متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_به هر روی در ورای شخص کشف کننده و دستگیر کننده محمدرضا سعادتی، آنچه اهمیت داشت ارتباطات گسترده و وسيع و البته سطح بالای سازمان مجاهدین خلق و سرویس اطلاعاتی شوروی بود. حمیدرضا نقاشیان دربارهی مأموریت ویژه معادنی در مورد سرویس اطلاعاتی شوروی می گوید |پرونده ی مقربی هم یکی از اتهامات سعادتی است. روس ها از ابتدای انقلاب به دنبال پرونده مقربی بودند تا به دست بیاورند و ببینند چه بخشی از موضوعات مقربی لو رفنه است. یکی از اتهامات او بردن نقشه های سازمان جغرافیایی کشور بود و اعترافاتش هم همین را می گفت که ما گرفتیم و به یک رابط روس تحویل دادیم. به نظر من جمهوری اسلامی با توجه به این که ابتدای ساختار سازی فضایی اش بود با موضوع خیلی سطحی برخورد کرد. اساسا غربی ها نوعا نفوذ خود را در احزاب ایران داشته و از همین طریق به بسیاری از ارکان نظام دسترسی چند وجهی داشته اند. یکی از سرویس ها در آن مقطع به دنبال یک شاهکار ظریف بود که با تبانی با کادر مرکزی مجاهدین خلق و نمادسازی ساختار چپ سر پل ارتباطات اطلاعاتی شوروی در ایران بشوند. آنها در اصل به دنبال تراشیدن حزب تودهای دیگر با قدم اول پروژهی اطلاعات دادن به دبیر دوم سفارت شوروی در ایران بودند که پروژه با دستگیری محمدرضا سعادتی در آن مقطع ناكام ماند.ما به عمق ماجرا نرفتیم. کسی هم باور نمی کرد که این ماجرا بتواند یک پرده درونی و تو در . توی دیگری هم داشته باشد. خود ما هم همین طور بودیم و از دور دستی بر آتش داشتیم. شاهد ماجرا بودیم، اما تحلیل کنجکاوانه و دقیق و تجزیه و تحلیل جامعی از موضوع نداشتیم و نمیفهمیدیم که واقعا این رفتار در اصل به نفع چه جریانی صورت می گیرد سعادتی به نظر من آدم سفتی نبود، اما چون داشت نقش خیلی ویژه ای را ایفا می کرد تا موضوع را فقط در ساختار ارتباط با شوروی توجیه کند، نمایش زیبایی از سفت بودن را ارائه داد و ما هم باور کردیم. در مرحله ای که قرار شد این سفتی تمام شود، خیلی شل آمد که به نظر من این شلی او هم نقش بود.. ... .. . . . ما به این نکته توجه نداریم که کسی که دارد کار پیچیده ای را اداره می کند، می تواند چند نقش ویژه را بازی کند. از نظر من سعادتی آدم سفتی نبود، اما هنرمند قهار و توانمندی بود، چون توانست در دادگاه نقش خود را خوب ایفا کند و سازمان را نجات بدهد. سرویس اطلاعاتی ابریتیشه از قبل از انقلاب در اداره دوم ارتش هم نفوذ گسترده داشت، لذا از ا . V8 . . . . ....iں
۲۱
۲۰:۰۴
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_کل پرونده ی مقربی با اطلاع بود و نیاز نداشت کسی این پرونده را برای او سرقت کند ولی شوروی ها این اطلاعات را نداشتند چون ساختار نظام اطلاعاتی و ضداطلاعاتی رژیم گذشته، ضد شوروی طراحی شده بود. آنها علاقمند بودند بدانند چه بخشی از ماجرای مقربی لو رفته و کدام یک از افسران کا. گ. ب در ایران قرمز شده اند؟ لذا چهل صفحه از پرونده ی مقربی طعمه ی مناسبی برای جلب اعتماد روس ها در آن مقطع بود. اگر سعادتی خوب بازجویی می شد، به نظر من ماهیت سازمان مجاهدین خلق هم در آن مقطع لو می رفت، ماهیت غربی سازمان که امام به وضوح درک می کرد و ما درک نمی کردیم، ولیسعادتی با زیرکی این مأموریت را حفظ کرد و به هیچ وجه لو نداد برخی کارشناسان امنیتی معتقدند که بخش ضدجاسوسی ساواک، بخش مربوط به چگونگی کشف جاسوسی سرلشکر مقربی را از پرونده خارج و مطالب بی ربط و مجعولی را که برای سرویس اطلاعاتی شوروی ارزش نداشت، جایگزین کرد. آنها دلیل واسطه گری سازمان مجاهدین خلق را معرفی این سازمان به عنوان یک گروه چپ و پنهان کردن روابط ویژه این سازمان با سرویس های اطلاعاتی امریکا و انگلیس می دانند که پیش تر به واسطهی کاظم رجوی برادر مسعود رجوی برقرار شده بود.خسرو تهرانی، رئیس دفتر اطلاعات نخست وزیری در سالهای ۱۳۰۹-۱۳۹۳ نیز اقدام محمدرضا سعادتی برای ارتباط گیری با عناصر اطلاعاتی شوروی را نشانه تمامیت خواهی سازمان مجاهدین خلق در بدو پیروزی انقلاب اسلامی می داند:البته مجاهدین خلق نیز در ارگانهای غیر سیاسی و اطلاعاتی تمایل به انجام کار نداشتند... مجاهدین خلق مصداق کامل چپ آمریکایی بودند، گفتگو با حمیدرضا نقاشیان، ویژه نامه ی رمز عبور ۲ روزنامه ایران اسفند ۱۳۸۸ مه ۲-۳ ۲. سعید حجاریان درباره ارزش اطلاعاتی پرونده سرلشگر مقربی می گوید: «سرلشکر احمد مغربی یک افسر تودهای بود که از زمان کودتای ۲۸ مرداد به بعد هم لو نرفته بود. بعد از کودتای ۲۸ مرداد وقتی که رمز را باز کردند اسم آقای مقربی جزو افراتی که ارتش با آنها می خواست تسویه حساب کند، نبود. او تازه در حزب توده عضوگیری شده بود. او در رکن اول ارتش کار میکرد روس ها خبر داشتند، سراغ او آمدند و دوباره به او وصل شدند و از او اطلاعات می گرفتند. مقربی به عنوان سرلشکر و یکی از افسران عالی رتبه منبع مهمی برای روس ها بود. روس ها دستگاهی به او داده بودند منل CD امروزی-متها هنوز CD باب نشده بود که یک ساعت صدای ضبط شده را در دو ثانیه فشرده می کرد افسر اطلاعاتی می آمد در کوچه منزل سرلشکر مغربی و آهسته آهسته میرفت تا انتهای کوچه در حین ردشدن ماشین از جلوی خانه، مقربی اطلاعات ضبط شده فشرده شده را باز می کرد و می فرستاد به گیرنده ماشین افسر شوروی در این سیستم نیاز به هیچ ارتباط مستقیم و فیزیکی با خود سرلشکر مقربی نبود. با این سیستم روس ها اطلاعات را دریافت می کردند. این ارتباط را ساواک کشف کرده بود، منتها داده بود به اداره دوم ستاد مشترکہ البته او بر سر همین پرونده اعلام شد. به نظر من پرونده ارزش ندانہ سرانجام این پرونده به دست سعادتی رسیده بود و او هم به روس ها داده بود. این پرونده طبقه بندی سنی است اما به باور من ارزش طبقه بندی نداشت. به نظر من به درد روس ها هم نخورد. روس ها می خواستند بدانند که سرلشکر مقربی چگونه لو رفته. که آن بخش هم توسط ساواک از پرونده برداشته شده بودهVES
۲۱
۲۰:۰۶
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_کل پرونده ی مقربی با اطلاع بود و نیاز نداشت کسی این پرونده را برای او سرقت کند ولی شوروی ها این اطلاعات را نداشتند چون ساختار نظام اطلاعاتی و ضداطلاعاتی رژیم گذشته، ضد شوروی طراحی شده بود. آنها علاقمند بودند بدانند چه بخشی از ماجرای مقربی لو رفته و کدام یک از افسران کا. گ. ب در ایران قرمز شده اند؟ لذا چهل صفحه از پرونده ی مقربی طعمه ی مناسبی برای جلب اعتماد روس ها در آن مقطع بود. اگر سعادتی خوب بازجویی می شد، به نظر من ماهیت سازمان مجاهدین خلق هم در آن مقطع لو می رفت، ماهیت غربی سازمان که امام به وضوح درک می کرد و ما درک نمی کردیم، ولیسعادتی با زیرکی این مأموریت را حفظ کرد و به هیچ وجه لو نداد برخی کارشناسان امنیتی معتقدند که بخش ضدجاسوسی ساواک، بخش مربوط به چگونگی کشف جاسوسی سرلشکر مقربی را از پرونده خارج و مطالب بی ربط و مجعولی را که برای سرویس اطلاعاتی شوروی ارزش نداشت، جایگزین کرد. آنها دلیل واسطه گری سازمان مجاهدین خلق را معرفی این سازمان به عنوان یک گروه چپ و پنهان کردن روابط ویژه این سازمان با سرویس های اطلاعاتی امریکا و انگلیس می دانند که پیش تر به واسطهی کاظم رجوی برادر مسعود رجوی برقرار شده بود.خسرو تهرانی، رئیس دفتر اطلاعات نخست وزیری در سالهای ۱۳۰۹-۱۳۹۳ نیز اقدام محمدرضا سعادتی برای ارتباط گیری با عناصر اطلاعاتی شوروی را نشانه تمامیت خواهی سازمان مجاهدین خلق در بدو پیروزی انقلاب اسلامی می داند:البته مجاهدین خلق نیز در ارگانهای غیر سیاسی و اطلاعاتی تمایل به انجام کار نداشتند... مجاهدین خلق مصداق کامل چپ آمریکایی بودند، گفتگو با حمیدرضا نقاشیان، ویژه نامه ی رمز عبور ۲ روزنامه ایران اسفند ۱۳۸۸ مه ۲-۳ ۲. سعید حجاریان درباره ارزش اطلاعاتی پرونده سرلشگر مقربی می گوید: «سرلشکر احمد مغربی یک افسر تودهای بود که از زمان کودتای ۲۸ مرداد به بعد هم لو نرفته بود. بعد از کودتای ۲۸ مرداد وقتی که رمز را باز کردند اسم آقای مقربی جزو افراتی که ارتش با آنها می خواست تسویه حساب کند، نبود. او تازه در حزب توده عضوگیری شده بود. او در رکن اول ارتش کار میکرد روس ها خبر داشتند، سراغ او آمدند و دوباره به او وصل شدند و از او اطلاعات می گرفتند. مقربی به عنوان سرلشکر و یکی از افسران عالی رتبه منبع مهمی برای روس ها بود. روس ها دستگاهی به او داده بودند منل CD امروزی-متها هنوز CD باب نشده بود که یک ساعت صدای ضبط شده را در دو ثانیه فشرده می کرد افسر اطلاعاتی می آمد در کوچه منزل سرلشکر مغربی و آهسته آهسته میرفت تا انتهای کوچه در حین ردشدن ماشین از جلوی خانه، مقربی اطلاعات ضبط شده فشرده شده را باز می کرد و می فرستاد به گیرنده ماشین افسر شوروی در این سیستم نیاز به هیچ ارتباط مستقیم و فیزیکی با خود سرلشکر مقربی نبود. با این سیستم روس ها اطلاعات را دریافت می کردند. این ارتباط را ساواک کشف کرده بود، منتها داده بود به اداره دوم ستاد مشترکہ البته او بر سر همین پرونده اعلام شد. به نظر من پرونده ارزش ندانہ سرانجام این پرونده به دست سعادتی رسیده بود و او هم به روس ها داده بود. این پرونده طبقه بندی سنی است اما به باور من ارزش طبقه بندی نداشت. به نظر من به درد روس ها هم نخورد. روس ها می خواستند بدانند که سرلشکر مقربی چگونه لو رفته. که آن بخش هم توسط ساواک از پرونده برداشته شده بودهVES
۲۱
۲۰:۰۸
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_از خانه های امنشان را در اختیار فیسکو قرار دادناه، در کتاب «کار کمار که در ایران نه په ام ولادیمیر کوریچکین، یکی از ماموران این سازمان در ایران نوشه شماره است، درباره ارتاملات مأموران اطلاعاتی شوروی و سران سازمان مجاهين خاني آماده استبرقراری روابط ما با سازمان مجاها. بن شاقی، بهرام تو همانی که آنها داشاء، ندوب پیش می رفت و گسترش می یافت، مجاها. من در جریان حمله به سال های های رژیم شاه و سفارتخانه های ایالات متحده و بریتانیا توانسته بودند. آرشیو اسناد ساواک را به دست آور دیا۔ وقتی این خبر را به مسکو منتقل کردیم، بلادرنگ خیلاب به ما چنین توا، ہلال میله با مجاهدین تماس بگیرید و از آنها اسناد مربومل به دخالت و هدایت در دوران اطلاعاتی شوروی در ارتش و سایر دستگاه ها و به خصوص پرونده سرلشکر مغربی را در ساواک بخواهید........ او ۳۰ سال عامل کا. ک. ب بود و از زمانی که افسری جوان بود، از سال ۱۹۶۵ به خدمت این سازمان در آمد. او بهترین عامل رزیدنسی به حساب می آماد و اطلاعات محرمانه ای را که واقعا برای اتحاد شوروی حائز اهمیت بود، در اختیار ما می گذاشت. در طی سال ها بسیار ترقی کرد و مسئول خرید اسلحه از آمریکا و دیگر کشورهای غربی شد، به طوری که دیگر جانشینی برای او یافت نمی شد. به این علت بادیهی است که با از دست رفتن مقربی در رزیدنسی یک خلاء اطلاعاتی پیدا شد. علاوه بر این او شما همه افسران Political Intelligence] [ IP] را که در زمان های مختلف و در آن دوران طولانی با او کار کرده بودند، می شناخت... .» این کتاب در ادامه به احضار فیسنکو توسط «گنادی کاز نکین» رئیس شعبه ی جاسوسی سیاسی در ایران اشاره می کند که با ابلاغ تلگرام مسکو، از او خواست فورا با رابط خود در سازمان تماس بگیرد و با ذکر اینکه نیازی به رعایت مسائل امنیتی نیست، گفت:هیچ خطری ندارد. ساواک از بین رفته است و هیچ کس به تلفن های ما گوش نخواهد داد. همین الان از سفارتخانه به رابطت تلفن کن.» |دستگیری سعادتی پس از چند بار ملاقات میان فیسنکو و سعادتی، او برای دریافت پرونده ی مقربی در روز
۲۰
۲۰:۰۸
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_1 اردیبهشت ۱۳۸۸ قرار ملاقاتی را تعیین کرد، اما همان گونه که گفته شد این ارتباطات توسط نیروهای امنیتی کشف شد و آنها پیش از ورود فيسنو وارد دفتر شرکت نولکو شدند و محمدرضا سعادتی را دستگیر کردند. با ورود فيسنکو به دفتر، او نیز دستگیر، اما به او دستور خروج داده شد. این مأمور اطلاعاتی حدس زد که شاید نیروهای ضدجاسوسی قصد دارند او را هنگام فرار بکشند، اما ورود شخص غریبه ای به ساختمان سبب شد که او بتواند بدون دردسر از دفتر شرکت نولکو و با توجه به دستور رسیده از مسکو بلافاصله از کشور خارج شود.)البته روایت گروه دستگیر کننده با گزارش فیسنكو تفاوت دارد. آنها مدعی هستند که خود دستور خروج را به مأمور اطلاعاتی شوروی دادهاند. قسمتهایی از گزارش چگونگی دستگیری و بازپرسی انقلاب اسلامی و دادستانی انقلاب به شرح ذیل است: ضمن مراقبت از اتومبیل سیاسی شوروی در مورخه ۵۸۲/ ۵ مشاهده شد که یک مرد روسی از اتومبیل پیاده و در خیابان دیبا منشعب از خیابان روزولت وارد شرکت نولکو که یک مؤسسه صنعتی است شد. در بررسی بعدی مشخص شد که مرد روسی به نام ولادیمیر فيسنکو، دبیر اول سفارت شوروی و مرد تماس گیرنده یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق است. چون معلوم بود که رهبر مجاهدین در ساعت ۱۷/ ۰۰ مورخه ۵۸۲/6 و یا ۵۸۲ / ۷ (در قرار ملاقات یدکی) با افسر اطلاعاتی شوروی برای مبادلهی اسناد و مدارک ملاقات می کند، لذا بررسی های لازم به عمل آمد و طی طرحی مأمورین سپاه پاسداران انقلاب هدایت شدند که 5 دقیقه قبل از شروع ملاقات مأمورین به شرکت وارد شوند و مرد تماس گیرنده و مدارک را ضبط کنند. پس از دستگیری مرد تماس گیرنده، فيسنکو برای ورود به شرکت نولكو مراجعه کرد، ولی توسط مأمورین به او تکلیف شد که از شرکت خارج شود. فیسنکو بعد از خروج از شرکت سوار اتومبیلی شد که توسط سه مأمور شوروی هدایت می شد و منطقه را ترک کرد. در بازرسی بدنی از مرد تماس گیرنده مشخص شد که مسلح به اسلحه کمری است و نیز در جستجوی مقدماتی از وسایل شرکت یادداشتی که حاکی از همکاری این شخص با سرویس اطلاعات شوروی بود، به دست آمد... چگونگی برقراری ارتباطات با مقامات شوروی محمدرضا سعادتی اعتراف کرد که در اوایل اسفند ماه ۵۷ در تظاهراتی که در دانشگاه تهران از طرف سازمان مجاهدین خلق ترتیب یافته بود، ولادیمیر فیسنکو خود را خبرنگار
۲۰
۲۰:۱۰
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_روزنامه ایزوستیا (شوروی) معرفی کرد و ضمن طرح سؤالاتی در زمینه سازمان جنبش ملی مجاهدین و هدف ها و برنامه های آن اظهار علاقه کرد که باب مراوده را با نامبرده باز کند و در نتیجه از آن تاریخ به بعد ملاقات های منظم خصوصی بین سعادتی و افسر اطلاعاتی مورد بحث برقرار شد. محمدرضا سعادتی در ملاقات های دوم و سوم خود با فیسنکو بر اثر سؤالات مختلفی که از ناحیه ی بیگانهی مزبور در زمینه های مسئله ی کردستان، حزب توده، موقعیت چریکهای فدایی خلق، افسران اطلاعاتی سیا، اسناد و مدارک طبقه بندی شده سازمان منحلهی امنیت، امام خمینی و موقعیت معظم له در ایران طرح می کرد، متوجه شد که این شخص باید از جاسوسان شوروی باشد و در ملاقات قصد دارد اطلاعاتی را کسب کند، به همین جهت موضوع ارتباط خود را با بیگانه مورد بحث با یکی از رهبران جنبش مجاهدین به نام خسرو نظامی مطرح کرد و اظهار داشت احتمالا فيسنکو جاسوس سرویس های اطلاعاتی غربی است که در پوشش تبعه شوروی قصد جمع آوری اطلاعات و انجام اقدامات عملیاتی را دارد، به همین جهت از طرف خسرو نظامی هدایت شد که ملاقات های خود را با نظر سازمان جنبش با فیسنكو ادامه دهد. نتایج بازجویی یادشدهی بالا در مصاحبه ی اولیه خود ضمن اعتراف به همکاری با سازمان جاسوسی شوروی در ایران اظهار داشت که کلیه ارتباطات او با فیسنکو با هدایت و نظر خسرو نظامی بوده که به احتمال زیاد از عوامل سازمان جاسوسی شوروی است. خسرو نظامی نامبرده را هدایت کرد که در ارتباط با افسر اطلاعاتی شوروی، در زمینه ی تبادل اطلاعاتی از طرف جنبش مجاهدین خلق به سازمان جاسوسی شوروی و اخذ وسایل و امکانات فنی، آموزشی، الکترونیکی و عملیاتی از سازمان جاسوسی شوروی، برای تقویت اقدامات عملیاتی جاسوسی جنبش اقدام کند و او هم در ملاقات ها به همین ترتیب عمل کرد و افسران اطلاعاتی شوروی هم همه گونه مساعدتی را به سازمان تعهد کردند.| قبل از اینکه محمدرضا سعادتی در آخرین ملاقات خود با افسر اطلاعاتی شوروی) حاضر شود، توسط خسرو نظامی احضار و به وی دستور داده شد که در این ( ۵۸/ ۲ / ۹ ملاقات ابتدا در مورد قرارهای منظم ملاقات به تنهایی صحبت و برای رعایت جنبه های امنیتی و حفاظتی ارتباطات و مذاکرات به افسر اطلاعاتی شوروی گفته شود که مدارک مهم را به هیچ وجه در شرکت تحویل نخواهیم داد و این مدارک در ملاقات های پنهانی
۲۱
۲۰:۱۰
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_در داخل اتومبیل و به صورت متحرک تحویل داده خواهند شد. خسرو نظامی به سعادتی دستور داد در این ملاقات در مورد مسئلهی افغانستان، موقعیت عراق و گروه های کرد عراق در منطقه، آیت الله سید کاظم شریعتمداری و آخرین وضعیت سیاسی ایران، در مورد هدف های دولت لیبی از نزدیکی به ایران و امام خمینی تحقیق و سؤال شود سازمان جاسوسی شوروی در چه زمینه هایی به اطلاعات احتیاج دارد؟ خسرو نظامی ضمن توجيه سعادتی در این زمینه که آخرین وضعیت احزاب و سازمانهای جنبش را در ایران برای فیسنگو تشریح کنا۔، دستور داد که از افسر اطلاعاتی شوروی درخواست کند تا لیست اسامی افسران سازمان سیا و شبکه های اطلاعاتی آنها را در اختیار جنبش قرار دهد تا بتواند مورد بهره برداری قرار دهد. ضمنا هر وسیله مورد نیازی از وسایل الکترونیکی، فنی جاسوسی شامل ضبط صوت همراه با فرستنده، وسایل میکروفون گذاری و فرستنده های کوچک، دوربین های عکاسی کوچک، دستگاه تهیه میکرو فیلم، دستگاه استراق سمع از فاصله ۵۰ متری، دستگاههای رمزکننده تلفن و دستگاههای کنترل تلفن را تحویل جنبش دهند و علاوه بر آن تجربیاتی را که در امور اطلاعاتی، ضد اطلاعاتی و نحوه بایگانی اسناد طبقه بندی شده و تشکیل بایگانی دارند، به صورت بولتن هایی در اختیار جنبش قرار دهند. نظریه با توجه به شگرد کار سرویس اطلاعاتی شوروی و اظهارات متهم که عموما تناقض گویی های فراوان در آن وجود دارد و پاسخ هایی که سعادتی به طرق گوناگون به سئوالات داد، به نظر می رسد با توجه به این که مشارالیه در سالهای ۹۷ – ۹۸ در ذوب آهن اصفهان خدمت می کرد و با کارشناسان شوروی ارتباط داشت، از آن تاریخ توسط سرویس اطلاعاتی شوروی نشان شد و به استخدام شوروی در آمد. خسرو نظامی هم که هدایت کننده ارتباطات او با مقامات شوروی بود، باید از عوامل شوروی در ایران باشد و ضرورت ایجاب می کندکه خسرو نظامی سریعا دستگیر شود و تحت بازجویی دقیق قرار گیرد در گزارش های منتشره از بازجویی ها آمده بود که سعادتی ضمن اعتراف به همکاری با سازمان جاسوسی شوروی در ایران و تحویل اسناد محرمانه، به اخذ وسایل و امکانات فنی آموزشی و الکترونیک و عملیاتی از سازمان جاسوسی شوروی نیز اذعان کرده است. سعادتی در آخرین ملاقات با مقام اطلاعاتی شوروی فهرستی از مایحتاج سازمان را تهیه کرده بود که در
۲۲
۲۰:۱۱
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_زمان دستگیری به دست مأموران افتاد.نکته ی جالب در بازجویی های سعادتی این بود که با چنین اعترافاتی، بدیهیات را منکر می شد. به عنوان نمونه در جلسه اول بازجویی ها در ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ادعا کرد سران سازمان را نمی شناخته و اظهار داشته است که دبیر شوروی می گفت: «به افرادی به نام رجوی و خیابانی سلام برسان!» این در حالی است که او در زندان حامل پیام رجوی بود و حتی اگر می توانست عضویت خود در کادر مرکزی سازمان را انکار کند، انکار آشنایی با رجوی در حالی که بسیاری از مبارزین که در دادستانی حضور داشتند آن دو را با هم دیده بودند، امری بود که نشان می داد هر گونه شکنجه و یا اعمال فشاری در بازجویی ها که از سوی او و اعضای سازمانش ادعا می شد، وجود ندارد. به عبارت دیگر وقتی سعادتی خود را در برابر اسنادی غیر قابل انکار دید، ناگزیر لب به اعتراف گشود.محمدرضا سعادتی در اقاریر خود به طرح مسائلی همچون مسئله ی کردستان، حزب توده، موقعیت چریکهای فدایی خلق، افسران اطلاعاتی سیا، اسناد و مدارک طبقه بندی شده سازمان منحله امنیت، امام خمینی، وضع و موقعیت ایشان در ایران در ملاقات های خود با فنسينکو اشاره و همچنین به سرقت نزدیک به ۵۰ صفحه مهم از پرونده مقربی از اسناد دادستانی انقلاب در زندان قصر و تحویل آن به کا.گ. ب اعتراف کرد. در پی کشانده شدن این پرونده از ابعاد حقوقی به رسانه ای توسط سازمان مجاهدین انقلاب که کلید کشمکش های بعدی را زد، انتقادهای فراوانی به این سازمان وارد شد. مجاهدین انقلاب در کنفرانسی مطبوعاتی در ۱۰ تیر ۱۳۸۸ در پاسخ به دلایل این امر، علم مردم را پشتوانه ای برای رسیدگی عادلانه در برابر فشارهای حامیان سعادتی عنوان کرد.ااما در این میان اظهارات عبدالكريم لاهیجی از عناصر نزدیک به سازمان مجاهدین خلق که وکالت محمدرضا سعادتی را به عهده داشت، جالب است:وقتی که محمدرضا سعادتی دستگیر شد، من برای شرکت در کنفرانسی در اروپا بودم و از 1. اتهام سعادتی در دادگاه معلوم می شود، کنفرانس خبری سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب، روزنامهی اطلاعات، ۱۱ نیر ۱۳۵۸، ص۱۲. عبدالكریم لاهیجی متولد ۱۳۱۹ در تهران پیش از پیروزی انقلاب از اعضای کانون وکلا بود و وکالت پرونده های شاپور بختیار، داریوش فروهر، ایت الله طالقانی و ... را به عهده داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی به سازمان مجاهدین خلق نزدیکخبرگان قانون اساسی و انتخابات اولین دوره مجلس شد. او در فاز نظامی به پاریس و کاندیدای سازمان در انتخابات مجلس رفت و عضو شورای ملی مقاومت شد. لاهیجی همچنین از رابطهای سازمان با رژیم بعث صدام بود به گونه ای که لقب کریم بغدادی گرفت، اما پس از مدتی لاهیجی که وکیل سازمان در محاکم بین المللی بود با سران سازمان دچار مشکل مالی شد. با جدایی لاهیجی از سازمان، در سال های گذشته دو طرف یکدیگر را با انواع و اقسام اتهامات نواخنداند
۲۶
۲۰:۱۱
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_صحرا تحت بررسی پروندههای امنیتی در جمهوری اسلامیطریق روزنامه ها مطلع شدم که سازمان مجاهدین خلق از من تقاضا کرده است که وکالت محمدرضا سعادتی را در این پرونده بپذیرم. وقتی به تهران برگشتم. آیت الله سید محمودطالقانی هم که من وکیل وی در زمان شاه بودم. در منزلش به من گفت وکالت سعادتی را بپذبر، چون این یک اختلاف سیاسی بین جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق است و سعادتی قربانی این اختلاف سیاسی است. در ملاقات هایی که با سعادتی کردم، او به طور کلی اتهام جاسوسی را رد کرد و گفت کسی خودش را به اسم خبرنگار به او معرفی کرده و خواسته است اطلاعاتی دربارهی مأموران سیا در ایران به آنها بدهد. به این اعتبار سعادتی از طرف رهبری سازمان مجاهدین مأموریت پیدا می کند که با این خبرنگار روس تماس بگیرد و هیچ گونه اطلاعاتی هم تا آن زمان رد و بدل نشده بود من چه در زمان دادستانی آذری قمی و چه در زمان دادستانی اسلاله لاجوردی هرگز پرونده سعادتی را ندیدم و هر بار که رجوع می کردم، همیشه بهانه می آوردند و مانع از این می شدند که من پرونده را بخوانم. بالاخره هم من بر اساس صحبت هایی که با سعادتی کردم و با مسائلیکه در روزنامه ها بود. مدافعات خود را تنظیم کردم و به دادگاه فرستادم.. از سوی دیگر محمدمهدی جعفری که پیش از پیروزی انقلاب از سمپات های سازمان مجاهدین خلق و پس از پیروزی انقلاب از نزدیکان آیت الله طالقانی بود، روایتی کاملا متفاوت از برخورد آیت الله طالقانی با پرونده سعادتی دارد. . . . . . .محمدرضا سعادتی را که گرفتند اعلام شد که سعادتی میخواست به نفع مأموران شوروی سابق جاسوسی کند. مجاهدین در این باره سر و صدا و جار و جنجال زیادی بر پا و وانمودکردند که سعادتی بی گناه است و قربانی توطئهی سازمان سیا و آمریکا شده است. کار بالا ١. این ادعا در حالی مطرح می شود که شاهدان نظر دیگری دربارهی روابط آیت الله طالقانی با سران سازمان مجاهدین از جمله محمدرضا سعادتی دارند. جواد منصوری از زندانیان پیش از انقلاب در این باره می گوید: مرحوم آیت الله طالقانی همیشه با تفکرات منافقین مخالف بودند و از سوی منافقین هم بسیار تهدید می شدند. ایشان [آیت الله طالقانی بارها گفتند که: «من دقيقة رهبری امام را تایید می کنم و پیرو ایشان هستم و نسبت هایی که به من می دهد (دربارهی مخالفت با امام دروغ است در سال ۹۷ آبان ماه. (یعنی سه ماه پیش از پیروزی انقلاب همین محمدرضا سعادتی که از سران مجاهدین خلق هم بود در زندان اوین به مرحوم آیت الله طالقانی پیغام داد: اگر بیرون رفتند به آقای خمینی پیغام بدهید که دولت تشکیل ندهد ما | خودمان اعضای دولت را مشخس کرده ایم و کشور را اداره خواهیم کرد و ما هستیم که صلاحیت اداری کشور را داریم و اگر شما دولت تشکیل دهبد شکست خواهد خوردار مرحوم طالقانی پاسخ داده بودند: شما که هستید که می خواهید در مقابل محبت نبم امام بایستید، البته مجاهدین خلق یا همان مناتنين اصلانظار چنبن بلخی را از مرحوم طاقتی نداشتند و طعا به من نشان که ایجاد شکاف بین ایشان و حضرت امام بود نرسیدند، (ماهنامهی شاهد باران، شماره ۲۲ شهریور ۸۹. ٢. نقش لاجوردی و آیت الله محمدی گلانی در اعلام محمدرضا سعادتی، گفتگوی مراد وی باعببنگریم لاهیجی، سایت رادیو فردا. ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ,radiofani com
۲۶
۲۰:۱۳
متن یار - تبدیل تصویر به نوشته:_گرفت، طوری که مسئله در شورای انقلاب هم مطرح شد و شورای انقلاب دو نفر را برای بررسی و تحقیق دربارهی پرونده سعادتی مأمور کرد. این دو نفر مهندس سحابی و آیت الله موسوی اردبیلی بودند که قرار شد زیر نظر شخص آیت الله طالقانی در این باره تحقیق بکنند. این دو نفر مدتی دربارهی سعادتی و اتهام جاسوسی او تحقیق و تفحص کردند و مرتبا نتایج کار و تحقیقاتشان را به اطلاع آیت الله طالقانی می رساندند. روزی در همان ایام من در منزل آیت الله طالقانی نشسته بودم که خانم ایشان آمدند و گفتند:خانم سعادتی آمده است و می خواهد شما را ببیند.» آیت الله طالقانی با عصبانیت گفت: «من اصلا نمی خواهم او را ببینم!» خانم آیت الله طالقانی التماس کرد و گفت: «زن بیچاره ای است. شوهرش را گرفته اند. شما اجازه بدهید بیاید.» آیت الله طالقانی گفت: «نه دروغ می گوید! اینها حتی با من که دنبال کارشان هستم رو راست نیستند.» بالاخره بر اثر اصرار همسر آیت الله طالقانی، همسر سعادتي آمد خدمت آقا. خانم محجبه ای بود و همه صورتش را هم پوشانده بود. به محض آنکه وارد اتاق شد و نشست، آیت الله طالقانی شروع کرد به تشر زدن و دعوا و تهدید و گفت: «اگر این روش را در پیش بگیرید و حقیقت را به من نگویید، من هیچ کاری برای شما نمی کنم.» همسر سعادتی خیلی ملایم و مظلومانه گفت: «آقا! من جز حقیقت چیزی دیگری به شما نگفته ام.» آیت الله طالقانی با پرخاش گفت: «نخير، فلان مطلب را دروغ گفتی. چرا دیگر به من دروغ می گویید؟ من هیچ کاری نمی توانم بکنم.»واکنش ها به دستگیریهمان روزی که مسعود رجوی و چند تن از سران سازمان مجاهدین خلق به ملاقات امام خمینی (ره) در قم رفته بودند، محمدرضا سعادتی در دفتر شرکت نولكو دستگیر شد. بلافاصله بخش اطلاعات سازمان با گزارش های نفوذی های سازمان در وزارت کشور و دادستانی انقلاب، ساختمانی در نزدیکی سفارت آمریکا را محل نگهداری سعادتی اعلام کرد، لذا در شامگاه روز 1 اردیبهشت گروه های عملیاتی سازمان برای نجات سعادتی دست به کار شدند، اما با آگاهی دستگیر کنندگان از اقدام سازمان، سعادتی به محل جدید انتقال یافت. با ناکامی سازمان در آزادی سعادتی و صدور حکم بازداشت رسمی سعادتی از سوی مهدی هادوی دادستان کل انقلابیا سقف ۱۲
۲۶
۲۰:۱۴