لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کانال اطلاع‌رسانی اکبر اعلمی (خط آزادگی)ک
۷۳۷ عضو

کانال اطلاع‌رسانی اکبر اعلمی (خط آزادگی)

undefinedناله پنهان کرده ام در ساز خویش!
⚘مرد آن باشد که حق گوید، چو باطل رخنه کردهم بایستد بر سر پیمان حق، تا پای جان
undefinedزندگی در بردگی؛ شرمندگی استمعنی آزاد بودن؛ زندگـی است ســر كه خـــم گردد به پایِ ديگرانبر تنِ مـردان بــود بــارِ گــران
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۸ تیر
thumbnail
undefined زیرساخت‌های ایران را بزنید
قاسمی‌نژاد، مشاورِ حقیر و پلشتِ رضا پهلوی، می‌گوید: «برای افزایش نارضایتی‌های مردم؛ گلوگاه‌های اقتصادی ایران، از پایانه‌های صادرات نفت و پالایشگاه‌ها تا بنادر، خارک و پارس جنوبی را هدف قرار دهید تا صادرات نفت و تولید گاز کشور از کار بیفتد.»undefined اکبر اعلمیبزرگ‌ترین علت نفرت تاریخی اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران از سازمان موسوم به «مجاهدین خلق»، همدستی اعضای آن با ارتش متجاوز صدام حسین بود. اما امروز موجودات حقیری پیدا شده‌اند که نه در سنگر دشمن، بلکه پشت تریبون دشمن ایستاده‌اند و آشکارا نسخه بمباران زیرساخت‌های اقتصادی و معیشت میلیون‌ها ایرانی را که همچنان در جنوب کشور ادامه دارد، می‌پیچند و نام آن را «نجات ایران» می‌گذارند!
شگفت‌آورتر از این، سکوت کسانی است که در ظاهر شعار وطن‌دوستی سر می‌دهند، اما در برابر دعوت صریح به بمباران خاک ایران و ویرانی سرمایه‌های ملی که حتی ترامپ نیز آن‌ها را احمق می‌نامد، اعتراضی در حد رضا تقی‌زاده یا شهرام همایون، حامیان پیشین رضا پهلوی، بر زبان نمی‌آورند. گویا برای برخی، وطن تا آنجاست که با منافع سیاسی‌شان تعارض پیدا نکند.@akbaralami
undefined۷
undefined۱
undefined۱

۴۳۸

۱۰:۵۹

thumbnail
undefined دو کشمیری، دو روابت؛ از نخست‌وزیری تا سفارت و آنتن
undefined اکبر اعلمی
در ۸ آذر ۱۳۹۰، گروهی از معترضان موسوم به دانشجویان بسیجی با حمله به سفارت بریتانیا در تهران، وارد اماکن دیپلماتیک شدند و با تخریب اموال، آسیب به ساختمان‌ها و ایجاد تنش، یکی از پرهزینه‌ترین رخدادهای دیپلماتیک میان ایران و بریتانیا در سال‌های اخیر را رقم زدند. این اقدام که از سوی برخی جریان‌های داخلی «اعتراض خودجوش» خوانده شد، پیامدهای سنگینی برای ایران به همراه داشت؛ از کاهش روابط دیپلماتیک و تعطیلی سفارتخانه‌ها تا افزایش فشارهای بین‌المللی و خدشه به اعتبار ایران در زمینه حفاظت از اماکن دیپلماتیک. همچنین خسارات مادی واردشده، از جمله هزینه‌های مربوط به ترمیم برخی اموال و آثار هنری، بار مالی دیگری بود که در نهایت بر دوش کشور قرار گرفت.
جالب است بدانید یکی از افرادی که نام او در میان مهاجمان سفارت بریتانیا مطرح شده، آقای «سید سرباز روح‌الله رضوی» اهل کشمیر هند است؛ او اکنون طلبه مجموعه جامعه‌المصطفی در قم و از مجریان برنامه «به وقت ایران» در صداوسیماست؛ برنامه‌ای که هر شب به‌صورت زنده از شبکه خبر پخش می‌شود و گاه او به همراه دیگر کارشناسان، با لحنی پرشور از موضوعاتی چون خونخواهی و انتقام سخن می‌گویند.@akbaralami
undefined۱۰
undefined۲
undefined۱

۱.۲K

۱۶:۰۷

thumbnail
undefined حفره‌های امنیتی؛ از اطلاع دشمن تا اثرگذاری بر تصمیم‌ها، زنجیره‌ای از پرسش‌ها
undefined اکبر اعلمی
اظهارات اخیر عباس عراقچی بیش از آنکه صرفاً روایتی از یک حمله باشد، مجموعه‌ای از پرسش‌های جدی امنیتی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد. اگر از پیش «فضای جنگی» بر کشور حاکم بوده، چرا چند جلسه فوق‌حساس تقریباً هم‌زمان و در یک محدوده برگزار شده‌اند؟ اگر دشمن از زمان و مکان این جلسات اطلاع دقیق داشته، منشأ این آگاهی چه بوده و چرا به گفته عراقچی، این «حفره امنیتی» همچنان پابرجاست؟
مهم‌تر از همه، تعبیر او مبنی بر اینکه این حفره «حفره‌های امنیتی؛ از اطلاع دشمن تا اثرگذاری بر تصمیم‌ها، زنجیره‌ای از پرسش‌ها»«در جهت‌گیری تصمیم‌سازی‌ها و فضای روانی» نیز اثرگذار بوده، دامنه مسئله را از یک نشت اطلاعاتی فراتر می‌برد و احتمال تأثیرگذاری بر فرآیند تصمیم‌گیری را مطرح می‌کند؛ ادعایی که در صورت صحت، از منظر امنیت ملی بسیار سنگین است.
در کنار این موارد، پرسش‌های دیگری نیز باقی می‌ماند: اگر چند دفتر مشخص هدف حمله قرار گرفته‌اند، معیار انتخاب اهداف چه بوده و چرا برخی افراد حاضر آسیبی ندیده‌اند؟ اگر برای بدترین سناریوها، از پیش برنامه‌ریزی شده بود، آیا تدابیر حفاظتی متناسب نیز اتخاذ شده بود؟این‌ها پرسش‌هایی است که پاسخ روشن، مستند و اقناع‌کننده به آنها، برای رفع ابهام و تقویت اعتماد عمومی ضروری است.@akbaralami
undefined۴
undefined۱

۱.۱K

۱۶:۴۹

۲۹ تیر
thumbnail
لامین یامال در جام جهانی ۲۰۲۶ یکی از ارکان اصلی قهرمانی اسپانیا بود. او با گل‌ها، پاس‌گل‌ها، دریبل‌های تماشایی و نمایش‌های درخشان، نقشی تعیین‌کننده در موفقیت لاروخا ایفا کرد و بسیاری از کارشناسان، به‌دلیل سرعت، خلاقیت و بلوغ کم‌نظیرش، او را وارث نسل طلایی فوتبال اسپانیا دانستند. این جوان مسلمانِ هجده‌ساله، با فتح جام جهانی، نام خود را در شمار جوان‌ترین قهرمانان تاریخ این رقابت‌ها ثبت کرد.
آنچه یامال را برای من عزیزتر می‌کند، تنها نبوغ فوتبالی‌اش نیست؛ او از حامیان مردم مظلوم غزه است و با برافراشتن پرچم فلسطین در جشن قهرمانی بارسلونا و دفاع از این اقدام، خشم نتانیاهوی جنایتکار را برانگیخت.
از سوی دیگر، پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران را غیرقانونی، غیرقابل توجیه و خطرناک خواند، با استفاده از پایگاه‌های اسپانیا برای این حملات مخالفت کرد، جنایات اسرائیل در غزه را محکوم ساخت، بر حمایت از غیرنظامیان تأکید کرد و دولت فلسطین را به رسمیت شناخت.
همین دو دلیل برای من و خانواده‌ام کافی است تا اسپانیا را دوست بداریم؛ کشوری که قهرمان جوانش در کنار مظلومان ایستاد و نخست‌وزیرش، دست‌کم در این آزمون‌های بزرگ، صدای عدالت و انسانیت را بلندتر از بسیاری دیگر به گوش جهان رساند. از همین رو، پیروزی اسپانیا را پیروزی خود می‌دانیم.@akbaralami
undefined۱۸
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۱.۲K

۷:۳۴

thumbnail
undefined شریعتی؛ «شیاد بزرگ»؟
موسی غنی‌نژاد در نقد مرحوم دکتر علی شریعتی، با تعابیری تند و ناجوانمردانه، او را به نفاق، فاقد دانش اسلامی و حتی «شیاد بزرگ» متهم می‌کند. حال آنکه خود او سال‌هاست در دفاع از اقتصاد بازار، موفقیت‌های نظام سرمایه‌داری را برجسته می‌سازد، بی‌آنکه به ناکامی‌ها و پیش‌شرط‌های تاریخی و نهادی آن، از جمله حاکمیت قانون، کنترل انحصارها، نظام تأمین اجتماعی و سازوکارهای عادلانه توزیع ثروت، بپردازد. از این منظر، تجویز اقتصاد بازار برای ایران، بدون توجه کافی به ماهیت اقتصاد رانتی، ضعف نهادها و مناسبات قدرت، خود بزرگترین نوع شیادی است.بنابراین، اگر شریعتی صرفاً به‌دلیل مواضع و آثارش «شیاد» خوانده می‌شود، این پرسش نیز مطرح است که چرا همین معیار و عنوان «استاد اعظم شیادان» درباره امثال غنی‌نژاد که «اقتصاد بازار آزاد لیبرال» را در بسته‌بندی‌های جذاب عرضه می‌کند، به کار نرود؟ به‌ویژه آنکه، پیامدهایی چون گسترش رانت، فساد، شکل‌گیری انحصارهای جدید، واگذاری‌های مسئله‌دار، افزایش نابرابری و تضعیف برخی بخش‌های تولیدی در تجربه دولت‌های رفسنجانی، روحانی و پزشکیان از نتایج سیاست‌های بازارگرایانه است.@akbaralami
undefined۴
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۲۵۲

۱۰:۵۲

thumbnail
قابل توجه کسانی که بدون شناخت دقیق از شخصیت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با واکنش‌های احساسی و تقابلی با او برخورد می‌کنند.ترامپ شخصیتی است که بیماری خودشیفتگی و تمایل شدید او به قرار گرفتن در مرکز توجه، در رفتار سیاسی و رسانه‌ای‌اش به اوج رسیده است. برای درک این جنبه از رفتار او، کافی است به‌عنوان نمونه به زبان بدن و رفتار او در مراسم اهدای جام قهرمانی و حضورش بر سکوی جشن اسپانیا نگاه کنید. او اصرار دارد در سکو باقی بماند و حتی به اشاره بازیکن اسپانیایی برای ترک جایگاه نیز توجه نمی‌کند؛ اما در نهایت، با مداخله رئیس فیفا ناچار به ترک سکو می‌شود.البته تصمیم‌های سیاسی ترامپ فقط محصول شخصیت فردی او نیست و عواملی مانند ساختار سیاسی آمریکا، منافع حزبی، افکار عمومی، مشاوران، نهادهای حکومتی و محاسبات راهبردی نیز در آن نقش دارند.با این حال، اگر مسئولان ایرانی با شناخت دقیق‌تر از ویژگی‌های رفتاری ترامپ و با بهره‌گیری از هوشمندی دیپلماتیک با او تعامل کنند و در ظاهر، او را برنده منازعات فی‌مابین نشان دهند یا دست‌کم درباره شکست‌های احتمالی او سخن نگویند، احتمالاً مسیر مدیریت تنش‌های موجود میان دو کشور را هموارتر خواهند ساخت.@akbaralami
undefined۳
undefined۱

۲۰۰

۱۵:۳۵

thumbnail
undefined پیام صلح در سایه فشار نظامی
ترامپ با انتشار نتایج مؤسسه بیگ دیتا پال که در روزهای ۲۶ تا ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶ انجام شده، در تروث سوشال مدعی شد که اکثریت رأی‌دهندگان آمریکایی از توافق صلح با ایران حمایت می‌کنند؛ بر اساس این نظرسنجی، ۶۰.۴ درصد رأی‌دهندگان ثبت‌نام‌شده و ۶۲.۲ درصد رأی‌دهندگان احتمالی از چنین توافقی حمایت کرده‌اند.اما این پیام در شرایطی منتشر شده که هم‌زمان تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و حملات علیه زیرساخت‌ها و اهدافی در ایران تشدید شده است. این هم‌زمانی، با توجه به سابقه رفتار ترامپ، پرسش‌هایی درباره هدف واقعی این پیام ایجاد می‌کند: آیا او واقعاً در پی مذاکره است یا از مفهوم صلح برای تقویت فشار سیاسی و نظامی بهره می‌گیرد؟
راهبرد ترامپ را می‌توان ترکیبی از «فشار و مذاکره» و بهره‌گیری از ابزارهای جنگ روانی دانست؛ استفاده از قدرت نظامی برای افزایش اهرم فشار در گفت‌وگوها. انتشار این نظرسنجی نیز به او کمک می‌کند خود را برخوردار از حمایت افکار عمومی آمریکا نشان دهد.
با این حال، فاصله میان ادعای صلح‌طلبی و تشدید اقدامات نظامی، تناقضی آشکار ایجاد کرده است؛ تناقضی که می‌تواند اعتماد لازم برای دیپلماسی را تضعیف کند.@akbaralami
undefined۲

۵۱۶

۱۹:۳۱

۳۰ تیر
thumbnail
undefined ۳۵۰ میلیارد تومان پاداش؛ سهم افتخار یا آزمون عدالت؟
خبرگزاری فارس:«_مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، پس از جلسه هیئت‌رئیسه اعلام کرد پاداش تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی، ۳۵۰ میلیارد تومان (معادل حدود دو میلیون دلار) تصویب شده است_»؛undefined اکبر اعلمی
مبلغی که بنا بر گزارش‌های منتشرشده، حدود ۱۵۰ میلیارد تومان آن به سرمربی تیم ملی و حدود ۲۰۰ میلیارد تومان آن به بازیکنان، اعضای کادر فنی و مدیران فدراسیون اختصاص خواهد یافت.
در روزگاری که بسیاری از مردم ایران با فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید و نگرانی از تأمین نیازهای اولیه زندگی روبه‌رو هستند، شنیدن خبر چنین پرداخت‌هایی، برای بخش بزرگی از جامعه تنها یک عدد نیست؛ بلکه پرسشی جدی درباره عدالت، اولویت‌ها و نحوه هزینه‌کرد منابع کشور است.
پرسش اصلی این نیست که آیا ورزشکاران باید مورد تقدیر قرار گیرند یا خیر؛ بی‌تردید تلاش، تمرین و موفقیت‌های ورزشی شایسته قدردانی است. پرسش این است که آیا اندازه و زمان این پاداش‌ها با شرایط جامعه و میزان دستاورد به‌دست‌آمده تناسب دارد؟
حضور در تیم ملی برای هر ورزشکاری افتخاری بزرگ است. پوشیدن پیراهن تیم ملی، جایگاهی است که بسیاری از جوانان این سرزمین آرزوی رسیدن به آن را دارند. فوتبال، هرچند محبوب و پرطرفدار است، اما همچنان یک فعالیت حرفه‌ای است و بازیکنان آن نیز در بالاترین سطح، از درآمد و امکانات قابل توجهی برخوردارند.
در سوی دیگر، کسانی هستند که نه برای کسب عنوان و جام، بلکه برای حفظ امنیت کشور، تمامیت ارضی و آرامش مردم، سخت‌ترین میدان‌ها را تجربه می‌کنند؛ کسانی که اگر امنیت نباشد، نه ورزشگاهی برپا می‌شود، نه مسابقه‌ای برگزار می‌گردد و نه افتخاری در عرصه‌های مختلف شکل می‌گیرد.
پرسش بسیاری از مردم این است: آیا میزان حمایت و قدردانی از کسانی که هزینه‌های سنگین‌تری برای امنیت این سرزمین پرداخته‌اند، با همین سرعت و سخاوت انجام می‌شود؟ آیا خانواده‌های شهدا، جانبازان، رزمندگان و آسیب‌دیدگان جنگ، از چنین سطحی از توجه و حمایت برخوردارند؟
مسئله، تقابل فوتبال با دفاع از کشور نیست؛ مسئله، تشخیص اولویت‌ها در روزگار دشوار است.
وقتی منابع محدود است، وقتی میلیون‌ها خانواده ایرانی با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و رئیس جمهور نهج‌البلاغه‌خوان و سایر مسئولان از ضرورت صرفه‌جویی، مدیریت منابع و عبور از سختی‌ها سخن می‌گویند، هر هزینه‌ای که از منابع عمومی یا منابع وابسته به مردم انجام می‌شود، باید بتواند در برابر افکار عمومی پاسخ روشنی داشته باشد.
قدیمی‌ها می‌گفتند: «در دیزی باز است، حیای گربه کجا رفته؟»
این ضرب‌المثل، شاید امروز بیش از هر زمان دیگری معنای خود را نشان می‌دهد؛ چرا که مسئله فقط باز بودن راه پرداخت نیست، بلکه میزان احساس مسئولیت، ملاحظه شرایط مردم و رعایت شأن سرمایه‌ای است که متعلق به همه ملت است.
بیت‌المال، ارث هیچ مدیر، دولت، سازمان یا فدراسیونی نیست. این سرمایه، حاصل کار، تلاش و زندگی مردمی است که انتظار دارند تصمیم‌گیران، پیش از هر چیز، امانتدار آن باشند.
شاید امروز جامعه بیش از اعلام ارقام بزرگ پاداش، نیازمند دیدن نشانه‌هایی از همدلی، قناعت و مسئولیت‌پذیری است. چه زیبا بود اگر قهرمانان ورزش، در روزگار سخت مردم، خود پیشگام این فرهنگ می‌شدند و می‌گفتند:«افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی، بزرگ‌ترین پاداش ماست؛ اجازه دهید بخشی از این منابع صرف کسانی شود که امروز بیش از همه نیازمند حمایت هستند.»
تاریخ، مبلغ پاداش‌ها را به خاطر نمی‌سپارد؛ اما نسبت انسان‌ها با رنج مردم را هرگز فراموش نمی‌کند.
در روزهای سخت، ماندگارترین نام‌ها متعلق به کسانی است که در کنار مردم ایستادند؛ چه در میدان دفاع، چه در میدان خدمت و چه در میدان افتخارآفرینی.@akbaralami
undefined۸
undefined۱

۵۶۲

۱۵:۰۵

thumbnail
دکتر مسعود پزشکیان:«مقام معظم رهبری شهید که بود، من هیچ مشکلی نداشتم»undefined اکبر اعلمی: «پزشکیان هم برای خودش، به‌تنهایی یک پروژه است؛ پروژه‌ی تغییر روایت‌ها و ماندگاری!»@akbaralami
undefined۴
undefined۱

۲۴۳

۱۶:۱۳

۲ مرداد
thumbnail
undefined دبیرستان فردوسی تبریز؛ ۱۱۰ سال افتخار؛ ۱۱۰ سال انسان‌سازی
به دعوت برگزارکنندگان آیین گرامیداشت یکصدودهمین سال تأسیس دبیرستان ماندگار فردوسی تبریز، توفیق حضور در این مراسم را داشتم؛ فرصتی برای ادای احترام به یکی از ماندگارترین نهادهای آموزشی و فرهنگی کشور‌.
برخی بناها تنها از آجر و سنگ ساخته نشده‌اند؛ از خاطره، اندیشه و انسان شکل گرفته‌اند. دبیرستان ماندگار فردوسی تبریز از همین جنس است؛ مدرسه‌ای که بیش از یک قرن، نه فقط آموزش داده، بلکه نسل‌هایی از فرهیختگان و خدمتگزاران جامعه را پرورش داده است.
این دبیرستان در سال ۱۲۹۵ خورشیدی با نام «محمدیه» به همت دکتر عباس لقمان ادهم بنیان نهاده شد و از سال ۱۳۱۳، هم‌زمان با جشن هزاره فردوسی، نام «فردوسی» را بر خود گرفت. ثبت آن در فهرست آثار ملی نیز تنها ثبت یک ساختمان نبود؛ بلکه پاسداشت بیش از یک قرن تلاش فرهنگی، آموزشی و تربیتی بود.
اگر دیوارهای این مدرسه زبان داشتند، از هزاران نوجوانی می‌گفتند که با آرزو وارد کلاس‌هایش شدند و با دانایی، مسئولیت‌پذیری و امید از آن بیرون آمدند. اینجا تنها درس آموخته نمی‌شد؛ اندیشیدن، اخلاق، احترام، همکاری و ساختن آینده نیز آموزش داده می‌شد.
کتابخانه مدرسه با همت فرهیختگانی چون اسماعیل امیرخیزی و آزمایشگاه‌های آن، نماد باور به این حقیقت بودند که رشد اندیشه با کتاب، پرسش، تجربه و کشف شکل می‌گیرد.
عظمت واقعی هر مدرسه را باید در انسان‌هایی جست‌وجو کرد که از آن برخاسته‌اند. دبیرستان فردوسی، چهره‌هایی ماندگار همچون استاد شهریار، پروفسور فرید، مهندس تیمور لکستانی و دکتر محمدحسین مبین را به جامعه معرفی کرده است؛ اما بزرگ‌ترین سرمایه آن، هزاران دانش‌آموخته‌ای هستند که با دانش، اخلاق و مسئولیت‌پذیری در پیشرفت کشور نقش‌آفرین بوده‌اند.
فردوسی تبریز در ۱۱۰ سال گذشته، پلی میان نسل‌ها ساخته است؛ جایی که دانش‌آموز دیروز، معلم، پزشک، پژوهشگر، مهندس و مدیر امروز شده و الهام‌بخش نسل‌های آینده است.
بزرگداشت این دبیرستان تنها پاسداشت گذشته نیست؛ نگاهی به آینده‌ای است که از کلاس‌های درس آغاز می‌شود؛ با احترام به معلم، ارزش نهادن به کتاب، حمایت از دانش و پژوهش و حفظ پیوند میان نسل‌ها.مدرسه فقط محل آموزش نیست؛ مدرسه، جایگاه انسان‌سازی است و دبیرستان ماندگار فردوسی تبریز، بیش از یک قرن است که این رسالت را با افتخار بر دوش کشیده است.
یاد همه بنیان‌گذاران، مدیران، معلمان، کارکنان، دانش‌آموختگان و دانش‌آموزانی که این چراغ را روشن نگاه داشته‌اند، گرامی می‌داریم.@akbaralami
undefined۶

۵۷

۷:۴۸