من اینجوریم.
برا همین وقتی از مشکلاتون میگید، زاویه دیدم باهاتون فرق داره:)))
برا همین وقتی از مشکلاتون میگید، زاویه دیدم باهاتون فرق داره:)))
۳۰۹
۱۱:۱۸
درون من :
بچه ی ۷ساله اس که دل نازکه و نمیتونه احساساتش رو کنترل کنه، یه نوجوون ۱۷-۱۸ ساله که نمیدونه چی درسته چی غلط و هی تصمیمای اشتباه می گیره، یه جوون ۲۴ ساله که ناامید، سرگردون و بلاتکلیفه و نمیدونه چیکار کنه، یه پیرزن ۸۰ ساله که خسته و درموندهس و نمیتونه هیچ کاری انجام بده.
بچه ی ۷ساله اس که دل نازکه و نمیتونه احساساتش رو کنترل کنه، یه نوجوون ۱۷-۱۸ ساله که نمیدونه چی درسته چی غلط و هی تصمیمای اشتباه می گیره، یه جوون ۲۴ ساله که ناامید، سرگردون و بلاتکلیفه و نمیدونه چیکار کنه، یه پیرزن ۸۰ ساله که خسته و درموندهس و نمیتونه هیچ کاری انجام بده.
۳۱۵
۱۱:۱۸
يه مرحلهاى از بلوغ هست كه ديگه واسه كارات دعا نمیكنى، تلاش میكنى.
اگه شكست خوردى و زخمى شدى بقيه رو مقصر نمیدونى، چون مطمئنى فقط خودت باعث برد و باخت خودتى.
و ديگه آدماى قلابى رو دورِ خودت نگه نمیدارى، چون واقعيا رو شناختى و زمانتو براى اونا صرف ميكنى!
اگه شكست خوردى و زخمى شدى بقيه رو مقصر نمیدونى، چون مطمئنى فقط خودت باعث برد و باخت خودتى.
و ديگه آدماى قلابى رو دورِ خودت نگه نمیدارى، چون واقعيا رو شناختى و زمانتو براى اونا صرف ميكنى!
۳۱۷
۱۱:۱۹
از بدی های مجازی اینه که وقتی ناراحتی نمیتونم بیام بغلت کنم و کاری کنم حالت خوب بشه فقط میتونم چند خط برات بنویسم که آخرشم نمیفهمم حالت خوب شد یا نه، ولی بدون حالِ خوب و بدت رو من تاثیر میذاره پس خوب باش قشنگ من.
۳۱۰
۱۱:۲۰
«در حال دوست داشتن توام ولی.. هیچ بیخیال:)!»
۳۱۸
۱۱:۲۰
زن یعنی مادر همه مردا !
۳۲۵
۱۱:۲۳
وقتی رفتیم سفر :در قطار صندلی ها را عوض کردیم، تو پنجرهرا می خواستی و من می خواستم به تو نگاه کنم
۳۲۱
۱۵:۲۰
ولی من همونم که هرچقدرم سگ اخلاق بشم ، ناراحت بشم...عکستو که ببینم آروم میشینم یه گوشه تماشات میکنم🥲🫂
۳۲۹
۱۵:۲۳
در این دیار تاریک،
شمعیم که برای زنده نگهداشتن نور
میسوزیم و آب میشویم.
شمعیم که برای زنده نگهداشتن نور
میسوزیم و آب میشویم.
۳۴۰
۱۶:۴۸