تنگه هرمز؛ توازن قوا در سایه تهدید و دیپلماسی انرژی بررسی همهجانبه وضعیت تنگه هرمز نشان میدهد که این آبراه بسیار بیشتر از یک مسیر ساده برای عبور نفت است؛ در واقع، تنگه هرمز یکی از مهمترین ابزارها برای تعیین توازن قدرت در منطقه و جهان به شمار میرود. تحلیل درگیریهای احتمالی ثابت میکند که هرگونه تنش نظامی در این منطقه، خیلی زود از یک برخورد محدود به یک بحران بزرگ و فراگیر تبدیل میشود که اقتصاد دنیا، امنیت شبکه حملونقل و نظم جهانی را به هم میریزد. سناریوهای مختلف، از تشکیل ائتلافهای دریایی گرفته تا خطراتی مانند حمله نظامی به جزایر مهم ایرانی، نشان میدهد که قدرت نظامی آمریکا در برابر روشهای دفاعی و جنگ نامتقارن ایران با محدودیتهای جدی و فلجکنندهای روبهرو است. ایران با ترکیب روشهای جلوگیری از نفوذ دشمن در دریا، همراه با تاکتیکهای جنگ شهری و استفاده از شبکه تونلها در جزایر، نشان داده است که میتواند هرگونه حملهای را برای آمریکا به یک درگیری طولانی، فرسایشی و پرهزینه تبدیل کند. علاوه بر مسائل نظامی، نقطه قوت ایران در این رویارویی، استفاده هوشمندانه از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک است. تهران با شناخت نقاط ضعف اقتصاد جهانی، از موقعیت جغرافیایی خود به بهترین شکل استفاده میکند. گسترش دامنه درگیری به سایر مسیرهای آبی مهم برای درگیرکردن تمرکز آمریکا، هشدار به کشورهای عربی همسایه درباره بهخطرافتادن زیرساختهایشان (در صورت همکاری با آمریکا)، و همچنین دادن تضمینِ امنیت به کشورهایی مثل چین و هند برای ایجاد شکاف در ائتلاف غربی، مجموعهای از روشهایی است که به ایران کمک میکند تا برنامههای دشمن را خنثی کند. بنابراین، مدیریت بحران در تنگه هرمز، بیشتر از آنکه به قدرت تجهیزات نظامی بستگی داشته باشد، عرصه برنامهریزی و هوش استراتژیک است. در این شرایط، تنگه هرمز برای ایران فقط یک مزیت جغرافیایی نیست، بلکه مهمترین ابزار فشار و اصلیترین سپر دفاعی در برابر آمریکا به شمار میآید. این آبراه نشان میدهد که چگونه استفاده هوشمندانه از موقعیت جغرافیایی و فشارهای اقتصادی، میتواند ماشین جنگی قدرتهای بزرگ را متوقف کرده و شرایط را به نفع ایران تغییر دهد. " /> به قلم حسین افراسیاب | عضو شبکه پژوهشگران حلقه حکمرانی نظام پولی مطالعه متن کامل یادداشت #حلقه_حکمرانی_نظام_پولی#مرکز_رشد_دانشگاه_امام_صادق (ع) Rushd.ir@rushdisu