منهتن یا اقلیدسی؟ کدوم فاصله رو انتخاب کنیم؟
یکی از تصمیمهای مهم در الگوریتمهایی مثل KNN، K-Means و Clustering انتخاب معیار فاصلهست.
- فاصله اقلیدسی: فاصله مستقیم بین دو نقطه، مثل طول خطی که آنها را به هم وصل میکند.- فاصله منهتن: فاصله بین دو نقطه با حرکت فقط افقی و عمودی، مثل رفتن در خیابانهای شطرنجی، بدون حرکت مورب.
====
چه زمانی از فاصله اقلیدسی استفاده کنیم و چه زمانی منهتن؟
قانون سریع انتخاب- فاصله هندسی و مستقیم میخوای؟ اقلیدسی
- داده پرت داری؟ منهتن
- داده متنی و Sparse داری؟ منهتن
- با K-Means کار میکنی؟ معمولاً اقلیدسی
- با KNN کار میکنی؟ هر دو رو تست کن و با اعتبارسنجی انتخاب کن
- با Embedding متن کار میکنی؟ معمولاً شباهت کسینوسی گزینه مناسبتریه
- با Decision Tree یا Random Forest کار میکنی؟ معمولاً فاصله اهمیت مستقیمی نداره
هیچ فاصلهای همیشه بهترین نیست. معیار درست به نوع داده و هدف مسئله بستگی داره.
یکی از تصمیمهای مهم در الگوریتمهایی مثل KNN، K-Means و Clustering انتخاب معیار فاصلهست.
- فاصله اقلیدسی: فاصله مستقیم بین دو نقطه، مثل طول خطی که آنها را به هم وصل میکند.- فاصله منهتن: فاصله بین دو نقطه با حرکت فقط افقی و عمودی، مثل رفتن در خیابانهای شطرنجی، بدون حرکت مورب.
====
چه زمانی از فاصله اقلیدسی استفاده کنیم و چه زمانی منهتن؟
قانون سریع انتخاب- فاصله هندسی و مستقیم میخوای؟ اقلیدسی
- داده پرت داری؟ منهتن
- داده متنی و Sparse داری؟ منهتن
- با K-Means کار میکنی؟ معمولاً اقلیدسی
- با KNN کار میکنی؟ هر دو رو تست کن و با اعتبارسنجی انتخاب کن
- با Embedding متن کار میکنی؟ معمولاً شباهت کسینوسی گزینه مناسبتریه
- با Decision Tree یا Random Forest کار میکنی؟ معمولاً فاصله اهمیت مستقیمی نداره
هیچ فاصلهای همیشه بهترین نیست. معیار درست به نوع داده و هدف مسئله بستگی داره.
۱.۷K
۴:۲۰
۱.۴K
۷:۱۵
۲۰ نکته کاربردی درباره SVM (ماشین بردار پشتیبان) خطی
*
۱.
*هدف اصلی: در SVM خطی، دنبال یک خط صاف میگردیم که بتواند دو گروه از دادهها را به تمیزترین شکل ممکن از هم جدا کند.
۲.
مفهوم حاشیه (Margin): این الگوریتم فقط یک خط تصادفی نمیکشد؛ بلکه خطی را انتخاب میکند که بیشترین فاصله را با نزدیکترین دادههای هر دو گروه داشته باشد (مثل یک خیابان عریض بین دو محله).
۳.
بردارهای پشتیبان: دادههایی که دقیقاً روی لبههای این "خیابان" قرار میگیرند، «بردارهای پشتیبان» نام دارند.
۴.
اهمیت پشتیبانها: مرز تصمیمگیری فقط و فقط بر اساس همین بردارهای پشتیبان ساخته میشود. اگر بقیه دادهها را حذف کنید یا جابجا کنید، خط جداکننده تغییری نمیکند!
۵.
بهینگی در حافظه: چون مدل بعد از یادگیری فقط بردارهای پشتیبان را به خاطر میسپارد و بقیه دادهها را فراموش میکند، از نظر مصرف حافظه بسیار بهینه است.
۶.
فرض تفکیکپذیری مطلق: مدل Hard SVM فقط زمانی کار میکند که دادهها ۱۰۰٪ با یک خط صاف از هم جدا شوند. اگر حتی یک داده از کلاس دیگر در بین دادههای مقابل قرار گرفته باشد، الگوریتم اصلاً هیچ جوابی پیدا نمیکند و به بنبست میرسد!
۷. 🧹 تحمل خطای صفر (حاشیه کاملاً تمیز): در این حالت، هیچ دادهای به هیچ عنوان حق ندارد داخل فضای حاشیه (خیابان فرضی) یا در سمت اشتباه مرز قرار بگیرد. حاشیه باید کاملاً خلوت، پهن و خالی از هرگونه نمونه باشد.
۸.
آسیبپذیری حداکثری در برابر نویز: ورود حتی یک داده پرت (Outlier) به مجموعه آموزش، میتواند حاشیه را به شدت باریک کند، جهت خط را کاملاً به هم بریزد و مدل را به سادگی دچار بیشبرازش (Overfitting) کند؛ چون مدل حاضر است خط را به طرز عجیبی کج کند، اما همان یک نقطه هم سمت اشتباه نیفتد!
۹.
اهمیت مقیاسبندی (Scaling): الگوریتم SVM بر اساس "محاسبه فاصله" کار میکند. اگر ویژگیهای دادههایتان مقیاسهای متفاوتی دارند (مثلاً یکی بر حسب متر و دیگری بر حسب میلیمتر است)، حتماً قبل از مدلسازی آنها را استاندارد کنید.
۱۰.
تمرکز تدریجی روی دادههای مرزی: در حین اجرای fit، مدل به مرور زمان متوجه میشود که ۹۰ درصد دادهها در عمق کلاس خودشان جا خوش کردهاند و بود و نبودشان تاثیری در تعیین مرز ندارد. الگوریتم وزن این دادههای بیخطر را صفر میکند و تمام محاسباتش را فقط روی نقاط لب مرز (همان بردارهای پشتیبان) قفل میکند تا شیب و زاویه نهایی خط را تنظیم کند.
۱۱.
فراتر از دو بُعد: وقتی دادهها ۲ ویژگی دارند مرز ما یک "خط" است، در ۳ ویژگی یک "صفحه" و در ابعاد بالاتر به آن "اَبَرصفحه" (Hyperplane) میگوییم.
۱۲.
سرعت پیشبینی: مدلهای خطی SVM پس از آموزش، در فاز پیشبینی (Prediction) فوقالعاده سریع عمل میکنند و برای سیستمهای Real-time عالی هستند.
۱۳.
قدرت در ابعاد بالا: این الگوریتم در فضاهایی که تعداد ویژگیها (ستونهای داده) بسیار زیاد است، عملکرد درخشانی دارد.
۱۴.
پادشاه پردازش متن: به دلیل عملکرد عالی در ابعاد بالا، SVM خطی یکی از بهترین و کلاسیکترین انتخابها برای دستهبندی متون (مثل تشخیص اسپم یا تحلیل احساسات) است.
۱۵.
ذاتاً دوکلاسه: الگوریتم SVM در پایه برای جدا کردن فقط «دو کلاس» طراحی شده است و ذاتا باینری است.
۱۶.
مدیریت چند کلاس: برای دستهبندی بیش از دو کلاس، مدل پشت صحنه از تکنیکهایی مثل "یکی در برابر بقیه" (One-vs-Rest) استفاده میکند و چند مدل دوکلاسه را با هم ترکیب میکند.
۱۷.
تفسیرپذیری عالی: در SVM خطی، وزنهایی که به هر ویژگی اختصاص داده میشود به شما نشان میدهد کدام متغیرها بیشترین تاثیر را در تصمیمگیری مدل داشتهاند.
۱۸.
محدودیت خطی بودن: همانطور که از اسمش پیداست، این مدل فقط زمانی عالی است که دادهها واقعاً با یک خط صاف قابل تفکیک باشند. اگر دادهها در هم تنیده باشند، باید سراغ ترفندهای غیرخطی (مثل Kernel Trick) برویم.
۱۹.
توجه به تعادل کلاسها: اگر تعداد دادههای یک کلاس خیلی بیشتر از دیگری باشد (دادههای نامتوازن)، مرز تصمیم ممکن است به نفع کلاس اکثریت جابجا شود. در این حالت باید وزن کلاسها (Class Weights) را تنظیم کنید.
۲۰.
*سادگی قبل از پیچیدگی: همیشه قبل از استفاده از شبکههای عصبی عمیق برای دادههای جداییپذیر خطی، یک مدل SVM خطی را تست کنید؛ اغلب اوقات با هزینه محاسباتی بسیار کمتر، همان دقت را به دست میآورید!
#یادگیری_ماشین #پایتون #هوش_مصنوعی #داده_کاوی
*
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷. 🧹 تحمل خطای صفر (حاشیه کاملاً تمیز): در این حالت، هیچ دادهای به هیچ عنوان حق ندارد داخل فضای حاشیه (خیابان فرضی) یا در سمت اشتباه مرز قرار بگیرد. حاشیه باید کاملاً خلوت، پهن و خالی از هرگونه نمونه باشد.
۸.
۹.
۱۰.
۱۱.
۱۲.
۱۳.
۱۴.
۱۵.
۱۶.
۱۷.
۱۸.
۱۹.
۲۰.
#یادگیری_ماشین #پایتون #هوش_مصنوعی #داده_کاوی
۱.۱K
۲۰:۳۹
برخورد SVM با دادههای غیرعددی (کتگوریکال)۱. نابینایی SVM در برابر متن و دستهها: اساس کار SVM بر پایه «محاسبه فاصله اقلیدسی و ضرب داخلی بردارها» است. مدل نمیتواند فاصله ریاضی بین کلماتی مثل «قرمز» و «آبی» یا «مرد» و «زن» را بدون عدد بفهمد؛ بنابراین مستقیماً با دادههای کتگوریکال به خطا میخورد و نمیتواند آنها را پردازش کند.
۲. تبدیل به مقادیر عددی (راهحل اول - One-Hot Encoding): برای متغیرهای دستهای اسمی (که ترتیبی بینشان نیست، مثل شهرها یا رنگها)، باید از روش متغیرهای موهومی یا وان-هات استفاده کرد تا هر مقدار به ستونی از صفر و یک تبدیل شود.
نکته مثبت برای SVM: این کار تعداد ابعاد (ستونها) را بالا میبرد، اما خبر خوب این است که SVM خطی یکی از قویترین مدلها برای کار با دادههای ابعاد بالا (High-Dimensional) است و اصلاً از زیاد شدن ستونها نمیترسد!
۳. کدگذاری ترتیبی (راهحل دوم - Ordinal Encoding): اگر بین دستهها ترتیبی منطقی وجود دارد (مثل سطح تحصیلات: دیپلم، لیسانس، دکتری یا میزان رضایت: کم، متوسط، زیاد)، آنها را به عددهای مرتب (مثل ۱، ۲، ۳) تبدیل میکنیم تا مدل ترتیب فاصلهای بین آنها را در محاسباتش لحاظ کند.
۴. نکته حیاتی پس از عددیسازی: به محض اینکه دستهها به عدد تبدیل شدند، اگر در کنارشان متغیرهای عددی دیگری با مقیاسهای بزرگ (مثلاً حقوق ماهانه یا سن) دارید، حتماً باید کل دادهها مقیاسبندی (Scale) شوند. در غیر این صورت، ستونهای عددی بزرگتر روی متغیرهای دستهبندی صفر و یکی سایه میاندازند و اجازه تصمیمگیری درست به مدل را نمیدهند.
۲. تبدیل به مقادیر عددی (راهحل اول - One-Hot Encoding): برای متغیرهای دستهای اسمی (که ترتیبی بینشان نیست، مثل شهرها یا رنگها)، باید از روش متغیرهای موهومی یا وان-هات استفاده کرد تا هر مقدار به ستونی از صفر و یک تبدیل شود.
نکته مثبت برای SVM: این کار تعداد ابعاد (ستونها) را بالا میبرد، اما خبر خوب این است که SVM خطی یکی از قویترین مدلها برای کار با دادههای ابعاد بالا (High-Dimensional) است و اصلاً از زیاد شدن ستونها نمیترسد!
۳. کدگذاری ترتیبی (راهحل دوم - Ordinal Encoding): اگر بین دستهها ترتیبی منطقی وجود دارد (مثل سطح تحصیلات: دیپلم، لیسانس، دکتری یا میزان رضایت: کم، متوسط، زیاد)، آنها را به عددهای مرتب (مثل ۱، ۲، ۳) تبدیل میکنیم تا مدل ترتیب فاصلهای بین آنها را در محاسباتش لحاظ کند.
۴. نکته حیاتی پس از عددیسازی: به محض اینکه دستهها به عدد تبدیل شدند، اگر در کنارشان متغیرهای عددی دیگری با مقیاسهای بزرگ (مثلاً حقوق ماهانه یا سن) دارید، حتماً باید کل دادهها مقیاسبندی (Scale) شوند. در غیر این صورت، ستونهای عددی بزرگتر روی متغیرهای دستهبندی صفر و یکی سایه میاندازند و اجازه تصمیمگیری درست به مدل را نمیدهند.
۱.۱K
۲۰:۴۷
سلام. عصر جمعه تون به خیر و خوشیدوره ماشین لرنینگ پایه دیشب با حضور ۶۳ عزیز
به پایان رسید.دوره بسیار خوبی بود و هر جلسه بیش از ۹۰ درصد از دانشجویان حاضر بودند که در کلاس های آنلاین این یه آمار بسیار خوبه.عزیزانی که دوره ماشین لرنینگ تکمیلی را ثبت نام کردند برای دریافت لینک به من پیام دهنددوره از فردا به مدت شش روز متوالی ساعت هفت تا نه شب برگزار خواهد شد.تا کنون ۷۱ عزیز در این دوره ثبت نام کردند.
۸۰۷
۱۳:۲۷
۲۰ نکته مهم درباره کلاسترینگ با روش K-Means
K-Means یکی از روشهای یادگیری بدون نظارت است؛ یعنی برای آموزش به برچسب هدف نیاز ندارد.
هدف اصلی K-Means تقسیم دادهها به تعداد مشخصی گروه یا کلاستر است.
هر کلاستر با یک مرکز به نام Centroid نمایش داده میشود.
تعداد کلاسترها باید پیش از اجرای الگوریتم مشخص شود.
مقدار نامناسب برای تعداد کلاسترها میتواند نتیجه تحلیل را ضعیف کند.
مقیاس ویژگیها اهمیت زیادی دارد؛ ویژگیهایی با دامنه عددی بزرگتر میتوانند بر سایر ویژگیها غلبه کنند.
معمولاً پیش از اجرای K-Means، ویژگیها باید استانداردسازی یا نرمالسازی شوند.
K-Means عمدتاً با دادههای عددی کار میکند و برای دادههای متنی یا دستهای خام مناسب نیست.
دادههای پرت میتوانند مرکز کلاسترها را به سمت خود جابهجا کنند.
قبل از اجرای الگوریتم، شناسایی و بررسی دادههای پرت اهمیت دارد.
مقداردهی اولیه مراکز کلاسترها بر نتیجه نهایی اثر میگذارد.
ممکن است الگوریتم در یک نقطه بهینه محلی متوقف شود و بهترین تقسیم ممکن را پیدا نکند.
اجرای چندباره الگوریتم با مقداردهی اولیه متفاوت میتواند نتیجه پایدارتر ایجاد کند.
K-Means معمولاً زمانی عملکرد مناسبی دارد که کلاسترها تقریباً فشرده و جدا از یکدیگر باشند.
این روش برای کلاسترهای بسیار کشیده، خمیده یا با شکلهای پیچیده مناسب نیست.
معیارهای فاصله، بهویژه فاصله اقلیدسی، نقش مهمی در تشکیل کلاسترها دارند.
ویژگیهای غیرضروری یا بسیار همبسته ممکن است ساختار کلاسترها را تحت تأثیر قرار دهند.
برای انتخاب تعداد مناسب کلاسترها میتوان از روشهایی مانند Elbow و Silhouette استفاده کرد.
خروجی K-Means باید از نظر مفهومی بررسی شود؛ صرفاً تشکیل چند گروه به معنی مفید بودن آنها نیست.
تفسیر نهایی کلاسترها باید با بررسی ویژگیهای هر گروه، اندازه کلاسترها و تفاوت آنها با یکدیگر انجام شود.
K-Means یکی از روشهای یادگیری بدون نظارت است؛ یعنی برای آموزش به برچسب هدف نیاز ندارد.
هدف اصلی K-Means تقسیم دادهها به تعداد مشخصی گروه یا کلاستر است.
هر کلاستر با یک مرکز به نام Centroid نمایش داده میشود.
تعداد کلاسترها باید پیش از اجرای الگوریتم مشخص شود.
مقدار نامناسب برای تعداد کلاسترها میتواند نتیجه تحلیل را ضعیف کند.
مقیاس ویژگیها اهمیت زیادی دارد؛ ویژگیهایی با دامنه عددی بزرگتر میتوانند بر سایر ویژگیها غلبه کنند.
معمولاً پیش از اجرای K-Means، ویژگیها باید استانداردسازی یا نرمالسازی شوند.
K-Means عمدتاً با دادههای عددی کار میکند و برای دادههای متنی یا دستهای خام مناسب نیست.
دادههای پرت میتوانند مرکز کلاسترها را به سمت خود جابهجا کنند.
قبل از اجرای الگوریتم، شناسایی و بررسی دادههای پرت اهمیت دارد.
مقداردهی اولیه مراکز کلاسترها بر نتیجه نهایی اثر میگذارد.
ممکن است الگوریتم در یک نقطه بهینه محلی متوقف شود و بهترین تقسیم ممکن را پیدا نکند.
اجرای چندباره الگوریتم با مقداردهی اولیه متفاوت میتواند نتیجه پایدارتر ایجاد کند.
K-Means معمولاً زمانی عملکرد مناسبی دارد که کلاسترها تقریباً فشرده و جدا از یکدیگر باشند.
این روش برای کلاسترهای بسیار کشیده، خمیده یا با شکلهای پیچیده مناسب نیست.
معیارهای فاصله، بهویژه فاصله اقلیدسی، نقش مهمی در تشکیل کلاسترها دارند.
ویژگیهای غیرضروری یا بسیار همبسته ممکن است ساختار کلاسترها را تحت تأثیر قرار دهند.
برای انتخاب تعداد مناسب کلاسترها میتوان از روشهایی مانند Elbow و Silhouette استفاده کرد.
خروجی K-Means باید از نظر مفهومی بررسی شود؛ صرفاً تشکیل چند گروه به معنی مفید بودن آنها نیست.
تفسیر نهایی کلاسترها باید با بررسی ویژگیهای هر گروه، اندازه کلاسترها و تفاوت آنها با یکدیگر انجام شود.
۹۳۷
۱۴:۳۳
بیست نکته برای گرادیان کاهشی.
۱. گرادیان کاهشی یکی از مهمترین روشهای بهینهسازی در یادگیری ماشین و یادگیری عمیق است.
۲. هدف آن پیدا کردن مقادیر مناسب برای پارامترهای مدل است.
۳. این روش با کاهش تدریجی مقدار خطای مدل کار میکند.
۴. در هر مرحله، مدل بررسی میکند که تغییر پارامترها چگونه بر مقدار خطا اثر میگذارد.
۵. گرادیان جهت افزایش خطا را مشخص میکند.
۶. برای کاهش خطا، پارامترها در جهت مخالف گرادیان تغییر میکنند.
۷. نرخ یادگیری اندازه تغییر پارامترها در هر مرحله را تعیین میکند.
۸. نرخ یادگیری بسیار کوچک باعث میشود آموزش مدل زمان زیادی طول بکشد.
۹. نرخ یادگیری بسیار بزرگ میتواند باعث ناپایداری آموزش شود.
۱۰. مقداردهی اولیه پارامترها بر سرعت و کیفیت آموزش اثر زیادی دارد.
۱۱. در گرادیان کاهشی دستهای، تمام دادههای آموزشی برای محاسبه تغییرات استفاده میشوند.
۱۲. گرادیان کاهشی تصادفی در هر مرحله فقط از یک نمونه آموزشی استفاده میکند.
۱۳. گرادیان کاهشی دستهای کوچک، دادهها را به گروههای کوچک تقسیم میکند.
۱۴. روش دستهای کوچک معمولاً در شبکههای عصبی کاربرد زیادی دارد.
۱۵. مقیاس متفاوت ویژگیها میتواند باعث کندشدن یا ناپایداری آموزش شود.
۱۶. استانداردسازی یا نرمالسازی ویژگیها معمولاً عملکرد گرادیان کاهشی را بهتر میکند.
۱۷. تعداد تکرارهای آموزش باید به اندازهای باشد که مدل فرصت یادگیری داشته باشد.
۱۸. آموزش بیش از اندازه میتواند باعث حفظکردن دادههای آموزشی و کاهش توانایی تعمیم مدل شود.
۱۹. برای کنترل آموزش میتوان عملکرد مدل را روی دادههای اعتبارسنجی بررسی کرد.
۲۰. روشهایی مانند مومنتوم، آدام و RMSProp نسخههای پیشرفتهتر گرادیان کاهشی هستند که معمولاً سرعت و پایداری آموزش را بهبود میدهند.
۱. گرادیان کاهشی یکی از مهمترین روشهای بهینهسازی در یادگیری ماشین و یادگیری عمیق است.
۲. هدف آن پیدا کردن مقادیر مناسب برای پارامترهای مدل است.
۳. این روش با کاهش تدریجی مقدار خطای مدل کار میکند.
۴. در هر مرحله، مدل بررسی میکند که تغییر پارامترها چگونه بر مقدار خطا اثر میگذارد.
۵. گرادیان جهت افزایش خطا را مشخص میکند.
۶. برای کاهش خطا، پارامترها در جهت مخالف گرادیان تغییر میکنند.
۷. نرخ یادگیری اندازه تغییر پارامترها در هر مرحله را تعیین میکند.
۸. نرخ یادگیری بسیار کوچک باعث میشود آموزش مدل زمان زیادی طول بکشد.
۹. نرخ یادگیری بسیار بزرگ میتواند باعث ناپایداری آموزش شود.
۱۰. مقداردهی اولیه پارامترها بر سرعت و کیفیت آموزش اثر زیادی دارد.
۱۱. در گرادیان کاهشی دستهای، تمام دادههای آموزشی برای محاسبه تغییرات استفاده میشوند.
۱۲. گرادیان کاهشی تصادفی در هر مرحله فقط از یک نمونه آموزشی استفاده میکند.
۱۳. گرادیان کاهشی دستهای کوچک، دادهها را به گروههای کوچک تقسیم میکند.
۱۴. روش دستهای کوچک معمولاً در شبکههای عصبی کاربرد زیادی دارد.
۱۵. مقیاس متفاوت ویژگیها میتواند باعث کندشدن یا ناپایداری آموزش شود.
۱۶. استانداردسازی یا نرمالسازی ویژگیها معمولاً عملکرد گرادیان کاهشی را بهتر میکند.
۱۷. تعداد تکرارهای آموزش باید به اندازهای باشد که مدل فرصت یادگیری داشته باشد.
۱۸. آموزش بیش از اندازه میتواند باعث حفظکردن دادههای آموزشی و کاهش توانایی تعمیم مدل شود.
۱۹. برای کنترل آموزش میتوان عملکرد مدل را روی دادههای اعتبارسنجی بررسی کرد.
۲۰. روشهایی مانند مومنتوم، آدام و RMSProp نسخههای پیشرفتهتر گرادیان کاهشی هستند که معمولاً سرعت و پایداری آموزش را بهبود میدهند.
۹۴۳
۹:۰۰
عزیزانی که در دوره دیپ لرنینگ پایه ثبت نام کردند ولی در کانال دوره عضو نشدند، سریع به من پیام دهند.هفتاد عزیز در این دوره ثبت نام کردند و کلاس ها از امشب تا پنج شنبه ساعت هفت تا نه شب برگزار خواهد شد.
جا نمونی!
جا نمونی!
۴۰۵
۱۰:۱۵
کاملا رایگانبرای شرکت در کامنت همین پست در لینکدین اطلاع دهید
۳۶۵
۱۹:۵۴
چه کار کنید که لینکدین، شما را به عنوان متخصصی در حوزه ماشین لرنینگ یا دیپ لرنینگ شناسایی کند؟
درود . همراهی و بازخورد ارزشمند شما در تمام این سالها، بزرگترین انگیزه من برای آموزش و تولید محتوای تخصصی بوده است. با لطف و حمایت شما، توانستم در رتبهبندی جهانی تولیدکنندگان محتوای هوش مصنوعی لینکدین، به رتبه ۲۱ جهان در سال ۲۰۲۵ و رتبه ۲۵ در سال ۲۰۲۶ برسم و به عنوان تنها نماینده ایران در جمع ۲۰۰ نفر برتر دنیا قرار بگیرم، افتخاری که متعلق به تمام جامعه علمی و علاقهمندان هوش مصنوعی کشورمان است. (با وجود قطعی اینترنت و داشتن لینکدین عادی، رقابت با غولهای این زمینه مانند کلاد با رتبه یک و آقای اندرو با رتبه ۲ و .... بسیار سخته. افرادی که رتبه زیر ۲۰ کسب کردند همگی از اساتید و بنیانگذاران شرکتهای بزرگ هستن و قرار گرفتن در نزدیک این عزیزان برای من خیلی مهمه)
افزایش اعتبار بینالمللی یک صفحه در لینکدین، فرصتی دوطرفه برای تمام اعضای شبکه ارتباطی آن است: الگوریتم لینکدین بر پایه گراف ارتباطات هوشمند کار میکند. تعامل هدفمند شما با یک مرجع تخصصی (از طریق Follow و Endorse کردن مهارتها)، به الگوریتم نشان میدهد که شما بهطور جدی در این اکوسیستم فعال هستید.
این اقدام مستقیماً باعث: غنیتر شدن فید شما با ترندها و مقالات دستاول AI، افزایش دیدهشدن پروفایلتان در جستوجوهای استخدامی کارفرمایان و ریکروترها، و ارتقای وزن علمی و اعتبار حرفهای صفحه شما میشود.
با تایید (Endorse) مهارتهای Machine Learning و Deep Learning در بخش Skills پروفایلم، این شبکه همافزایی را قویتر از گذشته ادامه دهیم.
نحوه ثبت Endorsement (کمتر از چند ثانیه): ۱. وارد پروفایل من شوید.۲. به پایین صفحه و بخش Skills بروید. ۳. روی دکمهی Endorse در کنار دو مهارت Machine Learning و Deep Learning کلیک کنید.
درود . همراهی و بازخورد ارزشمند شما در تمام این سالها، بزرگترین انگیزه من برای آموزش و تولید محتوای تخصصی بوده است. با لطف و حمایت شما، توانستم در رتبهبندی جهانی تولیدکنندگان محتوای هوش مصنوعی لینکدین، به رتبه ۲۱ جهان در سال ۲۰۲۵ و رتبه ۲۵ در سال ۲۰۲۶ برسم و به عنوان تنها نماینده ایران در جمع ۲۰۰ نفر برتر دنیا قرار بگیرم، افتخاری که متعلق به تمام جامعه علمی و علاقهمندان هوش مصنوعی کشورمان است. (با وجود قطعی اینترنت و داشتن لینکدین عادی، رقابت با غولهای این زمینه مانند کلاد با رتبه یک و آقای اندرو با رتبه ۲ و .... بسیار سخته. افرادی که رتبه زیر ۲۰ کسب کردند همگی از اساتید و بنیانگذاران شرکتهای بزرگ هستن و قرار گرفتن در نزدیک این عزیزان برای من خیلی مهمه)
افزایش اعتبار بینالمللی یک صفحه در لینکدین، فرصتی دوطرفه برای تمام اعضای شبکه ارتباطی آن است: الگوریتم لینکدین بر پایه گراف ارتباطات هوشمند کار میکند. تعامل هدفمند شما با یک مرجع تخصصی (از طریق Follow و Endorse کردن مهارتها)، به الگوریتم نشان میدهد که شما بهطور جدی در این اکوسیستم فعال هستید.
این اقدام مستقیماً باعث: غنیتر شدن فید شما با ترندها و مقالات دستاول AI، افزایش دیدهشدن پروفایلتان در جستوجوهای استخدامی کارفرمایان و ریکروترها، و ارتقای وزن علمی و اعتبار حرفهای صفحه شما میشود.
با تایید (Endorse) مهارتهای Machine Learning و Deep Learning در بخش Skills پروفایلم، این شبکه همافزایی را قویتر از گذشته ادامه دهیم.
۳۰۱
۱۰:۲۴