عکس پروفایل کانال اطلاع‌رسانی اکبر اعلمی (خط آزادگی)ک

کانال اطلاع‌رسانی اکبر اعلمی (خط آزادگی)

۷۵۷ عضو
thumbnail
در حالی که مقاومت و ایستادگی ملت ایران در برابر تهدیدات نظامی ابرقدرت جهان و نیروی نیابتی‌اش اسراییل، تحسین بسیاری را برانگیخته، رفتار بخشی از اپوزیسیون افراطی خارج‌نشین و عمدتا از فرقه پهلویسم، تصویری تلخ و نگران‌کننده ایجاد کرده است؛ گروهی که با حمل پرچم آمریکا و اسراییل، آشکارا از تحریم، فشار و حتی حمله نظامی علیه سرزمین خود حمایت می‌کنند و همزمان در فضای مجازی، رکیک‌ترین توهین‌ها و خشونت کلامی را نثار مخالفان می‌سازند.رفتار این جریان چنان افراطی و دور از منطق و هویت و غرور ملی است که یک ایرانیِ مقیم آمریکا پس از بیش از ۳۰ سال زندگی در آنجا، تصویری اینچنین منفی از بخشی از ایرانیان مهاجر در ذهن آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها ترسیم می‌کند؛ تصویری که می‌تواند به تعمیم‌های ناعادلانه درباره کل جامعه ایرانیان خارج از کشور دامن بزند و بر نگاه بیرونی نسبت به آنان اثر منفی بگذارد.اختلاف سیاسی در هر جامعه‌ای طبیعی است، اما ای کاش فضای سیاسی ایرانیان نیز روزی از هیجان، لمپنیسم و نفرت‌پراکنی فاصله بگیرد و اختلاف‌نظرها در چارچوب اخلاق، عقلانیت، احترام متقابل و با حفظ مرز میان نقد سیاسی و دشمنی با منافع ملی پیگیری شود.@akbaralami
undefined۱۸

۸۱۹

۸:۱۸

thumbnail
شبکه منوتو، که فعالیت آن متوقف شد، در بازنمایی تاریخ پهلوی—رویکردی مبتنی بر «نوستالژی‌سازی گزینشی» داشت؛ به این معنا که برخی وجوه مثبت را برجسته کرده و در مقابل، ابعاد مناقشه‌برانگیز و پیچیده آن دوره را کم‌رنگ یا ساده‌سازی می‌کرد.این شبکه با به‌کارگیری برخی چهره‌های مساله‌دار، در شکل‌دهی به تصویری نامتوازن از پهلوی نقش داشت و در سطح سیاسی نیز با برجسته‌سازی رضا پهلوی و جریان‌های سلطنت‌طلب، به‌طور غیرمستقیم به تشدید قطب‌بندی در میان ایرانیان و جهت‌دهی بخشی از افکار عمومی دامن می‌زد.پهلوی نیز در مقطعی که جمهوری اسلامی با بحران مشروعیت مواجه بود و بخشی از جامعه در جست‌وجوی بدیل‌های سیاسی بود، متوهمانه با دعوت از مخاطبان برای حمایت مالی از این رسانه، کوشید بقای آن را تضمین کند. با این حال، حتی با فرض مشارکت «یک‌صدم» از حدود ۵ تا ۸ میلیون ایرانی خارج از کشور—در قالب پرداخت ماهانه‌ای اندک—این شبکه می‌توانست به فعالیت خود ادامه دهد. اما تعطیلی دوباره آن در چنین شرایطی، بیش از هر چیز شکاف میان ادعاهای مطرح‌شده درباره گستره حامیان و میزان واقعی نفوذ و پایگاه اجتماعی پهلوی و این شبکه را نشان داد.@akbaralami
undefined۱۲
undefined۵

۳۳۷

۹:۳۴

thumbnail
undefined عید قربان مبارک
در روز عید قربان، حتی سکوتِ تصویر نیز معنای بندگی می‌یابد؛ گویی قصهٔ ایمان، در ساده‌ترین صحنه‌ها تکرار می‌شود… آنجا که دل، پیش از هر چیز، آراسته به تسلیم است.عید قربان، یادآورِ سپردنِ خویش به رضای اوست؛ نه صرفاً در ظاهرِ قربانی، بلکه در حقیقتِ دِل کندن.فرارسیدن عید سعید قربان، عید بندگی خالصانه و ایثار را تبریک عرض می‌کنم؛ باشد که روحِ ایمان، مهر و فداکاری در جان و جهانمان جاری بماند و قرب الهی، نصیب دل‌های پاک گردد.@akbaralami
undefined۱۱

۴۵۲

۱۰:۴۸

undefined قطع اینترنت، مالیات باد معده و راز آن بندِ آخر
undefined اکبر اعلمی
undefinedدر روزگارانِ کهن، پادشاهی حیله‌گر بر سرزمینی فرمان می‌راند و وزیرش، زیرک‌تر از خویش، چاره‌اندیش بود. شاه پرسید: «چگونه بر جانِ مردم مسلط شویم، بی‌آنکه شورش کنند؟»وزیر فرمانی صادر کرد: ممنوعیت دین و سوادآموزی؛ سه‌برابر شدن مالیات‌ها؛ بی‌ارزش‌تر از جانِ بیگانگان شمردنِ جانِ مردم؛ و اعدام برای هر اعتراضی.اما در پایانِ فرمان آمده بود: «رها کردنِ بادِ شکم نیز ممنوع است.»شاه نگران شد: «این همه ظلم، مردم را طغیان‌جو خواهد ساخت.»وزیر خندید: «اعلیحضرت، رازِ کار در بندِ آخر است. مردم تمام خشمِ خود را صرفِ مبارزه با آن خواهند کرد و از سایر ستم‌ها غافل می‌مانند.»و چنین شد.مردم گرد آمدند و فریاد زدند: «اگر دین و دانش را بگیرد یا مالیات را بیفزاید، عجیب نیست؛ اما منعِ امری طبیعی دیگر قابل‌تحمل نیست!» دانشمندان نیز بر ضرورتِ سلامتِ بدن تأکید کردند. مردم چنان سرگرمِ این موضوع شدند که دیگر کسی از آزادی، دانش و کرامتِ ازدست‌رفته سخنی نگفت.
undefinedحال، حکایتِ وصل اینترنت پس از ۸۸ روز قطعی آن با مصوبهٔ شورای عالی فضای مجازی و ابلاغ رییس‌جمهور، یادآورِ همان روایت است. جایی که بازگشتِ اینترنت چنان تبلیغ می‌شود که گویی فتحی بزرگ رخ داده و رئیس‌جمهور یک کشور بر چند پایداری‌‌چی‌ مخالف که عددی به حساب نمی‌آیند، پیروز شده است. حال آنکه دسترسی به اینترنت، در جهان امروز، نه موهبتی ویژه، بلکه ابتدایی‌ترین حقِ شهروندی و لازمهٔ زندگی، آموزش و اقتصاد است. بازگرداندنِ حقی که پیش‌تر ـ به خاطر ملاحظات امنیتی ناشی از جنگ با قید "موقت" سلب شده بود، بیش از آنکه دستاوردی تاریخی باشد، بازگشت دیرهنگام به وضعیتِ نسبتا طبیعی است.undefinedرئیس‌جمهور، عالی‌ترین مقام اجرایی و رئیسِ نهادهای تصمیم‌گیر است. بنابراین، حلِ این مسئله، پیش از آنکه «قهرمانی» تلقی شود، در چارچوبِ وظایفِ طبیعیِ دولت و حقِ مردم تعریف می‌شود؛ آن هم در حالی که اساسا رفعِ فیلترینگ، از ابتدایی‌ترین وعده‌های انتخاباتیِ او بوده است.با این همه، پروژه‌بگیرانِ دولتی فضای رسانه‌ای را با سرودهای حماسی چنان سامان داده‌اند که گویی جامعه باید بابتِ بازگشتِ حداقلی‌ترین حقوقِ خود احساسِ امتنان کند. همین‌جاست که آن ضرب‌المثل قدیمی تداعی می‌شود: «به مرگ می‌گیرند تا به تب راضی شوند.»undefinedشاید به همین دلیل است که بخشی از افکار عمومی می‌پرسد: آیا جامعه ابتدا با شدیدترین محدودیت‌ها مواجه می‌شود تا سپس رفعِ نسبیِ آن، به‌عنوان امتیازی بزرگ عرضه گردد و در این میان، مطالبهٔ رفعِ فیلترینگ و بویژه دهها مشکل اساسی و معیشتی مردم به حاشیه رانده شود؟@akbaralami
undefined۳۶

۲.۹K

۱۳:۱۵

thumbnail
undefined بازتاب یک جامعه در آینه شبکه‌های اجتماعی
undefined اکبر اعلمی
این شخص، معروف به «غول برره»، با همین رویکرد و با چنین گفتار، کردار و پنداری (خوب یا بد)، در صفحه اینستاگرامی خود نزدیک به یک میلیون دنبال‌کننده دارد. او را می‌توان نمونه‌ای کوچک از واقعیتی بزرگ‌تر دانست.در کشوری که در سطح شعار، همواره بر آگاهی و فرهیختگی عمومی آن تأکید می‌شود، ده‌ها و بلکه صدها چهره مشابه او—با ویژگی‌هایی هم‌سنخ یا حتی فروتر—گاه تا چندین برابر این میزان، مخاطب، حامی و بازتاب دارند.از این منظر، برای درک برخی وجوه جامعه ایرانی، الزاماً نیازی به طی دوره‌های پیچیده جامعه‌شناختی نیست؛ بلکه با تأمل در صفحات سلبریتی‌هایی از این دست و بررسی نسبت میان دنبال‌کنندگان، لایک‌ها و دیدگاه‌ها، می‌توان به تصویری نسبتاً واقع‌بینانه از ترکیب ذائقه فرهنگی و حتی گرایش‌های اجتماعی و سیاسی بخشی از جامعه دست یافت.در چنین نگاهی، ممکن است این پرسش تلخ نیز مطرح شود که آیا تلاش‌های برخی کنشگران و نویسندگان که چند دهه از بهترین سال‌های عمر خود را در عرصه عمل و سیاست به خدمت به مردم گذرانده‌اند، تا چه اندازه دیده شده و ثمربخش بوده است؟اگر برای این بخش از جامعه، ضرب‌المثل معروف «خلایق هرچه لایق» به کار رود، آیا قضاوتی غیرمنصفانه خواهد بود؟ و آیا ادامه مسیر در چنین فضایی، بیش از آنکه اثرگذار باشد، نشانه‌ای از بلاهت و مصداق تلاشی بیهوده برای دشمن‌تراشی غیرموثر علیه خود نیست؟@akbaralami
undefined۲۲
undefined۱

۶۲۸

۱۶:۱۱

thumbnail
رئیس‌جمهور، در دیدار با مدیران سازمان صدا‌و‌سیما: "_اولویت من معیشت مردمه. کسی می‌تونه از نظر مدیریت همراهی بکنه این گوی و این میدان. بگید بیاد خوب! من تمام کسانی که کاندیدای ریاست‌جمهوری بودند را دعوت کردم و گفتم هر کجا را می‌خواهید به شما اختیار می‌دهم. به آقای جلیلی هم گفتیم، اما ایشان می‌گویند من فقط پیشنهاد می‌دهم! من پیشنهاد را نمی‌خواهم، من اجرا می‌خواهم_." undefined پزشکیان رسماً خلاف‌واقع می‌گوید و به رای دهندگان و حامیان اصلی خودش پشت کرده‌ است، زیرا:۱. اگر واقعاً اولویت او معیشت مردم بود با تصمیم ناپخته و نابخردانه‌اش در اسفند ۱۴۰۴، معیشت مردم را به وضعیت فلاکت‌بار تبدیل نمی‌کرد و کشور را با حوادث ناگوار بعدی مواجه نمی‌ساخت. ۲. دعوت‌های تکرار شونده او به واگذاری مسئولیت‌ها، صرفاً متوجه آن دسته از اشخاصی است که مردم برای رهایی از آنها، ناچار به او رأی دادند و دولت مانند گوشت قربانی میان آنها، دوستان و بستگان و سفارش‌شده‌های ناکارآمد توزیع شد. ۳. اگر مردم خواهان واگذاری مدیریت‌ها به امثال جلیلی بودند، چه لزومی داشت به شعارهای توخالی تغییر و بهبود او رأی دهند تا همان اشخاص و سیاست‌های پیشین بازتولید شود!؟@akbaralami
undefined۲۹
undefined۴
undefined۱

۱.۲K

۹:۵۱

thumbnail
undefined «وفاداری به تیم، نه به مردم»؛ از مشتاقان ستاد یک ردصلاحیت‌شده تا مشاوران ارشد پادشاه خودخوانده
undefined اکبر اعلمی
«سعید قاسمی‌نژاد» از پیمانکاران وزارت امور خارجه آمریکا در پروژه «ایران دیس‌اینفو» در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و از چهره‌های مؤثر در طراحی و تئوریزه‌کردن سیاست فشار اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. «امیرحسین اعتمادی» نیز از جمله افرادی است که در سال ۲۰۱۶، همراه با جمعی دیگر، طی نامه‌ای از ترامپ خواستار گسترش تحریم‌های موجود علیه ایران شدند.undefined این دو نفر اکنون از نزدیک‌ترین مشاوران رضا پهلوی به‌شمار می‌روند و گفته می‌شود نفوذ قابل‌توجهی بر تصمیمات او دارند، تا آنجا که از مشوقان اصلی سفر او به اسرائیل در سال ۲۰۲۳ نیز بوده‌اند.undefined اعتمادی و قاسمی‌نژاد (نفرات ۱ و ۲ تصویر) که خود را از مؤسسان و گردانندگان اصلی «گروه دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران» معرفی می‌کردند، در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ ــ زمانی که اینجانب نیز از نامزدهای انتخابات بودم ــ به همراه چند نفر دیگر از اعضای گروه به دیدارم آمدند و مشتاق فعالیت در ستاد انتخاباتی‌ام بودند.undefined حدود دو ساعت با آنان گفت‌وگو داشتم و از مانیفست و دیدگاه‌های گروهشان سخن گفتند. با این حال، با توجه به مجموعه برداشت‌ها، تصور من این بود که از ثبات فکری و رفتاری کافی برخوردار نیستند؛ از این رو، آن دیدار نخستین و آخرین ملاقات ما باقی ماند.پس از ردصلاحیت من، به ستاد آقای کروبی پیوستند و تا آنجا که اطلاع دارم، امیرحسین اعتمادی مسئولیت یکی از ستادهای استانی مهدی کروبی را برعهده گرفت.undefined این افراد که روحیه‌ای جاه‌طلبانه داشتند، بعدها از سابقه بازداشت چندماهه خود در سال ۱۳۸۲ ــ که در همان زمان نیز در مجلس با خانواده‌هایشان دیدار و پیگیر وضعیت پرونده‌شان بودم ــ به‌عنوان سکوی ورود به آمریکا و دریافت پناهندگی استفاده کردند.undefined وقتی مطلع شدم همان افرادی که روزی مشتاق فعالیت در ستاد انتخاباتی من بودند، امروز در شمار مشاوران ارشد کسی قرار گرفته‌اند که خود را «پادشاه» می‌خواند و گفته است: "تیم من به من وفادار است و من نیز متقابلاً به آنها وفادارم"، به جای آنکه محور وفاداری، مردم و کشور باشد، بیش از پیش به سطح سیاسی و میزان درک رضا پهلوی و هوادارانش، درستی تشخیص آن روزم، و نیز عمق ظلمی که با ردصلاحیت امثال من در انتخابات ریاست‌جمهوری صورت گرفت پی بردم؛ قضاوتی که نیاز به توضیح بیشتر ندارد.undefined نکته جالب‌توجه آنکه همین افراد در سال ۱۳۸۸ از جمله دانشجویانی بودند که بر برگزاری هرچه باشکوه‌تر مراسم ۱۶ آذر تأکید داشتند؛ مراسمی که در ذات خود نمادی ضدآمریکایی و ضدپهلوی به‌شمار می‌رود.@akbaralami
undefined۱۱
undefined۶

۳۹۲

۱۰:۵۹

thumbnail
undefined اصلا و ابدا ...
حمید رسایی در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۱۸ در برنامه «جهان‌آرا» صدا و سیما با همان قاطعیت و ریشخند همیشگی و نگاه عاقل‌اندر‌سفیه گفت: «... درحالیکه دارند تلاش می‌کنند بگویند که ایشان داره برنامه‌ریزی می‌کند که پسرش بشه جانشین و رهبر. آخه اگر کسی که ذره‌ای عقل داشته باشد، به این حرفی که اینها دارند می‌زنند می‌خنده، که مثلا رهبری داره تلاش می‌کند که فرزندش بشه جانشینش. اصلا سازوکار تعیین رهبر تو این کشور، شرایط کسی که می‌خواد رهبر بشه تو این کشور، باید طرف سابقه کار اجرایی داشته باشه، اصلا و ابدا چنین چیزی نیست».undefined اکبر اعلمی فقط خواستم به آقای رسایی بگویم؛ در سیاست، خطرناک‌ترین واژه‌ها همان «اصلا و ابدا»ها، «هرگز»ها و «قطعاً»هایی هستند که با اطمینان گفته می‌شوند؛ واژه‌هایی که زمان، بی‌آنکه شتابی داشته باشد، گاه معنای دیگری برایشان می‌نویسد.جهان سیاست، عرصه‌ی احتمال‌هاست؛ جایی که آنچه دور از ذهن می‌نمود، در گذر زمان می‌تواند به واقعیتی قابل مشاهده بدل شود. و تاریخ، بیش از آنکه به پیش‌بینی‌ها گوش دهد، به لحنِ مطمئنِ برخی پیش‌بینی‌کنندگان توجه می‌کند.حاج‌آقا! "کیف حالک"؛ احوال شما؟ باز همان "ذره‌ای عقل" و "خنده" و "اصلا و ابدا"؟undefined@akbaralami
undefined۲۲
undefined۶

۱.۱K

۸:۵۴

undefined بحران نظم اجتماعی در پرتو آنومی دورکیم؛ بازخوانی جامعه‌شناختی گسست اخلاقی و امکان بازسازی
undefined اکبر اعلمی
در اندیشه امیل دورکیم، جامعه صرفاً جمع افراد نیست، بلکه نظامی از هنجارها، ارزش‌ها و نهادهای تنظیم‌گر است که به کنش جمعی معنا و ثبات می‌بخشد. زمانی که این نظام دچار اختلال شود، وضعیت «آنومی» یا بی‌هنجاری شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که در آن قواعد مشترک تضعیف شده و افراد در تشخیص جایگاه خود در نظم اجتماعی دچار سردرگمی می‌شوند.در این وضعیت، مسئله اصلی تنها بحران‌های اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه «بحران معنا» و «فرسایش اعتماد اجتماعی» است؛ به‌گونه‌ای که پیوندهای نامرئی میان افراد و نهادها سست می‌شود، هرچند جامعه به‌طور کامل فرو نمی‌پاشد.
undefined۱. منطق شکل‌گیری آنومی در شرایط بحراندر جوامعی که هم‌زمان با مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی (تورم، بیکاری)، شکاف‌های اجتماعی-سیاسی، خشونت یا جنگ، و ابهام در آینده مواجه‌اند، بستر تشدید آنومی فراهم می‌شود. در این وضعیت سه روند هم‌زمان رخ می‌دهد:
undefinedفروپاشی افق آینده: ناتوانی افراد در برنامه‌ریزی بلندمدت به دلیل بی‌ثباتی قواعد اجتماعی و اقتصادی.undefinedتضعیف همبستگی اجتماعی: کاهش اعتماد عمومی و گسترش «فردگرایی تدافعی».undefinedبحران هنجاری: تعارض یا بی‌اعتباری ارزش‌های مشترک و ابهام در پاسخ به «چه باید کرد؟».در نگاه دورکیم، آنومی نه فروپاشی کامل، بلکه «گسست در تنظیم اخلاقی زندگی جمعی» است.
undefined۲. پیامدهای تداوم وضعیت آنومیکادامه این وضعیت می‌تواند پیامدهای ساختاری زیر را در پی داشته باشد:کاهش سرمایه و اعتماد اجتماعی
افزایش مهاجرت و خروج سرمایه انسانی
گسترش انزواطلبی و فردگرایی دفاعی
تضعیف مشارکت مدنی و سیاسی
رشد اقتصاد غیررسمی و بی‌ثباتی نهادی
افزایش احساس بی‌قدرتی و بی‌معنایی جمعی
خطر اصلی در این مرحله، «گسست اخلاقی جامعه» است؛ یعنی لحظه‌ای که افراد دیگر خود را جزئی از یک کل معنادار احساس نمی‌کنند.
undefined۳. نمونه‌ای از تشدید آنومی در بستر ایراندر وضعیت ایران، هم‌زمانی عواملی چون شکاف‌های عمیق اجتماعی، بحران مشروعیت سیاسی، حوادث تلخ اسفند ۱۴۰۴ و جنگ‌های ۱۲ و ۳۹ روزه، دوقطبی شدن جامعه، تلفات انسانی، تخریب زیرساخت‌ها، تورم و بیکاری گسترده، و وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، به تضعیف هم‌زمان سه رکن نظم اجتماعی انجامیده است. نتیجه این فرایند، کاهش اعتماد عمومی و غیرقابل پیش‌بینی شدن آینده برای شهروندان است.
undefined۴. راه‌های خروج از بحران: چشم‌انداز دورکیمیدورکیم بحران را نه پایان جامعه، بلکه فرصتی برای بازسازی نظم اجتماعی می‌داند. این بازسازی صرفاً اقتصادی یا اداری نیست، بلکه ماهیتی اخلاقی و نهادی دارد و در چند محور قابل صورت‌بندی است:undefinedبازسازی هنجارهای مشترک: ایجاد قواعد پایدار و قابل‌پذیرش برای تنظیم رفتار اجتماعی.undefinedاحیای اعتماد نهادی: بازگشت کارآمدی و اعتبار به نهادهای سیاسی، قضایی و اقتصادی.undefinedتقویت همبستگی ارگانیک: افزایش پیوندهای درون‌اجتماعی بدون طرد گروه‌ها.undefinedکاهش نابرابری‌های ساختاری: مهار شکاف‌های اقتصادی-اجتماعی برای تقویت انسجام اخلاقی.undefinedبازسازی افق آینده: احیای امکان پیش‌بینی‌پذیری و امید به آینده در سطح عمومی.
undefined جمع‌بندیدر چارچوب دورکیمی، بحران‌های عمیق اجتماعی لزوماً نشانه فروپاشی نیستند، بلکه مرحله‌ای گذارند که در آن نظم موجود کارایی خود را از دست می‌دهد و نظم جدید هنوز شکل نگرفته است. عبور از آنومی زمانی ممکن می‌شود که تعادلی تازه میان فرد و جمع، آزادی و نظم، و تغییر و ثبات برقرار گردد؛ تعادلی که دوباره جامعه را به سطحی از معنا، اعتماد و پیش‌بینی‌پذیری بازمی‌گرداند.@akbarakbar
undefined۵
undefined۴

۱۴۵

۹:۳۱

thumbnail
undefined فیل در تاریکی سیاست
undefined اکبر اعلمی
یکی از آسیب‌های جدی فضای سیاسی و رسانه‌ای ما، قضاوت درباره افراد بر اساس بخشی از واقعیت است؛ واقعیتی که شخصاً بارها آن را تجربه کرده‌ام. undefinedبا وجود آنکه دست‌کم از سال ۱۳۶۴ تاکنون حضوری آشکار در عرصه سیاست داشته‌ام، صدها مصاحبه، سخنرانی، نطق و مناظره انجام داده‌ام، هزاران صفحه یادداشت و تحلیل در زمینه‌های گوناگون نوشته‌ام و مواضع خود را درباره مسائل مختلف به صراحت بیان کرده‌ام ــ مواضعی که با یک جست‌وجوی ساده در گوگل، یوتیوب، وب‌سایت شخصی یا صفحات و کانال‌های اطلاع‌رسانی‌ام در شبکه‌های اجتماعی به آسانی قابل دسترسی است ــ با این حال بارها پیش آمده که تنها بر اساس یک جمله، یک مصاحبه یا یک موضع‌گیری و یادداشت خاص مورد قضاوت قرار گرفته‌ام؛ گویی تمام اندیشه، باورها و کارنامه سیاسی من در همان یک موضع خلاصه می‌شود.undefinedاین وضعیت به‌خوبی حکایت «فیل در تاریکی» را تداعی می‌کند؛ آنجا که هر کس بخشی از فیل را لمس می‌کرد و بر اساس همان بخش، تصویری از کل ارائه می‌داد. هیچ‌کس الزاماً دروغ نمی‌گفت، اما هیچ‌کس نیز تصویر کامل را در اختیار نداشت. خطا نه در آنچه دیده می‌شد، بلکه در ناقص دیدن و تعمیم جزء به کل بود.undefinedدر فضای سیاسی نیز چنین خطایی فراوان رخ می‌دهد. گاه افرادی که هرگز کارنامه یک کنشگر را دنبال نکرده‌اند و زحمتی برای مطالعه مجموعه مواضع او به خود نداده‌اند، با مشاهده اتفاقی یک مصاحبه یا خواندن یک یادداشت، به سرعت به داوری می‌نشینند. شگفت‌آورتر آنکه ناآگاهی خود را مبنای قضاوت قرار می‌دهند و با تعجب می‌پرسند: «تا امروز کجا بودی؟» یا «چرا تاکنون سکوت کرده بودی؟»حال آنکه چه‌بسا همان فرد سال‌ها درباره آن موضوع سخن گفته، نوشته، هشدار داده و موضع‌گیری کرده باشد. در چنین مواردی، مسئله سکوت گوینده نیست؛ مسئله نشنیدن شنونده است. اما در یک وارونگی تأمل‌برانگیز، فقدان آگاهی شخصی به فقدان واقعیت تعبیر می‌شود و آنچه دیده یا شنیده نشده، اساساً وجود نداشته تلقی می‌گردد.undefinedاین پدیده البته منحصر به نگارنده یا ایران نیست. در بسیاری از جوامع و درباره بسیاری از شخصیت‌های عمومی نیز می‌توان آن را مشاهده کرد؛ به‌ویژه در عصر شبکه‌های اجتماعی که در آن برش‌های کوتاه، نقل‌قول‌های گزینشی و قضاوت‌های شتاب‌زده بیش از مطالعه عمیق و شناخت جامع مجال بروز می‌یابند. پیامد چنین وضعیتی نیز روشن است: تقلیل واقعیت به تصویری ناقص، گسترش سوءتفاهم، تضعیف گفت‌وگوی عقلانی و داوری‌های غیرمنصفانه بر پایه اطلاعات محدود.undefinedاگر قرار است درباره یک شخصیت سیاسی، فکری یا اجتماعی قضاوتی منصفانه صورت گیرد، معیار باید مجموعه مواضع، سیر تحول اندیشه‌ها و کارنامه عملی او باشد، نه یک جمله، یک موضع یا یک مقطع خاص. شناخت انسان‌ها، به‌ویژه آنان که سال‌ها در عرصه عمومی حضور داشته‌اند، جز با نگریستن به تصویر کامل ممکن نیست. در غیر این صورت، حاصل چنین رویکردی چیزی جز قربانی شدن حقیقت به پای قضاوت‌های شتاب‌زده و بی‌انصافی در حقِ قضاوت‌شونده نخواهد بود.undefinedمیان «من ندیده‌ام» و «وجود نداشته است» فاصله‌ای به اندازه حقیقت وجود دارد؛ فاصله‌ای که هرگاه نادیده گرفته شود، فیل همچنان در تاریکی باقی خواهد ماند.@akbaralami
undefined۴
undefined۲
undefined۱

۱۰۱

۱۵:۱۳