بازارسال شده از کانال خبری تحلیلی کومش فردا
۱۷:۵۱
بازارسال شده از کانال خبری تحلیلی کومش فردا
۱۷:۵۱
بازارسال شده از حسین کریمی
کارزار شما با عنوان «لزوم تشکیل حکومت انتقالی همه شمول و دولت فراگیر در افغانستان با محوریت جوانان افغان و سازمان های بین المللی» تأیید و با موفقیت منتشر شد:https://www.karzar.net/98554
با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاعرسانی کنید و از آنها برای جمعآوری امضا کمک بگیرید.#منفعل_نباشیم
برای اطلاع از شیوههای جمعآوری امضا و افزایش امکان موفقیت کارزارتان حتما لینک زیر را کامل مطالعه کنید:https://www.karzar.net/start
با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاعرسانی کنید و از آنها برای جمعآوری امضا کمک بگیرید.#منفعل_نباشیم
برای اطلاع از شیوههای جمعآوری امضا و افزایش امکان موفقیت کارزارتان حتما لینک زیر را کامل مطالعه کنید:https://www.karzar.net/start
۲۱:۲۰
بازارسال شده از پویش فراگیر همه با هم ایران
۲:۳۷
بازارسال شده از اندیشه
Komesh02(1).pdf
۲.۳۸ مگابایت
ماهنامه الکترونیک غیر برخط کومش فردا صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر غلامرضا جعفری
۲۱:۳۴
بازارسال شده از تا انتخابات
۳:۵۹
بازارسال شده از اندیشه خدمت
۱۰:۲۰
بازارسال شده از کانال خبری تحلیلی کومش فردا
نظرسنجی
آیا با طرح پلیس(طرح نور) برای برخورد با کسانی که به تذکر پلیس بی اعتنایی کرده و بر ادامه قانون شکنی اصرار دارندموافقید ؟
برای شرکت در نظرسنجی به آدرس زیر مراجعه نمایید


https://EitaaBot.ir/poll/m257
آیا با طرح پلیس(طرح نور) برای برخورد با کسانی که به تذکر پلیس بی اعتنایی کرده و بر ادامه قانون شکنی اصرار دارندموافقید ؟
برای شرکت در نظرسنجی به آدرس زیر مراجعه نمایید
۲۲:۰۱
بازارسال شده از کانال خبری تحلیلی کومش فردا
نظرسنجی
آیا با طرح پلیس(طرح نور) برای برخورد با کسانی که به تذکر پلیس بی اعتنایی کرده و بر ادامه قانون شکنی اصرار دارندموافقید ؟
برای شرکت در نظرسنجی به آدرس زیر مراجعه نمایید


https://EitaaBot.ir/poll/m257
آیا با طرح پلیس(طرح نور) برای برخورد با کسانی که به تذکر پلیس بی اعتنایی کرده و بر ادامه قانون شکنی اصرار دارندموافقید ؟
برای شرکت در نظرسنجی به آدرس زیر مراجعه نمایید
۲۲:۰۲
بازارسال شده از کانال خبری تحلیلی کومش فردا
کارزار شما با عنوان <تقاضای اجماع انحلال رژیم اشغالگر و دیکتاتور اسرائیل و تشکیل دولت مستقل و آزاد فلسطین> تأیید و با موفقیت منتشر شد:https://www.karzar.net/110567
با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاعرسانی کنید و از آنها برای جمعآوری امضا کمک بگیرید.#منفعل_نباشیمبرای اطلاع از شیوههای جمعآوری امضا و افزایش امکان موفقیت کارزار حتما لینک زیر را کامل مطالعه کنید:https://www.karzar.net/start
با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاعرسانی کنید و از آنها برای جمعآوری امضا کمک بگیرید.#منفعل_نباشیمبرای اطلاع از شیوههای جمعآوری امضا و افزایش امکان موفقیت کارزار حتما لینک زیر را کامل مطالعه کنید:https://www.karzar.net/start
۲۱:۵۵
بازارسال شده از engineer.gholami
1_12060911296.pdf
۱.۶۵ مگابایت
ماهنامه الکترونیک غیر برخط کومش فردا صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر غلامرضا جعفری ویژه انتخابات ریاست جمهوری خردادماه 1403
۰:۰۷
بازارسال شده از engineer.gholami
1_12060911296.pdf
۱.۶۵ مگابایت
ماهنامه الکترونیک غیر برخط کومش فردا صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر غلامرضا جعفری ویژه انتخابات ریاست جمهوری خردادماه 1403
۰:۰۸
بازارسال شده از دوستداران دکتر پزشکیان
#پویش_همه_با_هم_ایران #همه_با_هم_پزشکیان #ماهنامه_کومش_فردا
۱۸:۴۸
بازارسال شده از دوستداران دکتر پزشکیان
#پویش_همه_با_هم_ایران #همه_با_هم_پزشکیان #ماهنامه_کومش_فردا
۱۸:۴۸
بازارسال شده از ایرانیان فردا
https://EitaaBot.ir/poll/1hc0k با رفتن بهاین لینک در نظرسنجی که پیرامون حوزه اطلاع رسانی وزارت ارشاد اسلامی است رای دهید
۰:۲۴
بازارسال شده از ایرانیان فردا
https://EitaaBot.ir/poll/1hc0k با رفتن بهاین لینک در نظرسنجی که پیرامون حوزه اطلاع رسانی وزارت ارشاد اسلامی است رای دهید
۰:۲۸
بازارسال شده از همه باهم
آرش، خلیج فارس و راز هزار ساله نوشته غلامرضا جعفری – کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر حقوق بینالملل عمومی
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
۲۲:۳۵
بازارسال شده از همه باهم
آرش، خلیج فارس و راز هزار ساله نوشته غلامرضا جعفری – کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر حقوق بینالملل عمومی
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
۲۲:۴۸
بازارسال شده از همه باهم
آرش، خلیج فارس و راز هزار ساله نوشته غلامرضا جعفری – کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر حقوق بینالملل عمومی
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
۲۲:۴۹