۲۶۱
۱۵:۱۷
همه رفتارهای ما، کوششی است که ما برای تسلط بر خود و محیط خود انجام میدهیم. اما رفتارهای نامطلوب و ناسازگار، نه تنها به کنترل و تسلط نمیانجامد موجب ایجاد سرگشتگی و بلاتکلیفی نیز میشود. ما ناراحتیها و بیماریهایی مثل افسردگی، اضطراب یا احساس گناه را خودمان انتخاب میکنیم تا:
۲۸۷
۶:۲۲
برخی افراد در موقعیتهای استرس دچار پُرخوری میشوند. علت این وضعیت، احساس خلا و تهی شدگی است که شخص در هنگام استرس احساس میکند. دستگاه روانی تلاش میکند تا با مکانیسمهای جبرانی با احساس تهیشدگی مقابله کند. پُرخوری نوعی تلاش جبرانی برای پُر کردن خلا درونی با ماده است. غذا، مادهای است که به درون میریزیم تا خلا را پر کنیم. این تلاش نوعی خطای حسی نیز هست. زیرا احساس خلا یک احساس روانشناختی است اما غذا، یک عنصر مادی است و روشن است که نمیشود با ماده یک خلا روانی را پُر کرد. وقتی بدن تلاش میکند که با ماده خلا روانی را پُر کند وارد یک تلاش بیهوده شده است و این تلاش موجب رضایت فرد نمیشود و پُرخوری پایان نمییابد. از طرفی اینجا یک چرخهی معیوب نیز شکل میگیرد. چون پُرخوری خلا را پُر نمیکند و همچنان ادامه مییابد شخص را عصبی و مضطرب میکند، این اضطراب احساس تهیشدگی را افزایش میدهد و بر تمایل به پُرخوری میافزاید و شخص بیشتر میخورد.
۳۳۰
۵:۰۷
فرض کنید شخصی ادعا کند با نگاه به کف دستان شما، میتواند به خصوصیات درونیتان پی ببرد و در حالی که به کف دستان شما نگاه میکند جملاتی را در مورد شما بگوید که آن جملات در مورد همهی انسانها صدق کند. شما به اشتباه گمان میکنید او واقعاً شما را شناخته است و اگر کمی سادهلوح باشید به توانایی او در کفبینی ایمان خواهید آورد و چه بسا او را به دوستانتان نیز معرفی کنید. این خطای ادراکی را اثر بارنوم میگویند.
۲۸۲
۶:۲۵
در فرایند رشد اجتماعی، دو آموزش متفاوت از جانب فرهنگ و خانواده در مورد دختران و پسران رخ میدهد. پسران عمل را میآموزند و دختران احساس را. عمل، مبتنی بر استقلال و خودمداری و احساس مبتنی بر کمک، همدردی و مراقبت است. وقتی افراد، بزرگ میشوند و به جامعه وارد میشوند، جامعه عمل را تأیید و احساس را سرزنش میکند. بنابراین دختران از همان ابتدای ورود به محیطهای اجتماعی دچار یک تعارض اساسی میشوند. آنها میمانند که با احساسی که جامعه از کودکی به آنها آموخته و حالا آن را منع میکند چه کنند.
۲۹۷
۵:۳۶
این جمله را بسیار شنیدهایم که: "خودت باش، اصلا مهم نیست دیگران دربارهی تو چی میگن". هرچند این جمله به ظاهر جذاب است، ساختار مشکوکی دارد. آیا اصلا میتوان به نظراتی که دیگران در مورد ما میدهند بیتوجه بود؟ آیا اگر نظر دیگران برای کسی مهم بود، به این معناست که او خودش نیست؟
بسیاری از ویژگیهایی که ما خودمان را با آن میشناسیم، از بازخورد دیگران حاصل شده است. به بیان دیگر، ما آن نیستیم که خودمان فکر میکنیم، ما آن هستیم که دیگران توصیف میکنند. اگر شما خودتان را شخصی مهربان و عاطفی یا عصبی و حساس میدانید، از توصیفهای دیگران به این باور در مورد خودتان رسیدهاید. ما نمیتوانیم از خودمان برداشتی داشته باشیم بدون اینکه از دیگران بازخوردی بگیریم.
بهتر بود به جای اینکه ما را از "تحت تأثیر دیگران بودن" نهی میکردند، به ما آموزش میدادند که چگونه با نزدیک شدن به دیگران، شناخت بیشتری از خودمان پیدا کنیم.
۳۰۶
۵:۲۵
۳۷۳
۸:۲۱
۲۳۸
۱۰:۲۱
۱) نهیها و هشدارهای والدیناگر مادر از ترس اینکه پوشیدن کفش پاشنه بلند نکند باعث زمین خوردن و آسیب به کودک شود ناگهان داد بزند که: "زود کفشو بیار بیرون". یا پسر را بخاطر در دست گرفتن تیغریشتراش پدر سرزنش کند، این پیامها مخرباند.
۲) عدم وجود رفتارهای جنسیتی در والد اگر دختری هیچ الگوی زنانهای از مادر نگیرد، یعنی مادر رفتارهایش زنانه نباشد و به هر دلیلی خشن، مردانه و غیرطناز باشد و یا پدر الگوهای جنسیتی مردانه نداشته باشد، کودک دچار سر در گمی میشود و با جنسیت خود دچار مشکل میشود.
۳) والد همجنس عصبیاگر پدر عصبی، بیمار و فاقد صمیمیت باشد، پسر را در کسب نقشهای جنسیتی با مشکل مواجه میکند. همچنین اگر مادر، مضطرب، پرخاشگر، طعنهزن و سرد باشد دختر را از شوق زن شدن دور میکند. در این صورت معمولا کودکان تلاش میکنند که دیگران را جایگزین والد خود کنند. مثلا ممکن است دختر به جای مادرش از خاله، عمه و یا زن دیگری و همچنین پسر از دایی، عمو و یا مرد دیگری الگو بگیرد که در اینصورت مشکل تا حدی حل میشود. اما اگر افراد دیگر نیز در دسترس نباشند، کودکان به آغوش بیماری و مکانیسمهای مرضی سوق پیدا میکنند.
۲۱۲
۵:۳۳
۷۹
۵:۵۰