اما بعد به ذهنم اومد تصویر زهرا کوچولو نوه شهید رهبر شهیدمون رو بکشم به عنوان نمادی از همه کودکان شهیدمون
۸۵
۱۸:۲۸
از طرفی هم مراسم تشییع در پیش بود که اینجوری تو برنامه یادی ازشون میشد و هم به نوعی با زبان هنرم دیگران رو تشویق به حضور تو مراسم تشییع کردم …..🥺
۸۷
۱۸:۲۸
اون روز خودمون هم مراسم داشتيم و همه ى كارا تو هم شده بود اما به لطف خدا تونستم به موقع برسم 🤌يعنى من تماما نكَاه شهدا رو تو اجراى نقاشياشون حس ميكنم ....🥹
۹۳
۱۸:۲۹
۹۳
۱۸:۲۹
و اما دو شات از لحظهی پخش برنامه…
اینکه نقاشی زهرا کوچولو با قلم و هنر من مهمون قاب تلویزیون شد و شاید دل خیلیها رو برای چند لحظه به یاد این شهید معصوم انداخت؛ برای من بزرگترین افتخاره…🥹
اینکه نقاشی زهرا کوچولو با قلم و هنر من مهمون قاب تلویزیون شد و شاید دل خیلیها رو برای چند لحظه به یاد این شهید معصوم انداخت؛ برای من بزرگترین افتخاره…🥹
۹۳
۱۸:۳۰
۹۳
۱۸:۳۰
از اونجایی که این نقاشی نوه رهبر شهیدمون هنوز تموم نشده بود ؛دو روز پیش نشستم پای کار و شروع کردم به کشیدن گلبرگ های پر پر شده 
۵۲
۱۰:۱۷
و سط کار یکدفعه به ذهنم زد یه ریلز کوتاه از اجرای این نقاشی ابرنگی بذارم ….
خیلی دلی 🥹
خیلی دلی 🥹
۵۳
۱۰:۱۷
و اما فیدبک ها خیلی خوب بود و زود وایرال شد ….
🤌
۵۳
۱۰:۱۷
حدود۲۲هزار ویو و ۴هزار لایک 🤍
از اینکه باز تو این فضای سمی تونستم یاد زهرا کوچولو رو زنده کنم به حد خودم و به دید مخاطب اینستا بیاد برام ارزش داشت
🫧
از اینکه باز تو این فضای سمی تونستم یاد زهرا کوچولو رو زنده کنم به حد خودم و به دید مخاطب اینستا بیاد برام ارزش داشت
۵۳
۱۰:۱۸