يَقُولُونَ: لَيْلَى عَذَّبَتْكَ بِحُبِّهَاأَلَا حَبَّذَا ذَاكَ الْحَبِيبُ الْمُعَذِّبُ!
میگویند: لیلی تو را با عشق خویش عذاب کرده است؛
چه نیکوست آن محبوبی که چنین عاشقش را عذاب میکند!
میگویند: لیلی تو را با عشق خویش عذاب کرده است؛
چه نیکوست آن محبوبی که چنین عاشقش را عذاب میکند!
۱۳۶
۲۱:۳۶
فَمَنْ هَانَ اللِّقَاءُ عَلَيْهِ يَوْمًافَعَوْدُ الْوُدِّ مِنْهُ لَا يُصِيبُ
أُعِزُّ النَّفْسَ عَنْ بَابٍ أُغْلِقَوَمَا كُلُّ الرُّجُوعِ بِهِ يَطِيبُ
آنکه روزی حضورمان را بیارزش شمرد، دیگر بازگشتِ محبتش به دل نمینشیند.
عزتنفسم را پاس میدارم و از دری که به رویم بسته شده، میگذرم؛ چراکه طعمِ هر بازگشتی، لزوماً شیرین و گوارا نیست
أُعِزُّ النَّفْسَ عَنْ بَابٍ أُغْلِقَوَمَا كُلُّ الرُّجُوعِ بِهِ يَطِيبُ
آنکه روزی حضورمان را بیارزش شمرد، دیگر بازگشتِ محبتش به دل نمینشیند.
عزتنفسم را پاس میدارم و از دری که به رویم بسته شده، میگذرم؛ چراکه طعمِ هر بازگشتی، لزوماً شیرین و گوارا نیست
۱۴۸
۲۱:۴۶
.آنچه هرگز شرح نتوان کرد، یعنی حالِ من…
مَا لَا يَسَعُ اللِّسَانَ وَصْفُهُ، فَذَاكَ حَالِي…
مَا لَا يَسَعُ اللِّسَانَ وَصْفُهُ، فَذَاكَ حَالِي…
۱۱۱
۱۳:۵۷
.پریشان رو، پریشان گو، پریشان خاطرم کردی…#سید_تقی_سیدی
أضْحَيْتَنِي مُضْطَرِبَ الرُّوحِ، مُشَوَّشَ القَوْلِ، مُثْقَلَ الخَاطِرِ…
أضْحَيْتَنِي مُضْطَرِبَ الرُّوحِ، مُشَوَّشَ القَوْلِ، مُثْقَلَ الخَاطِرِ…
۱۱۳
۱۳:۵۹
.مرا قیاس مکن با خودت، که من هرگزبه اسمِ عشق، به تنهاییات نیفزودم...
#فاضل_نظری
لَا تُقَايِسْنِي بِنَفْسِكَ؛ فَمَا كُنْتُ يَوْمًا، بِاسْمِ الْحُبِّ، سَبَبًا فِي زِيَادَةِ وَحْدَتِكَ.
یعنیتو شاید در رابطهای به نام عشق، کاری کردهای که طرف مقابل بیشتر تنها، بیپناه یا محروم از محبت شود؛ اما من چنین نکردم.
#فاضل_نظری
لَا تُقَايِسْنِي بِنَفْسِكَ؛ فَمَا كُنْتُ يَوْمًا، بِاسْمِ الْحُبِّ، سَبَبًا فِي زِيَادَةِ وَحْدَتِكَ.
یعنیتو شاید در رابطهای به نام عشق، کاری کردهای که طرف مقابل بیشتر تنها، بیپناه یا محروم از محبت شود؛ اما من چنین نکردم.
۱۱۵
۱۴:۰۱
من از عشقت نوشتم سالها، شد دفتر شعریتو تنها دفتر شعر من و در دست اغیاری…
مِنْ عِشْقِكِ كَتَبْتُ سِنِينَ، فَصَارَ دِيوانَ شِعْرٍ
وَأَنْتِ وَحْدَكِ دِيوانِي، وَفِي يَدَيْ غَيْرِي تُدَارِينَ…
مِنْ عِشْقِكِ كَتَبْتُ سِنِينَ، فَصَارَ دِيوانَ شِعْرٍ
وَأَنْتِ وَحْدَكِ دِيوانِي، وَفِي يَدَيْ غَيْرِي تُدَارِينَ…
۸۷
۱۹:۴۲
.الحب يأتي مرة واحدة في العمر، والإعجاب مرات، فلا تخلط بينهما فتندم .
«عشق در زندگی تنها یکبار به سراغ آدمی میآید؛ اما شیفتگی و پسندیدن، بارها رخ میدهد. پس این دو را با یکدیگر اشتباه نگیر، که پشیمان خواهی شد.»
«عشق در زندگی تنها یکبار به سراغ آدمی میآید؛ اما شیفتگی و پسندیدن، بارها رخ میدهد. پس این دو را با یکدیگر اشتباه نگیر، که پشیمان خواهی شد.»
۸۷
۱۹:۴۷
خَوَافِي الأَخْلَاقِ تَكْشِفُهَا المُعَاشَرَةُ
حضرت امیرالمومنین
باطن و زوایای پنهانِ اخلاقِ انسان را معاشرت آشکار میکند
حضرت امیرالمومنین
باطن و زوایای پنهانِ اخلاقِ انسان را معاشرت آشکار میکند
۷۹
۲۱:۲۸
"أهديتُها شِعرًا، فقالتْ: سَرَّني! لكنْ أرِيدُ قِلادَةً وسِوَارا فضحِكتُ من حظِّي! وقلتُ: لعلها أُمِّيَّةٌ، لا تقرأُ الأشعَارا"
«برای او شعری هدیه کردم، پس گفت:
مرا خوشحال کرد!
اما من گردنبند و دستبندی میخواهم.
از بخت خود خندیدم و گفتم: شاید او
بیسواد است و شعرها را نمیخوانَد!»
«برای او شعری هدیه کردم، پس گفت:
مرا خوشحال کرد!
اما من گردنبند و دستبندی میخواهم.
از بخت خود خندیدم و گفتم: شاید او
بیسواد است و شعرها را نمیخوانَد!»
۴۹
۷:۴۸
«يشفيني أن أكون وحدي في الفراغ أكثر من أن أكون بينهم أتبسَّم، بل وينهكني تصنُّع بسمتي!»
أنس المغربي.
برای من شفابخشتر است که در خلوت و فضای خالیِ تنهایی باشم، تا اینکه میان مردم باشم و لبخند بزنم؛ بلکه تظاهر به لبخند زدن مرا فرسوده و خسته میکند
أنس المغربي.
برای من شفابخشتر است که در خلوت و فضای خالیِ تنهایی باشم، تا اینکه میان مردم باشم و لبخند بزنم؛ بلکه تظاهر به لبخند زدن مرا فرسوده و خسته میکند
۱۸
۹:۴۷