🇵🇸 رکـن شـدیـد 🇮🇷
تـرجـمه (5)
یـا خـیمـات: ای خـیمـهها
مـداح: عـمار الکـنانی
شـاعر: علـی عـویز الشـویلی
مـترجم: م. بـن صـالح
سـبک: عـاشـقانه سـوزناک
(قصه در مورد عصر عاشورا و اسارت حضرت زینب س در نبود حضرت عباس ع و امام حسین ع است) ۱۰ محرم ۱۴۴۶
يا خيمات باچر ليش تحترگن يخيمات ای خیمهها فردا چرا میخواهید که آتش بگیرید؟ انه لوحدي وعندي يتيمات مگر نمیدانید که من بدون عباس و حسینم، تنها شده ام و این همه یتیم دارم؟ عوفنه جدم زينب يجمرات ای پارهی آتش تو دیگر از جان زینب چه میخواهی که بر معجرش افتادهای؟
باچر ولايبقالي أخو بين الغرب وحيده فردا دیگر نه حسینی برایم میماند نه عباسی و تک و تنها در بین نامحرمان خواهم ماند باچر وراي اشگـد ركض للمشرعه البعيده فردا چهقدر باید بین دجله و فرات سعی بین صفا و مروه کنم تا اتفاقی برای طفلی نیفتد الزم طفل يعثر طفل سوط التوه اعله إيده دست کودکی را محکم میگیرم که بر زمین نیفتد، از آنسو میبینم که طفلی در زیر ضربات شلاق است احمي برقيه من الجمر خولي يطـگ حميده از این سو آتش بر دامن رقیه افتاده را خاموش میکنم، از آن سو میبینم که خولی به جان حمیده افتاده است و او را میزند
يالعيون ابـچف أجناب تنسطرن يالعيون ای چشمان آماده باشید که فردا جای سیلی نامحرمان بر پلکهایتان خواهد بود باچر وين تنظمن يالمتون ای کتفها و شانهها آماده باشید که فردا زیر شلاق اعداءالله خواهید بود عگب الگمر حدايه اليكرهون چرا که بعد از رفتن اباالفضل آن عموی باوفا و مهربان، سنگدلان و بیرحمان ما را تا شام با پای پیاده به اسارت خواهند برد
مداح : فدوه الصوتک اروح، اروح لک فدوه، ابوس ایدک، ماقصرتم، واسیتوه والله : فدای این صدات بشم من، فداتون بشم من، دستاتون رو میبوسم، خدا خیرتون بده، سنگ تمام گذاشتید در همدردی با زینب
باچر اشوف الماشفت كل عمري وحياتي فردا من پرده نشین که از گل نازتر ندیدهام، چیزهایی را میبینم که در تمام زندگیام ندیدهام باچر تره ارماد الخيم سجادتي الـصلاتي فردا روزی است که خاکستر باقی مانده از خیمهها سجادهی نمازم خواهند شد باچر يظل سوط الشمر يندل متن بناتي فردا روزی است که شمر بعد رفتن عباس جرات میکند که با شلاق به جان ما بیفتند معناها لو جابو حبل ماظل ولي الـخواتي و آوردن طناب اسارت این ندا را به ما میدهد که دیگر نه حسینی مانده است و نه عباسی
يموتون باچر كل هلـچ زينب يموتون ای زینب جان فردا روزی است که همهی عزیزانت کشته خواهند شد ناس بهلت ادموعـچ يشمتون و فردا روزی است که با ریخته شدن اولین قطرهی اشک از چشمانت، نامحرمان پست شروع به سرزنش و زخم زبان زدن میکنند زينب وليه نوليها يصيحون و فریاد میزنند که زینب دیگر نه عباسی دارد و نه حسینی، با خیال راحت اسیرش کنید
باچر اميرات الخلـگ تشبع بـچي وشماته فردا روزی است که بانوانی که شاهزادگان عالم هستند، تا توان دارند کتک و زخم زبان میخورند مداح: اسمع اسمع: گوش کن گوش گن يوگـفهن أگـبال الگمـر زجر ويطـگ خواته و زجر ملعون آنها را در مقابل سر بریدهی عباس قرار میدهد و با شلاق زدن آنها به آنها میگوید که به سرهای بریده نگاه کنید
مداح: اسمع: خوب گوش کن
باچر ترى حسين العصر مايلحـگ الـصلاته فردا روزی است که حسین جان به نماز عصرش هم نمی رسد
مداح: ارده کملها القصیده فدوه الک: خواهش میکنم بذارید نوحه رو کامل کنم، من به قربانتان بروم
مداح: ساعدنی ساعدنی: کمکم کنید لطفا، خواهش میکنم ازتون فوگ الترب اومايجي يشوف الجرة الـبناته چرا که پیکر بی سرش بر روی خاک افتاده است، و نیست تا ببیند که چه بلایی بر سر حرمش این نامحرمان میآوردند
يالخوان باچر عازه عازتكم يالخوان ای برادران... فردا روزی است که به بودنتان نیاز شدید دارم وانتم رؤوس ماعندكم ياوليان ولی فردا روزی است که شما دیگر نیستید، چون سرهایتان از تن جدا شده است بين الخيل زينبكم يالحنان و در بین تاخت اسبها زینبتان در حال دویدن است ای عزیزان من @roknshadid
abbas_ameri_ana_maksor.mp3
۰۸:۲۹-۱۴.۹۸ مگابایت
@roknshadid
۷:۱۶