#اجبار_تا_عشق
Part: ¹⁴
که جونکوک گفت
جونکوک: میا وسایلتون جمع کنید بریم عمارت خودمون
میا: اوووو اره؛ سوهو بابا اذیت نکن من برم وسایل جمع کنم
سوهو: باشه
جونکوک و سوهو مشغول بازی شدن میا وسایل خودش و سوهو جمع کرد کت و کیفش برداشت جونکوک به بادیگاردش گفت بیاد وسایل ببره داخل ماشین
سوهو: مامان بغلم کن
میا: باشه عزیزم
میا سوهو بغل کرد و رفتن سوار ماشین شدن ماشین راه افتاد جونکوک دست میا رو گرفت
سوهو: مامانیییی من شیر موز میخوام همین الان
میا: وایسا برسیم
جونکوک: پسر یجا وایسا شیر موز بگیر
سوهو: مرسی بابایی خیلی دوست دارم
میا: کپی برابر اصل هم دیگه هستید
بعد چند مین رسیدن بادیگاردا وسایل بردن خودشون هم رفتن داخل که...
️شرط: ۱۸ریکت+۲۵۰تا دیدگاه
️
Part: ¹⁴
که جونکوک گفت
جونکوک: میا وسایلتون جمع کنید بریم عمارت خودمون
میا: اوووو اره؛ سوهو بابا اذیت نکن من برم وسایل جمع کنم
سوهو: باشه
جونکوک و سوهو مشغول بازی شدن میا وسایل خودش و سوهو جمع کرد کت و کیفش برداشت جونکوک به بادیگاردش گفت بیاد وسایل ببره داخل ماشین
سوهو: مامان بغلم کن
میا: باشه عزیزم
میا سوهو بغل کرد و رفتن سوار ماشین شدن ماشین راه افتاد جونکوک دست میا رو گرفت
سوهو: مامانیییی من شیر موز میخوام همین الان
میا: وایسا برسیم
جونکوک: پسر یجا وایسا شیر موز بگیر
سوهو: مرسی بابایی خیلی دوست دارم
میا: کپی برابر اصل هم دیگه هستید
بعد چند مین رسیدن بادیگاردا وسایل بردن خودشون هم رفتن داخل که...
۵۴
۱۲:۲۳