لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نوشته‌هان
۲۱۲ عضو

نوشته‌ها

اینجا به یاری خدا از خانواده، زنان، سیاست، مبانی تمدن غرب و نقد اندیشه‌ها می‌نویسم.
«اللهم اجْعَلنی مُجَدِّد دینک و مُحیِ شَریعَتِک»مریم اردوییطلبه سطح ۳، رشته مطالعات اسلامی زنان
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۰ خرداد
undefinedتحریف پیام امام با نام تبیین
امشب سخنران تجمع میدان امیرچقماق یک روحانی با نام آقای براتی بود. آمده بود تا پیام مهم امام جامعه را تبیین کند. اما چگونه کسی که خود اهمیت کلام امام را درک نکرده و متوجه فرامتن آن نشده می‌تواند بیان امام را تفسیر کند. توقع داشتم از قبح ولایت‌گریزی مسوولان و اهمیت رابطه‌ی امت امامت در اسلام سخن بگوید. دوست داشتم فراز وصیت‌نامه‌ی شهید سلیمانی را خطاب به سیاسیون بخواند و از اهمیت ولایت عملی مسوولان حرف بزند.
اما او خیلی خونسرد از اهمیت پیام اخیر امام جامعه عبور کرد بدون آنکه کلمه‌ای در قبح ولایت‌گریزی مسوولان و بر زمین زدن حرف ولی سخنی بگوید. او حتی مخالفت ولی با مذاکره با شیطان را هم تحریف کرد و گفت رهبر انقلاب فقط با متن تفاهم‌نامه مخالف است نه مذاکره. انگار نه انگار که میراث امام شهید پیش رویمان است و امام جامعه مردم را به بیانات امام شهید ارجاع داده‌اند و طی ۱۱ پیامشان حتی یک کلمه در مدح و حمایت از مذاکره سخن نگفته‌اند در حالی‌که برای روز طبیعت پیام داده‌اند. گویی معنی علی‌الاصول را هم بلد نبود وگرنه می‌‌فهمید استکبارستیزی از اصول انقلاب است و با استکبار توافق محال است.
وقتی تعدادی از بانوان در واکنش به حرف‌های او شعار دادند:« مذاکره بی‌ثمره جان امام در خطره» با حالتی برافروخته پاسخ داد: شعار انحرافی ندهید،جان امام اصلا هم در خطر نیست. او حتی زیر ضرب بودن لبنان و قصد حزب‌الله برای عاشورایی جنگیدن را هم به روی خودش نیاورد تا گوش مذاکره کنندگان را بپیچاند و تعهدشان به امام را گوشزد کند. برداشتش از پیام امام آنقدر سطحی بود که اگر بخواهم حالم را با شنیدن سخنانش توصیف کنم این بیت شعر می‌شود:«دوست که دلخوشی‌ام بود فقط خنجر زددشمنان را بسپارید که مرهم بدهندخسته‌ام مثل یتیمی که از او فرفره‌ایبستانند و به او فحش پدر هم بدهند»
این حجم از هماهنگی برای تحریف پیام امام جامعه و کمرنگ کردن اهمیت آن و حمایت از جهت‌گیری غلط مسوولان شگفت‌انگیز است. وقتی فاصله کوتاه چند روزه میان افشای پروژه کودتا توسط رهبر انقلاب و ترور ایشان را می‌بینم، بیش از پیش نگران از سر راه توافق برداشتن حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای می‌شوم. برخی را چنان وفاق به خواب سنگین زمستانی برده که امیدی به بیداری‌شان نیست.
@aghletarif
undefined۱

۱۳۴

۷:۲۴

تعداد شهدای لبنانی از ۱۱ اسفند تاکنون به ۳۹۸۰ نفر رسید.
بیش از ۱۲ هزار نفر نیز در این مدت مجروح شده‌اند.
یادمان نرود لبنان با تمام موانعی که داشت به خاطر ما وارد جنگ شد. تصور می‌کنید می‌توانید از مسیر توافق با شیطان و چشم بستن بر این خون‌ها به گندم ری برسید؟ والله نخواهید رسید.
@aghletarif
undefined۱

۱۲۹

۷:۲۵

undefinedمولای علی، عَلَی الدّنیا بعدك العفا
پیام امام شهید در روز بعثت پیامبر ص را چهل روز قبل شهادتشان می‌خواندم.گر گرفتم. دارم خفه می‌شم. یک قسمت از بیانات رهبر شهیدم که بیشتر آتشم زد این بخش بود:« در گذشته وقتی فتنه‌ای از این قبیل ــ که خب فتنه‌های متعدّدی داشته‌ایم ــ در کشور اتّفاق می‌افتاد، غالباً مطبوعاتی‌های آمریکا، سیاسیّون درجه‌ی دوّم آمریکا یا کشورهای اروپایی دخالت میکردند؛ در این فتنه این خصوصیّت بود که شخص رئیس‌جمهور آمریکا، شخص خود او، در این فتنه دخالت کرد، حرف زد، اظهارنظر کرد، تهدید کرد، فتنه‌گران را تشویق کرد؛ پیغام داد از آمریکا به این کسانی که حالا بعد خواهم گفت چه کسانی بودند، که بروید جلو، نترسید؛ گفت از شما حمایت میکنیم، حمایت نظامی میکنیم؛ یعنی خود رئیس‌جمهور آمریکا، وارد فتنه شد و جزو فتنه است. یک عدّه، یک تعدادی، این مجموعه‌ای که تخریب کردند و آتش زدند و رفتند و کارهای خلاف کردند و آدم کشتند، اینها را [به عنوان] ملّت ایران معرّفی کرد؛ یعنی تهمت بزرگی به ملّت ایران زد؛ گفت اینها ملّت ایرانند و من میخواهم از ملّت ایران دفاع کنم. اینها جرم است. این دلایلی که عرض کردم، دلایل مستندی است، یعنی هیچ چیز پنهانی وجود ندارد؛ آشکارا گفت، آشکارا حرف زد، آشکارا تشویق کرد. پشت ‌سر هم مستنداتی داریم که کمک کردند؛ هم آنها، هم رژیم صهیون، کمک کردند که حالا آن را هم مختصراً عرض خواهم کرد. ما رئیس‌جمهور آمریکا را مجرم میدانیم؛ هم به خاطر تلفات، هم به خاطر خسارات، هم به خاطر تهمتی که به ملّت ایران زد.»
او اینقدر روی ملت ایران غیرت داشت که حتی تهمت جنایتکار اپستین را به مردمش برنتافت. از نظر او رییس جمهور آمریکا مجرم بود که باید تقاص پس می‌داد. باید علیه او در محاکم بین‌المللی اعلام جرم می‌شد. باید محاکمه می‌شد.حاشا به غیرت ما حالا که جرمش سنگین‌تر از قبل شده و دستش به خون بهترین خلق بعد از امام زمان عج در زمانه‌ی کنونی و خانواده‌اش و هزاران نفر از مردم ایران آلوده شده، ما نشسته‌ایم با یک مجرم مهدورالدم مذاکره می‌کنیم و به دنبال راه گشایش برای ملت ایرانیم. مجرمی که گوشتش از گوشت و خون دخترکان بیگناه روییده است از بس که در جزیره اپستین دختر نابالغ خورده است. به والله به والله به والله معیشتتان ضنک خواهد شد و روی خوش نخواهید دید که خود خدا فرمود:«وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ﴿۱۲۴﴾و هر كس از ياد من دل بگرداند در حقيقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‌كنيم »
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62370اگر خواستید مثل من گر بگیرید، بنشینید و بیانات را بخوانید. او قبل از شهادتش حرف‌های مهمی با ما زد و ما نفهمیدیم. مولایی علی، عَلَی الدّنیا بعدك العفا.
@aghletarif
undefined۵
undefined۱

۳۳۹

۷:۲۵

اونایی که شب عاشورا توی خاموشی شب از خیمه امام حسین علیه السلام رفتن هم از امام اجازه داشتند.

@aghletarif
undefined۷

۱۵۷

۹:۲۶

نوشته‌ها
اونایی که شب عاشورا توی خاموشی شب از خیمه امام حسین علیه السلام رفتن هم از امام اجازه داشتند. @aghletarif
این را اصلاح کنمدر برخی منابع متأخر نقل شده اما دقیق نیست که در شب عاشورا بودهبلکه در منزل زباله بوده که اونجا امام بیعت را برمی‌دارند و عده ای با اجازه امام می‌رن

۱۸۳

۱۰:۲۱

۹ تیر
thumbnail
undefinedزهرا سند مظلومیت آقا است
کلیپ را باز می‌کنم. با دیدن صورت معصومانه‌ی زهرا و تلاشش برای گفتن اسم «آقا» قلبم گر می‌گیرد و اشکم سرازیر می‌شود. بی‌درنگ ذهنم می‌دود پی کلمات امام شهید در کتاب «آفتاب در مصاف»ش آنجایی که دارد از سند مظلومیت حسین بن علی علیه‌السلام می‌گوید، از علی اصغر:«شهادت علی اصغر در حادثه کربلا از شهادت عون و جعفر و علی اکبر و اینها اثرش بیشتر بوده..، این سند مظلومیت حسین بن علی (ع) بود...امام حسین (ع) با شهادت علی اصغر، یعنی شهید شدن علی اصغر برایش این موهبت بزرگ به دست آمد که در نظر تاریخ مسجل شد که آن مردمی که حسین (ع) علیه آنها قیام کرده بود و سیدالشهدا (ع) با آنها به جنگ برخاسته بود اینها مردم پلید و خبیث و شریری بودند؛ در حدی که یک بچه شیرخوار را با تشنگی با گرسنگی به آن کیفیت فجیع به قتل رساندند.»
بعد با خودم می‌گویم شهادت زهرای ۱۴ ماهه‌ی امام شهیدم نیز سند مظلومیت اوست. دنیا با همین سند خواهد فهمید که او با چه قوم خبیثی در جنگ بود.
آخ که چقدر سکانس‌های پایانی زندگی او عاشورایی است. از آخرین جمله‌ی «مثلی لایبایع مثله» به یاد مانده از او تا به مسلخ رفتن خانوادگیش تا شهادت نوه‌ی شیرخواره‌‌اش تا پیکر بر زمین مانده‌اش.
تفاوت او با امامش فقط در یک چیز است، در مردم مبعوثش که وقتی رفت ازشان راضی بود. مردمی که قرار است با همان رسم عاشورایی کار را تمام کنند. ان‌شاءالله.
@aghletarif
undefined۱۵
undefined۱

۵۳۷

۱۹:۰۵

۱۷ تیر
undefinedثمره‌ی ثور برخاسته از ثار
از غروب شنبه که چادر چاقچور کردم سمت تهران تا امروز صبح که به خانه برگشتم، کمتر فرصت و امکان این را داشتم که سراغ اخبار و فضای مجازی بروم. گاهی در حد چند دقیقه که نت پا می‌داد و یا من فرصت و حالش را داشتم وصل می‌شدم. حالا که از آن فضای ملکوتی و شبه اربعینی بازگشته‌ام و قدری نفس چاق کرده‌ام، دارم گروه‌ها و کانال‌ها را چک می‌کنم. انگار از عالم ملکوت پرت شده‌ام در ناسوت. سرم گیج می‌رود. اخبار و تحلیل‌ها را می‌خوانم. دوستان قمی از مدیریت برنامه تشییع شهرشان ناراحتند. یکی نوشته باید عذرخواهی کنند. دیگری شرمنده مردمی شده که دیروز در مسیر تشییع خوب پذیرایی نشده‌اند و بیشتر راه رفته‌اند چون حمل و نقل افتضاح بوده. به خودم می‌گویم پس چرا من اینقدر تشکر کردم از این مسوولان. ایراد از عینک من است یا عینک او. جوابش را نمی‌دانم. کانال دیگری را باز می‌کنم از واق‌واق‌های ترامپ نوشته و ختم آتش‌‌بسی که اعلام کرده.‌ گویا پلاکاردهای kill Trump را دیده و قرمزی فضای تشییع بدجور چشمم را زده که حالا مثل سگ پارس می‌کند. بین فضایی که این سه روز درک کردم با فضای کنونی ناهماهنگی است. دارم مقاومت می‌کنم. زمان لازم دارم تا بتوانم فرود بیایم. حال عذیر را درک می‌کنم. گویی صد سال نبوده‌ام. این سه روز نه خوابمان درست بود و نه آنچنان خوراکمان به راه، بیشتر کف خیابان و بیابان زیر تیغ تیز آفتاب هروله می‌کردیم و قوت غالبمان چند بطری آب بود، اما ثانیه به ثانیه‌های آن پر بود از معنای زندگی، آرامش و انبساط روح. نمی‌خواهم این حال را با هیچ حال دیگری طاق بزنم. حالا می‌فهمم که چرا رزمنده‌ها عالم خاکی جبهه را به دنیای آسایش خانه ترجیح می‌دادند و برگه‌ی مرخصی برایشان حکم اعدام را داشت. اکنون درک می‌کنم راز قطعنامه‌ای را که برای امام حکم جام زهر را داشت. قطعنامه‌ای که قرار بود بساط ملکوت را جمع کند به نفع ناسوت. روح بلند آن شهدای مظلوم و به ناحق کشته شده‌ چنان بر دنیای کوچک ما بسط و اشراف داشت که مغناطیس معنویتشان روحمان را جذب کرده بود. درست شبیه همان اتفاقی که در اربعین برای ما آدم‌های خاکی می‌افتد. مغناطیس روح حسین علیه السلام و کشان کشان بردنمان تا ملکوت. اینها تمام ثمره‌ی خون و خونخواهی است، ثمره‌ی ثور برخاسته از ثار. بگذارید اینجا را از نادر وام بگیرم و بنویسم:«در جهان، هنوز، چه بسیار چیزهایی وجود دارد که به کلمه تبدیل نمی‌شود؛ چیزهایی که «اسم» کوچک‌شان می‌کند. «قید» مقیدشان می‌کند و «صفت» اسیرشان....این زورآزمایی یک ملت ظلم‌آشنا با زرخریدان زورمندترین حرامزادگان، تقابلی است که نام نمی‌خواهد، صفت نمی‌طلبد، قید برنمی‌دارد؛ اما چه کنم که دل می‌پوسد اگر ببیند و خاموش بماند» و این تمام چیزی است که می‌توانم با آن احوال این روزها را بیان کنم. باز هم به قول نادر:« حقارت کلمات را به عظمت ثمرات این تقابل باورنکردنی ببخش»
@aghletarif
undefined۲

۷۵

۱۵:۵۱

۱۸ تیر
این روزها که ناتوان از تأمین امنیت جان اماممان هستیم و به تکرار غیبت صغرای امام سید مجتبی مبتلا شده‌ایم به روایاتی فکر می‌کنم که غیبت امام زمان عج به خوف از قتل پیوند خورده است. شبیه این روایت که شیخ الائمه از آقا رسول‌الله ص نقل کرده:«لابد للغلام من غیبة فقیل له: و لم یا رسول الله؟ قال: یخاف القتل» چاره‌ای برای این جوان جز غیبت نیست. وقتی پرسیده شد چرا؟ فرمود : ترس از کشته شدن.» اینها همه یعنی اول شرط ظهور، اثبات توانایی امت اسلام در تأمین امنیت جان امام علیه‌السلام است.
روایت دیگری هم هست که اسحاق ابن یعقوب از قول امام زمان (عج) نقل کرده: «إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلاَّ وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لاَ بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ اَلطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقِی» هریک از پدرانم بیعت یکی از طاغوت‌های زمان به گردنشان بود، ولی من در حالی قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتی به گردنم نباشد.» او دارد در این حدیث به ما کد می‌دهد و از شرط ظهورش می‌گوید.
خوب است ما که این روزها در حال مشایعت پیکر اربا اربای نائبش هستیم و با این تشییع باشکوه از تهران تا مشهد در آزمون وفاداری مهر قبول شد خورده‌ایم فکری هم به حال این شرط ظهور کنیم. او خواهد آمد اما زمانی که بیعتی از طاغوت بر گردنش نباشد. آیا فکر نمی‌کنید این مذاکرات علی‌الدوام جاری و تفاهم‌نامه‌‌ی مدام نقض‌شونده مانعی برای این شرط ظهور باشد؟ چرا نباید زیر میز مذاکراتی بزنیم که گردن شیعه را زیر بار سنگین بیعتی چنین نگین برده است؟ چرا نباید تفاهم‌نامه‌ای را به آتش بکشیم که جنگش بر سرمان سایه انداخته است و ناتوان از تأمین امنیت جان رهبرمان است و او را به پس پرده‌ی غیبت صغری کشانده است؟
مارکو روبیویی که اکنون سکان وزارت خارجه آمریکا را بر عهده گرفته است قبل‌تر گفته بود: «دشمن اصلی ما امام دوازدهم است. ما با ایران می‌جنگیم چون آنها معتقدند باید امام دوازدهم «مهدی» را بازگردانند، این جنگ سیاست نیست، این جنگِ آخرالزمان است.»
کاش تا پیکر مطهر امام شهیدمان در کربلا بود سری به محل غیبت امام زمان عج در سرداب سامرا زده بودیم تا یادمان بیاید یک نفر مانده از این قوم که باید برگردد و شرط بازگشتش رسیدن امت اسلام به نقطه‌ای از بازدارندگی است که امنیت جان امام را تأمین کند و پس زدن هر نوع تفاهم و توافقی که بوی بیعت با طاغوت می‌دهد. اماممان قتیل‌المذاکرات شد و رفت تا با خونش آن یک نفر زودتر برگردد. پاسدار این خون باشیم. @aghletarif
undefined۲
undefined۲

۱۹۹

۱۶:۴۷

۲۸ تیر
امام خامنه‌ای قبل‌تر یکی از ویژگی‌های امام شهید را «قدرت خلق معانی از طریق ساخت واژگان و ایجاد گفتمان عمومی» بیان کردند. ویژگی که خود ایشان نیز از آن بی‌بهره نیستند. مثلا در پیام دیروز واژه‌ی «پیشرو» را بجای «تندرو» خلق کردند. این خلق ادبیات هم به ارتقاء گفتمان انقلاب کمک شایانی می‌کند و هم راهبری به سمت خروج از ادبیات دشمن‌ساخته است.@aghletarif

۸

۱۱:۵۴

undefinedاتحاد در کنار انتقاد
هنوز جوهر پیام اخیر امام جامعه خشک نشده و علی رغم تاکید ایشان بر اتحاد مقدس عده‌ای شروع کردند به طعنه زدن به منتقدان که «ساکت شوید دیدید آخرش رهبری از خودش هزینه کرد» این دوستان یا پیام‌های امام را نخوانده‌اند یا اگر خوانده‌اند اتحاد مقدس بیشتر چشمشان را گرفته چون راحت‌تر می‌توان پشت این اصل قایم شد تا زمین خوردن تشت رسوایی تفاهم‌نامه و نامعتبر بودن امضای رئیس‌جمهور آمریکا کمتر توی ذوق بزند.
خدمت این دوستان عارضم که این پیام در کنار اصل مهم اتحاد مقدس، دربردارنده‌ی دو اصل مهم دیگر هم بود. اولین اصل مشهود در پیام تأکید بر اصل دشمن‌شناسی بود؛ اصلی که از قضا باید محور اتحاد بین مردم و مسوولان قرار گیرد. اینکه دشمن بدعهد، پلید، جنایتکار و غیرقابل اعتماد است و نقض تفاهم‌نامه‌ای که رییس‌جمهور نسبت به تحقق مفاد آن تعهد داده بود، سندی محکم بر همین اصل است.
اتحاد مقدس که دومین اصل مورد تاکید در این پیام بود و از اصولی‌ترین امور در این برهه برشمرده شد ریشه در همان اصل دشمن‌شناسی دارد؛ چراکه طبق فرمایش ایشان این اتحاد مقدس «خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیله‌گر امریکایی» موضوعیت پیدا می‌کند فلذا برای تحقق این اتحاد باید اصل دشمن‌شناسی سرلوحه‌ی تمام امور قرار گیرد. پرواضح است اگر با وجود چنین نقض عهدی باز کسانی بخواهند پایشان را لای در مذاکره با آمریکا بگذارند بی‌شک در مسیر اختلاف و وحدت‌‌شکنی قدم برداشته‌اند.
اما اصل مهم بعدی، صحه گذاشتن بر اصل انتقاد بود که از قضا در فراز مربوط به این بخش از پیام، ضمن تذکر دو نکته به منتقدان، آنها را مورد عنایت ویژه خود قرار دادند و صفاتی معنادار را برای آنها برشمردند. از جمله این صفات عبارت بودند از:«اخلاص، خیرخواهی، اهتمام و نگرانی‌شان به علاوه‌ی خودشان سرمایه‌ای ارزشمندی برای نظام، فی نفسه مطلوب بودن نقدشان، بعضی‌شان پیشروان بصیرت، نقدشان موجب رونق و شکوفایی»
البته در کنار به کار بردن چنین الفاظی در ستایش منتقدان آنها را به دو نکته مهم توجه دادند تا نقدشان منشأ محرومیت از برکات و عنایات نگردد:«اولا ظلمی را بر بی‌گناهی روا ندارد» که این نکته باید در محتوای نقدها مورد توجه قرار گیرد. دوم «موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد» که این نکته ناظر به ملاحظه‌‌ی روشی در ارائه‌ی نقدها است. به عبارتی نقد باید خالی از ادبیات خائن‌پنداری مسوولان باشد و بر پایه‌ی استدلال و منطق صحیح و مستند صورت پذیرد.
خلاصه آنچه از این پیام قابل احصاء است وجود فاصله‌ای نجومی بین ادبیات امام جامعه در مواجهه با منتقدان با کسانی است که همواره منتقدان را با برچسب تندرو، افراطی، خوارج‌مسلک، همسو با اسراییل، جنگ‌طلب و... می‌نواختند و یا خواهان اعزام آنها به جبهه‌های جنوب بودند. همچنین این پیام نشان داد دلسوزی، خیرخواهی و نقدهای علی‌الصولی منتقدان نسبت به مذاکره و مفاد تفاهم‌نامه همسو و منطبق بر منظومه‌ی فکری امام جامعه بوده است. همچنین ثابت کرد برخی در مسیر نقد پای را فراتر از چارچوب اصولی انتقاد گذاشته‌اند که همین امر منجر به دریافت دو تذکر برای صیانت از وحدت گردید.
@aghletarif
undefined۱

۸

۱۱:۵۶