لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل آشتی با کودک درون / محمدرضا آ
۸۸ عضو

آشتی با کودک درون / محمدرضا

undefined️ اینجا فضایی امن برای شنیدن صدای پنهان وجودت هست undefined همراه هم برای آشتی با کودکی که سال‌ها منتظر دیده شدن بوده 🤍
undefined برای مشاوره و رزرو جلسه: [https://ravandarman.com/doctor/95193-mohammadreza-mohammadzadeh]
ارتباط با من : @psy963 undefined
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۰ اردیبهشت
thumbnail
undefined️ اینجا فضایی امن برای شنیدن صدای پنهان وجودت هست undefined همراه هم برای آشتی با کودکی که سال‌ها منتظر دیده شدن بوده 🤍
undefined برای مشاوره و رزرو جلسه: [https://ravandarman.com/doctor/95193-mohammadreza-mohammadzadeh]
ارتباط با من : @psy963 undefined
undefined۵
undefined۱

۶۶۰

۷:۴۹

thumbnail
«چرا افکار منفی مثل جوهرِ پخش‌شده در آب، زندگی‌مان را رنگی می‌کنند؟ undefined»
سلام همراهان عزیز undefinedundefined
undefined️در پست قبل، درباره‌ی «کودک درون» صحبت کردیم و اینکه چطور صدای او می‌تواند مسیر زندگی‌مان را روشن کند. اما گاهی، این صدا با «افکار منفی» و «باورهای محدودکننده» در هم می‌آمیزد و تصویری تار از واقعیت به ما نشان می‌دهد. undefined
undefined آیا تا به حال دقت کرده‌اید چرا بعضی افکار، مثل یک سی‌دیِ خش‌دار، مدام در ذهنمان تکرار می‌شوند؟
مثلاً:
«من به اندازه‌ی کافی خوب نیستم.» «هیچ‌وقت موفق نمی‌شوم.» «حتماً همه از من انتقاد می‌کنند.»
undefined️ این افکار، اغلب ریشه در تجربیاتِ گذشته و «کودکِ درونِ» ما دارند. در دوران کودکی، وقتی نیازهایمان برآورده نشده یا تجربه‌های ناخوشایندی داشته‌ایم، ذهنمان برای محافظت از ما، شروع به ساختنِ «باورهای دفاعی» کرده است. این باورها، در بزرگسالی تبدیل به الگوهای فکریِ خودکار و منفی می‌شوند که مدام ما را به عقب می‌کشند. undefined
undefined️مشکل اینجاست که ما اغلب این افکار را «حقیقتِ مطلق» فرض می‌کنیم، نه «صرفاً یک فکر» که می‌تواند تغییر کند undefined
undefined سوالِ تأمل‌برانگیز امروز:
☆کدام فکرِ منفی، بیشترین تکرار را در ذهن شما دارد؟☆آیا می‌توانید حدس بزنید این فکر، از کجا در ذهن شما ریشه دوانده است؟ (مثلاً از دوران مدرسه؟ خانواده؟)
undefined️ شناختنِ این الگوهای فکری، اولین قدم برای شکستنِ چرخه‌ی آن‌هاست. در پست‌های آینده، بیشتر درباره‌ی راه‌های عملیِ تغییر این الگوها صحبت خواهیم کرد 🥰
undefined شما چطور با افکار منفی‌تان کنار می‌آیید؟ آیا تا به حال موفق به تغییر یکی از این الگوهای فکری شده‌اید؟
undefined۵
undefined۲

۶۶۶

۹:۴۶

thumbnail
«ایران، نیازمندِ کمپینِ “دوباره زندگی” است: بیایید چراغِ امید را روشن نگه داریم!» 🥺undefinedundefined
زمانی که سایه جنگ روی یک کشور می‌افتد، ناگهان همه چیز کمی کند می‌شود. تصمیم‌ها به تعویق می‌افتد. خریدها عقب می‌افتد. قرارهای کاری و غیرکاری لغو می‌شود. آدم‌ها بیشتر از قبل به آینده فکر می‌کنند و کمتر از قبل خرج می‌کنند. این واکنشی طبیعی-غریزی است. وقتی آینده نامطمئن می‌شود، ذهن انسان می‌گوید: «احتیاط کن. نگه دار. صبر کن.» همان چیزی که در ژاپن پس از سونامی رخ داد.خب اگر این احتیاط جمعی طولانی شود، کم‌کم یک چرخه خطرناک شکل می‌گیرد.من تصمیم می‌گیرم فعلاً کتاب نخرم.کسی دیگر می‌گوید اصلاح موهایم را بعداً انجام می‌دهم.یکی خرید کت و شلوار سالانه اش را عقب می‌اندازد.دیگری لباس یا لوازم آرایشی نمی‌خرد.دختر و پسری جوان؛ عروسی شان را به عقب می اندازند.هر کدام از این تصمیم‌ها به تنهایی کوچک به نظر می‌رسند. اما وقتی میلیون‌ها نفر هم‌زمان همین تصمیم را بگیرند، ناگهان بخش بزرگی از کشور وارد حالت تعلیق و توقف می‌شود.رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، خشکشویی ها، سینماها، سالن‌های ورزشی و صدها همه تعطیل میشوند گویی زندگی متوقف شده
تجربه ژاپن:پس از زلزله و سونامی بزرگ ژاپن در سال ۲۰۱۱، بسیاری از شهرهای این کشور دچار نوعی «رکود روانی» شدند. حتی در مناطقی که آسیب فیزیکی جدی ندیده بودند، مردم کمتر بیرون می‌رفتند، کمتر خرید می‌کردند و بسیاری از فعالیت‌های عادی زندگی را متوقف کرده بودند. مشکل بزرگ‌تر «توقف زندگی روزمره» بود. برای شکستن این فضا، یک حرکت اجتماعی جالب شکل گرفت. رسانه‌ها، شهرداری‌ها و فعالان اجتماعی پیامی ساده را تکرار کردند: «زندگی را ادامه دهید.»مردم تشویق شدند به رستوران‌ها بروند، از فروشگاه‌های محلی خرید کنند، سفرهای داخلی انجام دهند و فعالیت‌های عادی زندگی را از سر بگیرند.تجویز راهبردی:گاهی شجاعت یعنی ادامه دادن زندگی. یعنی اجازه ندادن که ترس، چراغ دکان ها را خاموش کند.البته این به معنی بی‌احتیاطی یا نادیده گرفتن واقعیت‌ها نیست. هیچ جامعه‌ای در بحران نمی‌تواند مثل روزهای عادی زندگی کند. اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین «احتیاط» و «توقف کامل».گاهی یک حرکت کوچک یک رأی است به ادامه زندگی. پس در روزهای سخت، یک تصمیم ساده می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند: زندگی را متوقف نکنیم و اجازه ندهیم چرخه ترس، چراغ آن را خاموش کند.
undefined️ایران نیازمند کمپین دوباره زندگی است... 🤍
undefined۸

۶۰۷

۱۲:۳۷

۲۳ اردیبهشت
thumbnail
undefined «چطور افکار منفی را ضعیف کنیم؟ اولین قدم عملی که همین امروز می‌توانید انجام دهید» undefined
سلام به همراهان عزیز undefinedundefined در پست قبل درباره‌ی این صحبت کردیم که : افکار منفی از کجا می‌آیند و چرا گاهی مثل یک سی‌دی خش‌دار، بارها و بارها در ذهنمان تکرار می‌شوند.
امروز می‌خواهیم با هم یک قدم جلوتر برویم:☆چطور می‌توانیم قدرت این افکار را کم کنیم؟
---
undefined قدم اول: «مشاهده بدون قضاوت» بیشتر ما وقتی یک فکر منفی به ذهنمان می‌آید، یکی از این دو کار را انجام می‌دهیم:
undefined یا با آن می‌جنگیم: «نمی‌خوام بهش فکر کنم! چرا این فکر ول نمی‌کنه؟»
undefined یا به آن باور می‌کنیم: «حتماً درسته… شاید واقعاً کافی نیستم.»
اما یک راه سوم هم وجود دارد؛ راهی که درمانگران پذیرش و ذهن‌آگاهی زیاد از آن استفاده می‌کنند:
undefined فقط مشاهده کردن فکر، بدون اینکه وارد داستانش شوی.
به عنوان مثال: به جای اینکه بگویید «من به اندازه کافی خوب نیستم» به خودتان بگویید: «الان یک فکر درباره‌ی خوب نبودن، از ذهنم عبور کرد.»
به همین سادگی، ۳۰٪ از شدت آن فکر کم می‌شود. چرا؟ چون شما از حالت «غرق شدن» بیرون می‌آیید و در حالت «تماشاچی ذهن» قرار می‌گیرید.
---
undefined یک تمرین کوچک برای امروز هر وقت فکری منفی به ذهنتان آمد:
1) یک لحظه مکث کنید. 2) در ذهنتان بگویید: «الان ذهنم در حال تولید یک فکر منفی است.» 3) اجازه دهید ۵ ثانیه فقط وجود داشته باشد. 4) بعد، بدون جنگیدن، رهایش کنید.
این کار کوچک، کم‌کم به ذهن یاد می‌دهد که: «من بزرگ‌تر از افکارم هستم.»
---
undefined سوال امروز ☆ وقتی یک فکر منفی سراغتان می‌آید، معمولاً با آن می‌جنگید یا به آن باور می‌کنید؟ ☆ دلتان می‌خواهد تمرینی برای ضعیف کردن کدام فکر شروع کنید؟
منتظر تجربه‌های ارزشمندتان هستم undefinedundefined
undefined۶
undefined۴

۵۸۴

۷:۳۱

۲۴ اردیبهشت
thumbnail
undefined «وقتی حال‌مان بی‌دلیل بد می‌شود؛ شاید کودکِ درون‌مان چیزی می‌خواهد…» undefinedundefined
سلام به شما دوستان عزیز undefinedundefined در دو پست قبلی درباره‌ی افکار منفی حرف زدیم و اینکه چطور ریشه در گذشته و تجربه‌های کودک درون دارند.
امروز می‌خواهیم یک قدم مهم‌تر برداریم:
🧸 چرا گاهی احساسات‌مان “شدیدتر از موقعیت” می‌شود؟
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که:
• یک انتقاد کوچک، ساعت‌ها حالتان را خراب می‌کند • یک پیام دیر جواب داده می‌شود و احساس طرد شدن می‌کنید • یک اشتباه ساده، تبدیل می‌شود به اضطراب شدید
این واکنش‌ها، معمولاً از «بزرگسال امروز» نمی‌آید؛ بلکه از *کودکِ درونِ نادیده‌گرفته‌شده می‌آید
— کودکی که زمانی احساس کرده
تنهاست، نادیده شده یا کافی نیست.*

وقتی موقعیتی شبیه آن زمان‌ها پیش می‌آید، ذهن ما مثل دکمه‌ی شورت‌کات عمل می‌کند و سریع وارد همان احساس قدیمی می‌شود.
---
undefined یک نشانه مهم احساسی که شدیدتر از شرایط واقعی است، تقریباً همیشه یک پیام دارد:
*«منِ کوچک هنوز شنیده نشده‌ام.»

---

undefined تمرین امروز: گفت‌وگوی ۳۰ ثانیه‌ای با کودک درون
هر وقت احساس شدیدی تجربه کردید،
یک لحظه چشم‌ها را ببندید و به خودتان بگویید:

«عزیزم… فهمیدم ترسیدی/ناراحت شدی.
من اینجام.
الان بزرگ‌ترت کنارته.»


این جمله کوتاه،
درمان نیست،
اما
پیوند ارتباطی* را فعال می‌کند
و از شدت احساس، به‌طور محسوسی کم می‌کند.
---
undefined سوال امروز ☆ آخرین باری که یک احساس “بیش‌ازحد” تجربه کردید، یادتان هست؟ ☆ اگر قرار باشد حدس بزنید، کودک درونِ شما در آن لحظه چه نیازی داشت؟ (امنیت؟ توجه؟ پذیرش؟ شنیده‌شدن؟)
منتظر تجربه‌های ارزشمندتون هستم undefinedundefined اگر خواستید، پست بعدی را می‌گذارم روی: *«چطور نیازهای کودک درون را به شکل سالم در بزرگسالی برآورده کنیم؟»*
undefined۱۱

۴۴۵

۱۹:۵۰

۲۶ اردیبهشت
thumbnail
undefined «چطور نیازهای کودکِ درون را در بزرگسالی، سالم برآورده کنیم؟» undefinedundefined
سلام همراهان عزیز undefinedundefined در پست قبل گفتیم وقتی احساسات‌مان شدید می‌شود، شاید کودکِ درون‌مان نیازی دارد که شنیده نشده. امروز می‌خواهیم ببینیم *چطور می‌توانیم این نیازها را به شکل سالم پاسخ بدهیم.

---

🧸 سه نیاز رایجِ کودک درون

1) نیاز به امنیت 🤍
اگر زود می‌ترسید یا مضطرب می‌شوید،
شاید کودک درون‌تان هنوز دنبال «پناه» است.

undefined کار عملی:
برای خودتان
روتین‌های امن* بسازید؛
خواب منظم، چند دقیقه تنفس عمیق، یک گوشه‌ی امن در خانه، یا حتی یک جمله‌ی ثابت: *«من الان در امنیتم.»

---

2) نیاز به دیده‌شدن و ارزشمندی undefined
اگر با کوچک‌ترین انتقاد می‌شکنید،
احتمالاً زمانی به اندازه کافی تأیید نشده‌اید.

undefined کار عملی:
هر شب، ۳ کاری که امروز خوب انجام داده‌اید را بنویسید.
نه برای غرور — برای بازسازی حسِ «من کافی‌ام».

---

3) نیاز به محبت و پذیرش undefined
اگر مدام خودتان را سرزنش می‌کنید،
کودک درون‌تان شاید سال‌ها با صدای انتقاد بزرگ شده.

undefined کار عملی:
وقتی اشتباه می‌کنید،
به جای «چقدر بی‌عرضه‌ام!» بگویید:
«اشتباه کردم… و هنوز ارزشمندم.»

---

undefined نکته مهم
برآورده کردن نیازهای کودک درون به معنای لوس کردن خود نیست؛
به معنای
بالغ شدنِ واقعی است.
بزرگسالی یعنی بتوانم همان چیزی را که زمانی نگرفته‌ام،
امروز آگاهانه به خودم بدهم.

---

undefined سوال امروز
☆ کدام نیاز در شما پررنگ‌تر است؟ امنیت؟ تأیید؟ محبت؟
☆ از همین امشب، یک قدم کوچک برایش برمی‌دارید؟

در پست بعدی می‌توانیم درباره‌ی این صحبت کنیم:
چطور مرزهای سالم بگذاریم تا دوباره کودک درون آسیب نبیند؟* undefined
undefined۱۱

۴۰۹

۱۸:۲۸

۲۸ اردیبهشت
thumbnail
undefined «وقتی تحریک می‌شوی، چه کار کنی؟ یک پروتکل ۵ دقیقه‌ای برای آرام کردن کودکِ درون» 🧸undefined
گاهی می‌دانیم ریشه‌ی احساس‌مان قدیمی است… اما وسطِ موقعیت، بلد نیستیم چه کنیم. امروز یک تمرین کاملاً *کاربردی و مرحله‌به‌مرحله* را با هم مرور می‌کنیم undefined
---
undefined پروتکل ۵ دقیقه‌ای توقف
1) undefined مکث ۶۰ ثانیه‌ای هیچ تصمیمی نگیر. فقط ۶ نفس عمیق: دم ۴ شماره — نگه‌دار ۲ — بازدم ۶ شماره. (بازدمِ طولانی‌تر = آرام‌تر شدن سیستم عصبی)
---
2) undefined نام‌گذاری دقیق احساس از خودت بپرس: «الان دقیقاً چه حسی دارم؟» خشم؟ شرم؟ ترسِ طرد؟ حسِ کافی نبودن؟
نام‌گذاری = نصفِ تنظیم هیجان.
---
3) 🧸 پیدا کردن سنِ احساس از خودت بپرس: «این حس چند ساله است؟» اگر پاسخ آمد «هشت‌ساله‌ام…» یا «دوران مدرسه…» بدان کودک درون فعال شده.
---
4) 🤍 جمله‌ی تنظیم‌کننده به خودت بگو: «می‌فهمم ناراحت شدی. منِ بزرگسال اینجام. الان لازم نیست بجنگی یا فرار کنی.»
(این جمله ساده، مغز هیجانی را آرام می‌کند.)
---
5) undefined انتخاب واکنشِ بالغ حالا تصمیم بگیر: • لازم است جواب بدهم یا صبر کنم؟ • لازم است مرز بگذارم؟ • یا فقط باید از موقعیت فاصله بگیرم؟
واکنش بالغ یعنی تصمیم بعد از آرام شدن، نه وسط طوفان.
---
undefined تمرین این هفتهفقط یک بار این ۵ مرحله را کامل انجام بده. حتی اگر ناقص بود، مهم نیست. ما در حال ساختن یک مسیر عصبی جدید هستیم.
---
undefined سوال برای تأملآخرین باری که احساس‌تان شدید شد، اگر این ۵ مرحله را انجام می‌دادید، فکر می‌کنید نتیجه چه تفاوتی می‌کرد؟
اگر دوست داشتید، پست بعدی را اختصاص بدهیم به تمرین عملی مرزبندی سالم (با جمله‌های آماده برای استفاده در زندگی واقعی) undefinedundefined
undefined۷
undefined۵

۲۷۵

۲۰:۳۹

۶ خرداد
thumbnail
undefined *مرزبندی سالم؛
وقتی آروم شدی، چطور از خودت محافظت کنی؟
undefined

گاهی بعد از اینکه
هیجان‌مون کمی فروکش می‌کنه، تازه می‌فهمیم مسئله فقط «احساس» نبوده…
بلکه این بوده که
یه جایی از ما نادیده گرفته شده، فشار اومده یا مرزمون رد شده undefined

و اینجاست که یه مهارت خیلی مهم میاد وسط:
مرزبندی سالم undefined

مرزبندی یعنی:
من می‌تونم هم
مهربون باشم، هم از خودم محافظت کنم.
هم رابطه رو نگه دارم، هم خودم رو گم نکنم 🤍

---

🧸 چرا مرزبندی برای
کودک درون مهمه؟

اگه کودک درونِ ما سال‌ها یاد گرفته باشه که:

- همیشه
کوتاه بیاد
- نباید
ناراحت بشه
- نباید
نه بگه
- برای دوست‌داشتنی بودن باید همه رو
راضی نگه داره

اون وقت در بزرگسالی هم ممکنه:

- از
نه گفتن بترسه
- از
ناراحت کردن دیگران وحشت داشته باشه
- زیادی
توضیح بده
- توی رابطه‌ها خودش رو
کوچیک کنه

مرز سالم یعنی یه پیام روشن به خودت و بقیه:

«من مهمم. احساس من مهمه. نیاز من هم ارزش داره.» undefined

---

undefined مرزبندی سالم چه شکلیه؟

مرز سالم،
دعوا نیست.
تهدید نیست.
یعنی
شفاف، کوتاه و محترمانه حرف بزنی undefined

مثلاً:

- «الان آمادگی این گفتگو رو ندارم.»
- «ترجیح می‌دم اول فکر کنم، بعد جواب بدم.»
- «این لحن برای من مناسب نیست.»
- «من با این درخواست راحت نیستم.»
- «دوست دارم کمک کنم، ولی الان نمی‌تونم.»

---

undefined چرا این‌قدر سخته؟

چون برای خیلی از ما،
نه گفتن مساوی شده با:

-
طرد شدن
-
دوست‌داشتنی نبودن
-
خودخواه بودن
-
دعوا

در حالی که واقعاً مرز سالم نه‌تنها رابطه رو خراب نمی‌کنه،
بلکه رابطه رو
واقعی‌تر و امن‌تر می‌کنه 🤍

---

undefined یه فرمول ساده برای مرزبندی

می‌تونی از این الگو استفاده کنی:

احساس + مرز + پیشنهاد جایگزین

مثلاً:

- «من از این لحن ناراحت شدم، لطفاً آروم‌تر صحبت کنیم.»
- «الان نمی‌تونم پاسخ بدم، بعداً برمی‌گردم.»
- «برای من این موضوع راحت نیست، ترجیح می‌دم واردش نشم.»

---

undefined تمرین امروز

یه
جمله‌ی مرزی برای یکی از موقعیت‌های تکراری زندگیت بنویس.
جمله‌ای که هم
محترمانه باشه، هم از تو محافظت کنه undefined

---

undefined سوال برای تأمل

کدوم‌ یکی برات سخت‌تره؟

نه گفتن؟
درخواست کردن؟
یا
بیان ناراحتی*؟ undefined‍undefined
undefined۸

۱۲۹

۷:۱۵

Hotel-California.mp3

۰۶:۳۰-۱۵.۰۵ مگابایت
undefined۴

۱۴۲

۷:۳۷

۲۰ تیر
thumbnail
undefined برای مشاوره و رزرو نوبت
https://ravandarman.com/doctor/95193-mohammadreza-mohammadzadeh undefined️

۶۳

۱۰:۵۵