بله | کانال روانشناس خود باش
عکس پروفایل روانشناس خود باشر

روانشناس خود باش

۸۹۷عضو
thumbnail
ما خیلی بیش از آنچه تصور میکنیم غیرمنطقی هستیمانسان‌ها معمولاً منطقی عمل نمی‌کنند، بلکه از استدلال برای پیروزی در بحث استفاده می‌کنند.استدلال ما برای بقا و هماهنگی اجتماعی تکامل یافته است، نه لزوماً برای یافتن حقیقت.ما اطلاعاتی را می‌پذیریم که باورهایمان را تأیید کند و مخالفان را رد کنیم ( #سوگیری_تأیید).در شناسایی خطاهای دیگران بهتر از خطاهای خودمان عمل می‌کنیم ( #سوگیری_طرف_خودی).اغلب تصور می‌کنیم بیش از آنچه واقعاً می‌دانیم، آگاهی داریم ( #توهم_دانش).

@ravanshenas_khod_bash

۱۰:۰۰

undefined رویدادهای بد زندگی، ما را ناراحت نمی‌کنند ما توسط افکارمان ناراحت می‌شویم.
undefined️ این سخن از اپیکتتوس، که بر نقش افکار در ناراحتی ما تأکید دارد، یکی از ستون‌های اصلی فلسفه رواقی و روانشناسی شناختی مدرن است. این دیدگاه بیان می‌کند که رویدادهای بیرونی به خودی خود تأثیرگذار بر احساسات ما نیستند، بلکه این تفسیرها و شناخت‌های (Cognitions) ما از آن رویدادهاست که تعیین‌کننده احساسات و واکنش‌هایمان می‌شود. در واقع، اتفاقات ناگوار صرفاً "رویداد" هستند و بار معنایی منفی آن‌ها از طریق قضاوت‌ها، باورها و انتظارات ذهنی ما به آن‌ها داده می‌شود، که این موضوع با مفهوم #تفسیر_شناختی (Cognitive Appraisal) در روانشناسی همخوانی دارد.
undefined️ نکته کلیدی، کنترل ما بر افکارمان است. در حالی که نمی‌توانیم رویدادهای بیرونی را کنترل کنیم، توانایی قابل توجهی در مدیریت و تغییر افکار و نحوه تفسیرمان از موقعیت‌ها داریم. با تمرین #ذهن‌_آگاهی و تکنیک‌های شناختی، می‌توانیم افکار منفی را شناسایی کرده و آن‌ها را با تفکرات واقع‌بینانه‌تر جایگزین کنیم. این توانایی در تغییر نگاه به مشکلات، به ما کمک می‌کند تا بر احساسات ناخوشایند غلبه کرده، تاب‌آوری خود را افزایش دهیم و به آرامش درونی و سلامت روان دست یابیم.
@ravanshenas_khod_bash

۶:۱۲

thumbnail
تکنیک گام‌های کوانتومیتقسیم وظایف بزرگ به گام‌های کوچک‌تر
تنبلی اغلب ناشی از احساس غرق شدن در حجم کار یا دشوار بودن شروع آن است.با تقسیم یک وظیفه بزرگ به مراحل بسیار کوچک و قابل مدیریت، هدف ترسناک به نظر نمی‌رسد و شروع آن آسان‌تر می‌شود. هر گام کوچک که تکمیل می‌شود، حس موفقیت و انگیزه را افزایش می‌دهد.کاربرد عملی: به جای اینکه به خود بگویید "باید کل این گزارش را بنویسم"، آن را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید: ۱. پیدا کردن منابع، ۲. نوشتن مقدمه، ۳. نوشتن پاراگراف اول، و غیره. روی تکمیل یک گام در هر زمان تمرکز کنید.
@ravanshenas_khod_bash

۵:۲۳

undefined از منظر روانشناسی، ترک عادت غیبت با تکنیک "جایگزینی رفتار" امکان‌پذیر است.
undefined️ این روش شامل دو مرحله کلیدی است: undefined️ابتدا، آگاهی و پذیرش چرایی غیبت (مانند نیاز به تعلق، افزایش عزت نفس، یا فرار از مشکلات شخصی) و شناسایی محرک‌ها و احساسات زیربنایی آن. در این مرحله، مهم است که فرد بدون قضاوت، عادت خود را بپذیرد.
undefined️در مرحله دوم، آموزش رفتار جایگزین صورت می‌گیرد. این شامل تمرکز بر نقاط قوت دیگران و بیان مثبت، تغییر مسیر گفتگو، بیان محترمانه انتقاد (مستقیم و نه پشت سر)، و تمرین ذهن‌آگاهی برای جلوگیری از غیبت است. پس از آن، با تقویت رفتار جایگزین از طریق پاداش دادن به خود و نوشتن موفقیت‌ها، این عادت مثبت تثبیت می‌شود. صبر و تداوم در این فرآیند ضروری است.
@ravanshenas_khod_bash

۱۶:۱۵

thumbnail
🤍 راهکار های ساده و مفید برای بخشیدن دیگران:1. تصمیم بگیرید که ببخشید: بخشش یک انتخاب است. با خودتان صادق باشید و تصمیم بگیرید که می‌خواهید بار سنگین احساسات منفی را از دوش خود بردارید.2. با احساسات خود روبرو شوید: اجازه دهید احساساتتان را تجربه کنید، اما در آن‌ها غرق نشوید. نوشتن یا صحبت کردن با یک دوست مورد اعتماد می‌تواند کمک‌کننده باشد.3. فرد مقابل را درک کنید (نه توجیه اعمالش): سعی کنید موقعیت و دلایل احتمالی رفتار فرد مقابل را از دید او ببینید. این به معنای تایید یا توجیه رفتار او نیست، بلکه به معنای درک اینکه چرا ممکن است آن کار را انجام داده باشد.4. روی خودتان تمرکز کنید: بخشش در نهایت برای شماست، نه برای کسی که به شما آسیب رسانده. هدف، رهایی خود از رنج است.5. بخشش را تمرین کنید: بخشش یک فرایند است و ممکن است زمان ببرد. هر بار که احساس رنجش کردید، دوباره به فرایند بخشش برگردید.
🤍 نکته کلیدی: بخشیدن به معنای فراموش کردن، نادیده گرفتن رفتار یا آشتی کردن نیست، بلکه به معنای رها کردن احساسات منفی خود برای رسیدن به آرامش است.
@ravanshenas_khod_bash

۱۰:۴۲

thumbnail
#اضطراب_وجودی، که در روانشناسی اگزیستانسیالیستی به آن پرداخته می‌شود، نوعی نگرانی عمیق است که از درک چهار حقیقت اساسی زندگی ناشی می‌شود:
آگاهی از مرگ: اینکه سرانجام خواهیم مرد و زندگی ما محدود است.آزادی انتخاب و مسئولیت: اینکه ما در انتخاب‌هایمان آزادیم و مسئولیت پیامدهای آن‌ها را نیز بر عهده داریم.تنهایی ذاتی: اینکه هر فردی در نهایت تنهاست و هیچ‌کس نمی‌تواند به طور کامل تجربه درونی ما را درک کند.جستجوی معنا: اینکه باید برای خودمان در جهانی که ذاتاً معنایی ندارد، معنایی بسازیم.
این اضطراب با احساساتی مثل پوچی، ترس از بی‌اهمیت بودن یا تردید در تصمیم‌گیری‌ها بروز می‌کند. روانشناسان معتقدند این اضطراب بخشی طبیعی از انسان بودن است، نه یک بیماری. بهترین راه برای کنار آمدن با آن، پذیرش و مواجهه با این حقایق است. این مواجهه به ما کمک می‌کند معنای شخصی خودمان را پیدا کنیم، قدر زندگی را بیشتر بدانیم و روابط عمیق‌تری بسازیم، که در نهایت به تجربه‌ای غنی‌تر و پربارتر از زندگی منجر می‌شود.@ravanshenas_khod_bash

۱۰:۵۶

thumbnail
قانون حواس پنجگانهتکنیک ۱.۲.۳.۴.۵، که به نام قانون حواس پنج‌گانه نیز شناخته می‌شود، یک روش مبتنی بر تمرکز حواس و آرام‌سازی است که برای مدیریت احساسات شدید مانند اضطراب، ترس یا عصبانیت به کار می‌رود. این تکنیک شامل شناسایی و تمرکز بر ۵ شیء قابل مشاهده، ۴ شیء قابل لمس،۳ صدا ، ۲ بو و ۱ مزه است. هدف اصلی آن بازگرداندن تمرکز فرد به لحظه حال و منحرف کردن ذهن از افکار یا احساسات ناخوشایند است.
این روش به دلیل سادگی، در دسترس بودن و توانایی‌اش در آرام کردن ذهن، در موقعیت‌های اضطراب‌آور، قبل از رویدادهای استرس‌زا، یا هر زمان که فرد احساس غرق شدن در افکار منفی کند، بسیار مؤثر است. تمرین مداوم این تکنیک به فرد کمک می‌کند تا به طور موثرتری هیجانات خود را مدیریت کرده و به آرامش دست یابد.
@ravanshenas_khod_bash

۱۰:۲۳

undefined روابطی را که در آن احساس ارزش و احترام نمیکنید بازنگری کنیدروابط انسانی به دلیل ظرفیت‌های عاطفی و روانی‌اش، تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی افراد دارد. روابطی که در آن‌ها احساس ارزشمندی و احترام نمی‌شود، معمولاً می‌توانند به ایجاد احساس ناخوشایندی، #ناامیدی و حتی #استرس منجر شوند. از نظر روانشناسی، حفظ روابط سالم نیازمند وجود تعادل و تبادل مثبت عاطفی، احترام متقابل و توجه به نیازهای یکدیگر است. در چنین روابطی، اگر فرد احساس کند که نظرش نادیده گرفته می‌شود یا به نیازهایش توجهی نمی‌شود، این می‌تواند منجر به کاهش عزت نفس و افزایش نشانه‌های روانی منفی مانند اضطراب و افسردگی گردد. به این ترتیب، بازنگری در این روابط و تحلیل دقیق‌تر آن‌ها می‌تواند به فرد کمک کند تا تصمیمات بهتری در مورد ادامه یا پایان دادن به ارتباطات خود بگیرد.
undefined️بازنگری در روابطی که در آن احساس ارزش و احترام نمی‌شود همچنین به ما این امکان را می‌دهد که جنبه‌های مختلف خود را شناسایی و تقویت کنیم. این روند به ما کمک می‌کند تا به منابع احساسی خود توجه کنیم و از نقش خود در روابط آگاه شویم. در واقع، خودآگاهی و تحلیل روابط می‌تواند به فرد کمک کند تا متوجه شود که آیا به طور متقابل در این ارتباطات سرمایه‌گذاری شده است یا خیر. همچنین، این بازنگری می‌تواند به افراد انگیزه بدهد که به سمت روابطی که در آن‌ها ارزش و احترام قائل شده و به نیازهای عاطفی یکدیگر توجه شود، حرکت کنند. به این ترتیب، می‌توانند محیط اجتماعی سالم‌تر و پایدارتر، با روابطی سرشار از احساس ارزشمند بودن و احترام متقابل را تجربه کنند.
@ravanshenas_khod_bash

۱۰:۲۵

thumbnail
اختلال شخصیت #خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder) یک اختلال روانی است که با نیاز شدید به تحسین و اعتبار، احساس فوق‌العاده بودن و عدم توجه به نیازها و احساسات دیگران مشخص می‌شود.
undefined️افراد مبتلا به این اختلال معمولاً خود را بزرگ‌تر از آنچه که هستند تصور می‌کنند و ممکن است نسبت به انتقادات حساس و بی‌تاب باشند. این افراد تمایل دارند که خود را در مرکز توجه قرار دهند و غالباً به دیگران به چشم ابزارهایی برای ارتقاء تصویر خود نگاه می‌کنند. به همین دلیل، آنها ممکن است از دروغگویی برای بزرگ‌نمایی دستاوردها و ویژگی‌های شخصی خود استفاده کنند تا تصویری مثبت و تاثیرگذار از خود ارائه دهند.
undefined#دروغ‌_گویی در افراد خودشیفته معمولاً ناشی از نیاز به تأیید و تحسین است. آنها ممکن است تصاویری غیرواقعی از خود و زندگی‌اشان بسازند که در آنها خود را در موقعیت‌های قوی و موفق نشان دهند. این دروغ‌ها می‌توانند شامل بزرگ‌نمایی توانمندی‌ها، دستاوردها و حتی وابستگان یا اطرافیان شان باشند. به عنوان مثال، فرد خودشیفته ممکن است ادعا کند که در یک شغل مهم و با نفوذ فعالیت دارد یا اینکه از خانواده‌ای با اعتبار و ثروت برخوردار است، در حالی که واقعیت کاملاً متفاوت است. این رفتار نه تنها به تحکیم تصویر خودشان کمک می‌کند، بلکه ممکن است دیگران را نیز تحت تأثیر قرار دهد و باعث شود که آنها به این افراد احترام بیشتری بگذارند یا به آنها نزدیک‌تر شوند.
@ravanshenas_khod_bash

۱۵:۲۷

🩵 چند راهکار برای خنثی کردن حرف مردم undefined
1. *افزایش خودآگاهی*: با تمریناتی مانند مدیتیشن و یادداشت‌برداری، می‌توانید احساسات و افکار خود را بهتر بشناسید و از وابستگی به نظرات دیگران فاصله بگیرید.
2. *ارزیابی انتقادات*: به جای پذیرش خودکار انتقادات، سعی کنید آن‌ها را به‌طور منطقی بررسی کنید تا حس ناخوشایند ناشی از آن‌ها را کاهش دهید.
3. *تمرکز بر ارزش‌ها و اهداف شخصی*: با تعیین اهداف و ارزش‌های خود، زندگی‌تان را بر اساس آن‌ها شکل دهید تا حس استقلال و قدرت درونی تقویت شود.
4. *توسعه مهارت‌های ارتباطی*: یادگیری مهارت‌های ارتباطی می‌تواند سوءتفاهم‌ها را کاهش دهد و اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.
5. *مراقبت از خود و خودمراقبتی*: به فعالیت‌هایی بپردازید که شما را خوشحال می‌کند تا احساس مثبت‌تری نسبت به خود پیدا کنید.
6. *پذیرش ناپایداری*: با پذیرش اینکه نظرات دیگران دائمی نیست، می‌توانید کمتر نگران قضاوت‌های آنها باشید و بر روی خودتان تمرکز کنید.
@ravanshenas_khod_bash.

۱۵:۳۳

thumbnail
ماهاتما گاندی: «من فقط به جنبه‌های خوب انسان‌ها توجه می‌کنم؛ چون خودم بی‌عیب نیستم، خطاهای دیگران را دنبال نمی‌کنم»
گاندی با گفتن این جمله یک نگاه خودآگاهی (Self‑Awareness) واقعی را نشان می‌دهد: با پذیرش نقص‌های خود، دفاع‌گری کاهش می‌یابد و امکان خود‑نظری سازنده برای رشد شخصی فراهم می‌شود. این رویکرد به‌عنوان یک «فیلتر مثبت» شناخته می‌شود که شبیه به مفهوم «تعلق مثبت بی‌قید و شرط» (Unconditional Positive Regard) کارل راجرز است؛ ذهن به جای تمرکز بر خطاها به ویژگی‌های مثبت دیگران می‌نگرد و این امر موجب تنظیم عاطفی بهتر، رضایت بیشتر و ارزیابی مثبت‌تر نسبت به دیگران می‌شود. به تبع، سوگیری انتقادی (Negativity Bias) که تمایل طبیعی به تأکید بر نکات منفی است، با تصمیم واضح گاندی برای نادیده‌گیری خطاها معکوس می‌شود و پژوهش‌های مثبت‌گرایانه نشان می‌دهد که چنین تمرکزی استرس را کاهش، ارتباطات بین‌فردی را بهبود و همدلی را گسترش می‌دهد.
#سخن_بزرگان@ravanshenas_khod_bash

۱۶:۰۳

undefined آرامش، در نتیجه ی #بازسازی_ذهن و پذیرش زندگی به همان شیوه‌ای که هست، می‌باشد.آرامش به وضعیتی از #تنظیم_هیجان و #سازگاری_شناختی اطلاق می‌شود که با کاهش واکنش‌های افراطی نسبت به رویدادهای زندگی همراه است.undefined«بازسازی ذهن» به معنای بازنگری و تغییر در ساختارهای شناختی و باورهایی است که می‌توانند باعث تکرار افکار منفی و پاسخ‌های عاطفی نامناسب شوند.undefined«پذیرش زندگی به همان شیوه‌ای که هست» با رویکردهای پذیرش‌محور مانند ACT و تمرین‌های ذهن‌آگاهی همسو است و به فرد می‌آموزد افکار و احساسات ناخوشایند را بدون قضاوت بپذیرد و هم‌زمان به اهداف و ارزش‌های خود وفادار بماند. در این فرایند، تنظیم هیجان و کاهش الگودهی‌های اجتنابی می‌تواند موجب کاهش واکنش‌های هوشیارانه و افزایش سازگاری با واقعیت شود.undefined️ از دید نوروبیولوژیک، این فرایندها ممکن است با تقویت ارتباط میان قشر پیش‌پیشانی مغز—که کارکردهای اجرایی و کنترل رفتاری را مدیریت می‌کند—و کاهش پاسخ آمیگدالا در برابر محرک‌های استرس‌زا همراه باشد، که نتیجه آن احساس آرامش درونی و پایداری هیجانی است.
@ravanshenas_khod_bash

۷:۵۲

undefined دروغ‌گویی بیمارگونه یا #پاتولوژیک به معنای دروغ‌گویی مزمن و اغراق‌آمیز است که معمولاً هدف مشخص بیرونی ندارد یا انگیزه‌های بیرونی کم یا نامشخص است. این دروغ‌ها گاهی با واقعیت فرد در تعارض قرار می‌گیرند و با داستان‌های طولانی، تناقض‌های مکرر و قصد جلب توجه یا کنترل دیگران همراه‌اند. undefined️ تفاوت اصلی با دروغ‌های معمولی این است که دروغ‌گویی بیمارگونه به صورت #مزمن و با توجیه‌های پیچیده تکرار می‌شود. این پدیده می‌تواند هم‌پوشانی با #اختلالات_شخصیت، #اختلالات_خلقی داشته باشد و در برخی موارد به عنوان دفاعی برای پوشش کمبود اعتماد به نفس ارائه می‌شود.undefined️ مداخلات معمول ترکیبی از روان‌درمانی‌هایی مانند CBT یا Schema Therapy، پرداختن به مشکلات زمینه‌ای (اضطراب، افسردگی، آسیب‌های گذشته)، آموزش مهارت‌های ارتباطی و واقعیت‌سنجی، و در صورت هم‌نشینی با سایر اختلالات، مداخله دارویی برای هم‌بودی‌ها است.
undefined️ برخورد بالینی با این مراجعان نیازمند رویکردی محترمانه و بدون قضاوت است تا رابطه درمانی حفظ شود و به واقعیت‌سنجی و کاهش رفتارهای آسیب‌زا کمک کند. در صورت خطر خودزنی یا آسیب به دیگران، ارجاع سریع به روانپزشک و مداخله ایمن لازم است.
#pseudologia_fantastica@ravanshenas_khod_bash

۱۴:۲۹

undefined هویت گمشده
هویت مجموعه باورها، ارزش‌ها، نقش‌ها و روایت زندگی فرد است.undefined️ هویت سه بُعد اصلی دارد:۱) تصور از خود : آنچه درباره خود می‌پنداریم۲) هویت اجتماعی : نقش‌ها و گروه‌هایی که به آنها تعلق داریم ۳) روایت زندگی : داستان معنا و هدفی که زندگی‌مان را می‌سازد.
undefined#هویت_گمشده حالتی است که فرد نمیداند کیست، برای چه می‌جنگد یا با چه ارزش‌هایی سازگار است و دچار سردرگمی شده است. undefinedعوامل ایجاد هویت گمشده : ممکن است تغییرات بزرگ زندگی، از دست دادن نقش‌های مهم، بحران معنایی یا بیماری‌های روانی و فشارهای اجتماعی باشد. undefinedنشانه‌های هویت گمشده : بی‌هدفی، بی‌انگیزگی، از دست دادن علاقه‌ها، فاصله‌گیری از روابط و کاهش عزت‌نفس است.undefinedتمرین کاربردی برای بازگردانی هویت :۱) در محیطی آرام قرار گیرید۲) زندگی خود را به‌صورت یک داستان روایت کنید۳) در جستجوی رویدادهای کلیدی زندگی تان و نقشی که در آن داشتید باشید.۴) دست به قلم شوید! و ارزش‌ها و نقاط قوت و ضعف خود را در آن موقعیتها یادداشت کنید.۵) ارزشهای غلط و واهی را خط بزنید و چند ارزش مهم را انتخاب کنید .۶) برای رسیدن به این ارزشها چشم اندازی را ترسیم کنید.@ravanshenas_khod_bash

۵:۴۲

thumbnail
undefined گروه فنی خدمات دانشجویی خدمات زیر را در اختیار شما دانشجویان روانشناسی قرار می دهد:
undefined️تایپ ؛ تایپ فوری undefined️تبدیل فایل به فایل قابل سرچundefined️ پی دی اف ؛ پاور ؛ اسلاید undefined️تایپ تحقیق ؛ پروژه دانشجوییundefined️تایپ پایان نامه undefined️تایپ پروپوزال undefinedوسایر خدمات
برای دریافت خدمات فنی به آیدی زیر پیام دهیدundefinedتلگرام ، ایتا، بلهundefined️ خانم کاشی : @m_kashi31
#همیار@ravanshenas_khod_bash

۲۲:۴۱

undefined چگونه خشم خود را بپذیریم؟رویکرد #اکت (ACt) یا روانشناسی پذیرش و تعهد، بر اهمیت پذیرش احساسات و افکار منفی مانند #خشم تأکید دارد، بدون اینکه فرد بخواهد آن‌ها را نادیده بگیرد یا تغییر دهد. در این رویکرد، هدف اصلی این است که افراد با آگاهی و پذیرش واقعیت‌های درونی‌شان، روابط سالم‌تری با احساسات خود برقرار کنند و بتوانند به جای مقاومت یا سرکوب کردن خشم، آن را مشاهده و تجربه کنند. این نوع رویکرد به فرد کمک می‌کند تا از قضاوت‌های منفی درباره احساس خشم خود بپرهیزد و با تمرکز بر ارزش‌ها و اهداف ارزشمند زندگی، راه‌های سالم‌تری برای ابراز و مدیریت خشم پیدا کند.
undefined️ برای پذیرفتن خشم، ابتدا باید نسبت به آن آگاهی پیدا کنیم و احساسات‌مان را بدون قضاوت بپذیریم. به جای #انکار یا سرکوب کردن، اجازه دهیم این احساس بوجود بیاید و آن را با نوعی #فاصله‌گذاری_ذهنی مشاهده کنیم، گویی فردی دیگر است که این احساس را دارد. تمرین‌هایی مانند تنفس عمیق، نوشتن احساسات و گفتگو با خود در قالب مهربان و حمایتگر می‌تواند کُند کردن روند واکنش‌های هیجانی و پذیرش خشم را تسهیل کند. با پذیرش خشم، فرصت می‌یابیم تا واکنش‌های زودهنگام و ناسالم را جایگزین واکنش‌های آگاهانه و سازنده کنیم و در نهایت، کنترل بیشتری بر واکنش‌های درونی و بیرونی خود داشته باشیم.@ravanshenas_khod_bash

۲۲:۴۴

thumbnail
هافوفوبیا (Haphephobia) یا ترس از تماس فیزیکی، نوع خاصی از اختلال روانی است که در آن فرد از لمس، تماس جسمانی یا هر نوع برخورد فیزیکی با دیگران ترس و واکنش‌های شدیدی نشان می‌دهد. این فوبیا می‌تواند در نتیجه تجربیات منفی گذشته، ترس از انتقال بیماری‌های عفونی، یا ترس‌های روانی عمیق‌تر مانند اضطراب مرتبط با تماس بدنی ناشی از تجربیات آسیب‌زا باشد. در علم روانشناسی، هافوفوبیا به عنوان یک نوع فوبیای اختصاصی طبقه‌بندی می‌شود که واکنش‌های اضطرابی، شامل افزایش ضربان قلب، عرق‌ریزی، تپش‌های عصبی و احساس خفگی یا اضطراب شدید را در فرد ایجاد می‌کند و معمولا نیازمند درمان‌های رفتاری شناختی، مانند تکنیک‌های مواجهه‌سازی تدریجی، برای کاهش شدت ترس و اضطراب است. این اختلال در صورت عدم درمان، می‌تواند تأثیر منفی زیادی بر تعاملات اجتماعی و کیفیت زندگی فرد داشته باشد.
@ravanshenas_khod_bash

۶:۳۰

undefined مدیریت افکار نوسانی#افکار_نوسانی ، افکاری هستند که مکرراً و خیلی شدید در ذهن فرد تکرار می‌شوند و نمی‌گذارن راحت تمرکز کند یا آرام بگیرد. این نوع افکار ممکن است مثبت، منفی یا وسواسی باشند، اما حضور دائمی و بی‌وقفه‌ی آنها، فرد را خسته و دودل می‌کند.
undefined️ برای کنترل کردن این افکار، چند رویکرد و تمرین موثر وجود دارد:
undefined️ 1. فایل‌بندی و شناخت افکار- در ابتدا، مهم است فرد موضوع یا فکر نوسانی خودش را بشناسد و بفهمد چرا این فکر برایش مهم شده است.
undefined️ 2. تمرین "مشاهده بدون قضاوت" (Mindfulness)- فرد باید یاد بگیرد که افکارش را به عنوان رویدادهای ذهنی بپذیرد، نه اینکه آنها را ارزیابی یا قضاوت کند.- مثلا، تصور کنید افکار نوسانی مانند ابرهای در آسمان هستند؛ بدون اینکه بر آنها تمرکز کنید یا بخواهید آنها را کنترل کنید، فقط مشاهده‌شان کنید و بگذارید عبور کنند.
undefined️ 3. تمرین "تفکیک افکار" و فاصله گرفتن از آنها- کسی که این افکار را دارد، باید یاد بگیرد که اینها تنها افکار هستند، نه واقعیت‌های قطعی.- مثلا، بگوید: «این فقط یک فکر است، من آن را قبول ندارم.» یا «این یک تصور است و لزوماً حقیقی نیست.»
undefined️ 4. تعیین زمان اختصاصی برای فکر کردن (Time-Boxing)- فرد برای فکر کردن در زمان‌های مشخص و محدود، مثلا ۱۵ دقیقه در روز برنامه بریزد، و در خارج از آن زمان، اصلاً به آن فکر نکند.- این تمرین باعث می‌شود که کنترل بیشتری بر افکار داشته باشد و نوسان‌ها کاهش یابد.
undefined️ 5. تلقین و جایگزینی افکار- وقتی فکری نوسانی می‌آید، به جای مقابله مستقیم، آن را با یک فکر مثبت یا عملی جایگزین کند، مثلا، «این فقط یک فکر است، تمرکزم باید روی کارم باشد.»
undefined️ 6. تمرین تنفس عمیق و آرام‌سازی- برای کاهش اضطراب، تمرین‌های تنفس دیافراگمی و مدیتیشن می‌تواند کمک کند که افکار نوسانی کنترل شوند و فرد آرام‌تر باشد.
@ravanshenas_khod_bash

۱۳:۲۹

thumbnail
undefined کنشگری تکانشی در نوجوانانکنشگری تکانشی یا impulsivity، یکی از ویژگی‌های اصلی در مرحله نوجوانی است. در این دوره، نوجوانان به دلیل رشد ناپایدار نواحی مختلف مغز، مانند قسمت پیش‌فرض مغز که مسئول کنترل و مهار فوری است، ممکن است رفتارهای سریع، بدون فکر و گریزناپذیر نشان دهند. این نوع کنشگری در این سن، طبیعی تلقی می‌شود، چون نوجوانان در حال توسعه مهارت‌های تنظیم هیجانی و تصمیم‌گیری هستند؛ اما اگر این impulsivity بیش‌ازحد توسعه پیدا کند و کنترل‌پذیر نباشد، می‌تواند منجر به مشکلاتی مانند افراط در ریسک‌پذیری، مشکلات تحصیلی، یا روابط اجتماعی دشوار شود.
از دیدگاه روانشناسی، این تمایل طبیعی در نوجوانی به دلیل تکامل سیستم‌های عصبی و نقش هورمون‌ها، مثل دوپامین و تستوسترون، است که سطح فعالیت و حسی‌گرایی فرد را افزایش می‌دهد. همچنین، محیط‌های خانوادگی، آموزشی و اجتماعی نقش مهمی در شکل‌گیری و کنترل impulsivity دارند. درواقع، این دوران فرصت مهمی است برای آموزش مهارت‌های خودکنترلی و تنظیم هیجان، تا نوجوانان بتوانند به تدریج رفتارهای impulsive خود را مدیریت کرده و وارد مرحله بزرگسالی با شناخت بهتر از خود و کنترل بیشتر شوند.#کنشگری_تکانشی#impulsive@ravanshenas_khod_bash

۱۳:۵۵

undefined قدرت پنهان (Latent Authority)از منظر روانشناسی، قدرت پنهان بر پایه‌ی دو سازوکار اصلی استوار است: #اعتماد (Trust) و مشروعیت درونی (Internalized Legitimacy). این نوع قدرت از طریق شکل‌گیری انتظارات در دیگران عمل می‌کند. به جای اینکه کسی به شما بگوید «باید این کار را انجام دهی چون من رئیسم هستم» (قدرت آشکار)، قدرت پنهان باعث می‌شود که فردی که دارای این ویژگی است، کلامش وزن داشته باشد زیرا دیگران او را به عنوان مرجع، خیرخواه، یا دارای بینش عمیق‌تر پذیرفته‌اند. این قدرت نه از منصب رسمی، بلکه از صلاحیت درک‌شده (Perceived Competence)، انسجام شخصیتی (Integrity) و توانایی در تعریف واقعیت (Framing) ناشی می‌شود. در نتیجه، پیروی از آن نه از ترس، بلکه از یک نوع احترام و تمایل درونی به همسویی با دیدگاه فرد قدرتمند پدید می‌آید.
undefined️ والدین نمونه‌های بارز هر دو نوع قدرت هستند. #قدرت_آشکار (Overt Authority) پدر یا مادر، اقتدار رسمی آن‌هاست؛ مانند وضع قوانین سختگیرانه و استفاده از پاداش و تنبیه. این نوع قدرت کوتاه‌مدت است و اغلب با خروج فرزند از خانه یا تغییر شرایط، تضعیف می‌شود. در مقابل، #قدرت_پنهان (Latent Authority) مادر یا پدری است که بر اساس سال‌ها صداقت، ثبات عاطفی، و ارائه توصیه‌هایی که در عمل به نفع فرزند بوده، شکل گرفته است. برای مثال، اگر پدری سال‌هاست که نشان داده در مسائل مالی بسیار محتاط و درست عمل می‌کند، حتی پس از بزرگسالی فرزند، توصیه‌ی مالی او به صورت یک «پیشنهاد محترمانه» مطرح می‌شود اما به دلیل قدرت پنهان پدر، احتمال اجرای آن بسیار بیشتر از یک دستور مستقیم است. در اینجا، نفوذ از تاریخچه عملکرد و اعتبار انباشته‌شده سرچشمه می‌گیرد، نه از جایگاه فعلی والدین.@ravanshenas_khod_bash

۱۰:۲۵