بسم ربّ الشهدا و الصدیقین
«وَلاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ أمواتًا، بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون» سوره آلعمران، آیه ۱۶۹
شگفتا که سیه دلان عالم چنان در تعقل پست رفتند که گمان کردند«علم»را میتوان بمباران کرد.چشمان تاریخ اکنون به روشنایی درمییابد که شهدای حق،شهدای علم،شهدای اقتدار،شهدای مظلومیت هرگز متوقف نمیشوند.
در مقطعی از تاریخ بشر ایستادهایم که کل تمدن منحط غرب، با تمام امکانات خود، برای مقابله با باورها، ریشهها و اصل حزب حق وارد میدان شده است. این نبرد، نبرد میان دولتها نیست؛ نبرد تمدنهاست. تقابل نظام بردهداری با بیداری و آگاهی، نبرد میان سازندگان سلاحهای هستهای و بیزاران از آن، و رویارویی تمدن فاسد هالیوودی با تمدنی مبتنی بر دین خدا است.
مسافران جزیره اپستین، با کولهباری از جنایات متعدد، به مصاف ما آمدهاند و با کینهای تمام، رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله العظمی خامنهای رضوانالله تعالی علیه را به شهادت رساندند؛ بزرگمردی که تاریخ ایران و شیعه تا ابد به او افتخار میکند. سرو بلندی که هرگز در برابر پلیدترین انسانهای روی زمین سر فرود نیاورد و به ما آموخت «هیهات منالذله» را نباید تنها شعار داد، بلکه باید زیست. او کسی بود که ایران را در برابر گرگهای وحشی تاریخ رهبری کرد، و «آبروداران علم» گوش و چشمشان به او بود.
ما، جمعی از دانشجویان علوم پایه و مهندسی ایران اسلامی، به فرمان رهبر شهید و با هدف پاسداشت یاد و کردار شهدای علم و فناوری، جنبش «آبروداران علم» را آغاز کردیم؛ جنبشی با هدف ترویج ذهنیت پیشرفتگرای شهدای علم ایران. باور داریم که خودباوری علمی و فنی میتواند معجزه بیافریند؛ این باور را نه از خوشخیالی جوانی، بلکه از درسهای شهدای این عرصه آموختهایم. آنچه امروز پایههای کاخ سفید را میلرزاند، روزگاری در ذهن حسن طهرانی مقدم بود. آنچه امروز دشمن در اعماق نطنز و فردو به دنبال آن است، زمانی در دفتر علیمحمدی و ذهن فریدون عباسی شکل گرفته بود. این خودباوری همان گوهری است که «آبروداران علم» از رهبر شهید خود گرفته بودند.
اکنون ما، بهعنوان شاگردان مکتب شهدا، شهیدی را در صدر اساتید خود داریم؛ پدری مهربان که ما را، بیآنکه بسیاریمان او را از نزدیک دیده باشیم، تربیت کرد.
دشمنی که با ما میجنگد، مدرسه و مسجد و بیمارستان نمیشناسد؛ نه دانشمند و پزشک، نه کودک و نوزاد و دانشآموز و دانشجو. دشمنی که اخلاق را در میان امیال خود نابود کرده است.
اما دشمن دچار خطای محاسباتی شد. او تنها به علم ماده و ظواهر عالم آگاه است و از سنتهای پنهان الهی بیخبر. امام خامنهای به خواست پروردگار نه تنها حذف نشد، بلکه در تاریخ ایران اسلامی امتداد یافت؛ اینبار در وجود سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظله)، رهبری که توجه ویژهای به علم و فناوری دارد و این یعنی استمرار عهد ما با ولایت فقیه. سید بزرگواری که ملت تنها با دیدن چهرهاش دلباخته او شدند.
ما، تربیتیافتگان نهضت عاشورا و انقلاب اسلامی در سنگر دانش ایران، بیعت خالصانه خود را با صالحِ پس از صالح، امام سید مجتبی خامنهای اعلام میداریم. این عهد را با خون و قلم خود به جا میآوریم و از درگاه ایزد متعال توفیق سربازی در جبهه علم و دانش در رکاب ایشان را مسئلت میکنیم.
و السلام علی من اتّبع الهدی
دبیرخانه جنبش دانشجویی آبروداران علم
«وَلاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ أمواتًا، بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون» سوره آلعمران، آیه ۱۶۹
شگفتا که سیه دلان عالم چنان در تعقل پست رفتند که گمان کردند«علم»را میتوان بمباران کرد.چشمان تاریخ اکنون به روشنایی درمییابد که شهدای حق،شهدای علم،شهدای اقتدار،شهدای مظلومیت هرگز متوقف نمیشوند.
در مقطعی از تاریخ بشر ایستادهایم که کل تمدن منحط غرب، با تمام امکانات خود، برای مقابله با باورها، ریشهها و اصل حزب حق وارد میدان شده است. این نبرد، نبرد میان دولتها نیست؛ نبرد تمدنهاست. تقابل نظام بردهداری با بیداری و آگاهی، نبرد میان سازندگان سلاحهای هستهای و بیزاران از آن، و رویارویی تمدن فاسد هالیوودی با تمدنی مبتنی بر دین خدا است.
مسافران جزیره اپستین، با کولهباری از جنایات متعدد، به مصاف ما آمدهاند و با کینهای تمام، رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله العظمی خامنهای رضوانالله تعالی علیه را به شهادت رساندند؛ بزرگمردی که تاریخ ایران و شیعه تا ابد به او افتخار میکند. سرو بلندی که هرگز در برابر پلیدترین انسانهای روی زمین سر فرود نیاورد و به ما آموخت «هیهات منالذله» را نباید تنها شعار داد، بلکه باید زیست. او کسی بود که ایران را در برابر گرگهای وحشی تاریخ رهبری کرد، و «آبروداران علم» گوش و چشمشان به او بود.
ما، جمعی از دانشجویان علوم پایه و مهندسی ایران اسلامی، به فرمان رهبر شهید و با هدف پاسداشت یاد و کردار شهدای علم و فناوری، جنبش «آبروداران علم» را آغاز کردیم؛ جنبشی با هدف ترویج ذهنیت پیشرفتگرای شهدای علم ایران. باور داریم که خودباوری علمی و فنی میتواند معجزه بیافریند؛ این باور را نه از خوشخیالی جوانی، بلکه از درسهای شهدای این عرصه آموختهایم. آنچه امروز پایههای کاخ سفید را میلرزاند، روزگاری در ذهن حسن طهرانی مقدم بود. آنچه امروز دشمن در اعماق نطنز و فردو به دنبال آن است، زمانی در دفتر علیمحمدی و ذهن فریدون عباسی شکل گرفته بود. این خودباوری همان گوهری است که «آبروداران علم» از رهبر شهید خود گرفته بودند.
اکنون ما، بهعنوان شاگردان مکتب شهدا، شهیدی را در صدر اساتید خود داریم؛ پدری مهربان که ما را، بیآنکه بسیاریمان او را از نزدیک دیده باشیم، تربیت کرد.
دشمنی که با ما میجنگد، مدرسه و مسجد و بیمارستان نمیشناسد؛ نه دانشمند و پزشک، نه کودک و نوزاد و دانشآموز و دانشجو. دشمنی که اخلاق را در میان امیال خود نابود کرده است.
اما دشمن دچار خطای محاسباتی شد. او تنها به علم ماده و ظواهر عالم آگاه است و از سنتهای پنهان الهی بیخبر. امام خامنهای به خواست پروردگار نه تنها حذف نشد، بلکه در تاریخ ایران اسلامی امتداد یافت؛ اینبار در وجود سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظله)، رهبری که توجه ویژهای به علم و فناوری دارد و این یعنی استمرار عهد ما با ولایت فقیه. سید بزرگواری که ملت تنها با دیدن چهرهاش دلباخته او شدند.
ما، تربیتیافتگان نهضت عاشورا و انقلاب اسلامی در سنگر دانش ایران، بیعت خالصانه خود را با صالحِ پس از صالح، امام سید مجتبی خامنهای اعلام میداریم. این عهد را با خون و قلم خود به جا میآوریم و از درگاه ایزد متعال توفیق سربازی در جبهه علم و دانش در رکاب ایشان را مسئلت میکنیم.
و السلام علی من اتّبع الهدی
دبیرخانه جنبش دانشجویی آبروداران علم
۱.۷K
۱۵:۱۷
حال باید پرسید:اگر دانشگاه یک محل بی ارزش و منفعل در ایران است، اگر سطح دانشگاه های ما پایین است،چرا باید تروریسم دولتی اسرائیل و آمریکا بمب های چند میلیون دلاری برای تخریب آن استفاده کنند؟!#آبروداران_علم#بمباران_علم
۱.۴K
۱۰:۳۴
«پُر ادعا ترین ارتش دنیا از ماکت ها و تجهیزات فتوشاپی ایران شکست خورد...»حرف دلقکها این بود:همه اش فتوشاپه!حال که فناوری ایرانی از دل تخته گچی ها و کلاس های دانشگاه بر سرشان خراب شد،دلقک خونخوار آمریکایی در جدیدترین سیرک خود میخواهد علم را با بمب از بین ببرد!#آبروداران_علم#بمباران_علم
۱.۲K
۸:۱۴
🟧دشمنان نادان علم و تاریخ،در اقدامی که تعجب جهانیان را برانگیخت و در امتداد حماقت های زنجیره ای خود،انستیتو پاستور ایران را بمباران کردند!
🟠انستیتو پاستور، مجموعه ای تاریخی و پیشرو در امنیت بهداشتی جامعه، با تولید واکسن و کنترل بیماری های واگیردار مانند وبا و آبله برای عدم انتشار، در طول قرن گذشته در خدمت مردم شریف ایران بوده است. این مجموعه، با تربیت دانشمندان جوان متخصص در حیطه کاری خود، فعالیت های ارزشمندی جهت ارتقا سلامت جامعه و بهداشت جهانی کرده است.
۱.۵K
۹:۵۴
از رئیس جمهور متوهم و وزیر جنگ احمق ایالات متحده آمریکا بپرسید؟!#آبروداران_علم#بمباران_علم#Stop_Bombing_Universities#Stop_Bombing_Science#SBS#SBU
۱.۸K
۱۸:۱۷
رسوایی علم سکولار
فیزیکدان آمریکایی؛ ریچارد فاینمن از پیشگامان در ارائه نظریه میدان های کوانتومی (QFT) بود و با ارائه یک سبک ترسیم نمودار در فرآیند های کوانتومی ذرات به اوج شهرت در فضای دانشگاهی رسید.اما هیچکس اشاره نمی کند که همین فیزیکدان باهوش، در پروژه منهتن که به ساخت سلاح هسته ای انجامید مشارکت داشته است.آمریکا حتی ابایی ندارد که رسماً این موضوع را بیان کند.
فاینمن نوبل گرفت و به یک سلبریتی در فضای آکادمیک فیزیک تبدیل شد.اما فیزیکدانی مثل شهید مسعود علیمحمدی، با همان تخصص ذرات بنیادی و فیزیک نظری، به بهانه همکاری نظامی ترور شدند و واکنش مجامع علمی دنیا چیزی جز سکوت بزدلانه نبود.
اگر شما آمریکایی باشید، کار نظامی کشتار جمعی هم بکنید؛ نوبل هم میگیرید.اما اگر ایرانی باشید، حتی اگر مظنون به انجام پروژه نظامی باشید،ترور می شوید!#آبروداران_علم#بمباران_علم#Stop_Bombing_Universities#Stop_Bombing_Science#SBS#SBU
۱.۳K
۱۰:۴۱
فقط بی شرف ها،دانشگاه شریف را بمباران می کنند !
جمله فوق را می توان دوبار خواند.یکبار وقتی عده ای وحشی به یک دانشگاه به نام دانشگاه صنعتی شریف حمله می کنند، یک بار وقتی همان وحشی ها، به دانشگاه های شریف ایران حمله می کنند.شرف، از وابستگی می آید. هنگامی که بنیان های فکری به چیزی متکی و پاینده باشند، شرف متولد می شود.
در حمله به دانشگاه شریف، بخشی از دانشکده فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف تخریب شد. محلی که در آن راجع به معرفت بشری و ساحت علم، به گونه ای که «علم بما هو علم» بحث می شود.رسالت دانش آن است که معرفت زا باشد و رهنمون به صدق باشد.برای غربی های صاحب اندیشه و نه این وحشی های سوار بر اریکه قدرت، ساحت علم به منزله تنها دریچه معرفت بشری مقدس است.اما جالب است که امتداد تفکرات همان اندیشمندان غربی، شده است تخریب دانشگاه.
دست روزگار اما به زیبایی چیزی را که نمی شد با ساعت ها نگارش و مباحثه باور کرد، در آستانه درک ما آورد و آن، فضیلت شرف است.
شرف چیزی نیست که در آزمایشگاه برای اندازه گیری آن بتوان اقدام کرد.شرف در میدان «عمل» مشاهده پذیر است.
حرف ما اما همان است که پیش تر رفت :«اگر قرون وسطی؛ با خشونت توانست زمین مرکزی را نجات دهد، شما هم با بمباران می توانید علم را از ایران بگیرید»#آبروداران_علم#بمباران_علم#Stop_Bombing_Universities#Stop_Bombing_Science#SBS#SBU
۱K
۱۰:۲۹
آقا محمدمهدی ازگلی سلام!
میخواهیم چند کلمهای با تو صحبت و درددل کنیم...
تو که ما را خوب میشناسی اما اگر بخواهیم که هرکس صحبت ما را میشنود بفهمد که چه کسانی دارند با تو درددل میکنند باید بگوییم که ما خودمان را رفقای تو میدانیم...
با اجازهات و با اجازه از کسانی که سخن ما را می شنوند، ما رفقایت می خواهیم چند کلمه ای با تو درمیان بگذاریم.
بسم الله...
همیشه ورد لبت، ذکر روز و شبت شهادت بود، از کمترین فرصتها و از هر بهانهای استفاده میکردی که شهادت را برای خودت بخری! شهادتی که در این بازار شلوغ و پرهیاهو کمیاب است و به خواهش و التماس میدهند...
چه صحبتها و بحثها با تو که آخرش به آرزوی شهادت ختم میشد و ما با شوخی و خنده از آن عبور میکردیم اما تو شاید به ظاهر با ما رد میشدی اما دل و روحت آنجا میایستاد! یادمان نمیرود که حدودا چهل روز و دو هفته قبل در کف دانشگاه یکی از رفقا از تو میپرسد که این روزها چه میکنی؟ کجا مشغولی؟ برنامهات چیست و تو در جوابش گفتی برنامهام این است که شهید بشوم! عجب برنامه خوب و دقیقی برای خودت ریخته بودی...
گاهی اوقات وقتی میگفتی من میخواهم شهید بشوم، در فضای خنده و شوخی دوستانه و برای اینکه جو عوض شود میگفتیم اگر تو شهید بشوی دیدگاه ما نسبت به شهادت تغییر میکند، اما حالا حقیقتا تغییر کرده، الان تازه فهمیدیم شهادت میگردد لایق واقعیش را پیدا میکند، او را در عطش دنبالش میکشاند و یکجایی به خودش ملحق میکند، ترکشها میگردند و میگردند تا صاحب واقعیشان را پیدا کنند... حالا فهمیدیم که الگویت در یافتن شهادت حاجقاسم بوده، حاجقاسمی که کوه ها و بیابانها را به دنبال شهادت پشت سر میگذاشته...
هنیئا لک... هینئا لک که دو سه روز بیشتر غم فراق رهبر شهیدمان بر دلت سنگینی نکرد؛ یا بهتر بگویم، شاید غم فراق رهبر شهیدمان را نتوانستی تحمل کنی و خودت را به او رساندی و عجب از ما که هنوز اینجا نشستهایم...
ما مناجات هایت را دیدهایم، جهاد نظامیات را، هیئت بپا کردنها در مسجد و دانشگاهات را، شستن پشت پرده لیوانهای هیئت اباعبدالله را، همه را دیدهایم اما در ابتدا خودمان را رفقای تو معرفی کردیم چون بیشترین چیزی که دیدیم رفاقت است... رفاقت و دلسوزی برای همه! خبر داشتن از حال کوچک و بزرگ، دغدغه داشتن و کمک حال اطرافیان بودن چه کسانی که میفهمیدند و با مهر با تو برخورد میکردند و حتی چه کسانی که با بیمهری...
هروقت گرهی در کار رفقایت بود خیالشان تخت بود که محمدمهدی هست و تو را صدا میزدند!
اما حالا بدان بیشتر مزاحمت میشویم، بیشتر به تو زحمت میدهیم چون حالا میتوانی دردهای بیشتری را از ما را دوا کنی، چون حالا دستت بازتر است. یکی از رفقا چند روز پیش میگفت احساس میکنم ازگلی از همیشه نزدیکتر است و چقدر حرف درستی زد!
ما مطمئنیم که چند برابر قبل حواست به همه ما هست!
میخواهیم چند کلمهای با تو صحبت و درددل کنیم...
تو که ما را خوب میشناسی اما اگر بخواهیم که هرکس صحبت ما را میشنود بفهمد که چه کسانی دارند با تو درددل میکنند باید بگوییم که ما خودمان را رفقای تو میدانیم...
با اجازهات و با اجازه از کسانی که سخن ما را می شنوند، ما رفقایت می خواهیم چند کلمه ای با تو درمیان بگذاریم.
بسم الله...
همیشه ورد لبت، ذکر روز و شبت شهادت بود، از کمترین فرصتها و از هر بهانهای استفاده میکردی که شهادت را برای خودت بخری! شهادتی که در این بازار شلوغ و پرهیاهو کمیاب است و به خواهش و التماس میدهند...
چه صحبتها و بحثها با تو که آخرش به آرزوی شهادت ختم میشد و ما با شوخی و خنده از آن عبور میکردیم اما تو شاید به ظاهر با ما رد میشدی اما دل و روحت آنجا میایستاد! یادمان نمیرود که حدودا چهل روز و دو هفته قبل در کف دانشگاه یکی از رفقا از تو میپرسد که این روزها چه میکنی؟ کجا مشغولی؟ برنامهات چیست و تو در جوابش گفتی برنامهام این است که شهید بشوم! عجب برنامه خوب و دقیقی برای خودت ریخته بودی...
گاهی اوقات وقتی میگفتی من میخواهم شهید بشوم، در فضای خنده و شوخی دوستانه و برای اینکه جو عوض شود میگفتیم اگر تو شهید بشوی دیدگاه ما نسبت به شهادت تغییر میکند، اما حالا حقیقتا تغییر کرده، الان تازه فهمیدیم شهادت میگردد لایق واقعیش را پیدا میکند، او را در عطش دنبالش میکشاند و یکجایی به خودش ملحق میکند، ترکشها میگردند و میگردند تا صاحب واقعیشان را پیدا کنند... حالا فهمیدیم که الگویت در یافتن شهادت حاجقاسم بوده، حاجقاسمی که کوه ها و بیابانها را به دنبال شهادت پشت سر میگذاشته...
هنیئا لک... هینئا لک که دو سه روز بیشتر غم فراق رهبر شهیدمان بر دلت سنگینی نکرد؛ یا بهتر بگویم، شاید غم فراق رهبر شهیدمان را نتوانستی تحمل کنی و خودت را به او رساندی و عجب از ما که هنوز اینجا نشستهایم...
ما مناجات هایت را دیدهایم، جهاد نظامیات را، هیئت بپا کردنها در مسجد و دانشگاهات را، شستن پشت پرده لیوانهای هیئت اباعبدالله را، همه را دیدهایم اما در ابتدا خودمان را رفقای تو معرفی کردیم چون بیشترین چیزی که دیدیم رفاقت است... رفاقت و دلسوزی برای همه! خبر داشتن از حال کوچک و بزرگ، دغدغه داشتن و کمک حال اطرافیان بودن چه کسانی که میفهمیدند و با مهر با تو برخورد میکردند و حتی چه کسانی که با بیمهری...
هروقت گرهی در کار رفقایت بود خیالشان تخت بود که محمدمهدی هست و تو را صدا میزدند!
اما حالا بدان بیشتر مزاحمت میشویم، بیشتر به تو زحمت میدهیم چون حالا میتوانی دردهای بیشتری را از ما را دوا کنی، چون حالا دستت بازتر است. یکی از رفقا چند روز پیش میگفت احساس میکنم ازگلی از همیشه نزدیکتر است و چقدر حرف درستی زد!
ما مطمئنیم که چند برابر قبل حواست به همه ما هست!
۹۹۸
۱۰:۴۴
بازارسال شده از هستهای؛ خاکِ وطن
#هستهای_خاک_وطن
۲۱
۵:۴۶
فتح قلّه دانش،توقف ناپذیر است
🟠انتشار بمناسبت شهادت جمعی از آبروداران علم در سحرگاه۲۳خرداد۱۴۰۴این راه ادامه دارد...
#آبروداران_علم
🟠انتشار بمناسبت شهادت جمعی از آبروداران علم در سحرگاه۲۳خرداد۱۴۰۴این راه ادامه دارد...
#آبروداران_علم
۳۵۳
۱۴:۵۱