عکس پروفایل مرکز مشاوره آگاهانم

مرکز مشاوره آگاهان

۱۶۷ عضو
undefined کدام بهتر است؟ روان‌درمانی یا دارو درمانی؟
undefined روان‌درمانی و دارودرمانی، دو روش مجزا با دو رویکرد متفاوت هستند و تناقضی با هم ندارند. تجربه نشان می‌دهد که اگر برای درمان بسیاری از اختلالات روان‌شناختی از روش ترکیبی استفاده شود نتایج بهتری حاصل می‌شود. محروم کردن افراد از استفاده از هر کدام از این روش‌ها، ظلم بزرگی است که به آن‌ها وارد می‌شود. این ظلم گاهی توسط خود افراد و گاهی توسط درمانگران صورت می‌گیرد. روان‌شناسی که مراجعینش را از مصرف دارو نهی می‌کند یا روان‌پزشکِی که در مسیر بیماران برای  استفاده از روش‌های غیر دارویی  مانع تراشی می‌کند، هر دو درمان را طولانی و آن را ناکارآمد می‌کنند.  undefined برخی اختلالات را بدون دارو و برخی دیگر  را بدون روان‌درمانی نمی‌توان درمان کرد. از طرفی در روش ترکیبی، شخص کار درمان را زیر نظر دو متخصص انجام می‌دهد که بسیار اطمینان بخش است. مهم این است که این دو متخصص با هم در ارتباط باشند و کار درمان ترجیحا در یک کلینیک انجام شود.
undefinedبرخی اختلالات نیاز به روش ترکیبی ندارند و می‌توان آن‌ها را فقط با دارو یا فقط با روان‌درمانی درمان کرد.در این موارد درمانگر و مراحع برای انتخاب یکی از روش‌ها توافق می‌کنند@agahancc
undefined۱۴

۲۶۱

۱۵:۱۷

undefined کنترل معیوب
همه رفتارهای ما، کوششی است که ما برای تسلط بر خود و محیط خود انجام می‌دهیم. اما رفتارهای نامطلوب و ناسازگار، نه تنها به کنترل و تسلط نمی‌انجامد موجب ایجاد سرگشتگی و بلاتکلیفی نیز می‌شود. ما ناراحتی‌ها و بیماری‌هایی مثل افسردگی، اضطراب یا احساس گناه را خودمان انتخاب می‌کنیم تا:undefined خشم خود را کنترل کنیم
undefined دیگران را برای کمک به خود تحریک کنیم.
undefined دیگران را کنترل کنیم.
undefined برای انجام ندادن کارهای اثربخش‌، بهانه بیاوریم.
  undefined ما بیش از آنچه که واقعا افسرده و مضطرب باشیم، در واقع خود را سرگرم افسردگی، اضطراب یا احساس گناه می‌کنیم تا بر جهان بیرون از خود تسلط پیدا کنیم و آن را کنترل کنیم. این روش کنترل به دلیل معیوب بودن، ما را کلافه، خسته و عصبی می‌کند. روان‌درمانی به ما می‌آموزد که روش‌های کارآمدتری را برای کنترل امور پیدا کنیم.@agahancc
undefined۱۳

۲۸۷

۶:۲۲

undefined️  استرس و پُرخوری
برخی افراد در موقعیت‌های استرس دچار پُرخوری می‌شوند. علت این وضعیت،  احساس خلا و تهی شدگی است که شخص در هنگام استرس احساس می‌کند. دستگاه روانی تلاش می‌کند تا با مکانیسم‌های جبرانی با احساس تهی‌شدگی مقابله کند. پُرخوری نوعی تلاش جبرانی برای پُر کردن خلا درونی با ماده است. غذا، ماده‌ای است که به درون می‌ریزیم تا خلا را پر کنیم. این تلاش نوعی خطای حسی نیز هست. زیرا احساس خلا یک احساس روان‌شناختی است اما غذا، یک عنصر مادی است و روشن است که نمی‌شود با ماده یک خلا روانی را پُر کرد.  وقتی بدن تلاش می‌کند که با ماده خلا روانی را پُر کند وارد یک تلاش بیهوده شده است و این تلاش موجب رضایت فرد نمی‌شود و پُرخوری پایان نمی‌یابد. از طرفی اینجا یک چرخه‌ی معیوب نیز شکل می‌گیرد. چون پُرخوری خلا را پُر نمی‌کند و همچنان ادامه می‌یابد شخص را عصبی و مضطرب می‌کند، این اضطراب احساس تهی‌شدگی را افزایش می‌دهد و بر تمایل به پُرخوری می‌افزاید و شخص بیشتر می‌خورد.
undefinedundefined برای کنترل این چرخه‌ی معیوب و مهار پرخوری باید به فرد آموزش داد تا فرایند بالا را مشاهده کند و از تقویت و گسترش آن جلوگیری کند. درصد قابل توجهی از چاقی‌ها ناشی از همین چرخه‌ی معیوب است.
undefinedبرای حل این مشکل، روان‌درمانی و رفتاردرمانی مؤثر و نتیجه‌بخش است.@agahancc
undefined۲
undefined۹

۳۳۰

۵:۰۷

undefined  آیا می‌دانید اثر بارنوم چیست؟
فرض کنید شخصی ادعا کند با نگاه به کف دستان شما، می‌تواند به خصوصیات درونی‌تان پی ببرد و در حالی که به کف دستان شما نگاه می‌کند جملاتی را در مورد شما بگوید که آن جملات در مورد همه‌ی انسان‌ها صدق کند. شما به اشتباه گمان می‌کنید او واقعاً شما را شناخته است و اگر کمی ساده‌لوح باشید به توانایی او در کف‌بینی ایمان خواهید آورد و چه بسا او را به دوستان‌تان نیز معرفی کنید. این خطای ادراکی را اثر بارنوم می‌گویند.  undefined️ فرض کنید او با نگاه به کف دستان شما این جملات را بگوید:"شما آدم حساسی هستید و اگر کسی به شما توهین کنه خیلی ناراحت می‌شید. بعضی وقتا بدجوری ناامید و از زندگی دلسرد می‌شید. تاحدی بلندپرواز هستید و تحمل بعضی آدم‌ها رو ندارید. گاهی نسبت به دیگران احساس حسادت دارید. با اینکه تلاش می‌کنید خودتون رو انتقاد‌پذیر نشون بدید ولی از انتقاد ناراحت می‌شید. گاهی فکرهای بدی می‌کنید که برایتان شرم‌آور است. با اینکه آدم باهوشی هستید ولی آنطور که انتظار داشتید موفق نشده‌اید و . . ."
undefinedآیا جملات بالا در مورد همه‌ی آدم‌ها صادق نیست؟روان‌شناسی زرد، فال‌بینی، رمالی و شخصیت‌شناسی شبه‌علمی از اثر بارنوم برای فریب مخاطبین بهره می‌برد.@agahancc
undefined۹
undefined۱۲

۲۸۲

۶:۲۵

undefined یک مشکل بنیادیِ دختران
در فرایند رشد اجتماعی، دو آموزش متفاوت از جانب فرهنگ و خانواده در مورد دختران و پسران رخ می‌دهد. پسران عمل را می‌آموزند و دختران احساس را. عمل، مبتنی بر استقلال و خودمداری و احساس مبتنی بر کمک، همدردی و مراقبت است. وقتی افراد، بزرگ می‌شوند و به جامعه وارد می‌شوند، جامعه عمل را تأیید و احساس را سرزنش می‌کند. بنابراین دختران از همان ابتدای ورود به محیط‌های اجتماعی دچار یک تعارض اساسی می‌شوند. آن‌ها می‌مانند که با احساسی که جامعه از کودکی به آن‌ها آموخته و حالا آن را منع می‌کند چه کنند.
undefinedمشکلات ارتباطی و هیجانی برخی دختران، ریشه در همین تعارض بنیادی دارد که موجب سردرگمی در روابط بخصوص با جنس مخالف می‌شود. حل این تعارض، قدرتی به دختران می‌دهد که به شدت به آن نیازمندند.@agahancc
undefined۱
undefined۱۸

۲۹۷

۵:۳۶

undefinedآیا واقعاً حرف دیگران مهم نیست؟
   این جمله را بسیار شنیده‌ایم که:  "خودت باش، اصلا مهم نیست دیگران درباره‌ی تو چی میگن". هرچند این جمله به ظاهر جذاب است، ساختار مشکوکی دارد. آیا اصلا می‌توان به نظراتی که دیگران در مورد ما می‌دهند بی‌توجه بود؟ آیا اگر نظر دیگران برای کسی مهم بود، به این معناست که او خودش نیست؟
بسیاری از ویژگی‌هایی که ما خودمان را با آن می‌شناسیم، از بازخورد دیگران حاصل شده است. به بیان دیگر، ما آن نیستیم که خودمان فکر می‌کنیم، ما آن هستیم که دیگران توصیف می‌کنند. اگر شما خودتان را شخصی مهربان و عاطفی یا عصبی و حساس می‌دانید،‌ از توصیف‌های دیگران به این باور در مورد خودتان رسیده‌اید. ما نمی‌توانیم از خودمان برداشتی داشته باشیم بدون اینکه از دیگران بازخوردی بگیریم.
undefined️ وقتی به ما می‌گویند: "بی‌خیالِ دیگران". در واقع ما را از یک منبع مهم اطلاعاتی در مورد خودمان محروم می‌کنند. به نظر می‌رسد ما با گفتن اینکه دیگران مهم نیستند، تلاش می‌کنیم برخی صفات خود را انکار کنیم. 
بهتر بود به جای اینکه ما را از "تحت تأثیر دیگران بودن" نهی می‌کردند، به ما آموزش می‌دادند که چگونه با نزدیک شدن به دیگران، شناخت بیشتری از خودمان پیدا کنیم.
undefined دیگران را دست کم نگیریم، آن‌ها یکی از منابع مهم خودشناسی ما هستند.@agahancc
undefined۱۷

۳۰۶

۵:۲۵

undefined آیا خواستن، توانستن است؟بعضی جمله‌ها بیش از آنچه واقعی و دقیق باشد، اخلاقی، شعارگونه و کلیشه‌ای است. استفاده از این جملات در موقعیت‌های واقعی، می‌تواند نتایج نامطلوبی به بار آورد. تصور کنید دانش‌آموزی که مشکل یادگیری دارد. مادرش به او می‌گوید: "تو خودت نمی‌خوای درس بخونی، اگه می‌خواستی می‌تونستی".   واقعیت این است که خواستن، فقط در صورتی توانستن است که شرایط آن نیز فراهم باشد. قبل از اینکه به دیگران، این جمله‌ی کلیشه‌ای را بگوییم و آن‌ها را محکوم به کم‌کاری کنیم، اول بررسی کنیم که آیا برای آن‌ها شرایط توانستن فراهم است یا نه؟  دانش‌آموزی که بیش‌فعال است و از اختلال تمرکز نیز رنج می‌برد، نتوانستن، اتفاق مکرری است که با وجود خواستن‌های زیاد، باز هم رخ می‌دهد. و بر عکس، دانش‌آموزی که باهوش است و ذهن منسجم و متمرکزی دارد، توانستن، نتیجه‌ای است که حتی بدون خواستن اتفاق می‌افتد.دانش‌آموز اولی با وجود وقت‌های بسیاری که برای درس و مطالعه می‌گذارد باز هم به قدر مطلوب نتیجه نمی‌گیرد و دانش‌آموز دومی، بدون درس خواندن و وقت گذاشتن، نتایجِ عالی می‌گیرد.undefined درک موقعیت، از ادای حرف‌های کلیشه‌ای نتایج مطلوب‌تری به بار می‌آورد.@agahancc
undefined۱۳
undefined۱۶

۳۷۳

۸:۲۱

undefinedاضطراب و رویکرد اضطرابی  مشاهدات کلینیکی نشان می‌دهد درصد قابل توجهی از افرادی که در روابطشان مشکل دارند دارای اضطراب حاد یا مزمن هستند. مثلاً زن و شوهری که گفتگوشان خیلی زود به مشاجره تبدیل می‌شود و یا فردی که با وجود نداشتن مشکلات مهم، باز نمی‌تواند از زندگی لذت ببرد و یا دانش‌آموزی که هر چه تلاش می‌کند باز هم از تمرکز عاجز است، قبل از هر اقدامی باید از نظر اضطراب مورد ارزیابی قرار گیرند.
undefined انسان‌ها آموخته‌اند که اضطراب خود را نبینند و در عوض، عوامل بیرونی را مسبب مشکلات خود بدانند. در چنین وضعیتی اضطراب باقی می‌ماند و آرام آرام رشد می‌کند و پس از مدتی به ویژگی شخصیتی تبدیل می‌شود. در این صورت فرد با یک رویکرد اضطرابی با دنیای بیرون رابطه برقرار می‌کند. مثلاً مادری که دائم نگران سلامتی فرزندش است و بیش از حد لازم از او مراقبت می‌کند و یا دانش‌آموزی که با اینکه درس‌ها را یاد گرفته اما تمام اوقاتِ خود را صرف درس خواندن می‌کند و فردی که دائم از دردهای جسمی شکایت دارد، دچار رویکرد اضطرابی هستند. متاسفانه اضطراب و رویکرد اضطرابی بدخیم و پیشرونده هستند، اما خوشبختانه به درمان، خوب پاسخ می‌دهند.@agahancc
undefined۳
undefined۱۶

۲۳۸

۱۰:۲۱

undefinedهمانندسازی در کودکانundefined در دوران کودکی از ۳ تا ۵ سالگی، مرحله‌ای از رشد وجود دارد بنام همانندسازی. در این دوره هر کودک با والد همجنس خود همانندسازی می‌کند، یعنی رفتارهای او را تقلید می‌کند. مثلا یک دختر ۴ ساله ممکن است کفش پاشنه‌بلند مامان را بپوشد و راه برود و یا جلوی آینه رفته و از لوازم آرایش او استفاده کند. یا پسربچه‌ی ۵ ساله‌ای تیغ ریش تراش بابا را روی صورتش بکشد و ادای بابا را در آورد. undefined هدف از همانندسازی، پذیرش نقش‌های جنسیتی است. برای دختر، مثل مادر شدن و برای پسر، مثل پدر شدن،  نهایت رشد جنسیتی است. اگر دوران همانندسازی خوب طی شود، کودکان جنسیت خود را به خوبی می‌پذیرند. اما تخریب همانندسازی، آسیب‌های جدی به کودک وارد می‌کند و او را با جنسیت خودش دچار تعارض می‌کند.
undefined️عواملی که همانندسازی را مختل می‌کنند:
۱) نهی‌ها و هشدارهای والدیناگر مادر از ترس اینکه پوشیدن کفش پاشنه بلند نکند باعث زمین خوردن و آسیب به کودک شود ناگهان داد بزند که:  "زود کفشو بیار بیرون". یا پسر را بخاطر در دست گرفتن تیغ‌ریش‌تراش پدر سرزنش کند، این پیام‌ها مخرب‌اند.
۲) عدم وجود رفتارهای جنسیتی در والد اگر دختری هیچ الگوی زنانه‌ای از مادر نگیرد، یعنی مادر رفتارهایش زنانه نباشد و به هر دلیلی خشن، مردانه و غیرطناز باشد و یا پدر الگوهای جنسیتی مردانه نداشته باشد، کودک دچار سر در گمی می‌شود و با جنسیت خود دچار مشکل می‌شود.
۳) والد همجنس عصبیاگر پدر عصبی، بیمار و فاقد صمیمیت باشد، پسر را در کسب نقش‌های جنسیتی با مشکل مواجه می‌کند. همچنین اگر مادر، مضطرب، پرخاشگر، طعنه‌زن و سرد باشد دختر را از شوق زن شدن دور می‌کند. در این صورت معمولا کودکان تلاش می‌کنند که دیگران را جایگزین والد خود کنند. مثلا ممکن است دختر به جای مادرش از خاله، عمه و یا زن دیگری و همچنین پسر از دایی، عمو و یا مرد دیگری الگو بگیرد که در اینصورت مشکل تا حدی حل می‌شود. اما اگر افراد دیگر نیز در دسترس نباشند، کودکان به آغوش بیماری و مکانیسم‌های مرضی سوق پیدا می‌کنند.
undefined چه باید کرد؟به محض دیدن رفتارهای همانندسازی، کودک را تأیید و تشویق کنید: مثلا اگه دختر بچه‌ای رژ لب مامان را روی لبش کشید به جای اینکه بگویید: "این کارا برای تو زوده" بگویید: "وای چقدر خوشگل شدی". در مورد پسران نیز همینطور. هیچ رفتار همانندسازی را مطلقا نباید سرزنش یا نهی کنید.@agahancc
undefined۴
undefined۱۰

۲۱۲

۵:۳۳

undefined خطای شناختی فاجعه‌سازی
undefined️اگر مادرم بمیره، زندگیم ‌نابود میشه.undefined️اگه کارمو از دست بدم بیچاره میشم. undefinedبدون او محاله بتونم زندگی کنم.undefinedتوی جنگ عزیزانم را از دست میدم.undefinedدیگه هیچوقت حالم خوب نمی‌شه.
undefinedیک ذهن فاجعه‌ساز، در مورد رویدادهای منفی که ممکن است در آینده رخ دهد بسیار فکر می‌کند و آن‌ها را  تا حد ممکن بزرگ و دهشتناک می‌بیند. مهم نیست که این اتفاقات واقعا در آینده رخ دهد یا نه. مهم این است که شخصی که از قبل برای رویدادها، تعابیر فاجعه‌بار دارد و مطمئن است که از پا در خواهد آمد، اگر واقعا با آن مواجه شود، خود را می‌بازد و راه‌حلی به ذهنش نمی‌رسد.  آمادگی ذهنی برای شکست، شکست را فراخوانی کرده و آن را رقم خواهد زد. undefined️فاجعه‌سازی، یکی از مؤلفه‌های مهم افسردگی است. اگر با افراد افسرده گفتگو کنید، فاجعه‌سازی را در اغلب حرف‌هایشان خواهید دید.
undefined فاجعه‌سازی نوعی یادگیری است، این الگو معمولا از نزدیکان آموخته می‌شود و با اضطراب تقویت می‌شود. روان‌درمانی می‌تواند الگوهای آموخته‌شده را بازسازی کند و فرد را از وضعیت معیوب رها کند.@agahancc
undefined۲
undefined۴

۷۹

۵:۵۰