ا


"شدیدترین موقعیت، سنگینترین مبارزه"
این دختر جوان بعد از پدر عظیم الشانش یک مدتی -چندهفتهای- بیشتر زنده نمانده است و این چند هفته همه اش مبارزه است. این که شنیده اید از آمدن پشت در خانه، این آغاز همان مبارزه است. پشت در خانه بیاید؟ با بیگانه ها یک و دو بکند؟ آن عرب غيور، آنی که حاضر نیست که به زنش به ناموسش کمترین اهانتی بشود و این غیرتی که با تعالیم و آموزشهای اسلام به اوج شدت میرسد در یک فرد عرب مسلمان، آن هم مسلمانی مثل امير المؤمنين، او تن بدهد که زن جوانش بیاید پشت در، عده ای رجاله دنبال در - پشت در- جمع بشوند و با هم یک و دو بکنند؟ این قضیه عادی است؟ این قضیه قضیه ی معمولی است؟ تصادفی است؟ یا حساب شده است؟ این دو رهبر یعنی امیرالمؤمنين علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها نشستند، کارها را با هم تقسیم کردند.ای زهرای اطهر! ای دختر آبرومند پیامبر! از موقعیت خود استفاده کن اکنون که حکومت و زمامداری قرار است به دست نااهلان بیفتد! برو بگیر! این بازوان زنانه را حائل کن میان دست غاصب و دست متجاوز آنان که شایسته ی این پست نیستند و تا ابد در تاریخ ثبت کن که این است اسلام.
زن جانش را فدا میکند برای اینکه حکومت به نااهل نرسد. اگر فاطمه ی زهرا زن امير المؤمنين هم نبود، قضیه همین بود؛ از شوهرش دفاع نمیکرد از زمامدار به حق دفاع میکرد. مسئله ی زن و شوهری نیست؛ مسئله ی دختر عمو پسر عمویی نیست؛ مسئله ی دوستی و رفاقت نیست؛ مسئله ی وظیفه است؛ مسئله ی هدف است. آن وقت می آید از پشت در شروع میشود، تهدیدها تأثیر نمیکند. نمیگوید من حالا باردار هستم، مصلحت نیست درافتم، بماند چند روز دیگر آتششان فروکش کند؛ بماند شاید من فارغ بشوم بعد بروم به میدانشان. نه!نکته اش در همین است که در شدیدترین موقعیتها بزرگترین وظیفه ها انجام بگیرد و شدیدترین لطمها بر جسم و جان وارد بیاید؛ لذا شروع کرد به مبارزه.صفحه ۲۰ تا ۲۱ کتاب حقیقت عظیمبیانات دهه پنجاه رهبر شهید
#روایت_زن_مسلمان#حقیقت_عظیم#کتاب#بیانات_امام_شهید#فاطمه_زهرا_سلاماللهعلیها#فاطمیه#اولین_فاطمیه_غریبانه_بی_پدر@revayatezan
این دختر جوان بعد از پدر عظیم الشانش یک مدتی -چندهفتهای- بیشتر زنده نمانده است و این چند هفته همه اش مبارزه است. این که شنیده اید از آمدن پشت در خانه، این آغاز همان مبارزه است. پشت در خانه بیاید؟ با بیگانه ها یک و دو بکند؟ آن عرب غيور، آنی که حاضر نیست که به زنش به ناموسش کمترین اهانتی بشود و این غیرتی که با تعالیم و آموزشهای اسلام به اوج شدت میرسد در یک فرد عرب مسلمان، آن هم مسلمانی مثل امير المؤمنين، او تن بدهد که زن جوانش بیاید پشت در، عده ای رجاله دنبال در - پشت در- جمع بشوند و با هم یک و دو بکنند؟ این قضیه عادی است؟ این قضیه قضیه ی معمولی است؟ تصادفی است؟ یا حساب شده است؟ این دو رهبر یعنی امیرالمؤمنين علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها نشستند، کارها را با هم تقسیم کردند.ای زهرای اطهر! ای دختر آبرومند پیامبر! از موقعیت خود استفاده کن اکنون که حکومت و زمامداری قرار است به دست نااهلان بیفتد! برو بگیر! این بازوان زنانه را حائل کن میان دست غاصب و دست متجاوز آنان که شایسته ی این پست نیستند و تا ابد در تاریخ ثبت کن که این است اسلام.
زن جانش را فدا میکند برای اینکه حکومت به نااهل نرسد. اگر فاطمه ی زهرا زن امير المؤمنين هم نبود، قضیه همین بود؛ از شوهرش دفاع نمیکرد از زمامدار به حق دفاع میکرد. مسئله ی زن و شوهری نیست؛ مسئله ی دختر عمو پسر عمویی نیست؛ مسئله ی دوستی و رفاقت نیست؛ مسئله ی وظیفه است؛ مسئله ی هدف است. آن وقت می آید از پشت در شروع میشود، تهدیدها تأثیر نمیکند. نمیگوید من حالا باردار هستم، مصلحت نیست درافتم، بماند چند روز دیگر آتششان فروکش کند؛ بماند شاید من فارغ بشوم بعد بروم به میدانشان. نه!نکته اش در همین است که در شدیدترین موقعیتها بزرگترین وظیفه ها انجام بگیرد و شدیدترین لطمها بر جسم و جان وارد بیاید؛ لذا شروع کرد به مبارزه.صفحه ۲۰ تا ۲۱ کتاب حقیقت عظیمبیانات دهه پنجاه رهبر شهید
#روایت_زن_مسلمان#حقیقت_عظیم#کتاب#بیانات_امام_شهید#فاطمه_زهرا_سلاماللهعلیها#فاطمیه#اولین_فاطمیه_غریبانه_بی_پدر@revayatezan
۲۵۵
۲۰:۲۶