اجماع علمای اهل سنت بر باغی بودن یزید اين در حالي است كه به گفته محققين اهل سنت، حق اين است كه رضايت و خرسندي يزيد از قتل حسين (ع) و اهانت بر اهل بيت از اخبار متواتر معنوي است.( تفتازاني، شرح العقائد النسفية، ص117؛ تفسير روح المعاني، ج26، ص72) در حالی که امام حسین (ع) فرزند پیامیر و جزو اهل بیت (ع) و تربیت شده شخص پیامبر (ص) بود، چگونه میتواند شخص ریاست طلب و دنیاگرا باشد؟! به یقین دلائلی که در صدق بغی بر یزید موجود است، باعث میگردد که عملکرد وی نامشروع تلقی گردد و در نتیجه رفتار امام (ع) هم مشروع باشد. بگذريم از اينكه صدق «بغي» بر امام با روايات نقل شده از پيامبر (ص) در عظمت شخصيت امام حسين (ع) و وعده دخول ايشان به بهشت به عنوان «شباب اهل الجنه» كه خود اهل سنت هم آنها را در حد تواتر نقل مينمايند،( سنن ابن ماجة، ج1، ص56؛ سنن الترمذي، ص539) ناسازگاري پيدا مي كند.
از نظر اهل سنت نيز، اساسا قيام امام بر عليه يزيد، از شمول عنوان«بغي» خارج است به جهت اينكه وقتي كسي براي خاطر امر به معروف و نهي از منكر قيام نمايد طرف مقابلش هم، مصداق بارز فاسق شناخته شود، او را نميتوان باغي و خارجي ناميد. شخصيتهاي زيادي از اهل سنت به اين نكته مهم اشاره نمودهاند. از باب نمونه، به اشخاصي مثل ابن خلدون (تاريخ ابن خلدون، ج1، ص269)، ابن جوزي (ابن جوزي، الرد علي المتعصب العنيد، ص83و86)، ابن عقيل(همان، ص86)، ابن حزم (المحلي بالآثار، ج11، ص335)، علي عبدالرزاق (عبدالرزاق، علي، الاسلام و اصول الحكم، ص75) و غیره ميتوان اشاره نمود.
#محرم#حیات_قرآنی
۷۷
۹:۱۸
۶۰
۱۱:۳۰
سیری در اندیشههای قرآنی امام خامنهای (۱) حقیقت اطاعت از خدا و پیامبر او اگر پرسیده شود که حقیقت اطاعت از خداوند و رسول او در آیه شریفه 71 سوره توبه چیست؟ که میفرماید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ؛ مردان و زنان باايمان، ولىّ (و يار و ياور) يكديگرند؛ امر به معروف، و نهى از منكر مىكنند؛ نماز را برپا مىدارند؛ و زكات را مىپردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مىكنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مىدهد؛ خداوند توانا و حكيم است»پاسخ باتوجّه به ظاهرِ اين كلام و آنچه ما از آيه استنباط ميكنيم، اطاعت عملى و فعلى موردِ نظر آيه نيست؛ بلكه آيه، در صدد بيان اين مطلب است كه از نشانههاى مؤمنان آن است كه در آنان، حالت اطاعت و فرمانبَرى در مقابل اوامر و نواهى خداوند و رسول او وجود دارد و بنا دارند در امور زندگى، از خدا و رسول اطاعت نمايند. هركسى براى زندگى خود، راهى و نقشهاى انتخاب ميكند و مؤمنان آنانند كه در زندگى خود، راه خدا و نقشهى خدا را در نظر ميگيرند و از آن متابعت مينمايند (ر.ک: خامنهای، سید علی، تفسیر سورهی برائت، صفحه: ۴۳۰) بنابراین، با توجه بر اینکه اطاعت، با فعل مضارع آمده، معلوم میشود که مراد از آن، تنها اطاعت فعلی نیست بلکه داشتن روحیه اطاعت پذیری در همه مکانها و زمانها از خداوند و رسول او، توسط فرد مومن در حیات فردی و اجتماعی است.
۷۵
۱۸:۵۰
آشنایی با اندیشههای قرآنی امام خامنهای (۲)دلیل امر به اطاعت خاص از رسول الله (ص) در کنار اطاعت از خداوندسؤالی که در مورد اطاعت در آیه 80 سوره نساء: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً؛ كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده؛ و كسى كه سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستاديم (و در برابر او، مسئول نيستى)»، مطرح هست اين است كه چرا آيه، اطاعت رسول را به اطاعت از خدا افزود و فرمود: « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ». مگر اوامر رسولِ خدا غير از اوامر خدا است و آيا خدا و رسول دو گونه حرف دارند كه اطاعت از هريك را جداگانه بيان كرده است؟بعضى از مفسّران معاصر، از جمله مرحوم علامه طباطبایی به نقل از برخى بزرگان آوردهاند كه اطاعت از خدا و رسول، دو اطاعت است از دو نوع امر؛ 1. «امر الله»، يك نوع امر در شريعت است؛ 2. «امر رسول»، نوعى ديگر در شریعت است.امام خامنهای در تأیید و تکمیل این بحث میفرمایند: اين حرف، خوب و قابلِ استفاده است و در واقع نيز همينطور است. اوامرى مانند آیه 78 سوره اسراء: «أَقِمِ اَلصَّلاةَ» و آیه 183 سوره بقره: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ اَلصِّيامُ» و آیه 216 سوره بقره: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ اَلْقِتالُ» فرمان هاى خدا است كه بهوسيلهى پيامبر (صلّى الله عليه و آله و سلّم) به مردم ابلاغ ميشود و پيامبر (صلّى الله عليه و آله و سلّم) هم آن را بهعنوان امر خدا ابلاغ ميكند؛ امّا اوامر پيامبر (صلّى الله عليه و آله و سلّم) بهعنوان وساطت از خدا و از زبان خدا، نيست، بلكه خود حضرت امر ميكند و خدا هم يقيناً به آن امر راضى است؛ در اين صورت فعلاً امر پيامبر (صلّى الله عليه و آله و سلّم) است؛ هرچند مشيّت مطلقهى الهى نيز هست؛ مانند اينكه بفرمايد امروز لازم است به جنگ فلان دشمن برويم؛ يا فرماندهى سپاه بايد اسامة بن زيد باشد؛ يا لشكر بايد بيرون مدينه بماند و به داخل شهر نيايد؛ يا حضرت على (عليه السّلام) بايد در مدينه بماند و فلان شخص در تبوك حاضر شود؛ يا اين تازيانه را بگير و به فلانى، هشتاد تازيانهى زنا بزن.اينها، هم امر و فرمان است و اگرچه در محدودهى دستورات خدا است و خدا هم راضى است و قوانين آن حضرت برخلافِ اجراى قانون خدا نيست و از قوانين كلّى خدا اتّخاذ شده و خدا هم آن را قبول دارد. (ر.ک: خامنهای، سید علی، تفسیر سورهی برائت، ص: 431)به قلم: علی کریمپور قراملکی
۲۲
۷:۵۰
۲۰
۶:۴۷
۴۱
۶:۴۷
#رنج#حیات_قرآنی
۶۴
۶:۴۸
۳۸
۴:۱۵
۴۳
۴:۱۵
#رنج#حیات_قرآنی
۴۸
۴:۱۶