عکس پروفایل خط قرمز هاخ
۱۲ عضو

خط قرمز ها

خواب دیدم دستم بی اختیار می نویسه ،یه صدا بهم گفت : اینا وصیت نامه نیست ولی باید بنویسی. خط من نبود! اما صدا آرومم کرد از خواب بیدار شدم .اون خط دایی شهیدم بود.اگر چیزی نوشتم که به دل نشست . مال اون قلم هست اگر هم دلنشین نبود مال ناخالصی منه@fkarimi67
دریای کف خیابان
چراغ های سبز مسجد جمکران را که در تاریکی شب دیدم ، گفتم خدایا شکرت . لیست مداحی های گوشی رسیده بود به « سر از دست دادیم / سرور از دست دادیم /تو علی بودی پس / پدر از دست دادیم »undefinedundefinedتشییع حاج قاسم ، تشییع شهید رئیسی ، تشییع سید حسن نصرالله ، تشییع سرداران جنگ۱۲ روزه ، تشییع سرداران جنگ رمضان ، فقط نشستم پای تلویزیون و گوشی ، فیلم ها را دیدم و حسرت خوردم و اشک ریختم. برای هر کدام بهانه ای بود برای نرفتن .
این بار اما از اول دلم می خواست بروم . نه اینکه آقای شهیدم به آمدن کسی مثل من احتیاج داشت! من اگر نمی رفتم دق می کردم که این بار هم بهانه آوردم و از سختی ترسیدم.
وقتی بعد از ۴ ماه برنامه تشییع را اعلام کردند ، با گریه لیست شهر ها را نگاه می کردم. به همسرم گفتم:« من می خوام قم رو برم . می تونی برای اسکان هماهنگ کنی » همسرم گفت:« من برای تشییع حاج قاسم ، قم بودم ، خیلی شلوغ بود ، مردها هم زیر دست و پا له می شدند . چقدر دست و پای شکسته داشت مراسم .با بچه ها خیلی سخته ! می خوای بعد از مراسم تشییع مشهد بریم ؟»
بغض راه گلویم را بسته بود . قبول کردم. اما چه قبول کردنی! من خودم آدم اهل ریسکی نیستم اما الان پای بچه ها هم وسط بود . اگر خدای نکرده اصرار می کردم و اتفاقی برای بچه ها می افتاد چی ؟! ولی کمی امید در دلم نگه داشتم که شاید راهی باز شود.
هر چه به مراسم نزدیک تر می شدیم ، دلم بیشتر هوایی می شد. اما با خواندن پیام هایی که در گروه ها دست به دست می شد از اخطار هایی که ازدحام جمعیت ممکن است چه خطراتی داشته باشد مخصوصا برای کودکان ، امیدم برای رفتن کم رنگ تر می شد.
به دوستان تهرانی و قمی و مشهدی ام غبطه می خوردم که می توانند در مراسم شرکت کنند. دوستان شهر های دیگر هم هر کس از برنامه رفتن اش می گفت . من هم فقط می نوشتم خوش به حال شما ! فقط می توانستم آخر شب ها لیست مداحی های شهادت آقا را پخش کنم و گریه کنم شاید کمی دلم آرام شود.مراسم های تهران که نزدیک شد ، خیلی ها نوشتند نترسید و نترسانید! با بچه ها هم می شود شرکت کرد. به قول یک نفر نوشته بود ، آدم با بچه کوچک دریا هم که می رود ، بچه را جاهای عمیق دریا نمی برد!همان کنار ساحل هم می شود از دریا لذت برد.دلم حتی برای ساحل آن دریای خروشان عشاق رهبر #شهید لک زده بود، دریای کف خیابان....
ادامه دارد......
#روایت_تشییعفاطمه کریمی

۳۷۷

۲۳:۳۷