عکس پروفایل راهکارهای بقا و رشد بیزنس | متین باذرجانیر

راهکارهای بقا و رشد بیزنس | متین باذرجانی

۲.۲ هزار عضو

ویژه صاحبین کسب‌وکار.mp3

۰۶:۲۸-۵.۹۴ مگابایت
اگر صاحب کسب‌وکاری، این چند دقیقه رو حتما گوش کن
undefined۱۰
undefined۵

۲K

۹:۴۵

thumbnail
قیمت‌گذاری اشتباه، سودت رو می‌بلعه!
undefinedدر شرایط و وضعیت تورمی، یکی از مهم‌ترین کارهایی که هر صاحب کسب‌وکاری باید انجام بده، بازنگری تو مدل قیمت‌گذاری محصولات یا خدماتشه تا سودش تو این بازار پرتلاطم از بین نره.
undefinedیکی از راهکارهای موثر، استفاده از قیمت‌گذاری پویا یا همون Dynamic Pricing هست. شما این مدل قیمت‌گذاری رو در پلتفرم‌هایی مثل اسنپ تو سال‌های گذشته مشاهده کردید. مثلا زمانی که بارون میاد و یا ترافیک شدیده و تقاضا بالاست، قیمت‌ها به طور قابل توجهی بالا می‌ره و در زمان‌های عادی، قیمت پایین میاد.
undefinedاگر کمی دقت کنید، شما در کسب‌وکار خودتون هم گاها به صورت پویا قیمت‌گذاری می‌کنید، اما سیستماتیک نیست. مثلا تخفیفی که به مشتری نقدی و یا قدیمی‌تون می‌دید. تخفیف‌هایی که آخر فصل‌ها و در صورت دپوی موجودی می‌ذارید و… همه از جنس همین قیمت گذاری پویا هستن.
undefinedسوال مهم اینجاست: شما قیمت‌هاتون رو چه زمان‌هایی و بر اساس چه پارامترهایی تغییر می‌دید؟
undefinedدر یک سیستم حرفه‌ای، قیمت تابع این ۶ تا متغیر اساسیه:هزینه‌هاعرضه و تقاضاموجودیزمانرفتار مشتری شمارقبابیاید یه مثال ساده بزنیمundefined
undefined۴

۲K

۱۷:۳۰

فرض کنید شما یه محصولی دارید مثل شلوار، که تو ۷ روز اول فروش خیلی خوبی داره و موجودیش رو به اتمامه و مشتری‌ها هم بدون مقاومت اون رو می‌خرن ولی شما هنوز با قیمت اولیه می‌فروشید.
یعنی به صدای بازار که می‌گه می‌تونی گرون‌تر بفروشی، گوش نکردی.
از طرفی یه مدل دیگه‌ای دارید که فروش نمی‌ره. انبار خالی نمیشه که مدل جدیدتری جاش رو بگیره و آخر فصل که می‌شه، ۴۰ درصد تخفیف روی اون محصول می‌زنید. یعنی به جای مدیریت قیمت، تاوان تصمیمی که تو گذشته به درستی نگرفتید رو با ضرر روی یه محصول می‌دید.
مسئله این نیست که قیمت رو بالا یا پایین کنید، مسئله اینه که به درستی تعریف نکردید کی و چرا قیمت‌ها باید تغییر کنن.
قبل از هر چیزی، هزینه‌هاتون رو به درستی محاسبه کنید، چندتا پست قبل، درباره هزینه‌ها و رفتارشون صحبت کردم. بعد بازار و مشتریان‌تون رو بسنجید. حالا می‌تونید یه سیستم پویا برای قیمت‌هاتون در نظر بگیرید.
مثلا:1. اگر محصول در هفته اول سریع فروش رفت، ۱۰ درصد افزایش قیمت در هفته دوم می‌ذارم2. اگر بعد از ۱۰ روز، فروش اومد پایین یا کند شد، محصول رو با یه محصول مکملش باندل می‌کنم.3. اگر موجودی به زیر ۲۰درصد رسید و هنوز تقاضا داشت، مجدد قیمت رو افزایش میدم.
حالا اگر دوست دارید بدونید تو کسب‌وکار شما این مدل قیمت‌گذاری چطور اجرا می‌شه به آیدی زیر اسم کسب‌وکارتون رو بگید تا اون رو در کانال بررسی کنیم.
@matinbazarjani_support
undefined۶
undefined۳

۲.۲K

۱۷:۳۰

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

راهکارهای بقا و رشد بیزنس | متین باذرجانی
پیام
بریم سراغ پاسخ به این نظر سنجی:
undefined۱

۲.۲K

۱۰:۰۹

۳ اقدام فوری برای فروش.mp3

۰۵:۵۱-۵.۳۷ مگابایت
۳ اقدام فوری برای فروش در شرایط نابسمان بازار@businesslab
undefined۱۲
undefined۵
undefined۱

۲.۳K

۱۰:۱۲

undefinedاگر درگیر ریزجزئیات کاری، تو مدیر نیستی؛ مبصری
undefinedبعضی مدیرها از صبح تا شب درگیر چک کردن‌اند؛ تأیید فایل‌های غیرحیاتی، اصلاح پیام‌های فاقد اهمیت، کنترل جزئیات گزارش‌ها، پیگیری تک تک تسک‌ها و جواب دادن به سؤال‌هایی که تیم باید خودش بلد باشد حل کند.
undefinedدر ظاهر، این مدل مدیریت یعنی (دقت بالا)، اما در واقع، یکی از خطرناک‌ترین مدل‌های مدیریتی برای رشد کسب‌وکار است.
undefinedزمانی که همه‌ امور، هرچند غیرحیاتی، باید از فیلتر مدیر رد شود، کسب‌وکار کم‌کم به یک نفر وابسته می‌شود؛ تصمیم‌ها کند می‌شوند، تیم محافظه‌کار می‌شود و مدیر تبدیل به گلوگاه سازمان می‌شود.
undefinedدر این موارد مدیر برای رفع مشکلات موجود مجبور به تعویض اعضای تیم می‌شود غافل از اینکه مسئله اصلی اغلب (ضعیف بودن تیم) نیست؛ در واقع مسئله این است که سیستم شفافی برای تصمیم‌گیری، اجرا و ارزیابی وجود ندارد.
undefinedدر سازمان‌هایی که مدیر تا این حد درگیر جزئیات باشد، نه تنها فرایندهای جزئی در سازمان کند یا مسدود می شوند، بلکه مدیر از رسیدگی به مسائل کلان باز می‌ماند و تا وقتی نقش‌ها شفاف نباشند، KPI مشخص نباشد، فرآیندها تعریف نشده باشند و اختیار واقعی به تیم داده نشود. مدیر مجبور می‌شود دائماً بالای سر همه بایستد.
undefinedمدیر حرفه‌ای کسی نیست که در همه‌چیز دخالت کند؛ بلکه یک مدیر حرفه‌ای، سیستمی می‌سازد که حتی وقتی خودش حضور ندارد، کار درست جلو برود و سیستم کار کند.
undefinedحالا از خودتان سوال کنید که اگر برای یک هفته در سازمان حضور نداشته باشید، کارکنانتان می‌توانند کارها را پیش ببرند؟ اگر پاسختان خیر بود و نبودن شما، روند شرکت را مختل می‌کند، احتمالاً هنوز کسب‌وکار را مدیریت نمی‌کنید، بلکه دارید آن را دستی کنترل می‌کنید. در سبک مدیریت خود تجدید نظر کنید و از توجه بیش از حد به مسائل جزئی دست بردارید.

@78business
undefined۵
undefined۴
undefined۲
undefined۱

۴۷۹

۱۸:۱۹

undefinedبذارید یک حقیقت تلخ مدیریتی رو بگم؛ خیلی از آدم‌هایی که فکر می‌کنن مشغول مدیریت هستن، در واقع فقط دارن پیگیری می‌کنن!
undefined️یعنی از صبح تا شب درگیر این سؤال‌ها هستن:«گزارش چی شد؟»«چرا این کار انجام نشد؟»«به مشتری زنگ زدی؟»«چرا فایل هنوز آماده نیست؟»و کم‌کم، بدون اینکه خودشون متوجه بشن،از نقش مدیر خارج میشن و تبدیل میشن به مبصر!
undefined️مبصر چیکار می‌کنه؟ فقط مراقب آدم‌هاست - چک می‌کنه - تذکر میده - پیگیری می‌کنه - و انرژی خودش رو صرف کنترل لحظه‌ای تیم می‌کنه.
undefined️اما مدیر، کارش چیز دیگه‌ایه؛ مدیر قرار نیست دائماً دنبال آدم‌ها بدود، مدیر باید سیستمی بسازه که کارها بدون پیگیری دائمی جلو برن.
با یک مثال واقعی‌تر توضیح میدم؛ فرض کنید مدیر فروش یک مجموعه، هر روز مجبور باشه به تیمش پیام بده:«آمار فروش امروز کو؟»«CRM چرا آپدیت نشده؟»«فالوآپ مشتری انجام شد یا نه؟»خیلی‌ها اینجا گول حضور بیش از حد مدیر رو میخورن و فکر می‌کنن:«چه مدیر پیگیری‌!»
در حالی که این اصلاً نشونه مدیریت حرفه‌ای نیست! این نشونه نبودن سیستم در سازمانه.چون اگر سیستم درست وجود داشته باشه، گزارش‌ها باید اتوماتیک ثبت بشن - وضعیت مشتری باید شفاف باشه - وظایف باید مشخص باشن - و تیم دقیق بدونه چه خروجی‌ای باید تحویل بده.
undefined️وقتی همه‌چیز وابسته به پیگیری شخص مدیره، یعنی کسب‌وکار هنوز روی سیستم سوار نشده؛ روی انرژی مدیر سوار شده و این دقیقاً همون جاییه که رشد سازمان متوقف میشه؛ چون مدیر، ظرفیت محدودی داره.اگر تمام انرژی ذهنی مدیر صرف کنترل کارهای روزمره بشه،دیگه فرصتی برای فکر کردن به موضوعات مهم باقی نمی‌مونه، مسائل مهمی مثل: توسعه بازار - ساختن مزیت رقابتی - تحلیل رشد - بهبود مدل درآمدی - یا حتی ساختن مدیرهای جدید داخل سازمان.

undefined️نکته مهم اینه که ریزبینی مدیر یا همون میکرومنیجمنت فقط تیم رو خسته نمی‌کنه، خود مدیر رو هم فرسوده می‌کنه.چون بعد از یک مدت، مدیر احساس می‌کنه باید همه‌جا حضور داشته باشه، همه‌چیز رو بدونه و همه تصمیم‌ها از فیلتر اون رد بشه.
undefined️خیلی وقت‌ها مدیرها میگن:(تیم من ضعیفه.) اما مسئله همیشه ضعف تیم نیست، گاهی مسئله اصلی اینه که سازمان، هیچ‌وقت فرصت تصمیم گرفتن به آدم‌ها نداده؛ بهتره بگیم همه‌چیز همیشه توسط مدیر کنترل شده، نه مدیریت.
undefinedنتیجه؟تیم وابسته میشه - سرعت کم میشه - و سازمان، مقیاس‌پذیر نیست.


undefinedمدیر حرفه‌ای،کسی نیست که در همه‌چیز دخالت کنه.مدیر حرفه‌ای کسیه که؛ فرآیند می‌سازه - شاخص تعریف می‌کنه - اختیار درست میده - و کاری می‌کنه که حتی وقتی خودش حضور نداره، سازمان همچنان درست کار کنه.
@78business
undefined۴
undefined۱

۲۶۰

۶:۵۰

undefined نمیشه با آدمای کوچیک، کسب‌وکار بزرگ ساخت.
undefinedبعضی مدیران موقع استخدام، بیشتر از اینکه دنبال (آدم مناسب) باشند، دنبال (هزینه کمتر) هستند. فکر می‌کنند اگر مدیری یا نیرویی با حقوق پایین‌تر {یا دریافتی کمتر} استخدام کنند، هزینه‌های کسب‌وکار را کنترل کرده‌اند؛ در حالی که اغلب، هزینه واقعی بعد از مدتی خودش را نشان می‌دهد.
undefinedنه در حقوق؛ در تصمیم‌های اشتباه، در دوباره‌کاری‌ها، در کند شدن تیم، در نداشتن مسئولیت‌پذیری و در زمانی که مدیر باید صرف جمع کردن اشتباهات دیگران کند. در اصل کسب‌وکارها بیشتر از اینکه از کمبود استراتژی ضربه بخورند، از آدم‌های ضعیف ضربه می‌خورند.
undefinedچرا زور مدیر ضعیف به بهترین استراتژی و برنامه‌ها می‌چربد؟ چون حتی بهترین استراتژی هم، با مدیری که بلد نیست تصمیم بگیرد، مسئولیت قبول نمی‌کند، یاد نمی‌گیرد و با کوچک‌ترین فشار به هم می‌ریزد، هیچ‌وقت درست اجرا نمی‌شود.
undefinedحالا مدیر حرفه‌ای و ارزشمند برای سازمان همان گزینه‌ایست که بیشتر از همه مهارت دارد؟معمولا نه! چون مدیر حرفه‌ای در کنار مهارت،«ظرفیت ذهنی» رشد را هم دارد. یعنی؛- مسئله را می‌فهمد- تصمیم می‌گیرد- خودش را توسعه می‌دهد- به جای وارد کردن بار کاری تیم، آن را مدیریت می‌کند
undefinedدر نهایت تیم بزرگی که با مدیران کوچک و با ظرفیت ذهنیت کم تشکیل شده باشد بیشتر از یک حد مشخص امکان پیشرفت ندارد، حد این پیشرفت هم سقف ذهنی مدیرعامل، به عنوان تنها ذهن باز و فعال، است.

undefinedکیفیت کسب‌وکار شما، میانگین تصمیم‌های مدیران سازمان شماست؛ بدون مدیران و تیم باکیفیت شانس زیادی برای رشد کسب و کار خود ندارید.
@78business
undefined۲
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۳۰۴

۱۷:۲۶

undefined ۳ ویژگی که هنگام استخدام مدیر باید جدی بگیرید
undefinedرزومه، همیشه کیفیت واقعی مدیریت را نشان نمی‌دهد؛ خیلی‌ها سابقه دارند،اما بلد نیستند تیم را جلو ببرند.خیلی‌ها خوب حرف می‌زنند، اما زیر فشار، تصمیم‌گیری‌شان فرو می‌ریزد.برای همین، هنگام استخدام مدیر، بیشتر از مهارت، باید به «طرز فکر مدیریتی» دقت کنید. هر مدیر حرفه‌ای ۳ ویژگی مهم دارد که نباید نادیده بگیرید:undefined توان تصمیم‌گیری در ابهامکسب‌وکار واقعی، پر از شرایط خاکستری است. اگر کسی دائماً منتظر دستور دقیق بماند، مخصوصا در نقش مدیریتی، سازمان را کند می‌کند. مدیر حرفه‌ای، حتی با اطلاعات ناقص هم توان تحلیل و تصمیم‌گیری دارد.
undefined مسئولیت‌پذیری بدون بهانهبازار خراب بود. تیم همکاری نکرد. مشتری سخت بود. شرایط مناسب نبود. این مدل ذهنی، سازمان را وارد چرخه فرسایش می‌کند.مدیر حرفه‌ای، قبل از هرچیز می‌پرسد:(سهم من در این نتیجه چه بود؟)
undefined توان ساختن آدم‌هااگر کسی فقط خودش خوب کار می‌کند،اما تیمش ضعیف می‌ماند، احتمالاً هنوز مدیر نشده؛ فقط متخصص خوبی است.
undefinedاستخدام اشتباه، فقط هزینه حقوق نیست؛ روی فرهنگ سازمانی، سرعت فرایندها و کیفیت کل سازمان اثر می‌گذارد. در ادامه چک لیستی تهیه شده که طبق آن بتوانید بهترین فرد را برای همکاری انتخاب کنید.

@78business

۱۳۵

۱۷:۰۱