تا برسم خونه، لباسام اتو شده بود، غذا آماده بود، خوراکی هم برام گذاشته بودن؛ دوستان هم بیشتر از خودم نگران دیر رسیدنم بودن.
بغضی شدم و گفتم: خدایا، من کِی اینهمه خدمتکار استخدام کردم؟
خلاصه که ما فقیر نیستیم، فقط دربارمون بودجهی دولتی نداره!
بغضی شدم و گفتم: خدایا، من کِی اینهمه خدمتکار استخدام کردم؟
خلاصه که ما فقیر نیستیم، فقط دربارمون بودجهی دولتی نداره!
۶۷
۲۰:۲۶