#یادداشت_تحلیلی
روزنهای در تنگنا
جنگ فقط در میدان نبرد اتفاق نمیافتد. گاهی جنگ در ذهن معلمی رخ میدهد؛ معلمی که میداند باید کاری بکند، اما راه روشنی پیش پایش نیست. در چنین تنگنایی آنچه او را از ایستادن باز میدارد، باور به وجود روزنههایی برای اثرگذاری است.
برای معلمی که درد جامعه را میفهمد، تماشاگر بودن ساده نیست. او بحران را در چشمان دانشآموزانش میبیند، آیینهای کوچک از جهانی که در آتش و خشم میسوزد، در سکوتشان که جای خندههای دیروز را گرفته و در بغضی که برای وطن در گلو مانده است. چند لحظه مکث کرده و در ذهنش پرسشی میجوشد: من در برابر این چشمها چه میتوانم بکنم؟ در حالی که میداند دستش برای تغییر جهان چندان باز نیست.
معلم از آن زمان خود را در تنگنا دید که به او گفتند در کلاس از سیاست سخن نگوید. گویی میخواستند میان کلاس درس و واقعیتهای جامعه دیواری بکشند؛ دیواری که نهتنها معلم و دانشآموز را به هم نزدیک نکرد، بلکه آنان را از جامعهای که در آن زندگی میکنند دورتر ساخت.تنگنا زمانی عمیقتر شد که معلم دید مسیر رشد و ارتقا در نظام تعلیم و تربیت بیش از آنکه بر دغدغهمندی و شایستگی استوار باشد، گاه به جناحبندیها و مناسبات اداری گره خورده است.و آنجا که در امور تربیتی، نقش معلم از یک کنشگر آگاه به مجری صرف دستورهای بالادستی فروکاسته شد؛ کسی که باید اجرا کند، بیآنکه مجال چندانی برای اندیشیدن و اثرگذاری داشته باشد.
چه میتوانم بکنم؟ سؤالی که مدام در ذهنش میپیچد و شاید پاسخ این پرسش در همان لحظههای بی قراری پیدا شود؛ زمانی که آنقدر به دیوار موانع خیره میشود تا سرانجام شکافی بیابد. روزنهای کوچک که آن را به چراغ راه خود تبدیل میکند تا هر طور شده به هدف نزدیک شود. این روزنهها همان امکانهای کوچکیاند که بسیاری نمیبینند و به امیدشان قدم در هیچ مسیری نمیگذارند. اما همین راههای باریک گاهی آغاز یک کنشگری عمیق میشوند.
این روزنهها گاهی در سادهترین لحظههای کلاس شکل میگیرند: وقتی معلم با حوصله به پرسشها و گرههای ذهنی دانشآموزان گوش میدهد؛ وقتی به شبههای که در ذهن یکی از آنها جوانه زده پاسخی روشن میدهد؛ وقتی گفتوگویی صادقانه شکل میگیرد و دانشآموز حس میکند نگرانی و اضطرابش فهمیده میشود.گاهی این روزنه در یادآوری ریشههای زخمهایی است که بر تن وطن نشسته است، و گاهی در این تذکر آرام اما بیدارکننده که ما اکنون در یکی از بزنگاههای مهم تاریخ ایستادهایم. در همین لحظههای کوچک است که کلاس دوباره به جایی برای فهمیدن، امید داشتن و مسئولیتپذیر شدن تبدیل میشود.
آنچه چشمها را به روی این دریچهها میگشاید، امید است؛ و آنچه انسان را در پیِ آن نور کم سو تا مقصد میکشاند، جسارت است. در نهایت نیز همین جویندگان روزنهها هستند که در هر جامعهای سخنشان، قلمشان و نفسشان ماندگار و معنابخش میشود.
از محدودیتها نهراسیم، گاهی راههای بزرگ از همان روزنههای کوچک آغاز میشوند.
" />
راضیه جمشیدی | معلمِ جامعهشناسی......:.:.:.......:.:.:.........:.:.:..........:.:.:........
رسّام | طراحی مسیر، برای مدرسهای که زندگی میآموزد.
شناسه کانال:
https://ble.ir/Rassam_Edu
۹:۵۹