چهارراه مخبرالدوله، خیابان استانبول و جمعهبازار «پارکینگ پروانه». همهمه و هیاهوی دستفروشان و ماهیفروشان خیابان جمهوری ترکیب میشد با صدای ساز و آواز نوازندگان خیابانی. آن شیبِ ورودی نیمه تاریک که دروازهی ورود به سرزمین عجایب بود؛ سرزمینی پر از رنگ و بو و نقش با اهالیای وفادار که وعدهی هر هفتهشان آنجا بود. آنجا که میشد هر چیزی یافت، از شیرمرغ تا جان آدمیزاد! جمعه بازار پارکینگ پروانه بهجز در خاطرهی شهر تهران، نقش پررنگی در خاطرات جمعی همهی ما دارد. مکانی که میشد خستگی هفته را پشت دالان ورودیاش گذاشت و گم شد در میان قصهاش! آنجا فقط یک بازار نبود، یک تجربه بود. جایی که با هر گام میشد دنیای جدیدی را کشف کرد و با دیدن اهالی آن، به انبوهی از خاطرات، تجربیات و لذتهای شیرین قدم گذاشت.
۲.۵K
۱۴:۰۳