وقتی مغز بقا فعال میشه:
یادگیری کاهش مییابدحافظه ضعیف میشودتفکر منطقی مختل میشود
یعنی در این حالت از نظر عصبی یادگیری سختتر میشه.
یادگیری کاهش مییابدحافظه ضعیف میشودتفکر منطقی مختل میشود
یعنی در این حالت از نظر عصبی یادگیری سختتر میشه.
۶۲
۱۲:۰۳
وقتی مغز احساسات دچار ناامنی میشه:
تمرکز کاهش پیدا میکنهحافظه ضعیف میشهانگیزه یادگیری پایین میآد
زیرا مغز هیجانی پیام سادهای میدهد:"من از نظر عاطفی امن نیستم."
در این حالت ، سیستم عصبی ، انرژی خود را صرف تنظیم هیجان میکنه نه یادگیری.
تمرکز کاهش پیدا میکنهحافظه ضعیف میشهانگیزه یادگیری پایین میآد
زیرا مغز هیجانی پیام سادهای میدهد:"من از نظر عاطفی امن نیستم."
در این حالت ، سیستم عصبی ، انرژی خود را صرف تنظیم هیجان میکنه نه یادگیری.
۶۴
۱۲:۰۴
برای اینکه یادگیری مؤثر اتفاق بیفته:
مغز نباید احساس خطر کنه.مغز باید امنیت عاطفی داشته باشه.سپس مغز تفکر فعال میشه.
مغز نباید احساس خطر کنه.مغز باید امنیت عاطفی داشته باشه.سپس مغز تفکر فعال میشه.
۸۳
۱۲:۰۴
ارتباط EFT با سه حالت مغزمغز بقامغز احساساتمغز تفکر
میتوان از EFT به عنوان پلی بین این سه حالت مغز استفاده کرد
وقتی دانشآموز در مغز بقاستدر حالت بقا ، مغز دانشآموز درگیر واکنشهای دفاعی است:جنگیدنفرار کردنیخ زدنخاموش شدناجتناب کردنمثلاً دانشآموزی که هر بار اسم امتحان میآید ، دلدرد میگیرد یا میگوید "نمیخوام برم مدرسه" ، لزوماً لوس یا ضعیف نیست. ممکن است سیستم عصبی او امتحان را مثل یک تهدید جدی تجربه کند.
در این وضعیت ، گفتن جملاتی مثل:نترساین که چیزی نیستهمه امتحان دارندباید قوی باشیاینقدر حساس نباشمعمولاً کمک زیادی نمیکند. چون مغز بقا با منطق آرام نمیشود.
مغز بقا اول باید احساس امنیت کند.
در اینجا EFT میتواند کمک کند شدت تهدید در بدن کاهش پیدا کند.
مثلاً دانشآموز در گروه یاد میگیرد بگوید:با وجود اینکه وقتی به امتحان فکر میکنم بدنم میترسد و قلبم تند میزند ، با اینحال تصمیم میگیرم آرووم باشم.
وقتی بدن آرامتر میشود ، مغز فرصت پیدا میکند از حالت بقا فاصله بگیرد و به حالت یادگیری نزدیکتر شود.
میتوان از EFT به عنوان پلی بین این سه حالت مغز استفاده کرد
وقتی دانشآموز در مغز بقاستدر حالت بقا ، مغز دانشآموز درگیر واکنشهای دفاعی است:جنگیدنفرار کردنیخ زدنخاموش شدناجتناب کردنمثلاً دانشآموزی که هر بار اسم امتحان میآید ، دلدرد میگیرد یا میگوید "نمیخوام برم مدرسه" ، لزوماً لوس یا ضعیف نیست. ممکن است سیستم عصبی او امتحان را مثل یک تهدید جدی تجربه کند.
در این وضعیت ، گفتن جملاتی مثل:نترساین که چیزی نیستهمه امتحان دارندباید قوی باشیاینقدر حساس نباشمعمولاً کمک زیادی نمیکند. چون مغز بقا با منطق آرام نمیشود.
مغز بقا اول باید احساس امنیت کند.
در اینجا EFT میتواند کمک کند شدت تهدید در بدن کاهش پیدا کند.
مثلاً دانشآموز در گروه یاد میگیرد بگوید:با وجود اینکه وقتی به امتحان فکر میکنم بدنم میترسد و قلبم تند میزند ، با اینحال تصمیم میگیرم آرووم باشم.
وقتی بدن آرامتر میشود ، مغز فرصت پیدا میکند از حالت بقا فاصله بگیرد و به حالت یادگیری نزدیکتر شود.
۸۹
۸:۰۷
در مغز احساسات چند بخش مهم درگیر هستند:
۸۶
۱۰:۳۵
فرض کن کودک در کلاس مسخره میشود.چه اتفاقی در مغز میافتد؟
مغز نتیجهگیری میکند:
پرسیده شدن در کلاس = فعال شدن همان شبکه = اضطراب یا قفل شدن.
حتی اگر خطری واقعی وجود نداشته باشد.
۸۱
۱۰:۴۳
EFT دقیقاً کجا وارد میشود؟
EFT دو کار را همزمان انجام میدهد:
مرحله اول : فعالسازی خاطرهفرد به همان تجربه فکر میکند.یعنی شبکه هیجانی دوباره روشن میشود.
مرحله دوم: دادن سیگنال آرامش به بدن
وقتی این دو مرحله همزمان انجام میشوندبدن پیام میگیرد: آرام باش
EFT دو کار را همزمان انجام میدهد:
وقتی این دو مرحله همزمان انجام میشوندبدن پیام میگیرد: آرام باش
۸۴
۱۰:۴۸
اتفاق کلیدی که در مغز می افتد و باعث آرامش میشود ، چیست؟
اینجا یک تضاد مهم ایجاد میشود:
خاطره میگوید: "خطر وجودد دارد"
بدن میگوید: با وجود اینکه "خطر" هست اما من در اامنیت کامل هستم
این تضاد باعث میشود مغز بگوید:"شاید این خاطره دیگر خطرناک نباشد."

ااینجاست که حافظه مجدداً بازنویسی میشود اما این بار بدین گونه ثبت میشود که: خطر وجود دارد اما من در امنیت کامل قرار داارم.
این تضاد باعث میشود مغز بگوید:"شاید این خاطره دیگر خطرناک نباشد."
۸۲
۱۱:۰۴
مثلا مشکل این است:وقتی معلم صدایم میکند ، اضطراب میگیرم
🟢اما معنای عمیقتر شاید این باشد:اگر اشتباه کنم، بیارزش میشوماگر دیگران بخندند، نابود میشوماگر دیده شوم، تحقیر میشوماگر کامل نباشم، دوستداشتنی نیستم
۸۴
۱۱:۱۳
خیلی از درمانگران EFT عجله دارند که احساس بد را به صفر برسانند اما ممکن است که :
خاطره اصلی هنوز فعال نشده باشدباور مرکزی ظاهر نشده باشدبدن کامل درگیر نشده باشددر این حالت ما فقط تنظیم هیجان کردهایم ، نه بازنویسی حافظه.
یک قاعده عملی در EFT عمیقهر وقت جمله EFT این سه جزء را داشت ، احتمال کار عمیق بیشتر است:
موقعیت
بدن
معنا
مثال کامل و دقیق : با اینکه وقتی تصور میکنم جلوی کلاس اشتباه کنم ، معدهام گره میخورد و میترسم همه بفهمند من احمقم… با این حال خودمو می پذیرم.
اینجا کل شبکه فعال است.
و این دقیقاً همان جایی است که تغییر میتواند رخ دهد.
خاطره اصلی هنوز فعال نشده باشدباور مرکزی ظاهر نشده باشدبدن کامل درگیر نشده باشددر این حالت ما فقط تنظیم هیجان کردهایم ، نه بازنویسی حافظه.
یک قاعده عملی در EFT عمیقهر وقت جمله EFT این سه جزء را داشت ، احتمال کار عمیق بیشتر است:
موقعیت
بدن
معنا
مثال کامل و دقیق : با اینکه وقتی تصور میکنم جلوی کلاس اشتباه کنم ، معدهام گره میخورد و میترسم همه بفهمند من احمقم… با این حال خودمو می پذیرم.
اینجا کل شبکه فعال است.
و این دقیقاً همان جایی است که تغییر میتواند رخ دهد.
۱۰۵
۱۱:۲۲