بازارسال شده از باریکه نور ؛)
«علی الاصول»کلمهای که عاقبت بخیر شد.
۱
۱۴:۴۰
فهمیدم این همه علاقه و غیرت و نسبت به ایران و ایرانی بودن و تیم ملی های ایران از کجا نشأت می گیره؟
از مامان و بابام

ما یه جوری فوتبال های جام جهانی رو می بینیم که از در و دیوار خونه صدای جیغ و داد هامون می ریزه بیرون

بعد یه جا بلند جیغ می کشیم ، یه جا دعوا می کنیم با بازیکنا ، یه جا داد می زنیم یا فاطمه زهرا ، موقع حمله حریف و جعلنا می خونیم
واقعا میتونم ادعا کنم طرفداارای خفنی هستیم
🤍
الانم هممون گلوهامون می سوزه و صدامون گرفته🫠
از مامان و بابام
ما یه جوری فوتبال های جام جهانی رو می بینیم که از در و دیوار خونه صدای جیغ و داد هامون می ریزه بیرون
بعد یه جا بلند جیغ می کشیم ، یه جا دعوا می کنیم با بازیکنا ، یه جا داد می زنیم یا فاطمه زهرا ، موقع حمله حریف و جعلنا می خونیم
واقعا میتونم ادعا کنم طرفداارای خفنی هستیم
الانم هممون گلوهامون می سوزه و صدامون گرفته🫠
۶۲
۲۱:۳۵
به یه حقیقت تلخ هم رسیدماین ورژن از من انگار تو زیری ترین لایه های وجودیم رفته بودمدت هاست که چیزی انقدر عمیق و بی فکر منو هیجانی نکرده بود...
۵۶
۲۱:۵۰
دلم برای این نوجوون درونم سوخت انگار
۵۶
۲۱:۵۱
و منکر این نمی شم که اتفاقات این مدت انقدری منو تحت فشار قرار داده که لایه لایه وجودم غمش بیدار تر از هر احساسیه
و بزرگترینششهادت آقاست
و بزرگترینششهادت آقاست
۶۱
۲۲:۰۵
چه به ما گذشت چه به ما گذشتچه به ما گذشت
۶۱
۲۲:۰۵
بازارسال شده از ☫کافه رحیمی☫
وطنفروشی که میخواست این پرچم رو پایین بیاره، باختِ این تیم رو ببینه و میگفت «شیعه محرمِ امسال رو نمیبینه» چشم وا کنه تا بهتر ببینه! پرچمِ حسین(ع) و ایرانِ حسین(ع) وسطِ لسآنجلس هم بالاست؛ این تیم تا پشتش به عَلَمِ سیدالشهدا گرمه؛ تو قلبِ مردمشم باخت نمیده.
۱۲
۲۲:۳۳
داشتیم از گلستان بر می گشتیمتوی اتوبان یکهو همه ی ماشین های جلویی زدن رو ترمزما هم یکهو ایستادیمکمی جلو تر یک جاروی رفتگری افتاده بودجلو تر خود رفتگر وسط خیابون انگار آروم خوابیده بودجلوتر صندلی موتورجلوتر یه آقا با صورت خونی اونم انگار خوابیده بودجلوتر یه موتور برگشته رو زمینباورم نمیشد دارم انقدر شفاف و واضح این تصویر ها رو می بینمزبونم بند اومده بودفقط داشتم تند تند حمد شفا میخوندمتو دلم التماس می کردم به صاحب امشب ، این شب هابه حضرت زهرا به حضرت ام البنینرحم کننرحم کنن به این اتفاقبه آدم هایی که وسط خیابون افتاده بودنبه خانواده های بی خبرشون
الان که توی خونه تنها نشستم و دارم برای شما می نویسم عاجزمعجز داره از سر و روم می بارهخواهشم اینهاکه دارید می خونید این نوشته رو یه حمد شفا برای این دو عزیز که حتما برای آدمایی عزیزن و چشم انتظار برگشتشون هستن بخونید
الان که توی خونه تنها نشستم و دارم برای شما می نویسم عاجزمعجز داره از سر و روم می بارهخواهشم اینهاکه دارید می خونید این نوشته رو یه حمد شفا برای این دو عزیز که حتما برای آدمایی عزیزن و چشم انتظار برگشتشون هستن بخونید
۶۳
۲۱:۴۴
اینکه تو اکسپلور می بینم کیش دوباره داره جون می گیرهچراغ هتل ها روشن شدهخیابون هاش شلوغ شدهفرودگاهش به راههمردم تو جزیره در رفت و آمدنمنو ذوق زده می کنه🥹🥹
زهرا بیا دوباره بگو بهم که من اشتباهی اصفهانی شدم

پارسال یکی دوتا مغازه که رفتیم دقیق یادم نیست چی شدولی فروشنده ها می گفتن شما کیش وند هستید دیگه؟من یه چیزی درونم می گفت آره آره منم مال همین جاهامولی زبونم می گفت نه مسافرم🥲
زهرا بیا دوباره بگو بهم که من اشتباهی اصفهانی شدم
پارسال یکی دوتا مغازه که رفتیم دقیق یادم نیست چی شدولی فروشنده ها می گفتن شما کیش وند هستید دیگه؟من یه چیزی درونم می گفت آره آره منم مال همین جاهامولی زبونم می گفت نه مسافرم🥲
۱۵
۱۵:۱۵
قلب سفید برای من معنای عشق خیلی عمیق رو دارهبرای وقتایی استفاده اش می کنم که داره عشق درونم قل قل می کنه
دیدید تو توضیحات کانالم هم برای جنوب قلب سفید گذاشتمتو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل🤍
دیدید تو توضیحات کانالم هم برای جنوب قلب سفید گذاشتمتو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل🤍
۱۵
۱۵:۱۷