بخش 33 قسمت 1
الگوی آسیبهای شایع در دوندگان
چرا بعضی بافتها بیشتر از بقیه آسیب میبینند؟
وقتی از آسیبهای دویدن صحبت میکنیم، معمولاً با مجموعهای از دردهای تکرارشونده روبهرو میشویم که تقریباً در همه دوندگان دنیا با فرمهای مختلف دیده میشوند: زانوی دونده، شیناسپلینت، تاندونوپاتی آشیل، فاسئیت پلانتار، سندرم باند ایلیوتیبیال، استرسفراکچرها و چند الگوی دیگر.
اما سؤال مهم این است: چرا همین بافتها؟
چرا همیشه همین نقاط؟
پاسخ در یک اصل بنیادی پزشکی ورزشی نهفته است:
آسیب زمانی رخ میدهد که «بار» از «ظرفیت سازگاری بافت» بیشتر شود.
یعنی اگر یک بافت توان تحمل مقدار مشخصی فشار، کشش، برش یا ضربه را دارد، اما ما آن را با حجم، شدت، تکرار، سرعت یا تکنیک نامناسب بیش از حد بارگذاری کنیم، آن بافت وارد فاز جبرانی میشود. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، بهجای تطابق، وارد فاز آسیب میشود.
باشگاه دوومیدانی | Running Academy
۱) آسیب در دویدن معمولاً تصادفی نیست؛ الگو دارد
دوندگان حرفهای اغلب تصور میکنند آسیبها ناشی از «بدشانسی» هستند، اما در واقع اغلب اوقات یک الگوی تکرارشونده وجود دارد:
- افزایش ناگهانی حجم
- افزایش شدت بدون آمادگی بافتی
- نقص در کنترل لگن و تنه
- کاهش قدرت اکسنتریک
- محدودیت دورسیفلکشن مچ
- سفتی نامتقارن در زنجیره خلفی
- کفش نامناسب یا تغییر ناگهانی کفش
- بایومکانیک ناکارآمد در زمان تماس پا با زمین
اینها بهتنهایی یا در ترکیب با هم، بار را از مسیر طبیعی خارج میکنند.
---
۲) زانوی دونده؛
فقط یک درد جلوی زانو نیست
اصطلاح «زانوی دونده» معمولاً برای سندروم پاتلوفمورال بهکار میرود. این مشکل صرفاً یک درد ساده نیست، بلکه حاصل تعامل پیچیدهی چند عامل است:- ضعف گلوتئوس مدیوس و ماکسیموس
- چرخش داخلی بیش از حد ران
- والگوس دینامیک زانو
- کنترل ضعیف تنه
- افزایش نیروهای فشاری در مفصل پاتلوفمورال
در عمل، وقتی لگن در فاز استنس خوب کنترل نشود، زانو بهسمت داخل میریزد و مسیر نیرو از حالت ایدهآل خارج میشود. این وضعیت باعث افزایش استرس روی سطح خلفی کشکک میشود؛ یعنی جایی که غضروف مفصلی بیشترین فشار را تحمل میکند.
درد پاتلوفمورال معمولاً:- هنگام بالا و پایین رفتن از پله
- در نشستن طولانی
- در اسکات
- یا در دویدنهای طولانیتر
خودش را نشان میدهد.
نکته مهم این است که این درد لزوماً بهخاطر «خرابی زانو» نیست؛ بلکه خیلی وقتها مشکل در کنترل زنجیره حرکتی از لگن تا مچ است.
۳) تاندونوپاتی آشیل؛
وقتی تاندون از یک فنر کارآمد به یک ساختار فرسوده تبدیل میشود
تاندون آشیل در دویدن نقش بسیار مهمی دارد. این تاندون مانند یک فنر زیستی عمل میکند و در هر گام، بخشی از انرژی را ذخیره و آزاد میکند. این مکانیسم باعث افزایش بازده دویدن میشود.
اما وقتی بارگذاری از حد تحمل تاندون بالاتر میرود، بهجای یک ساختار الاستیک و پاسخگو، بافت وارد فاز دژنراتیو میشود:
- الگوی کلاژن بههم میریزد
- تراکم و سازماندهی فیبرها کاهش مییابد
- ماده زمینهای افزایش پیدا میکند
- ضخامت تاندون ممکن است زیاد شود
- و توان انتقال نیرو افت میکند
تاندونوپاتی آشیل معمولاً در دوندگانی دیده میشود که:- تمرین سرعتی را ناگهانی زیاد کردهاند
- شیب سربالایی را در تمرین بالا بردهاند
- یا سابقهی محدودیت در انعطاف مچ و ساق دارند
درد اغلب در ابتدای تمرین بیشتر است، کمی با گرم شدن کاهش مییابد، و بعد از تمرین یا صبح روز بعد دوباره برمیگردد. این الگو بسیار مهم است؛ چون نشان میدهد بافت شاید «در لحظه» بهتر حس شود، اما هنوز از نظر ساختاری در بحران است.
الگوی آسیبهای شایع در دوندگان
چرا بعضی بافتها بیشتر از بقیه آسیب میبینند؟
وقتی از آسیبهای دویدن صحبت میکنیم، معمولاً با مجموعهای از دردهای تکرارشونده روبهرو میشویم که تقریباً در همه دوندگان دنیا با فرمهای مختلف دیده میشوند: زانوی دونده، شیناسپلینت، تاندونوپاتی آشیل، فاسئیت پلانتار، سندرم باند ایلیوتیبیال، استرسفراکچرها و چند الگوی دیگر.
اما سؤال مهم این است: چرا همین بافتها؟
چرا همیشه همین نقاط؟
پاسخ در یک اصل بنیادی پزشکی ورزشی نهفته است:
آسیب زمانی رخ میدهد که «بار» از «ظرفیت سازگاری بافت» بیشتر شود.
یعنی اگر یک بافت توان تحمل مقدار مشخصی فشار، کشش، برش یا ضربه را دارد، اما ما آن را با حجم، شدت، تکرار، سرعت یا تکنیک نامناسب بیش از حد بارگذاری کنیم، آن بافت وارد فاز جبرانی میشود. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، بهجای تطابق، وارد فاز آسیب میشود.
باشگاه دوومیدانی | Running Academy
۱) آسیب در دویدن معمولاً تصادفی نیست؛ الگو دارد
دوندگان حرفهای اغلب تصور میکنند آسیبها ناشی از «بدشانسی» هستند، اما در واقع اغلب اوقات یک الگوی تکرارشونده وجود دارد:
- افزایش ناگهانی حجم
- افزایش شدت بدون آمادگی بافتی
- نقص در کنترل لگن و تنه
- کاهش قدرت اکسنتریک
- محدودیت دورسیفلکشن مچ
- سفتی نامتقارن در زنجیره خلفی
- کفش نامناسب یا تغییر ناگهانی کفش
- بایومکانیک ناکارآمد در زمان تماس پا با زمین
اینها بهتنهایی یا در ترکیب با هم، بار را از مسیر طبیعی خارج میکنند.
---
۲) زانوی دونده؛
فقط یک درد جلوی زانو نیست
اصطلاح «زانوی دونده» معمولاً برای سندروم پاتلوفمورال بهکار میرود. این مشکل صرفاً یک درد ساده نیست، بلکه حاصل تعامل پیچیدهی چند عامل است:- ضعف گلوتئوس مدیوس و ماکسیموس
- چرخش داخلی بیش از حد ران
- والگوس دینامیک زانو
- کنترل ضعیف تنه
- افزایش نیروهای فشاری در مفصل پاتلوفمورال
در عمل، وقتی لگن در فاز استنس خوب کنترل نشود، زانو بهسمت داخل میریزد و مسیر نیرو از حالت ایدهآل خارج میشود. این وضعیت باعث افزایش استرس روی سطح خلفی کشکک میشود؛ یعنی جایی که غضروف مفصلی بیشترین فشار را تحمل میکند.
درد پاتلوفمورال معمولاً:- هنگام بالا و پایین رفتن از پله
- در نشستن طولانی
- در اسکات
- یا در دویدنهای طولانیتر
خودش را نشان میدهد.
نکته مهم این است که این درد لزوماً بهخاطر «خرابی زانو» نیست؛ بلکه خیلی وقتها مشکل در کنترل زنجیره حرکتی از لگن تا مچ است.
۳) تاندونوپاتی آشیل؛
وقتی تاندون از یک فنر کارآمد به یک ساختار فرسوده تبدیل میشود
تاندون آشیل در دویدن نقش بسیار مهمی دارد. این تاندون مانند یک فنر زیستی عمل میکند و در هر گام، بخشی از انرژی را ذخیره و آزاد میکند. این مکانیسم باعث افزایش بازده دویدن میشود.
اما وقتی بارگذاری از حد تحمل تاندون بالاتر میرود، بهجای یک ساختار الاستیک و پاسخگو، بافت وارد فاز دژنراتیو میشود:
- الگوی کلاژن بههم میریزد
- تراکم و سازماندهی فیبرها کاهش مییابد
- ماده زمینهای افزایش پیدا میکند
- ضخامت تاندون ممکن است زیاد شود
- و توان انتقال نیرو افت میکند
تاندونوپاتی آشیل معمولاً در دوندگانی دیده میشود که:- تمرین سرعتی را ناگهانی زیاد کردهاند
- شیب سربالایی را در تمرین بالا بردهاند
- یا سابقهی محدودیت در انعطاف مچ و ساق دارند
درد اغلب در ابتدای تمرین بیشتر است، کمی با گرم شدن کاهش مییابد، و بعد از تمرین یا صبح روز بعد دوباره برمیگردد. این الگو بسیار مهم است؛ چون نشان میدهد بافت شاید «در لحظه» بهتر حس شود، اما هنوز از نظر ساختاری در بحران است.
۷۰۹
۹:۱۸