بسم الله الرحمن الرحیماللهم وفقنا و هدانا لما تحب و ترضی و لا تکلنا الی انفسنا طرفة عین ابدا
۱.۷K
۲۲:۱۶
در این فضا قصد داریم دیدگاه های خودمون رو در خصوص پیشامدهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بنویسیم.البته در خصوص بازار های سرمایه هم صحبت میشه اما رنگ و بوی غالب، دسته ی اول است و تلاش میکنیم ارتباط دسته ی اول با دسته ی دوم رو هم در این فضا روشن کنیم اگر قابل روشنی باشه.در آخر هم باید تذکر داد که مطالب ما، ممکن است صحیح باشد، ممکن است غلط باشد. ما ادعای عصمت نداریم! اموری به ذهن ما میرسد، تبیین میکنیم. عده ای پسند میکنند و عده ای هم نمیپسندند. اختیار با مخاطب گرانمایه است.لذا اگر تحلیلی به مذاق عزیزان خوش طعم نیامد، زبان به شکوه و ناله و بد و بیراه نگشایند! بلکه محترمانه نقد خود را بگویند یا انیکه پسند نکنند و با مهربانی از کنارش بگذرند.ولی حق نداریم بگوییم که:« چرا این مطلب را در کانال نوشتی!؟» چون آزادی بیان را نمیتوان سلب کرد. هرکس آزاد است حرفش را محترمانه بزند. شما هم آزادی نقد کنی، بپذیری یا نپذیری.
۱.۳K
۹:۴۰
یه ایده ای هم تو ذهنم هست که اگر موفق بشم انجام بدم، در نوع خودش کار بزرگیه.یکی از بزرگترین مشکلات در تحلیل های ما، اینه که قواعد علم منطق رو مراعات نمیکنیم. انسان به وسیله ی « تحلیل» قصد دارد برای یک « مدعا»، « استدلال» اقامه بکنه. اما به شدت دچار « مغالطه» میشه. یعنی در جریان استدلال، انواع و اقسام خطاهای درونی و بیرونی رو آگاهانه یا ناآگاهانه مرتکب میشه و در نتیجه تحلیل خطا ارائه میده.لذا ما تصمیم گرفتیم هر استدلالی که اقامه میکنیم، صورت منطقی اون رو مراعات کنیم تا از خطای در تحلیل، در حد توان عصمت داشته باشیم. لذا اگر استدلال ما در قالب اقترانی یا استثنایی باشه، صورت بیان را به همان شکل بیان میکنیم و تحلیل های دیگران رو هم با موازین منطقی سنجش میکنیم تا ببینیم در کدوم قسمت خطا کرده اند.مثلا میشنویم این روز ها در کانال های مختلف گفته میشه که: « فلانی آدم خائنی است. زیرا با دشمن در حال مذاکره است.»این کلام، اصطلاحا دچار مغالطه ی « قیاس مضمر مردود » است.توضیح اینکه این کلام، یک مدعا دارد و یک استدلال.مدعا اینه: « فلانی انسان خائنی است.»دلیلش اینه: « چون با دشمن مذاکره میکند.» خب این دلیل، یک مقدمه ی پنهان « مضمر» دارد و آن مقدمه اینه: « هرکس که با دشمن مذاکره میکند، خائن است.»یعنی استدلال او به این صورت است:صغری: فلانی با دشمن در حال مذاکره است.کبری: هرکس که با دشمن مذاکره میکند، خائن است.نتیجه: پس این آدم، خائن است. ( قیاس اقترانی شکل اول.)خب کبرای استدلال، صحیح نیست. یعنی قرار نیست هرکس که با دشمن مذاکره کرد، خائن باشد. و این آقای تحلیل گر، چون میداند ( شاید هم نمیداند) که کبرای استدلال، صحیح نیست، لذا حذفش کرده در کلام خودش.این یک مورد بود.سعی میکنیم این قواعد رو رعایت کنیم.
۱.۴K
۱۴:۵۷
این تصمیمی که ما گرفتیم انقدر مهمه که علامه ی حلی وقتی میخواد نقطه ی تمایز استاد خودش - محقق طوسی- را با سایر اساتید بیان بکنه، در مقدمه ی کتاب کشف المراد، میفرماید که استاد ما شدیداً از مغالطه و مغالبه فراری بود و حتی اگر دستش برای اینکار باز بود، اجتناب میکرد.یعنی اولا خواجه نصیر، خطاهای در تحلیل ها و استدلال ها را شناسایی و اجتناب میکرد. ثانیا دنبال غلبه بر مخاطب نبود. یگانه هدف محقق طوسی، رسیدن و رساندن به حقیقت و واقعیت بود.اهمیت این مسئله بسیار بالاست. بسیاری از نزاع های رسانه ای، جناحی و سیاسی که منجر به اختلافات شدید و بعضا ارتکاب گناهان بزرگ و کوچک میشه، در اثر همین مغالطات و مغالبات خواسته یا ناخواسته است.
۱.۷K
۱۵:۰۴
اساسا برای تحلیلِ سیاست و اجتماع، باید مبنا داشت. یعنی شما باید یک سری « قوانین کلّی» داشته باشی پیش خودت.حالا وقتی میخواهی یک جریان سیاسی، یا یک رویداد را تحلیل کنی و به زوایای پنهان و اغراض و آینده ی آن بپردازی؛ باید به آن قوانین رجوع کنی و با کمک آن، به نتیجه برسید.یا وقتی بین دو جریان سیاسی اختلاف به وجود میاد، برای اینکه بتوانی صحیح قضاوت کنی، باید به اون قوانین کلّی رجوع کنی و ببینی بر اساس آن قواعد، کدام جریان صحیح و کدام ناصواب است.پس ما ابتدا باید یک سری قوانین کلّی رو که در تحلیل ها لازمه رو بیان کنیم.البته قطعا نمیشه در این فضا تمام آن ها رو تبیین کرد ولی به هر حال تا جایی که امکان و وقت باشه، پیش میریم._@aadamm
۸۱۴
۱۵:۵۱