ک

کانال روانپزشکی-روانشناختی آبادیس

۵۳ عضو
thumbnail
گاهی انسان در مسیر تبدیل شدن به کسی که دیگران می‌خواهند، آرام‌آرام از خودش فاصله می‌گیرد. مسیری که امن و مورد تأیید به نظر می‌رسد، همیشه لزوماً متعلق به ما نیست.ممکن است از بیرون همه‌چیز درست به نظر برسد، اما در درون احساس خلأ و ناآرامی باقی بماند؛ چون نمی‌توان خود واقعی را در نقشه‌ای پیدا کرد که برای ما ساخته نشده است.
پیدا کردن خود، همیشه به معنای داشتن پاسخ‌های قطعی نیست؛ گاهی یعنی جرئت کنیم به صدای درونی‌مان گوش بدهیم، حتی اگر مسیرمان برای دیگران قابل درک نباشد.شاید سخت‌تر و تنهاتر باشد، اما صادقانه‌تر است. و گاهی همین صداقت، آغاز بازگشت واقعی ما به خودمان است.
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۱

۶۱

۹:۵۲

مراجعین گرامیبرای تنظیم ملاقات حضوری با دکتر تقوا فعلا با مطب هماهنگ فرمایید@abadispsych

۶۴

۲۲:۵۲

undefined عادت‌های کوچک روزانه که مغزِ مضطرب را آرام‌آرام بازسازی می‌کنند ...
حقیقت این است که مغز، با کارهای کوچک و تکرارشونده تغییر می‌کند.هر بار که:به‌جای غرق شدن در اضطراب، چند نفس آرام می‌کشی...به‌جای فرار از احساساتت، خودت را آرام می‌کنی...یا قبل از واکنش نشان دادن، مکث می‌کنی...یعنی نوروپلاستیسیته؛یعنی توانایی مغز برای ساختن مسیرهای عصبی جدید، فقط با تکرار عادت‌های کوچک.
undefined تغییر مغز مضطرب به آرام ناگهانی نیست.همیشه هم خطی و منظم پیش نمی‌رود.اما همین قدم‌های کوچک، کم‌کم آرامش را جایگزین آشفتگی می‌کنند.
در ادامه، عادت‌هایی ساده و کاربردی را که روان‌درمانگران برای کاهش اضطراب توصیه می‌کنند، همراه با مثال‌هایی ساده برای اجرا در زندگی روزمره توضیح می‌دهیم:
undefined روزت را با نور خورشید شروع کن.مثلاً صبح ۵ دقیقه کنار پنجره بایست یا کمی در حیاط و بالکن قدم بزن. نور طبیعی به تنظیم سیستم عصبی کمک می‌کند.
undefined احساست را با صدای بلند نام ببر.به‌جای گفتن «حالم بده»، دقیق‌تر بگو: «الان مضطربم» یا «احساس ناامنی دارم».
undefined تمرین «واقعیت یا برداشت؟» انجام بدهاز خودت بپرس:«این چیزی که فکر می‌کنم، واقعاً الان حقیقت دارد یا فقط ترس و برداشت ذهن من از آینده است؟ آیا همین لحظه در امان هستم؟»
undefined عمداً یک جمله مهربانانه و بدون دلسوزی به خودت بگومثلاً: «حق دارم خسته باشم ولی دارم تلاشم را می‌کنم و این باعث می‌شود به خودم افتخار کنم».
undefined آب سرد به صورتت بزن.چند ثانیه آب خنک روی صورت می‌تواند سیستم عصبی را آرام‌تر کند.
undefined ۱۰ دقیقه بدون موبایل قدم بزن.فقط راه برو و اطرافت را ببین؛ بدون موسیقی، پیام یا شبکه‌های اجتماعی.
undefined از تحریک دوطرفه مغز استفاده کنمثل butterfly tapping:دست‌ها را روی سینه بگذار و آرام، یکی‌درمیان روی شانه‌ها ضربه بزن.
undefined افکارت را در دفتر ثبت افکار بنویسمثلاً بنویس:«چه اتفاقی افتاد؟ چه فکری کردم؟ چه احساسی داشتم؟ واقعیت چیست؟»
undefined دو دقیقه تنفس را به صورت زیر انجام بده۴ ثانیه دم۴ ثانیه نگه داشتن۴ ثانیه بازدم۴ ثانیه مکث
undefined یک جای امن را که دوست داری در ذهنت تصور کن.مثلاً ساحل، جنگل یا اتاقی آرام که در آن احساس امنیت داری.
undefined پلی‌لیست آرام‌کننده مخصوص خودت بساز.آهنگ‌هایی که ضربان قلبت را آرام‌تر می‌کنند، نه آهنگ‌هایی که ذهنت را شلوغ‌تر و یا غمگین می‌کنند.
undefined صبحانه پروتئینی بخور.چون افت قند خون اضطراب را بیشتر می‌کند.
undefined بدنت را بکش یا تکان بده.گاهی فقط چند حرکت کششی یا تکان دادن دست‌ها و پاها تنش را تخلیه می‌کند.
undefined هر روز یک اتفاق خوب کوچک را پیدا کنحتی اگر خیلی ساده باشد:«آفرین، امروز زودتر از خواب بیدار شدم» یا «یک گفت‌وگوی خوب داشتم».
undefined حمام رفتن را به یک تمرین ذهن‌آگاهی تبدیل کن.سعی کن دمای آب، بوی شامپو و صابون و حس لمس را با دقت احساس کنی.
undefined بدنت را از نظر تنش بررسی کن.ببین فک، شانه‌ها یا شکمت سفت شده یا نه؛ بعد آگاهانه رهایشان کن.
undefined در زمان اضطراب، یک مرز کوچک تعیین کن. حتی گفتنِ «الان نمی‌توانم» یا «بعداً صحبت می‌کنیم» هم مهم است.
undefined لیست «پیروزی‌های کوچک» داشته باش.هر شب بنویس امروز چه کار کوچکی انجام دادی که به بهبودت کمک کرد.
🤍 درمان اضطراب، بیشتر شبیه ساختنِ آرامِ یک مسیر جدید است تا یک تغییر ناگهانی.گاهی کوچک‌ترین عادت‌ها، بزرگ‌ترین تغییرات را در مغز ایجاد می‌کنند.
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۳

۵۸

۱۴:۳۹

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedسوگ همیشه ظاهری غمگین و آشکار ندارد.
بعضی از فقدان‌ها آرام و بی‌صدا وارد زندگی ما می‌شوند؛ اما اثرشان تا مدت‌ها درون ما باقی می‌ماند.
سوگ همین‌قدر پیچیده است.
گاهی ناگهانی و شدید سراغت می‌آید،و گاهی ماه‌ها پنهان می‌ماند و بعد، وسط یک روز کاملاً معمولی خودش را نشان می‌دهد:
با شنیدن یک آهنگ،دیدن یک عکس قدیمی،رفتن به یک مکان آشنا،رسیدن یک تاریخ خاص،یا حتی یک گفت‌وگوی ساده.
سخت‌ترین بخش سوگ این است که دنیا کم‌کم به زندگی عادی خودش برمی‌گردد،در حالی که بخشی از تو هنوز در حال کنار آمدن با چیزی‌ست که از دست داده‌.
بیشتر آدم‌ها هم دقیق نمی‌دانند با سوگ چه کنند. برای همین معمولاً می‌گویند:
«قوی باش»«زمان همه‌چیز را درست می‌کند»«دیگر باید ادامه بدهی»
اما سوگ چیزی نیست که فقط با منطق حل شود؛ و سوگ فقط مربوط به از دست دادن آدم‌ها نیست.
گاهی برای چیزهای دیگری سوگواری می‌کنیم:
رابطه‌هایی که ما را تغییر دادند،خانه‌هایی که دیگر به آن‌ها برنمی‌گردیم،نسخه‌ای از خودمان که قبلاً بودیم،رویاهایی که هیچ‌وقت اتفاق نیفتادند،و زندگی‌ای که فکر می‌کردیم قرار است داشته باشیم.
یکی از باورهای اشتباه درباره بلوغ احساسی این است که فکر کنیم آدم‌های پخته کمتر درد می‌کشند.
در حالی که آن‌ها هم:
گاهی ناگهانی به هم می‌ریزند،بیش از حد فکر می‌کنند،میان جمع احساس تنهایی دارند،یا بین ادامه دادن زندگی و احساس کردن درد، گیر می‌کنند.
تفاوت در نداشتن درد نیست. تفاوت در این است که یاد می‌گیرند هنگام تجربه احساسات سخت، خودشان را فراموش نکنند.
بلوغ احساسی در زمان سوگ یعنی:
- گاهی از دیگران فاصله بگیری تا نفسی تازه کنی،- بتوانی بگویی «حالم خوب نیست»،- به خودت اجازه احساس کردن بدهی،- خستگی روحی‌ات را جدی بگیری،و - بدون خجالت از دیگران کمک بخواهی.
undefined️شاید محیط‌های کاری هم باید این را بهتر بفهمند که هر کارمند ساکتی، بی‌انگیزه نیست.هر آدم گوشه‌گیری، انسان سختی نیست.
گاهی بعضی آدم‌ها در سکوت، در حال تحمل سوگی هستند که کسی آن را نمی‌بیند؛اما هنوز تلاش می‌کنند زندگی‌شان را ادامه دهند.
و شاید درمان واقعی همیشه فراموش کردن نباشد. گاهی درمان فقط یعنی یاد بگیری:
می‌شود هم‌زمانسوگ، عشق، دلتنگی، امید و قدردانی را با هم در قلبت نگه داری.undefined
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۴

۶۳

۱۳:۵۳

thumbnail
undefined آیا اضطراب می‌تواند به کمبود یک ماده مهم در مغز مرتبط باشد؟
یک پژوهش نشان داده افرادی که دچار اختلالات اضطرابی هستند، در برخی بخش‌های مغز خود سطح پایین‌تری از «کولین» دارند؛ ماده‌ای مغذی که نقش مهمی در عملکرد سالم مغز، حافظه و تنظیم احساسات دارد.
محققان با بررسی اسکن‌های مغزی دریافتند این کاهش به‌ویژه در «قشر پیش‌پیشانی مغز» دیده می‌شود؛ بخشی که با کنترل هیجان‌ها، تصمیم‌گیری و مدیریت استرس ارتباط مستقیم دارد.
کولین ماده‌ای است که بدن برای عملکرد صحیح سیستم عصبی به آن نیاز دارد و در غذاهایی مثل:undefined تخم‌مرغundefined ماهیundefined گوشتundefined مغزها و حبوباتوجود دارد.
پژوهشگران تأکید می‌کنند که اضطراب فقط یک مسئله «روانی» نیست؛ بلکه می‌تواند با تغییرات واقعی و قابل اندازه‌گیری در شیمی مغز همراه باشد.
البته این تحقیق به این معنا نیست که مصرف کولین اضطراب را درمان می‌کند، اما می‌تواند مسیر تازه‌ای برای شناخت بهتر اضطراب و حتی درمان‌های آینده باز کند.
منبع:Transdiagnostic reduction in cortical choline-containing compounds in anxiety disorders: a 1H-magnetic resonance spectroscopy meta-analysis. Molecular Psychiatry, 2025;
undefined۲
undefined۱

۶۷

۱۶:۰۳

thumbnail
غمی که افراد میانسال تجربه می‌کنند، اما ...
undefined غمِ پیر شدنِ پدر و مادر، واقعی است...و بیشتر افراد در دهه ۴۰ و ۵۰ زندگی‌شان، این درد را در سکوت تحمل می‌کنند.هیچ‌کس درباره تغییر نقش‌ها حرف نمی‌زند...درباره آن ترسِ پنهانی هر بار که تلفن زنگ می‌خورد...یا عذاب وجدانی که وقتی زندگی شلوغ می‌شود و چند روزی تماس نگرفته‌ای، سراغت می‌آید.
این، یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های احساسیِ میانسالی است...و باید بیشتر درباره‌اش صحبت شود.
تو فقط سوگِ از دست دادنِ پدر یا مادرِ گذشته‌ات را تجربه نمی‌کنی...تو دلتنگِ همان نسخه‌ای از آن‌ها هستی که به تو احساس امنیت می‌داد.و هم‌زمان، هنوز باید برای همه آدم‌های زندگی‌ات قوی بمانی.
و این، بارِ کمی نیست...
undefined راه‌هایی برای مراقبت از خودت در این مسیر:
۱. به خودت اجازه سوگواری بده، بدون احساس گناه می‌توانی هم عاشقشان باشی و هم دلتنگِ گذشته‌شان.این ضعف نیست؛ انسان بودن است.
۲. همان‌قدر که حالِ آن‌ها را می‌پرسی، مراقب حالِ خودت هم باش، احساسات تو هم نیاز به توجه دارند.با یک قلب خسته نمی‌شود همیشه مراقبت کرد.
۳. حداقل یک نفر را داشته باش که بتوانی صادقانه با او حرف بزنی،لازم نیست همه این غم را تنهایی حمل کنی.گاهی فقط گفتنِ «واقعاً سخت است» به یک آدم امن، حال آدم را سبک‌تر می‌کند.
۴. فشارِ درست کردن همه چیز را از روی خودت بردار.حضور تو، از هر راه‌حلی ارزشمندتر است.کنارشان نشستن، تماس گرفتن فقط برای شنیدن صدایشان، یا بودن در کنارشان... کافی است.
۵. در روزهای سخت، با خودت مهربان‌تر باش.تو هم‌زمان داری عشق، مسئولیت و غم را مدیریت می‌کنی.حتی اگر کامل نباشی، باز هم حضورت ارزشمند است.
🤍 این متن را برای فردی بفرست که می‌دانی بی‌صدا در حال تحمل کردن همین احساس‌هاست.
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۱۷
undefined۱

۶۹۱

۱۸:۳۵

undefined️چرا تروما بعد از پایان حادثه همچنان ادامه دارد؟
undefined مغز شما علیه‌تان عمل نمی‌کند؛ بلکه تمام مدت تلاش می‌کند از شما محافظت کند.
در کار درمانی‌ام، با افراد زیادی روبه‌رو شده‌ام که یک سردرگمی مشترک و خاموش را تجربه می‌کنند:
«ماه‌ها از آن اتفاق گذشته، پس چرا هنوز با شنیدن صدای ناگهانی، بدنم قفل می‌کند و مضطرب می‌شوم؟»

اجازه دهید داستان فردی را تعریف کنم؛ (نام و جزئیات تغییر کرده‌اند تا حریم خصوصی حفظ شود.)
undefined سارا در یک تصادف رانندگی بود که شاید فقط ۶۰ ثانیه طول کشید. اما در همان ۶۰ ثانیه، مغز او کاری شگفت‌انگیز انجام داد: همه‌چیز را ثبت کرد؛ صدای بلند کشیده شدن لاستیک‌ها روی آسفالت، نور چراغ‌ها، بوی دود، حس درماندگی، بوی باران و ... بعد همه این‌ها را با یک برچسب مهم ذخیره کرد:
«این موارد خطرناک هستند. فراموششان نکن. همیشه مراقب این نشانه‌ها باش.»
ماه‌ها بعد، سارا متوجه شد که حتی صدای بوق یک ماشین، ترمز ناگهانی یا بوی باران روی جاده می‌تواند قبل از آنکه حتی فرصتی برای فکر کردن داشته باشد، قلبش را به تپش بیندازد. دست‌هایش سفت می‌شد، نفسش را حبس می‌کرد و تمام بدنش در حالت آماده‌باش قرار می‌گرفت.
undefinedاین ضعف نیست.undefined
این فقط مغز سارا است که تلاش می‌کند او را زنده نگه دارد؛ به تنها روشی که بلد است.
در تروما درون مغز، اتفاقات زیر رخ می‌دهد:
۱. بخش منطقی مغز (قشر پیش‌پیشانی) دیر عمل می‌کند؛ به همین دلیل فکر کردن، آرام ماندن یا کنترل ترس دشوار می‌شود.
۲. آمیگدالا یا مرکز هشدار مغز، دائماً در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند و هر صدای بلند یا حرکت ناگهانی را تهدید تلقی می‌کند؛ حتی وقتی واقعاً در امنیت هستید.
۳. هیپوکامپ، که مسئول درک زمان و ثبت خاطرات است، نمی‌تواند تجربه را به‌عنوان «گذشته» پردازش کند؛ بنابراین حادثه همچنان شبیه اتفاقی است که همین حالا در حال رخ دادن است.
۴. بخشی از مغز که به بیان احساسات کمک می‌کند، ممکن است نتواند تجربه را به کلمات تبدیل کند؛ و در نتیجه، احساسات به شکل فشار در بدن، تنگی نفس یا اضطرابی مبهم باقی می‌مانند.
این به این معنی نیست که شما «بیش از حد حساس» هستید، یا فقط «تصور می‌کنید حالتان بد است» یا «اغراق می‌کنید.»
سیستم عصبی شما دقیقاً همان کاری را انجام می‌دهد که برایش طراحی شده است:undefined محافظت از شما در برابر آسیب دوباره.
و حقیقتی که بارها در جلسات درمانی به آن رسیده‌ام این است:
هر چیزی که مغز یاد گرفته، می‌تواند آرام‌آرام دوباره آموزش ببیند.ترسی که در ذهن و بدن شکل گرفته، می‌تواند به‌تدریج جای خود را به احساس امنیت بدهد.و من به عنوان یک درمانگر باید با سرعتی که برای شما مناسب است، و به روشی که خودتان انتخاب می‌کنید، در این راه همراهیتان کنم.
غلبه بر تروما به این معنا نیست که دیگر هیچ ترسی نداشته باشید. بلکه اینکه بتوانید فقط یک قدم کوچک و امن به سمت جلو بردارید و دوباره به مسیر سلامت برگردید کافیست.
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۸۹

۱۲:۰۸

undefined مرزگذاری سالم در رابطه؛ تفاوت «کنترل کردن» و «بیان نیاز»
خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم هر جمله‌ای که درباره ناراحتی یا محدودیت‌های ما باشد، یعنی «مرزبندی».اما واقعیت این است که بین مرز سالم و کنترل کردن دیگران تفاوت بزرگی وجود دارد.
undefined این‌ها بیشتر شبیه دستور دادن هستند:
«با من با بی‌احترامی حرف نزن»«سر کار به من زنگ نزن»«سؤال شخصی نپرس»«به من نگو چطور زندگی کنم»
چون تمرکز آن‌ها روی تغییر رفتار طرف مقابل است.
undefined اما مرز سالم یعنی توضیح دادنِ نیاز و تصمیم خودمان:
«اگر صدایت بالا برود، این گفتگو را ادامه نمی‌دهم.»«در ساعت کاری نمی‌توانم تماس جواب بدهم چون تمرکزم از بین می‌رود.»«فعلاً آمادگی صحبت درباره این موضوع را ندارم.»«در حال حاضر به کمی زمان برای آرام شدن نیاز دارم؛ فردا صحبت می‌کنیم.»
undefined تفاوت اصلی اینجاست:در مرزگذاری سالم، شما مسئول احساسات، نیازها و تصمیم‌های خودتان هستید؛ نه اینکه بخواهید طرف مقابل را کنترل کنید.
این نوع بیان:undefined محترمانه‌تر استundefined احتمال سوءتفاهم و تنش را کمتر می‌کندundefined باعث می‌شود رابطه بالغ‌تر و سالم‌تر پیش برودundefined و در عین حال، احترام به خود را هم حفظ می‌کند
گاهی لحنِ بیانِ مرزها، به اندازه خودِ مرز مهم است.می‌شود هم قاطع بود، هم محترمانه برخورد کرد. undefined
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۷

۵۶

۱۳:۴۹

thumbnail
undefined راز روزهای فوق‌العاده پربازده و روزهایی که هیچ‌چیز جلو نمی‌رود!پژوهشگران دانشگاه تورنتو به کشف جالبی رسیدند:تفاوت اصلی بین «بهترین روز» و «بدترین روز» ما، به میزان «تیزی ذهنی» روزانه ما بستگی دارد.
در روزهایی که ذهن تیزتر است:undefined هدف‌های بزرگ‌تری انتخاب می‌کنیمundefined بیشتر به آن‌ها عمل می‌کنیمundefined و به طور میانگین حدود ۴۰ دقیقه بیشتر کار مفید انجام می‌دهیم!
یعنی فاصله بین بهترین و بدترین روز شما می‌تواند نزدیک ۸۰ دقیقه بهره‌وری باشد. undefined
نکته:حتی آدم‌های بسیار منظم و بااراده هم از این نوسانات در امان نیستند.
سه عامل کلیدی برای تیزذهنی:undefined خواب کافیundefined دوری از فرسودگی طولانی‌مدتundefined مراقبت از حال روحی و خلق‌وخو
و یک یافته جالب:فشار کاری کوتاه‌مدت می‌تواند عملکرد را بهتر کند،اما اگر هفته‌ها ادامه پیدا کند، نتیجه برعکس می‌شود.
پس اگر بعضی روزها خوب پیش نمی‌روید،شاید مشکل «تنبلی» یا «بی‌عرضگی» نباشد، شاید فقط ذهن‌تان امروز در بهترین وضعیت خودش نیست.
کمی با خودتان مهربان‌تر باشید. 🤍
منبع:Day-to-day fluctuations in cognitive precision predict the domain-general intention-behavior gap, Science Advances (2026)
undefined۳

۳۷

۱۱:۲۵

thumbnail
undefined وقتی قهوه‌ می‌نوشی، مغزت ممنون می‌شود!یک مطالعه بزرگ و بلندمدت که نتایجش در مجله معتبر JAMA منتشر شده، نشان می‌دهد یکی از ساده‌ترین عادت‌های روزانه شما ممکن است از مغزتان در برابر فراموشی محافظت کند.ا تا ۳۵٪ کمتر بود، به‌ویژه در افراد زیر ۷۵ سال.
undefined بیشتر بهتر نیست!مصرف بیش از ۳ فنجان در روز اثر محافظتی بیشتری نداشت. کافئین زیاد می‌تواند خواب را مختل کند و اضطراب ایجاد کند که هر دو برای سلامت مغز مضرند. پژوهشگران بیش از ۱۳۱ هزار پرستار و کادر درمانی را تا ۴۳ سال دنبال کردند. نتیجه؟ کسانی که روزانه ۲ تا ۳ فنجان قهوه می‌نوشیدند، خطر ابتلا به زوال عقل (دمانس) در آن‌هاین دقیقاً همان چیزی‌ست که «قانون یرکس-دادسون» در روان‌شناسی می‌گوید: تحریک تا یک حد مشخص مفید است، بعد از آن اثر معکوس دارد.undefined چای هم حساب می‌شه؟بله! یک تا دو فنجان چای در روز هم اثر قوی محافظتی را نشان داد. چای سبز در این مطالعه بررسی نشده، اما پژوهش‌های قبلی نتایج امیدوارکننده‌ای برای آن نشان داده‌اند.undefined اعتدال مهم است. دو تا سه فنجان قهوه یا یک تا دو فنجان چای در روز؛ نه بیشتر، نه کمتر.
undefined منبع: JAMA, 2026 — دانشگاه هاروارد و همکاران
undefined۵

۴۳۱

۱۰:۲۹