عکس پروفایل رمانیوم ( رمان مافیایی و عاشقانه )ر
۷۶ عضو

رمانیوم ( رمان مافیایی و عاشقانه )

رمان های جذاب مافیایی ،
تابع قوانین اپلیکیشن بله
#رقاص_دلربا

#part_14
حرصی صورتم رو پاک کردم و خونسرد سمت اتاق رفتم و وارد شدم.
عصبی لب زدم:
- چی زدی به این صورتم نجلا که هرکاری میکنم پاک نمیشه؟
سرمو برگردوندم که با یزدان سینه به سینه شدم...
آب دهنمو قورت دادم و یک قدم عقب رفتم..
این لعنتی چرا مثل سایه دنبالم بود؟ از در بیرونش میکردم از پنجره میومد تو..
نگاه سردش رو روی خودم حس میکردمعصبی با فک قفل شده ای غرید:
- معلوم هست داری چه غلطی میکنی؟
اخمی کردم:- چه وضع صحبت کردنه؟ درست حرف بزن ببینم...
هنوز حرفم تموم نشده بود که فاصله ی نیمه تموم رو با قدماش طی کرد!
صورتم مماس صورتش بود
تمام اون عصبانیتم پر کشید و به جاش حس خجالت و ترس جاشون رو گرفت..
جرعت سر بالا کردن رو نداشتم
دستشو زیر چونه ام گذاشت و سرمو بالا برد
نیشخندی زد:
- سوالم رو با سوال جواب نده ، فهمیدی یا حالیت کنم؟
بی اختیار سری تکون دادم که خوبه ای زمزمه کرد
undefined۲

۴۲۹

۲۱:۵۰