#ببینید
مدتیست از گوشه و کنار شهر، صدای بلند بمباران به گوش میرسد.اسکادرانهای اف 15 و 16 و 35 و سیوچند و پهپادهای ریز و درشت، پر میآیند و خالی میروند. دل کوه را که نتوانستند بشکافند؛ از عصبانیت، بمبها را روی سر روستاییها میریزند و دیوار صوتی میشکنند. احمقها نمیدانند حد طبیعیِ صدای مردهای لر، چیزی کم از صدای همان بمبها ندارد!اینجا تفریح ما، زدن سنگی با سنگِ دیگر است. ما برای تفنگ شعر میخوانیم و دردش را به جانِ خودمان میزنیم. اینجا مقصد دویدنهای ما، محل اصابت بمب و موشکهاست؛ نه جایی دورتر از آن. اینجا پیرهایمان، روی دامنه کوهها و تپهها به تماشای زد و خوردها مینشینند.اینجا پهپادهای مرگبار را روی تراکتور میگذاریم و تحقیرشان میکنیم. بالای سر خرابهها آواز میخوانیم. ابرهای بالای سرمان از رَد سجیل است. نام کوچههایمان ذوالفقار و نام تیم شهرمان خیبر است. تیمور را ما لنگ کردیم. ما در تنگههایمان موسیوها و ژنرالهای اجنبی را کشتهایم.ما رومیها را درهم شکستیم و اسمش را روی یکی از شهرهایمان گذاشتیم. ما برای کردستان مسیح فرستادیم.مرجع ما در نامهای سربسته، شاه طاغوتی را سر جایش نشاند.چادرهای عشایر ما کابوس دیکتاتورها بوده. ما از نیاکانمان دژ و قلعه به ارث بردهایم.ما از نسلی هستیم که با جنگ و قحطی مردهایم؛ اما از ترس نه. ما لریم؛ برای ما سنگِ بزرگ، نشانِ نزدن نیست.
فاطمه عزیزی
20اسفند1404
#رهبر_شهید#تا_پای_جان_برای_ایران #جنگ_جنگ_تا_پیروزی #خانه_روایت_ماه#لرستان
آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
مدتیست از گوشه و کنار شهر، صدای بلند بمباران به گوش میرسد.اسکادرانهای اف 15 و 16 و 35 و سیوچند و پهپادهای ریز و درشت، پر میآیند و خالی میروند. دل کوه را که نتوانستند بشکافند؛ از عصبانیت، بمبها را روی سر روستاییها میریزند و دیوار صوتی میشکنند. احمقها نمیدانند حد طبیعیِ صدای مردهای لر، چیزی کم از صدای همان بمبها ندارد!اینجا تفریح ما، زدن سنگی با سنگِ دیگر است. ما برای تفنگ شعر میخوانیم و دردش را به جانِ خودمان میزنیم. اینجا مقصد دویدنهای ما، محل اصابت بمب و موشکهاست؛ نه جایی دورتر از آن. اینجا پیرهایمان، روی دامنه کوهها و تپهها به تماشای زد و خوردها مینشینند.اینجا پهپادهای مرگبار را روی تراکتور میگذاریم و تحقیرشان میکنیم. بالای سر خرابهها آواز میخوانیم. ابرهای بالای سرمان از رَد سجیل است. نام کوچههایمان ذوالفقار و نام تیم شهرمان خیبر است. تیمور را ما لنگ کردیم. ما در تنگههایمان موسیوها و ژنرالهای اجنبی را کشتهایم.ما رومیها را درهم شکستیم و اسمش را روی یکی از شهرهایمان گذاشتیم. ما برای کردستان مسیح فرستادیم.مرجع ما در نامهای سربسته، شاه طاغوتی را سر جایش نشاند.چادرهای عشایر ما کابوس دیکتاتورها بوده. ما از نیاکانمان دژ و قلعه به ارث بردهایم.ما از نسلی هستیم که با جنگ و قحطی مردهایم؛ اما از ترس نه. ما لریم؛ برای ما سنگِ بزرگ، نشانِ نزدن نیست.
20اسفند1404
#رهبر_شهید#تا_پای_جان_برای_ایران #جنگ_جنگ_تا_پیروزی #خانه_روایت_ماه#لرستان
@ravimah
۸۰۵
۴:۴۸