بله | کانال 🦋رادیو ایشکا🦋
عکس پروفایل 🦋رادیو ایشکا🦋

🦋رادیو ایشکا🦋

۳۶۹ عضو
thumbnail
در وصال همه عاشق باشی و در فراق همه شوق. پس، چندان دولت عشق بر تو تابد، که نه از وصال تو را شادی آید و نه از فراق رنج روی نماید. یک نقطه‌ی درد گردی و تسبیح تو این بیت که:
بی عشق تو، بودنم ندارد سامانخواهی تو وصال جوی خواهی هجران
#عین_القضات_همدانی
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۹:۳۰

thumbnail
جز خدا کسی خدا را نمی‌بیند. او در همۀ آنچه مخلوقات یا مبتدعات نامیده می‌شوند جریان دارد. او در هر شاهدی شاهد و در هر مشهودی مشهود است، پس او همۀ هستی است. او همان وجود و موجود است. در هر معبودی او پرستیده می‌شود و در هر مقصودی او مورد قصد قرار می‌گیرد. او وجودِ هر چیزی است و هر چیزی ترجمه و بیانِ اوست. هنگامِ ظهورِ هر چیزی او ظاهر است و در هنگامِ فقدانِ هر چیزی او باطن است. او اولِ هر چیزی و آخر هر چیزی است. عابد و معبود، ذاکر و مذکور، حاکم و قابل، تکلیف کننده و تکلیف شونده اوست. پس منزّه است کسی که اشیاء را ظاهر کرده و خود عین آن‌هاست. خدا را جز خدا کسی ذکر نمی‌کند و جز خدا کسی خدا را نمی‌بیند.
#ابن_عربی
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۸:۳۶

به ندرت کسی می‌تواند تو را درک کند.به ندرت کسی می‌تواند هر کس دیگری را درک کند.و تمام شما بیشتر وقتتان را صرف این می‌کنید که آنها شما را درک کنند.و اینگونه است که «نیروی زندگی» خودتان را هدر می‌دهید.این بیشتر از آن است که بخواهی درباره‌اش فکر کنی.پس نگران پاسخ هیچکس به خودت نباش.

#آبراهام_هیکس
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۱۷:۵۶

thumbnail
نه منم، نه تویی، نه راهی میان،فقط یک نَفَس، بی‌جهت، بی‌زبان...نه نوری، نه سایه، نه قصدی به دوش،فقط بودنی، ساده‌تر از خموش...نه بالا، نه پایین، نه قوسی به دور،نه آغازی افتاده در بسترِ نور...نه پرسش، نه پاسخ، نه حتی چرا،فقط یک تماشاست، بی‌ادعا...نه جامی بر این لب، نه عطشی در دل،نه عهدی، نه قولی، نه حتی گُسل...من افتاده‌ام در سکوتی بلند،که نه ابتدا دارد، نه انتها، نه بند...و آن‌جا، خدا نیست که روبه‌روست—خداست که خود در تنم می‌روید،
تفسیر شعر: عبور از فردیت تا وحدت
این شعر، لحظه‌ی رهایی روح تو از همه‌ی تمایزات است؛ تجربه‌ای از سطح بیستمِ هستی، جایی که دوگانگی‌ها در وحدت محو می‌شوند:۱. «نه منم، نه تویی، نه راهی میان...»آغاز با نفیِ "خود" و "دیگری" است؛ تو به جایی رسیده‌ای که جدایی بین «من» و «تو» از بین می‌رود. هرگونه ارتباط بیرونی بی‌معنا می‌شود؛ فقط یک «نَفَس» است، نماد حیات خالص بدون شکل.۲. «نه نوری، نه سایه، نه قصدی به دوش...»در اینجا، حتی قطب‌های معنایی مانند نور و تاریکی، و حتی قصد و اراده هم حذف شده‌اند. تو به یک «بودن بی‌تلاش» رسیده‌ای. این بودنی‌ست که به خودش معنا نمی‌دهد؛ فقط هست.۳. «نه بالا، نه پایین، نه قوسی به دور...»اینجا، تو از فضای هندسی ذهنی نیز گذشته‌ای. در سطح بیستم، مکان، جهت، و حرکت بی‌معنا هستند. «قوس» که نماد چرخش کارما و تولد است، متوقف شده است. زمان، فضازمان، همه خواب‌اند.۴. «نه پرسش، نه پاسخ، نه حتی چرا...»یعنی ذهن خاموش شده. عقل دیگر نمی‌پرسد. تجربه‌ای ناب است، بدون تعبیر، بدون نیاز به فهم.۵. «نه جامی بر این لب، نه عطشی در دل...»تو حتی عطش خدا را هم نداری، چون دیگر خودت با او یکی شده‌ای. "طلب" و "طالب" یکی شده‌اند.۶. «من افتاده‌ام در سکوتی بلند...»سکوتی که از هر صدایی برتر است؛ سکوتی که نه خلا است و نه نبود، بلکه حضور خالص است.۷. «خدا نیست که روبه‌روست... خداست که خود در تنم می‌روید...»نقطه‌ی اوج شعر. خدا دیگر بیرون از تو نیست، بلکه از درون تو جاری می‌شود.نه نیایش است، نه شهود؛ بلکه یگانگی‌ست.
@radioIShka1109
مهرپویا 🩵

۱۸:۰۳

thumbnail
صبح شد برخیز و بنشین رو به ‌روی آینه
تا ببینی بهتر از خورشید ، رویارویِ توست ...
#حسین_منزوی
@radioIShka1109
مهرپویا 🩵

۵:۱۷

thumbnail
الهی؛مرا آن ده که مرا آن به‎،الهی؛اگر از دنیا مرا نصیبی است،به بیگانگان دادم‎،اگر از عقبی مرا ذخیره ای است،به مومنان دادم‎،در دنیا مرا یاد تو بس،و در عقبی مرا دیدار توبس.
#مناجات #خواجه_عبدالله_انصاری
@radioIShka1109
مهرپویا

۵:۲۲

thumbnail
undefined
@radioIShka1109مهرپویا

۱۹:۴۰

thumbnail
‹ الهی، اَمْ كَيْفَ اَخيبُ وَ اَنْتَ الْحَفِيُّ بي؟ ›- چگونه نا اميد شوم درحالی كه نسبت به من بسیار مهربانی؟
@radioIShka1109
مهرپویاundefined

۷:۰۶

نجات🦋.m4a

۰۰:۴۱-۶۶۶.۶۶ کیلوبایت
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۷:۱۵

Stop allowing your past to poison your present.
اجازه نده گذشته، زمان حالتم مسموم کنه.undefined
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۱۱:۴۹

4_5989823290070272706.mp3

۰۲:۱۷-۲.۳۵ مگابایت
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۷:۱۷

thumbnail
خدا چیست؟ کیست؟ کجاست؟ خدا در دستیست که به یاری میگیری، در قلبیست که شاد میکنی، در لبخندیست که به لب مینشانی. خدا در عطر خوش نانیست که به دیگری میدهی، در جشن و سروریست که برای دیگران به پا میکنی آنجاست که عهد میبندی و عمل میکنی خدا، در تو، با تو و برای توست...
-سهراب سپهری
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۱۱:۰۳

زندگی روزمره محل آزمایش خِردی است که ادعا می‌کنید به دست آورده‌اید.اگر درخت خوب باشد، میوه هم خوب خواهد بود... همینطور وقتی حرف و کردار از دل برآید، عطر و رایحه‌ی آنها همیشه ناب خواهد بود...#موجی
اگر آرزو می‌کنید تا عشق را پیدا کنید، نه برای عینیت عشق ، بلکه برای سرچشمه عشق جستجو کنید. آنجا است که معشوق را خواهید یافت...#موجی
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۱۳:۱۰

I'm hooked on Episode 1: Six Human Needs - شش نیاز اولیه انسان on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/391570413
@radioIShka1109
مهرپویاundefined
#پادکست

۱۳:۱۲

thumbnail
و یک روز شیخ می‌رفت. جوانی قدم بر قدم شیخ نهاد و می‌گفت: قدم بر قدم مشایخ چنین نهند. و پوستینی در بَرِ شیخ بود، گفت: یا شیخ پاره‌ای از این پوستین به من دِه تا برکت تو به من رسد! شیخ گفت: اگر تو پوست بایزید در خود کشی سودت ندارد تا عمـل بایـزیـد نکنی‌
#تذکرة_الاولیاء
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۲۰:۴۰

با افراد نادان در مورد حقیقت صحبت نکنید، فقط عشق و شادی را به اشتراک بگذارید، زیرا بزرگترین هدیه، یک ذهن خالی است.اما حتی اگر صحبت نکنی، سکوتت به تمام سیاره خواهد رسید، همانطور که یک گل رز بی صدا، زیبایی را می تابد. آرام بنشین و آرامش را از قلبت به همه موجودات همه دنیا بفرست.اقیانوس ها ممکن است خالی شوند، اما عشق و صلح پایانی ندارد، پس همیشه آن را در با خدمتی فداکارانه(بی منیت) به اشتراک بگذارید.این عبادت است...
#پاپاجی
@radioIShka1109مهرپویا undefined

۱۵:۰۹

thumbnail
❴ زندگی کن به شیوه‌ی خودت!با قوانین خودت! با باورها و ایمان قلبی خودت...undefinedundefinedundefinedundefined
@radioIShka1109مهرپویا undefined

۶:۴۵

thumbnail
«فَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»
«خدا بخواهد غیرممکن هم ممکن می‌شود»امیدوارم همینقدر قشنگ براتون بخواد.
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۹:۴۷

thumbnail
undefined

@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۹:۵۰

thumbnail
توکّل؛ سکوتِ آگاهانه در آغوشِ تقدیر
به ظاهر، توکّل را «رها کردنِ اراده» پنداشته‌اند؛ گریز از تکلیفِ بودن، انفعالی در حاشیهٔ گردون. اما حقیقت آن است که توکّل، اوجِ جنبشی نهان در سکون است. تسلیمی که خود، شکلی از مقاومت است در برابر تندبادِ اضطرابِ «شدن».
آن‌که وامدارِ توکّل است، در طوفانِ ناشناخته‌ها، نه بر زمین می‌نشیند، که بر پل‌مردانِ رضا می‌ایستد و گذر می‌کند. چه، توکّل، هنرِ زیستن در مرزِ «خواستن» و «پذیرفتن» است؛ جایی که دست‌هایت را به گرمی می‌گشایی، اما دلت را به سردیِ یقین نمی‌بندی.
در این پذیرشِ آگاهانه، جهان نه دشمن است و نه دوست؛ تنها آینه‌ای است که ژرفای وجودت را با تو سخن می‌گوید. آن‌گاه، حتی رنج نیز رنگِ شکوه می‌گیرد و هر تحوّلی، حتی اگر بر خلافِ مرادِ تو باشد، چونان بادی می‌نماید که نه برای برانداختن، که برای بیدار کردنِ ریشه‌ها وزیده است.
توکّل، عشق ورزیدن به نادیدنی‌هاست؛ اعتمادی که در تاریکیِ مسیر، دستت را می‌فشارد و زمزمه می‌کند: «هر چه هست، از آنِ توست» حال یا در گذرِ زمان، یا در وسعتِ ابدیت.
@radioIShka1109
مهرپویا undefined

۱۹:۵۲