات رو بده، آرامش بگیر
غصههات رو بده، شادی بخر
خودم این زندگی رو بهت دادم، خودم هم به بالاترین قیمت ازت میخرم
خودت رو به من بفروش؛ توی دنیا و آخرت بهشت رو بهت میدم به جاش
واقعاً کی از خدا وفادارتره؟
وَ مَن أوفیٰ بِعَهدِهِ مِنَ الله؟ (توبه۱۱۱)
تو این معامله هیچکس ضرر نمیکنه. خدا مرز سود و زیان رو توی این معامله جابجا کرده
تواین معامله ما از جهنمِ اضطراب رها میشیم و میایم توی باغِ آرامش ؛ چه معاملهای بهتر از این؟
اما کیه که واقعاً پای قراردادش وایسه و هر لحظه عمرش رو بفروشه به خدا؟
کیه که همیشه یادش بمونه خدا داره ازش نگرانیها و غصههاشو میخره و اگه هنوز تو دلش چیزی از این غم و اضطراب رو نگه داشته یعنی با خدا معاملهٔ نصفه نیمه کرده؟
چقدر درسته این کلام مولوی:
تو به قیمت، ورای دو جهانیچه کنم؟ قدر خود نمیدانی...مفروش، خویش ارزانکه تو بس گرانبهایی#تغییر_رفتار #باور_توحیدی #تقوا @quranrules
لوازم منزل، فرش و موکت، مبل و صندلی خریدارم…
با خودم فکر میکنم اینا دیگه چه خریدارهای پیگیری هستند
هر روز با سماجت، تمام کوچهها و خیابونها رو آروم و آهسته طی میکنن تا به همه یادآوری کنن که اگر چیزی برای فروش دارین، خریدارش اومده
اگر هم مثل من خواسته باشید چیزی رو بهشون بفروشین، حتماً دیدین که طوری قیمت میدن که تا ابد فکر فروختن به وانتی ها رو از سرتون بیرون میکنین.
اما یک خریدار دیگه هم هست که هیچوقت ما رو رها نمیکنه:
إنّ اللهَ اشتَریٰ مِنَ المُؤمنینَ أنفُسَهُم وَ أموالَهُم بِأنَّ لَهُمُ الجَنَّة (توبه ۱۱۱)
خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خرید، به بهای آنكه بهشت برای آنان باشد
انگار خدا هر لحظه داره به ما میگه:
آهای! تو که عمرت داره با نگرانیها میگذره،
آهای! تو که داری زندگیتو به دیگران میفروشی و ذلت میخری
آهای! تو که دیر یا زود، همهٔ اموالت رو برای دیگران میگذاری
بیا و با من معامله کن، سرمایهت رو ارزون نفروش اگه سرمایهت رو به کمتر از بهشت بفروشی، ضرر کردی
نگرانیهات رو بده، آرامش بگیر
غصههات رو بده، شادی بخر
خودم این زندگی رو بهت دادم، خودم هم به بالاترین قیمت ازت میخرم
خودت رو به من بفروش؛ توی دنیا و آخرت بهشت رو بهت میدم به جاش
واقعاً کی از خدا وفادارتره؟
وَ مَن أوفیٰ بِعَهدِهِ مِنَ الله؟ (توبه۱۱۱)
تو این معامله هیچکس ضرر نمیکنه. خدا مرز سود و زیان رو توی این معامله جابجا کرده
تواین معامله ما از جهنمِ اضطراب رها میشیم و میایم توی باغِ آرامش ؛ چه معاملهای بهتر از این؟
اما کیه که واقعاً پای قراردادش وایسه و هر لحظه عمرش رو بفروشه به خدا؟
کیه که همیشه یادش بمونه خدا داره ازش نگرانیها و غصههاشو میخره و اگه هنوز تو دلش چیزی از این غم و اضطراب رو نگه داشته یعنی با خدا معاملهٔ نصفه نیمه کرده؟
چقدر درسته این کلام مولوی:
تو به قیمت، ورای دو جهانیچه کنم؟ قدر خود نمیدانی...مفروش، خویش ارزانکه تو بس گرانبهایی#تغییر_رفتار #باور_توحیدی #تقوا @quranrules
۶:۳۶
یک روز قبل از آنکه پیامبر در غار حرا کلام خدایش را دریافت کند که: «بخوان»چه تصوری از روزهای آیندهاش داشت؟
وقتی در شعب ابیطالب در حالیکه عشق زندگیش را از دست داده و در محاصرهای تمام عیار گرفتار بود، در مورد روزهای آیندهاش چه فکر میکرد؟
وقتی تمام دنیای آشنایش را در دل شب به یکباره رها کرد و به سوی مدینه، شهری غریب، آیندهای نامعلوم پای در بیابانی خشک و سوزان گذاشت، در مورد روزهای آیندهاش چه تصوری داشت؟
وقتی در جنگ احد از کافران شکست خورد و با همراهانش به دامنهٔ کوه پناه برد در مورد روزهای آیندهاش چه فکر میکرد؟
حتی تصورش هم محال به نظر میرسید که به خاطرش برسد موریانهها عهدنامهای بزرگ را باطل کنند
یا کبوتری و عنکبوتی بشوند نگهبان جانش
یا اینکه در شهری غریب، بر سر خواستنش و میزبانی کردنش بین مردم دعوا باشد
یا ریاست شهری که او را نمیخواست و یکروز بیرونش انداخت، بدون قطرهای خونریزی تقدیمش کنند
خدا هیچوقت به پیامبرش درِ باغِ سبز نشان نداد
اما همان روزهای اول یک جمله در قلبش زمزمه کرد:
مطمئن باش؛ خدا آنقدر به تو میدهد که راضی میشوی (ضحی۵)
و پیامبر روی این مژدهٔ عظیمِ اربابش حساب میکرد
هزاران بار شاید این مژده را و این وعدهٔ امیدبخش را با خود تکرار میکرد تا یادش بماند
و ایمانش را با این یادآوری آبیاری میکرد
نمیدانست خدا قرار است به او چه بدهد، چه وقت بدهد، چگونه بدهد، چقدر بدهد
ولی میدانست که هیچکس خوش قول تر از خدا نیست.
عزیز من؛ اگر فکر میکنی این مژده فقط برای پیامبر بوده دوباره فکر کن
اگر این یک قراردادِ دونفره و خصوصی بود، خدا آنرا در قرآن نمیآورد.
بدان که خدا به هر کدام از ما این وعده را داده و هیچکس خوش قول تر از ربالعالمین نیست.
بیا هر روز این قول و قرار را تکرار کنیم،
امیدوار بمانیم و تعهد خودمان را انجام دهیم و مطمئن باشیم که خدا هرگز دیر نمیکند.#دل_نوشته #کنترل_ذهن #تقوا @quranrules
وقتی در شعب ابیطالب در حالیکه عشق زندگیش را از دست داده و در محاصرهای تمام عیار گرفتار بود، در مورد روزهای آیندهاش چه فکر میکرد؟
وقتی تمام دنیای آشنایش را در دل شب به یکباره رها کرد و به سوی مدینه، شهری غریب، آیندهای نامعلوم پای در بیابانی خشک و سوزان گذاشت، در مورد روزهای آیندهاش چه تصوری داشت؟
وقتی در جنگ احد از کافران شکست خورد و با همراهانش به دامنهٔ کوه پناه برد در مورد روزهای آیندهاش چه فکر میکرد؟
حتی تصورش هم محال به نظر میرسید که به خاطرش برسد موریانهها عهدنامهای بزرگ را باطل کنند
یا کبوتری و عنکبوتی بشوند نگهبان جانش
یا اینکه در شهری غریب، بر سر خواستنش و میزبانی کردنش بین مردم دعوا باشد
یا ریاست شهری که او را نمیخواست و یکروز بیرونش انداخت، بدون قطرهای خونریزی تقدیمش کنند
خدا هیچوقت به پیامبرش درِ باغِ سبز نشان نداد
اما همان روزهای اول یک جمله در قلبش زمزمه کرد:
مطمئن باش؛ خدا آنقدر به تو میدهد که راضی میشوی (ضحی۵)
و پیامبر روی این مژدهٔ عظیمِ اربابش حساب میکرد
هزاران بار شاید این مژده را و این وعدهٔ امیدبخش را با خود تکرار میکرد تا یادش بماند
و ایمانش را با این یادآوری آبیاری میکرد
نمیدانست خدا قرار است به او چه بدهد، چه وقت بدهد، چگونه بدهد، چقدر بدهد
ولی میدانست که هیچکس خوش قول تر از خدا نیست.
عزیز من؛ اگر فکر میکنی این مژده فقط برای پیامبر بوده دوباره فکر کن
اگر این یک قراردادِ دونفره و خصوصی بود، خدا آنرا در قرآن نمیآورد.
بدان که خدا به هر کدام از ما این وعده را داده و هیچکس خوش قول تر از ربالعالمین نیست.
بیا هر روز این قول و قرار را تکرار کنیم،
امیدوار بمانیم و تعهد خودمان را انجام دهیم و مطمئن باشیم که خدا هرگز دیر نمیکند.#دل_نوشته #کنترل_ذهن #تقوا @quranrules
۵:۵۷
در آیهٔ ۱۷۲ سورهٔ اعراف خداوند به پیمانی عجیب اشاره میکند که با یکایکِ انسانها بسته و همه را برای این پیمانِ مهم «گواه» گرفته است :
وَ إذ أخَذَ رَبُّکَ مِن بَنی آدَمَ مِن ظُهورِهِم ذُرِّیَّـتَهُم وَ أشهَدَهُم عَلیٰ أنفُسِهِم:
ألَسـتُ بِرَبِّکُـم؟ قالوا بَلیٰ، شَـهِدنا
أن تَقُولوا یَومَ القیامَةِ إنّا کُـنّا عَن هٰذا غافِلین
آنهنگام که اربابِ تو از فرزندان آدم و نسلِ پشتِ آنها گرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت که:
«آیا من ارباب شما نیستم؟ گفتند: آری؛ گواهی دادیم»
تا در زمان قیامت نگویید که از این بیخبر بودیم.
من و تو هر روز و هر لحظه با افکار و رفتارمان به این پرسشِ مهم، پاسخِ مثبت یا منفی میدهیم:
آن زمانی که رسیدن به خواستههایمان را؛ محال میبینیم و ناامید میشویم،
آن لحظههایی که به هر دلیلی نگرانی و اضطراب را به عمقِ وجودمان راه میدهیم،
آن وقتهایی که روی «قدرتهایی پایینتر از اربابمان» حساب میکنیم و به هر کسی بهجز خدا تکیه میکنیم،
آن موقع که در حسرتِ فرصتی از دست رفته غصه میخوریم
و امیدمان را به آینده کمرنگ میکنیم،
وقتی که خود را گناهکار میبینیم
وقتی خود را لایقِ رحمتِ خدا نمیدانیم
در حقیقت، به عهدی که با خدا بستهایم «نـه» میگوییم.
اما آن لحظاتی که قلبمان را از احساسِ امید و آرامش پُر میکنیم،
آن زمانِ مقدّسی که به تمامِ اضطرابهایمان چیره میشویم و در دل، قدرتِ خدا را از تمامِ قدرتهای جهان بالاتر قرار میدهیم و قلب را با یادش«*آرام*» میکنیم،
وقتی که فقط و فقط رویِ خـدا حساب میکنیم و نورِ امید، دلمان را روشن میکند،
آنگاه که ضعفهایمان را میپذیریم و به بخشش خطاهایمان از طرف خدا یقین میکنیم و خود به او میسپاریم
به سؤالِ اربابمان «*بلـه*» گفتهایم.
بیا و با خودت پیمان ببند که در برابرِ تمامِ نگرانیها صدای خدا را با قلبت بشنوی که:
آیا من ارباب تو نیستم؟
#احساس_خوب #تغییر_رفتار #تقوا @quranrules
وَ إذ أخَذَ رَبُّکَ مِن بَنی آدَمَ مِن ظُهورِهِم ذُرِّیَّـتَهُم وَ أشهَدَهُم عَلیٰ أنفُسِهِم:
ألَسـتُ بِرَبِّکُـم؟ قالوا بَلیٰ، شَـهِدنا
أن تَقُولوا یَومَ القیامَةِ إنّا کُـنّا عَن هٰذا غافِلین
آنهنگام که اربابِ تو از فرزندان آدم و نسلِ پشتِ آنها گرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت که:
«آیا من ارباب شما نیستم؟ گفتند: آری؛ گواهی دادیم»
تا در زمان قیامت نگویید که از این بیخبر بودیم.
من و تو هر روز و هر لحظه با افکار و رفتارمان به این پرسشِ مهم، پاسخِ مثبت یا منفی میدهیم:
آن زمانی که رسیدن به خواستههایمان را؛ محال میبینیم و ناامید میشویم،
آن لحظههایی که به هر دلیلی نگرانی و اضطراب را به عمقِ وجودمان راه میدهیم،
آن وقتهایی که روی «قدرتهایی پایینتر از اربابمان» حساب میکنیم و به هر کسی بهجز خدا تکیه میکنیم،
آن موقع که در حسرتِ فرصتی از دست رفته غصه میخوریم
و امیدمان را به آینده کمرنگ میکنیم،
وقتی که خود را گناهکار میبینیم
وقتی خود را لایقِ رحمتِ خدا نمیدانیم
در حقیقت، به عهدی که با خدا بستهایم «نـه» میگوییم.
اما آن لحظاتی که قلبمان را از احساسِ امید و آرامش پُر میکنیم،
آن زمانِ مقدّسی که به تمامِ اضطرابهایمان چیره میشویم و در دل، قدرتِ خدا را از تمامِ قدرتهای جهان بالاتر قرار میدهیم و قلب را با یادش«*آرام*» میکنیم،
وقتی که فقط و فقط رویِ خـدا حساب میکنیم و نورِ امید، دلمان را روشن میکند،
آنگاه که ضعفهایمان را میپذیریم و به بخشش خطاهایمان از طرف خدا یقین میکنیم و خود به او میسپاریم
به سؤالِ اربابمان «*بلـه*» گفتهایم.
بیا و با خودت پیمان ببند که در برابرِ تمامِ نگرانیها صدای خدا را با قلبت بشنوی که:
آیا من ارباب تو نیستم؟
#احساس_خوب #تغییر_رفتار #تقوا @quranrules
۵:۵۹
بعضی وقتها ذوقِ لطیف یک انسان معمولی آنقدر آموزنده است که خدا آنرا برای همه تعریف میکند.
جملهای بسیار پر معنا از زبان لقمان در قرآن آمده است؛ که در گفتگویی پدر و پسری به زبان این بندهٔ خدا جاری شده:
ای پسر عزیزم؛ حقیقت این است که اگر ذرهای به سنگینی یک دانهٔ خردل، درون صخرهای یا در کهکشانها یا درون زمین باشد، خداوند آن را میآورد. البته که خدا همیشه دارای لطف و آگاه است (لقمان۱۶)
چند وقت پیش به اکتشافی علمی برخوردم که مرا به یاد این کلام لقمان انداخت.
دانشمندان فهمیدهاند که خاک جنگلهای آمازون به دلیل بارندگی فراوان و فرسایش مدام، بسیار ضعیف شده و برای اینکه بستر مناسبی برای رویش گیاهان باشد محتاج تقویت و کود و املاح است.
جریانی عظیم از باد و حرکت هوا وجود دارد که ذرات ریزی از خاک و غبار املاح را از صحرای بزرگ افریقا برمیدارد، از اقیانوس اطلس عبور میدهد و ۶۵۰۰ کیلومتر آنطرفتر بر روی جنگل آمازون خالی میکند.
همهٔ این ذرات ریز که به نرمی و سبکی بوسیلهٔ باد حرکت میکنند و آرام و بیصدا به مقصدشان میرسند، سالانه وزنشان به اندازهٔ بار ۱۰۵ هزار کامیون است، ۳۰ میلیون تن!
خدا برای نیازِ یک جنگل، از آن سر دنیا ذره ذره کمک میفرستد و با همین ذرهها کاری انجام میدهد که تمامِ توان بشر از انجامش ناتوان است.
از این به بعد وقتی چیزی از خدا خواستی، این گفتار لطیف لقمان را به یاد داشته باش.#دل_نوشته #قدرت_خدا #احساس_خوب @quranrules
جملهای بسیار پر معنا از زبان لقمان در قرآن آمده است؛ که در گفتگویی پدر و پسری به زبان این بندهٔ خدا جاری شده:
ای پسر عزیزم؛ حقیقت این است که اگر ذرهای به سنگینی یک دانهٔ خردل، درون صخرهای یا در کهکشانها یا درون زمین باشد، خداوند آن را میآورد. البته که خدا همیشه دارای لطف و آگاه است (لقمان۱۶)
چند وقت پیش به اکتشافی علمی برخوردم که مرا به یاد این کلام لقمان انداخت.
دانشمندان فهمیدهاند که خاک جنگلهای آمازون به دلیل بارندگی فراوان و فرسایش مدام، بسیار ضعیف شده و برای اینکه بستر مناسبی برای رویش گیاهان باشد محتاج تقویت و کود و املاح است.
جریانی عظیم از باد و حرکت هوا وجود دارد که ذرات ریزی از خاک و غبار املاح را از صحرای بزرگ افریقا برمیدارد، از اقیانوس اطلس عبور میدهد و ۶۵۰۰ کیلومتر آنطرفتر بر روی جنگل آمازون خالی میکند.
همهٔ این ذرات ریز که به نرمی و سبکی بوسیلهٔ باد حرکت میکنند و آرام و بیصدا به مقصدشان میرسند، سالانه وزنشان به اندازهٔ بار ۱۰۵ هزار کامیون است، ۳۰ میلیون تن!
خدا برای نیازِ یک جنگل، از آن سر دنیا ذره ذره کمک میفرستد و با همین ذرهها کاری انجام میدهد که تمامِ توان بشر از انجامش ناتوان است.
از این به بعد وقتی چیزی از خدا خواستی، این گفتار لطیف لقمان را به یاد داشته باش.#دل_نوشته #قدرت_خدا #احساس_خوب @quranrules
۲۱:۵۳
Ease in Quran-2.mp3
۰۸:۳۵-۱۲.۷۱ مگابایت
سؤال:«کجای قرآن گفته که زندگی انسان باید آسون باشه؟»
نتیجهٔ این سؤال، تولد چند تا پادکست کوتاه شد که دومین قسمتش رو به شما تقدیم میکنم.
محور این قسمت، آیات ۳۵ تا ۳۷ سوره آلعمران هست:
پس اربابش مریم را پذيرفت، پذيرفتنى نيكو و رويانيدش رويانيدنى خوب و زكريا را کفیل او کرد. هرگاه که زكريا به سراغش در محراب میرفت، نزدش روزى را مییافت؛ (زکریا) گفت اى مريم، اين روزی از کجاست؟ (مریم) گفت آن از نزد خداست. البته كه خدا هرکسی را که بخواهد، روزى بیشمار مىدهد#باور_توحیدی #آسانی_در_قرآن #کج_فهمی@quranrules
نتیجهٔ این سؤال، تولد چند تا پادکست کوتاه شد که دومین قسمتش رو به شما تقدیم میکنم.
محور این قسمت، آیات ۳۵ تا ۳۷ سوره آلعمران هست:
پس اربابش مریم را پذيرفت، پذيرفتنى نيكو و رويانيدش رويانيدنى خوب و زكريا را کفیل او کرد. هرگاه که زكريا به سراغش در محراب میرفت، نزدش روزى را مییافت؛ (زکریا) گفت اى مريم، اين روزی از کجاست؟ (مریم) گفت آن از نزد خداست. البته كه خدا هرکسی را که بخواهد، روزى بیشمار مىدهد#باور_توحیدی #آسانی_در_قرآن #کج_فهمی@quranrules
۸:۳۵
هر چیزی که تو را میترساند
هرچه تو را نگران میکند
هر آنچه تو را غمگین میسازد
فرقی نمیکند، هر چه که باشد
یک معنا بیشتر ندارد:
آن چیز در نگاه و باور تو از خدایت بزرگتر و قویتر است
انسانی که در اعماق قلبش، خدای خود را از همه چیز و همه کس بزرگتر باور کرده باشد میداند که
«هیچ پدیدهای آنقدر بزرگ نیست که تو از آن بترسی، نگرانش باشی یا بهخاطرش غصه بخوری»
ما یک وظیفه بیشتر نداریم:
اینکه در برابر هر هراس و نگرانی و غم واندوهی، خدایمان را بزرگتر و قدرتمندتر باور کنیم
و وظیفهٔ خدا هم همیشه این است که «کاملاً به اندازهٔ ایمان ما» به ما کمک کند و در دنیا و زندگی جاودان پس از آن ما را پیروز و خوشبخت نماید.
کانَ حَقّاً عَلَینا نَصرُ المُؤمنین (روم۴۷)
همواره وظیفه داریم که مؤمنین را یاری کنیم#قوانین #باور_توحیدی #تغییر_رفتار #تقوا #کنترل_ذهن @quranrules
هرچه تو را نگران میکند
هر آنچه تو را غمگین میسازد
فرقی نمیکند، هر چه که باشد
یک معنا بیشتر ندارد:
آن چیز در نگاه و باور تو از خدایت بزرگتر و قویتر است
انسانی که در اعماق قلبش، خدای خود را از همه چیز و همه کس بزرگتر باور کرده باشد میداند که
«هیچ پدیدهای آنقدر بزرگ نیست که تو از آن بترسی، نگرانش باشی یا بهخاطرش غصه بخوری»
ما یک وظیفه بیشتر نداریم:
اینکه در برابر هر هراس و نگرانی و غم واندوهی، خدایمان را بزرگتر و قدرتمندتر باور کنیم
و وظیفهٔ خدا هم همیشه این است که «کاملاً به اندازهٔ ایمان ما» به ما کمک کند و در دنیا و زندگی جاودان پس از آن ما را پیروز و خوشبخت نماید.
کانَ حَقّاً عَلَینا نَصرُ المُؤمنین (روم۴۷)
همواره وظیفه داریم که مؤمنین را یاری کنیم#قوانین #باور_توحیدی #تغییر_رفتار #تقوا #کنترل_ذهن @quranrules
۶:۰۵
همهٔ ما دیدهایم که اگر روی اشتباه نکردن متمرکز باشیم، دیر یا زود آن اشتباه از ما سر خواهد زد.
کودکی را تصور کنید که برای بارهای اول، لیوانی را از آب پر کرده و میخواهد برای پدربزرگش ببرد.
اگر دائماً به او گفته شود که: «حواست را جمع کن، مواظب باش نریزد، آرام راه برو، فرش را خیس نکنی و…» نتیجهٔ کار کاملاً مشخص است. آن کودک حتماً آب را خواهد ریخت؛ تنها به این دلیل که تمام توجهش به دلیل آن همه تأکید، روی «نریختن آب» متمرکز شده بود.
نتیجهٔ این رفتار با کودک، ایجاد احساس گناه، تخریب احساس توانمندی و اعتماد به نفس در او خواهد بود.
اما اگر به آن کودک با لحنی سازنده این موضوع القا شود که:
«آنچه که مهم است؛ این است که تو مهارت بیشتری در حرکات و راه رفتنِ هماهنگ پیدا کنی. پس تلاش کن که این آب را سالم به پدربزرگت برسانی. اگر هم آب ریخت، میتوانی آن را با دستمال جمع کنی و مهارت دیگری را هم بیاموزی»
در اینصورت نتیجهٔ کار بسیار عالیتر و دلخواهتر خواهد بود چرا که این بار، کودک احساس اعتماد به نفس و توانمندی میکند و بر «افزایش مهارتش برای بهتر شدن» متمرکز میشود.
سراسر قرآن هم بر محور «مدیریت و جهتدهی صحیحِ کانون توجه انسان» استوار است.
با مطالعهٔ آیاتی که به اشتباهات انسان پرداخته است متوجه میشویم که خداوند؛ همواره از لحنی سازنده در تمامی این آیات استفاده نموده و تلاش دارد تا به انسان بفهماند که:
«آنچه مهم است؛ این است که تو بزرگتر شوی، نورانیتر شوی، توحیدیتر شوی. پس تلاش کن تا در صراط مستقیم هر لحظه بهتر حرکت کنی. اگر هم به هر دلیل خطایی مرتکب شدی، مهم این است که در اولین فرصت پس از آنکه اشتباهت را فهمیدی از آن برای قدمهای بعدی درس بگیری و مسیرت را به سوی صراط مستقیم اصلاح نمایی و در رسیدن به احساس خوب، مهارت بیشتری پیدا کنی».
برای مطالعه کامل درباره رهایی از تله احساس گناه به این لینک مراجعه کنید.#احساس_خوب #احساس_لیاقت #تغییر_رفتار @quranrules
کودکی را تصور کنید که برای بارهای اول، لیوانی را از آب پر کرده و میخواهد برای پدربزرگش ببرد.
اگر دائماً به او گفته شود که: «حواست را جمع کن، مواظب باش نریزد، آرام راه برو، فرش را خیس نکنی و…» نتیجهٔ کار کاملاً مشخص است. آن کودک حتماً آب را خواهد ریخت؛ تنها به این دلیل که تمام توجهش به دلیل آن همه تأکید، روی «نریختن آب» متمرکز شده بود.
نتیجهٔ این رفتار با کودک، ایجاد احساس گناه، تخریب احساس توانمندی و اعتماد به نفس در او خواهد بود.
اما اگر به آن کودک با لحنی سازنده این موضوع القا شود که:
«آنچه که مهم است؛ این است که تو مهارت بیشتری در حرکات و راه رفتنِ هماهنگ پیدا کنی. پس تلاش کن که این آب را سالم به پدربزرگت برسانی. اگر هم آب ریخت، میتوانی آن را با دستمال جمع کنی و مهارت دیگری را هم بیاموزی»
در اینصورت نتیجهٔ کار بسیار عالیتر و دلخواهتر خواهد بود چرا که این بار، کودک احساس اعتماد به نفس و توانمندی میکند و بر «افزایش مهارتش برای بهتر شدن» متمرکز میشود.
سراسر قرآن هم بر محور «مدیریت و جهتدهی صحیحِ کانون توجه انسان» استوار است.
با مطالعهٔ آیاتی که به اشتباهات انسان پرداخته است متوجه میشویم که خداوند؛ همواره از لحنی سازنده در تمامی این آیات استفاده نموده و تلاش دارد تا به انسان بفهماند که:
«آنچه مهم است؛ این است که تو بزرگتر شوی، نورانیتر شوی، توحیدیتر شوی. پس تلاش کن تا در صراط مستقیم هر لحظه بهتر حرکت کنی. اگر هم به هر دلیل خطایی مرتکب شدی، مهم این است که در اولین فرصت پس از آنکه اشتباهت را فهمیدی از آن برای قدمهای بعدی درس بگیری و مسیرت را به سوی صراط مستقیم اصلاح نمایی و در رسیدن به احساس خوب، مهارت بیشتری پیدا کنی».
برای مطالعه کامل درباره رهایی از تله احساس گناه به این لینک مراجعه کنید.#احساس_خوب #احساس_لیاقت #تغییر_رفتار @quranrules
۵:۰۶
در سورهٔ طه خداوند، خود را اینگونه به پیامبرش شناسانده است:
وَإنْ تَجهَرْ بِالقَولِ فَإنَّهُ یَعلَمُ السِّرَّ وَما أخفیٰ (۷)
و اگر تو گفتار را آشکار کنی، پس البته که اوست که همواره تمامِ «راز» و آنچه را که «پنهانتر» است؛ میداند.
خدا هر رازی را میداند؛اما در این آیه، سخن از چیزی فراتر آمده : آنچه از راز هم پنهانتر است.
راز، چیزیست که خودت میدانی و در سینهات پنهان کردهای.
و خدا همواره آنچه را که در سینههاست؛ به خوبی میداند: إنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدور
اما «پنهانتر از راز» چیست؟
آن چیزهاییست که حتی خودت هم از آن بیخبری.
خدا تو را آفریده و تمام تواناییها، ضعفها، ترسها و امیدهایت را میداند، حتی آنهایی را که هنوز در خودت کشف نکردهای.
او میداند در چه موقعیتی خواهی شکست و در کجا قوی خواهی شد.
میداند چه چیزی را باید از تو بگیرد تا بیدار شوی،و چه چیزی را باید به تو بدهد تا شکوفا شوی.
میداند که کدام سلول در بدن تو به درستی عمل نمیکند و میداند که چگونه آن مسأله را به آسانترین شکل، حل کند...
خدا همان است که همهٔ آنچه را که تمام انسانهای گذشته و حال و آینده بدانند؛ چه پنهانش کنند و چه آشکارش نمایند؛ به خوبی میداند.
خدا پاسخ هر سؤالی را که در تمام کائنات وجود داشته باشد به خوبی میداند؛
حتی آن سؤالاتی که به ذهن هیچ انسانی در طول تاریخ نرسیده و نخواهد رسید.
وقتی بدانی که او،همهچیز را،بهخوبی،میدانددیگر ندانستن، برایت ترسناک نیست.
بیشتر مردم از «نمیدانم»ها میترسند:نمیدانم چه میشود…نمیدانم چه کار کنم…نمیدانم چرا این اتفاق افتاد…
اما مؤمن کسی است که با «نمیدانم»ها هم آرام است،
چون میداند کسی هست که میداند.
موسی نمیدانست، ولی راه افتاد.
نوح نمیدانست، ولی کشتی را ساخت.
ابراهیم نمیدانست، ولی خانوادهاش را در بیابان رها کرد و به او سپرد.
پیامبر ما هم نمیدانست چه خواهد شد، ولی هجرت کرد.
پس تو هم نگران ندانستنهایت نباش.دست از پیشبینی بردار، و دل به دانای مطلق بسپار.
دل به خدایی بسپار که همهچیز را میداند،خدایی که نه فقط در آسمانها،بلکه در قلب توست.#توکل #تغییر_رفتار #احساس_خوب@quranrules
وَإنْ تَجهَرْ بِالقَولِ فَإنَّهُ یَعلَمُ السِّرَّ وَما أخفیٰ (۷)
و اگر تو گفتار را آشکار کنی، پس البته که اوست که همواره تمامِ «راز» و آنچه را که «پنهانتر» است؛ میداند.
خدا هر رازی را میداند؛اما در این آیه، سخن از چیزی فراتر آمده : آنچه از راز هم پنهانتر است.
راز، چیزیست که خودت میدانی و در سینهات پنهان کردهای.
و خدا همواره آنچه را که در سینههاست؛ به خوبی میداند: إنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدور
اما «پنهانتر از راز» چیست؟
آن چیزهاییست که حتی خودت هم از آن بیخبری.
خدا تو را آفریده و تمام تواناییها، ضعفها، ترسها و امیدهایت را میداند، حتی آنهایی را که هنوز در خودت کشف نکردهای.
او میداند در چه موقعیتی خواهی شکست و در کجا قوی خواهی شد.
میداند چه چیزی را باید از تو بگیرد تا بیدار شوی،و چه چیزی را باید به تو بدهد تا شکوفا شوی.
میداند که کدام سلول در بدن تو به درستی عمل نمیکند و میداند که چگونه آن مسأله را به آسانترین شکل، حل کند...
خدا همان است که همهٔ آنچه را که تمام انسانهای گذشته و حال و آینده بدانند؛ چه پنهانش کنند و چه آشکارش نمایند؛ به خوبی میداند.
خدا پاسخ هر سؤالی را که در تمام کائنات وجود داشته باشد به خوبی میداند؛
حتی آن سؤالاتی که به ذهن هیچ انسانی در طول تاریخ نرسیده و نخواهد رسید.
وقتی بدانی که او،همهچیز را،بهخوبی،میدانددیگر ندانستن، برایت ترسناک نیست.
بیشتر مردم از «نمیدانم»ها میترسند:نمیدانم چه میشود…نمیدانم چه کار کنم…نمیدانم چرا این اتفاق افتاد…
اما مؤمن کسی است که با «نمیدانم»ها هم آرام است،
چون میداند کسی هست که میداند.
موسی نمیدانست، ولی راه افتاد.
نوح نمیدانست، ولی کشتی را ساخت.
ابراهیم نمیدانست، ولی خانوادهاش را در بیابان رها کرد و به او سپرد.
پیامبر ما هم نمیدانست چه خواهد شد، ولی هجرت کرد.
پس تو هم نگران ندانستنهایت نباش.دست از پیشبینی بردار، و دل به دانای مطلق بسپار.
دل به خدایی بسپار که همهچیز را میداند،خدایی که نه فقط در آسمانها،بلکه در قلب توست.#توکل #تغییر_رفتار #احساس_خوب@quranrules
۷:۰۲
حتماً گفتگوی میان خدا و موسی را در سورهٔ طه خواندهای. آنجا که در کنار آتش از او پرسید:
وَ ما تِلكَ بِیَمینِكَ یا موسیٰ؟ (۱۷)
ای موسی؛ چیست آنچه که در دست داری؟
موسی نیز، شرحی کامل از آنچه را که در دست داشته بیان کرده است:
قالَ: هِیَ عصایَ، أتَوَكَّأُ عَلَیها وَأهُشُّ بِها عَلی غَنَمی وَلِیَ فیها مَئارِبُ اُخریٰ
موسی گفت: آن عصای من است که به آن تکیه میکنم و برای گوسفندانم برگها را میریزم و نیازهای مهم دیگری هم به آن دارم
پس از این پرسش و پاسخ، فرمان خداوند به موسی این است:
ای موسی آن را بینداز، پس آنگاه، آن عصا ماری بود که حرکت میکرد!
چرا خدا پیش از آنکه این نشانه را به موسی نشان دهد، این پرسش و پاسخ را ترتیب داده؟
این موضوع، آنقدر مهم است که در آخرین کتاب هدایت خدا برای ما دوباره روایت شده.
عصا برای یک چوپان "خیلی بیشتر از یک تکه چوب" است.
آنرا همیشه همراه خود دارد
برای پیمودن راههای طولانی
برای دنبال کردن و هدایت گله در کوه و دشت
برای دفاع در برابر درندگان
برای فراهم کردن علف و….
و موسی سالیان درازی بود که برای پدر همسرش چوپانی میکرد.
آن عصا را خیلی خوب میشناخت و به آن عادت کرده بود.
اما کار خدا همیشه خارج از عادتها و انتظارات انسانهاست.
موسی در آن لحظه که عصایش را به زمین انداخت، درسی بزرگ آموخت.
یاد گرفت که خدا کارهایی عظیم را با همین ابزارهای ساده و در دسترس به انجام میرساند
حتی اگر ما اصلاً انتظارش را نداشته باشیم
موسی در صحرا آن چوب خشک را که سالها همراهش بوده تماشا کرد که چگونه از سوی خدا به صورتی کاملاً متفاوت ظاهر میشود
و این وعدهٔ خداست، به هر کسی که بتواند به خدا اعتماد کند و در آرامش و امید بماند:
هر کس که ذهن و رفتارش را کنترل کند، خدا تمام نیازهایش را از جایی که گمان نمیکند به او میدهد (طلاق ۳)
خدا راهها و روشهای بینهایتی برای اجرای ارادهاش دارد، که خیلی از آنها در چشم ما بیمقدار و بیاهمیت شدهاند.
خیلی وقتها خدا راههای بسیار سادهای را برای تحقق وعدههایش برمیگزیند
چشمان یعقوب را با یک پیراهن بینا میکند
جان آخرین پیامبرش را با لانهٔ عنکبوتی حفظ میکند
ایوب را با آب چشمهای سلامتی میبخشد
با موریانه؛ یک تحریمِ چند ساله را میشکند
خدا در این پرسش و پاسخ، این درس مهم را به ما هم داده است.
به یاد داشته باش که اگر خدا را منبع همهٔ قدرتها و نعمتها بدانی و به او تکیه کنی، از همین نعمتهایی که داری میتواند بهترین نتیجهها را به زندگیت بیاورد.
خدا میتواند همین داشتههایت را برایت سرچشمهٔ اتفاقاتِ عالی کند.
نگاه کن که در دستت چه داری؟
به رحمت خدا امیدوار باش و قدر همین داشتههایت را بدان
خدا میتواند اسباب این جهان را طوری راه بیندازد که یک چوب خشکیده برایت میوه بدهد.
#احساس_خوب #تغییر_رفتار #باور_توحیدی #وعده_خدا@quranrules
وَ ما تِلكَ بِیَمینِكَ یا موسیٰ؟ (۱۷)
ای موسی؛ چیست آنچه که در دست داری؟
موسی نیز، شرحی کامل از آنچه را که در دست داشته بیان کرده است:
قالَ: هِیَ عصایَ، أتَوَكَّأُ عَلَیها وَأهُشُّ بِها عَلی غَنَمی وَلِیَ فیها مَئارِبُ اُخریٰ
موسی گفت: آن عصای من است که به آن تکیه میکنم و برای گوسفندانم برگها را میریزم و نیازهای مهم دیگری هم به آن دارم
پس از این پرسش و پاسخ، فرمان خداوند به موسی این است:
ای موسی آن را بینداز، پس آنگاه، آن عصا ماری بود که حرکت میکرد!
این موضوع، آنقدر مهم است که در آخرین کتاب هدایت خدا برای ما دوباره روایت شده.
عصا برای یک چوپان "خیلی بیشتر از یک تکه چوب" است.
آنرا همیشه همراه خود دارد
برای پیمودن راههای طولانی
برای دنبال کردن و هدایت گله در کوه و دشت
برای دفاع در برابر درندگان
برای فراهم کردن علف و….
و موسی سالیان درازی بود که برای پدر همسرش چوپانی میکرد.
آن عصا را خیلی خوب میشناخت و به آن عادت کرده بود.
اما کار خدا همیشه خارج از عادتها و انتظارات انسانهاست.
موسی در آن لحظه که عصایش را به زمین انداخت، درسی بزرگ آموخت.
یاد گرفت که خدا کارهایی عظیم را با همین ابزارهای ساده و در دسترس به انجام میرساند
حتی اگر ما اصلاً انتظارش را نداشته باشیم
موسی در صحرا آن چوب خشک را که سالها همراهش بوده تماشا کرد که چگونه از سوی خدا به صورتی کاملاً متفاوت ظاهر میشود
و این وعدهٔ خداست، به هر کسی که بتواند به خدا اعتماد کند و در آرامش و امید بماند:
هر کس که ذهن و رفتارش را کنترل کند، خدا تمام نیازهایش را از جایی که گمان نمیکند به او میدهد (طلاق ۳)
خدا راهها و روشهای بینهایتی برای اجرای ارادهاش دارد، که خیلی از آنها در چشم ما بیمقدار و بیاهمیت شدهاند.
خیلی وقتها خدا راههای بسیار سادهای را برای تحقق وعدههایش برمیگزیند
چشمان یعقوب را با یک پیراهن بینا میکند
جان آخرین پیامبرش را با لانهٔ عنکبوتی حفظ میکند
ایوب را با آب چشمهای سلامتی میبخشد
با موریانه؛ یک تحریمِ چند ساله را میشکند
خدا در این پرسش و پاسخ، این درس مهم را به ما هم داده است.
به یاد داشته باش که اگر خدا را منبع همهٔ قدرتها و نعمتها بدانی و به او تکیه کنی، از همین نعمتهایی که داری میتواند بهترین نتیجهها را به زندگیت بیاورد.
خدا میتواند همین داشتههایت را برایت سرچشمهٔ اتفاقاتِ عالی کند.
نگاه کن که در دستت چه داری؟
به رحمت خدا امیدوار باش و قدر همین داشتههایت را بدان
خدا میتواند اسباب این جهان را طوری راه بیندازد که یک چوب خشکیده برایت میوه بدهد.
#احساس_خوب #تغییر_رفتار #باور_توحیدی #وعده_خدا@quranrules
۹:۰۸
قابل توجه دوستان عزیزی که توی دورهها شرکت کردین و به دلیل وضعیت اینترنت امکان دسترسی به فایل دوره رو ندارین،در حال حاضر توی پیام رسان سروش+ میشه فایلها رو براتون ارسال کنم.اگر تمایل داشتین به من پیام بدین.
۱۷:۰۸
چند سالی میشه که این آیه از قلبم بیرون نمیرهاحساس میکنم یک قانون تغییر ناپذیر این جهانه، درست مثل قواعد پایه فیزیکفردا اگه عمری باشه یکی از دریافتهام رو براتون مینویسم.دوست دارم بدونم شما هم به این آیه فکر میکنین؟#قوانین #باور_توحیدی@quranrules
۱۸:۰۷
یک جملهٔ کوتاه در پایان چهل و هفتمین آیه از سورهٔ روم آمده است:
وَکانَ حَقّـاً عَلَینا نَـصرُ المُؤمِنیـن
یاری کردن مؤمنان همیشه وظیفهٔ ماست
چه جملهای! کوتاه، شفاف، و پر از امید.خودِ خدا میگوید: یاریتان وظیفهای بر عهدهٔ تمام اجزای کائنات است.
مدتی از کارهایت دست بکش و به این قانونالهی فکر کن.
به جهانی که همهچیز در آن، از کوچکترین ذرات تا بزرگترین کهکشانها، به فرمان الهی در حرکت است.
قطرهای کز جویباری میروددر پی انجام کاری میرود
هر ذره در گسترهٔ کائنات، یک مأموریت دارد:
آن که تو را، اگر مؤمن و آرامی، در مسیر خواستهات یاری کند.
اکنون چشمانت را ببند و با قلبت نگاه کن،
ببین چگونه هر انسان، هر موقعیت، هر حادثه،میتواند بخشی از تیم الهی باشد که مأمور است تو را به مقصدت برساند.
ببین که چگونه هرچیزی که با آن سروکار پیدا میکنی؛ مشتاقانه منتظر بوده تا به سراغش بروی،
تا بهترین خدمتی را که میتواند برای تو انجام دهد و این «عهدِ ازلی» را برای تو که دل در گروی خداوند داری به انجام برساند.
هیچ چیزی در این جهان تصادفی نیست.
هیچ مانعی علیه تو نیست؛ همه در خدمت هدایت تو هستند، اگر با قلبی آرام به خدا تکیه کنی.
بیا از امروز عهد ببندیم:
همهی وسایل، انسانها و اتفاقات رانه دشمن، بلکه یارانی از تیم خدا ببینیم.
تیمی که همیشه برنده است.
شرط عضویت در این تیم، ساده است:
قلبی آرام و مطمئن به ربّالعالمین
امیدوار ماندن و حرکت کردن
امروز، جهان را «یار» ببین، نه «مانع».آنگاه خواهی فهمید که تمام کائنات در حال کمک به تو هستند؛ حتی اگر ظاهر قضیه شکلی متفاوت داشته باشد.
#احساس_خوب #تغییر_رفتار #قوانین #کنترل_ذهن@quranrules
وَکانَ حَقّـاً عَلَینا نَـصرُ المُؤمِنیـن
یاری کردن مؤمنان همیشه وظیفهٔ ماست
چه جملهای! کوتاه، شفاف، و پر از امید.خودِ خدا میگوید: یاریتان وظیفهای بر عهدهٔ تمام اجزای کائنات است.
مدتی از کارهایت دست بکش و به این قانونالهی فکر کن.
به جهانی که همهچیز در آن، از کوچکترین ذرات تا بزرگترین کهکشانها، به فرمان الهی در حرکت است.
قطرهای کز جویباری میروددر پی انجام کاری میرود
هر ذره در گسترهٔ کائنات، یک مأموریت دارد:
آن که تو را، اگر مؤمن و آرامی، در مسیر خواستهات یاری کند.
اکنون چشمانت را ببند و با قلبت نگاه کن،
ببین چگونه هر انسان، هر موقعیت، هر حادثه،میتواند بخشی از تیم الهی باشد که مأمور است تو را به مقصدت برساند.
ببین که چگونه هرچیزی که با آن سروکار پیدا میکنی؛ مشتاقانه منتظر بوده تا به سراغش بروی،
تا بهترین خدمتی را که میتواند برای تو انجام دهد و این «عهدِ ازلی» را برای تو که دل در گروی خداوند داری به انجام برساند.
هیچ چیزی در این جهان تصادفی نیست.
هیچ مانعی علیه تو نیست؛ همه در خدمت هدایت تو هستند، اگر با قلبی آرام به خدا تکیه کنی.
بیا از امروز عهد ببندیم:
همهی وسایل، انسانها و اتفاقات رانه دشمن، بلکه یارانی از تیم خدا ببینیم.
تیمی که همیشه برنده است.
شرط عضویت در این تیم، ساده است:
قلبی آرام و مطمئن به ربّالعالمین
امیدوار ماندن و حرکت کردن
امروز، جهان را «یار» ببین، نه «مانع».آنگاه خواهی فهمید که تمام کائنات در حال کمک به تو هستند؛ حتی اگر ظاهر قضیه شکلی متفاوت داشته باشد.
#احساس_خوب #تغییر_رفتار #قوانین #کنترل_ذهن@quranrules
۵:۲۴
دهه هفتاد که هم حوزه و هم دانشگاه رو باهم جلو میرفتم، خیلی تشنهٔ دیدار انسانهایی بودم که اخلاق رو به صورت نظری و عملی آموزش میدادن و یکی از این انسانهای خوب و دلنشین، حاج آقای خوشوقت بود. خدا رحمتشون کنه
من خیلی لذت میبردم از دیدنش، از اون لحن آرام و شمرده حرف زدنش، با صحبتهاش ولی زیاد ارتباط نمیگرفتم؛ چون به قول بچهها اگه یک جلسهٔ سخنرانی ایشون رو میشنیدی، تقریباً تمام بقیهٔ جلسات رو هم شنیده بودی.
صحبتهای این مرد فقط در مورد یک چیز بود، اگه در مورد مسألهای ازش راهنمایی میخواستی، باز همون یک چیز رو بهت میگفت.
البته شاید کلماتش متفاوت بود، ولی معنا فقط همون یک چیز بود: «تقوا»
تازه بعد از اینهمه سال، وقتی با آیات قرآن معنی تقوا رو درک کردم، دارم میفهمم که حق با حاج آقا بود.
همهچیز توی راه خدا از همین یک چیز سرچشمه میگیره: تقوا، والسلام.
به قول مولوی:
در این عالم یک چیز است که آن فراموش کردنی نیست.
اگر جمله چيزها را فراموش كنی و آن را فراموش نكنی باك نيست،
و اگر جمله را به جای آری و به ياد داری و فراموش نكنی و آن را فراموش كنی هيچ نكرده باشی.
همچنان كه پادشاهی تو را به ده فرستاد برای كاری معين، تو رفتی و صد كار ديگر گزاردی.
چون آن كار را كه برای آن رفته بودی نگزاردی، چنان است كه هيچ نگزاردی.
شما در مورد تقوا بر اساس قرآن تعریف خاصی دارین؟ نظرتون چیه در موردش توضیح بدم؟#تقوا #باور_توحیدی #احساس_خوب@quranrules
من خیلی لذت میبردم از دیدنش، از اون لحن آرام و شمرده حرف زدنش، با صحبتهاش ولی زیاد ارتباط نمیگرفتم؛ چون به قول بچهها اگه یک جلسهٔ سخنرانی ایشون رو میشنیدی، تقریباً تمام بقیهٔ جلسات رو هم شنیده بودی.
صحبتهای این مرد فقط در مورد یک چیز بود، اگه در مورد مسألهای ازش راهنمایی میخواستی، باز همون یک چیز رو بهت میگفت.
البته شاید کلماتش متفاوت بود، ولی معنا فقط همون یک چیز بود: «تقوا»
تازه بعد از اینهمه سال، وقتی با آیات قرآن معنی تقوا رو درک کردم، دارم میفهمم که حق با حاج آقا بود.
همهچیز توی راه خدا از همین یک چیز سرچشمه میگیره: تقوا، والسلام.
به قول مولوی:
در این عالم یک چیز است که آن فراموش کردنی نیست.
اگر جمله چيزها را فراموش كنی و آن را فراموش نكنی باك نيست،
و اگر جمله را به جای آری و به ياد داری و فراموش نكنی و آن را فراموش كنی هيچ نكرده باشی.
همچنان كه پادشاهی تو را به ده فرستاد برای كاری معين، تو رفتی و صد كار ديگر گزاردی.
چون آن كار را كه برای آن رفته بودی نگزاردی، چنان است كه هيچ نگزاردی.
شما در مورد تقوا بر اساس قرآن تعریف خاصی دارین؟ نظرتون چیه در موردش توضیح بدم؟#تقوا #باور_توحیدی #احساس_خوب@quranrules
۱۱:۴۵
معناشناسی تقوا در قرآن - ۱
واژهٔ «تقوا» از سه حرف اصلی (وقی) به وجود اومده و از این ریشه ۲۵۸ مرتبه در قرآن استفاده شده. خیلی پر تکراره و از نگاه خدا یک مفهوم خیلی با اهمیت به حساب میاد.
ریشهٔ «وقی» به معناهای حفظ کردن، نگاه داشتن، حمایت و محافظت از چیزی در برابر مخالف اشاره داره؛
یعنی «حفاظت» و «حمایت» و «حراست» جزئی از معنای تقوا است.
از اون ۲۵۸ مرتبه، این واژه در قرآن ۱۶۶ مرتبه در صیغه «افتعال» اومده: إتَّقوا الله، مُتَّقین، یَتَّقون و...
ترجمهٔ دقیق از واژهٔ «إتَّقُوا الله» اینه:«روش محافظت و مراقبت از خدا را اختیار کنید»
عجله که نداریم، تا همینجا براش وقت بگذارید و خوب در موردش فکر کنید تا ادامه بدیم و بعد از تفکر، به سؤال زیر هم پاسخ بدین.#تقوا #باور_توحیدی #احساس_خوب@quranrules
واژهٔ «تقوا» از سه حرف اصلی (وقی) به وجود اومده و از این ریشه ۲۵۸ مرتبه در قرآن استفاده شده. خیلی پر تکراره و از نگاه خدا یک مفهوم خیلی با اهمیت به حساب میاد.
ریشهٔ «وقی» به معناهای حفظ کردن، نگاه داشتن، حمایت و محافظت از چیزی در برابر مخالف اشاره داره؛
یعنی «حفاظت» و «حمایت» و «حراست» جزئی از معنای تقوا است.
از اون ۲۵۸ مرتبه، این واژه در قرآن ۱۶۶ مرتبه در صیغه «افتعال» اومده: إتَّقوا الله، مُتَّقین، یَتَّقون و...
ترجمهٔ دقیق از واژهٔ «إتَّقُوا الله» اینه:«روش محافظت و مراقبت از خدا را اختیار کنید»
عجله که نداریم، تا همینجا براش وقت بگذارید و خوب در موردش فکر کنید تا ادامه بدیم و بعد از تفکر، به سؤال زیر هم پاسخ بدین.#تقوا #باور_توحیدی #احساس_خوب@quranrules
۱۰:۵۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
جای همهتون خالی از دیشب توی یک باغ بهشتی هستم که هر طرفش رو نگاه میکنم سرسبزی و طراوت بهاری رو میبینم و همراه با آواز بلبلها هوش از سرم برده.
یکی از زیباییهای این باغ، گربهٔ نازی هستش که از وقتی که اومدیم از پشت در تکون نخورده تا حالا
همهش داره سرک میکشه توی ویلا ببینه چی داریم میخوریم و هر چند وقت یکبار با یک میییوووی آروم دلنشین اعلام حضور میکنه
خوب منم که عاشق این موجودم، حسابی بهش میرسم ولی باز از پشت در تکون نمیخوره
خانومم با خنده میگه: این میدونه که هر خبر خوبی که تو باغ هست، معدنش اینجاست
با خودم فکر کردم خوشا به حال هرکسی که بدونه توی این دنیا معدن همهٔ خوبیها خداست و جای دیگهای سراغش نره.
بِیَدِکَ الخَیـر (آلعمران ۲۶)
بهنظرم از گربهها خیلی چیزا میشه یاد گرفت#احساس_خوب #توحید
یکی از زیباییهای این باغ، گربهٔ نازی هستش که از وقتی که اومدیم از پشت در تکون نخورده تا حالا
همهش داره سرک میکشه توی ویلا ببینه چی داریم میخوریم و هر چند وقت یکبار با یک میییوووی آروم دلنشین اعلام حضور میکنه
خوب منم که عاشق این موجودم، حسابی بهش میرسم ولی باز از پشت در تکون نمیخوره
خانومم با خنده میگه: این میدونه که هر خبر خوبی که تو باغ هست، معدنش اینجاست
با خودم فکر کردم خوشا به حال هرکسی که بدونه توی این دنیا معدن همهٔ خوبیها خداست و جای دیگهای سراغش نره.
بِیَدِکَ الخَیـر (آلعمران ۲۶)
بهنظرم از گربهها خیلی چیزا میشه یاد گرفت#احساس_خوب #توحید
۹:۱۵
معناشناسی تقوا در قرآن - ۲
در بخش قبل گفتم ترجمهٔ دقیق عبارت «إتَّقُوا الله» اینه:«روش محافظت و مراقبت از خدا را اختیار کنید»
اما مگه جور در میاد؟ از خدا مراقبت کنید یعنی چی؟ خدا مگه محافظت میخواد؟
وقتی قرآن رو بررسی کنیم از این دست عبارتها زیاد هستن مثلاً:
وَرَبَّکَ فَکَـبِّر (مدثر۳) به معنی: «و اربابت را بزرگ کن»
یا إن تَنصُروُا اللهَ یَنصُرکُم (محمد۷) به معنی: «اگر خدا را یاری کنید، او شما را یاری میکند» و...
با بررسی این آیات، دیدگاه خدا در مورد انسان رو درک میکنیم که:
خدا یک وجود بینهایت و فارغ از هر محدودیته؛ اما برای هرکسی دقیقاً به اندازهٔ باور و ایمان اون آدم هست.
توی قرآن میبینیم کافران و مشرکان هم خدا رو بصورت نظری قبول داشتن ولی خدای اونها اونقدر در باورشون توانا و دانا و مهربان نیست که اونها رو از بتها بینیاز کنه.
خدا توی این آیات، به پیامبر دستور میده که خدای خودت رو بزرگتر باورکن، یا بنا به فرمایش امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه:خدا به یاری ما که نیاز نداره، بلکه ما با پیروز کردن خدا در قلبمون در برابر نگرانیها و ترسها خدا رو یاری میکنیم. (خطبه ۱۸۳)
با این توضیح، منظور خدا از واژهٔ «إتَّقُوا الله» اینه که حواستون به خدایی که بهش ایمان دارید باشه و ایمانتون رو به اون خدا حفظ کنین، مواظب باشین که نگاهتون به تمام هستی، یک دیدگاه الهی باشه و دنیا رو از دریچهٔ نگاه خدا ببینین نه از دریچهٔ نگاه شیطان.
به نظر شما خدا چه دیدگاهی به انسان میده؟ شیطان چطور دیدگاهی به انسان القا میکنه؟
برای این بخش وقت بگذارین و در موردش خوب فکر کنین تا به یاری خدا در روزهای بعد این مفهوم تقوا رو بیشتر بهش بپردازیم.#تقوا #باور_توحیدی #احساس_خوب@quranrules
در بخش قبل گفتم ترجمهٔ دقیق عبارت «إتَّقُوا الله» اینه:«روش محافظت و مراقبت از خدا را اختیار کنید»
اما مگه جور در میاد؟ از خدا مراقبت کنید یعنی چی؟ خدا مگه محافظت میخواد؟
وقتی قرآن رو بررسی کنیم از این دست عبارتها زیاد هستن مثلاً:
وَرَبَّکَ فَکَـبِّر (مدثر۳) به معنی: «و اربابت را بزرگ کن»
یا إن تَنصُروُا اللهَ یَنصُرکُم (محمد۷) به معنی: «اگر خدا را یاری کنید، او شما را یاری میکند» و...
با بررسی این آیات، دیدگاه خدا در مورد انسان رو درک میکنیم که:
خدا یک وجود بینهایت و فارغ از هر محدودیته؛ اما برای هرکسی دقیقاً به اندازهٔ باور و ایمان اون آدم هست.
توی قرآن میبینیم کافران و مشرکان هم خدا رو بصورت نظری قبول داشتن ولی خدای اونها اونقدر در باورشون توانا و دانا و مهربان نیست که اونها رو از بتها بینیاز کنه.
خدا توی این آیات، به پیامبر دستور میده که خدای خودت رو بزرگتر باورکن، یا بنا به فرمایش امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه:خدا به یاری ما که نیاز نداره، بلکه ما با پیروز کردن خدا در قلبمون در برابر نگرانیها و ترسها خدا رو یاری میکنیم. (خطبه ۱۸۳)
با این توضیح، منظور خدا از واژهٔ «إتَّقُوا الله» اینه که حواستون به خدایی که بهش ایمان دارید باشه و ایمانتون رو به اون خدا حفظ کنین، مواظب باشین که نگاهتون به تمام هستی، یک دیدگاه الهی باشه و دنیا رو از دریچهٔ نگاه خدا ببینین نه از دریچهٔ نگاه شیطان.
به نظر شما خدا چه دیدگاهی به انسان میده؟ شیطان چطور دیدگاهی به انسان القا میکنه؟
برای این بخش وقت بگذارین و در موردش خوب فکر کنین تا به یاری خدا در روزهای بعد این مفهوم تقوا رو بیشتر بهش بپردازیم.#تقوا #باور_توحیدی #احساس_خوب@quranrules
۱۳:۱۸
این گونه خداوند، ما را به جایگاهمان آگاهی میدهد که:
یـا أیُّهـا الناس، أنتُم الفُـقَراءُ إلی اللّه واللّهُ هُـوَ الغَنیّ الحَـمید (فاطر۱۵)
«هان ای مردمان! همه شما به خدا نیازمند هستید و خدا همان بینیاز ستوده شده است.»
چه خوب است که وقتی به ملاقاتِ عزیزی میرویم، برای ابراز محبتمان به او پیشکشی با خود ببریم و چه بهتر که هدیهٔ ما چیزی باشد که او را خوشحال میکند.
یار، هر چـه برایت عزیزتر باشد؛ برای شادی او بیشتر تلاش میکنی و هدیه ای درخورِ او را برایش میبری.
چه یاری عزیزتر از آن که هر چه داریم از اوست؟
و به راستی آیا ممکن است، چیزی را برای ملاقاتش پیشکش ببریم که او نداشته باشد؟
در این عالم یک چیز است که ما آنرا داریم و خدای ما ندارد و آن «نیازمندی» ماست.
شرطِ اول در روی کردن به درگاه پادشاه کائنات، پیشکش کردن نیازمندی است.
بینیازان و خودبزرگبینان را به درگاه او راهی نیست؛ که به قول شمستبریزی:
آن را که از «خود» پُـر است؛ صـدهزار پیامبر نتوانند تهی کردن
#تقوا #باور_توحیدی #دل_نوشته #هدایت @quranrules
یـا أیُّهـا الناس، أنتُم الفُـقَراءُ إلی اللّه واللّهُ هُـوَ الغَنیّ الحَـمید (فاطر۱۵)
«هان ای مردمان! همه شما به خدا نیازمند هستید و خدا همان بینیاز ستوده شده است.»
چه خوب است که وقتی به ملاقاتِ عزیزی میرویم، برای ابراز محبتمان به او پیشکشی با خود ببریم و چه بهتر که هدیهٔ ما چیزی باشد که او را خوشحال میکند.
یار، هر چـه برایت عزیزتر باشد؛ برای شادی او بیشتر تلاش میکنی و هدیه ای درخورِ او را برایش میبری.
چه یاری عزیزتر از آن که هر چه داریم از اوست؟
و به راستی آیا ممکن است، چیزی را برای ملاقاتش پیشکش ببریم که او نداشته باشد؟
در این عالم یک چیز است که ما آنرا داریم و خدای ما ندارد و آن «نیازمندی» ماست.
شرطِ اول در روی کردن به درگاه پادشاه کائنات، پیشکش کردن نیازمندی است.
بینیازان و خودبزرگبینان را به درگاه او راهی نیست؛ که به قول شمستبریزی:
آن را که از «خود» پُـر است؛ صـدهزار پیامبر نتوانند تهی کردن
#تقوا #باور_توحیدی #دل_نوشته #هدایت @quranrules
۶:۵۴