۱۲:۲۱
۵:۱۳
این روایت که مسند است و در چند منبع دیگر هم آمده، چنین است:
أخْبَرَكُمْ أَبُو عُمَرَ بْنُ حَيَوَيْهِ قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى قَالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَهَّابِ الثَّقَفِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ حُسَيْنٍ قَالَ: قِيلَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: لَوِ اتَّخَذْنَا لَكَ شَيْئًا تَرْتَفِعُ عَلَيْهِ، تُكَلِّمُ مِنْهُ النَّاسَ، فَقَالَ : «لَا أَزَالُ بَيْنَكُمْ تَطَئُونَ عَقِبِي حَتَّى يَكُونَ اللَّهُ يَرْفَعُنِي»، ثُمَّ قَالَ: «لَا تَرْفَعُونِي فَوْقَ حَقِّي، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى اتَّخَذَنِي عَبْدًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَنِي رَسُولًا»
ابوعمربنحیویه به ما خبر داد، از یحیی، از حسین، از عبدالوهاب ثقفی که به ما خبر داد و گفت: جعفربنمحمد از پدرش از علیبنحسین روایت کرد که فرمود:به رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ گفته شد: ای کاش چیزی برای شما قرار دهیم تا روی آن بایستید و از آنجا با مردم سخن بگویید.پیامبر فرمود: «من همواره در میان شما هستم و شما بر جای پای من قدم میگذارید تا آنگاه که خداوند خودش مرا بالا ببرد».سپس فرمود: «مرا بیش از حقم بالا مبرید، زیرا خداوند متعال مرا بندهای برگزید، پیش از آنکه مرا رسول خود گردانید».
به نظر میرسد اشارهاش به زمان قبض روح باشد؛ یعنی تا هستم، همین رویه را خواهم داشت.
آنگاه قاعدهای را در سخن اخیر میگوید و آن اینکه مرا بیش از حقم بالا مبرید، خداوند مرا بندۀ خود قرار داد پیش از آنکه رسولش قرار دهد. بدین ترتیب حضرت بر عبودیت و بندگی و همطرازی خود با همۀ بندگان خداوند تأکید میکند.
نکتۀ بلاغی این روایت آن است که رفعت مادی، سوژهای برای رفعت غیرمادی میشود و تازه آن هم از دو جهت، یکی رفتن نزد خداوند ـ در وقت مرگ ـ و دیگری برتری و رفعت از چهارچوب بندگی.
معنایش این است که تا وقتی زنده هستم، و نزد خداوند نرفتهام، در همین سطحِ بندگی خداوند خواهم بود.
اهمیت این نقل در این نیز هست که رسول (ص) اجازه نمیدهد دربارۀ او غلوّ شود و از پیروانش میخواهد او را در حد همان بندۀ خداوند که البته رسول او هم هست، بپذیرند.
در تتمهای که از سفیان الثوری برای این روایت نقل شده، تأکید شده است که حضرت میفرمود: شما رفتار نصارا را با من نداشته باشید که با عیسی چنان کردند.
منبع: کانال تلگرامی استاد رسول جعفریان
۱۳:۲۳
۱۶:۰۶
۱۸:۴۹
۱۹:۲۴
۱۵:۲۵
۵:۳۲
۱۹:۳۶
۱۹:۲۵
۷:۱۹
۸:۴۹
۱۴:۵۸
۷:۰۷
مجلس ترحیم حاجیه خانوم جلالیان مادر بزرگ اقای محمد جلالیان
۶:۳۳
بازارسال شده از Mohammad
۷:۵۴
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَآخرین سخنرانی آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای
️ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین(ع) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند.
️ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
۳:۵۲
برپایی موکب پذیراییبه مناسبت میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام و اولین شب جمعه فراق قائد امت
پنجشنبه ۱۴ اسفندماه از ساعت ۱۹:۳۰خیابان شکوفه، خیابان کیا، نبش کوچه مینوحسینیه مرحوم حاج محسن قربانعلی
پنجشنبه ۱۴ اسفندماه از ساعت ۱۹:۳۰خیابان شکوفه، خیابان کیا، نبش کوچه مینوحسینیه مرحوم حاج محسن قربانعلی
۷:۵۳
عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینکتقاص خون او را مرگ اسرائیل کن اینک
ولیّ دَم! به اذن حق ولیّ امر ما گشتیپدر را مجتبی بودی و ما را مقتدا گشتی
بخوان «خُذها بقُوّه» این علم بردار، بسم الله!علم بردار و در این ره قدم بگذار، بسم الله!
خوشا بیعت میان معرکه در اوج رزم ماشب قدری که بیعتنامه با خون میشود امضا
همه در بیعت عشقیم و همعهد تو در این راهاگر خون است بسمالله اگر جان است بسمالله
بخوان با لحن شیرین پدر انا فتحنا را به رغم فتنه ها آرام کن امواج دریا را
بگو از ساحل امنی که در پیش است ایران را شجاعت بخش با فریاد سرخت قوم سلمان را
بیا و امتت را گرم در آغوش گیر اینک ردای رهبری را چون پدر بر دوش گیر اینک
بسوزان خدعه را مایوس کن خصم حرامی را به لبخندی ببر از جان میهن تلخکامی را
بخوان از «وحدهو وحده»، بخوان از «انجز وعده»تبر برگیر و بت بشکن به شور «لا شریک له»
بخوان در گوش کفرستان عالم از خدا از نوزمین از ظلم پر شد تازه کن عهد وفا از نو
جهان سرمست عطر یار شد، بنگر نشانی راعلمداری کن ای جان لشکر صاحب زمانی را
ولیّ دَم! به اذن حق ولیّ امر ما گشتیپدر را مجتبی بودی و ما را مقتدا گشتی
بخوان «خُذها بقُوّه» این علم بردار، بسم الله!علم بردار و در این ره قدم بگذار، بسم الله!
خوشا بیعت میان معرکه در اوج رزم ماشب قدری که بیعتنامه با خون میشود امضا
همه در بیعت عشقیم و همعهد تو در این راهاگر خون است بسمالله اگر جان است بسمالله
بخوان با لحن شیرین پدر انا فتحنا را به رغم فتنه ها آرام کن امواج دریا را
بگو از ساحل امنی که در پیش است ایران را شجاعت بخش با فریاد سرخت قوم سلمان را
بیا و امتت را گرم در آغوش گیر اینک ردای رهبری را چون پدر بر دوش گیر اینک
بسوزان خدعه را مایوس کن خصم حرامی را به لبخندی ببر از جان میهن تلخکامی را
بخوان از «وحدهو وحده»، بخوان از «انجز وعده»تبر برگیر و بت بشکن به شور «لا شریک له»
بخوان در گوش کفرستان عالم از خدا از نوزمین از ظلم پر شد تازه کن عهد وفا از نو
جهان سرمست عطر یار شد، بنگر نشانی راعلمداری کن ای جان لشکر صاحب زمانی را
۱۱:۲۱
۱۴:۵۴