چنان بر روی صورت ریختی موی پریشان را
که گویی ماه را یک هالهی مبهم بغل کرده
که گویی ماه را یک هالهی مبهم بغل کرده
۴۸۲
۱۹:۴۳
غلط است هرچه گویند که به دل ره است دل را
دل ما زه غصه خون شد دل او خبر ندارد .
دل ما زه غصه خون شد دل او خبر ندارد .
۴۹۴
۱۹:۴۴
۵۲۰
۱۹:۴۴
ریاکت بدید لطفا^^
۵۲۲
۱۹:۴۷
تایم فدای چشمات که آبی نبودن و غرقم کردن
۶۶۵
۲۰:۳۰
ای ظُلمت شب با منه بیچاره بساز
۷۶۷
۲۰:۳۲
بازارسال شده از
چشمهایت، شب را شرمزده میکنند؛ آنچنان ژرف و خاموش که ماه نیز از تابیدنش پشیمان میشود. چشمهایت، حریریست از شبهای بیانتها با مژههایی که هر پلکشان، غزل تازهای از خاموشی میسراید.
۱
۲۲:۵۸
بازارسال شده از "𝐌𝐚𝐧𝐡𝐰𝐚"
درود من سلنا مالک چنل "𝐌𝐚𝐧𝐡𝐰𝐚" هستم که بعد از اولین بار بن شدن چنلم نسبت به فعالیت کردن سرد شدم و آخرشم دیل زدم چنلم روولی حالا دوباره برگشتم تا مثل قبل بشیمهرچند بعد از من چنل مانهوا های زیادی زدن...اونموقع ها من اول بودم ولی حالا فکر نکنم ولی خوشحال میشم توی چنلم ببینمتble.ir/join/2K1TYomJGS
۱۲
۱۵:۴۸
بازارسال شده از
کاش واژه ها بَلَد بودند؛ آنچه را که دلم نمی گوید،
فریاد زنند..
فریاد زنند..
۱
۲۲:۰۱
بازارسال شده از
خب بریم پاکتتت بارروونننن
۱
۹:۳۹