لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل آکادمی روانشناسان ایران🇮🇷آ
۲.۴ هزار عضو

آکادمی روانشناسان ایران🇮🇷

آکادمی روانشناسان و مشاوران ایران موسسه آموزشی علمساز+کلینیک روانشناسی آویساundefinedبه‌روز ترین و بزرگ‌ترین مرجع آموزشی رایگان روانشناسان ایران
undefined️سایت مجموعه علمساز:https://elmsaz.com/undefined️سایت کلینیک روانشناسی آویسا:https://avisacc.com/
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۷ مرداد
چرا بعضی تصمیم‌ها را قبل از اینکه بگیریم، بدنمان گرفته است؟

گاهی فرد هنوز نمی‌تواند توضیح دهد چرا از یک موقعیت خاص احساس خوبی ندارد، اما بدنش زودتر واکنش نشان داده است: ضربان قلب بالا می‌رود، عضلات منقبض می‌شوند، دلشوره می‌گیرد یا ناگهان میل به ترک موقعیت پیدا می‌کند.
این پدیده را نمی‌توان صرفاً به «حس ششم» نسبت داد. مغز انسان می‌تواند الگوهای بسیار ظریفی از محیط را پیش از آنکه پردازش آگاهانه به آن‌ها دسترسی پیدا کند، تشخیص دهد. بخشی از این فرایند از طریق *پردازش ضمنی (Implicit Processing) و ارزیابی سریع نشانه‌های تهدید یا امنیت اتفاق می‌افتد.

برای مثال، ممکن است فرد در تعامل با کسی احساس ناراحتی کند، بدون اینکه بتواند فوراً توضیح دهد چه چیزی در رفتار آن فرد آزاردهنده بوده است. شاید لحن، مکث‌ها، حالت چهره یا تناقض‌های بسیار ظریفی را دریافت کرده باشد که هنوز نتوانسته آن‌ها را به یک قضاوت آگاهانه تبدیل کند.

اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد:
هر احساس بدنی، حقیقت بیرونی را نشان نمی‌دهد.

همان سیستم می‌تواند بر اساس تجربه‌های گذشته، الگوهای آموخته‌شده یا اضطراب، یک موقعیت کاملاً امن را نیز تهدیدآمیز ارزیابی کند. بنابراین «بدنم گفت» نه چیزی است که باید همیشه نادیده گرفته شود و نه چیزی که باید همیشه به‌عنوان واقعیت پذیرفته شود.

نکته کاربردی برای کار بالینی

وقتی مراجع می‌گوید «نمی‌دانم چرا، فقط یک حس بدی داشتم»، شاید بهتر باشد به‌جای رد کردن این احساس یا تأیید فوری آن، سه سطح را از هم جدا کنیم:

چه چیزی را در بدنم احساس کردم؟
چه نشانه‌ای در محیط دریافت کردم؟
و ذهنم چه معنایی به آن نشانه داد؟


این تفکیک ساده می‌تواند کمک کند بین
سیگنال بدنی، تجربه هیجانی و تفسیر شناختی تفاوت بگذاریم؛ سه چیزی که در تجربه روزمره اغلب یکی تصور می‌شوند.


undefined
undefinedمنبع: کلینیک روانشناسی و مشاوره‌ آویسا
undefined مسیر رشد شما از اینجا شروع میشه
@academypsychologists
undefined۸

۴۳۹

۱۳:۴۴

۱۸ مرداد
چرا گاهی «یادمان هست باید کاری انجام دهیم»، اما خودِ کار را فراموش می‌کنیم؟

تا به حال شده تمام روز بدانید قرار است به کسی پیام بدهید، اما یادتان نیاید دقیقاً چه زمانی قرار بود این کار را انجام دهید؟
این اتفاق به یک تمایز مهم در روان‌شناسی شناختی مربوط است: *حافظه آینده‌نگر (Prospective Memory)؛ یعنی توانایی به خاطر سپردن اینکه در آینده باید کاری را انجام دهیم.

نکته جالب اینجاست که این حافظه فقط یک فرایند واحد نیست. یک بخش مربوط به این است که
یادمان بماند کاری را انجام دهیم و بخش دیگر مربوط به این است که خودِ محتوای کاری که باید انجام دهیم را به خاطر بیاوریم. پژوهش‌ها نشان داده‌اند این دو مؤلفه می‌توانند تا حدی مستقل از یکدیگر عمل کنند.

به همین دلیل، شکست در انجام یک قصد لزوماً به معنای «ضعف حافظه» نیست. ممکن است فرد کاملاً بداند که قرار بوده کاری انجام دهد، اما نشانه مناسب برای بازیابی آن قصد در لحظه موردنیاز فعال نشده باشد.

اینجا یک یافته کاربردی اهمیت پیدا می‌کند:
قصدهای اجرایی (Implementation Intentions)؛ یعنی تبدیل یک نیت مبهم به یک قاعده مشخص از جنس «اگر X اتفاق افتاد، Y را انجام می‌دهم». یک فراتحلیل از ۳۶ مقایسه پژوهشی نشان داد این شیوه می‌تواند عملکرد حافظه آینده‌نگر را بهبود دهد.

بنابراین به جای اینکه بگوییم:

«باید بیشتر یادم باشد که ورزش کنم.»

می‌توان گفت:

«اگر ساعت ۷ عصر رسید، لباس ورزشی‌ام را می‌پوشم و از خانه خارج می‌شوم.»

نکته کاربردی:
وقتی مراجع در اجرای تصمیم‌هایش مشکل دارد، همیشه مسئله را به «انگیزه» یا «اراده» نسبت ندهید. گاهی مشکل، فاصله میان
نیت و نشانه‌ای است که باید آن نیت را در زمان مناسب فعال کند.



undefined
undefinedمنبع: کلینیک روانشناسی و مشاوره‌ آویسا
undefined مسیر رشد شما از اینجا شروع میشه
@academypsychologists
undefined۳

۲۹۲

۱۰:۰۷

شاید اضطراب فقط «ترس از آینده» نباشد

وقتی درباره اضطراب صحبت می‌کنیم، معمولاً ذهنمان به سمت نگرانی درباره اتفاقات آینده می‌رود. اما یک سؤال مهم‌تر وجود دارد:
*آیا آنچه فرد از آن می‌ترسد، خودِ اتفاق است یا ناتوانی در پیش‌بینی اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد؟

در سال‌های اخیر، مفهوم
تحمل‌ناپذیری عدم قطعیت (Intolerance of Uncertainty) به یکی از مفاهیم مهم در فهم اضطراب تبدیل شده است. در این دیدگاه، مشکل فقط این نیست که فرد احتمال یک اتفاق منفی را بالا می‌داند؛ بلکه حتی وقتی احتمال آن اتفاق مشخص نیست، خودِ «ندانستن» می‌تواند برای او آزاردهنده باشد.

در نتیجه، ذهن شروع به تولید راهبردهایی برای حذف ابهام می‌کند: اطمینان‌خواهی مکرر، چک کردن، جست‌وجوی اطلاعات، پیش‌بینی سناریوهای مختلف، پرسیدن دوباره و دوباره از دیگران یا اجتناب از موقعیت‌هایی که نتیجه‌شان قابل پیش‌بینی نیست.

مشکل اینجاست که این راهبردها در کوتاه‌مدت اضطراب را کاهش می‌دهند، اما در بلندمدت می‌توانند به مغز یاد بدهند که:

«اگر مطمئن نباشم، نمی‌توانم آرام باشم.»

به این ترتیب، فرد به جای یادگیری اینکه «می‌توانم با ندانستن کنار بیایم»، مدام تلاش می‌کند شرایط را قطعی و قابل کنترل کند.

از این منظر، یکی از اهداف مهم درمان نمی‌تواند حذف کامل عدم قطعیت باشد؛ چون چنین چیزی اساساً ممکن نیست. هدف، افزایش ظرفیت فرد برای باقی ماندن در موقعیتی است که پاسخ آن هنوز مشخص نیست.

نکته کاربردی:
در ارزیابی مراجع مضطرب، فقط نپرسید «از چه اتفاقی می‌ترسی؟»؛ گاهی سؤال دقیق‌تر این است:

«اگر مطمئن نباشی چه اتفاقی قرار است بیفتد، تحمل این ندانستن برایت چقدر دشوار است؟»

گاهی مسئله اصلی، چیزی نیست که ممکن است اتفاق بیفتد؛
مسئله، ناتوانی در تحمل ندانستنِ آن است.



undefined
undefinedمنبع: کلینیک روانشناسی و مشاوره‌ آویسا
undefined مسیر رشد شما از اینجا شروع میشه
@academypsychologists
undefined۵
undefined۳

۴۱۴

۱۰:۰۷

۱۹ مرداد
thumbnail
بدن فراموش نمیکند نوشته Bessel van der Kolk یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار حوزه تروماست؛ اما ارزش کتاب فقط در توضیح آثار تروما نیست. نکته مهم آن، تغییر زاویه نگاه از «خاطره آسیب‌زا» به نحوه سازمان‌یافتن تجربه آسیب در بدن و سیستم عصبی است.
فرد ممکن است از نظر شناختی بداند که موقعیت فعلی امن است، اما در مواجهه با یک محرک، واکنش‌هایی نشان دهد که برای خودش نیز غیرمنطقی به نظر برسند؛ افزایش برانگیختگی، بی‌حسی، اجتناب یا احساس گسست.
این تفاوت میان دانستنِ امنیت و تجربه کردنِ امنیت، یکی از نکات مهم در کار با تروماست.
کتاب تأکید می‌کند که درمان تروما صرفاً به معنای صحبت کردن درباره آنچه اتفاق افتاده نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، فرد باید دوباره بتواند بدن و واکنش‌هایش را تجربه و تنظیم کند.
نکته کاربردی برای درمانگر:وقتی مراجع می‌گوید «می‌دانم خطری وجود ندارد، پس چرا هنوز این‌طور واکنش نشان می‌دهم؟»، شاید بهتر باشد به جای تلاش برای قانع کردن او، بررسی کنیم سیستم عصبی او در آن لحظه چه چیزی را به‌عنوان تهدید تشخیص می‌دهد.
undefinedundefinedمنبع: کلینیک روانشناسی و مشاوره‌ آویساundefined مسیر رشد شما از اینجا شروع میشه@academypsychologists
undefined۳

۲۴۱

۸:۵۱

thumbnail
undefined۳

۲۴۱

۸:۵۱

thumbnail
گاهی یک فیلم درباره افسردگی حرف نمی‌زند؛ اما شما بعد از تمام شدنش تازه متوجه می‌شوید که تمام مدت درباره افسردگی داشته‌اید فکر می‌کردید.
فیلم Aftersun به کارگردانی Charlotte Wells، رابطه یک پدر و دختر را در جریان تعطیلاتی کوتاه روایت می‌کند؛ اما بخش مهم داستان نه در اتفاقات آشکار، بلکه در چیزهایی است که گفته نمی‌شوند.
پدر در تعامل با دخترش مهربان، شوخ و همراه است، اما نشانه‌هایی ظریف از آشفتگی روانی او در طول فیلم دیده می‌شود. مخاطب نیز مانند دختر، اطلاعات کاملی درباره وضعیت درونی پدر ندارد و مجبور است از قطعات کوچک رفتار، مکث‌ها، سکوت‌ها و تغییرات خلقی، تصویری از آنچه در درون او می‌گذرد بسازد.
از منظر روان‌شناختی، فیلم نمونه جالبی از شکاف میان تجربه درونی و رفتار قابل مشاهده است. فرد ممکن است در ظاهر عملکرد مناسبی داشته باشد، در نقش والد یا همکار خود حاضر باشد و حتی دیگران را بخنداند، در حالی که تجربه هیجانی کاملاً متفاوتی را تحمل می‌کند.
این همان جایی است که ارزیابی صرفاً رفتاری می‌تواند گمراه‌کننده باشد.
نکته کاربردی:در ارزیابی بالینی، نبودِ نشانه‌های آشکار را نباید با نبودِ رنج روانی یکی دانست. گاهی آنچه مراجع نمی‌گوید، نمی‌تواند بگوید یا در رفتار روزمره پنهان می‌کند، به اندازه محتوای روایت او اهمیت دارد.
undefinedundefinedمنبع: کلینیک روانشناسی و مشاوره‌ آویساundefined مسیر رشد شما از اینجا شروع میشه@academypsychologists
undefined۲

۲۰۶

۹:۰۲

thumbnail
undefined با رویکردهای نوین درمانی در روانشناسی به‌روز بمانید
همایشی تخصصی برای آشنایی با فرآیندهای نوین درمان و کاربرد تکنیک‌های به‌روز در اتاق درمان
undefined *ریلز این همایش را از طریق پیج اینستاگرام ما می‌توانید تماشا کنید:

https://www.instagram.com/reel/Db03HFaRjuy/?igsh=N2ZnNGpyMXJneWM5
(با فیلترشکن وارد شوید)

undefined همراه با گواهینامه معتبر کلینیک مشاوره آویسا

undefined
ظرفیت محدود
ثبت‌نام فقط از طریق سایت

undefined
لینک ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر همایش:*
https://elmsaz.com/course/specialized-conference-from-technique-to-process
به‌روز بمانید، حرفه‌ای‌تر درمان کنید...
undefinedundefinedمنبع: کلینیک روانشناسی و مشاوره‌ آویساundefined مسیر رشد شما از اینجا شروع میشه@academypsychologists
undefined۲

۳۲۲

۹:۱۸

۲۰ مرداد
thumbnail
undefined پیشنهاد پادکست | تروما چیست؟
آیا هر تجربه سختی را می‌توان «تروما» نامید؟
در این قسمت از پادکست روانشناسی سایکوپاد، مفهوم تروما و آسیب روانی از زوایای مختلف بررسی می‌شود؛ از واکنش‌های اولیه مثل شوک و انکار گرفته تا پیامدهای طولانی‌مدت‌تر مانند تغییرات خلقی، مشکلات رابطه‌ای و برخی نشانه‌های جسمانی.
نکته‌ای که این اپیزود را برای فعالان حوزه روان‌شناسی شنیدنی می‌کند، توجه به این موضوع است که تجربه یک رویداد دشوار، لزوماً برای همه افراد پیامد روان‌شناختی یکسانی ندارد. واکنش فرد به رویداد، تجربه ذهنی او و نحوه پردازش آن، بخش مهمی از داستان را شکل می‌دهد.
برای یک روان‌شناس، شنیدن این اپیزود می‌تواند شروع خوبی برای بازنگری در یک سؤال مهم باشد:
آیا ما در ارزیابی تروما، فقط به «اتفاقی که افتاده» توجه می‌کنیم یا به «آنچه آن اتفاق برای فرد معنا داشته» هم توجه داریم؟
undefined اگر با مراجعان دارای تجربه‌های آسیب‌زا کار می‌کنید، این اپیزود می‌تواند مرور مناسبی برای مفهوم تروما و پیامدهای آن باشد.
پادکست: سایکوپاد | اپیزود ۱۲۳ | مدت: حدود ۵۰ دقیقه
undefinedundefinedمنبع: کلینیک روانشناسی و مشاوره‌ آویساundefined مسیر رشد شما از اینجا شروع میشه@academypsychologists
undefined۱

۱۹۷

۷:۳۸

thumbnail
undefined چرا درد همیشه با شدت آسیب یکی نیست؟

چرا ممکن است یک آسیب کوچک، درد شدیدی ایجاد کند و یک آسیب جدی‌تر، درد نسبتاً کمی داشته باشد؟
درد را نمی‌توان صرفاً به میزان آسیب بافتی تقلیل داد. تجربه درد حاصل تعامل پیچیده‌ای میان سیگنال‌های بدنی، مغز، توجه، هیجان و معنایی است که فرد به آن تجربه می‌دهد.
برای مثال، وقتی فرد تصور می‌کند یک موقعیت خطرناک است، سیستم عصبی می‌تواند حساسیت خود را نسبت به پیام‌های درد افزایش دهد. برعکس، در شرایطی که توجه فرد به موضوع دیگری معطوف است یا احساس امنیت بیشتری دارد، تجربه درد ممکن است کاهش پیدا کند.
این همان جایی است که مفهوم Pain Neuroscience اهمیت پیدا می‌کند: مغز فقط دریافت‌کننده منفعل پیام‌های درد نیست؛ بلکه دائماً در حال پیش‌بینی و تفسیر اطلاعات بدن است.
به همین دلیل، در دردهای مزمن، صرفاً پیدا کردن یک آسیب جسمی همیشه توضیح کاملی برای شدت درد ارائه نمی‌دهد. عواملی مانند اضطراب، ترس از حرکت، توجه بیش از حد به نشانه‌های بدنی و تجربه‌های قبلی نیز می‌توانند در تداوم درد نقش داشته باشند.
نکته کاربردی برای روان‌شناس:وقتی با مراجع مبتلا به درد مزمن کار می‌کنید، سؤال فقط این نیست که «درد چقدر شدید است؟»؛ بلکه باید بررسی کرد:
«مراجع درباره این درد چه معنایی دارد و فکر می‌کند این درد درباره بدنش چه چیزی می‌گوید؟»
گاهی تغییر معنای درد، بخشی از مسیر تغییر تجربه درد است.
undefinedundefinedمنبع: کلینیک روانشناسی و مشاوره‌ آویساundefined مسیر رشد شما از اینجا شروع میشه@academypsychologists
undefined۳

۲۵۵

۷:۳۸

thumbnail
وبینار رایگان
undefined3چالش طرحواره‌درمانی در اتاق درمان
چالش‌ها، خطاها و راهکارهای مداخله

undefinedمیزبان:دکتر زهرا لاهیجانیانundefinedاستاد:دکتر علیرضا گل
undefinedزمان :شنبه 24 مرداد 1405ساعت 16:30 لغايت 18
سرفصل ها:undefinedنحوه پیدا سازی رابطه درمانی گرم طرحواره درمانی در اتاق درمان.undefinedپروتکل های مختلف طرحواره درمانی، کدام موثر تر است؟undefinedبرنامه درمان ثابت یا متغیر؟undefinedتنوع تکنیک‌ها، چالش یا فرصت؟undefinedگذشته یا حال؟ کدام مهم است؟‌undefinedجهت رزرو رایگان عدد 88 را به 90006136 پیامک کنید
علمساز،ساز یادگیری
undefined۲

۲۲۷

۱۷:۳۲