رهوا | rahva
#راوی_جورچین بعد از صحبت های خانم مهدوی زاده فهمیدم باید نگاهمو نسبت به سوال پرسیدن و جواب شنیدن عوض بکنم 
اینکه چی دوست دارم باید تبدیل بشه به: کجای این دنیا و داخل چه نقشی میتونم خدمت بکنم!
تا اومدن میزبان بعدی خودمونو به صرف چای دعوت کردیم...
️ نفر بعد وارد شد، آروم و متواضع، با لبخند گفت: سلام بچه ها من فائزه کاشانیان هستم.
فائزه کاشانیان، درست اینه که بگم خانم دکتر فائزه کاشانیان، شخصی که تا ابد اسمشون رو از یاد نمیبرم...
خاص بودن از کلامشون پیدا بود
میگفتن: از سرجلسه مهمی اومدم اما به افراد حاضر در جلسه گفتم که من باید برم جایی تا رئیس کارخونه ها و مدیران شرکتهای بزرگ آینده رو ببینم!
ارزش و هویتی که ایشون برای نسل نوجوان و کسایی مثل من قائل بودن باعث اشتیاق و ذوق من میشد
ایشون از مسیری گفتن که در کنار خانواده طی کردن؛ خودشون رو مادر معرفی کردن و فهمیدم مادر بودن هیچ منافاتی با شخص برجسته علمی بودن نداره
#جورچین_قم
| رهوا |
#راوی_جورچین
... از تأسیس شرکتها و کارخونه های متعددی گفتن که در زمینه نانو مشغول به کار هستن؛
که البته همه اینا بعد از تلاش و پشتکار خودشون، حاصل همراهی و دلسوزی خانواده ای که مثل کوه پشت هم هستن

از محصولی گفتن که در مسیر اربعین حسینی و با قصد جلوگیری از آسیب های پوستی زوار اباعبدالله به ذهنشون رسید
و با پیدا کردن ماده مخصوص و فرمول ساخت ویژه🧪و به افتخار اربعین اسمش شد آربیانا
و الان شده یکی از هزاران محصولی که جوانهای نخبه و انقلابی کشورمون برای مردم کشورشون تولید میکنن 

از صحبت هاشون سیر نمیشدم
بهمون گفتن بچه ها سعی و تلاش بکنید و خوب درس بخونید،تا برسید به جایی که باید، تا کار دست شخص نالایق نیافته
️
و تا زمان ظهور امام زمان (عج) جوری کار کنیم تا جلوی اماممون سرمون بالا باشه🥲
دوست داشتم بیشتر و بیشتر ازشون بشنوم،حرفایی که میزدن یه جون به جونام اضافه میکرد
حس افتخار و اقتدار بهم دست میداد؛وقتی ایشون رو میدیدم و میشنیدم
حیف که باید ازشون خداحافظی میکردیم...
و دعای خیر شد، پایان دیدار ما و ایشون
ادامه دارد...
#رویداد_جورچین #جورچین_قم
| رهوا |
... از تأسیس شرکتها و کارخونه های متعددی گفتن که در زمینه نانو مشغول به کار هستن؛
که البته همه اینا بعد از تلاش و پشتکار خودشون، حاصل همراهی و دلسوزی خانواده ای که مثل کوه پشت هم هستن
از محصولی گفتن که در مسیر اربعین حسینی و با قصد جلوگیری از آسیب های پوستی زوار اباعبدالله به ذهنشون رسید
از صحبت هاشون سیر نمیشدم
و تا زمان ظهور امام زمان (عج) جوری کار کنیم تا جلوی اماممون سرمون بالا باشه🥲
دوست داشتم بیشتر و بیشتر ازشون بشنوم،حرفایی که میزدن یه جون به جونام اضافه میکرد
حیف که باید ازشون خداحافظی میکردیم...
ادامه دارد...
#رویداد_جورچین #جورچین_قم
۱۵:۳۳
هدیه انقلاب
شاید بپرسید بزرگترین هدیهی انقلاب به ما چه بود؟پاسخ، دادنِ «امکانات» نیست؛ بلکه فراهم کردنِ «امکانِ حرکت» است.
تا همین ۵۰ سال پیش، سقفِ آرزوها و اهدافِ یک جوانِ ایرانی بسیار کوتاه و محدود بود؛ جادهها برای رسیدن به قلههای بزرگ، عملاً بسته بود. اما امام(ره) این سقف را برداشت و افق را باز کرد.
اماصرفِ باز بودنِ جاده، کسی را به مقصد نمیرساند.امروز این «امکان» فراهم شده و قلههای علم و استقلال در دسترس است، اما اگر جوانِ این سرزمین نتواند از این فرصتِ تاریخی استفاده کند و حرکتش را در بسترِ «ظرفیتهای ایمانی» قرار ندهد، این نعمتِ بزرگ را هدر داده است.
ما امروز در نقطهای هستیم که یا باید با قدرت صعود کنیم و اقتدارِ ایران و اسلام را رقم بزنیم، و یا شاهدِ سوخت رفتنِ فرصتی باشیم که نسلهای قبل، حتی در خواب هم نمیدیدند.

قله به کسی تعلق دارد که «ارادهی صعود» داشته باشد، نه فقط «اجازهی حرکت».
[«فقط انسان های ضعیف به اندازه امکاناتشان کار میکنند...»
@rahva_ir
#انقلاب_اسلامی #۲۲بهمن#جوان_ایرانی
شاید بپرسید بزرگترین هدیهی انقلاب به ما چه بود؟پاسخ، دادنِ «امکانات» نیست؛ بلکه فراهم کردنِ «امکانِ حرکت» است.
تا همین ۵۰ سال پیش، سقفِ آرزوها و اهدافِ یک جوانِ ایرانی بسیار کوتاه و محدود بود؛ جادهها برای رسیدن به قلههای بزرگ، عملاً بسته بود. اما امام(ره) این سقف را برداشت و افق را باز کرد.
اماصرفِ باز بودنِ جاده، کسی را به مقصد نمیرساند.امروز این «امکان» فراهم شده و قلههای علم و استقلال در دسترس است، اما اگر جوانِ این سرزمین نتواند از این فرصتِ تاریخی استفاده کند و حرکتش را در بسترِ «ظرفیتهای ایمانی» قرار ندهد، این نعمتِ بزرگ را هدر داده است.
ما امروز در نقطهای هستیم که یا باید با قدرت صعود کنیم و اقتدارِ ایران و اسلام را رقم بزنیم، و یا شاهدِ سوخت رفتنِ فرصتی باشیم که نسلهای قبل، حتی در خواب هم نمیدیدند.
قله به کسی تعلق دارد که «ارادهی صعود» داشته باشد، نه فقط «اجازهی حرکت».
[«فقط انسان های ضعیف به اندازه امکاناتشان کار میکنند...»
@rahva_ir
#انقلاب_اسلامی #۲۲بهمن#جوان_ایرانی
۱۴:۱۹
رهوا | rahva
#راوی_جورچین ... از تأسیس شرکتها و کارخونه های متعددی گفتن که در زمینه نانو مشغول به کار هستن؛
که البته همه اینا بعد از تلاش و پشتکار خودشون، حاصل همراهی و دلسوزی خانواده ای که مثل کوه پشت هم هستن 
از محصولی گفتن که در مسیر اربعین حسینی و با قصد جلوگیری از آسیب های پوستی زوار اباعبدالله به ذهنشون رسید
و با پیدا کردن ماده مخصوص و فرمول ساخت ویژه🧪 و به افتخار اربعین اسمش شد آربیانا
و الان شده یکی از هزاران محصولی که جوانهای نخبه و انقلابی کشورمون برای مردم کشورشون تولید میکنن 
از صحبت هاشون سیر نمیشدم
بهمون گفتن بچه ها سعی و تلاش بکنید و خوب درس بخونید،تا برسید به جایی که باید، تا کار دست شخص نالایق نیافته
️ و تا زمان ظهور امام زمان (عج) جوری کار کنیم تا جلوی اماممون سرمون بالا باشه🥲
دوست داشتم بیشتر و بیشتر ازشون بشنوم، حرفایی که میزدن یه جون به جونام اضافه میکرد
حس افتخار و اقتدار بهم دست میداد؛ وقتی ایشون رو میدیدم و میشنیدم
حیف که باید ازشون خداحافظی میکردیم...
و دعای خیر شد، پایان دیدار ما و ایشون
ادامه دارد... #رویداد_جورچین #جورچین_قم
| رهوا |
۱۶:۳۶
رهوا | rahva
#راوی_جورچین ... از تأسیس شرکتها و کارخونه های متعددی گفتن که در زمینه نانو مشغول به کار هستن؛
که البته همه اینا بعد از تلاش و پشتکار خودشون، حاصل همراهی و دلسوزی خانواده ای که مثل کوه پشت هم هستن 
از محصولی گفتن که در مسیر اربعین حسینی و با قصد جلوگیری از آسیب های پوستی زوار اباعبدالله به ذهنشون رسید
و با پیدا کردن ماده مخصوص و فرمول ساخت ویژه🧪 و به افتخار اربعین اسمش شد آربیانا
و الان شده یکی از هزاران محصولی که جوانهای نخبه و انقلابی کشورمون برای مردم کشورشون تولید میکنن 
از صحبت هاشون سیر نمیشدم
بهمون گفتن بچه ها سعی و تلاش بکنید و خوب درس بخونید،تا برسید به جایی که باید، تا کار دست شخص نالایق نیافته
️ و تا زمان ظهور امام زمان (عج) جوری کار کنیم تا جلوی اماممون سرمون بالا باشه🥲
دوست داشتم بیشتر و بیشتر ازشون بشنوم، حرفایی که میزدن یه جون به جونام اضافه میکرد
حس افتخار و اقتدار بهم دست میداد؛ وقتی ایشون رو میدیدم و میشنیدم
حیف که باید ازشون خداحافظی میکردیم...
و دعای خیر شد، پایان دیدار ما و ایشون
ادامه دارد... #رویداد_جورچین #جورچین_قم
| رهوا |
#راوی_جورچین
هنوز حرفهای خانم دکتر کاشانیان توی ذهنم میچرخید…
اینکه رسالت فقط یه کلمهی قشنگ برای نوشتن توی بیو نیست؛یه مسئولیت واقعیه
️اینکه حتی یه انتخاب کوچیک من،حتی همون تصمیمی که امروز با تردید میگیرم،میتونه یه جایی توی این دنیا اثر بذاره…
شاید خیلی بزرگتر از چیزی که الان میفهمم.
با خودم فکر میکردم یعنی واقعاً من هم قراره یه نقش داشته باشم؟یه سهمی توی این دنیا؟یا فقط یکی از آدمهاییام که میان و میرن؟
توی همین فکرها بودم که نگاهم افتاد به میزی که توی چند ثانیه پر شد از قلمو و رنگ و ذوقی که برق میزد توی چشمها
کارستان هنر شروع شد…اما عجیب این بود که بیشتر از نقاشی، درباره «دیدن» بود.
درباره اینکه دنیا رو فقط همونطور که هست نبینی،بلکه همونطور که میتونی بسازیش نگاهش کنی.
وقتی اساتید شروع کردن به حرف زدن،فهمیدم میشه بانوی هنرمند مسلمان بود؛میشه هم به علاقهات وفادار موند هم به ارزشهات.
میشه این دو تا رو مقابل هم ندید،بلکه کنار هم رشدشون داد. 
| رهوا |
هنوز حرفهای خانم دکتر کاشانیان توی ذهنم میچرخید…
با خودم فکر میکردم یعنی واقعاً من هم قراره یه نقش داشته باشم؟یه سهمی توی این دنیا؟یا فقط یکی از آدمهاییام که میان و میرن؟
توی همین فکرها بودم که نگاهم افتاد به میزی که توی چند ثانیه پر شد از قلمو و رنگ و ذوقی که برق میزد توی چشمها
وقتی اساتید شروع کردن به حرف زدن،فهمیدم میشه بانوی هنرمند مسلمان بود؛میشه هم به علاقهات وفادار موند هم به ارزشهات.
۱۶:۳۶
رهوا | rahva
#راوی_جورچین هنوز حرفهای خانم دکتر کاشانیان توی ذهنم میچرخید…
اینکه رسالت فقط یه کلمهی قشنگ برای نوشتن توی بیو نیست؛ یه مسئولیت واقعیه
️ اینکه حتی یه انتخاب کوچیک من، حتی همون تصمیمی که امروز با تردید میگیرم، میتونه یه جایی توی این دنیا اثر بذاره…
شاید خیلی بزرگتر از چیزی که الان میفهمم. با خودم فکر میکردم یعنی واقعاً من هم قراره یه نقش داشته باشم؟ یه سهمی توی این دنیا؟ یا فقط یکی از آدمهاییام که میان و میرن؟
توی همین فکرها بودم که نگاهم افتاد به میزی که توی چند ثانیه پر شد از قلمو و رنگ و ذوقی که برق میزد توی چشمها 
کارستان هنر شروع شد… اما عجیب این بود که بیشتر از نقاشی، درباره «دیدن» بود.
درباره اینکه دنیا رو فقط همونطور که هست نبینی، بلکه همونطور که میتونی بسازیش نگاهش کنی. وقتی اساتید شروع کردن به حرف زدن، فهمیدم میشه بانوی هنرمند مسلمان بود؛ میشه هم به علاقهات وفادار موند هم به ارزشهات.
میشه این دو تا رو مقابل هم ندید، بلکه کنار هم رشدشون داد.
| رهوا |
#راوی_جورچین
از مسیر سختشون گفتن…از روزهایی که دانشگاه براشون ساده نگذشت،از فشار بعضی استادها، از جملههایی که سعی میکرد دل آدم رو خالی کنه؛
اینکه «اینجا جای امثال شما نیست».
جملههایی که شاید کوتاه باشن،اما میتونن رویای یه نفر رو بلرزونن.ولی اونا صبر کردن، ادامه دادن، قویتر شدن.
نه با هیاهو،بلکه با کار کردن، یاد گرفتن، و ثابت قدم موندن.تا جایی که تونستن تبدیل بشن به هنرمندانی که هم به کشورشون خدمت میکنن
هم به باورهاشون پایبندن.
اون لحظه یه چیزی توی ذهنم جا افتاد؛
هنر فقط کشیدن روی بوم سفید نیست،هنر یعنی ساختن خودت، یعنی وقتی مسیر سخت میشه، خم نشی.یعنی بدونی ارزشهات نقطهضعف نیست،ریشته

شاید تمام کارستان هنر یه پیام داشت؛اینکه هر کدوم از ما یه هنرمندیم،نه فقط پشت بوم،بلکه وسط زندگی.با انتخابهامون، با تصمیمهامون، با ایستادنهامون.
و رسالت شاید دقیقاً همین باشه؛اینکه بفهمی قراره چه رنگی به این دنیا اضافه کنی
چه اثری، هرچند کوچیک،اما واقعی و موندگار.
من هنوز ته مسیر نیستم، حتی شاید تازه اول راه باشم، اما حالا یه چیزو مطمئنم؛میخوام هر مسیری که انتخاب میکنم،رنگِ خودم رو داشته باشه…و شجاعتِ موندن پای اون رنگ رو با همه وجود داشته باشم.
#رویداد_جورچین #جورچین_قم
| رهوا |
از مسیر سختشون گفتن…از روزهایی که دانشگاه براشون ساده نگذشت،از فشار بعضی استادها، از جملههایی که سعی میکرد دل آدم رو خالی کنه؛
جملههایی که شاید کوتاه باشن،اما میتونن رویای یه نفر رو بلرزونن.ولی اونا صبر کردن، ادامه دادن، قویتر شدن.
اون لحظه یه چیزی توی ذهنم جا افتاد؛
شاید تمام کارستان هنر یه پیام داشت؛اینکه هر کدوم از ما یه هنرمندیم،نه فقط پشت بوم،بلکه وسط زندگی.با انتخابهامون، با تصمیمهامون، با ایستادنهامون.
و رسالت شاید دقیقاً همین باشه؛اینکه بفهمی قراره چه رنگی به این دنیا اضافه کنی
من هنوز ته مسیر نیستم، حتی شاید تازه اول راه باشم، اما حالا یه چیزو مطمئنم؛میخوام هر مسیری که انتخاب میکنم،رنگِ خودم رو داشته باشه…و شجاعتِ موندن پای اون رنگ رو با همه وجود داشته باشم.
#رویداد_جورچین #جورچین_قم
۱۶:۳۶
رهوا | rahva
#راوی_جورچین هنوز حرفهای خانم دکتر کاشانیان توی ذهنم میچرخید…
اینکه رسالت فقط یه کلمهی قشنگ برای نوشتن توی بیو نیست؛ یه مسئولیت واقعیه
️ اینکه حتی یه انتخاب کوچیک من، حتی همون تصمیمی که امروز با تردید میگیرم، میتونه یه جایی توی این دنیا اثر بذاره…
شاید خیلی بزرگتر از چیزی که الان میفهمم. با خودم فکر میکردم یعنی واقعاً من هم قراره یه نقش داشته باشم؟ یه سهمی توی این دنیا؟ یا فقط یکی از آدمهاییام که میان و میرن؟
توی همین فکرها بودم که نگاهم افتاد به میزی که توی چند ثانیه پر شد از قلمو و رنگ و ذوقی که برق میزد توی چشمها 
کارستان هنر شروع شد… اما عجیب این بود که بیشتر از نقاشی، درباره «دیدن» بود.
درباره اینکه دنیا رو فقط همونطور که هست نبینی، بلکه همونطور که میتونی بسازیش نگاهش کنی. وقتی اساتید شروع کردن به حرف زدن، فهمیدم میشه بانوی هنرمند مسلمان بود؛ میشه هم به علاقهات وفادار موند هم به ارزشهات.
میشه این دو تا رو مقابل هم ندید، بلکه کنار هم رشدشون داد.
| رهوا |
۱۶:۳۶
رهوا | rahva
تصویر
#راوی_جورچین
وقتی گفتن «کارستان حوزه» ، ته دلم گفتم خب احتمالاً قراره یه فضای خیلی رسمی و قابلپیشبینی باشه…
اما هنوز پنج دقیقه نگذشته بود که فهمیدم اشتباه فکر میکردم!اولین استاد شروع کرد حرف زدن و گفت عاشق فیزیک بوده.
نه در حد معمولیها…از سال اول دبیرستان سؤالهای پیشدانشگاهی حل میکرده!
نخبهی فیزیک!من همون لحظه خشکم زد.با خودم گفتم خب این چرا الان اینجاست؟ 
بعد تعریف کرد یه روز دعوت میشه به کلاسهای معرفتی. بهش میگن «تو خیلی کوچیکی برای این بحثها.» 🧏و جالب اینجاست که خودش هم میگفت هیچی نمیفهمیدم!ولی نرفت.نموند که فقط گوش بده و بره.اصرار کرد بفهمه. 
اونقدر جدی گرفت که جزوههاش شد بهترین جزوه کلاس.
و همون مسیر آرومآروم زندگیشو عوض کرد. 
#رویداد_جورچین
| رهوا |
وقتی گفتن «کارستان حوزه» ، ته دلم گفتم خب احتمالاً قراره یه فضای خیلی رسمی و قابلپیشبینی باشه…
#رویداد_جورچین
۱۰:۱۵
رهوا | rahva
تصویر
۱۰:۱۵
رهوا | rahva
تصویر
#راوی_جورچین
استاد بعدی حوزه گفت همیشه سؤال داشته.
از اون سؤالهایی که ولت نمیکنه. نمیخواست فقط بگه «باشه قبول»،میخواست بدونه چرا.
میخواست منطقی قانع بشه.
و حوزه براش شد جایی که میتونست فکر کنه، بحث کنه، جواب پیدا کنه. 
و جالبتر از همه؟ یکیشون کنار حوزه، هنر هم میخوند! 
یعنی هم عمیق فکر میکرد، هم خلاق بود.
هم اهل تحلیل، هم اهل ساختن.من اونجا نشسته بودم و هر دقیقه ذهنم بیشتر شوکه میشد.
تصویر کلیشهای که تو ذهنم ساخته بودم، داشت یکییکی فرو میریخت.
🧱حوزه اون چیزی نبود که فکر میکردم.آدمهاش هم اون چیزی نبودن که حدس میزدم.یهو فهمیدم انتخاب رشته فقط انتخاب یه اسم نیست.انتخاب یه سبک زندگیه.
انتخاب اینه که چقدر میخوای عمیق فکر کنی،چقدر جرأت سؤال داشتن داشته باشی. راستش هنوز تصمیم نهاییمو نگرفتم…
اما یه چیزو با هیجان فهمیدم: 
مسیر آدمها از بیرون معلوم نیست.ممکنه از فیزیک شروع شه،
از سؤال شروع شه،از یه کلاس کوچیک شروع شه…
و برسه جایی که حتی فکرشم نمیکردی. و این،صادقانه بگم؟هیجانانگیزترین بخش انتخاب رشتهست.
#رویداد_جورچین
| رهوا |
استاد بعدی حوزه گفت همیشه سؤال داشته.
#رویداد_جورچین
۱۰:۱۶
رهوا | rahva
تصویر
۱۰:۱۶
با حضور : دکتر سیدمحسن خادمی
۱۶:۵۲
رهوا | rahva
تصویر
#راوی_جورچین
منتظر میزبان بعدی بودیم، یک بانوی نخبه
خانم دکتر فاطمه شفاف
خانم شفاف جلسه رو با یه سؤال شروع کردن؛یه سؤال که هنوز تو سرم میچرخه:
«اگه جای شما بودم، تو این سن، دوست داشتم چی بشنوم که کمکم کنه انتخاب بهتری داشته باشم؟» 
من که دقیقاً تو همون سنم؛ تو همون نقطهی گیجِ انتخاب رشته، جایی که همه نظر میدن و آخرش خودتی و تصمیمی که قراره آیندتو بسازه.
گفتن امروز قراره درباره سه تا موضوع جدی حرف بزنیم؛ نه نصیحتهای تکراری،چیزایی که واقعاً یه روزی به دردمون میخوره.
اول از «مسیر شغلی» گفتن.اینکه ما فقط یه اسم رشته انتخاب نمیکنیم؛داریم یه مسیر رو انتخاب میکنیم.
از مدل قدیمی گفتن؛مدرسه، دانشگاه، کارآموزی، کار، بعد مدیر شدن؛ یه خط صاف، انگار زندگی از قبل طراحی شده، اما گفت دنیا دیگه صاف نیست. 
#رویداد_جورچین
| رهوا |
منتظر میزبان بعدی بودیم، یک بانوی نخبه
خانم شفاف جلسه رو با یه سؤال شروع کردن؛یه سؤال که هنوز تو سرم میچرخه:
من که دقیقاً تو همون سنم؛ تو همون نقطهی گیجِ انتخاب رشته، جایی که همه نظر میدن و آخرش خودتی و تصمیمی که قراره آیندتو بسازه.
#رویداد_جورچین
۰:۴۵
رهوا | rahva
تصویر
۰:۴۵
رهوا | rahva
تصویر
ادامه #راوی_جورچین
...یه کلمه گفتن که تو ذهنم حک شد: «عدم قطعیت».
یعنی ممکنه فردا یه تکنولوژی جدید بیاد و همهچیزو عوض کنه، همونطور که ماشینهای برقی صنعت خودرو رو تکون دادن. 

پس مهمترین مهارت چیه؟انعطافپذیری!
گفتن باید مثل ژله باشیم؛ ممکنه بلرزیم،ولی دوباره فرم بگیریم و وایسیم.
گفت مسیر شغلی امروز پر از پیچ و تغییره.
شاید وسط راه دوباره درس بخونی، یه مهارت تازه یاد بگیری، یا حتی جهت تخصصتو عوض کنی.
از استادی مثال زدن که آمار خونده اما تخصصشو برده سمت بازاریابی؛ شغلش همونه، ولی زاویه دیدش فرق کرده. 
بعد گفتن که مدل جدید زندگی اینه:یاد بگیر، کار کن، دوباره یاد بگیر،و دوباره خودتو بهروز کن.
حتی درباره پزشکی گفتن؛ اگه یه پزشک یاد نگیره تکنولوژیهای جدید چیه، از دنیا عقب میمونه. 🩺
و یه جمله که خیلی به دلم نشست؛
گفت مانع اصلی نه جنسیت، نه ظاهر…بلکه نساختن خودمونه.آدم توانمند، بالاخره جاشو پیدا میکنه!
اون روز فهمیدم انتخاب رشته، انتخاب یه اسم نیست؛ انتخاب یه راهه، راهی که قراره توش رشد کنم، تغییر کنمو یاد بگیرم با دنیا همراه بمونم.
و شاید برای اولین بار، به جای ترس از آینده،هیجانش رو حس کردم. 

#رویداد_جورچین #جورچین_تهران
| رهوا |
...یه کلمه گفتن که تو ذهنم حک شد: «عدم قطعیت».
پس مهمترین مهارت چیه؟انعطافپذیری!
گفتن باید مثل ژله باشیم؛ ممکنه بلرزیم،ولی دوباره فرم بگیریم و وایسیم.
بعد گفتن که مدل جدید زندگی اینه:یاد بگیر، کار کن، دوباره یاد بگیر،و دوباره خودتو بهروز کن.
و یه جمله که خیلی به دلم نشست؛
#رویداد_جورچین #جورچین_تهران
۰:۴۶
خبر داریم چه خبری...
تیم ملی هوش مصنوعی توی المپیاد جهانی ۲۰۲۵ دوتا مدال نقره و دوتا برنز کسب کرده 🥳
خداقوت بهشون
#استعدادهایایرانی
| رهوا |
تیم ملی هوش مصنوعی توی المپیاد جهانی ۲۰۲۵ دوتا مدال نقره و دوتا برنز کسب کرده 🥳
#استعدادهایایرانی
۱۶:۵۶
#روشنای_مسیر #تربیت_مشاور
@rahva_ir
۸:۱۹
رهوا | rahva
• روشـــنای مســـیر • ← سلسله نشستهای تربیت مشاورِ علمی
با حضورِ دکتر سید مجتبی حسینی
روانشناس حوزه کودک و نوجــوان
با ۱۶ ســـال سابقــــه کار با نوجــــوان
موسس مدرســـه زندگی راه سیمرغ
۲۹ بهمن ماه
ساعت ۱۳ الی ۱۶
در بستر اسکایروم #روشنای_مسیر #تربیت_مشاور @rahva_ir
جناب آقای دکتر حسینی مبدع روش کوچینگ فطرت محور
لینک ورود به جلسه: 
https://daneh.ir/demo2/mod/lmskaranskyroomtwo/joinroom.php?id=41174 
۱۱:۴۳
سلام
این روزا که بحث قرآن خوندن از ماه های دیگه داغ تره
بهتره ما هم عقب نمونیم ازش و ببینیم خدای مهربون تو قرآن راجع به استعداد های انسان اصلا چی گفته؟
مگه استعداد تو قرآن هم اومده ؟؟؟
بله بله صبر کنید
تو سوره اسراء، آیه ۸۴ اومده که:
«قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ»(بگو: هرکس طبق ساختار وجودی خودش عمل میکند)
یعنی چی
در این آیه خداوند میفرماید که هر انسانی یک "شاکله" داره. شاکله یعنی ساختار درونی، شخصیت، روحیات و استعدادهایی که خدا به هر کس داده.حالا یکم واضح تر تر:


اولا که همه ما مثل هم نیستیم!بعضیا تو ریاضی مهارت دارن، بعضیا تو نقاشی، بعضیا تو ورزش... خلاصه که هر کی تو یچیز...این یعنی هرکس شاکله خاص خودشو دارد.
دوماً اینکه هیییچکککس بی استعداد نیست!شاید تا حالا به خودت گفته باشی: "من هیچ استعدادی ندارم!" اما این آیه میگه: نه! هرکس یک شاکله خاص دارد، فقط باید اونو کشف کنه.
سوماً راه موفقیت هرکس با دیگری فرق میکنه!نمیشه انتظار داشت همه مثل هم پیشرفت کنن که.یکی با کتاب خوندن پیشرفت میکنه یکی با فوتبال بازی کردن
پس نتیجه میگیریم که:· خودتو با دیگران مقایسه نکنننن
· دنبال استعداد خاص خودت بگرددد
· وقتی استعدادت رو پیدا کردی، روی همون کار کن
· مطمئن باش خدا هیچکسو بی استعداد نیافریده
#من_و_قرآن #دفترچه_راهنما
| رهوا |
تو سوره اسراء، آیه ۸۴ اومده که:
«قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ»(بگو: هرکس طبق ساختار وجودی خودش عمل میکند)
یعنی چی
پس نتیجه میگیریم که:· خودتو با دیگران مقایسه نکنننن
#من_و_قرآن #دفترچه_راهنما
۷:۵۱