لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
ک
۵۰ عضو

کانال روانپزشکی-روانشناختی آبادیس

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱ خرداد
thumbnail
غمی که افراد میانسال تجربه می‌کنند، اما ...
undefined غمِ پیر شدنِ پدر و مادر، واقعی است...و بیشتر افراد در دهه ۴۰ و ۵۰ زندگی‌شان، این درد را در سکوت تحمل می‌کنند.هیچ‌کس درباره تغییر نقش‌ها حرف نمی‌زند...درباره آن ترسِ پنهانی هر بار که تلفن زنگ می‌خورد...یا عذاب وجدانی که وقتی زندگی شلوغ می‌شود و چند روزی تماس نگرفته‌ای، سراغت می‌آید.
این، یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های احساسیِ میانسالی است...و باید بیشتر درباره‌اش صحبت شود.
تو فقط سوگِ از دست دادنِ پدر یا مادرِ گذشته‌ات را تجربه نمی‌کنی...تو دلتنگِ همان نسخه‌ای از آن‌ها هستی که به تو احساس امنیت می‌داد.و هم‌زمان، هنوز باید برای همه آدم‌های زندگی‌ات قوی بمانی.
و این، بارِ کمی نیست...
undefined راه‌هایی برای مراقبت از خودت در این مسیر:
۱. به خودت اجازه سوگواری بده، بدون احساس گناه می‌توانی هم عاشقشان باشی و هم دلتنگِ گذشته‌شان.این ضعف نیست؛ انسان بودن است.
۲. همان‌قدر که حالِ آن‌ها را می‌پرسی، مراقب حالِ خودت هم باش، احساسات تو هم نیاز به توجه دارند.با یک قلب خسته نمی‌شود همیشه مراقبت کرد.
۳. حداقل یک نفر را داشته باش که بتوانی صادقانه با او حرف بزنی،لازم نیست همه این غم را تنهایی حمل کنی.گاهی فقط گفتنِ «واقعاً سخت است» به یک آدم امن، حال آدم را سبک‌تر می‌کند.
۴. فشارِ درست کردن همه چیز را از روی خودت بردار.حضور تو، از هر راه‌حلی ارزشمندتر است.کنارشان نشستن، تماس گرفتن فقط برای شنیدن صدایشان، یا بودن در کنارشان... کافی است.
۵. در روزهای سخت، با خودت مهربان‌تر باش.تو هم‌زمان داری عشق، مسئولیت و غم را مدیریت می‌کنی.حتی اگر کامل نباشی، باز هم حضورت ارزشمند است.
🤍 این متن را برای فردی بفرست که می‌دانی بی‌صدا در حال تحمل کردن همین احساس‌هاست.
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۱۷
undefined۱

۸۱۲

۱۸:۳۵

۲ خرداد
undefined️چرا تروما بعد از پایان حادثه همچنان ادامه دارد؟
undefined مغز شما علیه‌تان عمل نمی‌کند؛ بلکه تمام مدت تلاش می‌کند از شما محافظت کند.
در کار درمانی‌ام، با افراد زیادی روبه‌رو شده‌ام که یک سردرگمی مشترک و خاموش را تجربه می‌کنند:
«ماه‌ها از آن اتفاق گذشته، پس چرا هنوز با شنیدن صدای ناگهانی، بدنم قفل می‌کند و مضطرب می‌شوم؟»

اجازه دهید داستان فردی را تعریف کنم؛ (نام و جزئیات تغییر کرده‌اند تا حریم خصوصی حفظ شود.)
undefined سارا در یک تصادف رانندگی بود که شاید فقط ۶۰ ثانیه طول کشید. اما در همان ۶۰ ثانیه، مغز او کاری شگفت‌انگیز انجام داد: همه‌چیز را ثبت کرد؛ صدای بلند کشیده شدن لاستیک‌ها روی آسفالت، نور چراغ‌ها، بوی دود، حس درماندگی، بوی باران و ... بعد همه این‌ها را با یک برچسب مهم ذخیره کرد:
«این موارد خطرناک هستند. فراموششان نکن. همیشه مراقب این نشانه‌ها باش.»
ماه‌ها بعد، سارا متوجه شد که حتی صدای بوق یک ماشین، ترمز ناگهانی یا بوی باران روی جاده می‌تواند قبل از آنکه حتی فرصتی برای فکر کردن داشته باشد، قلبش را به تپش بیندازد. دست‌هایش سفت می‌شد، نفسش را حبس می‌کرد و تمام بدنش در حالت آماده‌باش قرار می‌گرفت.
undefinedاین ضعف نیست.undefined
این فقط مغز سارا است که تلاش می‌کند او را زنده نگه دارد؛ به تنها روشی که بلد است.
در تروما درون مغز، اتفاقات زیر رخ می‌دهد:
۱. بخش منطقی مغز (قشر پیش‌پیشانی) دیر عمل می‌کند؛ به همین دلیل فکر کردن، آرام ماندن یا کنترل ترس دشوار می‌شود.
۲. آمیگدالا یا مرکز هشدار مغز، دائماً در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند و هر صدای بلند یا حرکت ناگهانی را تهدید تلقی می‌کند؛ حتی وقتی واقعاً در امنیت هستید.
۳. هیپوکامپ، که مسئول درک زمان و ثبت خاطرات است، نمی‌تواند تجربه را به‌عنوان «گذشته» پردازش کند؛ بنابراین حادثه همچنان شبیه اتفاقی است که همین حالا در حال رخ دادن است.
۴. بخشی از مغز که به بیان احساسات کمک می‌کند، ممکن است نتواند تجربه را به کلمات تبدیل کند؛ و در نتیجه، احساسات به شکل فشار در بدن، تنگی نفس یا اضطرابی مبهم باقی می‌مانند.
این به این معنی نیست که شما «بیش از حد حساس» هستید، یا فقط «تصور می‌کنید حالتان بد است» یا «اغراق می‌کنید.»
سیستم عصبی شما دقیقاً همان کاری را انجام می‌دهد که برایش طراحی شده است:undefined محافظت از شما در برابر آسیب دوباره.
و حقیقتی که بارها در جلسات درمانی به آن رسیده‌ام این است:
هر چیزی که مغز یاد گرفته، می‌تواند آرام‌آرام دوباره آموزش ببیند.ترسی که در ذهن و بدن شکل گرفته، می‌تواند به‌تدریج جای خود را به احساس امنیت بدهد.و من به عنوان یک درمانگر باید با سرعتی که برای شما مناسب است، و به روشی که خودتان انتخاب می‌کنید، در این راه همراهیتان کنم.
غلبه بر تروما به این معنا نیست که دیگر هیچ ترسی نداشته باشید. بلکه اینکه بتوانید فقط یک قدم کوچک و امن به سمت جلو بردارید و دوباره به مسیر سلامت برگردید کافیست.
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۱۱۲

۱۲:۰۸

۳ خرداد
undefined مرزگذاری سالم در رابطه؛ تفاوت «کنترل کردن» و «بیان نیاز»
خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم هر جمله‌ای که درباره ناراحتی یا محدودیت‌های ما باشد، یعنی «مرزبندی».اما واقعیت این است که بین مرز سالم و کنترل کردن دیگران تفاوت بزرگی وجود دارد.
undefined این‌ها بیشتر شبیه دستور دادن هستند:
«با من با بی‌احترامی حرف نزن»«سر کار به من زنگ نزن»«سؤال شخصی نپرس»«به من نگو چطور زندگی کنم»
چون تمرکز آن‌ها روی تغییر رفتار طرف مقابل است.
undefined اما مرز سالم یعنی توضیح دادنِ نیاز و تصمیم خودمان:
«اگر صدایت بالا برود، این گفتگو را ادامه نمی‌دهم.»«در ساعت کاری نمی‌توانم تماس جواب بدهم چون تمرکزم از بین می‌رود.»«فعلاً آمادگی صحبت درباره این موضوع را ندارم.»«در حال حاضر به کمی زمان برای آرام شدن نیاز دارم؛ فردا صحبت می‌کنیم.»
undefined تفاوت اصلی اینجاست:در مرزگذاری سالم، شما مسئول احساسات، نیازها و تصمیم‌های خودتان هستید؛ نه اینکه بخواهید طرف مقابل را کنترل کنید.
این نوع بیان:undefined محترمانه‌تر استundefined احتمال سوءتفاهم و تنش را کمتر می‌کندundefined باعث می‌شود رابطه بالغ‌تر و سالم‌تر پیش برودundefined و در عین حال، احترام به خود را هم حفظ می‌کند
گاهی لحنِ بیانِ مرزها، به اندازه خودِ مرز مهم است.می‌شود هم قاطع بود، هم محترمانه برخورد کرد. undefined
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefinedhttp://ble.ir/abadispsych
undefined۷

۸۸

۱۳:۴۹

۴ خرداد
thumbnail
undefined راز روزهای فوق‌العاده پربازده و روزهایی که هیچ‌چیز جلو نمی‌رود!پژوهشگران دانشگاه تورنتو به کشف جالبی رسیدند:تفاوت اصلی بین «بهترین روز» و «بدترین روز» ما، به میزان «تیزی ذهنی» روزانه ما بستگی دارد.
در روزهایی که ذهن تیزتر است:undefined هدف‌های بزرگ‌تری انتخاب می‌کنیمundefined بیشتر به آن‌ها عمل می‌کنیمundefined و به طور میانگین حدود ۴۰ دقیقه بیشتر کار مفید انجام می‌دهیم!
یعنی فاصله بین بهترین و بدترین روز شما می‌تواند نزدیک ۸۰ دقیقه بهره‌وری باشد. undefined
نکته:حتی آدم‌های بسیار منظم و بااراده هم از این نوسانات در امان نیستند.
سه عامل کلیدی برای تیزذهنی:undefined خواب کافیundefined دوری از فرسودگی طولانی‌مدتundefined مراقبت از حال روحی و خلق‌وخو
و یک یافته جالب:فشار کاری کوتاه‌مدت می‌تواند عملکرد را بهتر کند،اما اگر هفته‌ها ادامه پیدا کند، نتیجه برعکس می‌شود.
پس اگر بعضی روزها خوب پیش نمی‌روید،شاید مشکل «تنبلی» یا «بی‌عرضگی» نباشد، شاید فقط ذهن‌تان امروز در بهترین وضعیت خودش نیست.
کمی با خودتان مهربان‌تر باشید. 🤍
منبع:Day-to-day fluctuations in cognitive precision predict the domain-general intention-behavior gap, Science Advances (2026)
undefined۳

۶۳

۱۱:۲۵

۵ خرداد
thumbnail
undefined وقتی قهوه‌ می‌نوشی، مغزت ممنون می‌شود!یک مطالعه بزرگ و بلندمدت که نتایجش در مجله معتبر JAMA منتشر شده، نشان می‌دهد یکی از ساده‌ترین عادت‌های روزانه شما ممکن است از مغزتان در برابر فراموشی محافظت کند.ا تا ۳۵٪ کمتر بود، به‌ویژه در افراد زیر ۷۵ سال.
undefined بیشتر بهتر نیست!مصرف بیش از ۳ فنجان در روز اثر محافظتی بیشتری نداشت. کافئین زیاد می‌تواند خواب را مختل کند و اضطراب ایجاد کند که هر دو برای سلامت مغز مضرند. پژوهشگران بیش از ۱۳۱ هزار پرستار و کادر درمانی را تا ۴۳ سال دنبال کردند. نتیجه؟ کسانی که روزانه ۲ تا ۳ فنجان قهوه می‌نوشیدند، خطر ابتلا به زوال عقل (دمانس) در آن‌هاین دقیقاً همان چیزی‌ست که «قانون یرکس-دادسون» در روان‌شناسی می‌گوید: تحریک تا یک حد مشخص مفید است، بعد از آن اثر معکوس دارد.undefined چای هم حساب می‌شه؟بله! یک تا دو فنجان چای در روز هم اثر قوی محافظتی را نشان داد. چای سبز در این مطالعه بررسی نشده، اما پژوهش‌های قبلی نتایج امیدوارکننده‌ای برای آن نشان داده‌اند.undefined اعتدال مهم است. دو تا سه فنجان قهوه یا یک تا دو فنجان چای در روز؛ نه بیشتر، نه کمتر.
undefined منبع: JAMA, 2026 — دانشگاه هاروارد و همکاران
undefined۵

۵۲۶

۱۰:۲۹

۱۲ خرداد
thumbnail
undefined خلاقیت، شهود و تمرکز عمیق؛ مزیت‌های کمتر شناخته‌شده ADHD
سال‌هاست که بیشتر صحبت‌ها درباره ADHD بر مشکلات و چالش‌های آن متمرکز بوده است؛ اما یک پژوهش جدید نشان می‌دهد این تصویر کامل نیست.
undefined محققان با بررسی صدها بزرگسال دریافتند افرادی که دارای ADHD هستند و نقاط قوت خود را می‌شناسند و از آن‌ها استفاده می‌کنند، معمولاً از سلامت روان بهتر، رضایت بیشتر از زندگی و سطح پایین‌تری از اضطراب، افسردگی و استرس برخوردارند.
اما این نقاط قوت چه هستند؟
undefined خلاقیت بالا و ایده‌پردازی متفاوتundefined توانایی دیدن راه‌حل‌های غیرمعمولundefined شوخ‌طبعی و انرژی ذهنی زیادundefined شهود قوی در برخی موقعیت‌هاundefined «هایپرفوکوس»؛ تمرکز عمیق و طولانی روی موضوعات مورد علاقه
محققان تأکید می‌کنند که ADHD همچنان می‌تواند با چالش‌های مهمی همراه باشد؛ اما تمرکز صرف بر مشکلات، باعث نادیده گرفتن توانایی‌هایی می‌شود که بسیاری از افراد دارای این ویژگی در زندگی روزمره، تحصیل، هنر، کارآفرینی و حل مسئله از آن‌ها بهره می‌برند.
undefined منبع:The role of psychological strengths in positive life outcomes in adults with ADHD. Psychological Medicine, 2025;
@abadispsych
undefined۳
undefined۲

۵۸

۱۶:۱۵

۱۳ خرداد
undefinedچگونه با افراد "مشکل" ارتباط داشته باشیم و برخورد کنیم؟undefined
undefined گوش دادن فعالهنگامی که با این افراد به چالش برمی‌خورید، با گوش دادن فعال شروع کنید. به آن به عنوان تمرین کنجکاوی که با هدف درک خواسته‌ها و دلایل رفتار آن‌هاست، نگاه کنید. از تلاش برای نادیده گرفتن نگرانی‌های آن‌ها یا آرام کردنشان خودداری کنید، زیرا ممکن است وضعیت را بدتر کنید.
undefined همدلی کنیدخود را به جای او قرار دهید تا درک عمیق‌تری از دیدگاه او به دست آورید. همدلی لزوماً به معنای توافق نیست، اما شفقت را تقویت می‌کند. همدلی می‌تواند راه را برای ارتباطات محترمانه‌تر و دلسوزانه‌تر هموار کند.
undefined زمینه مشترک را پیدا کنیدبه دنبال نقاطی که با هم توافق دارید باشید. حتی اگر فرد دشوار تغییرنکند، یافتن زمینه‌های مشترک و ایجاد مرزها می‌تواند تعاملات را قابل کنترل‌تر و محترمانه‌تر کند.
undefined از شوخ‌طبعی استفاده کنیددر طول مکالمات پرتنش، یک شوخی به جا یا یک لبخند به موقع می‌تواند به کاهش تنش کمک کند، نقاط مشترک را یادآوری کند و گفتگو را به سمت همکاری سوق دهد.
undefined تمرینبرای اجتناب از تعارض، مکالمات را تمرین کنید. قبل از شروع هر بحثی، بحث‌ها را شبیه‌سازی کنید. تبادلات قبلی را جمع‌بندی کنید یا به دنبال کشف راه‌حل‌های مختلف باشید. این تمرین، می‌تواند اعتماد به نفس شما را در مدیریت مکالمات دشوار افزایش دهد.
undefined بدانید چه زمانی باید دور شویداگر برخورد با کسی غیرقابل تحمل شد، اشکالی ندارد که از تعامل خارج شوید. بدانید که هر موقعیتی، ارزش مشارکت شما را ندارد. گاهی اوقات، ترک گفتگو یا موقعیت، بهترین اقدام برای حفظ سلامت شماست.
undefined ایجاد مرزهابرای زمان صرف کردن با افراد مشکل، محدودیت‌هایی برای خود تعیین کنید. مثلا اگر تعامل با آن فرد ضروری است، به طور مثال به صورت مجازی ارتباط برقرار کنید، یا فعالیت‌هایی را برای پس از آن برنامه‌ریزی کنید که مجبور شوید جلسه را پس از ساعت معینی ترک کنید.
undefined مراقبت از خود را در اولویت قرار دهیدبرخورد با افراد چالش‌برانگیز، حتی در موقعیت‌های به ظاهر آرام، می‌تواند از نظر احساسی و روانی افراد را خسته کند. خودمراقبتی منظم، به شما کمک می‌کند. برای افزایش تاب‌آوری روانی، به سلامت جسمی و روانی خود توجه کنید. با ترکیب این استراتژی‌ها، می‌توانید تعاملات با افراد دشوار را به طور مؤثرتری هدایت کنید و در عین حال از سلامت خود محافظت کنید.
undefined@abadispsychundefinedhttps://instagram.com/abadis.psychundefined Iranavisit.com
undefined۱

۵۰

۱۶:۲۱

۱۵ خرداد
undefinedundefined فهمیدن دلایل علمی پشت "Melt down" (از دست دادن کنترل احساسی) و راه‌های مقابله با آن
وقتی فردی دچار "مِلت داون" می‌شود، در واقع سیستم عصبی او تحت فشار شدید قرار گرفته است. این حالت فقط یک "بداخلاقی ساده" نیست، بلکه یک واکنش فیزیولوژیک و روانی پیچیده است که در ادامه به دلایل علمی و راهکارهای عملی آن می‌پردازیم: 
undefined دلایل عصبی-روانی مِلت داون و راهکارهای مبتنی بر علم
۱. نیازهای زیست‌شناختی (Biological Needs)
- علم: سطح پایین قند خون (هیپوگلیسمی) و کم‌آبی می‌توانند باعث کاهش سروتونین و دوپامین شوند و تحمل فرد را پایین بیاورند.  - راهکار: وعده‌های منظم غذایی با پروتئین و کربوهیدرات پیچیده (مثل جو دوسر) + هیدراته ماندن. 
۲. تنظیم هیجانی (Emotional Dysregulation)
- علم: آمیگدال (مرکز ترس و هیجان در مغز) بیش‌فعال می‌شود و قشر پیش‌پیشانی (مسئول منطق) مهار نمی‌شود.  - راهکار: تکنیک "۵-۴-۳-۲-۱" (تمرکز روی ۵ شیء، ۴ صدا، ۳ بو، ۲ مزه، ۱ لمس) برای بازگرداندن تعادل. 
۳. اضافه بار حسی (Sensory Overload)
- علم: در افراد با سیستم عصبی حساس، نورون‌های حسی اطلاعات را بیش از حد فیلتر می‌کنند (مشکل در "یکپارچگی حسی").  - راهکار: استفاده از محافظ گوش یا عینک آفتابی در محیط‌های شلوغ. 
۴. تغییرات غیرمنتظره (Unexpected Changes)
- علم: مغز به "پیش‌بینی‌پذیری" نیاز دارد. تغییر ناگهانی باعث فعال شدن مسیرهای استرس (محور HPA) می‌شود.  - راهکار: برنامه‌ داشتن برای کاهش ابهام. 
۵. بار شناختی (Cognitive Overload)
- علم: وقتی حافظه کاری (Working Memory) پر می‌شود، مغز به حالت "جنگ یا گریز" می‌رود.  - راهکار: "ده دقیقه استراحت پس از هر ۲۵ دقیقه کار" 
۶. ارتباط ناموفق (Communication Breakdown)
- علم: ناتوانی در بیان نیازها باعث افزایش کورتیزول (هورمون استرس) می‌شود.  - راهکار:  کمک گرفتن از متخصصین سلامت روان برای آموزش ارتباط گرفتن درست
۷. حساسیت به انتقاد (Rejection Sensitivity)  - علم: در برخی افراد، انتقاد باعث فعال شدن همان مسیر عصبی می‌شود که درد فیزیکی ایجاد می‌کند!  - راهکار: تمرین "بازسازی شناختی" (جایگزینی افکار منفی با جمله‌ای مثل: "این فقط یک نظر در مورد کار من است، نه خود من").

#هاله_شاهد_کارشناس_ارشد_روانشناسی_بالینی undefined@abadispsychundefinedمطالب جدید دیگر سلامت روان را در پیج اینستاگرام ما دنبال کنید.undefinedhttps://instagram.com/abadis.psych
undefined۱

۴۴

۱۳:۵۸

۲۲ خرداد
undefined احساس فرسودگی و خستگی مداوم دارید؛ شاید بدن شما پیامی مهم ارسال می‌کند!
بسیاری از افراد، خستگی همیشگی و کاهش انگیزه را به استرس، کم‌خوابی یا فشار کاری نسبت می‌دهند. اما پژوهش جدیدی از محققان دانشگاه متروپولیتن اوساکا در ژاپن نشان می‌دهد که ممکن است یک عامل کمتر شناخته‌شده در پس این احساس فرسودگی وجود داشته باشد: کمبود ویتامین B12 و فولات (ویتامین B9).
دانشمندان چه چیزی را بررسی کردند؟محققان حدود ۶۰۰ فرد سالم را مورد مطالعه قرار دادند. آن‌ها سطح ویتامین B12، فولات و همچنین «هموسیستئین» را در خون افراد اندازه‌گیری کردند. هموسیستئین ماده‌ای است که معمولاً هنگام کمبود این دو ویتامین در بدن افزایش می‌یابد. سپس میزان خستگی و انگیزه افراد با استفاده از پرسشنامه‌های علمی ارزیابی شد. نتایج چه بود؟یافته‌ها نشان داد افرادی که سطح هموسیستئین بالاتری داشتند، معمولاً از سطح پایین‌تر ویتامین B12 و فولات برخوردار بودند.
نکته جالب‌تر این بود که:- در مردان، افزایش هموسیستئین با خستگی جسمی بیشتر همراه بود.- در زنان، افزایش هموسیستئین با کاهش انگیزه و انرژی روانی ارتباط داشت.
چرا این ویتامین‌ها اهمیت دارند؟ویتامین B12 و فولات در بسیاری از فرآیندهای حیاتی بدن نقش دارند؛ از جمله:undefined تولید انرژی در سلول‌هاundefined ساخت گلبول‌های قرمز خونundefined سنتز DNAundefined حفظ عملکرد طبیعی سیستم عصبی و مغز
بنابراین کاهش سطح این ویتامین‌ها می‌تواند به شکل خستگی، ضعف، بی‌حوصلگی و حتی افت عملکرد ذهنی ظاهر شود.
یک نکته مهمپژوهشگران تأکید می‌کنند که این مطالعه تنها ارتباط بین کمبود این ویتامین‌ها و خستگی را نشان داده است و هنوز ثابت نمی‌کند که کمبود B12 یا فولات به‌طور مستقیم علت خستگی مزمن است. با این حال، نتایج نشان می‌دهد توجه به وضعیت تغذیه‌ای و جلوگیری از کمبود این مواد مغذی، می‌تواند در حفظ سطح انرژی و انگیزه روزانه اهمیت داشته باشد.
undefined️اگر مدت‌هاست با خستگی مداوم، کاهش انرژی یا بی‌انگیزگی دست‌وپنجه نرم می‌کنید، شاید وقت آن رسیده باشد که علاوه بر بررسی خواب و استرس، وضعیت ویتامین‌های B12 و فولات خود را نیز ارزیابی کنید. گاهی اوقات پاسخ یک مشکل پیچیده، در ساده‌ترین بخش زندگی ما یعنی تغذیه روزانه نهفته است.
منبع:Associations of Plasma Homocysteine Reflecting Vitamin B12 and Folate Status with Fatigue-Related Outcomes in Healthy Adults. Nutrients, 2026; 18 (6): 941@abadispsych
undefined۲

۳۰

۱۳:۴۶

۲۳ خرداد
undefinedتروما فقط حوادث بزرگ نیستundefined
وقتی اسم «تروما» را می‌شنویم معمولاً به این موارد فکر می‌کنیم:
• تصادف‌های شدید• خشونت خانگی• بلایای طبیعی• تبعیض و نژادپرستی• بحران‌های اجتماعی و جهانی• خشونت در جامعه• فقر• غفلت و سوءاستفاده• مهاجرت یا جابه‌جایی اجباری• از دست دادن عزیزان• طلاق
undefined این‌ها نمونه‌های شناخته‌شده تروما هستند؛ اما تمام داستان نیستند.
undefined تجربه‌هایی که کمتر دیده می‌شوند هم می‌توانند آسیب‌زا باشندundefined
گاهی آسیب روانی از اتفاقات روزمره‌تر و مزمن شکل می‌گیرد:
• عشق و پذیرش مشروط• قهر و سکوت تنبیهی• غیرقابل‌پیش‌بینی بودن رفتار والدین یا اطرافیان• انفجارهای هیجانی یک‌طرفه در خانواده• شاهد خشونت بودن• خشونت در محیط خانواده• مجبور بودن به نگه داشتن رازهای خانوادگی• تروماهای بین‌نسلی• بیماری روانی درمان‌نشده والدین• کنترل‌گری و دستکاری روانی• نقض حریم شخصی• تحقیر و آزار کلامی
undefined کوچک بودن ظاهری یک تجربه، لزوماً به معنی کم‌اهمیت بودن اثر آن نیست.
undefined️مغز بین «تروما بزرگ» و «تروما کوچک» فرق نمی‌گذارد.
در سال‌های اخیر اصطلاحاتی مثل «Big T» و «small t trauma» رایج شده‌اند؛ اما بسیاری از متخصصان معتقدند این تقسیم‌بندی همیشه مفید نیست.
سیستم عصبی ما ابتدا بررسی نمی‌کند که یک اتفاق از نظر دیگران «خیلی بزرگ» بوده یا «خیلی کوچک».اگر تجربه‌ای در آن لحظه برای ما بیش از حد استرس‌زا، تهدیدکننده یا غیرقابل‌تحمل باشد، بدن می‌تواند با واکنش‌هایی مثل:
• جنگیدن (Fight)• فرار (Flight)• انجماد (Freeze)• جلب رضایت افراطی دیگران (Fawn)• خاموشی و کرختی (Shutdown)
پاسخ دهد.
تروما بیشتر به «تجربه فرد» مربوط است تا خودِ رویداد


ممکن است دو نفر دقیقاً یک اتفاق را تجربه کنند اما آثار کاملاً متفاوتی را پشت سر بگذارند.
چرا؟
زیرا تروما فقط توسط خود رویداد تعریف نمی‌شود؛ بلکه به این بستگی دارد که:
- سیستم عصبی فرد آن رویداد را چگونه تجربه کرده است.- چه منابع حمایتی در اختیار داشته است.- آن تجربه چگونه در ذهن و بدن او ذخیره شده است.
undefinedخودت را با دیگران مقایسه نکنundefined
جملاتی مثل:
undefined «اتفاق بدتری برای بقیه افتاده.»undefined «این که تروما حساب نمی‌شود.»undefined «باید زودتر از این خوب می‌شدی.»
می‌توانند باعث شرم، سرزنش خود و به تعویق افتادن روند بهبود شوند.
undefinedبه‌جای اینکه از خودت بپرسی:
«آیا تجربه من به اندازه کافی بزرگ بود که تروما محسوب شود؟»
از خودت بپرس:
undefined این تجربه چه اثری بر زندگی، روابط و احساسات من گذاشته است؟undefined امروز چه نیازهایی دارم؟undefined روند ترمیم و بهبود، برای من، چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟
undefined تروما را اندازه رویداد تعیین نمی‌کند؛ اثر آن بر فرد تعیین می‌کند.هر تجربه‌ای که سیستم عصبی را تحت فشار شدید قرار دهد، شایسته دیده شدن، درک شدن و درمان شدن است. undefined
@abadispsych
undefined۳

۳۴

۱۱:۰۴