عکس پروفایل اندیشکده حکمرانی رساا

اندیشکده حکمرانی رسا

۹۰ عضو
ایرانِ صبحِ پیروزیundefined جعفر زینت‌بخش (قسمت ۳ از ۳)
3) ساختارهای داخلی (جمهوری اسلامی)؛ معادله جدید نظام مسائل ایراندر علم فیزیک مفهومی تحت عنوان «انهدام» (Annihilation) وجود دارد که به نابودی ذره‌ها بعد از تلاقی با هم اشاره دارد. شاید بتوان از این اصلاح در علم‌الاجتماع نیز بهره برد؛ جایی که مسئله‌های بغرنج و بحران‌ها در تلاقی با یکدیگر، به «انفعال» کشانده می‌شوند. مسئله‌های عمیق و بغرنجی که گاه به بحران‌های لاینحل می‌نماید، نظیر بی‌اعتمادی عمومی نسبت به نظام حکمرانی که بسیاری از اقدامات و خط‌مشی‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را به بن‌بست و هرگونه مجال گفتگو را به انسداد کشانده است در مواجهه و تلاقی با بحرانی مثل جنگ، آن هم جنگ با ابرقدرت‌های مستکبر جهان، جای خود را به همدلی و همسویی می‌دهد و این همدلی و انرژی، خود عاملی است برای پیروزی در جنگ نظامی اخیر، بحران پذیرش رهبری جدید، گذار از بحران‌های اعتراضات و اغتشاشات داخلی، عبور از مرحله بی‌تفاوتی عمومی و لجاجت عمومی، لااقل برای مدتی. بنابراین، نظام مسائل پیش روی ایرانِ صبح پیروزی، نظام مسائل اینک و اکنون نیست و صورت‌بندی جدید از این نظام، به خلق معادله جدید نظام مسائل ایران می‌انجامد که در سایه همدلی و تعاون ایرانیان و آمادگی برای اقدام مشترک در راستای منافع ملی، می‌توان از پس آن برآمد و به افق‌های روشن در سپهر اداره ایران دست یافت. 4) ساختارهای خارجی (سایر کشورها و نهادهای بین‌المللی)؛ معادله جدید امنیتی و ژئوپلیتیکپیروزی ایران، موازنه قدرت جهانی را به‌شدت دگرگون خواهد کرد. فروپاشی هیمنه نظامی آمریکا و تضعیف موجودیت رژیم صهیونیستی، موجب شکل‌گیری معماری جدید امنیتی در خاورمیانه می‌شود. هم‌پیمانان سابق واشنگتن برای حفظ منافع و امنیت خود، ناگزیر از رویکردی جدید نسبت به تهران خواهند بود. این فرصتی کلیدی است برای توسعه و پیشرفت. همچنین این پیروزی برای سالیان متمادی سایه جنگ را از ایران دور می‌کند که این مهم نیز از پیش‌نیازهای هر طرح توسعه‌ای است.پیمان‌های راهبردی و عمیق با قدرت‌های نوظهور شرق و گروه بریکس، ترک خوردن دیوار تحریم‌ها بواسطه شکست امریکا، افزایش فشارهای عمومی بر دولت‌ها برای ارتباط با ایران و کاهش مقاومت غرب و بویژه امریکا در برابر این مراودات جدید و عواملی دیگر، می‌تواند جهان را به سوی معادله جدید امنیتی و ژئوپلیتیکی جدید و استقرار نظم نوین جهانی سوق دهد. این تغییرات حتی در کمترین میزان خود، دریچه‌ای است که ایران را در برابر فرصت‌های بزرگ بهره‌برداری از ظرفیت‌های جهانی قرار می‌دهد. این موقعیت را می‌توان بهترین موقعیت ایران در جهان، طی قرون اخیر دانست.
چهار معادله فوق، در پیروزی نهایی، پنجره‌ای تاریخی بر آینده ایران می‌گشاید؛ پنجره‌ای که در آن، ایرانِ همدل و متحد، نظام مسائل بازآرایی‌شده، تبلور گفتمان تمدن‌ساز ایرانی ـ اسلامی در سطح جهانی و شکل‌گیری نظم نوین جهانی که ایران عقب‌مانده (به روایت پیش از جنگ) را پرچمدار هویت‌ساز و تمدن‌ساز (به روایت صبح پیروزی) می‌داند، چهره‌ای نو و تصویری جذاب از ایران به نمایش می‌گذارد. بهره‌گیری علمی و راهبردی از این فرصت، مستلزم تدوین سیاست‌هایی سنجیده و آینده‌نگرانه است تا این «صبح پیروزی»، به «فصل شکوفایی ایران» بدل شود.
۱۴۰۴/۱۲/۲۰
#تحلیل#روایت_جنگ
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۶:۰۲

thumbnail
می‌توان رویکرد #اقتصادمقاومتی در جنگ‌اقتصادی را معادل راهبرد #جنگ‌_نامقارن در شرایط جنگ نظامی دانست. با همان منطق و همان کارکرد.
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۹:۵۸

آیا ایران از نقشه جغرافیا محو شدنی است؟درس‌آموزه‌هایی از دل تاریخ برای سیاه‌دلان تاریخundefined جعفر زینت‌بخش
اخیراً رئیس جمهور آمریکا در اظهاراتی عجیب مدعی شده بود که ایران را از نقشه جغرافیا محو کرده است!. صرف نظر از مضحک بودن این ادعا باید گفت که ایران در طول تاریخ چند هزارساله خود بارها در خطر فروپاشی و محو از صفحه تاریخ بوده است اما هرگز چنین اتفاقی رخ نداده است.
در واقع، ایران به سبب موقعیت ممتاز جغرافیایی و زیست بوم منحصر به فرد، همواره در طول تاریخ، مورد طمع قدرت‌های بی‌اخلاق زمان خود بوده است. حمله مغولان، اسکندر مقدونی، خلفای اموی و عباسی و اشرف افغان به ایران، فقط بخشی از این حملات بوده است. از سویی دیگر، شرایط خاص طبیعی سرزمین ایران و واقع شدن در مناطق گرم و خشک زمین و بلایای طبیعی نظیر زلزله، از دیرباز دشمنی بالقوه برای ایرانیان بوده است. با این‌حال، هزاران سال است که با همه فراز و فرودهای طاقت‌فرسا، ایران و نمادهایش، فرهنگ و زبان فارسی پا برجا مانده‌اند؛ فرهنگی که حتی در دل دشمنان خود هم‌ریختگی یافت و بدین طریق نام ایران بر تارک نقشه جغرافیای همه اعصار، درخشیده است.
ایرانیان از دیرباز از «دانش» و «حکمت» به‌عنوان سلاحی برای حراست از خویشتن و کیان خود تکیه کرده‌اند. آنان با تحول ریاضیات توسط ابوریحان ها و غیاث‌الدین جمشید کاشانی ها، صنعت را پایه‌گذاری کردند؛ با دانش مهندسی شهرهای آباد و بناهای مستحکم ساختند و با ابرپروژه‌های آبرسانی و خلق کاریزهای سراسری، آب را در فلات ایران مدیریت کردند و زراعت را به شکوفایی رساندند. با رازی‌ها و جابربن حیان‌ها، دانش شیمی را به عنوان دستاوردی برای حیات انسان، پایه‌ریزی کردند. با ابن‌سیناها و فارابی‌ها به جنگ با امراض رفتند و بقا را در این سرزمین قوام بخشیدند. با دانش خود فنون نظامی را طراحی کردند و تا حد زیادی توانستند از کیان خود در برابر متخاصمان دفاع کنند.
اما در کنار دانش‌های فوق، آنچه که ایرانیان را روئین‌تن ساخت و ققنوس‌وار از میان آتش تاریخ رهایی بخشید، فلسفه، ادبیات و شعر، هنر و خلق روایت‎‌های هویت‌ساز مبتنی بر «حکمت» ایرانیان بوده است. ما با فلسفه ملاصدرا زنده شدیم، با حکمت‌های مولانا جان گرفتیم، اسفار اربعه را در عرفان پیمودیم و با هم یک پیکر شدیم و همچون سیمرغ عطار، قله‌های قاف را فتح کردیم. حماسه‌سازی موشکی را از روز ازل و همراه آرش کمانگیر، فرا گرفتیم و رستم‌های دستانی شدیم که برای حفظ ایرانمان، دیوهای تاریخ را یکی پس از دیگری پس می‌زدیم. ما هزاران سال پیش، با اخلاق و حکمت، جامعه‌مان را اداره می‌کردیم در حالی که به فناوری انسانیت رسیده بودیم و منشور انسانیت را برای جهان به ارمغان آوردیم.
بله، ما افسانه هستیم که هرگز محو نمی‌شویم. ما ایرانیم... که راز جاودانگی را همچون گیلگمش از ساخت روایت‌ها آموختیم، روایت‌هایی از «نظم» که «از باد و باران نیابد گزند». ولی شما سیاه‌دلان تاریخ که کمر بر محو نام ایران بسته‌اید، بزودی و در اوج مکنت و قدرت، به سرنوشت مغولان و مقدونیان و ... دچار خواهید شد... ان‌شالله.۱۴۰۵/۱/۴#روایت_جنگ

undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۵:۳۲

واکاوی اهداف طرفین در جنگ تحمیلی سوم (از منظر منطق طرح‌ریزی نظامی) بخش اول undefined محمد طاهریان
undefinedدر بین اصول شناخته شده جنگ، "اصل هدف" به عنوان اولین اصل پذیرفته شده تقریبا در بین همه کشورها شناخته می شود. در سطح تاکتیکی (یعنی در صحنه نبرد که یگان های نظامی بازیگر آن هستند)، هدف، اشاره به پدیده و ماهیتی دارد که وحدت همه تلاش های بازیگران خرد و کلان باید متمرکز و متوجه آن باشد. در سطح راهبردی (یعنی صحنه جنگ که کشورهای متخاصم با همه مولفه های قدرت ملی خود اعم از اقتصاد، سیاست، فرهنگ و البته توان نظامی) در آن درگیر هستند؛ هدف مفهومی متفاوت دارد. از آنجا که جنگ ابزاری برای دنبال کردن خواسته‌هایی است که از راه سیاسی قابل تحقق نیست، پس قاعدتا باید هدف در جنگ ادامه و دنباله همان اهدافی باشد که در صحنه سیاست (اعم از گفتگو یا هر کنشگری دیپلماتیک دیگری) دنبال می شده است.undefinedدر موضوع جنگ اخیر، نکته قابل توجه این است که بارها از طریق تسهیل گران یا شرکت کنندگان در مذاکرات قبل از شدوه جنگ (به طور مشخص وزیر امور خارجه عمان) اعلام شده است که بخش قابل ملاحظه خواسته‌های طرف آمریکایی در مذاکرات با لحاظ کردن ملاحظاتی از طرف ایران ممکن الوصول بوده است. پس چه چیزی جنگ را به راه انداخت؟ نکته اینجاست که آمریکا همانطور که بعدا اعلام کرد، برای هدفی سیاست ورزی می کرد که اصولا قابل اعلام نبود یعنی "سرنگونی و تغییر رژیم". در مراحل ابتدایی جنگ هم برای دستیابی به این "کلان هدف" عملیات های نظامی (اعم از ترور سران نظام، حمله به مراکز عمده فرماندهی کنترل، لجستیکی و عملیاتی) دنبال گردید هرچند در ادامه شرایط تغییر کرد.undefined️به طور کلی در جنگ ها، طرح های عملیاتی برای وصول هدف اصلی تهیه و دنبال می شود و همه مولفه های قدرت ملی متوجه همان هدف است؛ ولی ممکن است تحت تاثیر عوامل موثر بر صحنه جنگ (شامل توان خودی، وضعیت دشمن، وضعیت منطقه عملیات، وضعیت جمعیت غیرنظامی و زمان، موسوم به عوامل METTTC )، روند عملیات به شکلی که طراحی شده است پیش نرود و نیاز به تغییر در راهبرد و تاکتیک ها اجتناب ناپذیر باشد. در جنگ رمضان سه متغیر اصلی باعث شد که آمریکا هدف اعلامی (که برای وصول به آن طراحی و حمله کرده بود) را تغییر دهد. اول- وضعیت دشمن (یعنی ایران): در سطح راهبردی اشتباه محاسباتی از رفتار سیستم حکمرانی ایران (که توان نظامی بخشی از آن است) در پی ترور سران نظام و سطح آمادگی برای پاسخ (اعم از سرعت، شدت و دامنه پاسخ)، موضوعی بود که در برآورد جنگ آمریکا به اشتباه محاسبه شده بود. دوم- جمعیت غیر نظامی: آمریکا برآورد کرده بود که جمعیت ایران متاثر از خشم انباشته شده در پی اتفاقات دی ماه، بلافاصله به تقابل با نظام پرداخته و تسهیل کننده عملیات آمریکا در ایران باشند یا در بدبینانه ترین حالت (از منظر آمریکا) مردم در روند اداره جنگ به عنوان سربار و عامل دست و پاگیر برای حاکمیت به شمار آیند. ولی دیدیم که به برکت خون رهبر شهید، مردم در این جنگ توسط خدا مبعوث شدند و جبهه جدید در خیابان علیه دشمن گشوده و توسط خود مردم هدایت و اداره گردید.سوم_ منطقه عملیات: موقعیت ژئوپلتیک ایران (به طور خاص وجود تنگه هرمز و پراکندگی منافع آمریکا در جنوب خلیج فارس) عاملی بود که حتما در فرآیند طراحی و بازی جنگ توسط آمریکایی ها به آن توجه شده بود. ولی آنچه در نظر گرفته نشده بود معتبر بودن تهدید بستن تنگه هرمز و منطقه ای کردن جنگ توسط ایران بود.undefined️در مجموع با منطق طراحی جنگ و اینکه هدف بلند پروازانه آمریکا همه تلاش ها را متمرکز پدیده ای غیرقابل دسترس (یعنی سرنگونی نظام) کرده بود، سایر صحنه های عملیات (مثل اغتشاشات خیابانی و گروهک های تجزیه طلب) نیز نتوانستند به اهداف واسط دست یابند. لذا آنچه امروز در اداره جنگ توسط آمریکا مشاهده می شود، "بی هدفی" است. به بیان دیگر کلان‌راهبرد همیشگی آمریکا در جنگ ها (یعنی اداره جنگ در کوتاه ترین زمان با کمترین تلفات و کمترین هزینه) تبدیل به هدف آمریکا در جنگ شده است. و باز هم به بیان ساده تر هدف آمریکا از ادامه جنگ، "پایان جنگ" است. البته پایان جنگ به معنای برگشتن اوضاع به شرایط قبل از ساعت (سین) روز (ر)"، یعنی قبل از دهم اسفندماه.
#روایت_جنگ #تحلیل
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۷:۳۸

واکاوی اهداف طرفین در جنگ تحمیلی سوم (از منظر منطق طرح‌ریزی نظامی) بخش دوم undefined محمد طاهریان
undefined️بازیگر دیگر این جنگ یعنی اسرائیل، با درک درستی که از تغییر صحنه جنگ پیدا کرده است و اینکه کمتر نسبت به جنگ دوازده روزه از آثار مستقیم حملات ایران متاثر شده است (که دلایل منطقی و قابل بحثی دارد)، راهبردی دقیقا عکس آمریکا را دنبال می کند. اسرائیل می داند که دیگر چنین فرصتی برای آسیب رساندن به جمهوری اسلامی ایران به دست نخواهد آورد و آمریکا در حمله به ایران اسرائیل را همراهی نخواهد کرد. از سویی توان جنگ نظامی بدون مشارکت مستقیم پدر خوانده را هم ندارد (مبتنی بر تجربه جنگ دوازده روزه). لذا اسرائیل به دنبال این است که اولا با هرچی می تواند (مثل لابی صهیونیستها، فشار شخصی به مقامات تصمیم گیر در کاخ سفید و...)، آجری لای این پنجره فرصت گشوده شده بگذارد تا دیرتر بسته شود و دوما در این فرصت هر چه می تواند ضربات موثری به ایران وارد کند که جبران آن "هزینه بر"، "زمان بر" و از همه مهم تر "بیشتر درگیر کننده جمعیت" در روزهای پس از جنگ (از حیث اجتماعی و اقتصادی) باشد.undefined️در جبهه مقابل، ایران بر اساس آموخته های ارزشمند جنگ دوازده روزه طراحی های نسبتا موثری داشته و در حالیکه بطور عجیبی اراده به کارگیری ظرفیت های بالقوه در کل سیستم ظهور کرده است؛ به خودباوری خیره کننده ای رسیده که برعکس آمریکا نه تنها توانسته طرح های خود را اجرا کند بلکه با "در دست گرفتن ابتکار عمل" و "توزیع توان محور مقاومت در سطح راهبردی" و "در سایه وحدت ساحات در کل صحنه جنگ"، اهداف جدیدی برای خود تعریف کرده است: "تثبیت غیرقابل بازگشت موقعیت ایران به شکلی که سایر پروژه های حکمرانی (از قبیل توسعه و بازسازی محور مقاومت) در پرتو این موقعیت تثبیت شده، ممکن باشد".
#روایت_جنگ #تحلیل
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۷:۳۸

پیروزی یا شکست؟ (صورت‌بندی وضعیت آتش‌بس در جنگ رمضان)undefinedمحمد طاهریان
undefinedمنطق تشخیص طرف‌ پیروز در جنگ خیلی ساده است؛ اگر مهاجم به اهداف تعیین شده دست پیدا نکند، مدافع پیروز شده است (یا حداقل شکست نخورده است). هزینه‌هایی هم که مدافع در جنگ متحمل می‌شود، هزینه "کار نکردن ابزار بازدارندگی" اوست، نه هزینه شکست. undefinedدر #جنگرمضان نه‌تنها دشمن از دستیابی به اهدافش محروم شد، دستاوردهایی هم داشتیم که می‌تواند برای ایران بازدارندگی ایجاد کند:

۱
کنترل و انتفاع مالی از تنگه هرمز و تثبیت این اصل که در هر درگیری احتمالی بعدی، ایران از این ظرفیت استفاده خواهد کرد.

۲_ معتبرسازی تهدید "منطقه‌ای کردن جنگ" توسط ایران (حمله به پایگاه‌ها و منافع دشمن در منطقه با راهبرد وحدت ساحات، بطوریکه دشمن را به این برآورد برساند که محور مقاومت در هر زمان امکان اجرای آن‌را دارد).
۳_ در هم شکستن انگاره ضعیف شدن محور مقاومت پس از سقوط سوریه و شهادت سیدحسن نصرالله.
۴_ تثبیت حق و امکان انجام حمله پیش‌دستانه علیه رژیم صهیونیستی و سنتکام (در صورتیکه ایران احساس کند دشمن قصد انجام شیطنت دارد).
undefined️فراموش نکنیم که به ما جنگ وجودی (یعنی جنگی که می‌توانست باعث نابودی نظام و ایران شود) تحمیل شده بود ولی با مقاومت، ایثار و عملکرد درخشان #خیابان و #میدان، فعلا امیدوارانه در این وضعیت نسبتا پایدار قرار داریم.
#روایت_جنگ #تحلیل
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۷:۴۷

واکاوی مفهوم #گذار_بین_جنگی در جنگ ترکیبییادداشتی در خصوص توافق موقت ایران و آمریکاundefinedجعفر زینت‌بخش
مفهوم جنگ از دیرباز یکی از مفاهیم مهم و مورد توجه بشر بوده است. از هزاران سال پیش کشورها و تمدن‌ها با اهداف گوناگونی نظیر تصاحب منابع بیشتر، کسب منفعت اقتصادی، کشورگشایی و تحکم گسترده‌تر و حتی ارضای میل آتش‌افروزی پادشاهان خود، به جنگ نظامی مبادرت می‌کردند. البته این مفهوم در یک قرن اخیر و تحت تأثیر تغییر ماهیت استعمار، دستخوش تغییرات جدی شده است، بطوریکه شاهد پیدایش #جنگ‌های_نوین هستیم.
یکی از ویژگی‌های جنگ‌های نوین، ماهیت ترکیبی آن است، ویژگی‌ای که به صورت مستمر نوع و فُرم جنگ را از فرمی به فرم دیگر تغییر می‌دهد. در واقع، تغییر نوع و شکل غالب جنگ در جریان یک #جنگ_ترکیبی، را #گذار_بین_جنگی می‌نامیم و این گذار در دل ماهیت ترکیبی جنگ‌های نوین اتفاق می‌افتد. لازم به ذکر است که لحظه انجام این گذار، از مهم‌ترین لحظات جنگ‌ها است و از آن به عنوان #نقطه_کانونی_جنگ یاد می‌شود که می‌تواند نتایج جنگ را دستخوش تغییرات بنیادین کند.
ایران نیز بدلیل قرارگیری در منطقه ژئوپلیتیک غرب آسیا و دارا بودن منابع مهم زیرزمینی و قرارگیری در گذرگاه حساس تبادل کالا و انرژی جهان، کشوری است که در دو قرن اخیر بیشتر از سایر کشورها در معرض هجمه دشمنان و جنگ قرار داشته است. سایر کشورها بدلیل محدودیت منابع و اضطرار اجتماعی برای رفع نیازهای و توسعه خود چشم به منابع و موقعیت ایران داشته‌اند اما نه از طریق توافق و ائتلاف و اشتراک و امثالهم بلکه از طریق جنگ و تزاحم و تنازع. در مقابل، ایران نیز دو راه را پیش رو داشته است، یا تسلیم و راضی شدن به یغمای منابع و ثروت و عزت کشور و یا ایستادگی و ورود به جنگ و تقابل مستقیم.
ایران حدود نیم قرن است که راه دوم را برگزیده و هزینه‌های آن را نیز پذیرفته است. برای مثال در سال‌های نخست انقلاب اسلامی، شیوه جنگ بیشتر تروریستی، تجزیه‌طلبانه و یا حمله برق‌آسا و ربایش (طبس) بوده است. شهریور ۵۹ شاهد یک گذار بین جنگی به جنگ نظامی بودیم. اگرچه بسیاری از شکل‌های گذشته جنگ همچنان فعال بودند، اما شیوه‌ای که به شکل فاحشی غالب شد، جنگ نظامی بود.
در سال ۱۴۰۴ نیز در چند مقطع حساس و کانونی، شاهد این پدیده بودیم، سحرگاه ۲۳ خرداد که تنی چند از فرماندهان و دانشمندان کشور در حمله دشمن صهیونی به شهادت رسیدند، شیوه غالب جنگ، از جنگ فرهنگی و شناختی (جنگ نرم) و جنگ اقتصادی به جنگ نظامی تغییر یافت. نقطه کانونی دیگر ۱۲ روز بعد و آتش‌بس بود. ۱۸ دی نیز شیوه جنگ تروریستی و کودتا شیوه غالب شد و ۹ اسفند مجددا با گذار بین جنگی، جنگ نظامی شیوه غالب جنگ شد.
توافق موقت سحرگاه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ آخرین و تازه‌ترین گذار بین جنگی در ایران است. دشمن که از نتایج جنگ نظامی و برهم خوردن برنامه‌های خود و معادلات جهانی به شدت ناامید است بر آن است تا با تغییر قالب و نوع جنگ و زمین بازی، بارقه‌های امید را برای هم‌پیمانان و پیاده نظام خود زنده نگه دارد و با روایت‌سازی‌هایی از پیروزی، از فروپاشی هژمونی خود در دنیا نیز اجتناب کند. آن‌ها در دوتایی (و نه دوگانه) #قدرت_میدان - #وحدت_خیابان، ناامید از ایستادگی در برابر قدرت میدان، با تغییر قالب و نوع جنگ، به دنبال ضربه زدن به وحدت خیابان هستند. نفس این توافق موقت می‌تواند ضربه‌ای به این وحدت در خیابان و امید و غرورِ حماسی جریحه‌دار شده و برانگیخته شده ایرانیان باشد.
جمهوری اسلامی نیز بنا به دلایلی که شاید مهمترین آن برگزاری حماسی و شکوهمند مراسم #تدفین_رهبر_شهید باشد و تحت #شروط_ده_گانه آن را پذیرفت. البته این پذیرش تحت این محاسبه از جمهوری اسلامی انجام شده که نخست: بازسازی ساختار پدافندی دشمن و تجدید قوای آن در دو هفته امکان‌پذیر نیست و دوم: مردم ایران بسیار آگاه و هوشیارند و از این دست عوض کردن‌ها و خالی بازی کردن‌های دشمن، فریب نمی‌خورند و از وظیفه‌ای که رهبری سوم برایشان مشق کرده‌اند، قصور نمی‌کنند.
در نتیجه، اینک وقت ارائه تحلیل‌های کلیشه‌ای، ارزیابی‌های میزان تحقق اهداف طرفین، روایت سازی‌های غیرواقع، توجیهات ضدو نقیض و تفرقه‌افکنی نیست؛ چرا که این از اهداف مهم دشمن برای بهره‌برداری از این لحظه کانونیِ گذار بین جنگی اخیر است. وظیفه ایرانیان همچنان، تقویتِ قدرت میدان از طریق تجدید قوا و نفس گیری دلاوران نیروی مسلح، و تحکیم وحدت در خیابان از طریق استمرار حضور مردمی در خیابان‌ها و خاکسپاری حماسی رهبر شهید است.۱۴۰۵/۱/۱۹
#روایت_جنگ #گذار_بین_جنگی #تحلیل
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۲۰:۵۲

undefinedابزارها و هوش مصنوعی ملیundefinedبرای تولید محتوای مردمی
undefinedکلیپ‌سازی و موشن گرافیک:undefined zigap.irundefined ivira.ai/undefined clipam.ir undefined soore.ai undefined flatrender.ir undefined viditor.net undefined asanclip.ir undefined vidiwood.comundefined hooshran.appundefined kasku.ai/sessionsundefined hooshran.app/dashboard/category/all
undefinedاپلیکیشن‌سازی آنلاین:undefined 4app.irundefined appeto.ir undefined puzzley.net undefined approcket.ir undefined appeditor.ir undefined apppash.com undefined mr2app.com
undefinedلوگوساز آنلاین:undefined bizgo.ir undefined yelogo.ir undefined logonomy.ir
undefinedهوش مصنوعی تولید متن:undefined okian.aiundefined khoondan.irundefined chat.smartbytes.irundefined chat.boofai.com/undefined gapgpt.app/chat
undefined️ معرفی وبگاه‌های هوش مصنوعی ایرانی، جایگزین نمونه‌های خارجی
undefinedهوش مصنوعی بوفhttps://boofai.comundefined هوش مصنوعی ویرا (اپلیکیشن)https://ivira.aiundefined هوش مصنوعی سورهhttps://soore.aiundefined هوش مصنوعی رخشایhttps://rakhshai.comundefined هوش مصنوعی نورnoorgpt.ir/chatundefined هوش مصنوعی کاسکوkasku.aiundefined هوش مصنوعی هوشیارhttps://houshyar24.irundefined هوش مصنوعی AvalAIhttps://avalai.irundefined هوش مصنوعی زیگپhttps://zigap.irundefined هوش مصنوعی خودنویسkhodnevisai.comundefined هوش مصنوعی روبوhttps://roboo.irundefined هوش مصنوعی یاراباتhttps://yarabot.irundefined هوش مصنوعی هوش نو http://hoosheno.comundefined هوش مصنوعی گپ جی‌پی‌تیhttps://gapgpt.appundefined هوش مصنوعی راینوchat.smartbytes.ir

undefinedهوش مصنوعی رخشای https://rakhshai.comundefinedهوش مصنوعی هوشیار ۲۴ https://houshyar24.irundefinedهوش مصنوعی AvalAI –https://avalai.irundefinedهوش مصنوعی زیگپhttps://zigap.irundefinedهوش مصنوعی روبوhttps://roboo.irundefinedهوش مصنوعی یاراباتhttps://yarabot.irundefinedهوش مصنوعی هوش نو http://hoosheno.comundefinedهوش مصنوعی گپ جی‌پی‌تیhttps://gapgpt.appundefinedهوش مصنوعی راینوhttps://chat.smartbytes.irundefinedهوش مصنوعی هوشرانhttps://hooshran.appundefinedهوش مصنوعی اُکیانhttps://okian.aiundefinedهوش مصنوعی سورهhttps://soore.aiundefinedهوش مصنوعی پیام رسان بله http://ble.ir/ai_bot
#رسا_نو
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۱:۵۸

undefined تحلیل نظری جنگ رمضان در چارچوب تکامل پارادایم‌های استعماری نوین
undefined مهدی خسروی
تحلیل نظری «جنگ رمضان» مستلزم بررسی آن در چارچوب تکامل تاریخی پارادایم‌های استعماری نوین است. این رویداد نظامی که در نهم اسفند ۱۴۰۴ به‌صورت مشترک توسط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد، صرفا یک درگیری مقطعی نیست، بلکه نقطه عطفی در سیر تحول الگوهای سلطه در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. تحول این الگوها از استعمار کلاسیک مبتنی بر اشغال مستقیم سرزمین‌ها و تصرف عریان منابع آغاز شد، اما در قرن بیست‌ویکم به اشکال پیچیده‌تر، لایه‌مند و عمدتا غیرمستقیم تکامل یافته است. جنگ رمضان را باید اوج نهایی تلاش‌های ناکام برای ادغام جمهوری اسلامی ایران در نظم هژمونیک جهانی دانست که در صورت عدم توفیق سازوکارهای پیشین، به مرحله قهرآمیز رسیده است.
براین‌اساس، تکامل پارادایم‌های استعماری در چهار مرحله قابل ردیابی است: مرحله نخست، استعمار کلاسیک یا «سلطه سخت» بود که بر تهاجم نظامی مستقیم و حذف حاکمیت‌های محلی استوار بود. ناکارآمدی این الگو به‌دلیل مقاومت‌های مردمی، هزینه‌های اداره مستقیم و تنش‌های داخلی در کشورهای متروپل، زمینه را برای گذار به مدل «حکمرانی نیابتی» فراهم کرد. در این مرحله دوم، سلطه از طریق نصب ساختارهای قدرت دست‌نشانده و نخبگان وابسته اعمال می‌شد و حاکمیت نمایشی جایگزین اشغال مستقیم گردید. این تحول، گذار از «سلطه قهرآمیز» به «هژمونی نهادینه‌شده» را نشان می‌دهد که در آن اعمال قدرت از طریق درونی‌سازی هنجارها و قواعد نظام مسلط صورت می‌پذیرد.
در مرحله سوم، نهادهای علمی، فرهنگی و آموزشی به ابزارهای مهندسی هژمونیک تبدیل شدند. دانشگاه‌ها، موسسات پژوهشی و شبکه‌های نخبگی، بازتولیدکننده گفتمان لیبرال-سرمایه‌داری شدند و نخبگان پیرامونی را در موقعیت «تابعیت فکری» قرار دادند. نتیجه این فرآیند، تسلط بر افق معرفتی جوامع و نه صرفا منابع مادی آن‌ها بود. پیچیده‌ترین مرحله تحول با ظهور «جهانی‌سازی هدایت‌شده تحت لوای توسعه پایدار» تکمیل شد. در این الگو، مهندسی اجتماعی از طریق چارچوب‌های ظاهرا فنی مانند اهداف توسعه پایدار (SDGs)، ذیل کنوانسیون‌ها و معاهدات تخصصی، به «نرمالیزاسیون هنجاری» منجر گردید. این سازوکار با خردکردن موضوعات کلان به رژیم‌های فراملی، به تدریج تعریف مشروعیت از مفاهیمی چون حاکمیت و توسعه را در انحصار قدرت‌های مرکزی قرار داد و ظرفیت دولت‌ها برای پیگیری مسیرهای بدیل را تحلیل برد.
جمهوری اسلامی ایران از ابتدای تاسیس، با اتکا به گفتمان ضد هژمونیک، به بازیگری ضدسیستمی در برابر این نظم تبدیل شد. از این رو، ایران از یک مسئله منطقه‌ای به مانعی راهبردی در برابر پروژه جهانی‌سازی هژمونیک ارتقا یافته بود.
در این بستر، جنگ رمضان اوج تعارض ساختاری بین نظم در حال بازتولید و کنشگری ضدسیستمی است. این تهاجم حلقه نهایی زنجیره فشارهای چندلایه اقتصادی، فرهنگی و حقوقی پیشین محسوب می‌شود که پس از ناکامی سازوکارهای سلطه نرم (شامل تحریم‌های هوشمند، جنگ روانی و ابزارهای نهادهای بین‌المللی)، به بازگشت قهرآمیز به منطق سخت‌افزاری قدرت منجر شد. از این منظر، جنگ رمضان تجلی «بازگشت به قهر» در نظم معاصر است؛ لحظه‌ای که کارآمدی ابزارهای نرم به حد افول می‌رسد و ساختار مسلط ناگزیر به فعال‌سازی مجدد خشونت عریان می‌شود.
این رویداد همچنین تقابلی تاریخی بین پروژه جهانی‌سازی یکپارچه و آخرین پایگاه‌های مقاومت سازمان‌یافته است. ایران در این تقابل نه صرفا به‌مثابه یک دولت-ملت، بلکه به‌عنوان حامل روایتی بدیل از نظم جهانی ظاهر شده است. بنابراین، تحلیل جنگ رمضان بدون توجه به این سیر تکاملی (از استعمار کلاسیک تا مهندسی اجتماعی جهانی) به درکی ناقص از پویایی قدرت در نظام بین‌الملل منجر خواهد شد. این جنگ حلقه‌ای تکمیلی در چرخه تحول ابزارهای سلطه است که تداوم محتوای استعماری را در صورت‌های نوین بازنمایی می‌کند. تنها با قراردادن آن در این روایت بلندمدت می‌توان ابعاد راهبردی‌اش را در هندسه قدرت جهانی فهمید.
#روایت_جنگ#تحلیل
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۷:۱۶

thumbnail
undefined تفاوت‌ بین نظریه، چارچوب نظری و چارچوب مفهومیبر اساس مقاله وارپیو و همکاران (۲۰۲۰)، در ادامه تفاوت‌های کلیدی بین نظریه، چارچوب نظری و چارچوب مفهومی به صورت دقیق توضیح داده شده است. این مفاهیم اغلب به جای هم استفاده می‌شوند، اما در پژوهش‌های علمی نقش‌های متمایز و حیاتی دارند.undefined نظریه (Theory): یک نظریه، مجموعه‌ای از گزاره‌های به‌هم‌پیوسته و انتزاعی است که روابط بین چندین سازه (Construct) را توصیف، تبیین یا پیش‌بینی می‌کند. نظریه‌ها به ما کمک می‌کنند پدیده‌های جهان را درک کنیم. آن‌ها می‌توانند توصیفی، تبیینی، رهایی‌بخش، اخلال‌گر (برای رد دانش موجود) یا پیش‌بینانه باشند. نظریه‌ها سطوح مختلفی دارند: از نظریه‌های کلان (مانند مارکسیسم) تا نظریه‌های میان‌دامنه (مانند نظریه کنشگر-شبکه) و خرد (مانند کنش متقابل نمادین).undefined چارچوب نظری (Theoretical Framework): چارچوب نظری، داربست یا اسکلتی است که شما به عنوان پژوهشگر آن را می‌سازید. این داربست از یک یا چند نظریه انتخاب‌شده تشکیل شده است. شما در چارچوب نظری، مفاهیم و پیش‌فرض‌های آن نظریه‌ها را تعریف کرده، آن‌ها را به طور منطقی به هم وصل می‌کنید و نشان می‌دهید که چگونه این مبانی نظری، مطالعه خاص شمارا هدایت و شکل می‌دهند. در واقع، چارچوب نظری بازتاب کار شما برای به کارگیری یک نظریه در پژوهش است.undefined چارچوب مفهومی (Conceptual Framework): چارچوب مفهومی، توجیه و نقشه راه برای انجام مطالعه است. این چارچوب سه بخش اصلی دارد:۱. مروری بر دانش موجود (معمولاً از طریق پیشینه تحقیق).۲. شناسایی شکاف‌ها یا سوالات بی‌پاسخ در آن دانش.۳. تشریح مبانی روش‌شناختی پژوهش.هدف آن پاسخ به این دو سوال است: «چرا این پژوهش مهم است؟» و «یافته‌های این مطالعه چه کمکی به دانش موجود می‌کنند؟»undefinedنحوه استفاده از این سه مفهوم، به شدت تحت تاثیر پارادایم پژوهشی شما قرار دارد.الف) رویکرد قیاسی عینی‌گرا (Objectivist Deductive): در این رویکرد (مانند پوزیتیویسم)، پژوهشگر از کل (نظریه) به جزء (داده) حرکت می‌کند.نظریه: نقطه آغاز تحقیق است. پژوهشگر یک جزء آزمون‌پذیر از نظریه (مثلاً یک رابطه علّی) را استخراج و آن را به یک فرضیه تبدیل می‌کند. هدف، آزمون و احتمالا تصحیح یا توسعه آن نظریه است. نظریه در اینجا ابژه تحقیق است.چارچوب نظری: معمولا واضح و از پیش تعیین‌شده است، زیرا بر اساس یک نظریه خاص بنا می‌شود. این چارچوب، متغیرها و روابطی را که باید اندازه‌گیری شوند، دیکته می‌کند.چارچوب مفهومی: شکاف موجود در پشتیبانی تجربی از نظریه را شناسایی کرده و توضیح می‌دهد که چگونه آزمون این فرضیه خاص، به پر کردن آن شکاف کمک می‌کند.ب) رویکرد استقرایی ذهنیت‌گرا (Subjectivist Inductive): در این رویکرد (مانند ساختارگرایی)، پژوهشگر از جزء (داده) به کل (نظریه) حرکت می‌کند.نظریه: نقش آن بسیار منعطف‌تر است و می‌تواند در سه نقطه مختلف ظاهر شود:۱. توسعه کاملاً استقرایی: نظریه در پایان مطالعه و از دل داده‌ها پدیدار می‌شود.۲. کاملاً آگاه از نظریه: پژوهش از ابتدا تحت تاثیر یک نظریه است، اما به جای آزمون آن، از آن به عنوان لنزی برای دیدن دنیا استفاده می‌کند تا پدیده‌ها را بفهمد.۳. اطلاع‌رسانی نظریه به تحلیل: در حین تحلیل داده‌ها، از مفاهیم یک نظریه برای عمق‌بخشیدن به تفسیر استفاده می‌شود.چارچوب نظری: ممکن است در ابتدا وجود نداشته باشد (در حالت توسعه کاملاً استقرایی)، یا می‌تواند ترکیبی از ایده‌های چند نظریه باشد که لنز تحلیلی منحصربه‌فردی را می‌سازد.چارچوب مفهومی: همان نقش کلیدی را در توجیه مطالعه دارد. شکافی در درک تجربه انسانی از یک پدیده را نشان داده و توضیح می‌دهد که چگونه روش‌های کیفی انتخاب‌شده (مثل مصاحبه) برای کشف آن تجربه مناسب هستند.undefined به طور خلاصه:نظریه، توضیحی عام درباره چگونگی کارکرد پدیده‌هاست.چارچوب نظری، کاربرد خاص شما از آن توضیح عام در مطالعه‌تان است.چارچوب مفهومی، دلیل و منطق انجام آن مطالعه خاص است.
#آموزش#مدرسه_روش
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۵:۰۷

آینده جنگ، روزهای سرنوشت‌ساز بعد از اسلا‌م‌آباد
undefinedمحمد طاهریان
به نتیجه نرسیدن گفتگوها در اسلام‌آباد به معنای پایان آتش‌بس نیست. دوره دوهفته‌ای قطع آتش همچنان معتبر است و شاید بتوان این دوره از مذاکرات را تلاشی برای تست کردن اراده دیپلماتیک ایران از سوی آمریکا دانست.
با ایستادگی تیم مذاکره کننده ایرانی بر مواضع اصولی ایران در اسلام‌آباد، احتمال تغییر رفتار آمریکا در دورهای بعدی گفتگو وجود داد. هرچند ممکن است تغییری در سطح و شکل خواست طرف ایرانی هم اتفاق بیافتد.
باید در نظر داشت که همزمان با برنامه مذاکرات و تا پایان مهلت آتش‌بس، آمریکا (و شخص ترامپ) طی یک عملیات روانی بسیار سنگین، تهدیدات لفظی برای حمله به زیرساخت‌ها و حتی افزایش نیرو در خاورمیانه را ادامه خواهد داد تا ایران را در تصمیماتش متزلزل و وادار به امتیاز دادن در مذاکرات نماید.
در راستای برهم زدن جبهه داخلی، احتمال فعال‌سازی مزدوران داخلی (ترور، بمب‌گذاری یا حمله ریزپرنده علیه مراکز مهم) و حملات سایبری با منشاء نامشخص هم وجود دارد.
اگرچه ترکیب عملیات روانی و امنیتی سازی داخلی، برای خسته کردن مردم و تزلزل اراده تصمیم‌گیران صورت خواهد گرفت و دشمن تلاش می‌کند در دوره آتش‌بس از جامعه ایران "آرامش‌زدایی" کند ولی در مجموع؛ بعید است که آمریکا بعد از پایان مهلت دوهفته‌ای دوباره حمله را از سر بگیرد.
در سمت ایران، سه‌گانه میدان، خیابان و جبهه داخلی باید کاملا هوشیارانه اوضاع را رصد و مدیریت کنند. در میدان (عرصه‌های آفندی و پدافند) نیروهای مسلح باید دست بر ماشه حتی برای حمله پیشدستانه آماده باشند؛ خیابان‌ها و حمایت مردمی از رزمندگان و دیپلمات‌ها باید فعالانه دنبال شود و در جبهه داخلی نیروهای امنیتی برای بی‌اثرسازی نقشه شوم ناامن‌سازی دشمن تلاش کنند و دولت اقدامات لازم برای جبران اثرات اقتصادی و کاستن فشار از مردم و بخش تولید را شبانه‌روزی دنبال کند.
در پایان به خاطر داشته باشیم که "در جنگ هستیم". اگر دوره قبل از آتش‌بس، دوره "جنگ تاب‌آوری" بود، این روزهای سرنوشت‌ساز دوره "جنگ اراده‌ها" است.
#روایت_جنگ
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۵:۲۵

thumbnail
undefinedکتاب روایت الهی
اثر آیت الله محمدرضا عابدینی

با موضوع «خوانش قرآنی نبرد با آمریکا و اسراییل» به چاپ دوم رسید.

روایت زمینی، روایتی مبتنی بر آمار و ارقام است: تعداد موشک‌ها، میزان خرابی‌ها و شمار شهدا. توقف در این روایت، دقیقاً همان خواسته دشمن در جنگ شناختی است؛ اما «روایت الهی»، منطق پیروزی و شکست را نه با معیارهای مادی، بلکه با سنت‌های الهی حاکم بر هستی می‌سنجد. کلید این آینده، در دست نسلی است که وقایع را از منظر روایت الهی می‌نگرد.
undefinedسفارش آنلاین با تخفیف ویژه. #ارسال_امروزbasalam.com/kosar17/product/39962050
undefinedتهیه برای تشکلهای فرهنگی(بالای ۱۵ عدد):@admin_ravaasi
#رساب#کتاب#استاد_عابدینی
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۲۰:۴۵

دسترسی به اینترنت بین الملل برای سایت های پژوهشی
undefined به اطلاع دانشجویان، اساتید و پژوهشگران گرامی می‌رسانیم که امکان دسترسی به سایت‌های آکادمیک در بستر اینترنت بین‌الملل فراهم شده است. با مراجعه به نشانی سایت مورد نظر می‌توانید به مقالات و مطالب علمی دسترسی داشته باشید.
سایت‌های زیر در دسترس قرار گرفت:
undefined https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov
undefined https://react.dev
undefined https://vercel.com
undefined https://ubuntu.com/
undefined https://nextjs.org
undefined https://www.python.org/
undefined https://link.springer.com
undefined https://www.digicert.com/
undefined https://www.sciencedirect.com/
undefined https://www.certum.eu/en/
undefined https://sourceforge.net/
undefined https://pypi.org/
undefined https://crates.io
undefined https://www.ieee.org
undefined https://www.npmjs.com/
undefined همچنین سایت‌ letsencrypt.org ، یکی از ابزارهای اصلی و ضروری برای صدور گواهی SSL نیز در دسترس قرار گرفت.
undefined لطفا این پست را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید.
#اطلاعیه#مدرسه_روش
undefined اندیشکده حکمرانی رسابله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۹:۴۳

ایرانِ پساجنگ و مسئله اقتصاد؛
دلالت‌هایی از روستای اجدادی برای اقتصاد پساجنگِ ایران
(قسمت ۱ از ۱۰)undefinedجعفر زینت‌بخش undefinedمدت زمان تقریبی مطالعه: ۳ دقیقه
چالش‌ها و ناکارآمدی‌های ساختاری اقتصاد ایران، از جمله تورم بالا، کاهش تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی منفی، پیش از وقوع جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان نیز قابل مشاهده بودند. با این حال، جنگ به طور طبیعی آسیب‌های مضاعفی بر بدنه اقتصاد کشور وارد ساخته است. از جمله این آسیب‌ها می‌توان به تخریب #زیرساخت‌ها، تعطیلی برخی واحدهای اقتصادی به‌ویژه #بنگاه‌های_خُرد و #کسب‌وکارهای_کوچک، #محدودیت‌های_ترانزیتی در مسیر واردات و صادرات کالا و به‌تبع آن کمبود برخی مواد اولیه برای تولید در کوتاه‌مدت اشاره کرد. مجموع این عوامل، عرصه را بر اقتصاد ایران تنگ‌تر از پیش خواهد ساخت.
در مقابل، اگرچه دولت در دوره جنگ و پس از آن، با اجرای طرح‌های حمایتی #کوتاه‌مدت و اتخاذ سیاست‌های مالی متناسب، کوشیده است تا شدت بحران اقتصادی ناشی از جنگ را کاهش دهد، اما این اقدامات مُسکن‌های کوتاه مدتی هستند برای تسکین آلام وضعیت بوجود آمده در زمان حال و ایجاد فرصت کافی و بستر مناسب برای اقدامی مؤثر، که اقتصاد را در بلندمدت علاج کند. به عبارت دیگر، ما برای مدیریت #منابع_محدود در برابر نیازهای فزاینده و رفع اضطرار اجتماعی، به جای طرح‌های کوتاه‌مدت و کم‌اثر، ناگزیر به تدوین و اجرای راهکارهایی برای اصلاح ریشه‌ای اقتصاد هستیم. از این رو، ضروری است که اقتصاددانان همراه با سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران کشور، به جستجوی نظریه‌ها، طرح‌ها، راهبردها و راهکارهایی برای ترمیم اقتصاد ایران در بلندمدت بپردازند. یکی از روش‌های نیل به این هدف، بررسی اقدامات #پیشینیان ما در مواجهه با مسائل و بحران‌های محیطی و اقتصادی دوران خود و استخراج #دلالت‌های آن برای وضعیت کنونی ایران است.
شرایط جنگیِ نوروز ۱۴۰۵، فرصتی برای اقامتی چندروزه در روستای اجدادی فراهم آورد. این روستا در حاشیه کویر، در استان اصفهان و مسیر شهرهای نائین و یزد واقع شده است. اگرچه این روستا امروزه در قامت #روستاهای_ویلایی، به یکی از مقاصد گردشگری برای فرزندان شهرنشین اهالی پیشین خود تبدیل شده و جز در ایام تعطیلات، فاقد رونق اقتصادی است و تولیدی جز پسماندهای مسافران ندارد، اما در گذشته کارخانه‌ای بزرگ، #چندمنظوره و #چندمحصولی، #کارآمد، #دانش‌محور و موفق در عرصه تولید به شمار می‌رفته است. این سفر، امکان هم‌صحبتی با ساکنان قدیمی و افراد دارای تجربه زیسته در روستا را به منظور یافتن دلالت‌هایی برای اقتصاد #پساجنگ ایران میسر ساخت؛ دلالت‌هایی برگرفته از اقداماتی که در طی دهه‌ها و قرن‌های گذشته، روستاهای بعضاً #دورافتاده از مرکز و فاقد #منابع_زیرزمینی را در محیطی نسبتاً #ایزوله به #شکوفایی_اقتصادی رسانده بود. در نتیجه این بررسی، ده دلالت احصا شد که امید می‌رود طرح آن‌ها بتواند برای اقتصاد ایران در دوره پساجنگ راهگشا باشد.
undefined در قسمت ۲ خواهید خواند...دلالت نخست؛ تولید مردمی مبتنی بر شبکه‌سازی
#روایت_جنگ #تجویز#دلالت_پژوهی
undefined اندیشکده حکمرانی رسا(اندیشکده روش‌شناسی و سیاست‌پژوهی ایران)بله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۵:۳۴

undefined درس‌های نظریه چشم‌داشت برای تحلیل شکست راهبرد بلوف آمریکا در جنگ رمضان
undefined مهدی خسرویundefinedمدت زمان تقریبی مطالعه: ۲ دقیقه
جنگ رمضان که از نهم اسفند ۱۴۰۴ با حمله هماهنگ ارتش تروریستی آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی به ایران آغاز شد، در عمل به آزمونی تعیین‌کننده برای یک فرضیه کلیدی در نظریه تصمیم‌گیری تبدیل گردید. نظریه چشم‌داشت کانمن و تورسکی به درستی نشان می‌دهد که انسان‌ها در مواجهه با ریسک، رفتاری نامتقارن دارند: در قلمرو سود، ریسک‌گریز و در قلمرو ضرر ریسک‌پذیر می‌شوند. واشنگتن کوشید با ایجاد یک بلوف پوکری پیچیده، ایران را به دام این همانی رفتاری بیندازد؛ بمباران گسترده و پیام‌های غیرمستقیم برای آتش‌بسی زودهنگام با دستاوردهای نمادین، طراحی شده بود تا تهران را در قلمرو «سود کوچک اما قطعی» قرار دهد.
اما محاسبه‌گران کاخ سفید در ارزیابی از نقطه مرجع ایران دچار خطای فاحشی شدند. از نگاه تصمیم‌سازان ایرانی، حمله تمام‌عیار نه یک ضرر محدود، بلکه ورود به قلمرو تهدید منافع حیاتی تعبیر گردید؛ و در چنین قلمرویی، بر خلاف پیش‌بینی اولیه آمریکا، نه ریسک‌گریزی بلکه ریسک‌پذیری حداکثری فعال می‌شود. ایران با معکوس‌سازی حساب‌شده، نشان داد که در آن سوی نقطه مرجع، آماده پذیرش هزینه‌های سنگین‌تر برای جلوگیری از تحقق ضرر مطلق است.
نتیجه آنکه بلوف آمریکا نه تنها کارکرد خود را از دست داد، بلکه حریف را به رفتاری سوق داد که دقیقا معکوس راهبرد مورد انتظار بود. درس سیاستی این رویداد برای هر دو طرف روشن است: در شرایطی که طرف مقابل خود را در قلمرو ضرر می‌بیند، فرض ریسک‌گریزی یک خطای راهبردی بنیادین است. هر گونه محاسبه‌ی بلوف در آینده باید با بازتعریف دقیق نقطه مرجع و شناخت مرز میان سود و ضرر از نگاه دشمن آغاز شود، نه با قیاس ساده‌انگارانه از منافع خودی.
#روایت_جنگ #تحلیل
undefined اندیشکده حکمرانی رسا(اندیشکده روش‌شناسی و سیاست‌پژوهی ایران)بله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۶:۳۱

undefinedدوگانه تقلیل‌گرایی_آرمان‌گرایی؛ تاملی در جنگ رمضان(قسمت ۱ از ۲)
undefined محمد طاهریان undefinedمدت زمان تقریبی مطالعه: ۳ دقیقه
تحلیل رویدادهای منازعه‌آمیز در روابط بین‌الملل، به‌ویژه جنگ‌ها، همواره در معرض یک آسیب دوگانه قرار دارد. از یک سو، خطر تقلیل واقعه به محاسبات صرفاً ریاضی و مقایسه عریان توان فیزیکی وجود دارد و از سوی دیگر، احتمال گرفتار شدن در دام روایت‌سازی‌های آرمان‌گرایانه‌ای که دست‌نیافتنی و نامعقول می‌نمایند. بر این اساس، آنچه در تحلیل گفتمان‌های عمومی و حتی برخی تحلیل‌های تخصصی مطرح می‌شود، اغلب تصویری ناقص و کاریکاتورگونه است. یا روایتی خطی از پیروزی اراده ارائه می‌دهد (که متغیرهای بی‌شمار بالفعل و بالقوه در نزاع را نادیده می‌گیرد)، یا صرفاً به توالی اتفاقات و حجم خسارت‌های مادی می‌پردازد (و از آثار راهبردی و نقش آنها در تصویر کلان جنگ غافل می‌ماند).
در خصوص جنگ رمضان، آنچه این وضعیت را (به‌ویژه در شرایط فعلی جریان اطلاعات) تشدید می‌کند، یکدست‌سازی بسترها و سکوهای ارائه تحلیل است. از یک سو، در سکوهای اجتماعی داخلی، شاهد روایتی یکدست و آرمان‌گرایانه از پیروزی در سطوح تاکتیکی و راهبردی هستیم (که البته نگارنده منکر بسیاری از آن نیست)، روایتی که ملاحظه توان فیزیکی و اقدامات مؤثر دشمن در سطوح مختلف را کاملا نادیده می‌گیرد. از سوی دیگر، در سکوهای با دسترسی محدود، نگاهی صرفاً میلیتاریستی و تقلیل‌گرا ترویج می‌شود که جنگ را به تعداد و قابلیت سلاح‌ها و حجم آتش و شدت انفجار فرو می‌کاهد و متغیرهای بی‌شمار منبعث از سایر مؤلفه‌های قدرت ملی همچون همبستگی اجتماعی، وضعیت ژئوپلیتیکی و تاب‌آوری اقتصادی را نادیده می‌گیرد. این شکاف عمیق، دوگانه تقلیل‌گرایی-آرمان‌گرایی را به شکلی پررنگ و مسئله‌ساز بازتولید کرده است.
برای درک بهتر این وضعیت پیچیده، می‌توان از نظریه بازی‌ها به‌عنوان ابزاری تحلیلی بهره گرفت. این نظریه تلاش دارد هر منازعه از جمله جنگ را تبیین و توصیف کند. برای نمونه، در بازی موسوم به «بزدل» یا «جوجه» (Chicken Game)، نگاه تقلیل‌گرایانه وضعیت را چنین توصیف می‌کند که دو طرف، تهدید را روی میز گذاشته‌اند و هر آنچه در توان دارند برای معتبرسازی آن به کار می‌گیرند. آنها تا جایی پیش می‌روند که یکی از طرفین، تهدید طرف مقابل را نه‌تنها معتبر، بلکه قریب‌الوقوع و همراه با خساراتی جبران‌پذیر تشخیص دهد. در این نقطه، کنشگر عقلانی (بر اساس این نگاه) فرمان را می‌چرخاند و با پذیرش شرایط حریف، از بازی خارج می‌شود. با این حال، ظرفیت این ابزار تحلیلی ریاضیاتی بسیار فراتر از چنین ساده‌سازی‌هایی است و می‌تواند پیچیدگی‌های ذاتی تصمیم‌گیری در چنین شرایط بحرانی را نیز توضیح دهد.
#روایت_جنگ #تحلیل
undefined اندیشکده حکمرانی رسا(اندیشکده روش‌شناسی و سیاست‌پژوهی ایران)بله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۷:۳۲

undefinedدوگانه تقلیل‌گرایی_آرمان‌گرایی؛ تاملی در جنگ رمضان(قسمت ۲ از ۲)
undefined محمد طاهریانundefined مدت زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه
برای دستیابی به عمق بیشتر در تحلیل این پیچیدگی، مراجعه به رئالیسم ساختاری (نئورئالیسم) نقطه عزیمت مناسب‌تری است. در این مکتب، دولت‌ها کنشگرانی عقلانی در محیطی آشفته تصویر می‌شوند که هدف غایی آنها بقا و تأمین امنیت است. اما نکته ظریف در اینجاست که «عقلانیت» در این چارچوب، لزوماً به معنای یک حسابگری سرد و ماشینی هزینه-فایده نیست. عقلانیت در اینجا به معنای انتخاب اقتضائی مناسب‌ترین ابزار برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین‌شده و توان پاسخگویی به شرایط و چالش‌های نوظهور است. مسئله اساسی آن است که خودِ این «اهداف»، متغیرهایی ثابت و جهان‌شمول نیستند؛ آنها زاده بسترهای پیچیده تاریخی، خاطرات جمعی ملت‌ها، فشارهای داخلی و ساختارهای نهادی متفاوتی هستند که نمی‌توان آنها را در قالب یک جدول عددی ساده خلاصه کرد.
در تحلیل جنگ رمضان (و تقریباً تمامی جنگ‌هایی که طرفین انتظار دارند با معتبرسازی تهدید، زمان و دامنه درگیری را کاهش دهند)، ارجاع به مدل بازی بزدل در نظریه بازی‌ها رایج است؛ اما این ارجاع اغلب بدون دقت مفهومی لازم صورت می‌گیرد. ساختار بازی روشن است. دو راننده به سمت پرتگاه می‌رانند و هرکدام ترجیح می‌دهد دیگری زودتر جابزند و ترمز کند، در حالی که هر دو می‌دانند بدترین سناریو، تصادم و سقوط است. در این بازی، اگر یکی از طرفین بتواند به‌طور معتبر نشان دهد که توانایی ترمز کردن را از دست داده یا فرمانش قفل شده است (یعنی تهدید اعلامی را حتماً عملی خواهد کرد)، ممکن است طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند. اما معتبرسازی چنین تهدیدی مستلزم شروط دشواری است: نخست، وجود مکانیزمی که بازگشت از موضع اعلامی را غیرممکن یا به‌شدت پرهزینه کند. دوم، اطمینان از اینکه طرف مقابل نیز گرفتار منطق مشابهی نیست و عقلانیت ابزاری متفاوتی دارد. سوم، و شاید مهم‌تر از همه، برخورداری از ظرفیت واقعی برای تحمل درد و هزینه‌های سقوط.چالش بزرگ تحلیل‌های مبتنی بر نظریه بازی‌ها در این نکته نهفته است که معمولاً ترجیحات بازیگران را ثابت فرض می‌کنند. حال آنکه در جهان واقعی، این ترجیحات خود محصول یک فرآیند بلندمدت و برآمده از بی‌شمار متغیر تاریخی و حکمرانی است. تفاوت رفتاری میان دو کشور در یک بحران، لزوماً ریشه در غیرعقلانی بودن یکی و عقلانی بودن دیگری ندارد؛ بلکه این تفاوت از ساختارهای نهادی متفاوت، ظرفیت‌های اقتصادی نابرابر و شیوه‌های متمایز مشروعیت‌بخشی سیاسی ناشی می‌شود که «نقاط مرجع» هر بازیگر را شکل می‌دهند. به بیان ساده‌تر، اینکه چه چیزی «پیروزی» و چه چیزی «شکست» محسوب می‌شود، در ذهنیت راهبردی هر کنشگر تعریفی متفاوت دارد (بطور مثال مفهوم شهادت‌طلبی را در نظر بگیرید).
نکته مغفول‌مانده دیگر در تحلیل‌های رایج، توجه به هزینه‌های نامشهود این دست استراتژی‌هاست. اگر بازیگری واقعاً «گزینه عقب‌نشینی را از روی میز محاسبات خود حذف کند»، در واقع خود را در موقعیتی به‌غایت شکننده قرار داده است. این کار به معنای از کار انداختن آگاهانه ترمز خودرویی در حال حرکت است. چنین موضعی نه‌تنها خطر تصادم فاجعه‌بار را به شدت افزایش می‌دهد، بلکه در بلندمدت «آزادی عمل راهبردی» بازیگر را نیز فلج می‌کند. به محض اینکه حریف دریابد شما هیچ گزینه جایگزینی جز شلیک یا سقوط ندارید، قدرت مانور خود را برای بازی‌های آینده از دست خواهید داد.
در نهایت، باید پذیرفت که پدیده‌های پیچیده‌ای چون جنگ را نمی‌توان تنها با فرمول‌های ریاضی و ماتریس‌های ساده توضیح داد. در پس هر تصمیم راهبردی که ممکن است در نگاه اول «غیرعقلانی» به نظر برسد، لایه‌های عمیقی از تاریخ، هویت و به‌ویژه فشارهای داخلی نهفته است. نادیده گرفتن این لایه‌ها به نام دقت علمی، خود نوعی ساده‌انگاری مخرب است که تحلیلگر را از درک واقعیت صحنه بازمی‌دارد.
#روایت_جنگ #تحلیل
undefined اندیشکده حکمرانی رسا(اندیشکده روش‌شناسی و سیاست‌پژوهی ایران)بله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۷:۳۳

ایرانِ پساجنگ و مسئله اقتصاد؛
دلالت‌هایی از روستای اجدادی برای اقتصاد پساجنگِ ایران
(قسمت ۲ از ۱۰)
undefinedجعفر زینت‌بخش undefinedمدت زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه
undefinedدلالت نخست؛ «تولید مردمی مبتنی بر شبکه‌‌سازی»
نیازهای نامحدود اهالی، منابع محدود روستای در حاشیه کویر، نبود نهاد تولید و توزیع در کشور و... محیط به نسبت بسته‌ای را برای روستا ایجاد کرده بود. ساکنان و اهالی روستا به خوبی دو چیز را فهمیده بودند، اول اینکه بار تولید به صورت یک اضطرار اجتماعی، تماماً بر دوش آنان است و دوم اینکه این مهم جز با ایجاد شبکه‌های همکاری همدلانه میسر نخواهد شد. این شبکه بزرگ و کارآمد همکاری و تعاون در شکل‌های مختلف نظیر استفاده اشتراکی از منابع به خصوص آب و انرژی، تقسیم بخش‌های مختلف فرایند تولید بین اهالی، پشتیبانی از یکدیگر در فرایند تولید و توزیع، دادوستد کالا، انجام امور خدماتی و ... متجلی می‌شد.
مردان روستا در پی تولید مواد خام در مزارع و باغ‌ها و پروراندن دام بودند. گروهی از آنان نیز مسئولیت انجام امور خدماتی نظیر ساخت‌وساز، حفر قنات و آبرسانی، توزیع و فروش محصولات تولیدی روستا، تهیه و تعمیر تجهیزات کشاورزی و دامداری، خدمت به مسافران و کاروان‌ها، بهداشت و درمان اهالی و آموزش فرزندان روستا را بر عهده‌ داشتند. زنان و حتی کودکان در اوقات فراغت، مسئول فرآوری محصولات خام بدست آمده نظیر تولید نان با قابلیت ماندگاری بالا، تولید انواع محصولات لبنی و ریسندگی و رنگ‌آمیزی نخ، بافت فرش، گلیم و لباس از پشم دام، فرآوری محصولات باغی و میوه‌ها به منظور خلق ارزش افزوده و افزایش ماندگاری محصولات و... بودند. تمام این فرایند بصورت شبکه همکارانه بین تمامی اعضای خانوارهای روستا محقق می‌شد.
اقتصاد پساجنگ نیز باید بخش‌های قابل توجه تولید خود را به مردم بسپارد. کسب‌وکارهای کوچک و چابک می‌توانند گره‌گشای تولید در کشور باشند، البته با قید ایجاد شبکه‌های همکارانه بین آن‌ها. تحقق این شبکه‌های همکاری نیازمند اقدام مؤثر دولت است؛ ساختارزدایی از ساختارهای بی‌اثر و مقررات زائد و گذار از بوروکراسی دست و پاگیر، می‌تواند زنجیرها را از دست و پای مردم باز کند. تنظیم‌گری هوشمندانه دولت، می‌تواند تعاون را بین مردم تسهیل و به ایجاد شبکه‌های همکارانه کمک شایانی‌کند. در این بین، هدایت و راهبری این واحدهای کوچک اما چابک تولیدی از طریق تحلیل داده‌های کلان بخش تولید ملی و ارائه تسهیلاتی برای شبکه‌های شکل گرفته، نقش پدرانه دولت در تسهیلگری تولید مردمی و برداشتن موانع از سر راه آنان را تقویت می‌کند.
نکته‌ی مهم این است که اضطرار اجتماعی و نه صرفاً منفعت فردی، به‌عنوان موتور شبکه‌سازی بود که شبکه‌های همکاری را در روستا شکل داد. اما باید پرسید که در ایران پساجنگ، آیا می‌توان بدون بازتولید «اضطرار فقر»، به شبکه‌های همدلانه رسید؟. در اقتصاد روستایی قدیم، اضطرار توأم با شفافیت کامل بود، همه می‌دانستند هر خانوار چه دارد و چه نیاز دارد. اما در اقتصاد شهری امروز، اضطرار معمولاً با پنهان‌کاری و بی‌اعتمادی همراه است. بنابراین دلالت دقیق‌تر این است که دولت باید سامانه‌های شفاف اعتبارسنجی و نیازسنجی محلی ایجاد کند تا شبکه‌ها بتوانند بدون ترس از سوءاستفاده، همکاری کنند.
undefined در قسمت ۳ خواهید خواند...دلالت دوم؛ «ذهن‌های سرسخت در تولید»
#روایت_جنگ #تجویز#دلالت_پژوهی
undefined اندیشکده حکمرانی رسا(اندیشکده روش‌شناسی و سیاست‌پژوهی ایران)بله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۸:۵۵

ایرانِ پساجنگ و مسئله اقتصاد؛
دلالت‌هایی از روستای اجدادی برای اقتصاد پساجنگِ ایران
(قسمت ۳ از ۱۰)
undefinedجعفر زینت‌بخش undefinedمدت زمان تقریبی مطالعه: ۳ دقیقه
undefinedدلالت دوم؛ «ذهن‌های سرسخت در تولید»
شاید مهمترین دلیل موفقیت اجدادمان در تولید، تلاش و کوشش خستگی‌ناپذیر آنان بوده است. در‌ واقع، آنان اهل تلاش و کار طاقت‌فرسا اما عالمانه و مدبرانه، تا تحقق اهدافشان بودند و سختی و موانع پیش رو هرگز آنان را از ادامه مسیر و رفع اضطرار اجتماعی منصرف نمی‌کرد. کار سخت در زیر آفتاب سوزان حاشیه کویر و وظایف متعدد تمامی اعضای خانوار و کمبودهای زیرساختی و نبود امکانات، آنان را ناامید نمی‌کرد و از تحقق تولید باز نمی‌داشت. در واقع آنان افرادی با ذهن‌های سرسخت بودند و در مواجهه با مشکلات و مسائل، یا راهی می‌یافتند و یا راهی می‌ساختند و هرگز بن‌بست در ادبیات ذهنی آنان معنایی نداشت.
اگرچه با توجه به پیشرفت‌های علمی و توسعه فناوری‌ها، نیازی به فعالیت طاقت‌فرسای بدنی نیست، اما سرسختی ذهنی و روحیه تلاش و تسلیم‌ناپذیری نیاکانمان در تحقق تولید، دلالتی جدی برای امروز ماست. موانع ذاتی و ساختاری بخش تولید، نبود ثبات اقتصادی، اتخاذ سیاست‌های نادرست و جذابیت سوداگری و دلالی، ضریب ریسک تولید را در کشور افزایش داده است. این موارد در کنار برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی، جامعه ایران را با مسئله کاهش اعتماد عمومی و معضل ناامیدی برخی جوانان و تولیدگران مواجه کرده است و چه بسی جنگ و ضربات اقتصادی‌ آن، ناامیدی را تشدید کرده باشد.
از این‌رو، یکی از شروط مهم تحقق تولید و موفقیت اقتصادی کشور در پساجنگ، آمادگی و سرسختی ذهنی اعضای جامعه است. در نتیجه، دستگاه فرهنگ و نهاد آموزش کشور، رسانه ملی و تمامی دست‌اندرکاران این حوزه باید سازوکار و اقداماتی را لحاظ کنند تا دوباره روحیه تسلیم‌ناپذیری در اعضای جامعه ایجاد شود. این راهکارها را می‌توان در دو دسته کلی بیان کرد: دسته نخست به «کاهش هزینه‌ شکست و بازسازی اعتماد از طریق پیش‌بینی‌پذیری» اشاره دارد. اقداماتی نظیر ایجاد ثبات در تصمیمات، جذب شوک‌های اقتصادی، ایجاد امنیت و کاهش ریسک تولید از این دسته‌ هستند. دسته‌ی دوم به «افزایش بازده سرسختی و بازتولید فرهنگی سرسختی» از طریق ایجاد بستری برای انتقال تجربیات موفق، الگوسازی زنده و بومی، تبدیل سرسختی به مطلوبیت اجتماعی و نرمالیزه کردن شکست و حذف انگ اجتماعی آن می‌پردازد.
البته ذکر این نکته ضروریست که هیچ‌یک از این راهکارها اگر دولت خود نماد سرسختی نباشد، کارساز نیست. در واقع، دولتی که هر ۶ ماه وزیر اقتصاد را عوض می‌کند و مصوبه‌اش را یک هفته پس از ابلاغ نقض می‌کند، نمی‌تواند از دیگران سرسختی بخواهد. لذا اولین مشتری ذهن سرسخت در جامعه باید خود دولت باشد.

undefined در قسمت ۴ خواهید خواند...دلالت سوم؛ «تولید دانش‌محور، مبتنی بر خلاقیت و نوآوری
#روایت_جنگ #تجویز#دلالت_پژوهی
undefined اندیشکده حکمرانی رسا(اندیشکده روش‌شناسی و سیاست‌پژوهی ایران)بله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۳:۱۴

احیای چرخه مقالات علمی ایران در دوره پساجنگ
undefined راهبردها: ویژه‌نامه‌های تخصصی، نظام تشویقی، پایان‌نامه‌های مقاله‌محور و بورسیه‌های پژوهشی
undefined طوبی برامکی، دانشجوی دکتری آینده‌پژوهی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهرانمنبع: کانال هم‌آفرینی ایران آینده
undefinedمدت زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه
undefined با آغاز جنگ و تداوم اختلالات ارتباطی، روند انتشار مقالات علمی در حوزه‌های مختلف علم و فناوری به طور محسوس کاهش یافته است. محدودیت در دسترسی به اینترنت، اختلال در شبکه‌های علمی بین‌المللی و دشواری در ارسال مقالات به مجلات خارجی سبب شده است بخش مهمی از فعالیت‌های پژوهشی کشور دچار وقفه شود. تداوم این وضعیت می‌تواند جایگاه علمی ایران را در نظام علم جهانی تضعیف کند، زیرا دیده‌نشدن دستاوردهای علمی و کاهش تعاملات پژوهشی، یکی از پیامدهای مستقیم کاهش انتشارات علمی است.
undefined در چنین شرایطی، مسئله اصلی آن است که چگونه می‌توان این کاهش در تولید و انتشار مقالات علمی را جبران کرد و از کمرنگ شدن جایگاه علمی کشور جلوگیری نمود. از یک‌سو، لازم است برای دوره پساجنگ برنامه‌ریزی صورت گیرد تا کمبود ایجادشده در حوزه‌های مختلف علمی و مدیریتی جبران شود و روند معمول تولید علم به سطح پیشین بازگردد.
undefined همچنین توجه به تولید مقالات مرتبط با علم و فناوری در بستر رخدادهای دوران جنگ اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا این نوع مقالات علاوه بر بازنمایی علمی تجربه‌های جنگ و تبدیل آن‌ها به دانش قابل استفاده، می‌توانند در سطح جهانی نیز نقش مهمی ایفا کنند. انتشار این مقالات، جهانیان را نسبت به واقعیت‌های علمی، فناورانه و اثرات جنگ آگاه می‌سازد و زمینه‌ای فراهم می‌کند تا تجربه‌های این دوره در حوزه‌هایی مانند مدیریت بحران، آسیب‌شناسی زیرساخت‌ها و تاب‌آوری فناورانه به‌عنوان دانش کاربردی ثبت شود. در حال حاضر راه‌حل‌های عملی برای اجرای این اقدامات به دلیل محدودیت‌های ناشی از جنگ فراهم نیست، اما طراحی و تدوین آن‌ها برای دوره پساجنگ یک ضرورت راهبردی است تا کشور بتواند وقفه علمی ایجادشده را جبران کرده و جایگاه علمی خود را بازیابی و تقویت کند.
undefined به منظور جبران وقفه علمی ایجادشده در دوران جنگ و ارتقای جایگاه علمی کشور در سطح جهانی از طریق انتشار مقالات باکیفیت و مستندسازی علمی رخدادهای دوران جنگ، راهکارهای عملیاتی زیر در دوره پساجنگ پیشنهاد می‌شود:
undefined ۱. استفاده از ظرفیت ویژه‌نامه‌های تخصصی در مجلات علمی داخلی:نشریات علمی معتبر داخلی می‌توانند با طراحی و انتشار ویژه‌نامه‌های موضوعی، فرایند داوری و پذیرش مقالات را تسریع بخشند. این ویژه‌نامه‌ها نه‌تنها به جبران کمیِ تولیدات علمی کمک می‌کنند، بلکه با تمرکز بر ابعاد علمی و فناورانه رخدادهای جنگ، بستری مناسب برای مستندسازی تجربه‌های بومی و آگاه‌سازی جامعه جهانی از واقعیت‌های این دوره فراهم می‌آورند.
undefined ۲. توسعه نظام تشویقی و گرنت‌های هدفمند برای انتشار در مجلات با رنکینگ بالا:معاونت‌های پژوهشی دانشگاه‌ها و مراکز علمی باید با طراحی بسته‌های حمایتی، از اساتید و دانشجویان برای انتشار نتایج پژوهش‌های خود در مجلات بین‌المللی با رنکینگ بالا (Q1/Q2) حمایت کنند. ارائه گرنت‌های پژوهشی ویژه، پرداخت جوایز نقدی یا تأمین هزینه‌های مرتبط با چاپ مقاله، مشوق‌های مؤثری برای هدایت توان پژوهشی کشور به سمت تولیدات علمیِ تراز اول جهانی خواهند بود.
undefined ۳. تعمیم مدل پایان‌نامه‌های مقاله‌محور در تمامی دانشگاه‌ها:با الگوبرداری از تجربیات موفق دانشگاه‌هایی نظیر تربیت مدرس در برخی رشته‌های مدیریتی، فرایند تبدیل پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها به مجموعه‌ای از مقالات باید به یک استاندارد ملی تبدیل شود. این اقدام نه تنها کیفیت خروجی‌های پژوهشی را ارتقا می‌دهد، بلکه به طور نظام‌مند موجب افزایش نرخ تولید و انتشار مقالات علمی در تمامی رشته‌های دانشگاهی می‌گردد.
undefined ۴. تخصیص فاند و بورسیه‌های پژوهشی متمرکز توسط نهادهای حامی علم:مؤسساتی نظیر «بنیاد ملی علم ایران» می‌توانند با تعریف فراخوان‌های اختصاصی و ارائه فاندها و بورسیه‌های پژوهشی، پژوهشگران را به تمرکز بر موضوعات اولویت‌دار (به‌ویژه مسائل مرتبط با مدیریت بحران، تاب‌آوری فناورانه و پیامدهای علمی جنگ) ترغیب کنند. پیوند مستقیمِ حمایت مالی با تعهد به انتشار مقاله، ابزاری کلیدی برای مدیریت خروجی علمی کشور در دوره پساجنگ است.
#مدرسه_روش
undefined اندیشکده حکمرانی رسا(اندیشکده روش‌شناسی و سیاست‌پژوهی ایران)بله | تلگرامundefined @rasagt_ir

۱۳:۰۶