۳۳۱
۲۲:۱۱
در این بین عده ای از هواداران ایشان نیز بی آنکه بدانند بر مدار مزبور قلم فرسایی میکنند، به طور مثال از سکوت، کت چرم، مدل کاپشن، شرکت در انتخابات ها و تشیع جنازه ها و پیام های تبریک و تسلیت احمدی نژاد به استنتاج های اعجاب انگیز و تخیلی میرسند، گویی هر رفتار احمدی نژاد مملو از رازها و اهدافی است که فقط آینده قادر به رمزگشایی از آن خواهد بود!
مبرهن است که اندیشه سیاسی و اجرایی احمدی نژاد فراتر از فهم ساختار معیوب و بسته جمهوری اسلامی بوده و همین امر زمینه محوری ردصلاحیت های مکرر او را فراهم کرده است، اما مباد که رفتارهای معمولی ایشان را به اهدافی پیچیده و نیاتی رازآگین سنجاق کنیم.
در موقعیت فعلی سزاست که از بازی در زمین مخالفان سیاسی او و باندهای فاسد امنیتی بر حذر باشیم. مگر نه آن است که احمدی نژاد از متن مردم برآمده!؟ پس یقینا او به همان میزان که فردی معمولی است در قیاس با دیگر رجال سیاسی کشور برخوردار از اندیشه ای والاتر می باشد، همین و بس!
به طور مثال؛ احمدی نژاد در تشییع پیکر رهبر سابق شرکت کرد، این اتفاق نه تنها حاوی نیمه پنهانی نیست که ما به ازای شرایط عینی و پیشینه مسئولیتی ایشان، رفتاری معقول و ناگزیر به نظر رسیده و توصیه ای به همفکرانش نسبت به شرکت در مراسم تشییع صادر نمیکند. لذا نگارنده به عنوان یکی از خیل هواداران ایشان، به صلاحدید شخصی از شرکت در مراسم خودداری کرد، چرا که در پنداشت راقم این سطور؛ به همان میزان که حمایت از نظامیان کشور در مقابله با دشمن خارجی ضروریست حمایت سیاسی از نظام و شرکت در تظاهرات های حکومتی و انتخاباتها منجر به تداوم سنن استبدادی سنوات گذشته و انسداد در روند اصلاحات بنیادین گردیده و مستقیما به تضعیف هر چه بیشتر کشور و نظامیان می انجامد.
منظور واضح نگارنده؛ اولا توجه دقیق به ملاحظات شخصی و ملی رجال سیاسی در مقام تصمیمگیری است و دوما پرهیز از رازپردازی های وهم آلود نسبت به رفتارهای معمولی کنشگران سیاسی می باشد.
دفاع از احمدی نژاد روشی بسیار متقن و موثر دارد؛ میتوان ویترینی از سوابق درخشان اجرایی و برنامه های دقیق و روشن او که در درسنامه های مدیریت ایرانی جای دارد را در هر فرصتی به جامعه تعرفه کرد و همانگونه که آمد از بازی در زمین تیم فاسد امنیتی مطلقا پرهیز نمود.
۳۵۹
۱۸:۴۳
0a519aca (2).mp3
۰۷:۱۲-۳.۱۲ مگابایت
۳۹۶
۱۸:۱۸
5fc81e9c.mp3
۱۲:۲۸-۶.۶۸ مگابایت
#علیرضا_مکرمی
۳۰۹
۹:۵۸
من خوشحال از موافقت و حسن نیت فروشنده، با عجله به سمت یک مسافرکش رفتم که فقط چند روز از آشنایی ام با او سپری شده بود. آن راننده با من به فروشگاه آمد و گفت؛ هم ادرس من را تایید میکند و هم تعهد اخلاقی من را، و فورا مغازه را ترک کرد.
فردای آن روز، مغازه دار تلفنی اطلاع داد که از فروش قسطی به من پشیمان شده و در بیان دلیل انصرافش چنین آورد: وقتی معرف تو کارچاق کن و ساقی محله باشد دلیلی بر اعتماد باقی نمی ماند!
بعدا فهمیدم فروشنده راست می گفت، آن راننده هر چند صادقانه و به نیت رفع مشکل بنده قدم به مغازه گذاشته بود اما چون از حسن شهرت و اعتبار اخلاقی برخوردار نبود حمایتش به ضرر من تمام شد.
این خاطره قدیمی، حکایت امروز مردم و برخی از مسئولان کشور ماست، رجال سیاسی و نظامی ما حتی پس از آنکه به سبب لو رفتن واردات مخفیانه سانتریفیوژ در سال ۸۰ در جهان بی اعتبار شدند به جای کنارگیری و سپردن عنان اسب سرکش سیاست به افرادی خوشنام و فاقد تقصیر، همچنان اصرار کردند که بمانند و با غنی سازی کشور را آباد و آینده هسته ای کشور را تضمین کنند اما پس از ۲۵ سال نتیجه اش شد تحریم های خانمانسوز، عقب ماندگی، حمله خارجی و تخریب سازه های هسته ای، و حالا با وعده احداث عوارضی در تنگه هرمز میخواهند ما مردم را در رویای پولدار شدن نگه دارند، مع الوصف همین اول کار در محاصره دریایی گرفتار شدیم.
حقیقت آن است که پس از آبان ۹۸ و پاییز ۴۰۱ و دی ۴۰۴، شهرت و نمود بیرونی مسئولان کشور ما در دنیا عین آن راننده مسافرکش شده، حالا هم مسئولان صادقانه و با حسن نیت زور میزنند که به کشور کمک کنند اما رفتار عاقلانه ما مردم آن باید باشد که به هیچ وجه از این مسئولان طلب کمک ننماییم و در اولین فرصت مرخصشان کنیم تا بیشتر از این در جهان بی اعتبار نشده ایم و کلاهمان پس معرکه نیفتاده است.
۲۹۵
۲۱:۳۶
از مؤلفه هایی که کار را بر آمریکا در جنگ با ایران سخت کرده واقع شدن در بین ملتهای مسلمان و به تبع آن تولید طبیعی باگ اطلاعاتی بر علیه مکان اختفای نظامیان آمریکا در بحبوحه جنگ است. اگر پاسخ ایران به حملات آمریکا به زیرساخت های کشور با تخریب متقابل زیرساخت های کشورهای حاشیه خلیج فارس هموزن گردد، آنچه در پساجنگ اثری از آن بر جا نمی ماند موضوعیت امنیتی حضور آمریکا در منطقه است.
به نظر میرسد پیش بینی مقامات سعودی از جنگ اخیر دقیق تر از دیگر ملل پیرامون خلیج فارس بوده، از آنجا که زودتر دست جنباندند و آلترناتیو مطمئن تری عوض آمریکا دست و پا کردند که اولا هم جنس ملل مسلمان منطقه باشد و هم نسبت به تامین چتر هسته ای در برابر اسرائیل و ایران اِبا نکند، انتخاب پاکستان انتخاب واقعا درستی بود.حالا کویت و بحرین و امارات نیز در پی انعقاد توافق نظامی با پاکستان بر آمده اند.
در حال حاضر قوی ترین کشور مسلمان در دو حوزه نظامی و سیاسی پاکستان است، ترکیه صرفا با تکیه بر ناتو میتواند در برابر پاکستان عرض اندام کند. حتی میتوان ادعا کرد که پاکستان دموکراتیک ترین کشور مسلمان می باشد، تا آنجا که حتی دولت های برخواسته از کودتا نیز در مقام اجرا ملزم به اطاعت از قواعد دموکراسی و احترام به پارلمان بوده اند.
آنچه که سطح نگرانی های جهانی را نسبت به زرادخانه هسته ای پاکستان کاهش میدهد و در نتیجه حساسیت منفی اتمی بین المللی را نسبت به این کشور محدود و سد تحریم های شکننده میشود وجود رگه های پایدار دموکراسی در اجزا و ساختار سیاسی پاکستان است.
امروز مبرهن شده که دموکراسی همان حلقه مفقوده در قاموس ایران بوده و فقدانش عامل ناکامی جمهوری اسلامی در کسب اعتماد منطقه ای و بین المللی می باشد، بنا به اصول عقلانیت سیاسی، حکومتهایی که در مقام تصمیم و اجرا تحت نظارت عملی مردم بعنوان یگانه ناظر فساد ناپذیر نباشند منطقا ترسناک بوده و مطلقا قابل اعتماد نمی باشند.
پاکستان با جمعیتی بالغ بر ۲۵۵میلیون نفر و بیشتر از جمعیت مشترک سه کشور پرمدعای ایران،ترکیه و عربستان دارای قدرتمندترین نیروی هوایی و بیشترین عضو ارتش در جهان اسلام و جنوب آسیا می باشد که مأموریت اصلی آن دفاع از حریم هوایی پاکستان و سالها بازدارندگی موفق در برابر رقبایی بزرگ مانند هند بوده است.
جنگنده بومی و چندمنظوره جی اف۱۷ که با همکاری پاکستان و چین ساخته شده و روز به روز در حال ارتقا می باشد ستون فقرات نیروی هوایی پاکستان را تشکیل میدهد.نسخه Block III آن همانند اف۳۵ آمریکا دارای رادار آرایه فازی (AESA) و توانایی استفاده از موشکهای دوربرد و هدایت شونده است.
جنگنده های ارتقا یافته اف۱۶ آمریکایی همچنان یکی از کارامدترین جنگ افزارهای ارتش پاکستان محسوب میشود.
جنگنده های جی۱۰ نسل 4.5 ساخت چین که برای رقابت با جنگندههای پیشرفته هند بهویژه رافال، خریداری شده در کنار هواپیماهای هشدار زودهنگام اواکس(AWACS) مانند Saab 2000 Erieye و سامانههای پدافندی متنوع چینی توان کشف و انهدام اهداف هوایی را در فواصل دور فراهم میکنند،نقش هواپیماهای سوخترسان و ترابری که برای افزایش برد عملیاتی و تثبیت شبکه فرماندهی و کنترل بکار میرود از توانمندی های بلامنازع ارتش پاکستان است.
اخیرا اسلام اباد رسما به تهران هشدار داد که براساس توافق نظامی با ریاض، هرگونه حمله احتمالی به خاک عربستان را حمله مستقیم به پاکستان قلمداد میکند و ناگزیر وارد نبرد با جمهوری اسلامی میشود، این نخستین تهدید جدی پاکستان بر علیه مقامات تهران بود که تا اینجای کار موثر عمل کرده و در پس آن تهدید گزارشی از حمله مستقیم سپاه به عربستان منتشر نشده است.
جمهوری اسلامی از مجموع جهات میدان را نه فقط به اسرائیل و آمریکا و ترکیه و عربستان در ضلع غربی خود که در شرق نیز به پاکستان باخته است،آنقدر مسئله نفوذ به ۲میلیون شیعه لبنانی و رویای فتح قدس رشد یافت که ۵۰میلیون شیعه پاکستانی کلا فراموش شد، از مقامات تهران باید پرسید که آیا قرار است همچنان شیپور را از سر گشاد آن بدمند و انتظار نوای دل انگیز ختم تنش را داشته باشند!؟ اگر مقامات جمهوری اسلامی همچنان در سودای نفوذ منطقه ای هستند ناگزیر به پذیرش ورود دموکراسی به حاکمیت و در نتیجه خداحافظی شان از مقام قدرت اند، امروز وقت انتخاب بین دو ضد است؛
۵۵۷
۱۳:۳۲
همچنانکه به هیچ وجه نمیتوان کشور ذره بینی اسرائیل را ابرقدرت خواند، این ادعا که جمهوری اسلامی توانسته اتحاد امریکا_اسراییل را مچاله کند نیز عبور از خطوط قرمز عقلایی مبتنی بر شواهد میدانی است. واقع آنست که ایران در مصاف با آمریکا و اسراییل به نسبت تلفات جانی و مالی طرفین، قسم شکست خورده جنگ است و صرفا ثابت کرده که میتواند لقمه گلوگیری برای دشمنانش باشد و بلعیدنش زمان بر است و تدبیر و صبر بیشتری می طلبد، همین!
نمود خارجی امر «معجزه» کاملا مطابق با مختصات واقعه ای فوری دارد، فوریت معجزه باید از چنان سرعتی برخوردار باشد که اتفاق حاصله غیر طبیعی بنماید، لذا انگاره مچاله شدن آمریکا و اسرائیل آنهم در یک بازه زمانی ۷۰ ساله، حتی فرض محال بر صحت آن، واجد کمترین شباهتی به ماهیت و فوریت وقوع معجزه نیست.
تلاش بی حد و حصر برای توجیه رفتارهای غلط مسئولان جمهوری اسلامی، ساحت اندیشه را به ورطه های اینچنینی میکشاند، ولو آنکه گوینده شخصی در قامت جوادی املی باشد.
از آنجا که براساس قرائن بسیار پر واضح می نماید که حکومت اسبق اولا؛ توان و اراده برخورد فیزیکی با مجالس وعظ و دعای ایت الله بروجردی را نداشته و دوما؛ کمک های مالی شایان توجهی به لبنان و آیت الله موسی صدر ارسال میکرد، لذا به صحت اصل خاطره آنهم پس از گذشت هفت دهه از وقوع آن تردید جدی وارد میشود و در نتیجه نقال متهم به فراموشی یا بدفهمی نسبت به اصل و جزئیات اتفاقات ماوقع میگردد.
معروف است كه نادرشاه افشار پس از شكست در جنگ نخست با دولت عثمانی به ميرزا مهدی خان منشی ویژه خود گفت: از سركردگان ولايات كمك بخواه تا فورا به ياری ما بشتابند، او هم همان طور كه رسم منشيان متملق آن روزگار بود، در گزارشی چنین اشاره كرد؛ « به اردوی كيوان شكوه ثلمه ای اندک و چشم زخمی وارد آمده! و ...» وقتی نامه را برای نادر خواندند سخت عصبانی شد و فرياد زد: «اين حرف ها چيست؟ واقعیت را بگو، بنویس که عثمانی ها پدرمان را در آورده اند، هر چه زودتر خودتان را برسانيد!»بدین ترتیب رسیدن نیروهای کمکی از ولایات مرکزی و اصفهان منجر به پیروزی قاطع لشگر نادرشاه در جنگ مراد تپه بر لشگر عثمانی شد.
تفاوت دیدگاه نادرشاه با مقامات جمهوری اسلامی نقش مهمی در رخداد نتایج متفاوت در جنگ ها را در پی داشته است.
۲۳۱
۷:۱۹
صوت 25 تیر 1405.mp3
۰۱:۴۸:۲۸-۴۹.۶۸ مگابایت
اگر در پاسخ به این سوال مهم که؛ «چرا به این حال و روز افتاده ایم؟» یکبار این ویس سه ساعته بعد از جنگ را گوش کنید، از آنجا که شاقول مبنا را می یابید، احتیاج ذهن به دیگر پاسخ ها را غیرضرور ساخته اید.
تا الان هر چه #حسین_وظیفه_عالی در دفتر دکتر #احمدی_نژاد گفته را میتوانید دور بریزید به این شرط که همین سه ساعت را از دست ندهید!
ترجیحا موقع رانندگی با هندزفری گوش کنید و در هر لحظه از ویس، حواستان به قاعده مهم زمان و مکان، اینکه گفتگو کی و در کجا انجام شده باشد.
۱۶۱
۹:۳۸
پس از روایت مذبوحانه نیویورک تایمز روایتی جدید از حمله روز نهم اسفند به کوچه هدایت را ببینید:
«آمریکا قصد ترور احمدی نژاد را نداشت، مقصود حذف یکی از فرماندهان ارشد سپاه بود که محافظش جدیدا به جمع محافظان احمدی نژاد منتقل شده بود، دشمن که از جابجایی مزبور نامطلع بود به قصد ترور آن فرمانده با رهگیری سیگنال موبایل آن محافظ، اشتباها مقر محافظان احمدی نژاد را هدف قرار داد»
این روایت خطی و ناشیانه عبدالرضا داوری از حمله به میدان۷۲ نارمک است، همو که اخیرا بابت سلسله خزعبلاتی که از سال۱۴۰۰ تا ۱۴۰۵ بر علیه احمدی نژاد و حلقه یاران نزدیکش مطرح کرده بود نامه «غلط کردم» نوشت.
داوری در سال۱۴۰۰ و پس از خروج برنامه ریزی شده اش از دفتر محمودیه رسما خود را نفوذی نهادهای خاص به حلقه نزدیک احمدی نژاد عنوان کرد. آنموقع حمید بقایی در پیامی معنی دار اعلام داشت؛« بی اخلاقی های عجیب داوری نسبت به دکتر احمدی نژاد ناشی از تحت فشار قرار گرفتنش توسط برخی نهادهای امنیتی بوده و قابل درک است!»
بقایی کاملا درست گفته بود به ویژه که آورده بود:*«داوری تحمل شکنجه را ندارد»* از آنجا که آنموقع ردپای داوری در گوشی روح الله زم مطرح شده بود، واقعیت کاملا روشن می نمود.
روایت جعلی داوری نشان میدهد او هنوز در چنگال باندهای فاسد امنیتی گرفتار است و معذرت خواهی اش از احمدی نژاد ممکن است حیله باشد، روایت داوری به روشنی در امتداد روایت جعلی نیویورک تایمز عمل میکند. هر دو روایت تلاش میکند با گذر از حقیقت به جامعه چنین القا شود که نزد حاکمیت آمریکا و اسراییل، احمدی نژاد موضوعیت منفی ندارد بدین ترتیب:
در همان روز اول جنگ ترامپ اعلام کرد قصدش تغییر نظام ایران است، اساسا هدف از حذف بالاترین مقام سیاسی کشور جز این نمیتواند باشد.
نزد اندیشکده های اسراییلی_آمریکایی ثابت شده که #احمدی_نژاد تنها رجل سیاسی است که میتواند در غیاب حاکمیت، مردم را متحد نگه داشته و کشور را از ورطه سقوط به جنگ داخلی و پدیداری حاکمیت دست نشانده نجات دهد، تا احمدی نژاد هست گماشتن پل برمرها در ایران امکان پذیر نیست.
به خوبی میدانند که اگر امروز نیز استاسیس آمریکایی مجددا نظرسنجی کند همانند مرداد۴۰۱ نام احمدی نژاد بر صدر لیست می نشیند بسیار بالاتر از امثال پهلوی، لذا حذف احمدی نژاد در همان ساعت نخست جنگ و قبل از آنکه در مکان نامعلومی اقامت گزیند ناگزیر می نمود.
گاف داوری آنجا بود که بر رهگیری مقامات نظامی از طریق مکانیابی موبایل حلقه محافظینشان اعتراف کرد اما نسبت به رهگیری معمول مسئولان ایرانی به طریق مزبور عامدانه تغافل ورزید در نتیجه روایت خود را از درجه اعتبار ساقط نمود.
احمدی نژاد طبق پروتکل امنیتی، تایم اعلامی خروجش از درب منزل و الحاق به تیم محافظینش را گاها تا چند دقیقه پس و پیش میکرد. صبح روز واقعه مقصود دشمن، حمله با موشکهای ریز و نقطه زن به خودروی حامل احمدی نژاد بود اما رعایت زیرکانه پروتکل مذکور به نجات ایشان انجامید و توانست در فاصله کوتاه بین انفجار اول و دوم از محیط خارج گردد.
روایت سازی داوری پروژه باندهای فاسد امنیتی بوده و خوشبختانه سپاه روایت داوری را تایید نکرده است.
روایت مجعول داوری برای اینکه به قبول عام بنشیند نیاز مبرم به مطرح شدنش از زبان یک «احمدی نژادی مطلع» داشت. در این کانتکست، معذرت خواهی داوری و ورودش به جمع بهاری ها بر روایت سازی اش از حمله نهم اسفند چند روز پیشی گرفت.
به هر حال داوری به حسب ظاهر از رفتارهای غلطش پوزش طلبیده، لذا درب دفتر محمودیه بر او بسته نخواهد ماند اما اجازه ندهیم دگر بار به ثقل روایت جریان بهار بدل شود، درست بسان مومنینی که توبه کفش دزد را پذیرفته و به مسجد راه میدهند اما هرگز امام جماعتش نمیکنند!
۱۲۹
۱۷:۰۷
پروسه انتخاب رضایی به دبیری شعام از دو حال خارج نیست، یا اساسا در حلقه حاکمیت فرد توانایی وجود ندارد و یا اینکه حاکمیت جدید شناختی از استعدادهای موجود در بین حامیانش را ندارد.
هیچ بعدی از شاکله ذهنی و موجودیت سیاسی محسن رضایی نزد سامانه های هوشمند آمریکایی و اسرائیلی پنهان نیست، از این رو کنش های آتی رضایی کاملا از قابلیت پیش بینی و مدیریت برخوردار است.
محسن رضایی اخیر گفته بود: «نمیداند منظور آیت الله مجتبی خامنه ای از نظر متفاوت و علی الاصولش نسبت به تفاهمنامه چیست اما مطمئن است که اگر طبق آن عمل میشد نتیجه بهتری حاصل میشد!»
رضایی همانند حاکمیت موروثی حرف جدیدی نداشته و اتخاذ و پیشبرد سیاست های راهبردی موثر و منطبق با ملاحظات روز دنیا از ایشان بسیار بعید می نماید. اندیشه رضایی تکرار گذشته است، همانند رهبر فعلی، گذشته ای که مقصر اصلی حال و روز امروز ماست.
۱۱۵
۱۳:۲۳