بازارسال شده از .گُردانِ⁶⁹.🇮🇷
فردا²⁹فروردین تولدِ آسیدعلیِ هست🥲
🩹
1000 تا زیارت عاشورا هدیه به روحشون هست

هرکس هرچقدر تونست بگه:))
کم نزاریدا🥲
@temsal128
1000 تا زیارت عاشورا هدیه به روحشون هست
هرکس هرچقدر تونست بگه:))
کم نزاریدا🥲
@temsal128
۱۷:۰۳
بازارسال شده از .گُردانِ⁶⁹.🇮🇷
به مناسبت روزِ دختر تقدیمی دارم براتون🥹
دومین تقدیمی اینجا
️
این پیام رو فور میکنید تو چنلتون منم بهتون یه جمله دخترونه تقدیمت میکنم
🫶
ظرفیت:8نفر
اینگور؟!ناراحت میشم:)
تگ:@temsal128
دومین تقدیمی اینجا
این پیام رو فور میکنید تو چنلتون منم بهتون یه جمله دخترونه تقدیمت میکنم
ظرفیت:8نفر
اینگور؟!ناراحت میشم:)
تگ:@temsal128
۸:۳۲
بازارسال شده از 𝑻&𝒎
سلام ممبرا ، چطورید
؟دخترا روزتون مبارک
️ ، کویر نکنید به مناسبت روز دختر کمیاب خام میدم بهتون ..ble.ir/payamresanimbot?start=XudnvJMJ07A80zu2PX4okeoZ2
۱۰:۳۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بازارسال شده از دُختَرانِ مَهدَوی💚🕊️:))جانفدای ایران
تَقدیمی به مُناسِبَتِ روز دُختَر

یه کانال بَرای عَلَمدار ها عَلَمدار
این پَیام رو فور کُنید توی چَنِلِتون مَنَم
بِهِتون یه جُمله دُختَرونه_عَکس پَس زَمینه دُختَرونه و عَکس پُروف تَقدیم می کُنَم🫶

ظَرفیت:۱۵ نَفَر
تقلید؟:ناراحت میشم
:))
یه کانال بَرای عَلَمدار ها عَلَمدار
این پَیام رو فور کُنید توی چَنِلِتون مَنَم
بِهِتون یه جُمله دُختَرونه_عَکس پَس زَمینه دُختَرونه و عَکس پُروف تَقدیم می کُنَم🫶
ظَرفیت:۱۵ نَفَر
تقلید؟:ناراحت میشم
۱۲:۰۶
1_25742974928.mp3
۰۳:۰۱-۳.۳۵ مگابایت
۱۲:۲۱

پاکت هدیه
عَلَمدارانِ سِید مُجتَبی🇮🇷
تولدت مبارک اقا سید علیِ خامنه ایاز طرف :عَلَمدارانِ سِید مُجتبی
من، سید علی حسینی خامنئی؛ متولد ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ ...
من، سید علی حسینی خامنئی، در شهر مشهد، مرکز استان خراسان، در جوار آستان امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیهالسلام، در یک خانواده روحانی به دنیا آمدم. زادروز من، بیست و هشتم ماه صفر سال ۱۳۵۸ هجری قمری است. تیر ماه ۱۳۱۸. البته این در شناسنامه است. ظاهرا تاریخ صحیح باید فروردینماه باشد؛ ۲۹ فروردین.
ما هشت خواهر و برادر از دو مادر بودیم؛ یعنی پدرم از خانمی، سه فرزند داشت که هر سه هم دختر بودند. بعد، آن خانم فوت کرده بودند و پدرم با خانم دیگری - که مادر ما باشند - ازدواج کرده بودند. ما بچههای این خانم دوم، پنج نفر بودیم؛ چهار برادر و یک خواهر، و در این پنج نفر، من دومی بودم. البته در این بین، دو بچه هم از بین رفته بودند؛ با آن حساب، من چهارمی میشوم؛ اما چون واسطهها کم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم. البته خواهرهای بزرگ ما از خانم اوّل بودند؛ آنها از ما خیلی بزرگتر بودند.
اوّلین فرزند خانم (مادرم)، آقارضا و دوّمی محمّدآقا است. آقارضا حدوداً دوساله بوده که فوت میکند، بعد بچّهی سوّمی دنیا میآید که پدرم به خاطر علاقهی به حضرت رضا علیهالسلام اسم او را هم «آقارضا» میگذارند. ایشان واقعاً عاشق امام رضا علیهالسلام بودند. این بچّه هم بعد از یک هفته یا ده روز فوت میکند. بعد من به دنیا میآیم که اسم من را میگذارند علیآقا. با همین قید «آقا». ما که به دنیا آمدیم از اوّل اسم ما را با «آقا» گذاشتند. ولادت پسر در نظر پدرم که همسر قبلیاش چهار دختر پیاپی آورده بود و یکی از آنها در کودکی از دنیا رفته بود موهبت بزرگی محسوب میشد و چون دو تا از پسرها از دست رفته بودند، باقیماندهها در چشمش بسیار عزیز بودند. شاید از جمله به این خاطر بود که برادران بزرگترم و من از اوان ولادت بر خلاف معمول آقا نامیده شدیم: آقارضا، محمّدآقا و علیآقا.
شهید خامنهای به روایت خودش
من، سید علی حسینی خامنئی، در شهر مشهد، مرکز استان خراسان، در جوار آستان امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیهالسلام، در یک خانواده روحانی به دنیا آمدم. زادروز من، بیست و هشتم ماه صفر سال ۱۳۵۸ هجری قمری است. تیر ماه ۱۳۱۸. البته این در شناسنامه است. ظاهرا تاریخ صحیح باید فروردینماه باشد؛ ۲۹ فروردین.
ما هشت خواهر و برادر از دو مادر بودیم؛ یعنی پدرم از خانمی، سه فرزند داشت که هر سه هم دختر بودند. بعد، آن خانم فوت کرده بودند و پدرم با خانم دیگری - که مادر ما باشند - ازدواج کرده بودند. ما بچههای این خانم دوم، پنج نفر بودیم؛ چهار برادر و یک خواهر، و در این پنج نفر، من دومی بودم. البته در این بین، دو بچه هم از بین رفته بودند؛ با آن حساب، من چهارمی میشوم؛ اما چون واسطهها کم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم. البته خواهرهای بزرگ ما از خانم اوّل بودند؛ آنها از ما خیلی بزرگتر بودند.
اوّلین فرزند خانم (مادرم)، آقارضا و دوّمی محمّدآقا است. آقارضا حدوداً دوساله بوده که فوت میکند، بعد بچّهی سوّمی دنیا میآید که پدرم به خاطر علاقهی به حضرت رضا علیهالسلام اسم او را هم «آقارضا» میگذارند. ایشان واقعاً عاشق امام رضا علیهالسلام بودند. این بچّه هم بعد از یک هفته یا ده روز فوت میکند. بعد من به دنیا میآیم که اسم من را میگذارند علیآقا. با همین قید «آقا». ما که به دنیا آمدیم از اوّل اسم ما را با «آقا» گذاشتند. ولادت پسر در نظر پدرم که همسر قبلیاش چهار دختر پیاپی آورده بود و یکی از آنها در کودکی از دنیا رفته بود موهبت بزرگی محسوب میشد و چون دو تا از پسرها از دست رفته بودند، باقیماندهها در چشمش بسیار عزیز بودند. شاید از جمله به این خاطر بود که برادران بزرگترم و من از اوان ولادت بر خلاف معمول آقا نامیده شدیم: آقارضا، محمّدآقا و علیآقا.
شهید خامنهای به روایت خودش
۱۳:۰۴