راضمینابوک
هفتادوهشتمین نشست کتابخوانی راضمینا به واکاوی این نکته از کتاب پسری روی سکوها پرداخت که اون چیزی که یه بازی رو تماشایی میکنه نه تعداد گلها که کیفیت تلاش بازیکنها و میزان از جون مایهگذاشتنشونه و هر چقدر که این تلاش خودش رو بیشتر در عملکرد بازیکنان نشون بده، اون بازی بهیادماندنیتره حتی اگر تیم موردعلاقهمون شکست بخوره، چون ته دلمون میگیم درسته که نشد ولی ما صدمون رو گذاشتیم و همین پذیرش شکست رو برامون راحتتر میکنه، مثل باقی موقعیتهای مشابه زندگی، مگه نه؟ در ادامه از حواشی فوتبال گفتیم، از جنجالهایی که اون زمان در غیاب اینستا به دست مجلات زرد به پا میشد و گاهی کار رو به جاهای باریک میکشوند. سبک نوشتار نویسنده با جملات کوتاه و ضربتی، حس گزارشهای فوتبال رو بهم میده. گزارشهایی که گاهی تغییر ریتم میدن و خواننده رو هم به فکر فرو میبرن. جزئیات بیشتر رو در فایل صوتی جلسه بشنوین؛) فردا میبینمتون
۱۱ مرداد ۱۴۰۵ #دورهمی #پسریرویسکوها @razminabook
هفتادونهمین نشست کتابخوانی راضمینا بهانهای شد برای پرداختن به موضوع مرگ. چرا مرگ؟ چون آقای صدر تو نوشتههاش به ماجرای فوت یکی از طرفدارها موقع تماشای بازی فوتبال در امجدیه اشاره میکنه، به اینکه مواجهه با این اتفاق چقدر در روحیهش اون هم در سن نوجوانی اثر گذاشته و چطور باعث شده مرگآگاه بشه. پرداختن به این موضوع منو یاد احساس نزدیکی مرگ در روزهای جنگ انداخت، روزهایی که همزمان بیمعنایی و تلاش برای معنادار کردن روزها گریبانگیرم شده بودن.
در ادامه از فاصلهشون با پدرشون گفتن، فاصلهای که علاقه به فوتبال بینشون انداخته بود و هیچوقت با هیچچیز پر نشد. دو آدم زیر یک سقف، خیلی دور، خیلی نزدیک.
فردا بیشتر خواهیم خوند؛)
۱۳ مرداد ۱۴۰۵
#دورهمی #پسریرویسکوها
@razminabook
در ادامه از فاصلهشون با پدرشون گفتن، فاصلهای که علاقه به فوتبال بینشون انداخته بود و هیچوقت با هیچچیز پر نشد. دو آدم زیر یک سقف، خیلی دور، خیلی نزدیک.
فردا بیشتر خواهیم خوند؛)
۱۳ مرداد ۱۴۰۵
#دورهمی #پسریرویسکوها
@razminabook
۲۲
۱۰:۲۷