لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اَدبستان (کانال شعر و ادب) دکتر صفری نژادا
۳۷۳ عضو

اَدبستان (کانال شعر و ادب) دکتر صفری نژاد

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۶ تیر
خودخواهی خیرخواهانه

بارها جمله ی «آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند» را شنیده ایم.در نگاه اول این جمله، جمله ای اخلاق‌ مدارانه به نظر می رسد اما اگر کمی زیرِ پوستی در آن بکاویم، ممکن است با یک «خودِ» مرکزی یا به زبان ساده تر «خودخواهی» مواجه شویم. در واقع، پندِ نهفته در این جمله، گویا بر پایه‌ی نگاهِ به «من» بنا شده است.
این جمله فرض را بر این می‌گیرد که سلیقه، نیاز، ظرفیت و جهان‌بینیِ «من»، نسخه‌یِ مطلقی است که باید بر قامتِ دیگران دوخته شود. در حقیقت ما با این شعار، به جای درکِ تفاوت‌ها، در حالِ تکثیرِ خودمان در دیگرانیم.
قسمتِ تلخ تر ماجرا اینجاست؛ بسیاری از ما، حتی خودمان را هم آن‌قدرها نمی‌پسندیم اما اصرار داریم دیگران را بر اساس همان معیارهایِ معیوبِ خود ارزیابی یا هدایت کنیم. این فرمانِ اخلاقی، در عمل به نوعی «خودخواهیِ خیرخواهانه» بدل می‌شود؛ همان‌جایی که فرد با این توجیه که «من خیرِ تو را می‌خواهم»، دقیقا همان چیزی را به دیگران تحمیل می‌کند که خودش دوست دارد، نه آن چیزی که آن دیگری برای زیستن به آن نیاز دارد.
کاش وقت آن برسد این جمله را این گونه بازنویسی کنیم که: «به چیز درستی که دیگران برای خود می‌پسندند احترام بگذار، حتی اگر با پسندِ تو فرسنگ‌ها فاصله داشته باشد.» اما حیف که این جمله نه به اندازه‌ی جمله‌ی اول دهان‌پرکن است و نه به آن اندازه‌یِ کافی، به «خودشیفتگیِ» ما میدان می‌دهد.
@adabestan_safarinejad_phd
undefined۱۵

۱۶۴

۱۶:۲۲

۲۷ تیر
سلامکی نفرستی پیامکی ندهینه شرطِ عهدِ قدیم است اگر چه معذوری
حکیم نزاری قُهستانی
وجود واژه «پیامک» در قرن هفتم undefined

@adabestan_safarinejad_phd
undefined۱۳
undefined۳
undefined۳

۱۵۴

۴:۵۲

thumbnail
undefined «مسیر سبز» (The Green Mile)
یکی از ماندگارترین فیلم‌های تاریخ سینما که در سال ۱۹۹۹ به کارگردانی فرانک دارابونت و بر اساس رمان مشهور استیون کینگ ساخته شد.
این فیلم در ژانر درام و فانتزی، داستانی عمیق و تأثیرگذار را روایت می‌کند که مفاهیمی مانند عدالت، انسانیت، امید، بخشش و ارزش زندگی را به زیباترین شکل به تصویر می‌کشد.
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این اثر، شخصیت‌پردازی قوی، روایت احساسی، فیلم‌نامه منسجم و بازی‌های درخشان تام هنکس (پل اجکام) و مایکل کلارک دانکن (جان کافی) است.
فضای خاص فیلم، موسیقی تأثیرگذار و تلفیق واقعیت با عناصر فراطبیعی، «مسیر سبز» را به اثری متفاوت و فراموش‌نشدنی تبدیل کرده است.
این فیلم فقط درباره یک زندان یا مجازات اعدام نیست؛ بلکه سفری عمیق به دنیای انسانیت، وجدان و عدالت است.
بی گمان «مسیر سبز» حتی ارزش چند بار دیدن را دارد زیرا مخاطب را با پرسش‌های مهمی درباره قضاوت درست، مهربانی و حقیقت روبه‌رو می‌کند و طعم عجیب آن تا مدت‌ها پس از پایان فیلم در ذهن و قلب بیننده باقی می‌ماند.

@adabestan_safarinejad_phd
undefined۷
undefined۳

۲۰۹

۱۲:۴۹

۲۸ تیر
زیبای زشت رو
در زبان روزمره، ترکیباتی وجود دارند که از نظر واژگانی، خشن، زننده یا حتی توهین‌آمیز هستند اما در واقع می کوشند پیامی درست و منطقی را با هر زبانی منتقل کنند. یکی از این عبارات های مطرح و البته مظلوم، ترکیب «شِکَر اضافی نخور» است.
این جمله و مشتقات آن اگرچه از نظر کلامی و اخلاقی پسندیده نیستند اما در حقیقت در بسیاری از مواقع، منظور گوینده، هدایت و راهنمایی مخاطب است نه چیز دیگری؛ اینکه که مثلاً «دروغ نگو»، «حرف بی‌اساس نزن» یا «چیزی را که نمی‌دانی با اطمینان بیان نکن» و مانند اینها.
اگر درست نگاه کنیم پی می بریم این نوع ترکیبات حقیقتا شاید نه تنها بد نباشد حتی گوینده می کوشد با استفاده از آنها طرف مقابل را به سوی یک امر اخلاقی نیز هدایت کند.
شاید مشکل اصلی این‌گونه جملات، ظاهر نامناسب آنها باشد که ارزش درستِ پیام را زیر سوال می‌برد؛ ظاهری که مخاطب را به جای توجه به مفهوم، درگیر لحن تند و کلمات توهین‌آمیز می‌کند و نتیجه اش می شود تنش و دلخوری.
بنابراین چه خوب است جملات را تنها به ظاهر قضاوت نکنیم؛ زیرا گاهی پشت یک عبارتِ خشن، هشداری صادقانه یا تلاشی برای جلوگیری از خطا و فریب نهفته است.
البته ناگفته نماند که اهمیت یک پیام زمانی بیشتر می‌شود که با احترام و ادب بیان شود. بی گمان ارزش واقعی سخن آنجاست که کلام با زبانی بیان گردد تا ضمن دستاویز قرار نگرفتن برای سودجویان، هم پیام خود را حفظ کند و هم حرمت انسان‌ها را.
@adabestan_safarinejad_phd
undefined۱۱
undefined۲

۱۶۸

۱۲:۴۵

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

۲۹ تیر
thumbnail
دمی برای تنفس با شمس لنگرودی
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
@adabestan_safarinejad_phd
undefined۱۸

۳۳۷

۱۹:۵۸

۳۱ تیر
دلم عجیب برای تو، در به در ماندهشبیه زخمِ عمیقی که بیشتر مانده
خیالِ خامِ درختم که از جنونِ بهار اسیرِ زردی پاییز و یک تبر مانده
جهان، به غبر تو یعنی دروغِ سرگردانو مثل جاده که بی‌ردِّ همسفر مانده
غزل به وسعتِ یک آسمان، پریشانی ستکه غرقِ شاید و حتی، چرا، اگر... مانده
همیشه یادِ تو در لحظه های من جاری‌چه قدر عمر، بدونِ تو, مختصر مانده!!
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
@adabestan_safarinejad_phd
undefined۱۳
undefined۱

۱۰۵

۱۴:۲۵

thumbnail
این روزها کافی است چند دقیقه در فضاهای مجازی مثل اینستاگرام بگردید تا متوجه شوید؛ بخش بزرگی از محتواهای آن ادا بازی هایی حول محور خیانت، ایجاد شک و تردید در زندگی، دلسوزی های نخ نما شده برای دیگران، غیرتی شدن های سطحی، عشق های دروغین، رواج فرهنگ مصرف گرایی و به ویژه تن وارگی های ملال آور و موضوعات بی آب و رنگی از این دست شکل گرفته است.
انگار آنانی که به تولید محتوا مشغولند ارزش واقعی را بیش از آنکه به اندیشه، توانایی، شخصیت یا دستاوردهایش وابسته بدانند، به میزان جلب توجه ظاهری گره زده اند.
نقد اصلی نه به انتخاب شخصیت افراد، بلکه به فرهنگی است که این دست به اصطلاح برنامه سازان تقویت می‌کنند؛ فرهنگی که در آن هرچه نمایش پوچ بیشتر باشد، احتمال دیده شدن، کسب لایک و جذب دنبال‌کننده نیز افزایش می‌یابد.
این روند به‌تدریج تصویری نادرست از موفقیت و ارزشمندی ایجاد می‌کند و به‌ویژه بر نسل جوان تأثیر می‌گذارد.
وقتی شبکه‌های اجتماعی به جای تشویق خلاقیت، دانش و مهارت، بیشتر به ظاهر افراد پاداش می‌دهند، طبیعی است که بسیاری نیز برای دیده شدن به همین مسیر کشیده شوند و نتیجه آن، رقابتی می شود که در آن توجه به ظاهر بر رشد فکری و فرهنگی سایه می‌اندازد.
جامعه‌ای که ارزش انسان را تنها در مسائلی این چنین دم دستی خلاصه کند، دیر یا زود از سرمایه‌های واقعی خود فاصله خواهد گرفت.
بی شک اگر به جای تشویق فرهنگ خودنمایی، خیانت و... محتواهایی ساخته شود که آگاهی، هنر، اخلاق، فرهنگ و توانایی‌های واقعی انسان‌ را برجسته کنند اندک اندک به جامعه ای سالم با مردمی آگاه و خردمند، نزدبک خواهیم شد.
@adabestan_safarinejad_phd
undefined۱۵
undefined۵

۱۸۳

۱۸:۲۱

۱ مرداد
thumbnail
اگر با کارتون‌های دهه ی ۶۰ شمسی بزرگ شده باشید احتمالاً این سؤال برایتان آشناست: چرا بیشتر آنها پُر از تنهایی، فقر، جستجو، تلاش، جدایی، اشک و مسائلی از این دست بودند؟
شاید یکی از مهمترین دلایل آن، تفاوت نگاه سازندگان آن دوران با امروز بود. به اعتقاد آنها کودک فقط به خنده و وقت گذرانی نیازی نداشت؛ بلکه باید با احساساتی مثل همدلی، صبر، امید، مقاومت، احترام به خانواده و... هم آشنا می شد. برای همین، شخصیت‌های داستان اغلب با سختی‌های بزرگی روبه‌رو می‌شدند و یاد می‌گرفتند چگونه از دل مشکلات عبور کنند.
همچنین بخش زیادی از این کارتون‌ها، در فضایی انتخاب شده بودند که جامعه هنوز درگیر جنگ، سختی های آن، فقر، کشته شدن ها، دوران دشوار بازسازی بعد از جنگ و موضوعات این گونه ای بود. طبیعتاً می بایست جو حاکم بر جامعه با داستان‌ها هم بازتاب پیدا می کرد.
از سوی دیگر، بسیاری از این آثار، اقتباسی از کتاب های کلاسیک بودند؛ داستان‌هایی که هدفشان فقط سرگرمی نبود بلکه می‌خواستند درس‌هایی درباره ی زندگی، خانواده و انسانیت بدهند.
شاید به همین دلیل است که امروزه فقط با شنیدن موسیقی های فوق العاده زیبا و به یاد ماندنیِ کارتون های مانند «هاچ زنبور عسل»، «بچه‌های کوه آلپ»، «حنا دختری در مزرعه»، «بل و سباستین»،«باغ گل ها»، «قاصدک»، «خانواده وحوش»، «بامزی»، «یوگی و دوستان» و نمونه های فراوان دیگر هنوز احساس عجیب و آرامی می یابیم و به آن سال ها پرواز می کنیم.
کارتون‌های دهه ی ۶۰ ما را فقط سرگرم نمی کردند بلکه به ما می آموختند؛ زندگی همیشه آسان نیست و امید، مهربانی و پشتکار می‌تواند از دل سخت‌ترین روزها هم راهی به سوی آینده باز کند.
شاید راز ماندگاری آن کارتون‌ها همین باشد؛ غم در آن‌ها پایان داستان نبود، بلکه پلی بود برای رسیدن از تاریکی به نور و از غم به شادمانی.
@adabestan_safarinejad_phd
undefined۱۳

۷۴

۲۰:۲۴

۲ مرداد
باز آمدی و پنجره لبریزِ نور شددل، از سکوتِ خسته‌ی خود، پُر غرور شد
یک دشت خنده بر لبِ تو ماند و بعد از آن بر هر چه درد بود جهانم صبور شد
من با تو راهِ ساده‌ی باران گرفته‌امهر سنگِ سخت، آینه‌ی یک بلور شد
دور از تو هرچه بود، فقط انتظار بودنزدیکِ تو رسیدم و از غم عبور شد
بگذار تا همیشه در این خانه عطر تو...با تو نفس کشیدنِ من جور جور شد

🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
@adabestan_safarinejad_phd
undefined۶
undefined۱

۲۱

۱۳:۲۸