سلام و مهرشب بهاری تون بخیر و آرامش

همهی ما به عنوان پدر یا مادر، یک صدایی توی سرمان داریم که مدام نظر میدهد. بعضی وقتها یک قاضی بیرحم میشود که بالای سرمان میایستد و میگوید: «تو به درد هیچ کاری نمیخوری
»
فرقش کجاست؟
منتقد درونی کنارت راه میآید، مثل یک دوست صادق. میگوید: «امروز داد زدی، نه؟ کاری بدی کردی..چی شد که فریاد زدی؟ چه اتفاقی افتاد؟ ببینیم فردا چطور میتونی بهتر رفتارکنی »
اما آن قاضی... او بالای سرت است، نه کنارت. محکومت میکند، راهنماییات نمیکند. به عملکردت کاری ندارد، به خودت حمله میکند.
شاید وقتش رسیده که بایستی و از خودت بپرسی: الان توی ذهنم، چه کسی حرف میزند؟ یک منتقد که میخواهد کمکم کند، یا یک قاضی که میخواهد حکم صادر کند؟
کدام به من کمک میکند؟
فرقش کجاست؟
منتقد درونی کنارت راه میآید، مثل یک دوست صادق. میگوید: «امروز داد زدی، نه؟ کاری بدی کردی..چی شد که فریاد زدی؟ چه اتفاقی افتاد؟ ببینیم فردا چطور میتونی بهتر رفتارکنی »
اما آن قاضی... او بالای سرت است، نه کنارت. محکومت میکند، راهنماییات نمیکند. به عملکردت کاری ندارد، به خودت حمله میکند.
شاید وقتش رسیده که بایستی و از خودت بپرسی: الان توی ذهنم، چه کسی حرف میزند؟ یک منتقد که میخواهد کمکم کند، یا یک قاضی که میخواهد حکم صادر کند؟
کدام به من کمک میکند؟
۱۷۲
۱۶:۳۸
سلام و مهر
یه زمانی فکر میکردم خواب ظهر یعنی حتماً دو ساعت خوابیدن. ورزش یعنی باشگاه رفتن. مطالعه یعنی چند فصل کتاب خوندن.
بعد یک جایی فهمیدم زندگی عوض شده( به سبب مادر شدن و مسئولیت های جدید)؛اما من هنوز دلم میخواست همهچیز مثل قبل باشه. و چون نمیشد، انگار هیچ کاری نمیکردم.
تا اینکه ایستادم و نگاه کردم. دیدم هنوز ی چیزایی برام مهمن؛ فقط دیگه نمیتونم با روشهای قدیمی بهشون برسم.
شاید امروز خواب ظهر یعنی بیست دقیقه چشم بستن. ورزش یعنی ده دقیقه پیادهروی. مطالعه یعنی چند صفحه کتاب.
بعضی وقتها مشکل این نیست که نمیدونیم چی میخوایم؛ مشکل اینه که هنوز داریم با نقشههای قدیمی، توی مسیرهای جدید راه میریم.
یه زمانی فکر میکردم خواب ظهر یعنی حتماً دو ساعت خوابیدن. ورزش یعنی باشگاه رفتن. مطالعه یعنی چند فصل کتاب خوندن.
بعد یک جایی فهمیدم زندگی عوض شده( به سبب مادر شدن و مسئولیت های جدید)؛اما من هنوز دلم میخواست همهچیز مثل قبل باشه. و چون نمیشد، انگار هیچ کاری نمیکردم.
تا اینکه ایستادم و نگاه کردم. دیدم هنوز ی چیزایی برام مهمن؛ فقط دیگه نمیتونم با روشهای قدیمی بهشون برسم.
شاید امروز خواب ظهر یعنی بیست دقیقه چشم بستن. ورزش یعنی ده دقیقه پیادهروی. مطالعه یعنی چند صفحه کتاب.
۳۲۴
۷:۱۸
سلام و نورروزتون پر از خیر و احساس امنیت 
یه چیزی که زیاد بهش فکر میکنم اینه که اگر رفتار من فقط واکنش به رفتار آدمهای دیگه باشه، پس سهم خودم توش کجاست؟
یکی مهربونه، منم مهربونم.یکی بدخلقه، منم بدخلق میشم.یکی ناراحتم میکنه، منم تا ساعتها درگیرش میشم. یه وقتهایی میبینم انگار آدمهای اطرافم دارن تعیین میکنن من چطوری رفتار کنم.
برای همین سعی میکنم هر از گاهی از خودم بپرسم:«من میخوام چه جور آدمی باشم؟»نه اینکه دیگران باهام چطور رفتار کردن،بلکه من دوست دارم بر اساس چه ارزشهایی زندگی کنم.
فکر میکنم خیلی از آرامشهای زندگی از همین سؤال ساده شروع میشه
من چطور آدمی میخوام باشم؟حالا دیگه قطبنمای رفتارم دست خودمه نه دیگران
یه چیزی که زیاد بهش فکر میکنم اینه که اگر رفتار من فقط واکنش به رفتار آدمهای دیگه باشه، پس سهم خودم توش کجاست؟
یکی مهربونه، منم مهربونم.یکی بدخلقه، منم بدخلق میشم.یکی ناراحتم میکنه، منم تا ساعتها درگیرش میشم. یه وقتهایی میبینم انگار آدمهای اطرافم دارن تعیین میکنن من چطوری رفتار کنم.
برای همین سعی میکنم هر از گاهی از خودم بپرسم:«من میخوام چه جور آدمی باشم؟»نه اینکه دیگران باهام چطور رفتار کردن،بلکه من دوست دارم بر اساس چه ارزشهایی زندگی کنم.
من چطور آدمی میخوام باشم؟حالا دیگه قطبنمای رفتارم دست خودمه نه دیگران
۱۶۹
۶:۵۴
سلام و مهر
امروز یک کار کوچکِ نیمهتمام رو انتخاب کن.
نه مهمترینش.
نه سختترینش.
فقط یکی که مدتی گوشهی ذهنت مانده.
قبل از شروع،سه نفس آرام بکش.🟢بعد فقط پنج دقیقه با حضور انجامش بده.نه همزمان با گوشی،نه با عجله برای تمام شدن.فقط همین پنج دقیقه.گاهی ذهنآگاهی،در سکوتِ یک زندگی معمولی اتفاق میافتد؛وقتی داریم یک کشو را مرتب میکنیم،یک پیام را جواب میدهیمیا یک کار کوچکِ عقبافتاده را تمام میکنیم.
۱۵۶
۷:۰۷
سلام و نور

13روز از تابستان گذشته و خیلی از والدین در این فصل بدنبال کلاس های تابستانی که هم جنبه آموزشی داشته باشد و هم جنبه سرگرمی و پر کردن ساعات بی کاری و بی حوصلگی فرزندانشان را داشته باشد.
به عنوان کسی که سالهاست در حیطه تربیت و پرورش کودک و نوجوان فعالیت دارم، پیشنهاد می کنم در کنار مهارت آموزی هایی که در این ماه ها متداول است، اندکی هم به پرورش و آموزش مهارت های نرم و زیر بنایی زندگی برای فرزندانمان توجه کنیم.
مهارت هایی که به فرزندمان کمک میکند در دنیای پیچیده، متنوع، مبهم و پُر از مانع، رنج و ناکامی و گاه نامهربانی امروز و آینده دوام بیاورد و فقط زنده نماند بلکه هنرمندانه زندگی کند.
در ادامه به مهم تمرین این مهارت ها اشاره می کنیم.
13روز از تابستان گذشته و خیلی از والدین در این فصل بدنبال کلاس های تابستانی که هم جنبه آموزشی داشته باشد و هم جنبه سرگرمی و پر کردن ساعات بی کاری و بی حوصلگی فرزندانشان را داشته باشد.
مهارت هایی که به فرزندمان کمک میکند در دنیای پیچیده، متنوع، مبهم و پُر از مانع، رنج و ناکامی و گاه نامهربانی امروز و آینده دوام بیاورد و فقط زنده نماند بلکه هنرمندانه زندگی کند.
۷۴
۱۱:۱۶
۹ ویژگی شخصیتی که آیندهی کودکان را میسازند:
۱. استمرار داشتن در کارها
مهمترین عامل موفقیت است. کودکانی که زود تسلیم نمیشوند و از تجربههای سخت فرار نمیکنند، در بلندمدت شانس بیشتری برای موفقیت دارند
۲. تابآوری
یعنی توانایی دوباره بلند شدن بعد از سختیها. این کودکان از شکست درس میگیرند و خود را راحتتر با تغییرات سازگار میکنند.
۳. کنجکاوی و علاقه به یادگیری
کودکانی که سؤال میپرسند، تجربههای جدید را دوست دارند و از یاد گرفتن لذت میبرند، معمولاً در حل مسئله، خلاقیت و یادگیری مادامالعمر موفقتر هستند.
۴. توانایی به تعویق انداختن لذت
کودکانی که یاد گرفتهاند لازم نیست همه خواستههایشان فوراً برآورده شود، بهتر میتوانند برای رسیدن به اهداف بزرگتر صبر کنند و تلاش کنند.
۵. توانایی مدیریت احساسات
کودکانی که از احساساتشان فرار نمیکنند و میتوانند آنها را بشناسند، تحمل و مدیریت کنند، در روابط، یادگیری و مواجهه با چالشها عملکرد بهتری دارند.
۶. همدلی و مهارتهای اجتماعی
توانایی درک احساسات و دیدگاه دیگران، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در روابط، همکاری و کار گروهی است.
۷. خودکارآمدی و باور به تواناییهای خود
این باور که «میتوانم از پسش بربیایم» با پشتکار و عملکرد بهتر ارتباط دارد. این باور فقط با تشویق کلامی ایجاد نمیشود؛ بلکه از تجربه موفقیت، فرصت تلاش و حمایت والدین شکل میگیرد.
۸. انگیزه درونی
کودکانی که فقط برای جایزه، نمره یا تأیید دیگران تلاش نمیکنند، بلکه از خودِ یادگیری و رشد لذت میبرند، معمولاً در بلندمدت موفقتر هستند.
۹. خوشبینی واقعبینانه
یعنی باور داشته باشند که میتوانند پیشرفت کنند، اما بدانند موفقیت بدون تلاش، تمرین و تحمل سختی به دست نمیآید. نگرش آنها این است: «ممکن است سخت باشد، اما میتوانم قدم بعدی را بردارم.»
پرورش این ویژگیها یکی از مهمترین وظایف والدین است. این ویژگیها با رابطهای امن، الگوی مناسب، فرصت تجربه کردن، اشتباه کردن و یادگیری بهتدریج شکل میگیرند.
البته نباید فراموش کنیم که این ویژگیها فقط به تربیت وابسته نیستند. آنها حاصل تعامل ژنتیک، خلقوخو، والدین، مدرسه، همسالان و تجربههای زندگی هستند. با این حال، والدین در سالهای اولیه زندگی مهمترین نقش را در شکلگیری آنها ایفا میکنند
۱. استمرار داشتن در کارها
مهمترین عامل موفقیت است. کودکانی که زود تسلیم نمیشوند و از تجربههای سخت فرار نمیکنند، در بلندمدت شانس بیشتری برای موفقیت دارند
۲. تابآوری
یعنی توانایی دوباره بلند شدن بعد از سختیها. این کودکان از شکست درس میگیرند و خود را راحتتر با تغییرات سازگار میکنند.
۳. کنجکاوی و علاقه به یادگیری
کودکانی که سؤال میپرسند، تجربههای جدید را دوست دارند و از یاد گرفتن لذت میبرند، معمولاً در حل مسئله، خلاقیت و یادگیری مادامالعمر موفقتر هستند.
۴. توانایی به تعویق انداختن لذت
کودکانی که یاد گرفتهاند لازم نیست همه خواستههایشان فوراً برآورده شود، بهتر میتوانند برای رسیدن به اهداف بزرگتر صبر کنند و تلاش کنند.
۵. توانایی مدیریت احساسات
کودکانی که از احساساتشان فرار نمیکنند و میتوانند آنها را بشناسند، تحمل و مدیریت کنند، در روابط، یادگیری و مواجهه با چالشها عملکرد بهتری دارند.
۶. همدلی و مهارتهای اجتماعی
توانایی درک احساسات و دیدگاه دیگران، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در روابط، همکاری و کار گروهی است.
۷. خودکارآمدی و باور به تواناییهای خود
این باور که «میتوانم از پسش بربیایم» با پشتکار و عملکرد بهتر ارتباط دارد. این باور فقط با تشویق کلامی ایجاد نمیشود؛ بلکه از تجربه موفقیت، فرصت تلاش و حمایت والدین شکل میگیرد.
۸. انگیزه درونی
کودکانی که فقط برای جایزه، نمره یا تأیید دیگران تلاش نمیکنند، بلکه از خودِ یادگیری و رشد لذت میبرند، معمولاً در بلندمدت موفقتر هستند.
۹. خوشبینی واقعبینانه
یعنی باور داشته باشند که میتوانند پیشرفت کنند، اما بدانند موفقیت بدون تلاش، تمرین و تحمل سختی به دست نمیآید. نگرش آنها این است: «ممکن است سخت باشد، اما میتوانم قدم بعدی را بردارم.»
پرورش این ویژگیها یکی از مهمترین وظایف والدین است. این ویژگیها با رابطهای امن، الگوی مناسب، فرصت تجربه کردن، اشتباه کردن و یادگیری بهتدریج شکل میگیرند.
البته نباید فراموش کنیم که این ویژگیها فقط به تربیت وابسته نیستند. آنها حاصل تعامل ژنتیک، خلقوخو، والدین، مدرسه، همسالان و تجربههای زندگی هستند. با این حال، والدین در سالهای اولیه زندگی مهمترین نقش را در شکلگیری آنها ایفا میکنند
۷۷
۱۱:۲۲
@valedgari1405
۷۳
۱۱:۲۳
شانهات سبک میشوداگر نخواهی که ستایش شویو ساده راهی خواهی شداگر نخواهی چشمها را خیره کنیو دلآرام زیست میکنیاگر نخواهی دلها را ببریو رضایت در دسترس استاگر نخواهی همگان را راضی کنی•ساده و سبک و دلآرامْ زیستنمهارتی ورزیدنی و برگزیدنی است.
: حسام ایپکچی———
۹۹
۱۳:۰۶
امروز وسط نوشتنها به یه فکر رسیدم...
هر «آره»ای که به یه مسیر میگیم، ناگزیر یه «نه» هم توی خودش داره.
وقتی به یه پروژه آره میگم، دارم به یه چیز دیگه نه میگم.وقتی به یه همکاری آره میگم، دارم از یه فرصت دیگه میگذرم.وقتی زمانم رو جایی خرج میکنم، یعنی اون زمان دیگه جای دیگهای نمیتونه صرف بشه.
شاید برای همین این روزها نیاز دارم یه بازنگری کنم.
نه از سر خستگی.نه از سر دلزدگی.
فقط برای اینکه ببینم این همه «آره» که بهشون گفتم، من رو به همون جایی میبرن که دلم میخواد برسم یا نه.
گاهی مسئله این نیست که باید بیشتر تلاش کنیم.گاهی مسئله اینه که باید با دقت بیشتری انتخاب کنیم.
شاید هر فصل از زندگی، «آره»های خودش رو میخواد.
و شاید وقتشه بعضی از آرههای قدیمی رو بازبینی کنم تا جا برای چیزهایی باز بشه که امروز بیشتر بهشون نیاز دارم
هر «آره»ای که به یه مسیر میگیم، ناگزیر یه «نه» هم توی خودش داره.
وقتی به یه پروژه آره میگم، دارم به یه چیز دیگه نه میگم.وقتی به یه همکاری آره میگم، دارم از یه فرصت دیگه میگذرم.وقتی زمانم رو جایی خرج میکنم، یعنی اون زمان دیگه جای دیگهای نمیتونه صرف بشه.
شاید برای همین این روزها نیاز دارم یه بازنگری کنم.
نه از سر خستگی.نه از سر دلزدگی.
فقط برای اینکه ببینم این همه «آره» که بهشون گفتم، من رو به همون جایی میبرن که دلم میخواد برسم یا نه.
گاهی مسئله این نیست که باید بیشتر تلاش کنیم.گاهی مسئله اینه که باید با دقت بیشتری انتخاب کنیم.
شاید هر فصل از زندگی، «آره»های خودش رو میخواد.
و شاید وقتشه بعضی از آرههای قدیمی رو بازبینی کنم تا جا برای چیزهایی باز بشه که امروز بیشتر بهشون نیاز دارم
۸۹
۲۱:۱۴
سلام و نور

امروز انرژیات رو بذار روی چیزی که میتونی تغییرش بدی، نه چیزی که فقط میتونی نگرانش باشی.همهچیز در کنترل تو نیست؛ بعضی چیزها رو باید رها کرد.تو فقط مسئول انتخابها و قدم بعدی خودتی.
امروز انرژیات رو بذار روی چیزی که میتونی تغییرش بدی، نه چیزی که فقط میتونی نگرانش باشی.همهچیز در کنترل تو نیست؛ بعضی چیزها رو باید رها کرد.تو فقط مسئول انتخابها و قدم بعدی خودتی.
۲۶
۱۱:۱۵